Forwarded from گفتوشنود
محکومیت فرانک ذبیحی، شهروند بهائی، به حبس و محرومیت اجتماعی در قائمشهر
فرانک ذبیحی، شهروند بهائی ساکن قائمشهر، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به تحمل حبس و محرومیتهای اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم و اتهامات
بر اساس رأی صادره توسط رضا مجازی، قاضی دادگاه انقلاب قائمشهر، خانم ذبیحی از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ آیین بهائی» به دو سال و یک روز حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند در تاریخ ۱۲ مردادماه برگزار و حکم نهایی در تاریخ ۱۹ مردادماه صادر و ابلاغ شد.
پیشتر، فرانک ذبیحی ماهفروجکی در تاریخ ۱۸ فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از یک روز با تودیع وثیقه از زندان تیرکلا ساری آزاد شده بود. مأموران امنیتی در جریان آن بازداشت، ضمن یورش به منزل وی، شماری از لوازم شخصی و وسایل الکترونیکی او و اعضای خانوادهاش را ضبط کرده بودند.
▪️تداوم سرکوب سیستماتیک جامعه بهائی
صدور احکام سنگین حبس و محرومیتهای اجتماعی برای شهروندانی نظیر فرانک ذبیحی، بازتابی از رویه مداوم و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی در اعمال فشار بر جامعه بهائی است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات عقیدتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی، زندگی روزمره و فعالیتهای شهروندان بهائی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فرانک ذبیحی، شهروند بهائی ساکن قائمشهر، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به تحمل حبس و محرومیتهای اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم و اتهامات
بر اساس رأی صادره توسط رضا مجازی، قاضی دادگاه انقلاب قائمشهر، خانم ذبیحی از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ آیین بهائی» به دو سال و یک روز حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند در تاریخ ۱۲ مردادماه برگزار و حکم نهایی در تاریخ ۱۹ مردادماه صادر و ابلاغ شد.
پیشتر، فرانک ذبیحی ماهفروجکی در تاریخ ۱۸ فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از یک روز با تودیع وثیقه از زندان تیرکلا ساری آزاد شده بود. مأموران امنیتی در جریان آن بازداشت، ضمن یورش به منزل وی، شماری از لوازم شخصی و وسایل الکترونیکی او و اعضای خانوادهاش را ضبط کرده بودند.
▪️تداوم سرکوب سیستماتیک جامعه بهائی
صدور احکام سنگین حبس و محرومیتهای اجتماعی برای شهروندانی نظیر فرانک ذبیحی، بازتابی از رویه مداوم و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی در اعمال فشار بر جامعه بهائی است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات عقیدتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی، زندگی روزمره و فعالیتهای شهروندان بهائی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔14❤3🕊2
نزدیک به چهار ماه بازداشت و انفرادی؛ تداوم بلاتکلیفی سمیه آقایاری
نزدیک به چهار ماه از بازداشت سمیه آقایاری، شهروند اهل سمیرم، میگذرد و او همچنان در شرایط انفرادی و بلاتکلیفی نگهداری میشود. بر اساس اطلاعات رسیده، این شهروند طی این مدت تنها در موارد محدودی امکان تماس تلفنی با خانواده خود را داشته و با وجود پیگیریهای مکرر خانواده، تاکنون به بند عمومی منتقل نشده است.
سمیه آقایاری روز ۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، پس از ورود مأموران اطلاعات سپاه به منزلش بازداشت شد. بر اساس گزارشهای دریافتی، فعالیت سیاسی و اداره یک صفحه در فضای مجازی از دلایل بازداشت او عنوان شده است.
اکنون با گذشت نزدیک به چهار ماه، یک منبع مطلع میگوید خانم آقایاری همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و خانواده او در این مدت پاسخ روشن و مشخصی درباره وضعیت پرونده و سرنوشت وی دریافت نکردهاند.
به گفته این منبع، در پی اصرار و پیگیریهای مکرر خانواده، سمیه آقایاری تنها دو یا سه مرتبه اجازه تماس تلفنی کوتاه با خانواده خود را پیدا کرده است، اما همچنان از انتقال او به بند عمومی جلوگیری میشود.
به گفته این منبع تاکنون اطلاع روشنی درباره تفهیم رسمی اتهامات و روند قضایی پرونده در اختیار خانواده قرار نگرفته است. با این حال، مقامهای مسئول در پاسخهای شفاهی به خانواده، ادعاهایی را مطرح کردهاند. در حال حاضر مشخص نیست آیا این ادعاها بهطور رسمی بهعنوان اتهام به سمیه آقایاری تفهیم شدهاند یا خیر.
با وجود طولانیشدن بازداشت، تاکنون زمینه آزادی موقت او با تأمین وثیقه نیز فراهم نشده است.
سمیه آقایاری مادر یک دختر ۱۵ ساله است.
#سمیه_آقایاری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
نزدیک به چهار ماه از بازداشت سمیه آقایاری، شهروند اهل سمیرم، میگذرد و او همچنان در شرایط انفرادی و بلاتکلیفی نگهداری میشود. بر اساس اطلاعات رسیده، این شهروند طی این مدت تنها در موارد محدودی امکان تماس تلفنی با خانواده خود را داشته و با وجود پیگیریهای مکرر خانواده، تاکنون به بند عمومی منتقل نشده است.
سمیه آقایاری روز ۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، پس از ورود مأموران اطلاعات سپاه به منزلش بازداشت شد. بر اساس گزارشهای دریافتی، فعالیت سیاسی و اداره یک صفحه در فضای مجازی از دلایل بازداشت او عنوان شده است.
اکنون با گذشت نزدیک به چهار ماه، یک منبع مطلع میگوید خانم آقایاری همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و خانواده او در این مدت پاسخ روشن و مشخصی درباره وضعیت پرونده و سرنوشت وی دریافت نکردهاند.
به گفته این منبع، در پی اصرار و پیگیریهای مکرر خانواده، سمیه آقایاری تنها دو یا سه مرتبه اجازه تماس تلفنی کوتاه با خانواده خود را پیدا کرده است، اما همچنان از انتقال او به بند عمومی جلوگیری میشود.
به گفته این منبع تاکنون اطلاع روشنی درباره تفهیم رسمی اتهامات و روند قضایی پرونده در اختیار خانواده قرار نگرفته است. با این حال، مقامهای مسئول در پاسخهای شفاهی به خانواده، ادعاهایی را مطرح کردهاند. در حال حاضر مشخص نیست آیا این ادعاها بهطور رسمی بهعنوان اتهام به سمیه آقایاری تفهیم شدهاند یا خیر.
با وجود طولانیشدن بازداشت، تاکنون زمینه آزادی موقت او با تأمین وثیقه نیز فراهم نشده است.
سمیه آقایاری مادر یک دختر ۱۵ ساله است.
#سمیه_آقایاری #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3🕊3
Forwarded from گفتوشنود
هنر دیدن حقیقت بدون نقاب تایید
بازتعریف معنای پذیرش در چشمانداز واقعیت
در ذهن جمعی و روابط روزمره، مرز باریکی میان تاییدکردن و پذیرفتن وجود دارد که مدام مخدوش میشود. بسیاری گمان میکنند اگر پدیده، رفتار یا باوری را پذیرفتند، در واقع به آن تندادهاند، مهر تایید بر آن کوبیدهاند و با آن همرنگ شدهاند.
این سوتفاهم ریشه در نگاهی قطبی دارد که جهان را تنها به سیاه و سفید تقسیم میکند؛ یا باید با خشم در برابر واقعیت ایستاد و آن را طرد کرد، یا با تسلیم کامل، بهرنگ آن درآمد.
اما پذیرش در معنای عمیق خود، هیچ سنخیتی با انفعال یا رضایت قلبی ندارد.
پذیرفتن یعنی گشودن چشم ها بر روی واقعیت همان گونه که هست، بدون تحریف، بدون نقاب و بدون پناه بردن به توهمات تسلی بخش.
وقتی شرایطی ناخوشایند یا تفکری مخالف در برابر انسان قرارمیگیرد، تایید کردن به معنای هم داستان شدن با آن است، در حالی که پذیرش تنها به رسمیت شناختن وجود آن در میدان واقعیت است.
پزشکی که بیماری لاعلاجی را در تن بیمار میپذیرد، هرگز به استقبال آن نمیرود یا از آن خشنود نیست، بلکه تنها بستر کار را بر اساس واقعیت موجود تنظیم میکند.
انکار وضعیت، انرژی روانی را در نبردی بیفرجام هدر میدهد، در حالی که پذیرش، نقطه ثقل ایستادن و دیدن حقیقت عریان است.
این در هم آمیختگی میان تایید و پذیرش، به ویژه در بسترهای اجتماعی و فکری بسته، ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. در جوامعی که تفاوت به رسمیت شناخته نمیشود، هرگونه پذیرش واقعیتهای ناهمگون به اشتباه به معنای تسلیم در برابر قدرت یا ارزشهای حاکم تعبیر میشود. در حالی که میتوان پدیدهای را دید، ابعاد آن را بدون پیش داوری درک کرد و در عین حال کمترین هم رنگی با آن نداشت.
رهایی از این اشتباه ذهنی، امکان مواجهه بیواسطه با جهان را فراهم می کند؛ جایی که انسان میتواند حقیقت را بدون ترس از حل شدن در آن، به تمامی به تماشا بنشیند.
#پذیرش #انکار #حقیقت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بازتعریف معنای پذیرش در چشمانداز واقعیت
در ذهن جمعی و روابط روزمره، مرز باریکی میان تاییدکردن و پذیرفتن وجود دارد که مدام مخدوش میشود. بسیاری گمان میکنند اگر پدیده، رفتار یا باوری را پذیرفتند، در واقع به آن تندادهاند، مهر تایید بر آن کوبیدهاند و با آن همرنگ شدهاند.
این سوتفاهم ریشه در نگاهی قطبی دارد که جهان را تنها به سیاه و سفید تقسیم میکند؛ یا باید با خشم در برابر واقعیت ایستاد و آن را طرد کرد، یا با تسلیم کامل، بهرنگ آن درآمد.
اما پذیرش در معنای عمیق خود، هیچ سنخیتی با انفعال یا رضایت قلبی ندارد.
پذیرفتن یعنی گشودن چشم ها بر روی واقعیت همان گونه که هست، بدون تحریف، بدون نقاب و بدون پناه بردن به توهمات تسلی بخش.
وقتی شرایطی ناخوشایند یا تفکری مخالف در برابر انسان قرارمیگیرد، تایید کردن به معنای هم داستان شدن با آن است، در حالی که پذیرش تنها به رسمیت شناختن وجود آن در میدان واقعیت است.
پزشکی که بیماری لاعلاجی را در تن بیمار میپذیرد، هرگز به استقبال آن نمیرود یا از آن خشنود نیست، بلکه تنها بستر کار را بر اساس واقعیت موجود تنظیم میکند.
انکار وضعیت، انرژی روانی را در نبردی بیفرجام هدر میدهد، در حالی که پذیرش، نقطه ثقل ایستادن و دیدن حقیقت عریان است.
این در هم آمیختگی میان تایید و پذیرش، به ویژه در بسترهای اجتماعی و فکری بسته، ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. در جوامعی که تفاوت به رسمیت شناخته نمیشود، هرگونه پذیرش واقعیتهای ناهمگون به اشتباه به معنای تسلیم در برابر قدرت یا ارزشهای حاکم تعبیر میشود. در حالی که میتوان پدیدهای را دید، ابعاد آن را بدون پیش داوری درک کرد و در عین حال کمترین هم رنگی با آن نداشت.
رهایی از این اشتباه ذهنی، امکان مواجهه بیواسطه با جهان را فراهم می کند؛ جایی که انسان میتواند حقیقت را بدون ترس از حل شدن در آن، به تمامی به تماشا بنشیند.
#پذیرش #انکار #حقیقت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7💯3👌1
گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» متن بیانیه هفتگی این کارزار را بدین شرح منتشر کرد:
یاد و خاطره تمامی زندانیان سیاسی جانباخته در تابستان خونین ۱۳۶۷ گرامی و جاودان باد.
در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ ــ که توسط آقای جاوید رحمان، گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، به عنوان «جنایت علیه بشریت» شناخته شد ــ یاد و خاطره تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی میداریم و امیدواریم به زودی عاملان و آمران این فاجعه ضدبشری در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، دادخواه تکتک این عزیزان و تمامی کسانی است که توسط دیکتاتوری حاکم بر ایران اعدام شدهاند. حکومت مستبد طی هفته گذشته نیز یک زندانی سیاسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نام شهرام صادقی را سبعانه در کرج به دار آویخت. با اعدام شهرام صادقی و محمد (چراگ) افروخته که اخیراً در زاهدان اعدام شد، تعداد زندانیان سیاسی اعدامشده از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستکم به ۳۹ تن رسیده است. این آمار، زنگ خطری جدی برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی زیر حکم اعدام است.
حکومت ولایت فقیه با وجود اعتراضات گسترده، هرگز دست از اعدام بر نداشته است؛ چرا که بقای خود را در گرو سرکوب و اعدام میبیند. طی ماههای گذشته، میزان اعدامها به حدی افزایش یافت که پس از ۱۳۴ هفته تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و گزارشهای مکرر آن به افکار عمومی و نهادهای مختلف ــ در کنار اعتراضات گسترده مردم و فعالان ضد اعدام ــ سرانجام ۳۲ کشور مختلف جهان در بیانیهای بسیار مهم، خواستار توقف فوری اعدامها در ایران شدند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، از تمامی این کشورها میخواهیم که برای اثربخشی در توقف ماشین اعدام، تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری خود با حکومت ایران را مشروط به توقف کامل اعدامها کنند. همچنین بار دیگر از همه وجدانهای بیدار میخواهیم که صدای این کارزار و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند و مستمراً به هر شکل ممکن اقدام کنند.
لازم به ذکر است جمعی از زندانیان زندان گچساران با انتشار بیانیهای، پیوستن رسمی خود را به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. بر این اساس، اعضای این کارزار در هفته صد و سی و چهارم مبارزات خود، روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ در ۶۰ زندان سراسر کشور دست به اعتصاب غذا میزنند.اسامی زندانهای اعتصابکننده به شرح زیر است:
زندان اوین(بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور و زندان گچساران
هفته صدوسی و چهارم
سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» متن بیانیه هفتگی این کارزار را بدین شرح منتشر کرد:
یاد و خاطره تمامی زندانیان سیاسی جانباخته در تابستان خونین ۱۳۶۷ گرامی و جاودان باد.
در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ ــ که توسط آقای جاوید رحمان، گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، به عنوان «جنایت علیه بشریت» شناخته شد ــ یاد و خاطره تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی میداریم و امیدواریم به زودی عاملان و آمران این فاجعه ضدبشری در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، دادخواه تکتک این عزیزان و تمامی کسانی است که توسط دیکتاتوری حاکم بر ایران اعدام شدهاند. حکومت مستبد طی هفته گذشته نیز یک زندانی سیاسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نام شهرام صادقی را سبعانه در کرج به دار آویخت. با اعدام شهرام صادقی و محمد (چراگ) افروخته که اخیراً در زاهدان اعدام شد، تعداد زندانیان سیاسی اعدامشده از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستکم به ۳۹ تن رسیده است. این آمار، زنگ خطری جدی برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی زیر حکم اعدام است.
حکومت ولایت فقیه با وجود اعتراضات گسترده، هرگز دست از اعدام بر نداشته است؛ چرا که بقای خود را در گرو سرکوب و اعدام میبیند. طی ماههای گذشته، میزان اعدامها به حدی افزایش یافت که پس از ۱۳۴ هفته تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و گزارشهای مکرر آن به افکار عمومی و نهادهای مختلف ــ در کنار اعتراضات گسترده مردم و فعالان ضد اعدام ــ سرانجام ۳۲ کشور مختلف جهان در بیانیهای بسیار مهم، خواستار توقف فوری اعدامها در ایران شدند.
ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، از تمامی این کشورها میخواهیم که برای اثربخشی در توقف ماشین اعدام، تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری خود با حکومت ایران را مشروط به توقف کامل اعدامها کنند. همچنین بار دیگر از همه وجدانهای بیدار میخواهیم که صدای این کارزار و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند و مستمراً به هر شکل ممکن اقدام کنند.
لازم به ذکر است جمعی از زندانیان زندان گچساران با انتشار بیانیهای، پیوستن رسمی خود را به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. بر این اساس، اعضای این کارزار در هفته صد و سی و چهارم مبارزات خود، روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ در ۶۰ زندان سراسر کشور دست به اعتصاب غذا میزنند.اسامی زندانهای اعتصابکننده به شرح زیر است:
زندان اوین(بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور و زندان گچساران
هفته صدوسی و چهارم
سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤7🕊7👌1
جداسازی اندیشه از هویت
چرا نقد اندیشه، حمله به هویت تعبیر میشود؟
در فضای فکری برخی از ما، مرز میان باور و وجود به شدت مخدوش است و اندیشه انسانها نه به عنوان ابزاری سیال برای شناخت جهان، بلکه به مثابه پوستهای دفاعی و چسبیده به هویت فردی شناخته میشود.
در این ساختار سنتی و ریشهدار، وقتی ایدهای به چالش کشیده میشود یا زیر تیغ نقد میرود، صاحب آن ایده بلافاصله احساس میکند که کل وجود، اصالت و شرافتش هدف هجوم قرار گرفته است.
ذهن جمعی عادت کرده است عقاید را با ریشههای خونی و حیثیتی گره بزند و به جای برخورد با استدلال، به دفاع از سنگر شخص بلند شود.
این همانی میان فکر و هویت، ریشه در جوامعی دارد که در آنها استقلال فردی و تفکر انتقادی به رسمیت شناخته نشده است. وقتی فرد در بستری رشد میکند که اعتبارش نه بر پایه انتخابهای آگاهانه، بلکه بر اساس وابستگی به مجموعهای از باورهای از پیش تعیین شده سنجیده میشود، نقد آن باور به معنای خلع سلاح کردن و فروپاشی شخصیتی اوست.
در چنین فضایی، اندیشه لباس حریم خصوصی میپوشد و هر پرسشی پیرامون اعتبار یک گزاره، به خصومت شخصی تعبیر میشود. گفتگو جای خود را به میدان جنگ میدهد و افراد به جای تحلیل گزارهها، سنگر میگیرند تا از آبرو و اعتبار فردی خود دفاع کنند.
نتیجه این در هم تنیدگی، فلج شدن جریان زنده اندیشه و شکلگیری فرهنگ سکوت یا تملق است. کسی جرات نمیکند خطایی را در ساختار یک تفکر نمایان کند، زیرا هزینه اجتماعی این جراتورزی، ترور شخصیت و طرد شدن از دایره امن گروه است.
از اینروی تا زمانی که نتوان میان آنچه انسان میاندیشد و آنچه انسان هست فاصلهای امن ایجاد کرد، هر نقد علمی یا اجتماعی به خصومتی شخصی تبدیل میشود.
بقای این فرهنگ بسته در گرو همین عدم تفکیک است؛ فضایی که در آن اندیشهها مصون از پرسش میمانند، چون حاملان آنها اجازه نمیدهند کسی به حریم هویتشان نزدیک شود.
#تفکر_انتقادی #آزاداندیشی #باور #هویت #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
چرا نقد اندیشه، حمله به هویت تعبیر میشود؟
در فضای فکری برخی از ما، مرز میان باور و وجود به شدت مخدوش است و اندیشه انسانها نه به عنوان ابزاری سیال برای شناخت جهان، بلکه به مثابه پوستهای دفاعی و چسبیده به هویت فردی شناخته میشود.
در این ساختار سنتی و ریشهدار، وقتی ایدهای به چالش کشیده میشود یا زیر تیغ نقد میرود، صاحب آن ایده بلافاصله احساس میکند که کل وجود، اصالت و شرافتش هدف هجوم قرار گرفته است.
ذهن جمعی عادت کرده است عقاید را با ریشههای خونی و حیثیتی گره بزند و به جای برخورد با استدلال، به دفاع از سنگر شخص بلند شود.
این همانی میان فکر و هویت، ریشه در جوامعی دارد که در آنها استقلال فردی و تفکر انتقادی به رسمیت شناخته نشده است. وقتی فرد در بستری رشد میکند که اعتبارش نه بر پایه انتخابهای آگاهانه، بلکه بر اساس وابستگی به مجموعهای از باورهای از پیش تعیین شده سنجیده میشود، نقد آن باور به معنای خلع سلاح کردن و فروپاشی شخصیتی اوست.
در چنین فضایی، اندیشه لباس حریم خصوصی میپوشد و هر پرسشی پیرامون اعتبار یک گزاره، به خصومت شخصی تعبیر میشود. گفتگو جای خود را به میدان جنگ میدهد و افراد به جای تحلیل گزارهها، سنگر میگیرند تا از آبرو و اعتبار فردی خود دفاع کنند.
نتیجه این در هم تنیدگی، فلج شدن جریان زنده اندیشه و شکلگیری فرهنگ سکوت یا تملق است. کسی جرات نمیکند خطایی را در ساختار یک تفکر نمایان کند، زیرا هزینه اجتماعی این جراتورزی، ترور شخصیت و طرد شدن از دایره امن گروه است.
از اینروی تا زمانی که نتوان میان آنچه انسان میاندیشد و آنچه انسان هست فاصلهای امن ایجاد کرد، هر نقد علمی یا اجتماعی به خصومتی شخصی تبدیل میشود.
بقای این فرهنگ بسته در گرو همین عدم تفکیک است؛ فضایی که در آن اندیشهها مصون از پرسش میمانند، چون حاملان آنها اجازه نمیدهند کسی به حریم هویتشان نزدیک شود.
#تفکر_انتقادی #آزاداندیشی #باور #هویت #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌3
صدور حکم یک سال حبس برای پارسا مصلحیفرد، آهنگساز و از بازداشتشدگان اعتراضات
پارسا مصلحیفرد، آهنگساز جوان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد.
جلسه رسیدگی به اتهامات او در تاریخ ۲۸ تیرماه برگزار شد و حکم محکومیت وی روز دوشنبه ۲۶ مرداد به او اعلام شد. این شهروند متولد ۱۳۷۹ و ساکن تهران، در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴ در جریان موج بازداشتهای مرتبط با اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شده بود.
او پیشتر نیز در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ به دلیل فعالیتهای هنری و اعتراضی خود سابقه بازداشت داشت. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده مصلحیفرد، سیمکارت این شهروند همچنان مسدود است و وسایل الکترونیکی ضبطشده او تاکنون به خانوادهاش بازگردانده نشده است.
#پارسا_مصلحی_فرد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
پارسا مصلحیفرد، آهنگساز جوان و از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، از سوی شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی سیدعلی مظلوم، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس محکوم شد.
جلسه رسیدگی به اتهامات او در تاریخ ۲۸ تیرماه برگزار شد و حکم محکومیت وی روز دوشنبه ۲۶ مرداد به او اعلام شد. این شهروند متولد ۱۳۷۹ و ساکن تهران، در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴ در جریان موج بازداشتهای مرتبط با اعتراضات سراسری دیماه بازداشت شده بود.
او پیشتر نیز در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ به دلیل فعالیتهای هنری و اعتراضی خود سابقه بازداشت داشت. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده مصلحیفرد، سیمکارت این شهروند همچنان مسدود است و وسایل الکترونیکی ضبطشده او تاکنون به خانوادهاش بازگردانده نشده است.
#پارسا_مصلحی_فرد
#نه_به_جمهوری_اسلامی
🕊11💔7❤1
شکاف عمیق میان دخل و خرج مزدبگیران
درآمد زیر ۲۵ میلیون
هزینه بالای ۹۰ میلیون
فاصله میان اعداد روی کاغذ و واقعیت تلخ سفرههای مردم به پرتگاهی عمیق بدل شده است. بر اساس جدیدترین گزارش خبرگزاری ایلنا در مرداد ۱۴۰۵، هزینه واقعی سبد معیشت خانوارهای کارگری با جهشی بیسابقه به مرز ۹۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است؛ این در حالی است که سبد معیشت مصوب شورایعالی کار در اسفند گذشته تنها ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تعیین شده بود. ثبت افزایش ۴۷ میلیون تومانی هزینههای حداقلی زندگی تنها در طول چهار ماه نخست سال، گواهی بر تورم ویرانگری است که بنیان خانوادهها را در هم میشکند.
در سوی دیگر این معادله نابرابر، حداقل دستمزد پایه ماهانه کارگران برای سال ۱۴۰۵ رقم ناچیز ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۵۰ تومان تعیین شده است. حتی با احتساب تمامی مزایا، حق عائلهمندی، اولاد و سنوات، مجموع دریافتی یک کارگر متأهل با فرزند به حدود ۲۵ میلیون تومان میرسد.
این رقم به معنای شکافی مرگبار است که نشان میدهد حقوق ماهانه کارگران تنها ۲۷.۵۸ درصد از هزینههای واقعی زندگی را پوشش میدهد؛ به بیان سادهتر، دستمزدها تنها توان تأمین کمتر از یکسوم نیازهای حداقلی را دارند.
بحران زمانی ابعاد تیرهتری به خود میگیرد که نگاهی به تورم اقلام اساسی بیندازیم. نرخ تورم نقطهای خوراکیها و آشامیدنیها در تیرماه به ۱۲۸.۱ درصد رسید؛ یعنی قیمت سبد کالاهای اساسی نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۲.۸ برابر شده است.
در شرایطی که تورم خوراکیها از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده، حداقل دستمزد کارگران تنها ۶۰ درصد و سایر سطوح مزدی ۴۵ درصد آنهم در ابتدای سال رشد داشتهاند. این سیاست دستمزدی، عقبماندگی ۶۸ تا ۸۳ درصدی مزد در برابر تورم واقعی بازار را رقم زده و طبقه مزدبگیر را به لبه پرتگاه فقری مطلق پرتاب کرده است.
#تورم #معیشت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
درآمد زیر ۲۵ میلیون
هزینه بالای ۹۰ میلیون
فاصله میان اعداد روی کاغذ و واقعیت تلخ سفرههای مردم به پرتگاهی عمیق بدل شده است. بر اساس جدیدترین گزارش خبرگزاری ایلنا در مرداد ۱۴۰۵، هزینه واقعی سبد معیشت خانوارهای کارگری با جهشی بیسابقه به مرز ۹۰ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان رسیده است؛ این در حالی است که سبد معیشت مصوب شورایعالی کار در اسفند گذشته تنها ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تعیین شده بود. ثبت افزایش ۴۷ میلیون تومانی هزینههای حداقلی زندگی تنها در طول چهار ماه نخست سال، گواهی بر تورم ویرانگری است که بنیان خانوادهها را در هم میشکند.
در سوی دیگر این معادله نابرابر، حداقل دستمزد پایه ماهانه کارگران برای سال ۱۴۰۵ رقم ناچیز ۱۶ میلیون و ۶۲۵ هزار و ۵۵۰ تومان تعیین شده است. حتی با احتساب تمامی مزایا، حق عائلهمندی، اولاد و سنوات، مجموع دریافتی یک کارگر متأهل با فرزند به حدود ۲۵ میلیون تومان میرسد.
این رقم به معنای شکافی مرگبار است که نشان میدهد حقوق ماهانه کارگران تنها ۲۷.۵۸ درصد از هزینههای واقعی زندگی را پوشش میدهد؛ به بیان سادهتر، دستمزدها تنها توان تأمین کمتر از یکسوم نیازهای حداقلی را دارند.
بحران زمانی ابعاد تیرهتری به خود میگیرد که نگاهی به تورم اقلام اساسی بیندازیم. نرخ تورم نقطهای خوراکیها و آشامیدنیها در تیرماه به ۱۲۸.۱ درصد رسید؛ یعنی قیمت سبد کالاهای اساسی نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۲.۸ برابر شده است.
در شرایطی که تورم خوراکیها از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده، حداقل دستمزد کارگران تنها ۶۰ درصد و سایر سطوح مزدی ۴۵ درصد آنهم در ابتدای سال رشد داشتهاند. این سیاست دستمزدی، عقبماندگی ۶۸ تا ۸۳ درصدی مزد در برابر تورم واقعی بازار را رقم زده و طبقه مزدبگیر را به لبه پرتگاه فقری مطلق پرتاب کرده است.
#تورم #معیشت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔6❤1👍1
Forwarded from گفتوشنود
گفتار نیک، نیکگفتن؛ هفت مهارت کلیدی گفتوشنود
نوشتار «گفتار نیک، نیکگفتن» به بررسی ابزارها و اصول ارتباطی برای داشتن یک گفتوگوی سازنده در دنیایی متکثر میپردازد. این نوشتار نشان میدهد چگونه میتوان با درک بهتر یکدیگر، تعارضها را کاهش داد و به همدلی و همزیستی مسالمتآمیز دست یافت.
۱. تفاوت گفتوشنود با سخنرانی
گفتوشنود یک فرآیند دوطرفه و مشارکتی است، نه مسابقهای برای پیروزی در بحث یا یک سخنرانی یکطرفه. گوش دادن فعال و همدلانه، پایه اصلی این ارتباط است و باید بهجای انتظار برای نوبت صحبت خود، با وقار و توجه به سخنان دیگری گوش فرا دهیم.
۲. شفافسازی هدف
هدف از گفتوگو باید برای همه واضح باشد. در گفتوشنودهای سازنده، مقصود اصلی دستیابی به تفاهم، همدلی و همزیستی است، نه تلاش برای تغییر عقیده یا قانع کردن اجباری طرف مقابل که معمولاً فرآیند گفتوگو را با چالش روبهرو میکند.
۳. مراقب موانع زبانی باشید
ارزشها و باورها با واژگان متفاوتی بیان میشوند که گاه باعث سوءتفاهم میگردد. برای جلوگیری از این چالشها، باید مقصود خود را واضح بیان کنیم و در صورت ابهام، از طرف مقابل بخواهیم تا دیدگاه و واژگان خود را شفافتر توضیح دهد.
۴. دوری از پیشفرضها و توطئهاندیشی
پیشداوری و تفکر کلیشهای درباره گروههای دینی یا فکری، آفت بزرگی در گفتوگو است. مردم بسیار متنوعتر و فراتر از چارچوبهای ساده و عامیانه هستند و باید با دور ریختن این پیشفرضها، افراد را در پرتو شناخت واقعی دید.
۵. استقبال از تفاوتها و تأکید بر اشتراکها
تفاوت میان انسانها امری طبیعی است و نباید به معنی دشمنی تلقی شود. نیازی نیست در پایان گفتوگو همه دارای یک دیدگاه واحد باشند؛ بلکه میتوان تفاوتها را درک کرد و با تمرکز بر نقاط اشتراک، به همزیستی سالم کمک نمود.
۶. دقت و تجدیدنظر در حساسیتها
مسائلی مانند دین و باورها معمولاً با حساسیتهای فراوانی همراه هستند. برای ارتباطی موفق، باید همدلی را تمرین کنیم، خود را به جای دیگران بگذاریم و با احتیاط کامل سخن بگوییم تا ناخواسته موجب رنجش یا یادآوری زخمهای قدیمی گروهها نشویم.
۷. توجه به احساسات خود و دیگران
انسانها علاوه بر منطق، عواطف و احساساتی نیز دارند که در جریان گفتگو نمایان میشود. توجه به احساسات طرف مقابل و تأیید آنها حتی در زمان عدم توافق ضروری است و در صورت بروز خشم شدید، بهتر است گفتوگو موقتاً متوقف شود.
نسخه کامل نوشتار «گفتار نیک، نیکگفتن؛ هفت مهارت کلیدی گفتوشنود»
را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/good-speech/
#گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
نوشتار «گفتار نیک، نیکگفتن» به بررسی ابزارها و اصول ارتباطی برای داشتن یک گفتوگوی سازنده در دنیایی متکثر میپردازد. این نوشتار نشان میدهد چگونه میتوان با درک بهتر یکدیگر، تعارضها را کاهش داد و به همدلی و همزیستی مسالمتآمیز دست یافت.
۱. تفاوت گفتوشنود با سخنرانی
گفتوشنود یک فرآیند دوطرفه و مشارکتی است، نه مسابقهای برای پیروزی در بحث یا یک سخنرانی یکطرفه. گوش دادن فعال و همدلانه، پایه اصلی این ارتباط است و باید بهجای انتظار برای نوبت صحبت خود، با وقار و توجه به سخنان دیگری گوش فرا دهیم.
۲. شفافسازی هدف
هدف از گفتوگو باید برای همه واضح باشد. در گفتوشنودهای سازنده، مقصود اصلی دستیابی به تفاهم، همدلی و همزیستی است، نه تلاش برای تغییر عقیده یا قانع کردن اجباری طرف مقابل که معمولاً فرآیند گفتوگو را با چالش روبهرو میکند.
۳. مراقب موانع زبانی باشید
ارزشها و باورها با واژگان متفاوتی بیان میشوند که گاه باعث سوءتفاهم میگردد. برای جلوگیری از این چالشها، باید مقصود خود را واضح بیان کنیم و در صورت ابهام، از طرف مقابل بخواهیم تا دیدگاه و واژگان خود را شفافتر توضیح دهد.
۴. دوری از پیشفرضها و توطئهاندیشی
پیشداوری و تفکر کلیشهای درباره گروههای دینی یا فکری، آفت بزرگی در گفتوگو است. مردم بسیار متنوعتر و فراتر از چارچوبهای ساده و عامیانه هستند و باید با دور ریختن این پیشفرضها، افراد را در پرتو شناخت واقعی دید.
۵. استقبال از تفاوتها و تأکید بر اشتراکها
تفاوت میان انسانها امری طبیعی است و نباید به معنی دشمنی تلقی شود. نیازی نیست در پایان گفتوگو همه دارای یک دیدگاه واحد باشند؛ بلکه میتوان تفاوتها را درک کرد و با تمرکز بر نقاط اشتراک، به همزیستی سالم کمک نمود.
۶. دقت و تجدیدنظر در حساسیتها
مسائلی مانند دین و باورها معمولاً با حساسیتهای فراوانی همراه هستند. برای ارتباطی موفق، باید همدلی را تمرین کنیم، خود را به جای دیگران بگذاریم و با احتیاط کامل سخن بگوییم تا ناخواسته موجب رنجش یا یادآوری زخمهای قدیمی گروهها نشویم.
۷. توجه به احساسات خود و دیگران
انسانها علاوه بر منطق، عواطف و احساساتی نیز دارند که در جریان گفتگو نمایان میشود. توجه به احساسات طرف مقابل و تأیید آنها حتی در زمان عدم توافق ضروری است و در صورت بروز خشم شدید، بهتر است گفتوگو موقتاً متوقف شود.
نسخه کامل نوشتار «گفتار نیک، نیکگفتن؛ هفت مهارت کلیدی گفتوشنود»
را در وبسایت گفتو شنود بخوانید
https://dialog.tavaana.org/good-speech/
#گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👌8❤2
تداوم موج اخراج دانشجویان؛ حکم اخراج علیرضا جعفرزاده از دانشگاه بهشتی تأیید شد
کانال تلگرامی «دانشجویان متحد» از تأیید حکم اخراج علیرضا جعفرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه بهشتی، در شورای تجدیدنظر این دانشگاه خبر داده است. این دانشجو پیشتر از سوی کمیته انضباطی دانشگاه با اتهاماتی از جمله «ایجاد آشوب و بلوا در محیط دانشگاه» به اخراج محکوم شده بود.
به گزارش کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه بهشتی علیرضا جعفرزاده را به اتهام «ایجاد آشوب و بلوا در محیط دانشگاه» به اخراج از دانشگاه محکوم کرده و این حکم پس از اعتراض، در شورای تجدیدنظر نیز تأیید شده است.
بر اساس تصویری که «دانشجویان متحد» از نامه شورای انضباطی دانشگاه منتشر کرده، در پرونده این دانشجو عناوینی از جمله «بلوا و آشوب در محیط دانشگاه»، «توهین به شعائر و مقدسات اسلامی و ملی» و «عدم رعایت شئونات دانشجویی» مطرح شده است.
علیرضا جعفرزاده، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته اقتصاد سیاسی بینالملل، پیشتر نیز در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ با پرونده قضایی مواجه شده بود. بنا بر این گزارش، او به دلیل آنچه «اهانت به رهبری» عنوان شده بود، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.
تأیید حکم اخراج جعفرزاده در شرایطی صورت میگیرد که گزارشهای متعددی از صدور احکام اخراج و محرومیت از تحصیل علیه دانشجویان منتشر میشود؛ روندی که نشاندهنده تداوم استفاده از سازوکارهای انضباطی دانشگاه برای برخورد با دانشجویان به دلیل فعالیتها و مواضع اعتراضی آنان است.
#سرکوب_دانشگاه #علیرضا_جعفرزاده
@Tavaana_TavaanaTech
کانال تلگرامی «دانشجویان متحد» از تأیید حکم اخراج علیرضا جعفرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه بهشتی، در شورای تجدیدنظر این دانشگاه خبر داده است. این دانشجو پیشتر از سوی کمیته انضباطی دانشگاه با اتهاماتی از جمله «ایجاد آشوب و بلوا در محیط دانشگاه» به اخراج محکوم شده بود.
به گزارش کانال تلگرامی «دانشجویان متحد»، کمیته انضباطی دانشگاه بهشتی علیرضا جعفرزاده را به اتهام «ایجاد آشوب و بلوا در محیط دانشگاه» به اخراج از دانشگاه محکوم کرده و این حکم پس از اعتراض، در شورای تجدیدنظر نیز تأیید شده است.
بر اساس تصویری که «دانشجویان متحد» از نامه شورای انضباطی دانشگاه منتشر کرده، در پرونده این دانشجو عناوینی از جمله «بلوا و آشوب در محیط دانشگاه»، «توهین به شعائر و مقدسات اسلامی و ملی» و «عدم رعایت شئونات دانشجویی» مطرح شده است.
علیرضا جعفرزاده، دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد رشته اقتصاد سیاسی بینالملل، پیشتر نیز در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ با پرونده قضایی مواجه شده بود. بنا بر این گزارش، او به دلیل آنچه «اهانت به رهبری» عنوان شده بود، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.
تأیید حکم اخراج جعفرزاده در شرایطی صورت میگیرد که گزارشهای متعددی از صدور احکام اخراج و محرومیت از تحصیل علیه دانشجویان منتشر میشود؛ روندی که نشاندهنده تداوم استفاده از سازوکارهای انضباطی دانشگاه برای برخورد با دانشجویان به دلیل فعالیتها و مواضع اعتراضی آنان است.
#سرکوب_دانشگاه #علیرضا_جعفرزاده
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
اصلاحات در کتابهای درسی عربستان با تمرکز بر مدارا و همزیستی
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
بر اساس گزارش تازه سازمان «IMPACT-se» (موسسه پایش صلح و مدارای فرهنگی در آموزش مدرسهای) که در نشریه «تایمز اسرائیل» بازتاب یافته است، کتابهای درسی مدارس عربستان سعودی مسیر چندساله خود را به سمت ترویج مدارا، همزیستی مسالمتآمیز و تفکر انتقادی ادامه دادهاند.
در بررسی انجامشده روی ۱۳۶ کتاب درسی متعلق به سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۶، مشخص شد که مطالب افراطی، تبعیضآمیز و نمونههای باقیمانده از محتوای یهودستیزانه بهطور کامل از برنامههای درسی جدید حذف شدهاند.
نکات کلیدی این گزارش به شرح زیر است:
تقویت گفتوگوی بینادیان: کتابهای مطالعات اسلامی نمونههای بارزی از روابط مسالمتآمیز پیامبر اسلام (ص) با یهودیان، مسیحیان و قبایل مختلف عرب را برجسته ساختهاند.
قوانین جنگ و حمایت از غیرنظامیان: درسهای مربوط به موضوعات نظامی و جنگ، هرگونه آسیبرساندن به غیرنظامیان را بهشدت ممنوع و محکوم میشمارند.
تعدیل عبارات دینی: پاساژها و بخشهایی که به تصویرسازی منفی از یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان میپرداختند، تعدیل و حذف شدهاند.
تصویرسازی از زنان: نقش زنان به عنوان ارکان فعال در توسعه جامعه و اقتصاد عربستان، همسو با برنامههای «چشمانداز ۲۰۳۰» این کشور، گسترش چشمگیری یافته است.
نگاه به تحولات منطقهای: عباراتی مانند «دشمن صهیونیستی» در برخی متون با عبارات خنثیتر نظیر «اشغالگری اسرائیل» جایگزین شدهاند؛ هرچند همچنان نامی از اسرائیل بر روی نقشههای درسی دیده نمیشود و این کشور به عنوان یک دولت اشغالگر توصیف میگردد.
مسئولان این موسسه پژوهشی، روند کلی حاکم بر کتابهای درسی عربستان را بسیار تشویقکننده ارزیابی کرده و معتقدند این تغییرات بنیادین نقشی سازنده در تقویت ثبات و درک متقابل در منطقه ایفا خواهد کرد.
#مدارا #همزیستی #تفکر_انتقادی #آموزش #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌17💯1
۲۷ مرداد، زادروز جاویدنام محسن محمدپور است. جوانی کارگر که در آبان ۹۸ در حالی که ۱۷ سال بیشتر نداشت، توسط جمهوری اسلامی کشته شد.
محسن بعد از مدرسه در ساختمانی بنایی میکرد. روز قبل از کشته شدنش هم به نزدیکانش گفته بود که میخواهد فردا برای اعتراض برود بیرون.
روز فاجعه، او فقط در خیابا ن نزدیک خانهشان ایستاده بود که ناگهان شلوغ شد و مأموران با باتون حمله کردند و محسن را هم بهشدت زدند و محسن روی زمین افتاد و خون سراپایش را گرفت.
مردم ترسیده بودند و کسی برای کمک جلو نیامد؛ تا اینکه یک خانمِ و دخترش آمدند و از مردم کمک خواستند، اما احدی برای کمک پا پیش نگذاشت.
آن خانم محسن را بلند کرد و روی دوشش گذاشت و بردش کنار خیابان تا برسانندش به بیمارستان در بیمارستان محسن به کما رفت. مادرش هر روز در خانه مراسم میگرفت و نذری میداد تا بچهاش دوباره چشم باز کند و به هوش بیاید و همان محسنِ شاد و غیور، باز به خانه برگردد. یازده روز در آیسییو بستری مانده بود و ظاهراً در کما بود.
عصر روز دهمی که محسن در کما بود، از بیمارستان زنگ زدند و گفتند پسرتان رفت...
@Tavaana_TavaanaTech
محسن بعد از مدرسه در ساختمانی بنایی میکرد. روز قبل از کشته شدنش هم به نزدیکانش گفته بود که میخواهد فردا برای اعتراض برود بیرون.
روز فاجعه، او فقط در خیابا ن نزدیک خانهشان ایستاده بود که ناگهان شلوغ شد و مأموران با باتون حمله کردند و محسن را هم بهشدت زدند و محسن روی زمین افتاد و خون سراپایش را گرفت.
مردم ترسیده بودند و کسی برای کمک جلو نیامد؛ تا اینکه یک خانمِ و دخترش آمدند و از مردم کمک خواستند، اما احدی برای کمک پا پیش نگذاشت.
آن خانم محسن را بلند کرد و روی دوشش گذاشت و بردش کنار خیابان تا برسانندش به بیمارستان در بیمارستان محسن به کما رفت. مادرش هر روز در خانه مراسم میگرفت و نذری میداد تا بچهاش دوباره چشم باز کند و به هوش بیاید و همان محسنِ شاد و غیور، باز به خانه برگردد. یازده روز در آیسییو بستری مانده بود و ظاهراً در کما بود.
عصر روز دهمی که محسن در کما بود، از بیمارستان زنگ زدند و گفتند پسرتان رفت...
@Tavaana_TavaanaTech
💔46🕊6❤2