امین هادوی، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران، حدود ۴۰ روز است که در بازداشت نیروهای امنیتی بهسر میبرد و همچنان اطلاعاتی درباره محل نگهداری و وضعیت او در دست نیست.
بازداشت این دانشجو در سکوت خبری صورت گرفته و دوستان و آشنایان او تا مدتها از بازداشتش اطلاعی نداشتند. تاکنون جزئیات دقیقی درباره زمان و محل بازداشت، نهاد بازداشتکننده، اتهامات مطرحشده علیه او و محل نگهداریاش منتشر نشده است.
امین هادوی دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی، شریف، آریامهر، و دانشجوی فعلی مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران است.
تداوم بازداشت امین هادوی و بیخبری از وضعیت او در شرایطی است که در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشت، احضار و برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای مختلف ایران منتشر شده است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها با بازداشت دانشجویان، تشکیل پروندههای قضایی و انضباطی و محرومیت از تحصیل، تلاش کرده است فضای دانشگاه را تحت کنترل امنیتی قرار دهد و از شکلگیری اعتراض و کنشگری مستقل دانشجویی جلوگیری کند.
@Tavaana_TavaanaTech
بازداشت این دانشجو در سکوت خبری صورت گرفته و دوستان و آشنایان او تا مدتها از بازداشتش اطلاعی نداشتند. تاکنون جزئیات دقیقی درباره زمان و محل بازداشت، نهاد بازداشتکننده، اتهامات مطرحشده علیه او و محل نگهداریاش منتشر نشده است.
امین هادوی دانشجوی ورودی ۱۴۰۰ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی، شریف، آریامهر، و دانشجوی فعلی مقطع کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران است.
تداوم بازداشت امین هادوی و بیخبری از وضعیت او در شرایطی است که در ماههای اخیر، گزارشهای متعددی از بازداشت، احضار و برخوردهای امنیتی و انضباطی با دانشجویان در دانشگاههای مختلف ایران منتشر شده است.
جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بارها با بازداشت دانشجویان، تشکیل پروندههای قضایی و انضباطی و محرومیت از تحصیل، تلاش کرده است فضای دانشگاه را تحت کنترل امنیتی قرار دهد و از شکلگیری اعتراض و کنشگری مستقل دانشجویی جلوگیری کند.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔5❤2
۳۱ مرداد ۱۴۰۵، جمعی از اعضای هیئتعلمی دانشگاه صنعتی شریف با انتشار نامهای سرگشاده با عنوان «برای شریف»، نسبت به روند رسیدگی به پروندههای انضباطی دانشجویان، صدور احکام اخراج و محرومیت از تحصیل و تشدید بیاعتمادی میان دانشجویان و مدیریت دانشگاه اعتراض کردند.
این استادان تأکید کردهاند که این نامه از سر دلسوزی برای دانشگاه و بهعنوان «رنجنامه» اعضای خانواده شریف نوشته شده است.
در بخشی از این نامه آمده است:
«شاید یکی از دلایل مهم رفتارهای عصبی دانشجویان شریف در سالهای اخیر، ناتوانی این معاونت در ایجاد ارتباط با طیفهای مختلف فکری دانشجویان بوده باشد.»
امضاکنندگان با اشاره به صدور احکام کمسابقه اخراج و محرومیت از تحصیل برای دانشجویان معترض، نوشتهاند:
«برای نخستین بار در تاریخ دانشگاه، یکی از ارکان دانشگاه، حکم اخراج دانشجو و محرومیت چهار ساله او از تحصیل را به دلایل انضباطی صادر کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
این استادان تأکید کردهاند که این نامه از سر دلسوزی برای دانشگاه و بهعنوان «رنجنامه» اعضای خانواده شریف نوشته شده است.
در بخشی از این نامه آمده است:
«شاید یکی از دلایل مهم رفتارهای عصبی دانشجویان شریف در سالهای اخیر، ناتوانی این معاونت در ایجاد ارتباط با طیفهای مختلف فکری دانشجویان بوده باشد.»
امضاکنندگان با اشاره به صدور احکام کمسابقه اخراج و محرومیت از تحصیل برای دانشجویان معترض، نوشتهاند:
«برای نخستین بار در تاریخ دانشگاه، یکی از ارکان دانشگاه، حکم اخراج دانشجو و محرومیت چهار ساله او از تحصیل را به دلایل انضباطی صادر کرد.»
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14❤6
کامیار ملاکی، شهروند بهایی و دانشجوی ترم دوم مقطع کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند، بهدلیل اعتقاد به آیین بهایی از دانشگاه اخراج شده و از ادامه تحصیل هم محروم شد.
به گزارش منابع حقوق بشری، کامیار ملاکی روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵ به دفتر حراست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند احضار شد و در جریان این احضار، نامهای محرمانه که از تهران به دانشگاه ارسال شده بود، به او ابلاغ شد.
در این نامه، با استناد به عنوان «عدم احراز صلاحیت عمومی»، اخراج این دانشجو از دانشگاه و محرومیت او از ادامه تحصیل اعلام شده است. همچنین در کارنامه تحصیلی ملاکی، وضعیت «خروج دائم از تحصیل و منع از تحصیل بهدلیل عدم احراز صلاحیتهای عمومی» درج شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، این تصمیم مستقیما با اعتقاد کامیار ملاکی به آیین بهایی مرتبط است.
@Tavaana_TavaanaTech
به گزارش منابع حقوق بشری، کامیار ملاکی روز شنبه ۳۱ مردادماه ۱۴۰۵ به دفتر حراست دانشگاه آزاد اسلامی واحد بیرجند احضار شد و در جریان این احضار، نامهای محرمانه که از تهران به دانشگاه ارسال شده بود، به او ابلاغ شد.
در این نامه، با استناد به عنوان «عدم احراز صلاحیت عمومی»، اخراج این دانشجو از دانشگاه و محرومیت او از ادامه تحصیل اعلام شده است. همچنین در کارنامه تحصیلی ملاکی، وضعیت «خروج دائم از تحصیل و منع از تحصیل بهدلیل عدم احراز صلاحیتهای عمومی» درج شده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، این تصمیم مستقیما با اعتقاد کامیار ملاکی به آیین بهایی مرتبط است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤2🕊2
Forwarded from گفتوشنود
پارادوکس رواداری
چرا برخی فیلسوفان معتقدند جامعه باز باید در برابر ناشکیبایی، مرز داشته باشد؟
سال ۱۹۴۵، کارل پوپر در کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» پانویسی نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین بحثهای فلسفه سیاسی بدل شد: پارادوکس رواداری.
استدلال او این بود که اگر جامعهای بدون هیچ مرزی به همه عقاید بها بدهد، سرانجام باید به کسانی هم که هدفشان نابودی خود رواداری است میدان دهد. نتیجه، به گفته پوپر، فروپاشی خود اصل تحمل خواهد بود، چرا که ناشکیبایان از فضای باز برای برچیدن آزادی دیگران بهره میبرند. او تاکید داشت این استدلال به معنای سرکوب هر عقیده ناخوشایند نیست، بلکه محدود است به مواردی که گروهی صریحا گفتوگوی عقلانی را رد میکند و مستقیم به خشونت یا حذف دیگری متوسل میشود.
جان رالز، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در «لیبرالیسم سیاسی» زاویهای محتاطانهتر گرفت. از نظر او، جامعه عادل حق دارد آزادی گروه ناشکیبا را محدود کند، اما تنها زمانی که امنیت نهادهای آزاد واقعا در خطر باشد، نه صرفا به این علت که عقیدهای آزاردهنده یا نامتعارف به نظر میرسد.
این تمایز میان «تهدید واقعی برای نهاد آزادی» و «ناخوشایند عقیده» یکی از خطوط باریکی است که در عمل، تشخیصش کار سادهای نیست.
هربرت مارکوزه از زاویهای دیگر وارد شد. در مقاله «رواداری سرکوبگر» (۱۹۶۵) نوشت رواداری بیقید و شرط گاهی نه ابزار آزادی، بلکه ابزار حفظ وضع موجود و نابرابریهای پنهان آن میشود. وقتی صداهای قدرتمند و ضعیف را در یک ترازو میگذاریم و «بیطرفی» مینامیم.
آنچه این سه نگاه مشترک دارند، نه یک نسخه نهایی، بلکه اذعان به این واقعیت است که رواداری بدون هیچ مرزی نمیتواند خودش را حفظ کند و تعیین آن مرز، همچنان یکی از پرمناقشهترین پرسشهای فلسفه سیاسی مدرن باقی مانده است.
#رواداری #پذیرش #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
چرا برخی فیلسوفان معتقدند جامعه باز باید در برابر ناشکیبایی، مرز داشته باشد؟
سال ۱۹۴۵، کارل پوپر در کتاب «جامعه باز و دشمنان آن» پانویسی نوشت که بعدها به یکی از پرارجاعترین بحثهای فلسفه سیاسی بدل شد: پارادوکس رواداری.
استدلال او این بود که اگر جامعهای بدون هیچ مرزی به همه عقاید بها بدهد، سرانجام باید به کسانی هم که هدفشان نابودی خود رواداری است میدان دهد. نتیجه، به گفته پوپر، فروپاشی خود اصل تحمل خواهد بود، چرا که ناشکیبایان از فضای باز برای برچیدن آزادی دیگران بهره میبرند. او تاکید داشت این استدلال به معنای سرکوب هر عقیده ناخوشایند نیست، بلکه محدود است به مواردی که گروهی صریحا گفتوگوی عقلانی را رد میکند و مستقیم به خشونت یا حذف دیگری متوسل میشود.
جان رالز، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در «لیبرالیسم سیاسی» زاویهای محتاطانهتر گرفت. از نظر او، جامعه عادل حق دارد آزادی گروه ناشکیبا را محدود کند، اما تنها زمانی که امنیت نهادهای آزاد واقعا در خطر باشد، نه صرفا به این علت که عقیدهای آزاردهنده یا نامتعارف به نظر میرسد.
این تمایز میان «تهدید واقعی برای نهاد آزادی» و «ناخوشایند عقیده» یکی از خطوط باریکی است که در عمل، تشخیصش کار سادهای نیست.
هربرت مارکوزه از زاویهای دیگر وارد شد. در مقاله «رواداری سرکوبگر» (۱۹۶۵) نوشت رواداری بیقید و شرط گاهی نه ابزار آزادی، بلکه ابزار حفظ وضع موجود و نابرابریهای پنهان آن میشود. وقتی صداهای قدرتمند و ضعیف را در یک ترازو میگذاریم و «بیطرفی» مینامیم.
آنچه این سه نگاه مشترک دارند، نه یک نسخه نهایی، بلکه اذعان به این واقعیت است که رواداری بدون هیچ مرزی نمیتواند خودش را حفظ کند و تعیین آن مرز، همچنان یکی از پرمناقشهترین پرسشهای فلسفه سیاسی مدرن باقی مانده است.
#رواداری #پذیرش #تکثر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5👌2❤1
Forwarded from گفتوشنود
روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده
یادآوری قربانیان تفاوت باور
▪️پیشینه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹، در پی افزایش حملات مرگبار علیه اماکن مذهبی و پیروان ادیان و باورهای مختلف روز ۲۲ اوت را به عنوان «روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده» نامگذاری کرد. هدف این روز، یادآوری رنج کسانی است که به دلیل باور یا بیباوری خود قربانی خشونت شدهاند و همچنین تأکید بر مسئولیت دولتها و جامعه جهانی در حفاظت از آزادی دین و عقیده به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر.
روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که آزادی اندیشه، وجدان و باور از بنیادیترین حقوق انسانی است. این روز نه تنها یادآور فجایعی است که در جهان به نام دین یا به بهانه عقیده رخ داده، بلکه نگاهی به کشورهایی چون ایران نیز دارد؛ جایی که جمهوری اسلامی طی چهار دهه با اعمال تبعیض سیستماتیک، سرکوب و خشونت، حیات اجتماعی و انسانی میلیونها شهروند را به بهانه باور یا بیباوری آنان مخدوش کرده است.
▪️سرکوب سازمانیافته جامعه بهائی
در ایران، جامعه بهائیان به طور ویژه هدف آزار ساختاری قرار گرفته است. محرومیت از تحصیل و اشتغال، تخریب قبرستانها و اماکن مذهبی، مصادره اموال، بازداشتهای خودسرانه و حتی صدور احکام سنگین زندان و اعدام بخشی از سرکوبی است که تنها به دلیل «بهائی بودن» بر این شهروندان تحمیل شده است. این خشونت آشکار، مصداق بارزی از نقض حق آزادی دین و عقیده است که بارها از سوی نهادهای بینالمللی محکوم شده است.
▪️فشار بر نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی نیز در جمهوری اسلامی همواره با فشار و تهدید روبهرو بودهاند. کلیساهای خانگی به جرم «تبلیغ علیه نظام» تعطیل شده و رهبران مذهبی مسیحی به اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت و محاکمه شدهاند. مسلمانانی که به مسیحیت گرویدهاند به ویژه با خطر شکنجه، حبس و محرومیتهای اجتماعی مواجه هستند؛ زیرا تغییر دین در ایران نه بهعنوان یک حق فردی، بلکه به مثابه یک جرم تلقی میشود.
▪️جرمانگاری بیباوری و نقد دینی
خداناباوران، منتقدان دینی و هر کسی که به تقدسات رسمی شک کند نیز در ایران امنیت جانی ندارند. احکام سنگین برای اتهاماتی مانند «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» بارها به صدور حکم اعدام انجامیده است. علاوه بر آن، روحانیونی که با قرائت رسمی و حکومتی از اسلام مخالفت کردهاند نیز مورد تهدید، حصر و حتی حذف فیزیکی قرار گرفتهاند. این سرکوبها نشان میدهد که در ایران تنها یک قرائت محدود از دین مجاز است و هر نگاه متفاوتی به خشونت پاسخ داده میشود.
▪️مسئولیت اخلاقی جهانی
روز جهانی قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده ما را به مسئولیتی اخلاقی فرا میخواند: دفاع از همه کسانی که در ایران به دلیل متفاوت بودن، مورد تبعیض و سرکوب قرار گرفتهاند؛ چه بهائی باشند، چه نوکیش مسیحی، چه روحانی منتقد، چه خداناباور یا پیرو هر عقیده دیگری. یاد این روز نه تنها تجلیل از قربانیان است، بلکه تکرار این حقیقت است که هیچ حکومتی حق ندارد دین و باور را ابزاری برای سلطه و خشونت قرار دهد.
#آزادی_عقیده #آزادی_دین #رواداری
#گفتگو_توانا
@dialogue1402
یادآوری قربانیان تفاوت باور
▪️پیشینه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۹، در پی افزایش حملات مرگبار علیه اماکن مذهبی و پیروان ادیان و باورهای مختلف روز ۲۲ اوت را به عنوان «روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده» نامگذاری کرد. هدف این روز، یادآوری رنج کسانی است که به دلیل باور یا بیباوری خود قربانی خشونت شدهاند و همچنین تأکید بر مسئولیت دولتها و جامعه جهانی در حفاظت از آزادی دین و عقیده به عنوان یکی از حقوق بنیادین بشر.
روز جهانی بزرگداشت قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده فرصتی است تا بار دیگر به یاد آوریم که آزادی اندیشه، وجدان و باور از بنیادیترین حقوق انسانی است. این روز نه تنها یادآور فجایعی است که در جهان به نام دین یا به بهانه عقیده رخ داده، بلکه نگاهی به کشورهایی چون ایران نیز دارد؛ جایی که جمهوری اسلامی طی چهار دهه با اعمال تبعیض سیستماتیک، سرکوب و خشونت، حیات اجتماعی و انسانی میلیونها شهروند را به بهانه باور یا بیباوری آنان مخدوش کرده است.
▪️سرکوب سازمانیافته جامعه بهائی
در ایران، جامعه بهائیان به طور ویژه هدف آزار ساختاری قرار گرفته است. محرومیت از تحصیل و اشتغال، تخریب قبرستانها و اماکن مذهبی، مصادره اموال، بازداشتهای خودسرانه و حتی صدور احکام سنگین زندان و اعدام بخشی از سرکوبی است که تنها به دلیل «بهائی بودن» بر این شهروندان تحمیل شده است. این خشونت آشکار، مصداق بارزی از نقض حق آزادی دین و عقیده است که بارها از سوی نهادهای بینالمللی محکوم شده است.
▪️فشار بر نوکیشان مسیحی
نوکیشان مسیحی نیز در جمهوری اسلامی همواره با فشار و تهدید روبهرو بودهاند. کلیساهای خانگی به جرم «تبلیغ علیه نظام» تعطیل شده و رهبران مذهبی مسیحی به اتهاماتی چون «اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت و محاکمه شدهاند. مسلمانانی که به مسیحیت گرویدهاند به ویژه با خطر شکنجه، حبس و محرومیتهای اجتماعی مواجه هستند؛ زیرا تغییر دین در ایران نه بهعنوان یک حق فردی، بلکه به مثابه یک جرم تلقی میشود.
▪️جرمانگاری بیباوری و نقد دینی
خداناباوران، منتقدان دینی و هر کسی که به تقدسات رسمی شک کند نیز در ایران امنیت جانی ندارند. احکام سنگین برای اتهاماتی مانند «سبالنبی» و «توهین به مقدسات» بارها به صدور حکم اعدام انجامیده است. علاوه بر آن، روحانیونی که با قرائت رسمی و حکومتی از اسلام مخالفت کردهاند نیز مورد تهدید، حصر و حتی حذف فیزیکی قرار گرفتهاند. این سرکوبها نشان میدهد که در ایران تنها یک قرائت محدود از دین مجاز است و هر نگاه متفاوتی به خشونت پاسخ داده میشود.
▪️مسئولیت اخلاقی جهانی
روز جهانی قربانیان خشونت مبتنی بر دین یا عقیده ما را به مسئولیتی اخلاقی فرا میخواند: دفاع از همه کسانی که در ایران به دلیل متفاوت بودن، مورد تبعیض و سرکوب قرار گرفتهاند؛ چه بهائی باشند، چه نوکیش مسیحی، چه روحانی منتقد، چه خداناباور یا پیرو هر عقیده دیگری. یاد این روز نه تنها تجلیل از قربانیان است، بلکه تکرار این حقیقت است که هیچ حکومتی حق ندارد دین و باور را ابزاری برای سلطه و خشونت قرار دهد.
#آزادی_عقیده #آزادی_دین #رواداری
#گفتگو_توانا
@dialogue1402
👍10💯3❤1
مریم یحیوی: حمزه سواری، پس از ۲۱ سال زندان، هنوز زندگی را دوست دارد
مریم یحیوی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت تولد حمزه سواری، زندانی سیاسی عرب اهوازی، از ۲۱ سال حبس، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر او در سالهای زندان نوشته است؛ رنجهایی که به گفته او نتوانستهاند امید و عشق به زندگی را از حمزه بگیرند: «حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند.»
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«🕊✌️. برای حمزه سواری، که هنوز زندگی را دوست دارد نمیدانم برای آدمی که بیستویک سال از زندگیاش را پشت دیوارهای زندان گذرانده، باید تولد را تبریک گفت یا نه؛ و اگر باید گفت، چطور باید گفت.؟ برای حمزهای که وقتی فقط نوزده سال داشت، به همراه دو برادرش بازداشت شد و دو سال بعد، شاهد اعدام هر دو برادرش بود. برای حمزهای که پدر و مادرش را هم در این سالهای زندان از دست داد و حتی اجازه ندادند بعد از بیست سال، آخرین وداعش را در خاکسپاری با آنها داشته باشد. برای او که از کوتعبدالله آمده؛ از جایی در اهواز، از میان فقر و محرومیت؛ از جایی که خیلیها پیش از آنکه آدمها را ببینند، فقرشان را میبینند و هویتشان را نادیده میگیرند. شاید خیلیها فکر کنند چنین سالهایی باید آدم را از پا بیندازد. اما هنوز وقتی حالش را میپرسی، با همان صدای گرم و دلنشین و تهلهجه عربیاش میگوید: «خوبم، شکر خدا... خوبِ تپلمپل :)» و من فکر میکنم همین جمله، خودش زندگی است. چه مقاومتی پشت این زندگی خوابیده که بیستویک سال زندان، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر هم نتوانسته این امید به زندگی را از او بگیرد. برای او که هنوز زندگی را دوست دارد. و من گاهی با خودم فکر میکنم این مقاومت چه زیباست؛ اینکه مقاومت فقط فریاد و مشت گرهکرده نیست. مقاومت یعنی هنوز بتوانی برای یک گربه بیپناه غذا تهیه کنی؛ اگر گربهای مریض شد، به فکر درمانش باشی و دنبال کسی بگردی که بیرون از زندان از او مراقبت کند. مقاومت یعنی هنوز بتوانی یک تکه چوب را برداری و از دلش یک تابلوی زیبا بیرون بکشی. هنوز کتاب بخوانی، والیبال بازی کنی، غذا درست کنی، با همبندیها بحث و گفتوگو کنی و گاهی تلاش کنی آدمهای خسته و زخمی اطرافت را بخندانی. حمزه، با همه چیزهایی که از او گرفتهاند، هنوز زندگی را دوست دارد. و شاید همین، بزرگترین چیزی باشد که نتوانستهاند از او بگیرند. حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند. او هنوز دوست دارد روزی معلم شود. هنوز دلش میخواهد ازدواج کند. هنوز رؤیای داشتن یک دختر کوچک را دارد. و من چقدر دلم میخواهد یک روز، به جای اینکه صدایش را از پشت دیوارهای زندان بشنوم، او را در میان زندگی ببینیم؛ در کنار آدمهایی که دوستشان دارد، در میان خیابانها، در خانهای که خودش انتخاب کرده و در روزهایی که دیگر شمارششان با سالهای زندان نیست.
حمزه سالهاست بهای چیزی را میدهد که هیچ انسانی نباید برایش مجازات شود: برای عقیدهاش، برای هویتش و برای اینکه از جایی آمده که محرومیت و تبعیض سهم بزرگی از زندگی مردمش بوده است.و دردناکتر اینکه گاهی ظلم فقط از سوی حکومت نیست؛ نادیده گرفتن هویت و ریشههای مردمی مثل حمزه، از سوی بخشی از جامعه هم زخمی است که نباید ساده از کنار آن گذشت.امروز اما نمیخواهم تولدش را با شمارش همه چیزهایی که از او گرفتهاند تمام کنم.میخواهم از چیزهایی بگویم که هنوز دارد؛ از آنچه همبندیانش راوی ناگفتههای بیستویک ساله آن هستند.از قلب مهربانش و خندههایش؛از دستهایی که هنوز میسازند و ذهنی که هنوز میخواند و فکر میکند؛از گربههایی که شاید اگر زبان داشتند، میگفتند چقدر دوستش دارند؛از رؤیاهایی که بعد از بیستویک سال هنوز نمردهاند؛و از امیدی که هنوز در وجودش زنده است.حمزه، با تمام زخمهایش، هنوز آدمها را دوست دارد.رفیق عزیزم،امروز تولد توست.ما نمیتوانیم همه سالهایی را که از تو گرفتهاند پس بگیریم.نمیتوانیم جای خالی برادرانت را پر کنیم و پدر و مادرت را دوباره به تو برگردانیم.نمیتوانیم رفقایی را که سالها در کنارشان زندگی کردی و به چوبههای دار سپرده شدند، دوباره به زندگی برگردانیم.اما میتوانیم یادت بیاوریم که فراموش نشدهای.که بیرون از آن دیوارها، آدمهایی هستند که تو را میشناسند؛نه با شماره پروندهات،نه با حکم حبست،نه با عنوان «زندانی»؛بلکه با نام خودت:حمزه.همان پسر کوتعبدالله،همان رفیق ناب روزهای سخت.برای آزادیات؛برای سالهایی که در زندانهای کارون، رجاییشهر و قزلحصار سپری کردی؛برای رؤیاها و رنجهایت؛و برای تمام سالهایی که باید بیرون از زندان زندگی کنی...تولدت مبارک، رفیق من.»
#حمزه_سواری
@Tavaana_TavaanaTech
مریم یحیوی، زندانی سیاسی سابق، به مناسبت تولد حمزه سواری، زندانی سیاسی عرب اهوازی، از ۲۱ سال حبس، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر او در سالهای زندان نوشته است؛ رنجهایی که به گفته او نتوانستهاند امید و عشق به زندگی را از حمزه بگیرند: «حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند.»
متن این یادداشت به شرح زیر است:
«🕊✌️. برای حمزه سواری، که هنوز زندگی را دوست دارد نمیدانم برای آدمی که بیستویک سال از زندگیاش را پشت دیوارهای زندان گذرانده، باید تولد را تبریک گفت یا نه؛ و اگر باید گفت، چطور باید گفت.؟ برای حمزهای که وقتی فقط نوزده سال داشت، به همراه دو برادرش بازداشت شد و دو سال بعد، شاهد اعدام هر دو برادرش بود. برای حمزهای که پدر و مادرش را هم در این سالهای زندان از دست داد و حتی اجازه ندادند بعد از بیست سال، آخرین وداعش را در خاکسپاری با آنها داشته باشد. برای او که از کوتعبدالله آمده؛ از جایی در اهواز، از میان فقر و محرومیت؛ از جایی که خیلیها پیش از آنکه آدمها را ببینند، فقرشان را میبینند و هویتشان را نادیده میگیرند. شاید خیلیها فکر کنند چنین سالهایی باید آدم را از پا بیندازد. اما هنوز وقتی حالش را میپرسی، با همان صدای گرم و دلنشین و تهلهجه عربیاش میگوید: «خوبم، شکر خدا... خوبِ تپلمپل :)» و من فکر میکنم همین جمله، خودش زندگی است. چه مقاومتی پشت این زندگی خوابیده که بیستویک سال زندان، اعدام دو برادر و مرگ پدر و مادر هم نتوانسته این امید به زندگی را از او بگیرد. برای او که هنوز زندگی را دوست دارد. و من گاهی با خودم فکر میکنم این مقاومت چه زیباست؛ اینکه مقاومت فقط فریاد و مشت گرهکرده نیست. مقاومت یعنی هنوز بتوانی برای یک گربه بیپناه غذا تهیه کنی؛ اگر گربهای مریض شد، به فکر درمانش باشی و دنبال کسی بگردی که بیرون از زندان از او مراقبت کند. مقاومت یعنی هنوز بتوانی یک تکه چوب را برداری و از دلش یک تابلوی زیبا بیرون بکشی. هنوز کتاب بخوانی، والیبال بازی کنی، غذا درست کنی، با همبندیها بحث و گفتوگو کنی و گاهی تلاش کنی آدمهای خسته و زخمی اطرافت را بخندانی. حمزه، با همه چیزهایی که از او گرفتهاند، هنوز زندگی را دوست دارد. و شاید همین، بزرگترین چیزی باشد که نتوانستهاند از او بگیرند. حق انتخاب را از او گرفتند؛ اما نتوانستند رؤیاهایش را بکشند. او هنوز دوست دارد روزی معلم شود. هنوز دلش میخواهد ازدواج کند. هنوز رؤیای داشتن یک دختر کوچک را دارد. و من چقدر دلم میخواهد یک روز، به جای اینکه صدایش را از پشت دیوارهای زندان بشنوم، او را در میان زندگی ببینیم؛ در کنار آدمهایی که دوستشان دارد، در میان خیابانها، در خانهای که خودش انتخاب کرده و در روزهایی که دیگر شمارششان با سالهای زندان نیست.
حمزه سالهاست بهای چیزی را میدهد که هیچ انسانی نباید برایش مجازات شود: برای عقیدهاش، برای هویتش و برای اینکه از جایی آمده که محرومیت و تبعیض سهم بزرگی از زندگی مردمش بوده است.و دردناکتر اینکه گاهی ظلم فقط از سوی حکومت نیست؛ نادیده گرفتن هویت و ریشههای مردمی مثل حمزه، از سوی بخشی از جامعه هم زخمی است که نباید ساده از کنار آن گذشت.امروز اما نمیخواهم تولدش را با شمارش همه چیزهایی که از او گرفتهاند تمام کنم.میخواهم از چیزهایی بگویم که هنوز دارد؛ از آنچه همبندیانش راوی ناگفتههای بیستویک ساله آن هستند.از قلب مهربانش و خندههایش؛از دستهایی که هنوز میسازند و ذهنی که هنوز میخواند و فکر میکند؛از گربههایی که شاید اگر زبان داشتند، میگفتند چقدر دوستش دارند؛از رؤیاهایی که بعد از بیستویک سال هنوز نمردهاند؛و از امیدی که هنوز در وجودش زنده است.حمزه، با تمام زخمهایش، هنوز آدمها را دوست دارد.رفیق عزیزم،امروز تولد توست.ما نمیتوانیم همه سالهایی را که از تو گرفتهاند پس بگیریم.نمیتوانیم جای خالی برادرانت را پر کنیم و پدر و مادرت را دوباره به تو برگردانیم.نمیتوانیم رفقایی را که سالها در کنارشان زندگی کردی و به چوبههای دار سپرده شدند، دوباره به زندگی برگردانیم.اما میتوانیم یادت بیاوریم که فراموش نشدهای.که بیرون از آن دیوارها، آدمهایی هستند که تو را میشناسند؛نه با شماره پروندهات،نه با حکم حبست،نه با عنوان «زندانی»؛بلکه با نام خودت:حمزه.همان پسر کوتعبدالله،همان رفیق ناب روزهای سخت.برای آزادیات؛برای سالهایی که در زندانهای کارون، رجاییشهر و قزلحصار سپری کردی؛برای رؤیاها و رنجهایت؛و برای تمام سالهایی که باید بیرون از زندان زندگی کنی...تولدت مبارک، رفیق من.»
#حمزه_سواری
@Tavaana_TavaanaTech
❤20💔10🕊9
Forwarded from گفتوشنود
سانسور درونیشده
وقتی خودمان، پیش از هر نهاد بیرونی، فکر خود را محدود میکنیم
میشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» (۱۹۷۵) از استعاره «پانوپتیکون» (طرح معماری زندان سراسربین طرحی از جرمی بنتام) بهره گرفت، زندانی حلقوی که در آن هیچ زندانی نمیداند در هر لحظه زیر نظر است یا نه، اما همین احتمال دیدهشدن کافی است تا رفتارش را خودش تنظیم کند.
فوکو این سازوکار را فراتر از معماری زندان بسط داد: در جامعهای که نظارت بالقوه و پراکنده است، افراد بهتدریج ناظر درونی خودشان میشوند و نیازی به سرکوب مستقیم باقی نمیماند.
الیزابت نوئل-نویمان، پژوهشگر آلمانی ارتباطات، در نظریه «مارپیچ سکوت» (۱۹۷۴) دادههای تجربی متفاوتی ارائه داد: افراد پیش از بیان یک عقیده، ناخودآگاه فضای اطراف را میسنجند و اگر احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است یا با هنجار غالب همخوانی ندارد، ترجیح میدهند سکوت کنند.
این سکوتهای تکرارشونده، خودشان به بخشی از فضای غالب بدل میشوند و اقلیت واقعی را حتی خاموشتر میکنند، چرخهای که نویمان آن را مستقل از سرکوب مستقیم دولتی میدانست.
تیمور کوران، اقتصاددان و نظریهپرداز آمریکایی ترکتبار، مفهوم «کژنمایی ترجیحات» (Preference Falsification) را در کتاب «دروغهای خصوصی، حقایق همگانی» (۱۹۹۵) صورتبندی کرد: انسانها در نظامهای پرهزینه برای مخالفت، عقیده واقعی خود را پنهان و نسخهای پذیرفتهشده از آن را ابراز میکنند.
کوران نشان داد این وضعیت میتواند سالها پایدار بماند، تا لحظهای که یک رویداد کوچک، آستانه سکوت جمعی را میشکند و تغییری ناگهانی و غیرقابلپیشبینی رقم میزند، پدیدهای که او آن را در تحلیل فروپاشی نظامهای سیاسی بهکار برد.
آنچه این سه چارچوب فکری به ما نشان میدهند، آن است که سانسور همیشه از بیرون تحمیل نمیشود، بلکه گاهی خروجی محاسبهای است که هر فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، درباره هزینه «گفتن» انجام میدهد.
#سانسور #آزاداندیشی #آزادی_عقیده #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
وقتی خودمان، پیش از هر نهاد بیرونی، فکر خود را محدود میکنیم
میشل فوکو در «مراقبت و تنبیه» (۱۹۷۵) از استعاره «پانوپتیکون» (طرح معماری زندان سراسربین طرحی از جرمی بنتام) بهره گرفت، زندانی حلقوی که در آن هیچ زندانی نمیداند در هر لحظه زیر نظر است یا نه، اما همین احتمال دیدهشدن کافی است تا رفتارش را خودش تنظیم کند.
فوکو این سازوکار را فراتر از معماری زندان بسط داد: در جامعهای که نظارت بالقوه و پراکنده است، افراد بهتدریج ناظر درونی خودشان میشوند و نیازی به سرکوب مستقیم باقی نمیماند.
الیزابت نوئل-نویمان، پژوهشگر آلمانی ارتباطات، در نظریه «مارپیچ سکوت» (۱۹۷۴) دادههای تجربی متفاوتی ارائه داد: افراد پیش از بیان یک عقیده، ناخودآگاه فضای اطراف را میسنجند و اگر احساس کنند دیدگاهشان در اقلیت است یا با هنجار غالب همخوانی ندارد، ترجیح میدهند سکوت کنند.
این سکوتهای تکرارشونده، خودشان به بخشی از فضای غالب بدل میشوند و اقلیت واقعی را حتی خاموشتر میکنند، چرخهای که نویمان آن را مستقل از سرکوب مستقیم دولتی میدانست.
تیمور کوران، اقتصاددان و نظریهپرداز آمریکایی ترکتبار، مفهوم «کژنمایی ترجیحات» (Preference Falsification) را در کتاب «دروغهای خصوصی، حقایق همگانی» (۱۹۹۵) صورتبندی کرد: انسانها در نظامهای پرهزینه برای مخالفت، عقیده واقعی خود را پنهان و نسخهای پذیرفتهشده از آن را ابراز میکنند.
کوران نشان داد این وضعیت میتواند سالها پایدار بماند، تا لحظهای که یک رویداد کوچک، آستانه سکوت جمعی را میشکند و تغییری ناگهانی و غیرقابلپیشبینی رقم میزند، پدیدهای که او آن را در تحلیل فروپاشی نظامهای سیاسی بهکار برد.
آنچه این سه چارچوب فکری به ما نشان میدهند، آن است که سانسور همیشه از بیرون تحمیل نمیشود، بلکه گاهی خروجی محاسبهای است که هر فرد، آگاهانه یا ناخودآگاه، درباره هزینه «گفتن» انجام میدهد.
#سانسور #آزاداندیشی #آزادی_عقیده #آزادی_بیان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👌8
دهمین روز اعتصاب داروی یاشار تبریزی؛ مسئولان زندان داروهای تجویزشده را تحویل نمیدهند
همسر یاشار تبریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز، از ادامه اعتصاب داروی او برای دهمین روز خبر داده و نوشته است که با وجود معاینه او توسط پزشک قلب و تجویز مجدد دارو، مسئولان زندان از تحویل داروهایش خودداری میکنند. او هشدار داده است که در صورت بروز هرگونه اتفاق برای همسرش، مسئولیت آن بر عهده مسئولان زندان خواهد بود.
همسر یاشار تبریزی با انتشار مطلبی درباره آخرین وضعیت این زندانی سیاسی اعلام کرد که اعتصاب داروی او وارد دهمین روز شده و تاکنون به خواستههایش رسیدگی نشده است.
به نوشته او، چند روز پیش پزشک قلب یاشار تبریزی را در زندان معاینه و بار دیگر برای او دارو تجویز کرده است، اما با وجود نسخه پزشک، داروهای تجویزشده همچنان در اختیار این زندانی قرار نمیگیرد.
همسر یاشار تبریزی نوشته است: «هر اتفاقی برای همسرم بیفتد، مقصرش مسئولان زندان هستند.»
بر اساس این نوشته، یاشار تبریزی در اعتراض به «عدم رسیدگی منظم و ناقص دارویی»، آنچه «شکنجه و شرایط بحرانی زندان» خوانده شده و همچنین رعایت نشدن اصل تفکیک جرائم دست به اعتصاب دارو زده است.
او همچنین به انتقال بیش از ۵۰ زندانی معترض به سالنهای محل نگهداری زندانیان جرائم عمومی اعتراض دارد.
#یلشار_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
همسر یاشار تبریزی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی تبریز، از ادامه اعتصاب داروی او برای دهمین روز خبر داده و نوشته است که با وجود معاینه او توسط پزشک قلب و تجویز مجدد دارو، مسئولان زندان از تحویل داروهایش خودداری میکنند. او هشدار داده است که در صورت بروز هرگونه اتفاق برای همسرش، مسئولیت آن بر عهده مسئولان زندان خواهد بود.
همسر یاشار تبریزی با انتشار مطلبی درباره آخرین وضعیت این زندانی سیاسی اعلام کرد که اعتصاب داروی او وارد دهمین روز شده و تاکنون به خواستههایش رسیدگی نشده است.
به نوشته او، چند روز پیش پزشک قلب یاشار تبریزی را در زندان معاینه و بار دیگر برای او دارو تجویز کرده است، اما با وجود نسخه پزشک، داروهای تجویزشده همچنان در اختیار این زندانی قرار نمیگیرد.
همسر یاشار تبریزی نوشته است: «هر اتفاقی برای همسرم بیفتد، مقصرش مسئولان زندان هستند.»
بر اساس این نوشته، یاشار تبریزی در اعتراض به «عدم رسیدگی منظم و ناقص دارویی»، آنچه «شکنجه و شرایط بحرانی زندان» خوانده شده و همچنین رعایت نشدن اصل تفکیک جرائم دست به اعتصاب دارو زده است.
او همچنین به انتقال بیش از ۵۰ زندانی معترض به سالنهای محل نگهداری زندانیان جرائم عمومی اعتراض دارد.
#یلشار_تبریزی
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤2🕊2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
روایت تلخ خواهر عسل منصوری
مونا، خواهر جاویدنام عسل منصوری با انتشار توئیتی در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:
«اخیرا یه خبر دراومد که تخمکهای فریزشده در مرکز باروری گاندی، در جریان جنگ از بین رفتن....
بلافاصله همهی خانواده ما یاد عسل افتادن.
آخه عسل فقط بیست سالش بود که رفت تخمکهاش رو فریز کرد؛
میگفت میخوام کار از محکمکاری عیب نکنه.
بعد هم به شوخی، بعضی وقتا به جونِ بچههای توی فریزرش قسم میخورد.
ما حتی با نوههای به دنیا نیامدهمان خوش بودیم؛
باورمون این بود که اگه قرار باشه نسل ما ادامه پیدا کنه، حتماً از طریق عسل این اتفاق میفته...
چه بیرحمانه ست که نه فقط خودِ عسل رفت
یک عالمه «شاید» هم باهاش رفت.
شاید یک روز مادر میشد.
شاید بچهای داشت با چشمهای سبز.
شاید اسم دختر عسل « نبات» میشد.
حیف، عسل...
و صد حیف
برای تمامِ زندگیهایی که میتونستی زندگی کنی و نکردی...»
🔸عسل منصوری، متولد ۲۷ مرداد ۱۳۷۴، روانشناس تربیتی، روانشناس کودک و فعال حوزه مادر و کودک بود. بخش بزرگی از زندگی حرفهایاش را در کنار کودکان و مادران گذراند و آنقدر با بچهها صمیمی و مهربان بود که بسیاری از آنها دیگر فقط به چشم یک مربی یا روانشناس نگاهش نمیکردند؛ برایشان «مامان عسل» بود.
🔸عسل روز ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضات در خیابان هروی تهران، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت؛ قلبی که برای کودکان و آینده ایران میتپید، با شلیک گلوله از حرکت ایستاد.
#عسل_منصوری
💸 tavaanatech
مونا، خواهر جاویدنام عسل منصوری با انتشار توئیتی در حساب خود در شبکه ایکس نوشت:
«اخیرا یه خبر دراومد که تخمکهای فریزشده در مرکز باروری گاندی، در جریان جنگ از بین رفتن....
بلافاصله همهی خانواده ما یاد عسل افتادن.
آخه عسل فقط بیست سالش بود که رفت تخمکهاش رو فریز کرد؛
میگفت میخوام کار از محکمکاری عیب نکنه.
بعد هم به شوخی، بعضی وقتا به جونِ بچههای توی فریزرش قسم میخورد.
ما حتی با نوههای به دنیا نیامدهمان خوش بودیم؛
باورمون این بود که اگه قرار باشه نسل ما ادامه پیدا کنه، حتماً از طریق عسل این اتفاق میفته...
چه بیرحمانه ست که نه فقط خودِ عسل رفت
یک عالمه «شاید» هم باهاش رفت.
شاید یک روز مادر میشد.
شاید بچهای داشت با چشمهای سبز.
شاید اسم دختر عسل « نبات» میشد.
حیف، عسل...
و صد حیف
برای تمامِ زندگیهایی که میتونستی زندگی کنی و نکردی...»
🔸عسل منصوری، متولد ۲۷ مرداد ۱۳۷۴، روانشناس تربیتی، روانشناس کودک و فعال حوزه مادر و کودک بود. بخش بزرگی از زندگی حرفهایاش را در کنار کودکان و مادران گذراند و آنقدر با بچهها صمیمی و مهربان بود که بسیاری از آنها دیگر فقط به چشم یک مربی یا روانشناس نگاهش نمیکردند؛ برایشان «مامان عسل» بود.
🔸عسل روز ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضات در خیابان هروی تهران، از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت؛ قلبی که برای کودکان و آینده ایران میتپید، با شلیک گلوله از حرکت ایستاد.
#عسل_منصوری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔35🕊1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
«نون بیار کباب ببر» باعث توقیف برنامه درجام شد!
برنامه «درجام» که بهصورت اختصاصی از نماوا پخش میشد، با دستور مقام قضایی توقیف شد؛ چون ظاهرا در کشوری که با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دستوپنجه نرم میکند، یکی از فوریترین نگرانیهای دستگاه قضایی، بازی «نون بیار کباب ببر» در یک برنامه سرگرمی است!
🔸سجاد شاهحاتمی، کارگردان این برنامه، در صفحه شخصی خود نوشت: «بنا به دستور مقام محترم قضایی برنامه درجام توقیف شده است. تا اطلاعرسانی بعدی قسمت آخر این برنامه پخش نخواهد شد.»
اما ماجرا از کجا آب میخورد؟ از یک بازی ساده به اسم «نون بیار کباب ببر»! یک بازی تلویزیونی میان مجری برنامه مهیار حسن و السا فیروزآذر، که مهمان این قسمت بود، که ظاهرا آنقدر خطرناک بود که کل برنامه را به کام توقیف فرو برد!
🔸همچنین خبرگزاری فارس(وابسته به سپاه پاسداران) نیز یادآوری کرده که «درجام» پیش از این هم حاشیههایی داشته؛ از جمله قسمت مربوط به حضور قدرتالله ایزدی، مشهور به «رشید»!
به نظر میرسد در جمهوری اسلامی، حتی یک برنامه سرگرمی هم باید با دقت از میدان مین خطوط قرمز عبور کند؛ خطوطی که نه تعریف روشنی دارند و نه کسی میداند چه زمانی و با کدام حرکت سادهای فعال میشوند.
انگار در این سرزمین، اولویتهای امنیتی آنقدر عجیب چیده شدهاند که یک مسابقه سرگرمکننده بین مجری و مهمانش، خطرناکتر از هزاران معضل واقعی جامعه تشخیص داده میشود!
💸 tavaanatech
برنامه «درجام» که بهصورت اختصاصی از نماوا پخش میشد، با دستور مقام قضایی توقیف شد؛ چون ظاهرا در کشوری که با انبوهی از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی دستوپنجه نرم میکند، یکی از فوریترین نگرانیهای دستگاه قضایی، بازی «نون بیار کباب ببر» در یک برنامه سرگرمی است!
🔸سجاد شاهحاتمی، کارگردان این برنامه، در صفحه شخصی خود نوشت: «بنا به دستور مقام محترم قضایی برنامه درجام توقیف شده است. تا اطلاعرسانی بعدی قسمت آخر این برنامه پخش نخواهد شد.»
اما ماجرا از کجا آب میخورد؟ از یک بازی ساده به اسم «نون بیار کباب ببر»! یک بازی تلویزیونی میان مجری برنامه مهیار حسن و السا فیروزآذر، که مهمان این قسمت بود، که ظاهرا آنقدر خطرناک بود که کل برنامه را به کام توقیف فرو برد!
🔸همچنین خبرگزاری فارس(وابسته به سپاه پاسداران) نیز یادآوری کرده که «درجام» پیش از این هم حاشیههایی داشته؛ از جمله قسمت مربوط به حضور قدرتالله ایزدی، مشهور به «رشید»!
به نظر میرسد در جمهوری اسلامی، حتی یک برنامه سرگرمی هم باید با دقت از میدان مین خطوط قرمز عبور کند؛ خطوطی که نه تعریف روشنی دارند و نه کسی میداند چه زمانی و با کدام حرکت سادهای فعال میشوند.
انگار در این سرزمین، اولویتهای امنیتی آنقدر عجیب چیده شدهاند که یک مسابقه سرگرمکننده بین مجری و مهمانش، خطرناکتر از هزاران معضل واقعی جامعه تشخیص داده میشود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔8❤4🕊2👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
رئیس پلیس امنیت اقتصادی:
بازداشت ۱۶۳ نفر و توقیف نزدیک به هزار دستگاه استارلینک در چهار ماه نخست سال
جمهوری اسلامی پس از قطع، فیلتر و مختلکردن اینترنت، حالا دسترسی مردم به اینترنت آزاد را هم به پرونده امنیتی و بازداشت گره زده است.
🔸حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، با افتخار از کشف ۹۹۷ دستگاه استارلینک و بازداشت ۱۶۳ نفر در چهار ماه نخست سال خبر داده؛ گویی بزرگترین تهدید علیه کشور نه فساد سازمانیافته، قاچاق حکومتی و غارت منابع عمومی، بلکه چند دستگاه برای اتصال به اینترنت آزاد است.
🔸او مدعی شد بخش عمده این تجهیزات از مرزهای غربی و شمالغربی، از مسیر جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان و همچنین از راههای دریایی جنوب و کشورهای قطر، امارات متحده عربی و عمان وارد ایران شدهاند.
حکومتی که نتوانسته اینترنتی پایدار، آزاد و بدون سانسور فراهم کند، حالا کسانی را بازداشت میکند که برای فرار از تاریکخانه اطلاعاتیاش به اینترنت ماهوارهای پناه بردهاند.
◾️در این مطالب آموزشی توصیهها و نکات مهم در هنگام خرید و استفاده از تجهیزات استارلینک را آموزش دادهایم:
🔗 هشدار امنیتی هنگام خرید تجهیزات اینترنت استارلینک در ایران
🔗 چرا برخی کاربران استارلینک در ایران بازداشت شدند؟
💸 tavaanatech
بازداشت ۱۶۳ نفر و توقیف نزدیک به هزار دستگاه استارلینک در چهار ماه نخست سال
جمهوری اسلامی پس از قطع، فیلتر و مختلکردن اینترنت، حالا دسترسی مردم به اینترنت آزاد را هم به پرونده امنیتی و بازداشت گره زده است.
🔸حسین رحیمی، رئیس پلیس امنیت اقتصادی، با افتخار از کشف ۹۹۷ دستگاه استارلینک و بازداشت ۱۶۳ نفر در چهار ماه نخست سال خبر داده؛ گویی بزرگترین تهدید علیه کشور نه فساد سازمانیافته، قاچاق حکومتی و غارت منابع عمومی، بلکه چند دستگاه برای اتصال به اینترنت آزاد است.
🔸او مدعی شد بخش عمده این تجهیزات از مرزهای غربی و شمالغربی، از مسیر جمهوری آذربایجان و اقلیم کردستان و همچنین از راههای دریایی جنوب و کشورهای قطر، امارات متحده عربی و عمان وارد ایران شدهاند.
حکومتی که نتوانسته اینترنتی پایدار، آزاد و بدون سانسور فراهم کند، حالا کسانی را بازداشت میکند که برای فرار از تاریکخانه اطلاعاتیاش به اینترنت ماهوارهای پناه بردهاند.
◾️در این مطالب آموزشی توصیهها و نکات مهم در هنگام خرید و استفاده از تجهیزات استارلینک را آموزش دادهایم:
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔15🕊2❤1
Forwarded from گفتوشنود
تداوم فشار امنیتی بر شهروندان بهایی
اجرای حکم زندان ایمان رشیدی
ایمان رشیدی، شهروند بهایی ساکن یزد، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ پس از حضور در شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب این شهر، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
▪️جزئیات پرونده، اتهامات و سوابق
آقای رشیدی پیشتر توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری (با احتساب ایام بازداشت قبلی)، ۱۵ سال محرومیت اجتماعی درجه پنج و پرداخت ۳۷۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.
این شهروند بهایی در مهرماه ۱۴۰۲ توسط اداره اطلاعات یزد بازداشت و پس از انتقال به زندان، در اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. مراحل بازپرسی و دادگاه وی در بهمن و اسفند ۱۴۰۲ بدون دسترسی به وکیل برگزار شد. وی همچنین دارای سابقه محکومیت پیشین بوده و در بهمنماه ۱۳۹۶ نیز پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شده بود.
▪️سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق اقلیتهای مذهبی
بازداشت و انتقال ایمان رشیدی به زندان، نمونهای دیگر از تشدید فشارهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از احکام سنگین حبس، محرومیتهای طولانیمدت اجتماعی و برپایی دادگاههای بدون دسترسی به وکیل، تلاش میکند تا با اعمال ارعاب، زندگی مدنی جامعه بهایی را هدف قرار داده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند، سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض آشکار آزادی عقیده در ایران است.
#ایمان_رشیدی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
اجرای حکم زندان ایمان رشیدی
ایمان رشیدی، شهروند بهایی ساکن یزد، روز یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ پس از حضور در شعبه اول اجرای احکام دادگاه انقلاب این شهر، بازداشت و برای تحمل دوران محکومیت خود به زندان مرکزی یزد منتقل شد.
▪️جزئیات پرونده، اتهامات و سوابق
آقای رشیدی پیشتر توسط دادگاه انقلاب یزد از بابت اتهامات «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «فعالیت تبلیغی انحرافی مغایر با شرع مقدس اسلام» به سه سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری (با احتساب ایام بازداشت قبلی)، ۱۵ سال محرومیت اجتماعی درجه پنج و پرداخت ۳۷۱ میلیون ریال جزای نقدی محکوم شده بود.
این شهروند بهایی در مهرماه ۱۴۰۲ توسط اداره اطلاعات یزد بازداشت و پس از انتقال به زندان، در اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه آزاد شده بود. مراحل بازپرسی و دادگاه وی در بهمن و اسفند ۱۴۰۲ بدون دسترسی به وکیل برگزار شد. وی همچنین دارای سابقه محکومیت پیشین بوده و در بهمنماه ۱۳۹۶ نیز پس از اتمام دوران حبس از زندان آزاد شده بود.
▪️سرکوب سیستماتیک و نقض حقوق اقلیتهای مذهبی
بازداشت و انتقال ایمان رشیدی به زندان، نمونهای دیگر از تشدید فشارهای امنیتی و قضایی علیه شهروندان بهایی است. دستگاه قضایی با استفاده از احکام سنگین حبس، محرومیتهای طولانیمدت اجتماعی و برپایی دادگاههای بدون دسترسی به وکیل، تلاش میکند تا با اعمال ارعاب، زندگی مدنی جامعه بهایی را هدف قرار داده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند، سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض آشکار آزادی عقیده در ایران است.
#ایمان_رشیدی
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔10🕊3❤1