آموزشکده توانا
48.1K subscribers
42.9K photos
41.9K videos
2.57K files
22K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
«چون رافضی جنگ افکند،
هر دم علی را با عُمَر»
نگاه مولوی به شیعیان چگونه بود؟

مولوی آشکارا مسلمانی سنی‌مذهب و پیرو مکتب «حَنَفی» بود؛ نکته‌ای که در پژوهش‌های مربوط به زندگی و اندیشه او نیز مورد تأکید قرار گرفته است. با وجود ستایش او از علی و نگاه همدلانه‌اش به واقعه کربلا، مولوی هرگز نظریه امامت شیعه را قبول نداشت. او خلفای نخست اهل سنت را بارها با احترام و ستایش یاد کرده و در موارد متعددی واژه «رافضی» را درباره شیعیان به کار برده است. دیدگاه مولوی درباره تشیع چگونه بود؟

▪️چرا مولوی به شیعیان «رافضی» می‌گفت؟
«رافضی» از ریشه «رفض»، به معنای «رد کردن» است. این عنوان از سوی مخالفان شیعه برای گروه‌هایی از شیعیان به کار می‌رفت؛ کسانی که خلافت ابوبکر، عمر و عثمان را برای جانشینی محمد نمی‌پذیرفتند. این واژه که به صورتی گسترده به شیعیان گفته می‌شد، به تدریج بار معنایی جدلی، تحقیرآمیز و توهین‌آمیز به خود گرفت.

▪️سبزوار؛ شهری که در مثنوی «رافضی» بود
در دفتر پنجم مثنوی، مولوی حکایتی درباره فتح سبزوار به دست محمد خوارزمشاه روایت می‌کند. عنوان حکایت «شهر سبزوار که همه رافضی باشند» است. در داستان، مردم شهر از شاه امان می‌خواهند؛ اما شاه می‌گوید تا فردی به نام «ابوبکر» (که در میان شیعیان بسیار نادر است) از شهر برایش نیاورند، آنان را رها نخواهد کرد! معنای داستان نیز بر همین بنا شده است: مولوی برای توصیف حال کسی که در جای نامناسبی گرفتار شده می‌گوید: «سبزوارست این جهان و مرد حق، اندرین جا ضایعست و ممتحق.» این نگاهی آشکارا منفی و طعنه‌آلود به جامعه شیعه از سوی مولوی است.

▪️«رافضی» در دیوان شمس
در میان غزلیات نیز مولوی اشاراتی طعنه‌آمیز به شیعیان دارد. او در جایی با اشاره به تفرقه‌افکنی شیعیان در مسیر جانشینی محمد، چنین می‌سراید: «گفتن همه جنگ آورد، در بوی و در رنگ آورد، چون رافضی جنگ افکنَد، هر دم علی را با عُمَر». بنابراین «رافضی» واژه‌ای است که خود مولوی در آثارش در زمینه اختلاف شیعه و سنی به کار می‌برد.

▪️نگاه مولوی به ابوبکر، عمر و عثمان
آثار مولوی روایت‌های مثبت فراوانی درباره سه جانشین نخست محمد دارند. او ابوبکر را «صدیق» و یار غار می‌خواند، از عدالت و معنویت عمر ستایش می‌کند و عثمان را نیز با عناوین محترمانه یاد می‌کند. در حالی که مولوی نه تنها خلافت سه نفر پیش از علی را نفی نمی‌کند، بلکه آنان را شخصیت‌هایی برجسته و معنوی معرفی می‌کند.

▪️نگاه مولوی به علی و حسین
مولوی از علی نیز با زبانی ستایش‌آمیز سخن گفته است: «از علی آموز اخلاص عمل، شیر حق را دان مطهر از دغل». نگاه او به کربلا نیز همدلانه است. اما این نگاه دلیلی بر شیعه بودن مولوی نیست؛ چرا که علی برای اهل سنت چهارمین خلیفه راشد و از مهم‌ترین همراهان محمد بود؛ و حسین، هم نوه محمد بود که به باور بسیاری به شکلی دردناک کشته شده بود. با وجوداین نگرش‌ها، چارچوب فکری مولوی عمیقا سنی حنفی است.

▪️نگرش مولوی به آموزه‌های شیعه
در آثار اصلی مولوی نیز دفاع روشنی از آموزه مرکزی تشیع دوازده‌امامی ــ یعنی جانشینی علی و ادامه امامت در امامان دوازده‌گانه ــ دیده نمی‌شود. مفهوم‌هایی مانند «قطب»، «امام» یا «ولی» نزد مولوی معنایی صوفیانه دارند و مرتبط با جانشینی نیستند. مولوی همچنین با بعضی از دیدگاه‌های شیعه مانند «تقلید» به شدت و با صراحت مخالف است.

عرفان مولوی می‌توانست از مرزهای فرقه‌ای فراتر رود؛ اما فراتر رفتن از نزاع‌های مذهبی، به معنای نداشتن هویت مذهبی نیست.
#شیعه #سنی #مولوی #نقد_دین #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
14👍7👌1💯1
Forwarded from گفت‌وشنود
علم و دین
تعارض، استقلال یا گفت‌وگو؟

وقتی گالیله گفت زمین به دور خورشید می‌چرخد، کلیسا نگفت «جالب است، بررسی می‌کنیم»
گفت «این نظر با کتاب مقدس در تضاد است، پس دروغ است».
چهار قرن بعد، دیگر هیچ نهاد دینی جدی مدعی مسطح یا مرکز عالم بودن زمین نیست.

این تاریخچه، یک سوال ساده اما مهم پیش می‌کشد: وقتی علم تجربی و یک گزاره‌ دینی به‌طور مستقیم با هم تعارض پیدا می‌کنند، معمولا کدام‌یک عقب‌نشینی می‌کند؟

فیلسوف علم استفن جی گولد، دیرین‌شناس و نظریه‌پرداز آمریکایی، مدل معروفی به نام «حوزه‌های مستقل هم‌پوشان‌نشده» (NOMA) پیشنهاد کرد: علم درباره‌ «چگونگی» جهان صحبت می‌کند و دین درباره‌ «معنا و ارزش».

از نگاه او، وقتی این دو در حوزه‌ خودشان بمانند، تعارضی وجود ندارد. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که یک متن دینی، ادعای تجربی و قابل‌آزمون هم مطرح کند.
مثل سن زمین، منشا گونه‌ها، یا ساختار کیهان.

فیلسوف دین ایان باربور، در تحلیل رابطه‌ علم و دین، چهار الگو را از هم تفکیک کرد: تعارض، استقلال، گفت‌وگو، و ادغام.

نکته‌ جالب این است که بسیاری از متفکران دینی خود سنت، وقتی با شواهد تجربی روبه‌رو شده‌اند، مسیر «تأویل» را انتخاب کرده‌اند، نه انکار علم.
دقیقا همان کاری که کلیسای کاتولیک درباره‌ی گالیله، سیصد و پنجاه سال بعد (در سال ۱۹۹۲) رسما انجام داد و از او عذرخواهی کرد.

مثالی ملموس: فرض کنید یک نقشه‌ قدیمی خانوادگی به شما می‌گوید فاصله‌ دو شهر ده کیلومتر است، اما GPS مدرن با دقت بالا می‌گوید صد کیلومتر. آیا GPS را کنار می‌گذارید چون نقشه قدیمی‌تر یا عزیزتر است؟
یا می‌پذیرید که نقشه، برای زمان و ابزار خودش خوب بوده، اما امروز باید به‌روزرسانی شود؟

بسیاری از گزاره‌های دینی ناظر به طبیعت، دقیقا در چنین موقعیتی قرار دارند: نه لزوما «دروغ»، بلکه محصول دانش و ابزار زمانه‌ خودشان.

پرسشی که باقی می‌ماند: وقتی گزاره‌ای دینی با شواهد علمی قطعی در تعارض است، وفاداری به کدام‌یک، نشانه‌ صداقت فکری بیشتری است؟

#نقد_دین #خردگرایی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊10👍51👌1
مهدی محمودیان فعال حقوق بشر در حساب کاربری ایکس خود از انتقال مجدد علیرضا سپاهی از بند عمومی به سلول انفرادی خبر داد. مهدی محمودیان این خبر را شامگاه جمعه ۲۰ شهریور ۱۴۰۵ منتشر کرده است.

علیرضا سپاهی یکی از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در اصفهان و از متهمان پرونده موسوم به «میدان علیخانی» است که به اتهام مواردی از جمله قتل مأموران امنیتی در جریان اعتراضات به اعدام محکوم شده است.

پس از رد درخواست اعاده دادرسی او توسط دادگاه انقلاب اصفهان و با وجود اینکه اجرای حکم اعدام او پیش‌تر به دلیل سکته قلبی و انتقال به بیمارستان موقتاً به تعویق افتاده بود، پرونده‌اش به اجرای احکام ارسال شد و او برای اجرای قریب‌الوقوع حکم از بند عمومی به سلول انفرادی زندان دستگرد اصفهان منتقل شده است.

در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان، از مجموع ۵۹ نفر بازداشتی ۱۲ نفر به اعدام محکوم شده‌اند، تا کنون حکم ۵ نفر به اجرا درآمده است و خطر اجرای حکم سایر محکومان این پرونده، از جمله علیرضا سپاهی، به شدت آن‌ها را تهدید می‌کند.

#علیرضا_سپاهی #میدان_علیخانی #نه_به_اعدام
💔18🕊3
بازداشت حسین قشقایی و سارا شمسایی، زوج معترض

حسین قشقایی و همسرش، سارا شمسایی، بازداشت شدند.
این زوج پس از اعتراضات دی‌ماه، به صورت مخفیانه زندگی می‌کردند. نیروهای اطلاعاتی نیز طی هفته‌های اخیر چندین بار برای یافتن حسین قشقایی به منزل پدر او مراجعه کرده بودند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، از دی‌ماه سال گذشته، سیم‌کارت‌های این زوج قطع یا مسدود شده و حساب‌های بانکی حسین قشقایی نیز مسدود شده بود.

ماه گذشته نیز در ابلاغیه‌ای از حسین قشقایی و سارا شمسایی خواسته شده بود ظرف پنج روز در شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان زرندیه حاضر شوند، اما آنها در این شعبه حاضر نشدند.

اتهامات مطرح‌شده علیه این زوج شامل «اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار یکدیگر به قصد برهم زدن امنیت کشور»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی»، «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» عنوان شده است.

#سارا_شمسایی #حسین_قشقایی
@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊64
Forwarded from گفت‌وشنود
مصلحان فکری و هزینه گفتن حرف تازه
تاریخ چگونه با کسانی که زودتر از زمانه‌شان فکر کردند تسویه‌حساب کرد؟

سقراط، فیلسوف آتنی، در سال ۳۹۹ پیش از میلاد به اتهام «فاسد کردن جوانان» و «انکار خدایان شهر» محاکمه و به مرگ محکوم شد. آنچه امروز از محاکمه‌ی او می‌دانیم، عمدتا از طریق نوشته‌های شاگردش افلاطون در «دفاعیه‌ی سقراط» به دست ما رسیده؛ روایتی که نشان می‌دهد اتهام اصلی سقراط نه خشونت یا فساد مالی، بلکه عادتش به پرسیدن سوال‌هایی بود که قطعیت‌های پذیرفته‌شده‌ی شهروندان آتنی را متزلزل می‌کرد.

جوردانو برونو، راهب و فیلسوف ایتالیایی قرن شانزدهم، به دلیل دفاع از این ایده که جهان بی‌نهایت و خورشید تنها یکی از بی‌شمار ستارگان است نه مرکز واحد کیهان توسط دیوان تفتیش عقاید رومی محاکمه و در سال ۱۶۰۰ در میدان کامپو دِ فیوری رم سوزانده شد.

اسناد محاکمه‌ او که مورخانی چون لوئیجی فیرپو در دهه‌های اخیر بازخوانی کرده‌اند، نشان می‌دهد اتهامات او بیشتر ماهیت الهیاتی داشت تا صرفا علمی، اما نقطه‌ مشترک با پرونده‌ سقراط، مجازات به دلیل عدم تمکین از چارچوب فکری مسلط بود.

بارینگتون مور جونیور، جامعه‌شناس تاریخی آمریکایی، در «ریشه‌های اجتماعی دیکتاتوری و دموکراسی» (۱۹۶۶) با مطالعه‌ تطبیقی چند جامعه نشان داد مقاومت نهادهای قدرتمند در برابر تغییر فکری، الگویی تکرارشونده در طول تاریخ است؛ نهادهایی که منافع‌شان به حفظ یک روایت یا نظم خاص گره خورده، معمولاً پیش از آنکه با استدلال پاسخ دهند، به سرکوب حامل آن ایده متوسل می‌شوند.

نمونه‌ای نزدیک‌تر به زمان ما، سرگذشت گالیله است؛ او در سال ۱۶۳۳ توسط دیوان تفتیش عقاید کلیسا به دلیل دفاع از نظریه‌ خورشیدمرکزی مجبور به انکار رسمی دیدگاه علمی‌اش شد و باقی عمر را در حصر خانگی گذراند.
آنچه این پرونده را از پرونده‌ی برونو متمایز می‌کند، سرنوشت پس از مرگ اوست: کلیسای کاتولیک در سال ۱۹۹۲، رسما و پس از نزدیک به ۳۶۰ سال، محکومیت گالیله را نادرست اعلام کرد.

آنچه از کنار هم گذاشتن این پرونده‌های تاریخی برمی‌آید، الگویی است که در آن، هزینه‌ به‌چالش‌کشیدن یک باور مسلط، اغلب بلافاصله و توسط کسی پرداخت می‌شود که آن را مطرح کرده، در حالی‌که پذیرش عمومی درستی آن ایده، ممکن است نسل‌ها به تاخیر بیفتد.

#تفکر_انتقادی #نقد_دین #رواداری #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
🕊2💯21
Forwarded from گفت‌وشنود
تمامیت‌خواهی و بنیان‌های فلسفی آن
وقتی فلسفه، مجوز کنترل کامل زندگی شهروند می‌شود

هیتلر عمدا در برابر مجسمه یک فیلسوف آلمانی ژست می‌گرفت تا خبرنگاران عکس بگیرند؛ گویی می‌خواست بگوید او همان «ابرمردی» است که این فیلسوف ظهورش را پیش‌بینی کرده بود. این فیلسوف نیچه بود. اما چطور اندیشه‌های یک متفکر قرن نوزدهمی، پایه فلسفی یکی از خونین‌ترین ایدئولوژی‌های قرن بیستم شد؟

▪️نیچه و اراده معطوف به قدرت
نیچه در «تبارشناسی اخلاق» ریشه دین و اخلاق را نه در وحی الهی، بلکه در مناسبات مادی جستجو می‌کرد؛ رابطه طلبکار و بدهکار را اصلی‌ترین برسازنده هنجارهای انسانی می‌دانست. او این تحلیل تجربی را بر ابرنظریه «اراده معطوف به قدرت» بنا کرد؛ نظریه‌ای که تمام فرهنگ را محصول اراده‌ای معطوف به کسب قدرت می‌داند.

▪️مارکس و زیربنای اقتصادی
کارل مارکس نمونه دیگری از تحلیل مناسبات انسانی بر پایه اراده ارائه داد؛ برخلاف نیچه، این اراده را در مناسبات اقتصادی، نه فرهنگ، جست‌وجو کرد. مفاهیم «زیربنا» و «روبنا» از همین‌جا آمدند: دین و ایده صرفا محصول اراده‌های اقتصادی معطوف به سود بودند. مارکس معتقد بود کنش انقلابی، نه تفکر صرف، مناسبات زیربنایی را دگرگون می‌کند.

▪️از علوم آریایی تا علوم اسلامی
این باور که می‌توان کل زندگی شهروند را از پیش مهندسی کرد، هم در آلمان نازی با «علوم آریایی» و هم در شوروی با «علوم مارکسیستی» ظاهر شد. نمونه مشابه آن در ایران، آیت‌الله میرباقری است که معتقد است حقیقت «کشف» نمی‌شود بلکه «جعل و ایجاد» می‌شود؛ ایده‌ای که پروژه «علوم اسلامی» و «جنبش نرم‌افزاری» بر آن استوار است.

▪️تمامیت‌خواهی و ضرورت دشمن‌سازی
حکومت‌های تمامیت‌خواه، برخلاف حکومت‌های صرفا اقتدارگرا، تمام جزئیات زندگی شهروند را سیاسی می‌کنند؛ از پوشش تا مناسبات جنسی و فناوری. این حکومت‌ها معمولا با خلق دشمن پیش می‌روند: یهودیان برای نازی‌ها، بورژوازی برای شوروی، و برای جمهوری اسلامی، بهاییان، زنان بی‌حجاب، اسرائیل و آمریکا. سیاست حذف، به وجود این دشمن دائمی نیاز دارد.

▪️نقد فلسفی: کاسیرر و هابرماس
ارنست کاسیرر معتقد بود جریان‌های فاشیستی حقیقت را صرفا روبنایی برای پنهان‌کردن یک «غرض» می‌دانند؛ همین تقلیل حقیقت به قدرت، نگاهی امنیتی به تمام شئون اجتماع می‌آورد. یورگن هابرماس نیز میراث نیچه تا فوکو و هایدگر را نقد کرد و آن را زمینه‌ساز هیجان‌زدگی بی‌محتوایی دانست که در غیاب معنای واقعی، به مناسک و شعائر پناه می‌برد.


متن کامل این یادداشت را در وبسایت گفت‌وشنود بخوانید

تمامیت‌خواهی و بنیان‌های فلسفی آن

https://dialog.tavaana.org/totalitarianism/

@Dialogue1402
👍61👌1
وکیل نابینایی که با پای شکسته از دست حکومت چین گریخت

مردی نابینا از کودکی، بدون هیچ مدرک حقوقی رسمی، جرات کرد از دولت چین به‌خاطر عقیم‌سازی اجباری هزاران زن شکایت کند.
نتیجه؟ بازداشت خانگی، ضرب‌وشتم، و در نهایت فراری دراماتیک با پای شکسته به سفارت آمریکا. این داستان چن گوانگ‌چنگ است؛ وکیلی «پابرهنه» که نشان داد حتی بدون مجوز رسمی، می‌توان صدای عدالت شد.

▪️وکلای پابرهنه و جنبش ویکوان چیستند؟
«وکلای پابرهنه» فعالان حقوقی خودآموخته‌ای در چین‌اند که شکایات مدنی ثبت می‌کنند و خدمات رایگان ارائه می‌دهند؛ نامشان الهام‌گرفته از «پزشکان پابرهنه» دوران مائو است. آن‌ها بخشی از جنبش بزرگ‌تر «ویکوان» (حفاظت از حقوق)‌اند که شامل وکلای حرفه‌ای و فعالان است و به کارگران، روستاییان، روزنامه‌نگاران و قربانیان تبعیض کمک می‌کند؛ تعدادشان تنها چند ده نفر است.

▪️شرایط حقوقی چین؛ و شباهت با ایران
چین پسامائو مدعی «حاکمیت قانون» شد، اما میراث دورانی که قانون در خدمت حزب بود همچنان پابرجاست؛ وکلای حقوق بشری با آزار، لغو پروانه و زندان روبه‌رو می‌شوند. قانون «وکلا» در ۱۹۹۶ استقلال بیش‌تری داد، اما اصلاحات اخیر این حرفه را محدودتر کرده است. در ایران نیز دستگاه قضایی استقلال وکلا را مشابه محدود می‌کند.

▪️اهداف و مقاصد
وکلای ویکوان بر ارائه کمک حقوقی به کسانی متمرکزند که به خدمات حقوقی دسترسی ندارند؛ از کارگران و ساکنان روستایی گرفته تا روزنامه‌نگاران تحت سانسور. آن‌ها با آموزش دانش حقوقی پایه و میانجی‌گری در اختلافات، پلی میان جوامع روستایی و نظام حقوقی ساخته‌اند؛ هدفشان افزایش آگاهی شهروندان از حقوق قانونی و طلب عدالت برای جوامع حاشیه‌نشین است.

▪️چن گوانگ‌چنگ؛ از روستا تا سفارت آمریکا
چن گوانگ‌چنگ در ۲۰۰۵ با دادخواستی دسته‌جمعی، مقامات شاندونگ را به عقیم‌سازی و سقط اجباری زنان برای اجرای سیاست تک‌فرزندی متهم کرد؛ پیش‌تر نیز ۷۹ روستا را علیه یک کارخانه آلاینده بسیج کرده بود. شهرتش حمایت گسترده‌ای جلب کرد، اما به بازداشت خانگی و آزار خانواده‌اش انجامید؛ تا فرار نهایی او به سفارت آمریکا در ۲۰۱۲.

▪️نتیجه‌گیری: درس‌هایی برای فعالان حقوقی
جنبش ویکوان و چن گوانگ‌چنگ نشان می‌دهند آگاهی ابتدایی از حقوق، حتی بدون تخصص کامل حقوقی، می‌تواند شهروندان را برای مقابله با سرکوب توانمند سازد. اهمیت شبکه‌های حمایتی محلی و پوشش بین‌المللی رسانه‌ای، همان‌طور که در پرونده چن دیده شد، نقشی حیاتی در تقویت تاثیر فعالان دارد؛ درسی که برای فضای مشابه ایران نیز کاربرد دارد.

نسخه کامل این مطالعه موردی را در وبسایت آموزشکده توانا بخوانید

وکلای پابرهنه و جنبش وِیکوان در چین

https://tavaana.org/barefoot-lawyers-weiquan-china-chen-guangcheng/

#حقوق_بشر #وکیل #کنشگری #جامعه_مدنی

@Tavaana_TavaanaTech
14💯1💔1