جواد بهداد، ارتشی مخالف حکومت، برای تحمل دوران محکومیتش احضار شد
جواد بهداد ارتشی مخالف رژیم، با انتشار ویدئویی از صدور حکم جدید علیه خود از سوی دادگاههای جمهوری اسلامی خبر داد. او اعلام کرد که بر اساس این حکم، باید طی روزهای آینده برای تحمل دو سال حبس راهی زندان شود و پس از پایان دوره زندان نیز به مدت دو سال به تبعید اجباری در مهریز یزد محکوم شده است.
بهداد در این ویدئو ضمن تأکید بر اینکه هیچگونه پشیمانی از مواضع و فعالیتهای خود ندارد، گفت: «فدای سر تکتک مردم ایران، فدای سر تمام شهدای راه آزادی و همه جاوداننامان وطن.» او ایستادن در کنار مردم را مایه افتخار خود دانست و تأکید کرد که خود را «سرباز مردم ایران» میداند.
این شهروند معترض همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور، از آنچه «تاریکی جمهوری اسلامی» خواند انتقاد کرد و بر ادامه پایبندی خود به مواضعش در حمایت از خاندان پهلوی تأکید کرد و گفت تا آخرین نفس بر باورهایش خواهد ایستاد.
جواد بهداد، از جمله ارتشیهایی است که در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، به مردم پیوست و با انتشار ویدیویی از اعتراضات مردم حمایت کرد.
جواد بهداد از سال ۱۴۰۱ تا کنون، چندین بار بازداشت شده و مورد آزار قرار گرفته است، حقوق او قطع شده و خانوادهاش در شرایط سختی قرار گرفتهاند
اتهاماتی که در دادگاه ایشان که در خرداد ماه برگزار شد، به ایشان نسبت داده شده بود، شامل موارد زیر بود:
«نشر اکاذیب»، «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام معظم رهبری»
آقای بهداد پدر چند فرزند است و خانوادهاش به خاطر اخراجش از ارتش، از مزایای بسیار ناچیز مثل؛ حقوق، سنوات، بیمه، تعاون و سایر حقوق قانونی محروم شدهاند.
#جواد_بهداد #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
جواد بهداد ارتشی مخالف رژیم، با انتشار ویدئویی از صدور حکم جدید علیه خود از سوی دادگاههای جمهوری اسلامی خبر داد. او اعلام کرد که بر اساس این حکم، باید طی روزهای آینده برای تحمل دو سال حبس راهی زندان شود و پس از پایان دوره زندان نیز به مدت دو سال به تبعید اجباری در مهریز یزد محکوم شده است.
بهداد در این ویدئو ضمن تأکید بر اینکه هیچگونه پشیمانی از مواضع و فعالیتهای خود ندارد، گفت: «فدای سر تکتک مردم ایران، فدای سر تمام شهدای راه آزادی و همه جاوداننامان وطن.» او ایستادن در کنار مردم را مایه افتخار خود دانست و تأکید کرد که خود را «سرباز مردم ایران» میداند.
این شهروند معترض همچنین با اشاره به شرایط کنونی کشور، از آنچه «تاریکی جمهوری اسلامی» خواند انتقاد کرد و بر ادامه پایبندی خود به مواضعش در حمایت از خاندان پهلوی تأکید کرد و گفت تا آخرین نفس بر باورهایش خواهد ایستاد.
جواد بهداد، از جمله ارتشیهایی است که در جریان خیزش انقلابی زن، زندگی، آزادی، به مردم پیوست و با انتشار ویدیویی از اعتراضات مردم حمایت کرد.
جواد بهداد از سال ۱۴۰۱ تا کنون، چندین بار بازداشت شده و مورد آزار قرار گرفته است، حقوق او قطع شده و خانوادهاش در شرایط سختی قرار گرفتهاند
اتهاماتی که در دادگاه ایشان که در خرداد ماه برگزار شد، به ایشان نسبت داده شده بود، شامل موارد زیر بود:
«نشر اکاذیب»، «تبليغ عليه نظام جمهوری اسلامی ایران» و «اهانت به مقام معظم رهبری»
آقای بهداد پدر چند فرزند است و خانوادهاش به خاطر اخراجش از ارتش، از مزایای بسیار ناچیز مثل؛ حقوق، سنوات، بیمه، تعاون و سایر حقوق قانونی محروم شدهاند.
#جواد_بهداد #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤25🕊9💔6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پیام کیانوش چراغی از زندان ایلام به خامنهای:
سرنوشتی بهتر از قذافی و صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست
کیانوش چراغی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ایلام، در فایل صوتی، با صراحت علی خامنهای را مستقیماً خطاب قرار داده و او را مسئول اصلی «روند رو به نابودی ایران» دانسته است.
چراغی در این پیام، که در یک تماس تلفنی از داخل زندان داده شده، میگوید بارها در ذهن خود خامنهای را در جایگاه متهم تصور کرده و او را بابت نزدیک به نیم قرن تصمیمگیری و مداخله در همه شئون کشور به محاکمه کشیده است؛ از «بیکفایتی و دخالت در اموری بدون تخصص» تا تحمیل اراده فردی بر سرنوشت میلیونها ایرانی.
این زندانی سیاسی بهطور مشخص به ممنوعیت واکسنهای کرونا، سوءمدیریت منابع آب، نابودی اقتصاد، فشارهای معیشتی، گسترش بزهکاری، فرار نخبگان، حذف متخصصانی چون کاوه مدنی، و نسبت دادن ناکارآمدیها به خدا و عوامل بیرونی اشاره میکند و میپرسد چگونه حاکمیتی که خود طعم فقر و تنگدستی را چشیده، رنج مردم را فراموش کرده و به «زندگی لاکچری» و تحمیل سبک زندگی پرداخته است.
چراغی در بخشهایی از این پیام، خامنهای و ساختار قدرت را متهم میکند که به جای «خدمتگزاری»، خود را «آقا و فرمانده» مردم دانستهاند؛ تا جایی که حتی پوشش شهروندان و دسترسی آنان به اینترنت را تعیین کردهاند. او تأکید میکند که حاکمیت مشروعیت خود را از مردم نگرفته و مردم را مجبور به زیستن بر اساس «افکار بسته و پوسیده» کرده است.
این زندانی سیاسی با اشاره به شرایط بحرانی کنونی کشور و آنچه «پایان محتوم» جمهوری اسلامی مینامد، میگوید حاکمیت دیگر نه پشتوانه مردمی دارد و نه امیدی به حمایت جامعه. او تصریح میکند: «سرنوشتی بهتر از قذافی، صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست» و تأکید میکند که مردم ایران حاضرند برای پایان دادن به این وضعیت، هزینه بدهند.
چراغی در ادامه، با وجود حبس و آنچه «سوگواری برای مرگ آرزوها» در زندان ایلام میخواند، از امید سخن میگوید و خطاب به مردم ایران، از همه جریانها، گروهها و گرایشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی در داخل و خارج کشور میخواهد اختلافات را کنار بگذارند و برای یکبار برای همیشه، سرنوشت ایران را به دست خود مردم بسپارند.
او در پایان این پیام، بر ضرورت خاموش کردن «آتش افتاده در خرمن ایران» تأکید میکند و میگوید آینده کشور باید بر پایه رأی و اراده مردم، احترام به حقوق دیگران و پذیرش نظر مخالف ساخته شود.
#کیانوش_چراغی #بیانیه #زندانی_سیاسی #زندان_ایلام #نه_به_جمهوری_اسلامی همبستگی یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سرنوشتی بهتر از قذافی و صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست
کیانوش چراغی، زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی ایلام، در فایل صوتی، با صراحت علی خامنهای را مستقیماً خطاب قرار داده و او را مسئول اصلی «روند رو به نابودی ایران» دانسته است.
چراغی در این پیام، که در یک تماس تلفنی از داخل زندان داده شده، میگوید بارها در ذهن خود خامنهای را در جایگاه متهم تصور کرده و او را بابت نزدیک به نیم قرن تصمیمگیری و مداخله در همه شئون کشور به محاکمه کشیده است؛ از «بیکفایتی و دخالت در اموری بدون تخصص» تا تحمیل اراده فردی بر سرنوشت میلیونها ایرانی.
این زندانی سیاسی بهطور مشخص به ممنوعیت واکسنهای کرونا، سوءمدیریت منابع آب، نابودی اقتصاد، فشارهای معیشتی، گسترش بزهکاری، فرار نخبگان، حذف متخصصانی چون کاوه مدنی، و نسبت دادن ناکارآمدیها به خدا و عوامل بیرونی اشاره میکند و میپرسد چگونه حاکمیتی که خود طعم فقر و تنگدستی را چشیده، رنج مردم را فراموش کرده و به «زندگی لاکچری» و تحمیل سبک زندگی پرداخته است.
چراغی در بخشهایی از این پیام، خامنهای و ساختار قدرت را متهم میکند که به جای «خدمتگزاری»، خود را «آقا و فرمانده» مردم دانستهاند؛ تا جایی که حتی پوشش شهروندان و دسترسی آنان به اینترنت را تعیین کردهاند. او تأکید میکند که حاکمیت مشروعیت خود را از مردم نگرفته و مردم را مجبور به زیستن بر اساس «افکار بسته و پوسیده» کرده است.
این زندانی سیاسی با اشاره به شرایط بحرانی کنونی کشور و آنچه «پایان محتوم» جمهوری اسلامی مینامد، میگوید حاکمیت دیگر نه پشتوانه مردمی دارد و نه امیدی به حمایت جامعه. او تصریح میکند: «سرنوشتی بهتر از قذافی، صدام و بشار اسد در انتظارتان نیست» و تأکید میکند که مردم ایران حاضرند برای پایان دادن به این وضعیت، هزینه بدهند.
چراغی در ادامه، با وجود حبس و آنچه «سوگواری برای مرگ آرزوها» در زندان ایلام میخواند، از امید سخن میگوید و خطاب به مردم ایران، از همه جریانها، گروهها و گرایشهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی در داخل و خارج کشور میخواهد اختلافات را کنار بگذارند و برای یکبار برای همیشه، سرنوشت ایران را به دست خود مردم بسپارند.
او در پایان این پیام، بر ضرورت خاموش کردن «آتش افتاده در خرمن ایران» تأکید میکند و میگوید آینده کشور باید بر پایه رأی و اراده مردم، احترام به حقوق دیگران و پذیرش نظر مخالف ساخته شود.
#کیانوش_چراغی #بیانیه #زندانی_سیاسی #زندان_ایلام #نه_به_جمهوری_اسلامی همبستگی یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
👍25🕊6❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علیه فراموشی؛
شب یلدا
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
شب یلدا
شعر شیدای همدانی از زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
گمانم که شب یلداست امشب
چه شوری در دلم برپاست امشب!
شب و شعر و شراب و شیر و خورشید
از آن شبهای استثناست امشب
وطن مانده غریب و کنج زندان
درون قلب من، غوغاست امشب
من و زنجیر آزادی و شهری
که لبریز از صدای «ما»ست امشب
گمانم کدخدا یک بار دیگر
میان شهرمان رسواست امشب
دل و چشم نسیم و یاس و نرگس
ز خون ارغوان دریاست امشب
دلی که خون شد از اشک شقایق
غریب اما چه بیپرواست امشب
بگو بار دگر عهدی که بستی
ز خون لاله پابرجاست امشب؟
مپرس از من چه میجویی در این ره
که از اندیشهام پیداست امشب
دلم هم مثل من با کوهی از غم
در این سردرگمی تنهاست امشب
سر سبزم رود بر باد روزی
زبان سرخ من، گویاست امشب
همه در خواب و تنها مرد بیدار
فقط این شاعر شیداست امشب
سحر شد، مرغ شب از خواب برخیز!
که پایان شب یلداست امشب
به امید آزادی
پاینده باد ایران
شیدای همدانی
زندان زاهدان
یلدای ۱۴۰۳
#شیدای_همدانی
##شب_یلدا #بیانیه #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊6❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥🎥🎥
ترانه یلدایی حسین شنبهزاده زندانی سیاسی عقیدتی محبوس در اوین.
🍉یلدا بر همه آزادگان مبارک
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ترانه یلدایی حسین شنبهزاده زندانی سیاسی عقیدتی محبوس در اوین.
🍉یلدا بر همه آزادگان مبارک
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔24❤11🕊8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر مرتضی نعمتی، استاد سابق دانشگاه چمران، شعری که حسین شنبهزاده در زندان سروده را اجرا کرده است.
او ضمن انتشار این اثر، نوشته:
صدای ساده و بیپیرایهی «حسین شنبهزاده» از زندان اوین رو شنیدم، در شب یلدا؛ که شعری از خودش رو دکلمه میکنه و درخواست داره که کسی بر روی ابیاتی از شعرش آهنگی بسازه. شعر حسین زیباست و من به اقتضای چارچوب ملودی که ساختم تنها برخی از ابیات شعر رو انتخاب کردم و یک بیت هم به اون اضافه کردم. بیتی که درست نمیدانم سرودهی کیست اما در امتداد حس و حال حسین و تکمیلکنندهی این آهنگه:
... مگه این خدا خدای همه نیست
مگه خوب و بد برای همه نیست
این آهنگ رو با سهتار و بصورتی ساده و بیآلایش (مثل خود حسین) خوندم و ضبط کردم. تقدیم به او و همهی کسانی که تنها برای نظر و عقیده رنج زندان را متحمل میشوند...
مرتضی نعمتی
.
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
حسین شنبهزاده در نامهای مفصل شرحی از شکنجهها و تهدیدهایی که متحمل شده بود را بیان کرده بود.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دکتر مرتضی نعمتی، استاد سابق دانشگاه چمران، شعری که حسین شنبهزاده در زندان سروده را اجرا کرده است.
او ضمن انتشار این اثر، نوشته:
صدای ساده و بیپیرایهی «حسین شنبهزاده» از زندان اوین رو شنیدم، در شب یلدا؛ که شعری از خودش رو دکلمه میکنه و درخواست داره که کسی بر روی ابیاتی از شعرش آهنگی بسازه. شعر حسین زیباست و من به اقتضای چارچوب ملودی که ساختم تنها برخی از ابیات شعر رو انتخاب کردم و یک بیت هم به اون اضافه کردم. بیتی که درست نمیدانم سرودهی کیست اما در امتداد حس و حال حسین و تکمیلکنندهی این آهنگه:
... مگه این خدا خدای همه نیست
مگه خوب و بد برای همه نیست
این آهنگ رو با سهتار و بصورتی ساده و بیآلایش (مثل خود حسین) خوندم و ضبط کردم. تقدیم به او و همهی کسانی که تنها برای نظر و عقیده رنج زندان را متحمل میشوند...
مرتضی نعمتی
.
یکسال و چند ماه از حبس دومِ حسین میگذرد. او به ۱۵ سال حبس محکوم شده است، که سه سال و نیمش قابل اجرا است.
اتهامات واهیای که به او منتسب کردهاند، توهین به دین و رهبر و مراجعه، به همراه همکاری با دولت متخاصم!
البته او خودش را زندانیِ نقطه میداند، نقطهای که پای یکی از پستهای اکانت خامنهای گذاشت و چندین برابر پستِ اصلی لایک شد.
حسین شنبهزاده در نامهای مفصل شرحی از شکنجهها و تهدیدهایی که متحمل شده بود را بیان کرده بود.
#حسین_شنبهزاده #زندانی_نقطه #بیانیه #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤34
زندانیان سیاسی وجدانهای بیدار جامعهاند
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
✍️حسین رونقی
در ساختارهای امنیتی حکومتهایی مانند جمهوری اسلامی، زندان تنها یک ابزار تنبیهی نیست، بلکه بخشی از یک فرآیند مستمر برای فرسایش جسم، روان و جایگاه اجتماعی فرد است. اخیرا گفتمانی ترویج میشود که با ادعای «واقعی نبودن» زندانیان آزاد شده، سعی در بیاعتبار کردن مبارزه و مقاومت مدنی دارد. گفتمانی که میگوید «زندانی واقعی رنگ آفتاب را نمیبیند»، نه یک توصیف واقعگرایانه، بلکه ابزاری هدفمند برای مهندسی افکار عمومی است. این روایت که از اتاقفکرهای نهادهای امنیتی برمیخیزد و برخی افراد ناآگاهانه با آنها همراه میشوند، همزمان چند هدف موازی از جمله بیاعتبار کردن مبارزه، شکستن همبستگی اجتماعی، و فرسایش روانی زندانیان آزادشده را دنبال میکند.
این گفتمان با القای این تصور که «زندانی واقعی کسی است که زیر شکنجه کشته شود یا هرگز آزاد نشود»، رنج و هزینهی صدها هزار زندانی سیاسی و عقیدتی را که زندان را تجربه کردهاند و امروز یا در زندان هستند یا آزاد شدهاند، کوچک و بیارزش جلوه میدهد. در چنین روایتی، زنده ماندن نه نشانهی مقاومت، بلکه مایهی تردید و اتهام تلقی میشود. تا نهتنها آنان که آزاد شدند، بلکه آنان که در زندان هستند را نیز با فشار بشکند و له کند.
«زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»
برخلاف تصور عمومی، «زندان و رنج زندانی با باز شدن در سلول پایان نمییابد»، بلکه از شکلی به شکل دیگر تغییر میکند.
برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، زندان یک مقطع زمانی محدود نیست؛ بلکه فرآیندی فرساینده است که آثار آن در چند سطح بروز میکند:
آسیبهای دوران بازداشت و حبس برای زندانیان سیاسی و عقیدتی، بخشی از یک فشار سیستماتیک و هدفمند است که صرفا به محرومسازی فیزیکی محدود نمیشود، بلکه روان و هویت فرد را نشانه میگیرد. «شکنجه سفید» از طریق نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، قطع کامل ارتباط با جهان بیرون، و استفاده از نور مداوم یا محرومیت از نور طبیعی، به فروپاشی تدریجی ادراک زمان، خودآگاهی و تعادل روانی منجر میشود. همزمان، محرومیت عامدانه از درمان و استفاده ابزاری از سلامت جسمی، از جمله جلوگیری از اعزام به مراکز پزشکی، بهعنوان اهرمی برای فشار، تنبیه یا واداشتن فرد به سکوت به کار گرفته میشود. در کنار اینها، ترور شخصیت از طریق تحقیر، تهدید و اعمال فشار بر خانواده زندانی، تلاشی سازمانیافته برای درهم شکستن اراده فرد و القای احساس بیپناهی و بیارزشی است؛ روندی که هدف نهایی آن، تخریب کامل مقاومت روانی زندانی است.
زندانیان سیاسی پس از آزادی با مرگ مدنی مواجه میشوند.
پس از آزادی، زندان برای زندانی سیاسی یا عقیدتی پایان نمییابد، بلکه به شکلی دیگر ادامه پیدا میکند. بسیاری از آزادشدگان با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دستوپنجه نرم میکنند؛ کابوسهای مداوم، اضطراب مزمن، ترس از صداهای ناگهانی مانند زنگ تلفن یا در خانه، و وحشت دائمی از احضار دوباره، زندگی روزمره آنها را مختل میکند. همزمان، فضای امنیتی موجب انزوای اجتماعی میشود؛ اطرافیان از ترس پیامدهای امنیتی فاصله میگیرند و فرد آزادشده به نوعی «تبعید در وطن» دچار میشود. این وضعیت با محرومیت از حقوق شهروندی تکمیل میشود: ممنوعالخروجی، انسداد حسابهای بانکی، محرومیت از اشتغال و حذف تدریجی از حیات اجتماعی و اقتصادی، که میتوان آن را شکلی از مرگ دانست و آن را «مرگ مدنی» نامید.
فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است
آسیبهای ناشی از روایتهای امنیتی و اطلاعاتی (جنگ روانی) عمیق و گاهی کشنده است، هدف سرکوب نه جسم، بلکه روان، اعتبار و سرمایه اجتماعی زندانی است. نهادهای امنیتی با ترویج روایتهایی مانند «اگر مبارز واقعی بود، آزاد نمیشد»، آگاهانه بذر تردید و بیاعتمادی را در جامعه و میان نیروهای منتقد میکارند تا زندانی آزادشده را از حمایت اجتماعی محروم کنند. همزمان، این فضا در فرد نوعی «احساس گناه بازمانده» ایجاد میکند؛ احساسی که بهواسطه زنده ماندن یا آزادی در حالیکه دیگران هنوز در بندند شکل میگیرد و میتواند به عذاب وجدانی مزمن بدل شود. این فشار روانیِ مستمر، گاه از تجربه مستقیم زندان نیز فرسایندهتر است و کارکرد اصلی آن، خاموشسازی صدا و تخریب امکان بازگشت فعالانه فرد به عرصه عمومی و فعالیت مجدد است.
ادامه مطلب را در اسلایدها یا اینجا بخوانید.
#زندانی_سیاسی #آزادی #همبستگی #حسین_رونقی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊16💔7❤2👍2
پروندهسازی در زندان؛ با صدور حکم یکسال حبس دیگر برای سالار طاهرافشار محکومیت او به شش سال حبس افزایش یافت
سالار طاهرافشار، کنشگر سیاسی، با صدور حکم جدیدی از سوی دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع خروج از کشور محکوم شد؛ حکمی که به محکومیت پیشین او افزوده شده و مجموع دوران حبس وی را به شش سال افزایش میدهد.
بر اساس این گزارش، سالار طاهرافشار در تاریخ ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲ در ارومیه بازداشت و پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، در ۹ اسفند همان سال با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شده بود. وی پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به اتهام «اجتماع و تبانی»، به تحمل پنج سال حبس محکوم شده و از اسفندماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را آغاز کرده است.
اکنون در پروندهای جدید که در دوران حبس برای او گشوده شده، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری، با استناد به گزارش ضابطین قضایی، سالار طاهرافشار را به دلیل «تنظیم، امضا و انتشار بیانیههایی» در ارتباط با احکام صادره برای شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، و همچنین مرگ مشکوک سمیه رشیدی در زندان قرچک، محکوم کرده است.
در رأی دادگاه ادعا شده است که این اقدامات مصداق «سیاهنمایی و انتساب اکاذیب به دستگاه قضایی» و «حمایت از افرادی که علیه امنیت کشور اقدام کردهاند» بوده و زمینه «هجمه به جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی» را فراهم کرده است.
بر همین اساس، دادگاه سالار طاهرافشار را به یک سال حبس تعزیری، دو سال منع خروج از کشور و منع عضویت در گروهها و دستهجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرده است. این حکم به محکومیت قبلی وی افزوده شده و در نتیجه، مجموع حبس این زندانی سیاسی به شش سال افزایش یافته است.
#سالار_طاهرافشار #سالار_طاهر_افشار #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
سالار طاهرافشار، کنشگر سیاسی، با صدور حکم جدیدی از سوی دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس تعزیری و دو سال منع خروج از کشور محکوم شد؛ حکمی که به محکومیت پیشین او افزوده شده و مجموع دوران حبس وی را به شش سال افزایش میدهد.
بر اساس این گزارش، سالار طاهرافشار در تاریخ ۱۷ بهمنماه ۱۴۰۲ در ارومیه بازداشت و پس از انتقال به بند ۲۰۹ زندان اوین، در ۹ اسفند همان سال با تودیع وثیقه بهطور موقت آزاد شده بود. وی پیشتر در دیماه ۱۴۰۳ از سوی شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به اتهام «اجتماع و تبانی»، به تحمل پنج سال حبس محکوم شده و از اسفندماه ۱۴۰۳ دوران محکومیت خود را آغاز کرده است.
اکنون در پروندهای جدید که در دوران حبس برای او گشوده شده، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی افشاری، با استناد به گزارش ضابطین قضایی، سالار طاهرافشار را به دلیل «تنظیم، امضا و انتشار بیانیههایی» در ارتباط با احکام صادره برای شریفه محمدی، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، و همچنین مرگ مشکوک سمیه رشیدی در زندان قرچک، محکوم کرده است.
در رأی دادگاه ادعا شده است که این اقدامات مصداق «سیاهنمایی و انتساب اکاذیب به دستگاه قضایی» و «حمایت از افرادی که علیه امنیت کشور اقدام کردهاند» بوده و زمینه «هجمه به جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی» را فراهم کرده است.
بر همین اساس، دادگاه سالار طاهرافشار را به یک سال حبس تعزیری، دو سال منع خروج از کشور و منع عضویت در گروهها و دستهجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرده است. این حکم به محکومیت قبلی وی افزوده شده و در نتیجه، مجموع حبس این زندانی سیاسی به شش سال افزایش یافته است.
#سالار_طاهرافشار #سالار_طاهر_افشار #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔6🕊3
عادل کیانپور زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز بود که در ۴ دی ۱۴۰۰، دست به اعتصاب غذا زد.
او در نامهای که از زندان نوشت، اعتصاب غذایش را فریاد کسی توصیف کرد که دیگر راهی برای شنیدهشدن ندارد. او نوشت که به بیعدالتی، بلاتکلیفی، نادیدهگرفتهشدن حقوق اولیه و بیپاسخماندن اعتراضهایش معترض است؛ اعتراضی نه برای مرگ، بلکه برای زندگی با کرامت.
اما این فریاد هم شنیده نشد.
۷ روز بعد، در ۱۱ دی ۱۴۰۰، عادل کیانپور در زندان شیبان اهواز جان باخت؛ مرگ عادل، یک اتفاق نبود.
نتیجهی بیتفاوتی سیستماتیک بود.
و مسئول اصلی مرگ او سازمان زندانها و البته شخص علی خامنهای است. دادخواهی برای او، یعنی نپذیرفتن این مرگهای خاموش.
صفحه مادر دادخواه عادل کیانپور در اینستاگرام
faridehkianpur
#عادل_کیانپور
#زندانی_سیاسی
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
او در نامهای که از زندان نوشت، اعتصاب غذایش را فریاد کسی توصیف کرد که دیگر راهی برای شنیدهشدن ندارد. او نوشت که به بیعدالتی، بلاتکلیفی، نادیدهگرفتهشدن حقوق اولیه و بیپاسخماندن اعتراضهایش معترض است؛ اعتراضی نه برای مرگ، بلکه برای زندگی با کرامت.
اما این فریاد هم شنیده نشد.
۷ روز بعد، در ۱۱ دی ۱۴۰۰، عادل کیانپور در زندان شیبان اهواز جان باخت؛ مرگ عادل، یک اتفاق نبود.
نتیجهی بیتفاوتی سیستماتیک بود.
و مسئول اصلی مرگ او سازمان زندانها و البته شخص علی خامنهای است. دادخواهی برای او، یعنی نپذیرفتن این مرگهای خاموش.
صفحه مادر دادخواه عادل کیانپور در اینستاگرام
faridehkianpur
#عادل_کیانپور
#زندانی_سیاسی
#دادخواهی
#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔22🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز سالگرد کشتهشدن بکتاش آبتین است
او شاعر، نویسنده، مترجم و فیلمساز و عضو کانون نویسندگان ایران بود.
در این ویدئو که پیش از رفتن او به زندان ضبط شده است، بکتاش آبتین شرح میدهد که چرا با جمهوری اسلامی مخالف است و این حکومت با جامعه ایران چه کرده است که باید با آن مبارزه کرد.
او میگوید جمهوری اسلامی امید را از جامعه گرفت.
کاش بکتاش بود و میدید که چگونه در سال ۱۴۰۱ جامعه ایران بپاخاست و امید در دل مردم جوانه زد و پایهها و بنیانهای استبداد دینی به لرزه درآمد. کاش او بود و دی ماه ۱۴۰۴ را میدید که در تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر ملت بپاخاسته و فریاد آزادی آزادی سر میدهد.
قطعا مسئولیت قتل حکومتی بکتاش آبتین بر عهده حکومت جمهوری اسلامی است که اولا او را به خاطر عقیدهاش زندانی کرد، ثانیا در درمان او و اعزامش به بیمارستان تعلل کرد.
درباره بکتاش آبتین این برنامه را بشنوید:
https://youtu.be/o15NnaJWLIg
#بکتاش_آبتین #زندانی_سیاسی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
امروز سالگرد کشتهشدن بکتاش آبتین است
او شاعر، نویسنده، مترجم و فیلمساز و عضو کانون نویسندگان ایران بود.
در این ویدئو که پیش از رفتن او به زندان ضبط شده است، بکتاش آبتین شرح میدهد که چرا با جمهوری اسلامی مخالف است و این حکومت با جامعه ایران چه کرده است که باید با آن مبارزه کرد.
او میگوید جمهوری اسلامی امید را از جامعه گرفت.
کاش بکتاش بود و میدید که چگونه در سال ۱۴۰۱ جامعه ایران بپاخاست و امید در دل مردم جوانه زد و پایهها و بنیانهای استبداد دینی به لرزه درآمد. کاش او بود و دی ماه ۱۴۰۴ را میدید که در تداوم جنبش «زن، زندگی، آزادی» بار دیگر ملت بپاخاسته و فریاد آزادی آزادی سر میدهد.
قطعا مسئولیت قتل حکومتی بکتاش آبتین بر عهده حکومت جمهوری اسلامی است که اولا او را به خاطر عقیدهاش زندانی کرد، ثانیا در درمان او و اعزامش به بیمارستان تعلل کرد.
درباره بکتاش آبتین این برنامه را بشنوید:
https://youtu.be/o15NnaJWLIg
#بکتاش_آبتین #زندانی_سیاسی #زن_زندگی_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28💔10❤1