آموزشکده توانا
48.6K subscribers
42.1K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، از بازداشت زانیار محمدنژاد، شهروند سنندجی در جریان تجمع شب گذشته مقابل بیمارستان کسری تهران خبر داد. همچنین لیلا میرغفاری، فعال مدنی، هم در این محل بازداشت شده است.

امشب هم تعدادی از شهروندان در سقز و سنندج بازداشت شدند، تعدادی از مجروح شده‌اند که حال دست‌کم دو نفر وخیم گزارش شده است.

در صورتی که خانواده‌ای را می‌شناسید که به وکیل احتیاج دارد، می‌توانید از مرکز مشاوران حقوقی دادبان راهنمایی بگیرید.

@daadbaan2021

#مهسا_امینی_را_کشتند #مهسا_امینی #لیلا_میرغفاری #زانیار_محمدنژاد #یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍6012🔥1💔1
#زانیار_محمدنژاد، شهروند ساکن تهران، روز جمعه ۲۵ شهریورماه، در جریان اعتراضات به جان باختن #مهسا_امینی، در مقابل بیمارستان کسری بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

اعتراض حق طبیعی و قانونی شهروندان است. بازداشت شهروندان به دلیل اعتراض آن‌ها، غیرقانونی و غیرانسانی است.
صدای زندانیان باشیم.

اگر به وکیل نیاز دارید با دادبان تماس بگیرید.
@daadbaan2021

#یاری_حقوقی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🤬53😢6👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حضور گسترده مردم در چهلم زانیار ابوبکری از جانباختگان قیام در مهاباد

۱۵ آذر ۱۴۰۱

#زانیار_ابوبکری #مهاباد #مهسا_امینی‌ #انقلاب_۱۴۰۱ #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍9115🔥4❤‍🔥1👎1
«حالم خوب شه
قول می دم شهرو شیرینی می دم
تو هر کوچه
جای اونایی که نیستن گل می ذارم...🌷🌷

.
پ.ن: وقتی بدون واسطه، بدون دروغ پردازی و احساسی کردن رسانه های داخلی و خارجی پای صحبت ها و درد و دل خانواده جوون های پر پر شده می شینی، وقتی واقعیتِ بدون دخل و تصرف، نحوه شهادت، تصاویر ، حوادث بعد از واقعه و ... رو برات می فرستند و می بینی و می شنوی، قلبت فشرده می شه و حالت بد می شه. هی می خوای برگردی به روال عادی زندگی اما نمی شه.
رفقا! حداقل فراموش نکنیم و اسمشون رو تکرار کنیم. اونایی که کمتر ازشون شنیدیم و کسی ازشون حرف نمی زنه . خصوصا مرز نشینان نجیب و مظلوم . که وقتی شرح چند ماجرا رو با فکت و دلیل از شاهدان ماجرا می شنوی، می بینی چقدرررررر تحت فشار هستند. اونا دقیقا توی دل ماجرا بودن و هزینه دادن و حالا تویِ هموطن سر انتخاب شکلات ولنتاینت شک داری یا یه عده مون توی فضای دیگه ای سیر می کنیم و تو سر و کله ی هم می زنیم و یا یه عده انگ‌ تجزیه طلبی می زنند و نمک روی زخمشون می پاشن ........

به دلیل تعداد زیاد عزیزان پرپر شده، این پست می تونه سریالی باشه و تصاویر بیشتری توی فریم های بیشتر طراحی بشه.»

طرح و متن از سینا افشار
sinaafshar_

#علیه_فراموشی
#یادمون_نمیره
#محمداقبال_نایب_زهی
#هستی_مهدوی
#مهرشاد_شهیدی
#کیان_پیرفلک
#سارینا_اسماعیل_زاده
#نیکا_شاکرمی
#محمدحسن_ترکمان
#حنانه_کیا
#آرین_مریدی
#زانیار_ابوبکری
#ابوالفضل_آدینه_زاده
#حمیدرضا_روحی
#خدانور_لجه_ای
#آرتین_رحمانی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔74👍19🔥9🕊2👎1👏1
عکسی از جاویدنام زانیار ابوبکری در کنار باوان دختر ‎جاویدنام فرشته احمدی که همسایه بودند.
نیروهای سرکوبگر جمهوری‌اسلامی هم فرشته و هم زانیار را در روز پنجم آبان ۱۴۰۱ کشتند.

این کودک حتما آسیب بسیاری دیده است. جمهوری اسلامی در طی ۴۴ سال حکومت خود، به روان کودکان بسیاری آسیب زده است. دادخواهی تنها معطوف به افرادی که کشته شده‌اند نیست، بلکه افراد بسیاری در این سال‌ها آسیب‌های جدی دیده‌اند و مسیر زندگی‌شان دگرگون شده است.

#زانیار_ابوبکری #فرشته_احمدی #مهاباد #مهسا_امینی‌ #دادخواهی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔722👍2🔥2
نیشتمان قادرپور، مادر جاویدنام زانیار ابوبکری د. سالگرد عقد فرزندش نوشت:

«من نه سیاست مدارم، نه بلدم بیانیه سیاسی بنویسم، من فقط یک مادرم.
امروز سالگرد عقد همون پسریه که جلو چشم من (مادرش)تنش هدف گلولهٔ جنگی‌ای شدکه نمیدونم از چه سلاحی و توسط کدوم فرد مسلحی و به دستور کدوم فرمانده نامردی،زندگی جوون تازه داماد منو نابود کرد، اون گلوله درست از پشت وارد کمر پسر من شد و از طرف دیگر شکمش خارج شد، به چشم خودم دیدم پسر عزیزم افتاد روی زمین و از درد نمی‌تونست از جاش پاشه. همون لحظه خودم پیشش بودم هیچ دروغ و هیچ مغلطه‌ای رو نمی‌پذیرم. حالا امروز سالگرد عقدکنون همون پسر جوونیه که هدف اون جنگ نابرابر شد. پسری که با کلی امید و آرزو دختری رو وارد زندگیش کرد و بهش قول داد خوشبختش کنه...حالا این باصطلاح حافظان امنیت، زندگی خانواده مارو نابود کردن و اینجور قصد برقراری امنیت داشتند! همان ناجیان امنیتی که اگر مقاومت مردم شریف کرد نبود الان دشداشه عراقی پوشیده بودند و اسم شهرهای ایران را حاکمان عراق برایشان تعیین میکردن و خودشون ناموسشونو برای عراقی‌ها بزک میکردن. سال‌ها و روزها مقاومت کردیم و جنگیدیم و خونه‌های خودمونو در اختیار رزمنده‌ها قرار دادیم که توی مملکت خودمون عزت داشته باشیم پسر جوون منو که چند روز بعد مراسم عروسیش بود هدف یه گلوله قرار دادند و وسایل جنگی‌شونو جمع کردند و رفتند و برای راحتی خودشون اسم اغتشاش‌گر و جدایی‌طلب روی ما گذاشتند، ما اگر جدایی‌طلب بودیم که تموم جوونای شهرامون برای دفاع از ناموس و خاک وطن توی همه شهرهای جنگزده کشور خدمت نمی‌کردند. ما اگر اغتشاشگر بودیم که از مجروح ها تو خونه‌هامون پرستاری نمیکردیم ما فقط انسانیم و عزت و زندگی می‌خوایم.
مهمتر از امنیتی که سال‌ها توی سرمون زدید، عزت بود. مردم عزت میخوان مردم زندگی میخوان.»
nishtiman_ghaderpour

- زانیار ابوبکری، روز پنجم آبان‌ماه ۱۴۰۱ در مهاباد با گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد.

#زانیار_ابوبكری #مهسا_امینی #زانیارابوبکری #مهاباد #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊7022👍14💔9🔥7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعدادی از خانواده‌های دادخواه جان‌باختگان راه آزادی، این ویدیو و متن را به طور مشترک منتشر کرده‌اند:

«مرگ قسمتی از زندگیست که در دستان خداوند ما رقم می‌خورد نه خداوند شما که مرگ نابه هنگام ظالمانه را به جوانمان تحمیل کرد،
جوانانی که سینه سپر کردند و برای خون به ناحق ریخته شده هموطنشان پا به میدان گذاشتند.
در نبردی نابرابر با دستانی خالی، مرگ بر زندگیمان سایه افکند،
جان شیرین جوانانمان را گرفت و داغ تلخ نبودنشان تا ابد بر ما نشست.
ای دینداران متظاهر
ای ریا کاران پر ادعا
ای پیشانی بر مهر ساییده
ای متظاهران هزار رنگ
دین ما آیین ما آزادگیست
که اگر دین نداری آزاده باش
این کلام آشنا را حتما شنیده اید
که نه دین دارید ونه آزاده اید
خون جوانان پاک ما
پایمال نخواهد شد....✌️🕊️»

#شهریار_محمدی #عرفان‌_خزایی #کومار_درافتاده #سپهر_اعظمی
#امجد_عنایتی #میلاد_سعیدیان_جو #اسعد_رحیمی #جمشید_مختاری #هیوا_جان_جان #شمال_خدیری_پور
#هژار_مام_خسروی #هیمن_امان #کبری_شیخه #دانیال_پابندی
#محمد_جواد_زاهدی #مهران_توانا #جواد_حیدری #محمد_حاجی_رسولپور #آزاد_حسین_پوری #مهران_رحمانی
#پارسا_شفیعی #شورش_نیکنام #مسکو_مولودی #محمدرضا_اسکندری #فواد_قدیمی #فریدون_محمودی #مجتبی_قناعتی #زانیار_ابوبکری #سامان_قادربیگ #نه_فراموش_میکنیم_نه_میبخشیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍7214🔥3🕊2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز ۱۷ شهریور ماە سالروز بە دار آویختە‌شدن رامین حسین پناهی و لقمان و زانیار مرادی است. بعد از پنج سال هنوز محل دفن این سربداران را به خانواده‌های آن‌ها اعلام نکرده‌اند.

اعدام لقمان مرادی، زانیار مرادی و رامین حسین پناهی، در ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ اگرچه اعدام‌هایی سیاسی و پرسروصدا بودند و اگرچه پرونده جمهوری اسلامی را در زمینه اعدام سنگین تر ساخت، اما در واقع روندی معمول در حوزه قضایی نظام جمهوری اسلامی محسوب می‌شود.

البته باید در نظر داشت که جمهوری اسلامی، اعدام‌های سیاسی خود را برچسب «امنیتی» می‌زند تا آن‌ها را از حوزه سیاسی‌بودن خارج سازد. چنانکه «خبرگزاری فارس»، که از وبسایت‌های نزدیک به سپاه پاسداران است، در گزارشی پیرامون سه اعدام فوق‌الذکر نوشت: «این افراد از اشرار مسلح ضدانقلاب بودند که با انجام اقدامات نظامی و تروریستی در غرب کشور موجبات ناامنی و داغدارشدن برخی خانواده‌ها را فراهم آورده بودند.»

در نمونه رامین حسین پناهی، او به اتهام عضویت در «حزب کومله» و «بَغی» یا شورش مسلحانه علیه حکومت اسلامی در دوم تیر ۱۳۹۶ بازداشت شد  و پس از ۲۰۰ روز انفرادى و شکنجه‌های جسمی و روانی، به زندان مرکزى سنندج منتقل شد. او در ٢۵ دی ٩۶ در شعبە یک دادگاه انقلاب شهر سنندج بە اعدام محکوم شد. این حکم، مجددا، ٢٢ فروردین ۱۳۹۷ در شعبه ٣٩ دیوانعالى کشور در شهر قم به تایید رسید.
 
در نمونه زانیار و لقمان مرادی  روز چهارشنبه اول دی‌ماه ۱۳۸۹، به حکم قاضی صلواتی در دادگاه شعبه ۱۵ انقلاب تهران، با اتهام عضویت در “کومله” و مشارکت در قتل فرزند امام‌ جمعه مریوان در ۱۴ تیر ۱۳۸۸ به اعدام محکوم شده‌اند. خود این دو زندانی جوان نیز بارها گفتند که که زیر فشار و شکنجه مجبور به پذیرش این اتهام شدند.
 
این سه نمونه و کیفیت روند قضایی صدور احکام علیه آنان نشان می دهد که احکام صادره علیه آنان، علی رغم ادعای جمهوری اسلامی مبنی بر امنیتی و حتی جنایی خواندن اتهامات آنان، چه اندازه مشحون از غرایض و انگیزه های سیاسی است. جدای از پرونده سنگین اعدام های سیاسی در جمهوری اسلامی در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و دهه ۶۰ شمسی، به نظر می رسد جمهوری اسلامی هنوز از اعدام به عنوان ابزاری برای گسترش سیاست ترس و انتقام بهره می جوید.

متن کامل این گزارش را بخوانید:
bit.ly/2wUaoQv

#رامین_حسین_پناهی #زانیار_مرادی #لقمان_مرادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرسده شاهین‌کار، زانیار تندرو (دو تن از مصدومان شلیک عامدانه به چشم‌ها) و سیما مرادبیگی (از مجروحان خیزش انقلابی) در راهپیمایی مونیخ

مرسده ضمن انتشار این ویدیو و تعدادی از تصاویر نوشت:

«برای سه مهاجر اجباری آسیب دیده که با بغض در کنار هم بودیم و با گفتن از خاطرات
روزهای داخل ایران، بهم دلگرمی میدادیم و میگفتیم یادش بخیر 🥹
همش با موبایل چک‌میکردیم‌که ایران الان‌چه خبره 😓
اون موقع ها چه‌ حال و هوایی داشتیم و الان چه حال و هوای عجیب و غریبانه ایی
راحت شعار میدیم ولی از نظرم هیچ هیجانی نداشت چون ما تو ایران وسط جنگ بودیم و حضور نیروها هم باعث وحشتمون میشد و البته حضور پُر شور مردم هم باعث قدرتمون .
حال امروزم خوش نبود فقط دلم میخواست ایران در خیابان در کنار مردمم باشم 😭»

mersedeh_eye
simamoradbeigiiii
zaniyar.tondro

#زن_زندگی_آزادی
#اتحاد_رمز_پیروزی
#ایران_من
#ایران_آزاد
#ایران_را_پس_میگیریم
#شجاعت_را_تکثیر_کنیم
#مرسده_شاهین_کار
#سیما_مرادبیگی
#زانیار_تندرو
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
دیروز سوم آذر ماە، مصادف با زادروز زانیار اللە‌مرادی، یکی از جانباختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ بود.

زانیار اللە‌مرادی در جریان اعتراضات در شهر سنندج، روز ۲٤ آبان ماە ۱۴۰۱ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر رژیم جان باخت.

اگر این جوان را نمی‌کشتند، تازه الان ۲۶ ساله شده بود. جمهوری اسلامی، چه جان‌های جوانی را گرفت. چه زندگی‌هایی را نابود کرد. جوانانی که در برابر ستمگران سینه سپر کردند و در راه آزادی جانشان را نثار کردند. این ایثارها مسئولیت ما را بیش‌تر می‌کند.

#زانیار_الله_مرادی #سنندج #نه_میبحشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امروز زادروز زانیار ابوبکری بود، پدر و مادرش بر سر مزارش حاضر شدند. امروز روز عشق است، روز عاشقانی همچون زانیار که عاشق وطن بود و در راه آزادی میهن جان خود را نثار کرد.
پدر و مادر زانیار ابوبکری بر سر مزار فرزندشان، تولدش را جشن گرفته‌اند و این چقدر غمبار است که تولد فرزند را بر سر مزارش جشن بگیری...


- زانیار ابوبکری، روز پنجم آبان‌ماه ۱۴۰۱ در مهاباد با گلوله مستقیم نیروهای سرکوبگر کشته شد.
زانیار ابوبکری ۲۲ ساله بود و او را چند روز پس از ازدواج و دامادی‌اش به قتل رساندند.

#زانیار_ابوبكری #مهسا_امینی #زانیارابوبکری #مهاباد #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیشتمان قادربور، مادر جاویدنام زانیار ابوبکری، از جان‌باختگان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، که چند روز پس از ازدواجش کشته شد، ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«من مادر زانیار، داماد کوردستان هستم
۲۳ سال پیش همچین روزی درد بسیار زیادی نگذاشت که بخوابم هر لحظه همراه آن درد آغوشم را باز میگذاشتم تا زودتر پسرم را در آغوشم بگذارند. میدانستم این درد حتما روشنی ای در پیش دارد. زانیار از همان روز روشنی و امید زندگیم شد،
هرلحظه شاهد و همپای قد کشیدنش بودم
زانیار مثل تمام بچه‌هایی که دراین خاک زندگی می‌کنند زود بزرگ شد، چراکه در این سرزمین بچه‌ها خیلی زود بزرگ میشوند.
عقاید و باورهایشان را انتخاب می‌کنند و ماهم باید همپای آن‌ها قدم برداریم
منم همراه زانیار قدم برداشتم اما زانیار سعادت بیشتری نسبت به من داشت، خداوند خون او را گواه و شاهد ظلم قرار داد.
هرگز از خدا شکایتی ندارم خوشبخت و خوشحالم که جان شیرین جوانم در راه وطن داده شده. از همانروز ۵ آبان ۱۴۰۱ آغوش من باز مانده تا دوباره زانیار و تمام پسران شهید وطنم را در آغوش بگیرم.
امروز برای دومین بار شمع تولدش راخودم روشن می‌کنم و با سوختن شمع آرزوی آزادی می‌کنم.این شمع را هرسال روشن می‌کنم، مطمئنم زانیار و تمام یاران شهیدش در این تولد آسمانی همراه ما آرزوی آزادی می‌کنند»

nishtiman_ghaderpour

- می‌توانید برای خانم نیشتمان قادرپور در اینستاگرام متن کوتاهی بنویسید، با او ابراز همدلی کنید.

#زانیار_ابوبکری #نه__میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
فرهاد محمودی، برادر جاویدنام فریدون محمودی ضمن انتشار این تصاویر نوشت:

«صدای شلیک گلوله‌ها را می‌شنوید؟

اینجا مهاباد است، آبان سال ۱۴۰۱ وقتی که مردم دست خالی پیکر بی جان همرزمشان #زانیار_ابوبکری را برای خاکسپاری می‌برند.

#آزاد_حسین‌پوری ( همان سویشرت قرمز هست که پیکر زانیار را بر دوش دارد) که او هم توسط جمهوری اسلامی کشته شد، می‌گوید: «ما می‌رویم و بر‌ می‌گردیم» چنان برابر ظلم به پا خاسته بود که حتی کشتن همرزمش او را به ورطه‌ی نا امیدی نکشید.

آزاد ۳۱ ساله و دندانپزشک بود . آزاد، آزاده‌ای بود که نمی‌توانست شلاق ستم بر تن خود و مردم بی‌گناه ایران را ببیند. او در اعتراضات ۱۴۰۱ یکی از لیدرهای شهر مهاباد بود. جمهوری اسلامی او را در ۲۶ آبان کشت و مردم در مراسمی باشکوه او را به خاکسپردند.

کاک آزاد راهتان ادامه دارد…»



#آزاد_حسین_پوری #زانیار_ابوبکری #زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی #فریدون_محمودی #مهاباد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز ۲۷ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳، جمعی از هموطنان که به سنندج رفته بودند بر سر مزار تعدادی از جاویدنامان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ حاضر شدند و ضمن گرامیداشت یاد آن عزیزان با خانواده‌های دادخواه ابراز همدلی و همبستگی کردند.

#یحیی_رحیمی #سارینا_ساعدی #زانیار_الله_مرادی #سنندج #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
40👍6🕊1
با نزدیک‌شدن به دومین سالگرد قتل مهسا و آغاز انقلاب ۱۴۰۱، ماموران سرکوبگر جمهوری اسلامی، رامیار ابوبکری، نوجوان ۱۶ ساله را بازداشت کرده‌اند.
آژانس خبررسانی کردستان «کُردپا» امروز سه‌شنبه ۱۳ شهریور، از بازداشت رامیار ابوبکری، برادر دادخواه زانیار ابوبکری، از جان‌باختگان انقلاب زن زندگی آزادی در مهاباد خبر داد.

به گزارش کردپا، ساعت ٣ بامداد، نیروهای سرکوبگر بدون ارائه حکم قضایی، به خانه این نوجوان ۱۶ ساله هجوم برده‌اند و پدر و مادر او را به‌شدت مورد ضرب‌وجرح قرار دادند در ادامه با توسل به خشونت بسیار، رامیار ۱۶ ساله را بازداشت کردند.
پسر دیگر این خانواده، زانیار ابوبکری، جوان ۲۱ ساله اهل مهاباد، در پنجم آبان ۱۴۰۱ در جریان اعتراضاتی که پس از خاکسپاری سمکو مولودی، از جان‌باختگان اعتراضات مردمی در این شهر برگزار شده بود، با شلیک گلوله از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی جان باخت.
او به تازگی ازدواج کرده بود و امید به زندگی در آزادی در تمام تصاویری که از او منتشر شده موج می‌زند. رامیار در این عکس لباس تیره به تن دارد و در کنار برادرش زانیار، جوان با لباس روشن، ایستاده است.
جمهوری اسلامی قاتل جوانان‌مان و سرکوبگر خانواده‌های دادخواه است.

#یاری_مدنی_توانا
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#رامیار_ابوبکری
#زانیار_ابوبکری
@Tavaana_TavaanaTech
💔34👍2
مزارشان کجاست؟

✍️آتنا دائمی

«شنبه هفده شهریور ۹۷ ساعت ۱۰ صبح زنگ زدم به پدرم با نگرانی گفت بچه‌ها رو از پنجشنبه بردند انفرادی زانیار، لقمان و رامین را. سست شدم ولی گفتم من از همین الان اعتصاب غذا هستم، گفت منو مامان هم اعتصابیم.
تمام روز در استرس بودم یکی از ه‌ بندی‌ها اون روز اعزام داشت اما برعکس همیشه با حال بد برگشت، جرات نداشتم بپرسم چی شده، ساعت هشت شب شبکه خبر نگاه می‌کردیم که دنیا رو سرم خراب شد زیرنویس زد که بچه‌ها اعدام شدند.
فقط یادمه دویدم تو باشگاه و با صدای بلند گریه می‌کردم. اولین بار بود صدای گریه خودمو می‌شنیدم.
یکشنبه شد،روز ملاقات! بیانیه نوشتیم و سرودی آماده کردیم اما در سالن مانع ملاقات من و گلرخ ایرایی شدند، همه اعتراض کردند و بقیه هم بدون ما ملاقات نرفتند. همه عزادار بودیم، عصبانی بودیم، درگیری لفظی شد بعد از یک ساعت همه در سالن ملاقات بودیم، خانواده‌ام مشکی‌پوش و همچنان اعتصاب غذا بودند. شش مامور بالای سرم ایستاده بودند تا بیانیه رد نشه اما شد.
بعد از ملاقات امین وزیری(دادیار ناظر) آمد باز هم بحث بود و درگیری، بلند شدم گفتم عزیزان ما را اعدام کردید و بعد این مسخره‌بازی‌ها را در آوردید که مانع انتشار بیانیه ما شوید شب در خانه‌ات بیانیه‌ام را بخوان، از در بیرون رفتم. آن روز و اتفاقاتش بهانه شد که ۳ سال و ۷ ماه از ایمان افشاری حکم زندان گرفتم!
یک سال گذشت
برای اولین سالگرد زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی مراسمی تدارک دیده بودم و شش ماه بود که از ملاقات حضوری با خانواده‌ام محروم بودم،همان روز برای اولین بار غلامرضا ضیایی را دیدم که قبلا رییس رجایی‌شهر بود و او زانیار و لقمان را برای اعدام از بند خارج کرده بود، برای سالگرد آنان به بند آمده بود، اکثر زندانیان با او صحبت کردند. بعضی با داد و بعضی آرام، من اما نرفتم یا در تختم بودم یا مشغول تدارک مراسم عصر. صدایم کرد با خشم رفتم. گفت دوستانت گفته‌اند از ملاقات محرومی، خواسته‌ات چیست؟ گفتم من خواسته‌ای از شماها ندارم، گفت چرا انقدر تلخی؟ عصبانی هستی، همه آمدند حرف زدند، تو بی‌احترامی کردی! رفتی آش هم زدی! روز منو خراب نکن! روز خیلی خوبیه برای من. جواب دادم: برای من اما روز تلخیه چون قاتل زانیار و لقمان و رامین را در سالگردشون در مقابل خودم می‌بینم و اتاق را ترک کردم. دنبالم آمد شروع به داد و فریاد کرد و در حرف‌هایش مدام می‌گفت شنیدم شاخی! من اما شاختو می‌شکنم! چندین بار به قصد ضرب و شتم نزدیکم شد اما در نهایت شاخ خودش شکست! او چند ماه بعد به دلیل اختلاس به بازرس بیمارستان تنزل یافت.
هنوز محل دفن عزیزانمان مشخص نیست»

از اینستاگرام آتنا دائمی
(متن دو سال پیش نوشته و منتشر شده است)

مطلب مرتبط:
اعدام در ایران؛ سیاست هراس و انتقام
https://tavaana.org/execution_in_iran_revenge_policy/

#رامین_حسین_پناهی #زانیار_مرادی #لقمان_مرادی
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔512👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالگرد کشته‌شدن جاویدنام زانیار ابوبکری، فرزند عبدالله و خدیجه، ۲۲ ساله، دیپلم مکانیک

بعد از سربازی، علاوه بر مکانیکی، نماکاری ساختمان هم انجام می‌داد، زانیار روز ۵ آبان کشته می‌شود، او در آن روز همراه با مادر و برادرش به خیابان‌ها می‌روند، برادر زانیار در میان شلوغی‌ها ناپدید می‌شود، زانیار برای حفظ جان مادرش می‌گوید بدو، تیراندازی می‌کنند، اما ناگهان زانیار بر زمین می‌افتد و شکمش می‌شود فواره خون.

به نوشته  منبعی آگاه در شبکه‌های مجازی، «زانیار با دختری که خیلی دوستش داشت بنام «دیمن» نامزد بود  و قرار بود به زودی ازدواج کنند.

در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، روز مراسم خاکسپاری اسماعیل مولودی از جان‌باخته‌های مهاباد در ۵ آبان ۱۴۰۱، شروع بزرگ‌ترین قیام‌های مردم در کردستان بود. نیروهای امنیتی با بی‌رحمی از سلاح‌های جنگی استفاده می‌‌کردند ‌و اعتراضات به خشونت کشیده شد. زانیار و برادر کوچکترش همراه مادرشان به خیابان رفتند، ماموران با ساچمه شلیک می‌کردند، همه درخت‌ها پر از ساچمه بود. تیراندازی با سلاح جنگی که آغاز شد، زانیار سنگ‌ آخر را به طرف ماموران پرت کرد، دست راست مادرش را  گرفت و گفت فرار کنیم، در همان حال، زانیار جلوی پای مادرش به زمین افتاد و فریاد زد «ئه ی دایه گیان» (ای مادر جان)، مادرش فکر کرد زانیار زمین خورده است،  دور کمر پسرش را گرفت تا بلند کند  ولی نتوانست.»

این منبع آگاه ادامه داده: «دو جوان به کمک مادر آمدند تا زانیار را بلند کنند، اما مادر تازه فهمید که زانیار گلوله خورده و شروع کرد به داد و فریاد. از شکم زانیار خون فواره می‌زد، با گلوله قناسه به پسرش شلیک شده بود. گلوله از پشت به سمت چپ کمر زانیار شلیک شده بود و از سمت راست شکمش خارج شده بود. زانیار را به بیمارستان رساندند و او را فوری به اتاق عمل می‌برند، اما زانیار توان تحمل چنین جراحتی را نداشت و جان سپرد.»

#زانیار_ابوبکری #علیه_فراموشی #مهاباد #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38👍5🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
امروز در هفتمین سالگرد قتل حکومتی (اعدام) رامین حسین‌پناهی، لقمان و زانیار مرادی، امجد (برادر رامین) و دایه آمنه مادر جاویدنام زانیار بر مزار کا‌ک اقبال مرادی⁩ پدر زانیار مرادی حضور یافتند.

آنها ضمن گرامیداشت یاد و نام آن جاویدنامان، بر پیمان دادخواهی تا سرنگونی جمهوری اسلامی تاکید کردند.

لازم به ذکر است، جمهوری اسلامی هرگز پیکر لقمان و زانیار و رامین را به خانواده‌های آن‌ها تحویل نداده و محل مزار آن‌ها را اعلام نکرده است.

#لقمان_مرادی #زانیار_مرادی #رامین_حسین_پناهی #نه_به_اعدام #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔231🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته هفتمین سالگرد اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین‌پناهی بود.

نامه‌ای از #زانیار_مرادی به خواهرش که درآن از #نه_به_اعدام و #اعدام_نکنید گفت و اینکه اگر دیداری بینشان نبود به انتقام نیندیشد:

«۹ سال گذشت ۹سال که شب و روزش را با حکم غیر انسانی اعدام سپری کردم. در این مدت طولانی همیشه چند متر طناب و چند تکه چوب را در تمام لحظات در کنارم احساس کردم و خیلی شب‌ها حتی به دار آویزان شدن خود را دیده‌ام.

۹ سال است که شب و روزش به چوبه دار و طنابی که قرار است آنرا به دور گردنم بیاندازند می اندیشم اما به جایی نرسیدم جز اینکه خود را با این اندیشیدن خسته کردم. هر بار با اعدام کردن جوانان در این سرزمین احساس میکردم که نوبت من هم فرا رسیده است.

تا اینکه تصمیم گرفتم در ذهنم تصویر دیگری از طناب را بسازم که اگر روزی برای حلق آویز شدن به آن نزدیک شدم هراسی نداشته باشم.

تصویر چوبه داری که در ذهنم به سه‌تار تبدیل شد و طنابش را سیم های آن تجسم کردم. اینگونه شد که تصمیم گرفتم خود سه‌تار را درست کنم تا هر بار که به اعدام فکر می‌کنم به جای دلهره و نگرانی از آن با نواختن سه‌تار و نواهایش احساس آرامش کنم.

اینگونه هراس لرزش طناب دار را با دوران انگشت هایم بر سیم های سه‌تار فراموش کردم. اکنون که دوسال است خواب این لرزش غیرانسانی را به طنین سه‌تار تبدیل کرده ام و با آن غم دوری ۹ ساله از پدرم و مادر و بزرگ شدن “دیده” ام که حسرت آن به دلم ماند و تنها آرزویم نواختن نغمه زندگی برای دیدار دوباره ی “دیده” ام است سالهای زندان را به ۹ سال رساندم.

“دیده”ام نازنین‌ترین زندگیم، شاید یادت نباشد ولی می‌توانی از پدر و مادرم بپرسی غوغای رقص و پایکوبی بعد از به دنیا آمدنت را و جنجالی که بر سر انتخاب نام تو برپا شده بود و من نامت را “دیده” گذاشتم که روزی دیده گانم باشی و اینگونه این روز ها در فراغ دیدار تو همگان می‌دانند که بهار زندگانیم را جز تو کسی نیست و امید فردای آزادی‌ام نواختن نوایی است پر از آلام و دردهای دوری تو.

خواهر عزیزم “دیده” جانم سال‌هاست که دیده گانم جز دیوار هایی بلند و سیم های خاردار زندان چیزی به خود ندیده و آینده‌ای مبهم که در انتظارمان نشسته است. می‌خواهم از این فاصله‌های دور در پی بزرگ شدنت چند کلامی با تو سخن بگویم کلمات و جملاتی که هضم کردنش بی شک برایت سخت خواهد بود، اگر درد ها و ناگفته هایم به همین کاغذ پاره ها ختم شود.

“دیده”‌ام یگانه معنای زیستن و دوست داشتن این روز ها که ۱۶ ساله گشته‌ای و فضای زندگی بی شک برایت معنایی فراتر از شادی‌ها و خنده‌های کودکانه است، با تو از این زندگانی که در انتظارت است می‌خواهم سخن بگویم ولی سخنانم نه از دردها و رنج‌های چند ساله‌ی زندان، شکنجه و تبعید است و نه سخن از سوزش شلاق‌های نشسته بر تنم و نه هیچ سخنی دیگر از خودم، با تو می‌خواهم از فراموشی این دردها و رنج‌ها در قدم گذاشتن بر زندگانیت سخن بگویم، نه زندگانی‌ای نه برای زنده مانی بلکه برای عشق ورزیدن به انسان و انسانیت.
دیده‌ام، همه هستیم، از تو خواهشی دارم که اگر دیداری بینمان نبود بذر انتقام و کینه بخاطر متحمل شدن این شکنجه‌ها و زندان‌ها و حکم ناعادلانه و غیر انسانی را در دل خود نکاری که انتقام ما لبخند کودکانمان خواهد بود، به دنیایی بهتر از امروز بیاندیش که در آن ارزش انسان نه رنگ پوستش است نه مذهب و نه جنسیتش است.
اگر چه این روزها این هنر بند پروران گریزان از هنر سه تارم را شکستند، ولی نغمه‌ها و مارش این دوسال همدلی سه تارم را هرگز نتوانند از من بگیرند که گر هزاران بار و هزاران بار دگر با پوتین هایشان بر آن فرود آیند باز هزاران و هزاران بار دگر اگر نتوانم با دستانم آن را بسازم در قلبم آن را برای تو خواهم سرود.
دیده ام، رویای آزادی ام، شاید از خود بپرسی مگر می‌شود عزیزت را به دار بیاویزند و فراموش کنی؟!
آری نازنین ام حق با توست و نمی‌شود فراموش کرد ولی اگر قرار باشد امید زندگی‌ات را با انتقام سپری کنی بی شک آن دنیای زیبایی که لایق توست در این حس گم می‌شود، حسی که شب‌ها و روزها در سلول های انفرادی و زیر شکنجه به آن اندیشیدم و باور من شده است که با کینه‌هایمان نباید بدلی از این مغزهای مسمومی که مردمانمان را به زنجیر کشیده‌اند، شویم.
امیدم آن است که فراسوی هر رنگ و مذهب و جنسیتی خود را بیابی و جایگاه انسانیت را با عشق به کودکان سرزمینمان تقسیم کنی که این روز ها در خون و آتش می‌غلتد و بهارش را تو و هم نسل های تو باید شکوفا کنند و بهاری که در آن رهایی زن رهایی انسان است و جواب هم صدایی ها دیگر پلیس ضد شورش نیست.
زانیار مرادی
زندان رجایی شهر کرج – ۲۹ آذرماه ۹۶»

ویدیو و متن از اینستاگرام سعید شیرزاد

#یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊206👍3💔2
بازداشت‌های مکرر، فشار امنیتی بر خانواده و صدور حکم پنج سال حبس برای زانیار محمدنژاد

زانیار محمدنژاد، شهروند اهل سنندج، در جریان اعتراضات و تحولات سال‌های اخیر با بازداشت‌های مکرر، فشارهای امنیتی و صدور حکم سنگین قضایی مواجه شده است.

بر اساس اطلاعات موجود، نخستین بازداشت او در جریان اعتراضات سراسری پس از جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی و در مقابل بیمارستان کسری صورت گرفته است. این بازداشت در شرایطی انجام شده که حق تجمع مسالمت‌آمیز و آزادی بیان، به‌عنوان حقوق بنیادین شهروندان، نادیده گرفته شده است.

دومین بازداشت زانیار محمدنژاد در تاریخ ۱۹ تیرماه سال جاری و پس از پایان جنگ ۱۲ روزه رخ داده است. مأموران لباس شخصی با یورش به منزل خانوادگی او در سنندج، بدون ارائه توضیح شفاف یا مستندات قانونی، اقدام به بازداشت وی کرده‌اند. در جریان این یورش، وسایل منزل به‌طور کامل به‌هم ریخته و کلیه تجهیزات الکترونیکی شخصی از جمله تلفن همراه، لپ‌تاپ و سایر وسایل ضبط شده است.
پس از این بازداشت، زانیار محمدنژاد به مدت دو ماه در سلول انفرادی بازداشتگاه اطلاعات سپاه نگهداری شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که وی در این مدت تحت فشارهای شدید روحی و روانی قرار داشته و از حقوق اولیه یک متهم، از جمله دسترسی مؤثر به وکیل، تماس با خانواده و برخورداری از شرایط انسانی بازداشت، محروم بوده است.

هم‌زمان با بازداشت او، فشارهای امنیتی بر اعضای خانواده‌اش نیز افزایش یافته است. بر اساس این گزارش‌ها، مادر وی با وجود وضعیت جسمانی نامناسب، از جمله انجام عمل جراحی، داشتن پلاتین در ناحیه کمر و نابینایی یک چشم، در طول مدت بازداشت فرزندش پنج بار با چشم‌بند به اطلاعات سپاه برده و بازجویی شده است؛ اقدامی که نگرانی‌های جدی درباره نقض کرامت انسانی و اعمال فشار غیرقانونی بر اعضای خانواده را افزایش داده است.

همچنین سه روز پس از بازداشت زانیار محمدنژاد، برادر او که صرفاً برای گفتگو نزد یکی از دوستان رفته بود، توسط مأموران لباس شخصی تحت تعقیب قرار گرفته و در نهایت همراه با آن فرد بازداشت شده است. این اقدام، دایره برخورد امنیتی را به اطرافیان و خانواده وی گسترش داده و موجب ایجاد فضای رعب و نگرانی شده است.

در نهایت، بر اساس رأی صادره از سوی مرجع قضایی، زانیار محمدنژاد در دو پرونده مجزا ولی با عناوین اتهامی یکسان هر کدام به دو سال حبس و در مجموع به چهار سال حبس تعزیری به‌همراه جزای نقدی محکوم شده است. این حکم در شرایطی صادر شده که گزارش‌ها از نقض اصول دادرسی عادلانه، بی‌توجهی به دفاعیات و فقدان ادله شفاف و متقن حکایت دارد؛ موضوعی که آثار جدی بر زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی او بر جای گذاشته است.

لازم به ذکر است، آقای زانیار محمدنژاد همچنان چند پرونده باز دارد. اتهامات او در تمام پرونده‌ها مشابه است. او به دلیل مدیریت یک کانال تلگرامی ضد فساد، به نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی از طریق فضای مجازی متهم شده است.

آقای محمدنژاد در یکی از پرونده‌ها در شعبه ۱۰۱ دادگاه انقلاب سنندج به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام، یک سال حبس محکوم شده که هنوز رای دادگاه تجدیدنظر در خصوص آن پرونده صادر نشده است.

از اتهامات احتمالی دیگر ایشان که هنوز رسیدگی نشده‌اند، اطلاع دقیقی در دست نیست و اینکه آیا احکام این پرونده‌ها تجمیع خواهد شد یا خیر؟

#زانیار_محمدنژاد #سنندج #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
12🕊4👍1