آموزشکده توانا
51K subscribers
38.8K photos
40.9K videos
2.56K files
21.2K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
مهبانو خشنودی‌کیا، از مصدومان چشم خیزش انقلابی ۱۴۰۱، شرایط این روزهای خود را چنین توصیف می‌کند:

«۸۸۳ روزه که هر روز دارم از نو شروع می‌کنم و تاریخ انقضای زندگی برای من فقط ۲۴ ساعته. دیگه زندگی معنی قبل از ۸۸۳ روز پیش رو برام نداره. دردهام بیشتر شده، جای زخم‌هام هیچ وقت خوب نمیشه و تا ابد درگیر این تغییر دیدگاهم. اما از ۸۸۳ روز پیش، کنار همه سختی‌ها قشنگی‌ها رو واضح‌تر دیدم، به جزییات بیشتر دقت کردم اما تهش ساده‌تر عبور کردم، با وجود همه خشمی که درونم شعله میکشه سعی کردم مهربون‌تر باشم، شب‌ها گریه کردم روزها خندیدم، برای حقانیت کسانی که حقشون ضایع شده بود ایستادم اما از حق خودم کمتر گفتم. و هر بار که احساس کردم دارم در این مسیر کم توان میشم و شاید دیگه مهبانوی همیشگی نباشم قبل از اینکه به طور کامل از پا بیفتم از دید همه کسانی که امید رو ذره‌ای در دلشون زنده نگه داشتم دور شدم که مبادا رخسار بی‌رمق و نای بی‌نوا و چشم کم فروغم حسی که درونشون وجود داره رو از بین ببره. این جور وقت‌ها دور میشم که نبودنم همیشگی نشه، ساکت میشم که صدام برای همیشه خاموش نشه و خلوت میکنم که مبادا عزلت نشین بشم. ۸۸۳ روز رو دوام آوردم که خاری بشم در چشم هر کسی که نخواست زندگی کنم. ۸۸۳ روزه که هر روز رو از نو زندگی کردم به امید همه قلب‌هایی که یک تپش از هزاران تپششون بخاطر من بود. ۸۸۳ روزه که ادامه دادن برچسب این دختر شده. بخاطر خودم، بخاطر همه عزیزانم، بخاطر همه کسانی که دوستم دارند و من هم، بخاطر همه کسانی که دوستم ندارند و من هم، بخاطر جامه‌ی عمل پوشاندن به هرآنچه در سرم دارم حتی در آخرین لحظه عمرم. و برای آرام گرفتن بعد از خیل طوفان‌ها...»

#سوفیا💙 #مهبانو_خشنودی_کیا #کوثر_خشنودی_کیا #بمیرد_دلی_که_بترسد #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
37💔2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیروز زادروز جاویدنام محمدحسین عرفان بود.

جاویدنام محمد حسین عرفان در زمان آسیب‌دیدن چشمانش ۲۴ سال داشت.
در آبان ۹۸ و در فردیس شهر کرج در اعترضات به گرانی بنزین، برق منطقه قطع شده بود و نیروهای سرکوبگر یگان ویژه با موتور به مردم حمله‌ور شده بودند، مردم در حال فرار بودند.
دو دختر روی زمین و زیر مشت و لگد مامورها بودند که محمدحسین با چند نفر دیگر به کمک آن‌ها می‌روند که با شلیک مستقیم ساچمه از ناحیه دو چشم و سر و صورت آسیب می‌بیند. چشم چپ بینایی را کامل از دست می‌دهد و چشم راست با وجود بینایی ۳۰ درصدی به مرور زمان ضعیف‌تر می‌شود.
محمدحسین در اعترضات ۱۴۰۱ نیز با همان بینایی محدود به خیابان آمد و بارها کتک خورد تا نهایتا چشمانش عفونت کرد و در ۳۰ بهمن ماه ۱۴۰۲ در سن ۲۹ سالگی در بیمارستان به علت ورود عفونت در خون، جان خود را از دست داد و در سوم اسفند به خاک سپرده شد.
نیروهای امنیتی در آبان ۹۸ در بیمارستان محمدحسین را تحت فشار قرار می‌دهند و پس از آن با گرفتن برگه رضایت حق هر گونه شکایت را از او می‌گیرند و در چهلم وی با حضور بر مزار او با فشار بر خانواده، جو را امنیتی می‌کنند.

محمد در شرف ازدواج بود و به جای لباس دامادی در جشن عروسی، لباس خواستگاری او در کنار قاب عکس مراسم سوگواری او قرار گرفت.
او بر روی تصاویری از چشمانش نوشته بود.
«قیمت چشم تو چند است که در کشور من، هر چه مرغوب و نفیس است، بهایش جان است»
او در کار تاسیساتی شاغل بود.

m_erfan95

#محمد_حسین_عرفان #محمدحسین_عرفان #آبان_خونین_۹۸ #آبان_ادامه_دارد #چشم_برای_آزادی #نه_به_جمهوری_اسلامی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔306🕊1
در ایران دموکراتیک  پول نفت خرج مدرسه و درمان می‌شود، نه موشک و سرکوب

در ایرانِ امروز، درآمدهای نفتی که می‌توانست صرف توسعه، رفاه و زیرساخت‌های حیاتی شود، به ابزار کنترل و بی‌ثبات‌سازی بدل شده‌اند. جمهوری اسلامی این ثروت ملی را نه برای مردم ایران، بلکه برای تغذیه دستگاه سرکوب داخلی و حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در خارج از کشور هزینه می‌کند.

اما اگر قدرت به مردم بازگردد، اگر مردم ایران بتوانند آزادانه حکومت خود را انتخاب و مسئولان را پاسخ‌گو کنند، مسیر هزینه‌کرد منابع ملی نیز تغییر خواهد کرد. به جای تأمین مالی سپاه و برنامه‌های موشکی، بودجه به سمت ساخت مدرسه، بیمارستان، و خدمات عمومی خواهد رفت. این، نه یک رؤیا، بلکه یکی از ساده‌ترین دستاوردهای هر نظام دموکراتیک است.

در چنین شرایطی، ایران به کشوری تبدیل می‌شود که امنیت داخلی‌اش از رضایت مردم می‌آید، نه از سرکوب. سیاست خارجی‌اش بر پایه منافع واقعی مردم استوار خواهد بود، نه جاه‌طلبی‌های نظامی. این یعنی کاهش تنش‌های منطقه‌ای، کاهش نیاز آمریکا به مداخله نظامی، و افزایش امنیت جهانی.

برای آمریکا، حمایت از دموکراسی در ایران نه فقط یک تعهد اخلاقی، بلکه یک انتخاب هوشمند برای حفظ ثبات بین‌المللی است. ایرانِ دموکرات، ایرانِ شفاف، و ایرانِ پاسخ‌گو، دیگر نیازی به تحریم و تهدید ندارد.

پول نفت، زمانی که در اختیار مردم باشد، به جای تولید موشک، آینده می‌سازد. آینده‌ای که در آن نه فقط ایرانیان، بلکه همسایگان و حتی اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها نیز احساس امنیت می‌کنند.

شفافیت، پاسخ‌گویی و عدالت اقتصادی، تنها در سایه دموکراسی ممکن است. این همان چیزی‌ست که مردم ایران می‌خواهند — و امنیت دنیا و منطقه نیز به آن وابسته است.

#ج_ا_یعنی_جنگ #دموکراسی #امنیت #ایران #چشم_انداز_ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
1👍15🕊3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرسده شاهین‌کار، از مصدومان ناشی از شلیک عامدانه به چشم در جریان خیزش زن، زندگی، آزادی، ضمن انتشار این ویدئو، نوشت:

«این فیلم رو برای کمپین #ج_ا_یعنی_جنگ گرفته بودم
امروز پست شد تا شاید صدایمان به گوش آنهایی که بخاطر منافعشان گوشهایشان را محکم و دودستی گرفته اند ، برسد …

هر روز جنایات ج.ا بیشتر میشود و
انگار همگی در عالم خلسه بسر میبریم .
تلاشهای ما با دردهایمان آمیخته شده
اما نتیجه …….

امیدوارم بزودی مردم عزیز ایران آزادی را ببینند
اما بدانید
آزادی رو دو دستی تقدیم نمیکنند
آزادی را باید به زور بدست آورد»
👁️✌🏾

mersedeh_eye

#مرسده_شاهین_کار #ج_ا_یعنی_جنگ # #جمهوری_اسلامی_باید_برود #زن_زندگی_آزادی #ایران_من #اتحاد_رمز_پیروزی #ایران_آزاد#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💯3115👍2🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازداشت حمید قاسمپور فارسانی، آسیب‌دیدهٔ چشمی شلیک عامدانه حکومت در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نسبت به گرانی

حمید قاسمپور روز دوشنبه ۱۳ مرداد ۱۴۰۴ - در محل کار خود در شهرستان بلداجی "استان چهارمحال" توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان شهرکرد منتقل شد. اتهامات مطرح‌شده علیه او «اهانت به رهبری و نظام در فضای مجازی» و «تشویق مردم به اعتراض» است. وی در شرایط امنیتی، از ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل محروم بوده و در بازداشت انفرادی نگهداری می‌شود.

اطلاعات رسیده حاکی از آن است که حکومت در صدد است با متهم کردن او به ارتباط با جنگ ۱۲ روزهٔ اسرائیل، زمینهٔ برخورد سنگین‌تر را فراهم کند. این در حالی است که حمید هیچ‌گونه وابستگی سیاسی یا ارتباط خارجی ندارد.

قاسمپور در جریان اعتراضات ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، با وجود وضعیت مالی مناسب، برای دفاع از حقوق مردم به معترضان پیوست و بر اثر شلیک مأموران سرکوب، از پشت سر هدف ۳۷ ساچمه در جمجمه و ۶ ساچمه در بافت نرم مغز قرار گرفت. و دو ماه به کما رفت.

گزارشات ابتدایی مردمی حاکی از جان باختن او داده بود و برخی رسانه‌ها خبر کشته شدن او را منتشر کرده بودند.
این جراحت منجر به از دست دادن کامل بینایی چشم راست او شد.
حمید به دلیل جراحات گذشته، ناچار به مصرف داروهای حیاتی از جمله داروی ضدتشنج است و ادامهٔ بازداشت، خطر جدی برای سلامت جسمی او دارد

با وجود جراحات سنگین، وی از راه‌های قانونی پیگیر پرونده شد و خواستار شفاف‌سازی دربارهٔ عاملان و آمران شلیک گردید؛ اما پاسخی دریافت نکرد. او دریافت دیه را رد کرده و تأکید کرده است:
«دیهٔ کامل من خون‌های به ناحق ریخته‌شدهٔ جوانان وطن است.»

حمید قاسمپور برای حق دیگر هموطنان و همشهری‌هایش به اعتراضات پیوست و آسیب دید. انتظار می‌رود همشهری‌های او با اعمال فشار بر مقامات محلی نمایندهٔ مجلس، شهردار و استاندار برای آزادی او را تلاش کنند. سکوت در برابر این ظلم آشکار، همراهی با سرکوب است. اگر اعتراض در خیابان تنها ابزار باقی‌مانده است، باید به آن متوسل شد.

بدون تردید، حمید قاسمپور مردی شریف است که دغدغهٔ مردم را داشته و در هر کشور دیگری، به‌خاطر شجاعت و ازخودگذشتگی‌اش مورد تقدیر قرار می‌گرفت.

متن و ویدیو از صفحه چشم برای آزادی
@chashm.baraye.azadi

#حمید_قاسمپور
#چشم_برای_آزادی
#eye_for_freedom
#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
23💔10🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خطاب مادر جاویدنام پژمان قلی‌پور و پارسا قبادی به هنرمندان و ورزشکاران

🔹 مادر پژمان قلی‌پور، از جان‌باختگان آبان ۹۸، در این ویدیو رو به هنرمندان و ورزشکاران می‌گوید:

«کنار ما بایستید. کنار ما باشید. شش ساله داریم اینو می‌گیم، فریاد می‌زنیم، دست یاری دراز کردیم… شماهایی که به عزت مردم حرمت گرفتید، هنرمند شدید، ورزشکار شدید… الان مردم وطن من به شما نیاز دارند. هنوز دیر نشده، هنوز آغوش ما برای شما بازه. کنار خون‌های ریخته شده، کنار بچه‌هایی که مثل گل پرپر شدند بایستید. این شرف شماست.»


🔹 پارسا قبادی، از مصدومان چشم خیزش زن، زندگی، آزادی، می‌افزاید:
«چشمی واسه ما نذاشتند که بخواهیم هنر شما رو ببینیم. خیلی از بچه‌ها بدون هیچ گناهی کور شدند و تو تاریکی زندگی می‌کنند. اگر واقعا ادعا دارید که مردمی هستید، سمت مردم بایستید نه سمت دیکتاتور. صدای مردم از کف خیابون می‌آید، نه برای راضی نگه داشتن ضحاک خونخوار. روز آزادی نزدیک است؛ آن زمان تنها چیزی که برای شما می‌ماند این است که کجا ایستاده بودید: سمت مردم یا کنار قاتلان؟»

ـ هنر و شهرت، وقتی ارزش دارد که کنار مردم و در سمت درست تاریخ قرار بگیرد.

امروز زادروز پژمان قلی‌پور است، یادش گرامی باد


#نه_به_جمهورى_اسلامى #چشم_برای_آزادی #دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔38🕊54👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهبانو خشنودی‌کیا: «شهریور برای ما سمبل شهامت و شجاعت است»

مهبانو خشنودی‌کیا، از مصدومان چشم در اعتراضات «انقلاب مهسا»، در پیامی صوتی که در صفحه اینستاگرامش منتشر کرد، از شهریورماه به‌عنوان ماهی آمیخته با اندوه، مقاومت و امید یاد کرد. او گفت: «شهریور برای من سراسر پریشانیه. پریشانی که نشأت گرفته از از دست دادن‌هاست. نشأت گرفته از یک غم و اندوه وسیعی که هیچوقت کمرنگ نشد و نمی‌شه.»
او شهریور را یادآور چهره و نام کسانی دانست که جانشان را در اعتراضات از دست دادند: «شهریور یادآوره صورت ماه کسایی که دیگه نداریمشون. یاد آور مجیدرضاها و محسن‌ها و رضاهاییه که از دار شجاعت آویخته شدند. شهریور، یادآور آزادگی زنانی و مردانیه که هنوز هم در بند اسارت هستند.»
وی در ادامه با اشاره به ژینا (مهسا) امینی گفت: «ما ژینا رو غریبانه در شهریور از دست دادیم و از دست دادنش رو تاب نیاوردیم. تاب نیاوردیم و تاب نمیاریم. بی‌عدالتی را، به ناحق کشته شدن رو، ظلم رو. حتی اگه به قیمت زندگیمون تموم بشه.»
خشنودی‌کیا ضمن یادآوری هزینه‌های سنگین اعتراضات، خود را همدرد خانواده‌ها و آسیب‌دیدگان دانست: «شرمنده مادرانی هستم که دسته‌های گلشان زیر خاکند، به حکم ظلم و بی‌عدالتی. دردمند همدردهایی هستم که بینایی یک چشم و یا حتی هر دو چشمشون رو از دست دادن. و افتخار می‌کنم به همه کسایی که سکوت نکردند و به جرم فریاد زدن الان در زندان هستند.»
او با اشاره به تداوم فشارها گفت: «هنوزم وقتی شهریور می‌شه، احساس می‌کنم همه اون اتفاقات داره تکرار می‌شه... این درد، این غم، هیچوقت برای ما کهنه نمی‌شه. هیچوقت سبک نمی‌شه.»
با وجود این تلخی‌ها، خشنودی‌کیا بر ادامه مسیر حق‌طلبی تأکید کرد: «ادامه مسیر حق‌طلبی کار دشواریه. اما به هر قیمتی این مسیر را ادامه می‌دیم. تا وقتی که عدالت برقرار بشه. تا وقتی که تمام مسببین به سزای اعمالشون برسن. تا وقتی که به اندازه ذره‌ای آرامش رو به دل مادرهای دادخواه برگردونیم.»
او در پایان بار دیگر بر امید مشترک نسل معترض تأکید کرد: «توی اولین ویدیویی که از خودم منتشر کردم گفتم امیدوارم عمرم به دنیا باشه و ببینم که ظلم پایدار نیست. هنوز هم امیدوارم که این رو ببینم. اما حتی اگر روزی من نبودم، همه کسایی که هستند به جای ما ادامه بدن. ما بهای سنگینی پرداخت کردیم و این را نباید فراموش کنیم.»

#بمیرد_دلی_که_بلرزد #مهبانو_خشنودی_کیا #چشم_برای_آزادی #زن_زندگی_آزادی #مهسا_امینی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊2517
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوثر افتخاری، از مصدومان چشم در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱، ضمن انتشار این ویدیو به مناسبت سالگرد آغاز خیزش «زن، زندگی، آزادی» نوشت:

سه سال گذشت…
سه سال از روزی که ماشه بر چشم‌ها کشیدند، بر قلب ها و جان ها شلیک کردند گذشت…
نام ژینا شد رمز ما…
جهان لرزید از قیام ما…
تپید قلب‌هایمان برای آزادی خاک ایرانمان…🤍



#زن_زندگی_آزادی
#ژن_ژیان_ئازادی
#مهسا_امینی
#ژینا_امینی
#چشم_برای_آزادی
#این_همه_سال_جنایت_مرگ_بر_این_ولایت
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
30💔20💯3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من، حمید پارسا، یکی از صدها قربانی خیزش انقلابی مهسا هستم.

سه سال پیش، در چنین روزی ۳۱ شهریور ۱۴۰۱ مأموران خونریز علی خامنه‌ای با شلیک گاز اشک‌آور به صورتم قصد جانم را داشتند. آن ضربه دردناک یکی از چشمانم را نابینا کرد، استخوان‌های صورت، بینی و ابرویم را خرد نمود و مرا در درد و رنجی طاقت‌فرسا رها کرد، چرا که نیروهای امنیتی مانع رسیدنم به بیمارستان شدند. تنها پس از چند روز و با تلاش دوستانم توانستم به درمان دست یابم، اما هنوز پس از سه سال شب ها کابوس اون لحظه را میبینم ، چشم‌هایم درد می‌کند و سردرد شدیدی دارم و تحت نظر پزشک هستم.

با این حال سکوت نکردم. به دیدار خانواده‌های دادخواه رفتم، بر مزار جان‌باختگان ایستادم و صدای حق‌طلبی آنها و خودم شدم. همین ایستادگی، رژیم را بر آن داشت که با پرونده‌سازی و تهدید مرا به کوچ اجباری و تبعید وادار کند. در این مسیر تلخ، بزرگ‌ترین سرمایه زندگی‌ام مادرم را از دست دادم؛ مادری که پناه و همه زندگی‌ام بود و به خاطر درد و رنج من دق کرد. مادرم را برای آزادی وطن از دست دادم، اما ایمانم به عدالت و رهایی هنوز زنده است.

امروز، در سومین سالگرد خیزش انقلابی مهسا (ژینا) امینی و روزی که با شلیک به چشمانم قصد خاموش کردنم را داشتند، با صدایی رسا و استوار خطاب به مردم ایران می‌گویم…

آن‌ها چشم من را گرفتند، اما دیدگاهم به حقیقت را خاموش نکردند.
آن‌ها مادرم را گرفتند، اما باورم به آزادی و رهایی وطن را از بین نبردند.

مردم شریف ایران! این زخم‌ها تنها زخم من نیست؛ زخم همه ماست.
اگر امروز سکوت کنیم، فردا نوبت دیگری خواهد بود. بیایید با اتحاد و همبستگی در کنار هم بایستیم، از خانواده‌های دادخواه و زندانیان سیاسی دفاع کنیم و اجازه ندهیم خون و رنج این عزیزان پایمال شود. ما حتماً پیروز خواهیم شد، اما تنها زمانی که با هم متحد باشیم و یکدیگر را پشتیبانی کنیم.

حمید پارسا : آسیب دیدگان چشمی خیرش انقلابی مهسا

hamidparsa__

#زن_زندگی_آزادی
#حمید_پارسا
#چشم_برای_آزادی
#دادخواهی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
38💔18👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متین منانی، جوان ۲۵ ساله اهل ساری، در شب ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در جریان متفرق‌کردن معترضان در ساری، توسط چند نیروی امنیتی از فاصله نزدیک و از دو طرف هدف شلیک مستقیم و عامدانه قرار گرفت.

شدت جراحات و تعداد ساچمه‌هایی که وارد بدن او شد چنان زیاد بود که چشم‌ها، گردن، سر و صورت، قفسه سینه و اندام تحتانی‌اش به شدت آسیب دید. بیشترین آسیب اما به دو چشم متین وارد شد و بینایی هر دو چشمش برای همیشه از دست رفت.

اکنون با گذشت حدود سه سال از آن جنایت، نتیجه شکایت در مراجع قضایی به او ابلاغ شده:
«از یافتن ضارب عاجز مانده‌اند و پرداخت دیه از بیت‌المال در نظر گرفته شده است.»

می‌گویند: «مجرم پیدا نشد؛ دیه از بیت‌المال پرداخت شود.»
اما حقیقت روشن‌تر از این دروغ است؛ ضارب و آمر خود همان کسانی بودند که دستور دادند و شلیک کردند.

بیت‌المال مال مردم است؛ مال خود متین است.
شما می‌خواهید از جیب او، خرج جنایتی را کنید که علیه او مرتکب شدید؟

نه! با پول نمی‌شود نوری را که گرفتید بازگرداند.
با طلا نمی‌شود آینده‌ی یک جوان را جبران کرد.
حداقل چیزی که می‌تواند مرهمی بر چشمان تا ابد تاریک‌شده‌ی او و جوانان دیگری چون او باشد، روشن شدن حقیقت و برقراری عدالت است.

اگر ذره‌ای شرافت داشتید، عدالت را برقرار می‌کردید.
اما شما همان کسانی هستید که با صدور احکام اعدام برای دیگر معترضان، تفاوتی با همان مجریان سرکوب در خیابان ندارید؛ همان‌ها که جان و چشم این جوانان را گرفتند.
دست از این نمایش‌های توهین‌آمیز بردارید.

🔻 متین از همشهریان خود در ساری درخواستی دارد:
اگر فیلم، عکس یا مدرکی از آن شب دارید که می‌تواند برای اثبات حقیقت و شناسایی ضارب کمک‌کننده باشد، لطفاً از طریق کانال‌های مطمئن به دست او برسانید.

متین منانی، جوان این سرزمین است.
شما چشم‌هایش را گرفتید و دنیایش را تاریک کردید،
اما حقیقت را هرگز نمی‌توانید پنهان کنید.

#متین_منانی
#چشم_برای_آزادی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
29💔11👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرناز افتخاری، اهل اصفهان، هنگام آسیب‌دیدگی ۳۷ سال داشت.
شهر اصفهان همانند بسیاری از شهرهای دیگر ایران در اعتراض به قتل مهسا امینی به پا خاسته بود. فضای شهر به شدت امنیتی بود.

در تاریخ سوم مهرماه ۱۴۰۱، حدود ساعت ۹ شب، در خیابان بوستان ملت ترافیک سنگینی شکل گرفت که نشانه‌ای از تجمع دوباره‌ی معترضان بود. در خیابان مجاور، چند موتورسوار با لباس‌های پلنگی و صورت‌های پوشیده رفت‌وآمد می‌کردند. یکی از آن‌ها به رانندگان هشدار می‌داد که بوق نزنند.

وقتی به خودروی خانم فرناز نزدیک شدند، همان هشدار را تکرار کردند؛ اما ناگهان یکی از موتورسواران اسلحه ساچمه‌ای خود را به سمت خودرو گرفت و شلیک کرد. یکی از ساچمه‌ها به چشم راست فرناز اصابت کرد و ضمن پاره کردن پلک، به بخشی از شبکیه چشم او آسیب رساند. موتورسواران پس از تیراندازی، کمی پایین‌تر با باتوم به شکستن شیشه‌ها و بدنه خودروهای دیگر پرداختند.

فرناز از خودرو پیاده شد و با فریاد کمک می‌خواست. همزمان چند بسیجی پیاده به سمت او آمدند و تهدید کردند که اگر ادامه دهد، او را بازداشت خواهند کرد. در همان زمان، یک آمبولانس در آن سوی خیابان پارک بود. او به سمت آن رفت تا کمک بگیرد، اما متوجه شد درون آن چند نیروی نظامی حضور دارند و از آمبولانس برای انتقال نیرو استفاده می‌شود، نه امداد.

در نهایت با کمک یکی از شهروندان، خود را به بیمارستان شریعتی رساند. اما مقابل بیمارستان، افرادی هشدار دادند که نیروهای امنیتی در آنجا حضور دارند و او را بازداشت خواهند کرد. به دلیل خونریزی شدید، به بیمارستان فیض منتقل شد. برای جلوگیری از خطر، ناچار شدند علت جراحت چشم را «نزاع خانوادگی» عنوان کنند.

با گذشت سه سال، هرچند ظاهر چشم و صورت او حفظ شده، اما بینایی چشم راست همچنان تار است. شغل او که با کار مداوم با کامپیوتر همراه است، پس از این آسیب بسیار دشوار و زندگی‌اش مختل شده است.

در جریان خیزش مهسا، صدها نفر از مردم ایران در شهرهای مختلف با شلیک عمدی نیروهای سرکوبگر بینایی خود را از دست دادند. این جنایت‌ها حتی شامل تیراندازی به خودروها نیز شد که در بسیاری موارد به جان‌باختن یا آسیب‌دیدگی شدید شهروندان انجامید.

#فرناز_افتخاری
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔396🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوثر افتخاری، از مصدومان چشم خیزش زن، زندگی، آزادی در سال ۱۴۰۱، در ویدیویی که منتشر کرده، روز جهانی دختر را به دخترانی که «بغض کردند اما نشکستند» تبریک می‌گوید.

«دختر ایرونی روز دختر مبارک. شیر دختران ایرانی. دخترانی که بغض کردید و نشکستید. دخترانی که چشمانتان تر شد و نشکستید. دخترانی که مبارز به دنیا آمدید. در برابر توفان مردسالاری‌ها ایستادید و شیردختر ایران ماندید. جنگیدن با مردسالاری‌ها را از بستر خانواده آغاز کردید. در جامعه با متلک‌ها و طعنه‌ها جنگید و شیردختر ایران ماندید. روز دختر مبارک. الهه‌های ناز ایران. روز دختر مبارک. دخترانی که رنج‌ها بسیار دیدید. در ایران زمین. اما نشکستید. دخترانی که زخم‌ها بسیار خوردید. اما نشکستید. روز دختر مبارک. روز دختر بر تمامی دخترانی که تنها و یک تنه برای آرزوهای‌شان آستین بالا زدند. رو در روی آیینه ایستادند و عاشق خویشتن شدند. روزتان مبارک. روز دختر بر تک تک دختران ایرانی مبارک.»

#روز_دختر #کوثر_افتخاری #زن‌_زندگی_آزادی #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
141💔5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز نابینایان 💔
به تمام چشم‌هایی که در راه آزادی بسته شدند...
به تمام دل‌هایی که هنوز روشن می‌تابند.

متین منانی، از آسیب‌دیدگان دو چشم خیزش انقلابی ۱۴۰۱، در استوری‌اش این روز را به همه‌ی کسانی که برای آزادی خودشان و دیگران به خیابان آمدند و بینایی‌شان را وحشیانه از دست دادند، تبریک گفت.
او گفت: «قوی باشید، مطمئنا به هدف مان می رسیم.»

matin.mannani
_matino_collection

متین، جوان اهل ساری، در شب ۲۹ شهریور ۱۴۰۱، در جریان سرکوب معترضان، از فاصله‌ی نزدیک هدف گلوله قرار گرفت و هر دو چشمش را از دست داد.

#متین_منانی
#خیزش_زن_زندگی_آزادی
#روز_نابینایان
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
🕊2615👎1
روایت نیلوفر آقایی، از مصدومان شلیک عامدانه به چشم، از شب عروسی‌اش و مشکلات پروتز چشم

_ پنج و نیم صبح بیدار شدم برم آرایشگاه، رفتم دست و صورتم‌و بشورم شروع کردم با چشمم صحبت کردن که امروزو با من راه بیا اذیتم نکن برات جبران میکنم:) ولی همون اول صبحی که تا کرم مرطوب‌کننده رو بهش زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش است….

_ساعت نه صبح آرایشگاه
هانیه جون من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو دستشویی دارم با دست جشامو باد میزنم که اشکم درنیاد و دوباره کرم میزنم و بهش غر میزنم که خیلی نامردی که تو روز عروسیم داری ده برابر هر روز اذیتم میکنی…

_ وسط روز در حال عکاسی

فیلمبرداری که از ماجرای چشمم خبر نداشت رو کلافه کرده بودم بنده ی خدا می‌گفت نیلوفر جان توروخدا یکم پلک زدنت کمتر بشه من سریع ویدئو رو گرفتمااا.
من: باشه باشه فقط یه لحظه صبر کنین من کرم چشممو بزنم…

_بعد از ظهر بعد از اتمام عکاسی

به جرات هر هفت هشت دقیقه یکباار: علی عزیزم کرم چشممو از جیبت میدی؟
سرماخوردگی ناگهانی خشکی چشمم رو بدترش کرده بود.

_شب وسط مراسم

مهمونا: نیلوفر جون عکس بگیریم؟ من: آره عزیزم حتما فقط یه لحظه من کرم چشمم رو بزنم🫠

خلاصه از پروتزم دلخورم که اذیتایی که روزای معمولی با من نمی‌کرد رو همه رو روز عروسیم جبران کرد… از خودم ممنونم که با همه‌ی این اذیتا، روحیمو حفظ کردم و نذاشتم روزمو خراب کنه و از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر در حال پایکوبی بودم و علی‌ام که حواسش جمع بود بهم.

گریه داشتماا ولی یجوری خودمو نگه داشتم که حتی با دیدن گریه‌ی مامان و بابا هم گریه نکردم چون یه بهونه لازم بود که اشکای اذیت چشمم هم بهش اضافه شه و اونجا وقتش نبود.

این عکس رو بی نهایت دوسش دارم💚 یه بچه‌بغضم کردماا سر گرفتنش ولی زود خودمو جمع و‌جور کردم چون میدونم #شب_همیشه_شب_نمیمونه


عروس ما، نیلوفر آقایی عزیز، که یک چشمش را توسط عوامل حکومت از دست داد، در شب عروسی‌اش اینقدر بغض داشت و درگیر پروتز چشم بود... عروس اونا اما ....
....

و شمخانی از افرادی بود که دستور کشتار مردم را داده بود.

#نیلوفر_آقایی #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
46💔23
نیلوفر آقایی، مامایی که در تجمع روز ۴ آبان ۱۴۰۱ مقابل سازمان نظام پزشکی، بر اثر اصابت گلوله پینت‌بال، بینایی یک چشم خود را از دست داده است، پر شور و با عشق به کار تخصصی‌اش ادامه می‌دهد. او همچنین در صفحه اینستاگرامش آموزش‌های تخصصی در مورد سلامت زنان و بارداری ارائه می‌دهد.

نیلوفر البته خیلی وقت‌ها غمگین می‌شود، حق هم دارد. در اوج جوانی، سرکوبگران یکی از چشمان او را نابینا کرده‌اند.
او گاهی برای چشم‌های خود ترانه‌ای را زمزمه می‌کند.
نیلوفر اخیرا از دردسرهایی حرکت پروتز چشمش در شب عروسی‌اش نوشته بود.
جمهوری اسلامی رنجی بی‌پایان به جوانانی چون نیلوفر تحمیل کرده است. دستگاه‌های تبلیغاتی و پروپاگاندای جمهوری اسلامی همچنان تبلیغ می‌کنند که این معترضان بودند که خشونت‌آمیز اعتراض کردند!! و حکومت خشونت به کار نبرده است!
خشم زیادی که ناشی از بیش از ۴۶ سال تحقیر و سرکوب و شکنجه و اعدام است در جامعه وجود دارد. طبیعی است که حکومتی که اصلاح ناپذیر است با اعتراض و خشم مردم مواجه شود. مردم ایران بسیار صبوری و خویشتنداری کرده‌اند و تا کنون اعتراضات‌شان مسالمت‌آمیز بوده است.

جمهوری اسلامی صدها نفر را از ناحیه چشم و قسمت‌های حساس بدن مصدوم کرده است، صدها و بلکه هزاران نفر را در سال ۱۴۰۱ و ۱۳۹۸ و ۱۳۹۶ و ۱۳۸۸ کشته است. این یک جنایت علیه بشریت است و مصدومان چشم شاهدان این جنایت هستند. آن‌ها را فراموش نکنیم. آن‌ها چشمشان را برای آزادی نثار کردند.

nilooofar_aghaee


#نیلوفر_آقایی #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
45💔10
غزل رنجکش از قربانیان شلیک عامدانه به چشم، با انتشار پستی در شبکه اجتماعی اکس نوشت:
«اگه به چشمم شلیک نمی‌شد یا کلی پرونده و آزار و اذیت‌های بعدش اتفاق نمی‌افتاد، مجبور به مهاجرت نمی‌شدم!»

غزل رنجکش، دانشجوی رشته حقوق اهل بندرعباس بود که روز چهارم آبان ماه ۱۴۰۱، هدف گلوله نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و بینایی یک چشمش را از دست داد، او در نهایت مجبور شد از ایران مهاجرت کند تا مراحل درمانی چشمش را پیگیری کند.
غزل مدتی بعد در اینستاگرام نوشت:
«کاش با همین یدونه چشم کم‌سویی که برام باقی مونده، زودتر آزادی رو ببینم»

غزل رنجکش پس از مصدومیتش توضیح داده بود که «آخرین تصویری که چشم راستم ثبت کرد، لبخند اون شخص موقع شلیک کردن بود». این دختر جوان نوشته بود که برای جلوگیری از اصابت گلوله به مادرش در مقابل او ایستاد.

هرگز جنایاتی را که جمهوری اسلامی مرتکب شد، فراموش نمی‌کنیم.

#غزل_رنجکش #چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا #نه_به_جمهوری_اسلامی

@Tavaana_TavaanaTech
🕊20💔162
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

۲۶سالگی مبارک🎈🎂🎊🎁


😍✌️🕊️

حسین نادربیگی، از مصدومان چشم (هر دو چشم) در خیزش انقلابی ۱۴۰۱ ۲۶ ساله شد

- ۱۲ آبان در چهلم حدیث نجفی در بهشت سکینه توجه حسین به تجمع مردم جلب می‌شود. در آن روز او سرما خورده و کسالت داشت و کمی دورتر و با فاصله ایستاده بود.
نیروهای سرکوب با موتور در حال عبور بودند.
یکی از آن‌ها با دو سرنشین که درجه نظامی نداشتند، اما لباسی شبیه بسیج داشتند به حسین نگاه می‌کند. حسین آرام به راه میفتد اما آن‌ها می‌ایستند و از فاصله حدود ۵ متری به صورت او شلیک می‌کنند.

حسین همچنان تصویر ضارب رادر ذهن دارد.
«قد او حدود ۱۸۵ با ته ریش و لبخندی بر لب»

وقتی حسین بر زمین می‌افتد و با دست صورت پر از خون ناشی از اصابت ساچمه را گرفته بود، آن‌ها بالای سر او می‌آیند و دوباره به صورت و گردن او شلیک می‌کنند. وقتی بی رحمی آن‌ها را به یاد می‌آورد، خشم و نفرت حسین برانگیخته می‌شود. پس از دور شدن سرکوبگران، دو خانم حسین را با ماشین به نزدیک‌ترین درمانگاه و پس از آن توسط خانواده به بیمارستان نور و نوردیدگان کرج می‌برند، اما از ترس پذیرش نمی‌شود.
در نهایت در بیمارستان فارابی پس از دو روز عمل جراحی شده و سه ساچمه از چشم چپ و دو ساچمه از چشم راست خارج می‌شود.
چشمان حسین همچنان تخلیه نشده است....

#حسین_نادربیگی
#چشم_برای_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
29💔11
مهبانو خشنودی‌کیا، از مصدومان چشم در خیزش انقلابی ۱۴۰۱، از جمله منتقدان دریافت مجوز توسط شروین حاجی‌پور بود و در توضیحی در استوری اینستاگرامش نوشت:
«یادمه بهم گفتند بنیه علمی بالایی داری میتونی درست رو تا آخرین سطح تموم کنی، میتونی استخدام هر ارگانی که بخوای بشی.

میتونی برگردی تیم ملی و تمرین کنی، میتونی توی ورزش تخصصیت صاحب منصب بشی.

میتونی دیه چشمت رو بگیری، میتونی، میتونی... میتونی

می‌تونستم ولی نخواستم، چون برای من قابل قبول نبود که زیر بیرق کسایی زندگی کنم که در حق خودم و بقیه جنایت کردند.

دوستان اگه به کسی انتقاد می‌کنم قطعا قبلش همون سخت‌گیری رو در مورد خودم انجام دادم.»

ـ مهبانو مهندس عمران و عضو سابق تیم ملی تیراندازی با کمان و نفر دوم آسیا بود.

ـ «عدم همکاری» و «تحریم» از اصول مقاومت مدنی است، قطعا کسانی که در برابر نظام‌های توتالیتر، از انواع روش های مبارزه مدنی استفاده می‌کنند و بابت آن هزینه می‌دهند، از فضیلت و ارزش زیادی برخوردارند.

خبر دریافت مجوز آلبوم جدید شروین حاجی‌پور، خواننده‌‌ی جوانی که با خواندن ترانه «برای» که از توئیت‌های اعتراضی مردم درست شده بود و خواسته‌های جامعه را بازتاب می‌داد محبوب شد و جایزه بین‌المللی گرمی را دریافت کرد، واکنش‌های زیادی را برانگیخته است.
برخی افراد این کار را «همکاری» با سیستم دانستند، برخی دیگر شروین را هم قربانی حکومتی خواندند که کار هنرمندان را منوط به دریافت مجوز کرده و از این طریق آن‌ها را کنترل می‌کند، آن‌ها سیستم مجوز دهی را روش حکومت برای تکه‌پاره‌کردن مخالفان و دیگری سازی در جامعه جهت تنها شدن شهروندان و بخشی از سیستم سرکوب و کنترل دانستند، برخی دیگر ضمن انتقاد از سیستم مجوزدهی، بر مسئولیت فردی در زمان دیکتاتوری تاکید کردند و گفتند باید از افراد دارای نفوذ اجتماعی حساب‌کشی اخلاقی شود تا آن‌ها به سمت انتخاب‌هایی بهتر سوق داده شوند. برخی کاربران هم گفتند اصولا نباید کسی را چنان بزرگ و قهرمان کرد، که در صورت ارتکاب یک عملی که به زعم ما اشتباه است، سرخورده شویم و همه کاسه کوزه‌ها را سر او خراب کنیم.
برخی دیگر صلاحیت اخلاقی برخی منتقدان را زیر سؤال بردند...

نظر شما چیست؟ شما اگر بودید چه می‌کردید؟


#مهبانو_خشنودی #چشم_برای_آزادی #شروین_حاجی_پور #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔20👍144👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
متین منانی، از آسیب‌دیدگان شلیک عامدانه به چشم‌ها در سال ۱۴۰۱، در ویدئویی تازه از وضعیت بحرانی چشم‌هایش گفت و از مردم خواست پیامش را منتشر کنند تا شاید راهی برای درمان پیدا شود. او توضیح می‌دهد که شلیک از فاصله بسیار نزدیک باعث نابودی کامل شبکیه، عصب بینایی و لایه‌های مختلف چشم شده و به‌دلیل بخیه‌های بازنشده و احتمال عفونت، حتی امکان کوچک‌ترین جراحی وجود ندارد. چشم‌ها آن‌قدر آسیب دیده‌اند که حتی نور را تشخیص نمی‌دهند و فعلاً تنها هدف، جلوگیری از تخلیه چشم است.

متین می‌گوید با وجود خبرهایی درباره پیوند عصب یا جراحی‌های نوین، هیچ‌کدام برای چشم‌هایی با این سطح تخریب قابل انجام نیست. او پس از ارسال مدارک پزشکی به چند کشور تأکید می‌کند که «هیچ درمان قطعی در دنیا» برای وضعیت فعلی‌اش وجود ندارد.

تنها امید او و افراد مشابه، تراشه‌های بینایی مانند نورولینک است؛ فناوری‌ای که با اتصال به بخش بینایی مغز و دریافت تصویر از دوربین عینک می‌تواند برای افرادی که قبلاً بینا بوده‌اند، نوعی بینایی مصنوعی ایجاد کند. اما نورولینک هنوز در مرحله آزمایشی است و دسترسی به آن فقط در آمریکا ممکن است.

متین از مردم می‌خواهد این ویدئو را منتشر کنند تا شاید یک مسیر ارتباطی با نورولینک یا مراکز پیشرفته چشم‌پزشکی آمریکا پیدا شود:
«سه ساله در تاریکی‌ام. شاید فقط یک نفر بتواند پلی برای ما باشد. لطفاً این پیام را پخش کنید.»


#متین_منانی #چشم_برای_آزادی #زن_زندگی_آزادی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔307🕊6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM

صادق پرویززاده، عکاس و فیلمبردار حیات‌وحش، با انتشار ویدئویی در صفحه اینستاگرامش از اصابت ساچمه به صورت و چشم خود در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ خبر داد.

او در این ویدئو با نشان دادن یک ساچمه می‌گوید:«این چیزی که در دست من است، ساچمه تفنگ‌های شکارچی است؛ ساچمه‌هایی که برای کشتن گرگ و گراز استفاده می‌شود و با یک شلیک، تعداد زیادی از آن‌ها به سمت هدف پرتاب می‌شود.»

پرویززاده تأکید می‌کند فردی که به او شلیک کرده، «جوانی کم‌سن‌وسال» بوده است.
او در ویدئویی دیگر، با اشاره به کمک نیروهای اورژانس برای پانسمان صورتش می‌گوید:
«بچه‌های اورژانس ساچمه‌های داخل سر و صورتم را خارج کردند، اما یک ساچمه داخل چشمم باقی مانده که باعث عفونت شدید شده و باید جراحی شود. با این حال، به‌دلیل حضور مأموران، امکان مراجعه به بیمارستان را ندارم.»
متن از وحید انلاین
پیش‌تر ویدیوهایی از طبیعت زاگرس از او در رسانه‌ها منتشر شده بود.

#صادق_پرویززاده #ایلام #چشم_برای_آزادی #اعتراضات_سراسری #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
31💔20🕊8