آموزشکده توانا
50.7K subscribers
40.1K photos
41.4K videos
2.57K files
21.5K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram

سپیده قلیان، فعال مدنی و از زندانیان سیاسی پیشین، که از چند ماه قبل بار دیگر بازداشت شده و در حال حاضر در زندان وکیل‌آباد مشهد به‌سر می‌برد، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به مجازات حبس محکوم شده است. هم‌زمان گزارش‌ها از افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده او حکایت دارد.

بر اساس اطلاعات موجود، شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد در پی تشکیل پرونده‌ای جدید در جریان بازداشت اخیر، این فعال مدنی را به ۶ ماه حبس تعزیری و ۵ سال حبس تعلیقی محکوم کرده است.

بازداشت سپیده قلیان در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴ و در جریان برگزاری مراسمی برای خسرو علیکردی، وکیل دادگستری، صورت گرفت. در این مراسم، شماری از فعالان زن از جمله نرگس محمدی، عالیه مطلب‌زاده، پوران ناظمی و هستی امیری نیز حضور داشتند که برخی از آن‌ها نیز توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند.

به گفته منابع نزدیک به خانواده، نهادهای امنیتی با اعمال فشار مانع از بهره‌مندی او از حق قانونی «مرخصی متصل به آزادی» شده‌اند. این در حالی است که در شرایط کنونی کشور و با وجود وضعیت جنگی، تعدادی از زندانیان از این امکان برخوردار شده‌اند، اما این حق برای سپیده قلیان نادیده گرفته شده است.

در کنار ادامه بازداشت، فشارها بر اعضای خانواده او نیز افزایش یافته است؛ به‌طوری که پدر و برادرش طی ماه‌های گذشته چندین بار احضار و تحت بازجویی قرار گرفته‌اند.

سپیده قلیان که پیش‌تر نیز سال‌هایی از عمر خود را در زندان گذرانده، اکنون در بند زنان (بند ۶) زندان وکیل‌آباد مشهد و در شرایطی نامطلوب نگهداری می‌شود.

#سپیده_قلیان #از_بازداشتیها_بگو

@Tavaana_TavaanaTech
💔15👌2
از عربده تا قمه؛
خیابان در صحنه نمایش خشونت

روایت یک شهروند مشهدی:
این شب‌ها، برخی خیابان‌های مشهد به صحنه‌ای از ارعاب و تهدید شهروندان بدل شده. در ساعاتی از شب، با محدود شدن مسیرهایی چون بلوار احمدآباد و چند خیابان اطراف، فضای شهر حال‌وهوایی متفاوت به خود می‌گیرد؛ در این میان یگان‌های موتور سوار با اسلحه جنگی در شهر نمایش قدرت می‌دهند؛ حال‌وهوایی که برای بسیاری از ساکنان، به ویژه کودکان ناآشنا و نگران‌کننده است.
در این میان، صداهای بلند، هیاهو و رفتارهایی که رنگی از خشونت دارند، بیشتر به چشم می‌آیند. گزارش‌ها و مشاهدات از حضور گروه‌هایی حکایت دارد که با رفتارهای تحریک‌آمیز، از عربده‌کشی تا نمایش قمه، خیابان را از یک فضای عمومی به صحنه‌ای پرتنش بدل می‌کنند. در چنین وضعیتی، احساس امنیت، که باید بدیهی‌ترین حق شهروندان باشد، به‌تدریج تضعیف می‌شود.
در فضای پرتنش این روزها، همزمانی این رخدادها با تحولات منطقه‌ای از جمله تنش‌ها با اسرائیل و ایالات متحده آمریکا باعث شده برخی شهروندان این وضعیت را نه صرفاً به‌عنوان رخدادهایی پراکنده، بلکه در چارچوبی گسترده‌تر تفسیر کنند. در میان این برداشت‌ها، گاه این نگرانی شنیده می‌شود که فشارها و نمایش‌های خیابانی، به‌نوعی تخلیه تنش به درون جامعه باشد؛ برداشتی که حتی اگر محل اختلاف باشد، نشان‌دهنده سطحی از بی‌اعتمادی و اضطراب در افکار عمومی است.
از سوی دیگر، حافظه جمعی هنوز از وقایع تلخ اخیر فاصله نگرفته است. رخدادهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، برای بسیاری یادآور روزهایی است که خشونت به شکلی گسترده‌تر تجربه شد؛ زخمی که به نظر می‌رسد همچنان در ذهن و احساس مردم تازه است و در قضاوت آنان نسبت به تحولات امروز نقش دارد.
این صحنه‌ها، برای بخشی از حافظه تاریخی ایران نیز بی‌سابقه نیست. در مقاطعی از تاریخ معاصر، از جمله در جریان کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، حضور گروه‌های خیابانیِ خشن در تحولات سیاسی نقش‌آفرین بوده است؛ چهره‌هایی مانند شعبان جعفری که در ادبیات عمومی به «شعبان بی‌مخ» شهرت یافت، نمادی از چنین الگوهایی به شمار می‌روند.
اشاره به این پیشینه، تلاشی است برای دیدن الگوها: هرجا که مرز میان «امنیت» و «نمایش قدرت» مخدوش شود، خیابان از کارکرد طبیعی خود فاصله می‌گیرد. آنچه باید محل عبور، زندگی و تعامل روزمره باشد، به صحنه‌ای برای نمایش تنش بدل می‌شود.
پرسش اینجاست: آیا می‌توان از دل چنین فضاهایی، احساس امنیت یا حتی اقتدار پایدار را بازسازی کرد؟ شاید دقیق‌تر آن باشد که بگوییم این‌گونه وضعیت‌ها، بیش از آنکه نشانه ثبات باشند، می‌توانند بازتاب نوعی بی‌قراری در رابطه میان جامعه و ساختار قدرت تلقی شوند.
خیابان، در نهایت، آینه‌ای از حال جامعه است. وقتی این آینه تصویری آشفته نشان می‌دهد، مسئله فقط آنچه در خیابان رخ می‌دهد نیست؛ بلکه آن چیزی است که در پسِ آن، در سطحی عمیق‌تر، در حال شکل‌گیری یا فرسایش است.

#جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
8

حسین غاوی (سیلاوی)، از شهروندان ساکن منطقه زرگان اهواز، که به عنوان دکه‌دار امرار معاش می‌کرد و سرپرستی مادر و پنج خواهر خود را بر عهده داشت، پس از بازداشت توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران، زیر شکنجه جان خود را از دست داده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند به اتهام «فیلم‌برداری از مناطق بمباران‌شده» و «ارتباط با گروه‌های اپوزیسیون» بازداشت شده بود. گزارش‌ها حاکی از آن است که وی در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفته و در نهایت جان باخته است.

حسین غاوی به عنوان تنها نان‌آور خانواده، نقش اصلی در تأمین معیشت اعضای خانواده خود را ایفا می‌کرد. با این حال، تا زمان تنظیم این گزارش، جزئیات بیشتری درباره روند بازداشت، محل نگهداری و شرایط دقیق مرگ او منتشر نشده است.
مقامات رسمی جمهوری اسلامی تاکنون واکنشی نسبت به این گزارش‌ها نشان نداده‌اند.

#حسین_غاوی #حسین_سیلاوی

@Tavaana_TavaanaTech
💔201🕊1
قتل حکومتی دو زندانی سیاسی؛
شاهین واحدپرست و محمدامین بیگلری، از بازداشت‌شدگان دی‌ماه خونین، اعدام شدند

قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،
که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.

بر اساس روایت رسمی، این افراد به آتش‌زدن یک پایگاه بسیج در شرق تهران متهم شده‌اند. اما وکلای پرونده با استناد به ویدیوهای موجود، روایت کاملا متفاوتی ارائه می‌دهند: در این تصاویر، نیروهای لباس‌شخصی دیده می‌شوند که مردم را به داخل ساختمان هل داده، درها را قفل می‌کنند و سپس محل را به آتش می‌کشند. صدای فریاد «هل نده» و درخواست بازکردن در، در این ویدیوها به‌وضوح شنیده می‌شود.

افرادی که داخل ساختمان گرفتار شده بودند، پس از مهار آتش توسط نیروهای آتش‌نشانی، بازداشت شدند.

این پرونده به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی بدنام، ابوالقاسم صلواتی، ارجاع شده و تنها یک ماه پس از بازداشت، حکم اعدام برای متهمان صادر شده است. به گفته وکیل، در این مرحله، متهمان عملا از داشتن وکیل مستقل محروم بوده و اعترافات تحت شکنجه از آن‌ها گرفته شده است.

با ورود وکلای حقوق بشری، پرونده به دیوان عالی کشور رفت و یکی از قضات با استناد به شواهد، حکم را تأیید نکرد. با این حال، گزارش‌ها حاکی است که با فشار نهادهای امنیتی، تلاش برای گرفتن تأیید حکم اعدام از مسیرهای دیگر ادامه یافته است.

محمدامین بیگلری، فقط ۱۹ سال سن داشت.
جمهوری اسلامی با کشتار زندانیان سیاسی انتقام شکست‌های خود را از مردم آزاذی‌خواه ایران می‌گیرد. مردمی که برای آزادی و رفاه و یک زندگی معمولی به خیابان آمده و اعتراض کرده بودند و به بی‌رحمانه‌ترین شکل سرکوب شدند.

این دو جوان به کاروان ده‌ها هزار از جاویدنامان ایران پیوستند.

نامشان جاودان باد

#شاهین_واحدپرست #محمدامین_بیگلری #نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام


@Tavaana_TavaanaTech
💔152🕊2
Forwarded from گفت‌وشنود
‏«خیر العمل»...

‏کاری از رضا عقیلی
‏⁦ ⁩

‏سال‌هاست اذان صبح برای ایرانیان یادآور لحظات کشته‌شدن آن دسته از مبارزان راه آزادی وطن است که به دار آویخته شده‌اند.

قوه قضاییه جمهوری اسلامی، صبح امروز یکشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۵، اعلام کرد محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست، دو معترض بازداشت‌شده در اعتراضات دی‌ماه خونین ۱۴۰۴،
که در پرونده آتش‌سوزی پایگاه بسیج کاوه در خیابان دماوند تهران، در روندی ناعادلانه محکوم شده بودند، اعدام شدند.

دو روز پیش در همین پرونده امیرحسین حاتمی، جوان ۱۸ ساله، اعدام شده بود.

از چند روز پیش پنج زندانی معترض در این پرونده از بند عمومی زندان قزلحصار خارج و به مکانی نامعلوم برای اجرای حکم منتقل شده‌ بودند.

سایر زندانیانی که برای اجرای حکم اعدام خارج شده‌اند ابوالفضل صالحی سیاوشانی و علی فهیم هستند.
پرونده این افراد در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی رسیدگی و حکم اعدام آنها ۱۸ بهمن‌ماه صادر شد.


‏⁧ #بغی #گفتگو_توانا #محاربه#نه_به_اعدام

@Dialogue1402
💔9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از خون جوانان وطن لاله دمیده
نقاشی از سهیلا حسینی

سهیلا حسینی و همسرش دکتر احمد رحیمی روز ۲۷ اسفند ماه ۱۴۰۴ در مشهد بازداشت شدند. تا کنون اطلاعی از اتهامات آن‌ها و علت بازداشتشان و محل نگهداری‌شان در دست نیست.

سهیلا حسینی این کار را در اینستاگرامش منتشر کرده و نوشته بود:
«شاید نقاشی کشیدن تنها مرهمی باشه برای من، از عذاب وجدانِ اینکه بعد از اون شبهای سیاه،
من چرا زنده‌ام؟!
و چرا همه‌ی ما باهم به خانه برنگشتیم....💔🖤
و در حال حاضر تنها روشی که میتونم باهاش فریاد بزنم.

من یک هنرمندم و از نظر من هنرمند فقط آیینه‌دارِ زیبایی نیست،
بلکه راویِ رنجی است که در رگ‌های تاریخ دویده؛
تا فریادِ خون‌های ناحق و مرهمی بر زخمِ بازِ مادران داغ‌دیده باشد.

تابلو " از خونِ جوانانِ وطن ، لاله دمیده "
پیشکش به همه مادران داغ دارِ سرزمینم...🥀»🖤


#احمد_رحیمی #سهیلا_حسینی #از_بازداشتیها_بگو #مشهد

@Tavaana_TavaanaTech
9
Forwarded from گفت‌وشنود
با گذشت یک هفته از بازداشت رومینا خزعلی، نقاش، و بهزاد یزدانی، مترجم و ویراستار بهائی ساکن شیراز، نگرانی‌ها دربارهٔ وضعیت آن‌ها افزایش یافته است.

بر اساس اطلاعات دریافتی، رومینا خزعلی در این مدت تنها یک تماس بسیار کوتاه ۲۰ ثانیه‌ای با خانواده‌اش داشته است. مسئولان زندان در پاسخ به پیگیری‌های خانواده اعلام کرده‌اند که او در حال حاضر ممنوع‌الملاقات و ممنوع‌التماس‌ است.

خانم خزعلی به‌تازگی تحت عمل جراحی معده قرار گرفته و از مشکلاتی مانند میگرن شدید، فشار چشم و کمردرد رنج می‌برد. گفته می‌شود او به‌طور منظم دارو مصرف می‌کند، اما اطلاعی پیرامون وضعیت سلامتش و اینکه داروهای مورد نیازش به او می‌رسد یا خیر در دست نیست.

رومینا خزعلی مسئولیت مراقبت از پدر و مادر سالمند خود را بر عهده دارد و بازداشت او، وضعیت جسمی و روحی والدینش نیز رو به وخامت گذاشته است.

رومینا خزعلی و بهزاد یزدانی دارای دو فرزند هستند که در غیاب پدر و مادرشان در شرایط روحی نامناسبی قرار گرفته‌اند. همچنین، به‌دلیل ضبط وسایل الکترونیکی خانواده هنگام بازداشت، روند تحصیل آن‌ها که این روزها به‌دلیل شرایط جنگی به‌صورت مجازی دنبال می‌شده، با مشکلات جدی مواجه شده است.

در همین حال، تعطیلی دادگاه انقلاب شیراز باعث شده خانواده‌ها امکان پیگیری وضعیت حقوقی و قضایی این دو شهروند را نداشته باشند و عملاً راهی برای کسب اطلاع یا اقدام قانونی در اختیارشان نباشد.

بهزاد یزدانی و همسرش رومینا خزعلی پیشتر به ترتیب در شامگاه ۸ و ۹ فروردین توسط مأموران اطلاعات سپاه در منزل خود بازداشت شدند.

#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #دیگری_ستیزی #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
6
اعدام در ایران به یک روند روزمره و نگران‌کننده تبدیل شده است؛ خبرهایی که هر روز منتشر می‌شوند و جان انسان‌هایی را می‌گیرند، بی‌آنکه فرصتی برای دیده‌شدن یا شنیده‌شدن داشته باشند. خطرناک‌ترین بخش این چرخه، عادی‌شدن آن است.

بر اساس گزارش فاکس‌نیوز به نقل از نهادهای حقوق بشری، تنها در سه ماه نخست سال ۲۰۲۶ میلادی دست‌کم ۶۵۷ اعدام در ایران ثبت شده است. همچنین گزارش‌ها نشان می‌دهد که در سال ۱۴۰۴ دست‌کم ۲۰۴۸۸ نفر اعدام شده‌اند؛ آماری تکان‌دهنده که نشان‌دهنده ابعاد گسترده این بحران است.

اعدام، تنها یک مجازات نیست؛ ابزاری برای ایجاد ترس، سرکوب و کنترل جامعه است. در برابر چنین روندی، سکوت به معنای پذیرش است.

گره صبحگاهی روی گردن

سمت چپ: ایران تحت اشغال جمهوری اسلامی

سمت راست: کشوری با حکومت نرمال

طرح از رضا عقیلی/توانا

#حکم_اعدام #اعدام_نکنید
#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔91
وحید بنی‌عامریان، متولد ۱۳۷۱ در شهر سنقر کرمانشاه، زندانی سیاسی‌ای بود که سال‌ها در بازداشت، زندان و تبعید به‌سر برد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه خواجه‌نصیر و دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت بود و پیش از بازداشت به تدریس زبان انگلیسی مشغول بود.

بنی‌عامریان از سال‌های ۹۶ و ۹۷ چندین‌بار بازداشت شد و در پرونده‌های مختلف به احکام سنگین زندان و تبعید محکوم شد. او پس از آزادی از زندان در اسفند ۱۴۰۱، به بشاگرد تبعید شد، اما دوباره در دی ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد و تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفت.

حکم اعدام او به همراه پنج زندانی سیاسی دیگر در آذر ۱۴۰۳ صادر شد. در نهایت، پس از اعدام چهار نفر از هم‌پرونده‌هایش در روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ۱۴۰۵، وحید بنی‌عامریان در سحرگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ همراه با ابوالحسن منتظر اعدام شد.

نوشته‌هایی از او در فضای مجازی منتشر شده، چند جمله منتخب از دستخط او:

«نباید فراموش کنیم چه بر ما رفت.»
«من راه‌ها را بلد نیستم، اما می‌دانم باید ادامه داد.»
«در همه این خاک صدای آزادی است، نام این میهن آزادشده، ایران است.»

#نه_به_جمهوری_اسلامی #نه_به_اعدام

@Tavaana_TavaanaTech
💔13
دادستان تهران از صدور دستور برای شناسایی، توقیف اموال و مسدودسازی حساب‌های بانکی بیش از صد ایرانی مقیم خارج از کشور خبر داد. مرکز رسانه قوه قضائیه نیز این اقدام را در چارچوب «تشدید مجازات» علیه افرادی دانسته که به‌ادعای حکومت با کشورهای مخالف همکاری دارند یا در رسانه‌های خارج از کشور فعالیت می‌کنند.

در میان افرادی که نامشان در گمانه‌زنی‌ها مطرح شده، چهره‌هایی مانند سردار آزمون، برزو ارجمند و علی شریفی زارچی دیده می‌شود؛ افرادی از حوزه‌های مختلف که هرکدام به‌نوعی در فضای عمومی و اجتماعی حضور دارند.

این اقدام، ادامه روندی است که جمهوری اسلامی از ابتدای شکل‌گیری خود با آن شناخته می‌شود؛ مصادره اموال، حذف اقتصادی مخالفان و استفاده از ابزارهای قضایی برای خاموش‌کردن صداها. حالا این سیاست، نه‌تنها در داخل کشور، بلکه علیه ایرانیان خارج از کشور نیز در حال گسترش است.

تهدید به توقیف اموال و مسدودسازی حساب‌ها، صرفاً یک اقدام قضایی نیست؛ ابزاری است برای ایجاد ترس، اعمال فشار و کنترل.
@Tavaana_TavaanaTech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«ما دموکراتیک سرمون نمیشه»!

از دید خمینی هر کس جمهوری را بخواهد دشمن است و جمهوری دموکراتیک یعنی بی‌بندوباری.
او حتی فراتر می‌رود و کسانی که جمهوری دموکراتیک را می‌خواهند خائن می‌خواند و به مطبوعات نیز تشر می‌زند که بدانند که چه می‌نویسند و مبادا از دموکراسی دفاع کنند.
این سخنان او در هفته‌های آغازین پیروزی انقلاب ۵۷ بوده است.
عجیب است که تصور می‌شد از طریق خمینی و حامیان او می‌شد به یک نظام مردم‌سالار و دموکراتیک دست یافت.


#نه_به_جمهوری_اسلامی #دموکراسی

@Tavaana_TavaanaTech
👌7