آموزشکده توانا
48.5K subscribers
42.3K photos
41.8K videos
2.57K files
21.9K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
انتقال اجباری زندانیان سیاسی بند ۴ اوین با تهدید و فشار مسلحانه

بنا به اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، هدایت‌الله فرزادی، رئیس زندان اوین، با ورود نیروهای گارد مسلح به بند ۴، زندانیان سیاسی را تحت فشار قرار داده تا بدون همراه‌داشتن وسایل شخصی، به زندان تهران بزرگ منتقل شوند.

این اقدام با اعتراض شدید زندانیان روبه‌رو شده، اما فرزادی با تهدید به استفاده از سلاح، تلاش دارد این انتقال را به‌ صورت اجباری و با خشونت اجرا کند. منابع مطلع نسبت به خطر جدی برای جان زندانیان سیاسی هشدار داده‌اند و خواستار توجه فوری به این وضعیت بحرانی شده‌اند.

بنا به این گزارش، در اصلی بند ۴ ‎#زندان_اوین به دلیل تخریب انبار بند امنیتی ۲۰۹ مسدود شده و از انتهای بند راه خروج باز کرده‌اند. همچنین با استقرار یگان ویژه به زندانیان اعلام کرده‌اند «دو به دو» و «بدون لوازم» خارج شوند. آن هم برای انتقال به جایی که نمی‌گویند کجاست!

به گزارشی دیگر نیز مسئولان اندرزگاه ۶ اوین نیز می‌خواهند زندانیان را با زور به مکانی نامعلوم منتقل کنند.

این انتقال ناگهانی و بدون اطلاع درباره جزئیات، زندانیان سیاسی و خانواده‌هایشان را به‌شدت نگران کرده است. زندانیان از انتقال ناگهانی خود در این وضعیت ناراضی هستند و در برابر آن مقاومت کرده‌اند. آن‌ها خواستار آزادی خود در این شرایط بمباران شده‌اند تا بتوانند در کنار خانواده‌هایشان در مکانی امن ساکن شوند.

بنا به این اطلاعات، در انفجار امروز، نصرالله فلاحی، مجیدرضا مکی و محمد نجفی - زندانیان سیاسی - زخمی شد‌ه‌اند. آب و برق قطع شده و با تخریب بهداری، زندانیان مصدوم نیز به حال خود رها شده‌اند.

گزارشی دیگر به توانا، حاکی از آن است که توسلی، معاون سلامت زندان اوین، در حمله موشکی به دادسرای اوین کشته شده است. نیز گفته می‌شود یکی از زندانیان که برای بازجویی برده شده بود، پس از حمله به بند بازگشت و خبر داد که چند نفر ـ به گفته او - بازجو کشته شده‌اند.

از سایر کشته‌ها و زخمی‌های دادسرا فعلا اطلاعی در دست نیست. اخبار تکمیلی اعلام خواهد شد.
‌‌‌
برخی گزارش‌های منتشرشده نیز حکایت از این دارد که به زندانیان اوین در بندهای ۴، ۷ و ۸ اعلام شده لوازم‌شان را جمع کنند و آماده باشند که به زودی به مکانی دیگر منتقل شوند. گفته می‌شود احتمال زندانیان را به «زندان تهران بزرگ» منتقل خواهند کرد.

در پی حملات اسرائیل به مراکز هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی، امروز ۲ تیر ۱۴۰۴ سردر بازداشتگاه اوین و بخش‌هایی از این بازداشتگاه هدف حمله موشکی قرار گرفت.
‌‌
اخیرا با توجه به شروع حملات اسرائیل به مراکز و سران هسته‌ای و نظامی جمهوری اسلامی، کنشگران و نهادهای حقوق بشری و مدنی و سیاسی بارها و بارها از جمهوری اسلامی خواسته‌اند که زندانیان سیاسی را فوری و بی قید و شرط آزاد کند.


#ایران #اسرائیل #جمهوری_اسلامی #پهلوی #اوین #زندانی_سیاسی #MIGA

@Tavaana_TavaanaTech
30🕊6💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

صفحه اینستاگرام سایه صیدال یک فایل صوتی از او منتشر کرد که شرایط زندانیان بند زنان زندان اوین را پس انتقال به قرچک شرح می‌دهد.
او می‌گوید:

«بمباران آمریکا و اسرائیل ما را نکشت!
جمهوری اسلامی ما را به جایی برده که عملاً به کشتن بده؛ یعنی جایی که دیگر انسان زندگی نمی‌کند. اصلاً یک مرگ تدریجی است.

انگار می‌خواهد داغ اسرائیل و آمریکا را سر ما، زندانیان سیاسی، خالی کند.
همه را چپانده توی قرنطینه؛ یک هلوفتونی واقعی. دستشویی‌ها صحرایی‌اند. حمام؟ انگار حمام صحرایی.
بوی کثافت همه‌جا را برداشته.
حتی آب... آبی که به صورتت می‌زنی، شور است.
غذا؟ اصلاً نمی‌شود خورد.
یک وضعیت وحشتناک.
جمهوری اسلامی ما را به جایی آورده که انگار می‌خواهد داغ اسرائیل و آمریکا را از گردن خودش بردارد و ما را راحت به کشتن بدهد.»

ویدا ربانی زندانی سیاسی سابق نوشت:

« #زندان_اوین نماد مقاومت و مبارزه بود.
مدت‌ها بود که می‌خواستند زنان را از بند ۵ به بند ۶ منتقل کنند، و هر بار که شایعه‌ی انتقال می‌پیچید، همه وحشت می‌کردند، مضطرب می‌شدند، نماینده می‌فرستادند تا با مسئول زندان مذاکره کند و بگوید: «حتی حرفش را هم نزنید!»
حالا؟ همه به #زندان_قرچک منتقل شده‌اند.
تا کسی ‎#زندانی نبوده باشد، نمی‌تواند عمق فاجعه‌ی #انتقال را درک کند.
اسفندماه، وقتی اوین بودم، گفتند دستور انتقالت به قرچک آمده.
همه گفتند: شاید بخواهند از آن‌جا آزادت کنند.
اما من؟ حاضر بودم یک سال دیگر هم بکشم ولی منتقل نشوم و بلافاصله آزاد نشوم.
انتقال، به اندازه‌ی یک بازداشت و زندانی شدن از نو دردناک است.
آن هم کجا؟
انتقال از #اوین که ذره‌ذره امکانات و آزادی‌هایی که زندانیان داشتند، با مبارزه‌ای طولانی و پرهزینه به دست آمده بود.
دیگران عکس‌های زندانیان اوین را می‌دیدند که با لاک و آرایش آزاد می‌شوند.
ما برای گرفتن همان‌ها تحصن کردیم.
می‌فهمید؟ می‌خواستیم شبیه خودمان باقی بمانیم.
من یک هفته تمام، ساعت‌ها جلوی دفتر زندان می‌نشستم تا بالاخره توانستم از وسایل نقاشی‌ام، دو تا قلم‌مو و یک کاردک را بگیرم.
یک شب تا صبح با ‎سپیده قلیان و ‎نرگس محمدی توی راهرو بند تحصن کردیم تا این داستان آزار و اذیت برای تحویل وسایل زندانی‌ها را تمام کنند.
و حالا؟ همه چیز بر باد رفته...
‏روی #زندان_قرچک حتی نمی‌شود اسم «زندان» گذاشت.
یک سری سوله‌اند که به اندازه‌ی سلول‌های ۲۰۹ پنجره ندارند.
هوا؟ نزدیک محل سوزاندن زباله است؛ هوایی آلوده و فاجعه‌بار.
آب؟ آب شور و کم‌فشار که بعد از یک هفته پوست صورت و بدن را خاکستری می‌کند.
#آب_و_هوا هم از زن‌ها گرفته شد.»

#سایه_صیدال #مهوش_صیدال #ج_ا_یعنی_جنگ

@Tavaana_TavaanaTech
💔727🕊2
«زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون می‌کشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه می‌کردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!»

خاطره شهریار براتی، زندانی سیاسی از روزی که اوین مورد اصابت موشک اسراییل قرار گرفت.

«یک سال پیش به خدای ابراهیم قسم خوردم که عصای موسی در اوین را خواهد شکافت. این پیش‌بینی شیطانی، مانند دیگر پیش‌بینی‌هایم درست از آب درآمد… باید سزاوار و پذیرای چه رنجی بوده باشیم که در بند اوین شاهد اصابت موشک‌های اسراییل باشیم؟ بعد از آن‌که موشک‌ها اصابت کرد، میان دود و سرفه، میان آوار و خون به‌سوی محمد نجفی دویدم تا او را سالم یافته باشم؛ سالم بود. در کمال سرگشتگی با هم به کریدور رفتیم، چراغ‌ها چون چشم‌های دوزخیان چشمک می‌زدند. محمد می‌خواست از پنجره بیرون را ببیند. قدش نرسید. چه را می‌خواستی به تماشا بنشینی محمد؟! آزادی را؟ نه! آوار را. به راستی که قدما نه به آزادی رسیدند نه به آوار… گفت قلاب بگیر. برایش گرفتم. چیزی ندید. دود سیاه نمی‌گذاشت، به پایین رفتیم. دفتر رییس بند متلاشی شده بود. بهداری متلاشی شده بود. پای زنی که در بهداری کار می‌کرد، قطع شده بود، اوین، غزه شده بود… زندانیان سیاسی از ۲۰۹ اجساد بازجوها را بیرون می‌کشیدند… بازجوها، بازجوها! زندگانشان به ما نگاه می‌کردند. میان دو دشمن ایستادند؛ اسراییل و زندانیان سیاسی. و این نفرینی است جاودان برای آنان. پرسیدم! بنیادین پرسیدم: نگاه ما درد بیشتری داشت یا موشک اسراییل؟!

با محمد نجفی و مهدی محمودیان به همه سالن‌های بند ۴ سر زدیم. به زندانیان دلداری دادیم. آقا مهدی می‌گفت: «روحیه را باید حفظ کرد، بالاخره همدیگر را داریم.» مدتی بعد گفتند جمع کنید تا منتقل شوید. شب شد. نزدیک به شب، هنوز در حیاط کمی نور بود. هیچ‌کس در حیاط نبود، همه مثل اسرای جنگی در صف بودند با دستبند و پابند… دو به دو راه می‌رفتند. پیرمردها می‌لنگیدند. پیش از پابند شدن محمد را دوباره گم کردم.
دوباره یافتمش. موحش‌ترین یافتن زندگی‌ام؛ در حیاط سالن ۳ انجیر اوین را بغل کرده بود و هق‌هق گریه می‌کرد؛ به حال ما، به حال انسان، به حال تاریخ، به حال آن همه نام روی آجرها. جنگ است و محمد در آغوش انجیرش، جنگ است و محمد در آغوش دارش.
شهریار براتی
زندان تهران بزرگ، تیپ ۲، سالن ۹ ۱۴۰۴.۴.۴ »


از صفحه اینستاگرام مهدی محمودیان

#اوین #ج_ا_یعنی_جنگ #زندان_اوین #شهریار_براتی #محمد_نجفی #مهدی_محمودیان #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
52💔24👍4🕊3
دانیال مقدم به حبس و مجازات تکمیلی محکوم شد

دنیال مقدم، خواننده معترض، بابت اتهام تبلیغ علیه نظام، به هشت ماه حبس و منع اقامت در تهران و استان‌های مجاور به مدت دو سال محکوم شد.

محمدهادی جعفرپور، وکیل دادگستری، به اطلس زندان‌های ایران اعلام کرد این حکم توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده است. #دانیال_مقدم که سابقه بازداشت و محکومیت را دارد، در تاریخ ۱ تیر سال جاری، پس از احضار به دادسرای #اوین، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی در حمله موشکی #اسرائیل به زندان اوین، در پی موج انفجارها و وضعیت اضطراری ناشی از آن، ناخواسته از زندان خارج و مدتی بعد مجددا در شیراز بازداشت و به #زندان_فشافویه منتقل شد. او در نهایت، در تاریخ ۱۷ مرداد ۱۴۰۴، به همراه شماری از #زندانیان_سیاسی و امنیتی، به زندان اوین انتقال یافت.
منبع:
iranprisonatlas

#یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
💔20🕊53
یک هفته از اعتصاب غذای نسیم سیمیاری گذشت؛ او ممنوع‌الملاقات شد

با گذشت هفت روز از آغاز اعتصاب غذای نسیم سیمیاری، از بازداشت‌شدگان خیزش «زن، زندگی، آزادی»، مسئولان زندان اوین او را ممنوع‌الملاقات کرده‌اند.

سیمیاری در یادداشتی که پیش‌تر از زندان منتشر کرده بود، اعلام کرده بود در اعتراض به تداوم بازداشت فریبا کمال‌آبادی، هم‌بندی‌اش در بند زنان اوین، دست به اعتصاب غذا زده است. او نوشته بود:

«می‌خواهم رنجی را با شما در میان بگذارم که از آنچه بر جسم و جانم تحمیل شد، تلخ‌تر و سهمگین‌تر بود. می‌خواهم از رنج فریبا کمال‌آبادی بگویم؛ معلمی که از او درس انسانیت و مدارا آموختم. دختر کوچکش در راه سالن ملاقات زندان بزرگ شد و نوه‌هایش را در همان سالن به آغوش کشید... مقاومتِ حبس کشیدن را بلد است.»

نسیم در این نامه تأکید کرده بود که در پی خبر لغو آزادی فریبا کمال‌آبادی، در حمایت از او و «برای رنج‌هایی که کشیده و سال‌هایی که در بند است»، تا آزادی بی‌قید و شرطش در اعتصاب غذا خواهد ماند.

وضعیت جسمی نسیم پس از یک هفته اعتصاب غذا رو به وخامت رفته است، اما مقامات زندان به جای رسیدگی، او را از دیدار با خانواده محروم کرده‌اند.

ـ فریبا کمال‌آبادی، زندانی بهائی، چهاردهمین سال حبس خود را می‌گذراند. او از مدیران جامعه بهائی، یک بار از سال ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۷ دوران حبس خود را گذراند. دو سال و نیم از حبس را در سلول‌های انفرادی بود. به او حتی برای شرکت در مراسم عروسی دخترش مرخصی ندادند. او بار دیگر چهار سال پیش بازداشت شد، باز هم حکم ده سال زندان بود. فریبا کمال‌آبادی وقتی به زندان رفته بود، دخترش کودکی خردسال بود، او را از مادری و دخترش را از کنار مادر بودن، محروم کردند، تنها به خاطر عقیده‌اش.
حالا نوه‌اش، دارد بزرگ می‌شود، دور از آغوش مادر بزرگ ...

نسیم سیمیاری، جوان آزاده‌ای است که این ظلم را تاب نیاورده و اعتراض کرده است. فعالان مدنی یکشنبه ۲۷ مهر ماه ساعت ۷ شب به وقت ایران، در یک طوفان توییتری درباره نسیم و فریبا خواهند نوشت. تا این صدا را بلندتر کنند، صدای آزادگی و عدالت‌خواهی.

#نسیم_سیمیاری #فریبا_کمال_آبادی #اعتصاب_غذا #زن_زندگی_آزادی #اوین #فریبا_نسیم #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
17💔9🕊5