گزارشی از زندان قزلحصار؛
نگهداری بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در شرایط غیرانسانی در واحد ۲
طبق گزارش دریافتی، بیش از پنجاه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در واحد ۲ زندان قزلحصار در شرایطی غیر انسانی نگهداری میشوند.
بنا به گزارش دریافتی از یک منبع مطلع، این افراد در سلولهای انفرادی که در این واحد به «انفرادی دربست» معروف هستند نگهداری میشوند و از دسترسی به پزشک، تماس تلفنی، بدون ملاقات و بدون امکانات بهداشتی، نگهداری میشوند.
#از_بازداشتیها_بگو #دی_ماه_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
نگهداری بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، در شرایط غیرانسانی در واحد ۲
طبق گزارش دریافتی، بیش از پنجاه نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴، در واحد ۲ زندان قزلحصار در شرایطی غیر انسانی نگهداری میشوند.
بنا به گزارش دریافتی از یک منبع مطلع، این افراد در سلولهای انفرادی که در این واحد به «انفرادی دربست» معروف هستند نگهداری میشوند و از دسترسی به پزشک، تماس تلفنی، بدون ملاقات و بدون امکانات بهداشتی، نگهداری میشوند.
#از_بازداشتیها_بگو #دی_ماه_خونین
@Tavaana_TavaanaTech
💔8🕊2
وضعیت بحرانی فرهاد حافظی سمنانی؛
از کما تا ضربوشتم و بازگرداندن زودهنگام به زندان اوین
فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، پس از تداخل دارویی و تأخیر در انتقال به بیمارستان به کما رفت و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، بهسرعت به زندان بازگردانده شد؛ گزارشها از تداوم بدرفتاری، تغییر محل نگهداری و تهدید به پروندهسازی علیه او حکایت دارد.
بر اساس گزارش دریافتی، فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، در تاریخ ۴ فروردینماه به دلیل تداخل دارویی، دچار کاهش شدید سطح هوشیاری شد. به گفته منابع آگاه، انتقال او به بیمارستان با تأخیر همراه بوده و این موضوع زمان حیاتی برای اقدامات اولیه درمانی را از بین برده است.
وی پس از انتقال به بیمارستان لقمان به کما رفت و سطح هوشیاریاش بهطور قابل توجهی کاهش یافت. پزشکان در آن زمان احتمال بازگشت کامل او را کمتر از ۵۰ درصد ارزیابی کرده بودند. با این حال، او حدود یک هفته بعد، در ۱۱ فروردین، به هوش آمد، اما همچنان برای تنفس به دستگاه وابسته بود.
با وجود وضعیت نامساعد جسمانی، حافظی سمنانی مدت کوتاهی پس از انتقال به بخش، به زندان بازگردانده شد؛ در حالی که به گفته منابع مطلع، او نیازمند ادامه بستری و مراقبتهای تخصصی پزشکی بوده است.
گزارشها حاکی است که پس از بازگشت به زندان، وی با بدرفتاری و فشارهای جسمی مواجه شده است. از جمله، پس از اعتراض مسالمتآمیز به کاهش جیره غذایی، مورد ضربوشتم قرار گرفته و از سایر زندانیان سیاسی جدا شده است. همچنین محل نگهداری او در زندان تغییر داده شده و به گفته منابع، همزمان با این اقدامات، وی با تهدید به پروندهسازی جدید مواجه شده است.
در کنار این موارد، منابع نزدیک به این زندانی از تورم شدید پاها و بروز مشکلات جسمی متعدد خبر دادهاند که تاکنون رسیدگی مؤثری به آنها صورت نگرفته است.
به گفته این منابع، وضعیت جسمانی فرهاد حافظی سمنانی همچنان نگرانکننده بوده و جان او در خطر است.
#فرهاد_حافظی #زندانی_سیاسی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
از کما تا ضربوشتم و بازگرداندن زودهنگام به زندان اوین
فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، پس از تداخل دارویی و تأخیر در انتقال به بیمارستان به کما رفت و با وجود شرایط جسمانی نامناسب، بهسرعت به زندان بازگردانده شد؛ گزارشها از تداوم بدرفتاری، تغییر محل نگهداری و تهدید به پروندهسازی علیه او حکایت دارد.
بر اساس گزارش دریافتی، فرهاد حافظی سمنانی، زندانی سیاسی، در تاریخ ۴ فروردینماه به دلیل تداخل دارویی، دچار کاهش شدید سطح هوشیاری شد. به گفته منابع آگاه، انتقال او به بیمارستان با تأخیر همراه بوده و این موضوع زمان حیاتی برای اقدامات اولیه درمانی را از بین برده است.
وی پس از انتقال به بیمارستان لقمان به کما رفت و سطح هوشیاریاش بهطور قابل توجهی کاهش یافت. پزشکان در آن زمان احتمال بازگشت کامل او را کمتر از ۵۰ درصد ارزیابی کرده بودند. با این حال، او حدود یک هفته بعد، در ۱۱ فروردین، به هوش آمد، اما همچنان برای تنفس به دستگاه وابسته بود.
با وجود وضعیت نامساعد جسمانی، حافظی سمنانی مدت کوتاهی پس از انتقال به بخش، به زندان بازگردانده شد؛ در حالی که به گفته منابع مطلع، او نیازمند ادامه بستری و مراقبتهای تخصصی پزشکی بوده است.
گزارشها حاکی است که پس از بازگشت به زندان، وی با بدرفتاری و فشارهای جسمی مواجه شده است. از جمله، پس از اعتراض مسالمتآمیز به کاهش جیره غذایی، مورد ضربوشتم قرار گرفته و از سایر زندانیان سیاسی جدا شده است. همچنین محل نگهداری او در زندان تغییر داده شده و به گفته منابع، همزمان با این اقدامات، وی با تهدید به پروندهسازی جدید مواجه شده است.
در کنار این موارد، منابع نزدیک به این زندانی از تورم شدید پاها و بروز مشکلات جسمی متعدد خبر دادهاند که تاکنون رسیدگی مؤثری به آنها صورت نگرفته است.
به گفته این منابع، وضعیت جسمانی فرهاد حافظی سمنانی همچنان نگرانکننده بوده و جان او در خطر است.
#فرهاد_حافظی #زندانی_سیاسی #زندان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
💔7
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قصاب ایران!
تا زمانی که ایدئولوژی جمهوری اسلامی زنده بماند، ماشین مرگ همچنان به کار خود ادامه میدهد!
طرح: ساناز باقری
💸 tavaanatech
تا زمانی که ایدئولوژی جمهوری اسلامی زنده بماند، ماشین مرگ همچنان به کار خود ادامه میدهد!
طرح: ساناز باقری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرکز خرید طبقاتی!
در کنایه به اینترنت طبقاتی و استفاده کنندگان سیمکارت سفید!
کاری از: سروش رضایی- سوریلند
لینک یوتیوب🖥
💸 tavaanatech
در کنایه به اینترنت طبقاتی و استفاده کنندگان سیمکارت سفید!
کاری از: سروش رضایی- سوریلند
لینک یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
شاید یک تصویر ساده است که فکر کنیم با وصلشدن اینترنت، همهچیز دوباره به حالت قبل برمیگردد؛ اما متاسفانه برای هزاران نفر، این بحران به آنسوی مرز فاجعه، یعنی از هم پاشیدگی کسب و کار و حتی زندگی رسیده است.
🔸برای مثال، آرایشگری که مشتریهایش را از اینستاگرام میگرفت، حالا هم مشتری ندارد، هم مواد اولیهای روی دستش مانده که تاریخ مصرفشان نزدیک است. کسی که سالها برای سایتش زحمت کشیده و خرج خانوادهاش را از آن درمیآورد، حالا بعد از ۶۰ روز، درآمدش به صفر رسیده است.
مثال بالا دقیقا برای تولیدکنندگان محتوا هم همین است. به روایت یک تولیدکننده محتوا در باشگاه خبرنگاران جوان، برخی فعالان این حوزه از شدت بیدرآمدی مجبور شدهاند تجهیزات کارشان را بفروشند یا گوشی سادهتری بخرند تا فقط چند روز بیشتر دوام بیاورند. بعضیها استودیوهایشان را تحویل دادهاند و حتی اگر اینترنت فردا وصل شود، برگشتن به همان نقطه قبلی برایشان دیگر ممکن نیست؛ چون اجاره، تجهیزات و هزینه شروع دوباره با تورم امروز، بسیار سنگینتر شده است.
🔸این فقط از دست رفتن چند روز کار نیست؛ از هم پاشیدن زندگی آدمهایی است که شغلشان روی اینترنت ساخته شده بود. شرکتها هم بعد از این تجربه، مثل قبل ریسک نمیکنند. وقتی هر لحظه ممکن است اینترنت قطع شود، سرمایهگذاری روی محتوا، بازاریابی دیجیتال، فروش آنلاین و کسبوکارهای اینترنتی تبدیل به قمار میشود.
برای خیلیها اینترنت اگر هم برگردد، شغل از دسترفته برنمیگردد؛ مشتریهای پراکندهشده برنمیگردند؛ استودیوی فروختهشده برنمیگردد؛ و فرصتهایی که نابود شدهاند، دیگر مثل قبل ساخته نمیشوند.
🔸اما بخشهای پنهان و آسیب دیده از قطعی اینترنت هم وجود دارد که شاید کمتر به آن پرداخته شده، پدرها و مادرهایی هستند که فرزندانشان آنسوی مرزها زندگی میکنند، سالمندی که در حسرت تماس تصویری با فرزندش مانده، پدربزرگها و مادربزرگهایی که دلشان به چند دقیقه تماس تصویری با نوههایشان خوش است. اما حالا همان چند دقیقه ساده هم از آنها گرفته شده است.
برای حکومتی که اینترنت را ابزار کنترل میبیند، شاید تماس تصویری یک خانواده چیز مهمی نباشد؛ اما برای یک مادر تنها، برای یک پدر پیر، برای مادربزرگی که ماههاست نوهاش را فقط از پشت صفحه موبایل دیده، همین تماس یعنی زندگی.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2💔2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
قطعی اینترنت در ایران و از دست رفتن یک میلیون شغل
گزارش اخیر که در روزنامه "دنیای اقتصاد" درباره بازار کار ایران منتشر کرده، نشان دهنده تصویر یک فروپاشی آرام است. تصویری از میلیونها نفری که نه بهخاطر تنبلی، نه بهخاطر کمبود مهارت، بلکه بهخاطر بیثباتی و قطع طولانیمدت اینترنت، از کار و درآمد افتادهاند، چیزی فراتر از یک بحران؛ در حقیقت شاید بشه گفت با یک "قتل عام شغلی" روبرو هستیم!
🔸بر اساس این گزارش، در بازار آنلاین کاریابی، فرصتهای شغلی در بهار امسال حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است. یعنی از هر پنج شغلی که سال گذشته وجود داشت، حالا فقط یکی باقی مانده و چهار فرصت دیگر عملا دود شده و به هوا رفته است. این فقط یک عدد خشک اقتصادی نیست؛ یعنی چهار خانواده، چهار اجارهخانه، چهار سفره و چهار آینده که زیر فشار تصمیمهای حکومتی له شدهاند.
فاجعه در حوزه مشاغل آنلاین حتی عمیقتر است. مشاغل بازاریابی، بهویژه بازاریابی دیجیتال و شبکههای اجتماعی، نزدیک به ۹۰ درصد سقوط کردهاند. یعنی همان بخشی که قرار بود راه نجات جوانان، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، کسبوکارهای کوچک و نیروهای متخصص باشد، حالا تقریبا از نفس افتاده است.
از آن طرف، صف بیکاران هر روز طولانیتر میشود. دنیای اقتصاد به نقل از دادههای جابویژن نوشته است که در روز ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، تعداد رزومههای ارسالی کارجویان در این پلتفرم به رکورد ۳۱۸ هزار مورد در یک روز رسید؛ رقمی که نسبت به رکورد قبلی این پلتفرم، حدود ۵۰ درصد افزایش داشته است.
🔸این یعنی بازار کار در ایران به نقطهای رسیده که آگهی شغلی کم شده، اما آدمهای بیکار و ناامید از هر طرف به سمت پلتفرمهای کاریابی هجوم آوردهاند. یک طرف شرکتهایی هستند که دیگر نمیتوانند نیرو جذب کنند؛ طرف دیگر مردمی که با رزومه در دست دنبال هر روزنهای برای زنده ماندن اقتصادی میگردند.
خود مقامهای رسمی حکومت هم میدانند فاجعه تا کجا پیش رفته است. وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی پیشتر گفته بود تداوم ناپایداری اینترنت، اشتغال حدود ۱۰ میلیون نفر را تهدید میکند. یعنی حکومت دقیقا میداند قطع اینترنت فقط قطع واتساپ و اینستاگرام نیست؛ قطع نان، کار، مشتری، سفارش، آموزش، فروش و آینده میلیونها نفر است.
🔸برآوردهای اقتصادی هم نشان میدهد این بحران فقط انسانی نیست، یک ویرانی مالی تمامعیار است. افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، خسارت مستقیم قطعی اینترنت را روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن را تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز اعلام کرده است.
در چنین شرایطی، وقتی از «بیش از یک میلیون شغل از دست رفته» حرف میزنیم، درباره یک عدد حرف نمیزنیم؛ درباره انسانهایی حرف میزنیم که کارشان، درآمدشان و آیندهشان قربانی شده است. درباره جوانانی که سالها مهارت آموختند، زبان یاد گرفتند، ابزار دیجیتال یاد گرفتند، فروشگاه آنلاین ساختند، صفحه کاری راه انداختند، مشتری خارجی پیدا کردند و حالا با یک تصمیم سیاسی، همه چیزشان روی هوا رفته است.
◾️اینترنت در جهان امروز زیرساخت زندگی است، نه امتیاز حکومتی. اما در ایران، همان چیزی که باید راه نجات مردم باشد، حالا به ابزار فشار و قلع و قمع کردن مشاغل و بریدن نان مردم تبدیل شده است.
💸 tavaanatech
گزارش اخیر که در روزنامه "دنیای اقتصاد" درباره بازار کار ایران منتشر کرده، نشان دهنده تصویر یک فروپاشی آرام است. تصویری از میلیونها نفری که نه بهخاطر تنبلی، نه بهخاطر کمبود مهارت، بلکه بهخاطر بیثباتی و قطع طولانیمدت اینترنت، از کار و درآمد افتادهاند، چیزی فراتر از یک بحران؛ در حقیقت شاید بشه گفت با یک "قتل عام شغلی" روبرو هستیم!
🔸بر اساس این گزارش، در بازار آنلاین کاریابی، فرصتهای شغلی در بهار امسال حدود ۸۰ درصد کاهش یافته است. یعنی از هر پنج شغلی که سال گذشته وجود داشت، حالا فقط یکی باقی مانده و چهار فرصت دیگر عملا دود شده و به هوا رفته است. این فقط یک عدد خشک اقتصادی نیست؛ یعنی چهار خانواده، چهار اجارهخانه، چهار سفره و چهار آینده که زیر فشار تصمیمهای حکومتی له شدهاند.
فاجعه در حوزه مشاغل آنلاین حتی عمیقتر است. مشاغل بازاریابی، بهویژه بازاریابی دیجیتال و شبکههای اجتماعی، نزدیک به ۹۰ درصد سقوط کردهاند. یعنی همان بخشی که قرار بود راه نجات جوانان، فریلنسرها، تولیدکنندگان محتوا، کسبوکارهای کوچک و نیروهای متخصص باشد، حالا تقریبا از نفس افتاده است.
از آن طرف، صف بیکاران هر روز طولانیتر میشود. دنیای اقتصاد به نقل از دادههای جابویژن نوشته است که در روز ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵، تعداد رزومههای ارسالی کارجویان در این پلتفرم به رکورد ۳۱۸ هزار مورد در یک روز رسید؛ رقمی که نسبت به رکورد قبلی این پلتفرم، حدود ۵۰ درصد افزایش داشته است.
🔸این یعنی بازار کار در ایران به نقطهای رسیده که آگهی شغلی کم شده، اما آدمهای بیکار و ناامید از هر طرف به سمت پلتفرمهای کاریابی هجوم آوردهاند. یک طرف شرکتهایی هستند که دیگر نمیتوانند نیرو جذب کنند؛ طرف دیگر مردمی که با رزومه در دست دنبال هر روزنهای برای زنده ماندن اقتصادی میگردند.
خود مقامهای رسمی حکومت هم میدانند فاجعه تا کجا پیش رفته است. وزیر ارتباطات جمهوری اسلامی پیشتر گفته بود تداوم ناپایداری اینترنت، اشتغال حدود ۱۰ میلیون نفر را تهدید میکند. یعنی حکومت دقیقا میداند قطع اینترنت فقط قطع واتساپ و اینستاگرام نیست؛ قطع نان، کار، مشتری، سفارش، آموزش، فروش و آینده میلیونها نفر است.
🔸برآوردهای اقتصادی هم نشان میدهد این بحران فقط انسانی نیست، یک ویرانی مالی تمامعیار است. افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق ایران، خسارت مستقیم قطعی اینترنت را روزانه ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار و خسارت مستقیم و غیرمستقیم آن را تا حدود ۸۰ میلیون دلار در روز اعلام کرده است.
در چنین شرایطی، وقتی از «بیش از یک میلیون شغل از دست رفته» حرف میزنیم، درباره یک عدد حرف نمیزنیم؛ درباره انسانهایی حرف میزنیم که کارشان، درآمدشان و آیندهشان قربانی شده است. درباره جوانانی که سالها مهارت آموختند، زبان یاد گرفتند، ابزار دیجیتال یاد گرفتند، فروشگاه آنلاین ساختند، صفحه کاری راه انداختند، مشتری خارجی پیدا کردند و حالا با یک تصمیم سیاسی، همه چیزشان روی هوا رفته است.
◾️اینترنت در جهان امروز زیرساخت زندگی است، نه امتیاز حکومتی. اما در ایران، همان چیزی که باید راه نجات مردم باشد، حالا به ابزار فشار و قلع و قمع کردن مشاغل و بریدن نان مردم تبدیل شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔6
اعدام سه معترض در مشهد؛ شمار اعدامهای اخیر به دستکم ۲۸ نفر رسید
قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد خبر داد؛ اقدامی که در ادامه روند رو به افزایش اعدام زندانیان سیاسی و معترضان در هفتههای اخیر صورت گرفته است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد که ابراهیم دولتآبادی، مهدی رسولی و محمدرضا میری، سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در مشهد اعدام شدهاند.
بر اساس این اعلام، مهدی رسولی و محمدرضا میری به اتهام ادعایی «نقش مستقیم» در کشته شدن حمیدرضا یوسفینژاد، که از او به عنوان «نیروی حافظ امنیت» نام برده شده، به اعدام محکوم و حکم آنها اجرا شده است. قوه قضاییه همچنین این دو نفر را «از عناصر موساد» معرفی کرده است.
در مقابل، مرضیه محبی، وکیل دادگستری، با رد این اتهامات گفته است که رسولی و میری دو کارگر جوان ۲۵ و ۲۱ ساله بودهاند و حکم اعدام آنها بدون اطلاع قبلی به خانوادهها اجرا شده است. به گفته او، پیکر این دو نفر ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه در گورستان به خانوادههایشان تحویل داده شده است.
همچنین قوه قضاییه از اعدام ابراهیم دولتآبادی خبر داده و او را «از لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی» در مشهد معرفی کرده است. در این گزارش ادعا شده که اعتراضات در این منطقه به کشته شدن «تعدادی از نیروهای حافظ امنیت» انجامیده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، طی ۴۸ روز گذشته دستکم ۲۸ زندانی سیاسی و معترض بازداشتشده در ایران اعدام شدهاند؛ آماری که نگرانیها درباره تشدید برخوردهای قضایی با معترضان را افزایش داده است.
افزایش اعدام معترضان در حالی ادامه دارد که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه در این پروندهها هشدار دادهاند. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که بسیاری از متهمان تحت فشار، شکنجه یا تهدید، به اعترافات اجباری وادار شدهاند و روند رسیدگی قضایی نیز با ابهامات جدی، از جمله عدم دسترسی مؤثر به وکیل و اجرای ناگهانی احکام، همراه بوده است.
این اعدامها در تداوم جنایت کشتار معترضان در خیابان و برای تداوم جو ارعاب و وحشت در جامعه است.
#نه_به_اعدام
#ابراهیم_دولتآبادی #مهدی_رسولی #محمدرضا_میری
@Tavaana_TavaanaTech
قوه قضاییه جمهوری اسلامی از اعدام سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ در مشهد خبر داد؛ اقدامی که در ادامه روند رو به افزایش اعدام زندانیان سیاسی و معترضان در هفتههای اخیر صورت گرفته است.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اعلام کرد که ابراهیم دولتآبادی، مهدی رسولی و محمدرضا میری، سه تن از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، در مشهد اعدام شدهاند.
بر اساس این اعلام، مهدی رسولی و محمدرضا میری به اتهام ادعایی «نقش مستقیم» در کشته شدن حمیدرضا یوسفینژاد، که از او به عنوان «نیروی حافظ امنیت» نام برده شده، به اعدام محکوم و حکم آنها اجرا شده است. قوه قضاییه همچنین این دو نفر را «از عناصر موساد» معرفی کرده است.
در مقابل، مرضیه محبی، وکیل دادگستری، با رد این اتهامات گفته است که رسولی و میری دو کارگر جوان ۲۵ و ۲۱ ساله بودهاند و حکم اعدام آنها بدون اطلاع قبلی به خانوادهها اجرا شده است. به گفته او، پیکر این دو نفر ساعت ۱۰ صبح روز یکشنبه در گورستان به خانوادههایشان تحویل داده شده است.
همچنین قوه قضاییه از اعدام ابراهیم دولتآبادی خبر داده و او را «از لیدرهای اصلی اغتشاشات منطقه طبرسی» در مشهد معرفی کرده است. در این گزارش ادعا شده که اعتراضات در این منطقه به کشته شدن «تعدادی از نیروهای حافظ امنیت» انجامیده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، طی ۴۸ روز گذشته دستکم ۲۸ زندانی سیاسی و معترض بازداشتشده در ایران اعدام شدهاند؛ آماری که نگرانیها درباره تشدید برخوردهای قضایی با معترضان را افزایش داده است.
افزایش اعدام معترضان در حالی ادامه دارد که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه در این پروندهها هشدار دادهاند. گزارشهای متعدد حاکی از آن است که بسیاری از متهمان تحت فشار، شکنجه یا تهدید، به اعترافات اجباری وادار شدهاند و روند رسیدگی قضایی نیز با ابهامات جدی، از جمله عدم دسترسی مؤثر به وکیل و اجرای ناگهانی احکام، همراه بوده است.
این اعدامها در تداوم جنایت کشتار معترضان در خیابان و برای تداوم جو ارعاب و وحشت در جامعه است.
#نه_به_اعدام
#ابراهیم_دولتآبادی #مهدی_رسولی #محمدرضا_میری
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤3
Forwarded from گفتوشنود
🔶باروخ اسپینوزا تنها یک فیلسوف در میانه کتابهای غبارگرفته نیست، او یک «شورشیِ آرام» علیه زنجیرهای ذهنی بشریت بود. در جهانی که جزماندیشی (Dogmatism) با تکیه بر ارعاب و خرافه، حقیقت را در انحصار خود میپنداشت، اسپینوزا با تیغ عقل، پیوند میان «دین نهادینه» و «قدرت سیاسی» را کالبدشکافی کرد. در ادامه به بررسی اهمیت میراث او در نبرد با انسداد فکری میپردازدیم.
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🔶جزماندیشی؛ زندانی برای پتانسیل انسانی
جزماندیشی صرفا داشتن یک باور محکم نیست، بلکه ناتوانی در زیر سوال بردن آن است. اسپینوزا به درستی درک کرده بود که نظامهای جزمی (سیاسی یا مذهبی) از «ترس» به عنوان ابزاری برای حکومت بر تودهها استفاده میکنند. وقتی تفکر انتقادی خاموش شود، انسانها به «بندگیِ داوطلبانه» تن میدهند و زنجیرهای خود را به نام «سعادت» میبوسند. اسپینوزا با مطرح کردن مفهوم «خدا یا همان طبیعت» (Deus\ sive\ Natura)، واسطههای مقدس را حذف کرد و نشان داد که حقیقت نه در متون کهن، بلکه در قوانین لایتغیر طبیعت و از طریق شهود عقلی قابل دستیابی است.
🔶تفکر انتقادی راهی به سوی آزادی
از نظر اسپینوزا، بزرگترین دشمن آزادی، جهل است. تفکر انتقادی در فلسفه او یک تمرین ذهنی ساده نیست، بلکه راهی برای رسیدن به «شادی پایدار» است. او معتقد بود: هیچ عقیدهای نباید به صرف «مقدس بودن» از تیغ نقد مصون بماند و حقیقت با اکثریت آرا تعیین نمیشود، بلکه محصول تلاشی فردی برای فهم ضرورتهای هستی است.
برخلاف دیکتاتورها که نقد را عامل بیثباتی میدانند، اسپینوزا در «رساله الهی-سیاسی» استدلال کرد که حکومتی که جلوی اندیشه آزاد را بگیرد، خود را به سوی فروپاشی میبرد.
🔶تکفیر اسپینوزا توسط جامعه یهودی آمستردام و ممنوعیت آثارش، بهای گزافی بود که او برای «آزاداندیشی» پرداخت. اما او ثابت کرد که جزماندیشی شاید بتواند زبانها را ببندد، اما هرگز نمیتواند بر ذهنهای بیدار غلبه کند.
امروز میراث اسپینوزا به ما یادآوری میکند که تفکر انتقادی تنها راه نجات از ورطه تعصب و تنها ابزار برای ساختن جامعهای است که در آن «انسان، گرگ انسان نباشد»، بلکه همکار او در مسیر فهم جهان باشد.
#تفکر_انتقادی #خرد_نقاد #جزم_اندیشی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤6👌3👍1🕊1
خیابانِ اشغالشده، جامعهی ازهمگسیخته:
بررسی اثرات کوتاهمدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که خیابانها به صحنهی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل میشود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور میدهد—میتوان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابانها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاهمدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاهمدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاهمدت، اشغال خیابان میتواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمانیافتهی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل میکند که هزینهی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح میدهند سکوت کنند؛ همان پدیدهای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها میتواند در رسانهها بهعنوان نشانهای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درونگروهی: این تجمعها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت میکند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانهی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاهمدتاند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئلهی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینههای این راهبرد بهمراتب سنگینتر است و مستقیماً به ازهمگسیختگی اجتماعی منجر میشود:
تخریب امر عمومی: خیابان بهعنوان فضای مشترک همهی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار میگیرد، معنای «حق برابر» تضعیف میشود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش میدهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نهتنها اعتمادشان به حکومت کاهش مییابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بیاعتمادتر میشوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحملکنندگان» تقسیم میشود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربهی روزمرهی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانهای ملموس از فاصلهی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایههای مشروعیت را بهتدریج تضعیف میکند.
قطبیسازی و کاهش مشارکت: جامعهای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه میتواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایهگذاری اجتماعی، و گرایش به «کنارهگیری خاموش» باشد.
ریسک بیثباتی درونزا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت میکند، ممکن است بهمرور خود به عاملی پیشبینیناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینهتر گردد.
جمعبندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهمگسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام میشود. حکمرانیای که بهجای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر میکند.
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
بررسی اثرات کوتاهمدت ارعاب و پیامدهای بلندمدت زوال مشروعیت
پیام همراهان
در روزهایی که خیابانها به صحنهی حضور پررنگ اقلیتی وفادار به حکومت تبدیل میشود—اقلیتی که گاه تا سحر در فضاهای عمومی مانور میدهد—میتوان این پدیده را نه صرفاً یک رفتار اجتماعی، بلکه یک راهبرد سیاسی دانست: اشغال فیزیکی و نمادین خیابانها برای نمایش قدرت در غیاب رضایت اکثریت. این راهبرد را باید در دو سطح تحلیل کرد: اثرات کوتاهمدت آن بر کنترل اجتماعی، و پیامدهای بلندمدت آن بر سرمایه اجتماعی و مشروعیت سیاسی.
۱. اثرات کوتاهمدت: ارعاب، بازنمایی قدرت، و انسجام اقلیت
در کوتاهمدت، اشغال خیابان میتواند کارکردهای مشخصی برای حکومت داشته باشد:
ارعاب و مهار نارضایتی: حضور سازمانیافتهی گروهی پرصدا در خیابان، این پیام را به شهروندان منتقل میکند که هزینهی مخالفت بالاست. در چنین فضایی، بسیاری ترجیح میدهند سکوت کنند؛ همان پدیدهای که در نظریه «مارپیچ سکوت» توصیف شده است.
بازنمایی قدرت و مقبولیت: تصاویر این حضورها میتواند در رسانهها بهعنوان نشانهای از حمایت عمومی بازتولید شود و شکاف میان واقعیت اجتماعی و تصویر رسمی را موقتاً بپوشاند.
تقویت هویت درونگروهی: این تجمعها برای خودِ اقلیت وفادار نیز کارکرد هویتی دارد؛ حس تعلق، مالکیت نمادین خیابان، و تمایز از «دیگران» را تقویت میکند.
با این حال، این کارکردها بیش از آنکه نشانهی قدرت پایدار باشند، نوعی «مدیریت وضعیت» در کوتاهمدتاند—راهی برای خرید زمان، نه حل مسئلهی اصلی.
۲. پیامدهای بلندمدت: فرسایش سرمایه اجتماعی و زوال مشروعیت
در افق بلندمدت، هزینههای این راهبرد بهمراتب سنگینتر است و مستقیماً به ازهمگسیختگی اجتماعی منجر میشود:
تخریب امر عمومی: خیابان بهعنوان فضای مشترک همهی شهروندان، وقتی در اختیار یک گروه خاص قرار میگیرد، معنای «حق برابر» تضعیف میشود. این امر اعتماد به قواعد مشترک را فرسایش میدهد.
کاهش اعتماد عمودی و افقی: شهروندان نهتنها اعتمادشان به حکومت کاهش مییابد (اعتماد عمودی)، بلکه نسبت به یکدیگر نیز بیاعتمادتر میشوند (اعتماد افقی)، زیرا جامعه به «دارندگان امتیاز» و «تحملکنندگان» تقسیم میشود.
افشای شکاف دولت–ملت: تجربهی روزمرهی اختلال در زندگی—از ترافیک تا ناامنی روانی—برای بسیاری از شهروندان نشانهای ملموس از فاصلهی میان حکومت و جامعه است. این ادراک، پایههای مشروعیت را بهتدریج تضعیف میکند.
قطبیسازی و کاهش مشارکت: جامعهای که به دو قطب متخاصم تقسیم شود، کمتر قادر به همکاری و کنش جمعی مثبت است. نتیجه میتواند کاهش مشارکت مدنی، افت سرمایهگذاری اجتماعی، و گرایش به «کنارهگیری خاموش» باشد.
ریسک بیثباتی درونزا: اقلیتی که به حضور مسلط در خیابان عادت میکند، ممکن است بهمرور خود به عاملی پیشبینیناپذیر تبدیل شود و کنترل آن برای حاکمیت نیز پرهزینهتر گردد.
جمعبندی
اشغال خیابان توسط اقلیتی وفادار، اگرچه در کوتاهمدت میتواند به ایجاد فضای ارعاب و نمایش قدرت کمک کند، اما در بلندمدت به قیمت ازهمگسیختگی جامعه و فرسایش سرمایه اجتماعی تمام میشود. حکمرانیای که بهجای اتکا بر رضایت عمومی، به مدیریت ترس و نمایش خیابانی متوسل شود، ممکن است برای مدتی ثبات ظاهری ایجاد کند، اما این ثبات بر زمینی سست بنا شده است—زمینی که با هر گام، شکاف میان دولت و جامعه را عمیقتر میکند.
#ایران #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
👍6❤1
Ghezel Hesar Prison: Over 50 Protesters Held in Inhuman "Full Solitary"
More than 50 detainees from the January 2026 protests are being held in inhumane conditions within Unit 2 of Ghezel Hesar Prison. Confined in cells known as "full solitary," these individuals are subjected to total isolation, denied medical care, phone calls, and family visitations. The complete lack of basic sanitary facilities further exacerbates their dire situation. This systematic deprivation of fundamental rights underscores the regime's strategy of using extreme psychological and physical pressure to break political prisoners while keeping them in a legal and humanitarian vacuum.
#HumanRights
#GhezelHesar
#IranProtests
@Tavaana_TavaanaTech
More than 50 detainees from the January 2026 protests are being held in inhumane conditions within Unit 2 of Ghezel Hesar Prison. Confined in cells known as "full solitary," these individuals are subjected to total isolation, denied medical care, phone calls, and family visitations. The complete lack of basic sanitary facilities further exacerbates their dire situation. This systematic deprivation of fundamental rights underscores the regime's strategy of using extreme psychological and physical pressure to break political prisoners while keeping them in a legal and humanitarian vacuum.
#HumanRights
#GhezelHesar
#IranProtests
@Tavaana_TavaanaTech
💔2❤1
در شرایطی که قطع و محدودیت گسترده اینترنت در ایران وارد سومین ماه خود شده، نهادهای تخصصی نسبت به پیامدهای عمیق این وضعیت هشدار میدهند. انجمن علمی روانپزشکان ایران اعلام کرده که ادامه این محدودیتها، فراتر از یک اختلال فنی، به بحرانی جدی در سلامت روان و روابط اجتماعی جامعه تبدیل شده است.
به گفته این انجمن، اینترنت امروز به یکی از ارکان اصلی زندگی بدل شده و محرومکردن مردم از آن، مستقیما به افزایش فشار روانی، احساس بیعدالتی و کاهش اعتماد عمومی دامن میزند. امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی این انجمن، با تأکید بر تأثیر شدیدتر این وضعیت بر نسل جوان، هشدار داده که برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، اینترنت بخشی از آموزش، ارتباطات و زیست روزمره است. ادامه این محدودیتها، بهویژه در فضایی غیرشفاف، میتواند به یک بحران اجتماعی تمامعیار منجر شود و حتی صدای ایرانیان را در عرصه جهانی تضعیف کند.
در همین حال، گزارش تازه «نتبلاکس» نشان میدهد که قطع اینترنت در ایران به روز ۶۶ رسیده و از مرز ۱۵۶۰ ساعت عبور کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته این انجمن، اینترنت امروز به یکی از ارکان اصلی زندگی بدل شده و محرومکردن مردم از آن، مستقیما به افزایش فشار روانی، احساس بیعدالتی و کاهش اعتماد عمومی دامن میزند. امیرحسین جلالی ندوشن، سخنگوی این انجمن، با تأکید بر تأثیر شدیدتر این وضعیت بر نسل جوان، هشدار داده که برای بسیاری از نوجوانان و جوانان، اینترنت بخشی از آموزش، ارتباطات و زیست روزمره است. ادامه این محدودیتها، بهویژه در فضایی غیرشفاف، میتواند به یک بحران اجتماعی تمامعیار منجر شود و حتی صدای ایرانیان را در عرصه جهانی تضعیف کند.
در همین حال، گزارش تازه «نتبلاکس» نشان میدهد که قطع اینترنت در ایران به روز ۶۶ رسیده و از مرز ۱۵۶۰ ساعت عبور کرده است.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊3