گزارش خانواده فاطمه سپهری از وخامت وضعیت جسمی او در زندان و محرومیت از رسیدگی پزشکی
خانواده فاطمه سپهری، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، پس از ملاقات با وی، از ادامه مشکلات جسمی و محدودیتهای گسترده در روند درمان او خبر دادند.
بر اساس این گزارش، از مهرماه ۱۴۰۲ و پس از آنکه فاطمه سپهری با وجود انجام عمل قلب باز و در شرایطی که به تشخیص پزشک قانونی نیازمند مراقبتهای ویژه بود، از بخش مراقبتهای ویژه (ICU) به زندان بازگردانده شد، روند درمان او بهطور کامل تحت کنترل و تصمیمگیری مسئولان زندان قرار گرفته است. تهیه داروهای مورد نیاز، انتخاب پزشکان معالج و اعزام برای معاینات پزشکی همگی با نظر و موافقت مسئولان زندان انجام میشود.
خانواده این زندانی سیاسی همچنین اعلام کردهاند که اخیراً به او اطلاع داده شده بسیاری از داروهای قلبی مورد نیازش به دلیل افزایش قیمت و کمبود در بازار، دیگر قابل تهیه نیست.
به گفته خانواده فاطمه سپهری، او علاوه بر بیماری قلبی، با مشکلات روماتولوژی نیز دستوپنجه نرم میکند. مهرماه ۱۴۰۴، به دلیل وجود غدد متعدد در بدن، وی برای معاینه نزد یک پزشک متخصص اعزام شد. این پزشک انجام آزمایشها و نمونهبرداریهای تخصصی را تجویز کرد، اما این اقدامات در دیماه ۱۴۰۴ و اردیبهشتماه سال جاری تنها بهصورت ناقص انجام شده و تاکنون امکان مراجعه مجدد برای بررسی نتایج آزمایشها و ادامه روند تشخیص و درمان فراهم نشده است.
همچنین فاطمه سپهری حدود چهار ماه است که از مشکلات شدید گوارشی رنج میبرد. خانواده او میگویند وی در ملاقات امروز از درد شدید معده شکایت داشته و در چهار روز گذشته به دلیل شدت درد، تقریباً قادر به غذا خوردن نبوده است.
پزشک زندان برای او انجام سونوگرافی معده را تجویز کرده، اما هنوز مشخص نیست مسئولان زندان چه زمانی با اجرای این دستور پزشکی موافقت خواهند کرد.
خانواده فاطمه سپهری با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت جسمی او، تأکید کردهاند که تأخیر در رسیدگی پزشکی و محدودیتهای موجود در روند درمان، سلامت این زندانی سیاسی را با خطرات جدی مواجه کرده است.
#فاطمه_سپهری
@Dialogue1402
خانواده فاطمه سپهری، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵، پس از ملاقات با وی، از ادامه مشکلات جسمی و محدودیتهای گسترده در روند درمان او خبر دادند.
بر اساس این گزارش، از مهرماه ۱۴۰۲ و پس از آنکه فاطمه سپهری با وجود انجام عمل قلب باز و در شرایطی که به تشخیص پزشک قانونی نیازمند مراقبتهای ویژه بود، از بخش مراقبتهای ویژه (ICU) به زندان بازگردانده شد، روند درمان او بهطور کامل تحت کنترل و تصمیمگیری مسئولان زندان قرار گرفته است. تهیه داروهای مورد نیاز، انتخاب پزشکان معالج و اعزام برای معاینات پزشکی همگی با نظر و موافقت مسئولان زندان انجام میشود.
خانواده این زندانی سیاسی همچنین اعلام کردهاند که اخیراً به او اطلاع داده شده بسیاری از داروهای قلبی مورد نیازش به دلیل افزایش قیمت و کمبود در بازار، دیگر قابل تهیه نیست.
به گفته خانواده فاطمه سپهری، او علاوه بر بیماری قلبی، با مشکلات روماتولوژی نیز دستوپنجه نرم میکند. مهرماه ۱۴۰۴، به دلیل وجود غدد متعدد در بدن، وی برای معاینه نزد یک پزشک متخصص اعزام شد. این پزشک انجام آزمایشها و نمونهبرداریهای تخصصی را تجویز کرد، اما این اقدامات در دیماه ۱۴۰۴ و اردیبهشتماه سال جاری تنها بهصورت ناقص انجام شده و تاکنون امکان مراجعه مجدد برای بررسی نتایج آزمایشها و ادامه روند تشخیص و درمان فراهم نشده است.
همچنین فاطمه سپهری حدود چهار ماه است که از مشکلات شدید گوارشی رنج میبرد. خانواده او میگویند وی در ملاقات امروز از درد شدید معده شکایت داشته و در چهار روز گذشته به دلیل شدت درد، تقریباً قادر به غذا خوردن نبوده است.
پزشک زندان برای او انجام سونوگرافی معده را تجویز کرده، اما هنوز مشخص نیست مسئولان زندان چه زمانی با اجرای این دستور پزشکی موافقت خواهند کرد.
خانواده فاطمه سپهری با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت جسمی او، تأکید کردهاند که تأخیر در رسیدگی پزشکی و محدودیتهای موجود در روند درمان، سلامت این زندانی سیاسی را با خطرات جدی مواجه کرده است.
#فاطمه_سپهری
@Dialogue1402
💔26❤7🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیکی نیکبخت: حکم اعدام دو برادرم، هادی و فضلالله نیکبخت، تأیید شده است
نیکی نیکبخت، خواهر محمد، هادی و فضلالله نیکبخت، با انتشار یک پیام ویدیویی از تأیید حکم اعدام دو برادرش خبر داد و نسبت به وضعیت آنان ابراز نگرانی کرد.
او در این ویدیو اعلام کرد که روز گذشته از طریق خانواده مطلع شده است که هادی نیکبخت در یک تماس کوتاه تلفنی خبر داده حکم اعدام او و فضلالله نیکبخت صادر و تأیید شده است.
به گفته نیکی نیکبخت، خانواده پیشتر از طریق دادگاه گلپایگان پیگیر وضعیت پرونده شده بودند و به آنان گفته شده بود که قاضی پرونده قصد دارد مجازات اولیه را به پنج سال حبس تغییر دهد. با این حال، او مدعی شد که در ادامه روند رسیدگی، نهادهای امنیتی و برخی مقامهای محلی بر پرونده تأثیر گذاشتهاند و در نهایت حکم اعدام برای این دو زندانی صادر شده است.
نیکی نیکبخت همچنین اظهار داشت که برادرانش با اتهاماتی از جمله «افساد فیالارض» مواجه شدهاند و خانواده این اتهامات را رد میکند.
وی در ادامه نسبت به وضعیت برادر دیگرش، محمد نیکبخت، نیز ابراز نگرانی کرد و گفت که او حدود دو ماه است در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود و همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد.
خواهر این سه زندانی در پایان از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی خواست برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام و حمایت از زندانیان سیاسی اقدام کنند و نسبت به وضعیت آنان واکنش نشان دهند.
#هادی_نیکبخت #فضل_الله_نیکبخت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
نیکی نیکبخت، خواهر محمد، هادی و فضلالله نیکبخت، با انتشار یک پیام ویدیویی از تأیید حکم اعدام دو برادرش خبر داد و نسبت به وضعیت آنان ابراز نگرانی کرد.
او در این ویدیو اعلام کرد که روز گذشته از طریق خانواده مطلع شده است که هادی نیکبخت در یک تماس کوتاه تلفنی خبر داده حکم اعدام او و فضلالله نیکبخت صادر و تأیید شده است.
به گفته نیکی نیکبخت، خانواده پیشتر از طریق دادگاه گلپایگان پیگیر وضعیت پرونده شده بودند و به آنان گفته شده بود که قاضی پرونده قصد دارد مجازات اولیه را به پنج سال حبس تغییر دهد. با این حال، او مدعی شد که در ادامه روند رسیدگی، نهادهای امنیتی و برخی مقامهای محلی بر پرونده تأثیر گذاشتهاند و در نهایت حکم اعدام برای این دو زندانی صادر شده است.
نیکی نیکبخت همچنین اظهار داشت که برادرانش با اتهاماتی از جمله «افساد فیالارض» مواجه شدهاند و خانواده این اتهامات را رد میکند.
وی در ادامه نسبت به وضعیت برادر دیگرش، محمد نیکبخت، نیز ابراز نگرانی کرد و گفت که او حدود دو ماه است در زندان دستگرد اصفهان نگهداری میشود و همچنان در بلاتکلیفی به سر میبرد.
خواهر این سه زندانی در پایان از شهروندان، نهادهای حقوق بشری و سازمانهای بینالمللی خواست برای جلوگیری از اجرای احکام اعدام و حمایت از زندانیان سیاسی اقدام کنند و نسبت به وضعیت آنان واکنش نشان دهند.
#هادی_نیکبخت #فضل_الله_نیکبخت #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
فریبرز صهبا، معمار ایرانی متولد شهر مشهد، طراح یکی از شناختهشدهترین بناهای معاصر در هند است: نیایشگاه لوتوس در دهلی نو؛ بنایی که سالانه میلیونها نفر با باورها و پیشینههای گوناگون از آن بازدید میکنند. ساخت این بنا در سال ۱۳۶۵ (۱۹۸۶) به اتمام رسید. به جز طراحی مدرن آن، که از شکل نوعی گل نیلوفر الهام گرفته است، این بنا به دلیل مفهوم اجتماعیاش نیز شاخص است: در این نیایشگاه، پیروان هر مذهبی اجازه دارند به دعای دینی خود بپردازند.
این نوشتار به زندگی و اندیشههای این معمار برجسته ایرانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه معماری میتواند فراتر از زیبایی و کارکرد، به ابزاری برای ترویج همزیستی، احترام متقابل و گفتوگو میان انسانها تبدیل شود. نیایشگاه لوتوس تنها یک شاهکار معماری نیست؛ بلکه نمادی از پذیرش تنوع و گشودگی در برابر تفاوتهای دینی و فرهنگی است.
این مطلب همچنین به نقش فریبرز صهبا در طراحی فضاهایی میپردازد که انسانها را، فارغ از تعلقات مذهبی و قومی، در کنار یکدیگر قرار میدهند و بر مشترکات انسانی تأکید میکنند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این ایده است که معماری میتواند زبان مشترکی برای پیوند انسانها باشد؛ زبانی که مرزهای عقیدتی را درنوردد و فضایی برای تأمل، آرامش و همدلی فراهم آورد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/fariborz-sahba/
#فریبرز_صهبا #هنر #معماری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این نوشتار به زندگی و اندیشههای این معمار برجسته ایرانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه معماری میتواند فراتر از زیبایی و کارکرد، به ابزاری برای ترویج همزیستی، احترام متقابل و گفتوگو میان انسانها تبدیل شود. نیایشگاه لوتوس تنها یک شاهکار معماری نیست؛ بلکه نمادی از پذیرش تنوع و گشودگی در برابر تفاوتهای دینی و فرهنگی است.
این مطلب همچنین به نقش فریبرز صهبا در طراحی فضاهایی میپردازد که انسانها را، فارغ از تعلقات مذهبی و قومی، در کنار یکدیگر قرار میدهند و بر مشترکات انسانی تأکید میکنند.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این ایده است که معماری میتواند زبان مشترکی برای پیوند انسانها باشد؛ زبانی که مرزهای عقیدتی را درنوردد و فضایی برای تأمل، آرامش و همدلی فراهم آورد.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/fariborz-sahba/
#فریبرز_صهبا #هنر #معماری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤18
۱۰ تن از زنان زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین همچنان از حق تماس تلفنی و ملاقات محروماند
الهه فولادی، فروغ تقیپور، سکینه پروانه، شیوا اسماعیلی، زهرا صفایی، گلرخ ایرایی، مرضیه فارسی و وریشه مرادی، همچنان بهدلیل اعتراض به اجرای احکام اعدام و همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از این حقوق محروم شدهاند. نسیم سیمیاری نیز بهدلیل همکلام شدن با لیندزی فورمن، همبندی بریتانیایی خود، با این محرومیت مواجه شده است. لیندزی فورمن نیز به همراه همسرش، کریگ فورمن، پس از مصاحبهای که در آن درباره دشواری وضعیت بسیاری از ایرانیان، شرایط نامناسب زندانیان و انتقال شماری از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام برای اجرای حکم مرگ سخن گفته بودند، همچنان از تماس تلفنی و ملاقات محروماند.
لیندزی و کریگ فورمن در اعتراض به محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات حضوری و کابینی با یکدیگر و همچنین عدم دسترسی به وکیل مدافع خود و غزل مرزبان نیز در اعتراض به حکم ۹ سال و هشت ماه حبس، در اعتصاب غذا بهسر میبرند.
جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۱ خرداد، دستکم ۴۱ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای دهها زندانی سیاسی دیگر حکم مرگ صادر کرده است.
#نه_به_اعدام
#بند_زنان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
الهه فولادی، فروغ تقیپور، سکینه پروانه، شیوا اسماعیلی، زهرا صفایی، گلرخ ایرایی، مرضیه فارسی و وریشه مرادی، همچنان بهدلیل اعتراض به اجرای احکام اعدام و همراهی با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از این حقوق محروم شدهاند. نسیم سیمیاری نیز بهدلیل همکلام شدن با لیندزی فورمن، همبندی بریتانیایی خود، با این محرومیت مواجه شده است. لیندزی فورمن نیز به همراه همسرش، کریگ فورمن، پس از مصاحبهای که در آن درباره دشواری وضعیت بسیاری از ایرانیان، شرایط نامناسب زندانیان و انتقال شماری از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام برای اجرای حکم مرگ سخن گفته بودند، همچنان از تماس تلفنی و ملاقات محروماند.
لیندزی و کریگ فورمن در اعتراض به محرومیت از تماس تلفنی، ملاقات حضوری و کابینی با یکدیگر و همچنین عدم دسترسی به وکیل مدافع خود و غزل مرزبان نیز در اعتراض به حکم ۹ سال و هشت ماه حبس، در اعتصاب غذا بهسر میبرند.
جمهوری اسلامی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۱ خرداد، دستکم ۴۱ زندانی سیاسی را اعدام کرده و برای دهها زندانی سیاسی دیگر حکم مرگ صادر کرده است.
#نه_به_اعدام
#بند_زنان_اوین
@Tavaana_TavaanaTech
❤8💔8🕊2
ضیا نبوی: بازجوها بیش از شکنجه فیزیکی، از محرومیت و نیازهای انسانی برای شکستن زندانیان استفاده میکنند
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در متنی که در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به تجربه بازجویی و بازداشت، نوشته است که افکار عمومی معمولاً «شکستن» زندانیان را نتیجه شکنجه فیزیکی یا داروهای روانگردان میداند، در حالی که بازجویان اغلب از شیوههای پیچیدهتری برای اعمال فشار استفاده میکنند؛ از محروم کردن افراد از ارتباط با عزیزان و حفظ آبرو گرفته تا سلب سادهترین عناصر زندگی روزمره که به گفته او در سلول انفرادی به ابزاری قدرتمند برای کنترل و وادار کردن زندانی به اطاعت تبدیل میشود.
متن نوشته آقای نبوی به شرح زیر است:
«بازجوها قدرت را پیچیده میفهمند. قاعدتاً پیچیدهتر از مخالفین سیاسی یا افکار عمومی. یعنی اگر قدرت را امکان تحمیل کردن عملی خلاف میل دیگری بر او بدانیم، دستکم با قاطعیت میتوان گفت که بازجوها پیچیدهتر از اکثریت انسانها به کارش میبندند.
نشانهاش این است که هنوز هم اگر یک زندانی در ایام بازداشت اصطلاحاً بشکند و چیزی علیه مواضع و اعتقاداتش بگوید، اولین چیزی که به ذهن افکار عمومی راه مییابد احتمال شکنجه فیزیکی است یا اینکه قرص و داروی روانگردان به او خوراندهاند.
این در حالی است که ترفندهای بازجو بسیار پیچیدهتر است و معمولاً از زوایای متفاوتتری وارد میشوند. حقیقت این است که برای اینکه انسانی را به کاری که نمیخواهد واداریم، کافی است بدانیم مهمترین نیازها، رانهها و اولویتهای هر فرد چیست و با محروم کردن او از این عوامل و مشروط کردن بازگشت آنها به همکاری، رفتار او را تحت کنترل درآوریم.
در واقع، آن چیزهایی را که برای فرد طبیعی شده و فقدان آن شکافی بزرگ در زیستش ایجاد میکند، ابتدا از او میگیریم تا برای دوباره به دست آوردنشان به اطاعت ما درآید.
مثلاً برای فردی که به عزیزی وابسته است ـ پارتنر، فرزند، والدین و... ـ بیخبری و بیملاقاتی بزرگترین اهرم فشار است. برای کسی که شدیداً مقید به آبرویش است، افشاگری چنین اثری دارد. برای آن کس که به جایگاه فرادست خو کرده، تحمل بیاحترامی دشوار است. برای کسی که وسواس به نظافت دارد، کثیفی غیرقابل تحمل است.
اما عجیبترین چیزی که بازجو میتواند با گرفتنش مهیبترین احساسها را به فرد بدهد، به گمانم طبیعیترین و بدیهیترین چیزها، یعنی همین زیست روزمره است. سلول انفرادی آن چیزی است که میتواند به ناگهان تمام جهان روزمره را غیب کند.
آدمیزاد عموماً چنان در روتین و زیست روزمره غرق است که نمیتواند فقدان آن را حتی برای لحظهای تصور کند و باور نمیکند که در جهان سراسر هیچ و خالیِ سلول انفرادی، اشتیاق و تمنای بازگشت به جهان روزمره، حتی ملالانگیزترین بخشهای آن، و سروکار داشتن با همین امور یومیه تا کجا میتواند آدمی را تحت فشار بگذارد و به چه کارهایی وادارد.»
مرتبط:
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی»:
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی:
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب:
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
ضیا نبوی، زندانی سیاسی سابق، در متنی که در استوری اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به تجربه بازجویی و بازداشت، نوشته است که افکار عمومی معمولاً «شکستن» زندانیان را نتیجه شکنجه فیزیکی یا داروهای روانگردان میداند، در حالی که بازجویان اغلب از شیوههای پیچیدهتری برای اعمال فشار استفاده میکنند؛ از محروم کردن افراد از ارتباط با عزیزان و حفظ آبرو گرفته تا سلب سادهترین عناصر زندگی روزمره که به گفته او در سلول انفرادی به ابزاری قدرتمند برای کنترل و وادار کردن زندانی به اطاعت تبدیل میشود.
متن نوشته آقای نبوی به شرح زیر است:
«بازجوها قدرت را پیچیده میفهمند. قاعدتاً پیچیدهتر از مخالفین سیاسی یا افکار عمومی. یعنی اگر قدرت را امکان تحمیل کردن عملی خلاف میل دیگری بر او بدانیم، دستکم با قاطعیت میتوان گفت که بازجوها پیچیدهتر از اکثریت انسانها به کارش میبندند.
نشانهاش این است که هنوز هم اگر یک زندانی در ایام بازداشت اصطلاحاً بشکند و چیزی علیه مواضع و اعتقاداتش بگوید، اولین چیزی که به ذهن افکار عمومی راه مییابد احتمال شکنجه فیزیکی است یا اینکه قرص و داروی روانگردان به او خوراندهاند.
این در حالی است که ترفندهای بازجو بسیار پیچیدهتر است و معمولاً از زوایای متفاوتتری وارد میشوند. حقیقت این است که برای اینکه انسانی را به کاری که نمیخواهد واداریم، کافی است بدانیم مهمترین نیازها، رانهها و اولویتهای هر فرد چیست و با محروم کردن او از این عوامل و مشروط کردن بازگشت آنها به همکاری، رفتار او را تحت کنترل درآوریم.
در واقع، آن چیزهایی را که برای فرد طبیعی شده و فقدان آن شکافی بزرگ در زیستش ایجاد میکند، ابتدا از او میگیریم تا برای دوباره به دست آوردنشان به اطاعت ما درآید.
مثلاً برای فردی که به عزیزی وابسته است ـ پارتنر، فرزند، والدین و... ـ بیخبری و بیملاقاتی بزرگترین اهرم فشار است. برای کسی که شدیداً مقید به آبرویش است، افشاگری چنین اثری دارد. برای آن کس که به جایگاه فرادست خو کرده، تحمل بیاحترامی دشوار است. برای کسی که وسواس به نظافت دارد، کثیفی غیرقابل تحمل است.
اما عجیبترین چیزی که بازجو میتواند با گرفتنش مهیبترین احساسها را به فرد بدهد، به گمانم طبیعیترین و بدیهیترین چیزها، یعنی همین زیست روزمره است. سلول انفرادی آن چیزی است که میتواند به ناگهان تمام جهان روزمره را غیب کند.
آدمیزاد عموماً چنان در روتین و زیست روزمره غرق است که نمیتواند فقدان آن را حتی برای لحظهای تصور کند و باور نمیکند که در جهان سراسر هیچ و خالیِ سلول انفرادی، اشتیاق و تمنای بازگشت به جهان روزمره، حتی ملالانگیزترین بخشهای آن، و سروکار داشتن با همین امور یومیه تا کجا میتواند آدمی را تحت فشار بگذارد و به چه کارهایی وادارد.»
مرتبط:
درسنامه «راهنمای حمایت روانی-اجتماعی از زندانیان سیاسی»:
https://tavaana.org/mental-health-political-prisoners-ebook/
سلامت روان زندانیان سیاسی:
https://tavaana.org/psychosocial-s
در چنگ استبداد چگونه دوام بیاوریم؟
https://tavaana.org/resilience-prison-detention-interrogation-iran/
زخمهای پنهان؛ راهنمای مقدماتی برای فهم تراما در قربانیان سرکوب:
https://tavaana.org/trauma-among-political-prisoners-in-iran/
#شکنجه
@Tavaana_TavaanaTech
👍3❤2🕊2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام علی منوچهرآبادی، اهل کرمانشاه، ۱۸ دیماه در تهرانپارس با شلیک گلوله ماموران کلانتری این منطقه کشته شد. منوچهرآبادی، جوان ۲۱ ساله، همراه پدرش در یک ساعتسازی کار میکرد و آرزو داشت کارگاه بزرگ ساعتسازی خودش را راهاندازی کند.
سحر حسینی، مادر علی نوشت:
«جانِ مادر…
بیتابم، دلم آتیشه، چشمهام هنوز دنبال ردِ قدمهاته. غم مثل کوه روی سینهمه، اما به حرمت اسمِ تو، به احترام غیرت و مردونگیت، مجبورم محکم بایستم. تو همیشه میگفتی «مامانم از همه قویتره»… حالا من موندم و همین جملهای که مثل امانت گذاشتی روی شونههام. به عشق تو، با همهی دردش، این امانتو نگه میدارم.
میدونم سهم من از بوی تنت، از خندههات، از صدای «مامان» گفتنت فقط بیستویک سال بود… سهمی کوتاه اما پر از غرور. خدا تو رو زود از آغوشم گرفت، اما هیچوقت از قلبم نمیتونه بگیره. تو تا ابد توی رگهام جاری هستی، توی دعاهام، توی نفسهام.🖤💔
به عشق و به یاد تو شادمهر گوش میکنم چون عاشقش بودی و آرزوت بود تو کنسرتش شرکت کنی اما افسوس برای آرزوهای از دست رفتت😭😭»
او همچنین نوشت:
«علی مادر قلب من
عکسامون همه جا پخش شده میدونی کدوم عکس رو میگم آخرین عکس دونفرمون تو کهریزک همون که تو بغلت بودم
🖤🖤🖤
همه گفتن مادری که روی بچه بی جانش پتو انداخت تا گرمش بشه اما هیچ کس نفهمید که اونی که بی جان بود من بودم مادرت
🕊🕊🕊🕊
نمیدونن اون شب شوم و سرد و تلخ که تو تیر خوردی ومن بالای سرت بودم اونی که مرد من بودم اونی که یخ کرد من بودم اونی که تموم شد من بودم و اونی که باآغوش بازودستای بالا مادرش رو در آغوش گرفت وگرم کرد اون تو بودی وچقدر آرام در آغوش تو خوابم برد چون آغوش تو امنترین جای جهان بود مثل همیشه آدم امن زندگیم بودی و هستی و چقدر بیصدا در آغوش هم مردیم و تمام شدیم و تو رفتی زیر خاک و من محکومم به نفس کشیدن و عجب حکم ناعادلانه ایه متاسفم که من نفس میکشم وتو رفتی🖤🥀🕊🕊»
#علی_منوچهرآبادی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
سحر حسینی، مادر علی نوشت:
«جانِ مادر…
بیتابم، دلم آتیشه، چشمهام هنوز دنبال ردِ قدمهاته. غم مثل کوه روی سینهمه، اما به حرمت اسمِ تو، به احترام غیرت و مردونگیت، مجبورم محکم بایستم. تو همیشه میگفتی «مامانم از همه قویتره»… حالا من موندم و همین جملهای که مثل امانت گذاشتی روی شونههام. به عشق تو، با همهی دردش، این امانتو نگه میدارم.
میدونم سهم من از بوی تنت، از خندههات، از صدای «مامان» گفتنت فقط بیستویک سال بود… سهمی کوتاه اما پر از غرور. خدا تو رو زود از آغوشم گرفت، اما هیچوقت از قلبم نمیتونه بگیره. تو تا ابد توی رگهام جاری هستی، توی دعاهام، توی نفسهام.🖤💔
به عشق و به یاد تو شادمهر گوش میکنم چون عاشقش بودی و آرزوت بود تو کنسرتش شرکت کنی اما افسوس برای آرزوهای از دست رفتت😭😭»
او همچنین نوشت:
«علی مادر قلب من
عکسامون همه جا پخش شده میدونی کدوم عکس رو میگم آخرین عکس دونفرمون تو کهریزک همون که تو بغلت بودم
🖤🖤🖤
همه گفتن مادری که روی بچه بی جانش پتو انداخت تا گرمش بشه اما هیچ کس نفهمید که اونی که بی جان بود من بودم مادرت
🕊🕊🕊🕊
نمیدونن اون شب شوم و سرد و تلخ که تو تیر خوردی ومن بالای سرت بودم اونی که مرد من بودم اونی که یخ کرد من بودم اونی که تموم شد من بودم و اونی که باآغوش بازودستای بالا مادرش رو در آغوش گرفت وگرم کرد اون تو بودی وچقدر آرام در آغوش تو خوابم برد چون آغوش تو امنترین جای جهان بود مثل همیشه آدم امن زندگیم بودی و هستی و چقدر بیصدا در آغوش هم مردیم و تمام شدیم و تو رفتی زیر خاک و من محکومم به نفس کشیدن و عجب حکم ناعادلانه ایه متاسفم که من نفس میکشم وتو رفتی🖤🥀🕊🕊»
#علی_منوچهرآبادی #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔22❤3🕊2
مریم ابراهیموند، فیلمساز و فعال مدنی، در یادداشتی با عنوان «چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد» به شکاف میان آگاهی و عمل در جوامع سرکوبزده میپردازد. او استدلال میکند که دانستن نظریههای جامعهشناسی و سخن گفتن از آزادی، مسئولیت و مدارا، لزوماً به تغییر رفتار منجر نمیشود و بیداری واقعی زمانی رخ میدهد که این مفاهیم در زندگی روزمره و روابط انسانی به عمل تبدیل شوند.
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد
مریم ابراهیموند
چرا نظریههای جامعهشناسی و گزارههای جامعهشناسی، با وجود اینکه روشنفکران و افراد آگاه آنها را منتشر میکنند و ساعتها دربارهشان توضیح میدهند، نتوانستهاند آنگونه که انتظار میرود ایجاد بیداری کنند؟ و چرا بسیاری از ما نسبت به آنها بیتفاوت هستیم؟
شاید یکی از دلایل این باشد که ما در چند دهه گذشته در یک زیست سرکوبگرانه زندگی کردهایم؛ زیستی که فقط نهادهای سیاسی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه بر رفتارها، روابط و نگاه ما به خودمان و دیگران نیز اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، آگاهی صرفاً با شنیدن یک نظریه یا خواندن یک کتاب ایجاد نمیشود. ما ممکن است درباره قدرت، آزادی، سرکوب، مسئولیت اجتماعی و تغییر صحبت کنیم، اما در زندگی روزمره، در روابطمان با یکدیگر، در جامعه، در فضای مجازی و حتی در مواجهه با قدرت، همان الگوهایی را تکرار کنیم که سالها با آنها زندگی کردهایم.
شاید به همین دلیل است که تنها توضیح دادن نظریهها کافی نیست. نیاز است خودمان تبدیل به مثال شویم. نیاز است آنچه را که درباره آزادی، مسئولیت، مدارا، احترام و آگاهی میگوییم، در رفتارهای روزمرهمان زندگی کنیم.
وقتی در فضای مجازی به جای گفتوگو به تخریب روی میآوریم، وقتی به جای شنیدن حذف میکنیم، وقتی به جای پذیرش تفاوتها به دنبال برچسب زدن هستیم، در واقع نشان میدهیم که دانستن یک نظریه الزاماً به معنای زیستن آن نیست.
شاید مشکل اصلی کمبود آگاهی نباشد؛ فاصله میان آگاهی و عمل باشد.
جامعهای که سالها سرکوب، ترس، بیاعتمادی و حذف را تجربه کرده، فقط با انباشت اطلاعات تغییر نمیکند. تغییر زمانی آغاز میشود که افراد خودشان به نمونهای از آن چیزی تبدیل شوند که از آن دفاع میکنند.
اگر از آزادی سخن میگوییم، باید آزادی را در رفتارمان با دیگران تمرین کنیم.
اگر از مسئولیت اجتماعی حرف میزنیم، باید مسئولیت را از خودمان آغاز کنیم.
اگر قدرت را نقد میکنیم، باید مراقب باشیم که همان منطق قدرت را در روابط روزمره خودمان بازتولید نکنیم.
شاید بیداری واقعی زمانی اتفاق بیفتد که جامعهشناسی از سطح گزاره و نظریه فراتر برود و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شود. زیرا مردم بیش از آنکه به حرفها نگاه کنند، به مثالها نگاه میکنند و شاید در جامعهای که دههها سرکوب را تجربه کرده، تأثیرگذارترین شکل آگاهی نه توضیح دادن نظریهها، بلکه تبدیل شدن به نمونهای زنده از آنها باشد.
مرتبط:
کنشگری در ایران امروز، پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
@Tavaana_TavaanaTech
متن یادداشت خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
چرا جامعهشناسی ما را تغییر نداد
مریم ابراهیموند
چرا نظریههای جامعهشناسی و گزارههای جامعهشناسی، با وجود اینکه روشنفکران و افراد آگاه آنها را منتشر میکنند و ساعتها دربارهشان توضیح میدهند، نتوانستهاند آنگونه که انتظار میرود ایجاد بیداری کنند؟ و چرا بسیاری از ما نسبت به آنها بیتفاوت هستیم؟
شاید یکی از دلایل این باشد که ما در چند دهه گذشته در یک زیست سرکوبگرانه زندگی کردهایم؛ زیستی که فقط نهادهای سیاسی را تحت تأثیر قرار نداده، بلکه بر رفتارها، روابط و نگاه ما به خودمان و دیگران نیز اثر گذاشته است.
در چنین شرایطی، آگاهی صرفاً با شنیدن یک نظریه یا خواندن یک کتاب ایجاد نمیشود. ما ممکن است درباره قدرت، آزادی، سرکوب، مسئولیت اجتماعی و تغییر صحبت کنیم، اما در زندگی روزمره، در روابطمان با یکدیگر، در جامعه، در فضای مجازی و حتی در مواجهه با قدرت، همان الگوهایی را تکرار کنیم که سالها با آنها زندگی کردهایم.
شاید به همین دلیل است که تنها توضیح دادن نظریهها کافی نیست. نیاز است خودمان تبدیل به مثال شویم. نیاز است آنچه را که درباره آزادی، مسئولیت، مدارا، احترام و آگاهی میگوییم، در رفتارهای روزمرهمان زندگی کنیم.
وقتی در فضای مجازی به جای گفتوگو به تخریب روی میآوریم، وقتی به جای شنیدن حذف میکنیم، وقتی به جای پذیرش تفاوتها به دنبال برچسب زدن هستیم، در واقع نشان میدهیم که دانستن یک نظریه الزاماً به معنای زیستن آن نیست.
شاید مشکل اصلی کمبود آگاهی نباشد؛ فاصله میان آگاهی و عمل باشد.
جامعهای که سالها سرکوب، ترس، بیاعتمادی و حذف را تجربه کرده، فقط با انباشت اطلاعات تغییر نمیکند. تغییر زمانی آغاز میشود که افراد خودشان به نمونهای از آن چیزی تبدیل شوند که از آن دفاع میکنند.
اگر از آزادی سخن میگوییم، باید آزادی را در رفتارمان با دیگران تمرین کنیم.
اگر از مسئولیت اجتماعی حرف میزنیم، باید مسئولیت را از خودمان آغاز کنیم.
اگر قدرت را نقد میکنیم، باید مراقب باشیم که همان منطق قدرت را در روابط روزمره خودمان بازتولید نکنیم.
شاید بیداری واقعی زمانی اتفاق بیفتد که جامعهشناسی از سطح گزاره و نظریه فراتر برود و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل شود. زیرا مردم بیش از آنکه به حرفها نگاه کنند، به مثالها نگاه میکنند و شاید در جامعهای که دههها سرکوب را تجربه کرده، تأثیرگذارترین شکل آگاهی نه توضیح دادن نظریهها، بلکه تبدیل شدن به نمونهای زنده از آنها باشد.
مرتبط:
کنشگری در ایران امروز، پایهها و روشها
https://tavaana.org/activism_iran/
@Tavaana_TavaanaTech
❤13👌5👍1
Forwarded from گفتوشنود
محکومیت برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، به حبس و مجازاتهای تکمیلی
برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، بر اساس رای صادره از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان، به حبس، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم قضایی
بر اساس حکم ابلاغشده به این شهروند بهایی، وی از بابت اتهام «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» (موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی) به مجازاتهای زیر محکوم شده است: دو سال و یک روز حبس تعزیری، هشتاد میلیون تومان جزای نقدی و شش سال محرومیت از حقوق اجتماعی.
▪️سابقه بازداشت و پرونده
آقای مالکی در تاریخ ۲ بهمنماه سال گذشته، همزمان با ۱۱ شهروند دیگر در جریان یک مراسم تولد در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پس از سپری کردن دوران بازداشت در زندان وکیلآباد مشهد، سرانجام در تاریخ ۲۶ بهمنماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.
▪️تشدید فشارها بر جامعه بهایی
صدور احکام سنگین علیه برسا مالکی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سایر نقاط ایران به شکلی سیستماتیک در جریان است. نهادهای امنیتی با استناد به اتهامات مبهم و عقیدتی، به دنبال محدودسازی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این اقلیت دینی هستند. این روند که با بازداشتهای گروهی، هجوم به منازل و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی همراه است، بخشی از سیاست کلان حکومت برای سرکوب عقیدتی شهروندان بهایی و ایجاد فضای ارعاب در جامعه است که در سالهای اخیر بهویژه در استان خراسان رضوی با شدت بیشتری دنبال میشود.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
برسا مالکی، شهروند بهایی ساکن مشهد، بر اساس رای صادره از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب این شهرستان، به حبس، جریمه نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.
▪️جزئیات حکم قضایی
بر اساس حکم ابلاغشده به این شهروند بهایی، وی از بابت اتهام «فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام» (موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی) به مجازاتهای زیر محکوم شده است: دو سال و یک روز حبس تعزیری، هشتاد میلیون تومان جزای نقدی و شش سال محرومیت از حقوق اجتماعی.
▪️سابقه بازداشت و پرونده
آقای مالکی در تاریخ ۲ بهمنماه سال گذشته، همزمان با ۱۱ شهروند دیگر در جریان یک مراسم تولد در مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی پس از سپری کردن دوران بازداشت در زندان وکیلآباد مشهد، سرانجام در تاریخ ۲۶ بهمنماه با تودیع قرار وثیقه تا پایان مراحل دادرسی آزاد شده بود.
▪️تشدید فشارها بر جامعه بهایی
صدور احکام سنگین علیه برسا مالکی در حالی صورت میگیرد که فشارهای امنیتی و قضایی بر جامعه بهاییان در مشهد و سایر نقاط ایران به شکلی سیستماتیک در جریان است. نهادهای امنیتی با استناد به اتهامات مبهم و عقیدتی، به دنبال محدودسازی فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی این اقلیت دینی هستند. این روند که با بازداشتهای گروهی، هجوم به منازل و صدور احکام حبس و محرومیتهای اجتماعی همراه است، بخشی از سیاست کلان حکومت برای سرکوب عقیدتی شهروندان بهایی و ایجاد فضای ارعاب در جامعه است که در سالهای اخیر بهویژه در استان خراسان رضوی با شدت بیشتری دنبال میشود.
#داستان_ما_یکیست
#بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔9🕊5❤3
Forwarded from گفتوشنود
در جهانی که تعصب، سانسور و نفرت، گفتوگو را دشوارتر از همیشه کرده است، کتابها هنوز از معدود فضاهایی هستند که انسان میتواند در آن با دیگری روبهرو شود؛ بیآنکه ناچار به حذف او باشد. خواندن فقط کسب اطلاعات نیست؛ تمرینی است برای دیدن جهان از زاویهای دیگر، تردیدکردن، پرسیدن و درک تجربههایی که شاید هرگز نزیستهایم.
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام فتحالله آوری، از معترضان اعتراضات در دیماه ۱۴۰۴، در همدان اجرا شد. قوه قضاییه، فتحالله آوری را متهم به «قتل یک مامور انتظامی» کرده بود. جزییاتی از زمان بازداشت و نحوه برگزاری دادگاه فتحالله آوری در دست نیست.
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔24
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔21❤9
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، اعلام کرده است که از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، قطعی برق خانگی آغاز خواهد شد و مردم احتمالا تا سه ماه با خاموشیهای روزانه روبهرو خواهند بود. او از شهروندان خواسته برای حفظ فعالیت صنایع، روزانه دو ساعت قطعی برق را تحمل کنند و این وضعیت را نوعی «ازخودگذشتگی» برای اقتصاد کشور دانسته است.
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
❤6🕊2
مرکز سایبری پلیس اطلاعات تهران اعلام گرد که ۱۲ شهروند به دلیل آنچه «هنجارشکنی در فضای مجازی» خوانده، تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. در ادعاهای مطرحشده علیه این افراد، اتهاماتی چون «جنگ روانی»، «ایجاد ناامیدی»، «تبلیغ هنجارشکنی» و «مقابله با ارزشهای جامعه» دیده میشود؛ عباراتی کلی و مبهم که سالهاست برای محدود کردن آزادی بیان و سرکوب صدای منتقدان به کار گرفته میشوند.
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
❤8👍3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
برج شهیاد، که امروز با نام برج آزادی شناخته میشود، یکی از شناختهشدهترین نمادهای معماری معاصر ایران است؛ بنایی که در آستانه جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ساخته شد و بهتدریج به یکی از مهمترین نشانههای شهری تهران تبدیل شد. اما سرگذشت این بنا تنها به معماری و زیبایی بصری آن محدود نمیشود؛ برج آزادی در طول دهههای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگی بوده و معانی متفاوتی برای نسلهای مختلف ایرانیان پیدا کرده است.
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍1
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلولهای که به قلب یک پدر نشست؛ امید قاسمی نافچی در نجفآباد کشته شد
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
💸 tavaanatech
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
در روزهایی که افکار عمومی درگیر جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، بیکاری و گرانی است، بسیاری از آسیبهای اجتماعی عمیقتر از گذشته در سایه ماندهاند؛ آسیبهایی که سالها وجود داشتهاند اما امروز کمتر دیده میشوند و کمتر درباره آنها سخن گفته میشود.
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
1💔20❤3
Forwarded from گفتوشنود
پنجرهای به جهان گفتوشنود؛ فیلمهایی برای اندیشیدن
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3