This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤2
بر اساس اطلاعات دریافتی، علی چهرقانی، ۲۴ ساله و اهل همدان که از دوران کودکی در یاسوج زندگی میکرد، از اسفندماه ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرد و همچنان در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤10🕊2
هومان شایانی در اعتراض به بلاتکلیفی و اتهام محاربه دست به اعتصاب غذا زد
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔17❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفتوگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفتوگویی میان انسانهایی که باورها، سنتهای دینی و نگاههای متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جستوجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگرند.
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌1
علی زارعی، مصدوم چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از بازگشت به ایران بازداشت شد
طبق خبرهای رسیده به آموزشکده توانا، علی زارعی از مصدومان چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیش از یک ماه پیش به ایران بازگشت و از بدو ورود توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است. بنا به این گزارش، او در دوره بازداشت تحت فشار شدیدی بوده، ولی از باورهایش عقب ننشسته است.
علی زارع»، جوانی ۲۳ ساله (در سال ۱۴۰۱) اهل اردبیل و ساکن «نازیآباد» تهران، ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ در اثر شلیک نیروهای سرکوب، از ناحیه چشم مصدوم شد.
بالای صفحه علی در اینستاگرام نوشته شده است: «چشمم فدای آزادی کشورم.»
علی کارگر بود و پس از مصدومیت کارش را از دست داد. او از دوستان جاویدنام حمیدرضا روحی بود.
او یکسال پس از مصدومیت در ویدیو گفت:
یک سال گذشت از روزی که من چشم سمت راستم را در اعتراضات از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم چون به آخر این راه امید دارم.
علی زارعی برای درمان مصدومیت خود از ایران خارج شده بود و در همایشها و گردهماییهای مختلف حضور داشت و مواضع خود را با صراحت بیان میکرد. او بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی، به ایران بازگشت.
#علی_زارعی #چشم_برای_آزادی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق خبرهای رسیده به آموزشکده توانا، علی زارعی از مصدومان چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیش از یک ماه پیش به ایران بازگشت و از بدو ورود توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است. بنا به این گزارش، او در دوره بازداشت تحت فشار شدیدی بوده، ولی از باورهایش عقب ننشسته است.
علی زارع»، جوانی ۲۳ ساله (در سال ۱۴۰۱) اهل اردبیل و ساکن «نازیآباد» تهران، ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ در اثر شلیک نیروهای سرکوب، از ناحیه چشم مصدوم شد.
بالای صفحه علی در اینستاگرام نوشته شده است: «چشمم فدای آزادی کشورم.»
علی کارگر بود و پس از مصدومیت کارش را از دست داد. او از دوستان جاویدنام حمیدرضا روحی بود.
او یکسال پس از مصدومیت در ویدیو گفت:
یک سال گذشت از روزی که من چشم سمت راستم را در اعتراضات از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم چون به آخر این راه امید دارم.
علی زارعی برای درمان مصدومیت خود از ایران خارج شده بود و در همایشها و گردهماییهای مختلف حضور داشت و مواضع خود را با صراحت بیان میکرد. او بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی، به ایران بازگشت.
#علی_زارعی #چشم_برای_آزادی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤17💔13🕊3
اسماعیل عبدی در اجلاس جهانی کار: جمهوری اسلامی حق تشکلیابی مستقل را سرکوب کرده است
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، در سخنرانی خود در اجلاس جهانی کار با انتقاد از حضور نمایندگان جمهوری اسلامی و تشکل حکومتی «خانه کارگر» در این نشست، گفت حضور نمایندگان حکومتی در حالی که رهبران مستقل کارگری و صنفی در زندان هستند، با اصول بنیادین سازمان بینالمللی کار در تضاد است.
عبدی با اشاره به نقش اتحادیههای کارگری و نهادهای صنفی در شکلگیری دموکراسی، گفت آنچه امروز در ایران جریان دارد، سرکوب مستمر فعالان صنفی و تضعیف سازمانیافته تشکلهای مستقل کارگری و معلمان است؛ روندی که به گفته او کارگران و معلمان را از مهمترین ابزار دفاع از حقوق خود محروم کرده است.
او خواستار اجرای کامل مقاولهنامههای ۸۷، ۹۸، ۱۰۰ و ۱۱۰ سازمان بینالمللی کار شد و گفت جمهوری اسلامی سالهاست از اجرای این تعهدات بینالمللی سر باز زده است.
این فعال صنفی همچنین به وضعیت معیشتی کارگران و معلمان در ایران اشاره کرد و گفت در حالی که خط فقر حدود ۳۰۰ دلار در ماه برآورد میشود، بسیاری از معلمان با حدود ۱۵۰ دلار و کارگران با میانگین ۱۲۰ دلار در ماه زندگی میکنند.
عبدی با انتقاد از شرایط ناایمن محیطهای کار، گفت کارگران و معدنچیان ایرانی بارها به دلیل نبود استانداردهای ایمنی جان خود را از دست دادهاند یا دچار آسیبهای جبرانناپذیر شدهاند، در حالی که مسئولان از این وضعیت آگاه هستند اما اقدامی مؤثر برای رفع آن انجام ندادهاند.
او همچنین به سرکوب فعالان صنفی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت از زمان کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در سال ۲۰۲۲، صدها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت، زندانی یا از کار اخراج شدهاند.
به گفته عبدی، کارگران و فعالان کارگری در صنایع فولاد، نفت، معدن، حملونقل، نیشکر هفتتپه و همچنین اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز با فشارها و سرکوبهای مشابه مواجه بودهاند.
او در ادامه با اشاره به اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، گفت این اعتراضات نیز با سرکوب گسترده مواجه شد و در فاصله تنها دو روز، دهها هزار نفر کشته شدند و شمار بسیار بیشتری بازداشت شدند. وی افزود مردم ایران همچنان به مبارزه خود برای دستیابی به آزادی و دموکراسی ادامه میدهند.
عبدی در پایان از جامعه جهانی خواست از مردم ایران حمایت کند و از جمهوری اسلامی بخواهد تمامی محدودیتهای ارتباطی را لغو کند، به اعدامها پایان دهد، زندانیان کارگری، فعالان صنفی و مدافعان حقوق بشر را آزاد کند، امکان ارتباط آزاد سازمان بینالمللی کار و نهادهای حقوق بشری با تشکلهای مستقل داخل ایران را فراهم آورد و دستمزد عادلانه و شرایط کاری ایمن را برای کارگران تضمین کند.
#اسماعیل_عبدی
@Tavaana_TavaanaTech
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، در سخنرانی خود در اجلاس جهانی کار با انتقاد از حضور نمایندگان جمهوری اسلامی و تشکل حکومتی «خانه کارگر» در این نشست، گفت حضور نمایندگان حکومتی در حالی که رهبران مستقل کارگری و صنفی در زندان هستند، با اصول بنیادین سازمان بینالمللی کار در تضاد است.
عبدی با اشاره به نقش اتحادیههای کارگری و نهادهای صنفی در شکلگیری دموکراسی، گفت آنچه امروز در ایران جریان دارد، سرکوب مستمر فعالان صنفی و تضعیف سازمانیافته تشکلهای مستقل کارگری و معلمان است؛ روندی که به گفته او کارگران و معلمان را از مهمترین ابزار دفاع از حقوق خود محروم کرده است.
او خواستار اجرای کامل مقاولهنامههای ۸۷، ۹۸، ۱۰۰ و ۱۱۰ سازمان بینالمللی کار شد و گفت جمهوری اسلامی سالهاست از اجرای این تعهدات بینالمللی سر باز زده است.
این فعال صنفی همچنین به وضعیت معیشتی کارگران و معلمان در ایران اشاره کرد و گفت در حالی که خط فقر حدود ۳۰۰ دلار در ماه برآورد میشود، بسیاری از معلمان با حدود ۱۵۰ دلار و کارگران با میانگین ۱۲۰ دلار در ماه زندگی میکنند.
عبدی با انتقاد از شرایط ناایمن محیطهای کار، گفت کارگران و معدنچیان ایرانی بارها به دلیل نبود استانداردهای ایمنی جان خود را از دست دادهاند یا دچار آسیبهای جبرانناپذیر شدهاند، در حالی که مسئولان از این وضعیت آگاه هستند اما اقدامی مؤثر برای رفع آن انجام ندادهاند.
او همچنین به سرکوب فعالان صنفی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت از زمان کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در سال ۲۰۲۲، صدها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت، زندانی یا از کار اخراج شدهاند.
به گفته عبدی، کارگران و فعالان کارگری در صنایع فولاد، نفت، معدن، حملونقل، نیشکر هفتتپه و همچنین اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز با فشارها و سرکوبهای مشابه مواجه بودهاند.
او در ادامه با اشاره به اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، گفت این اعتراضات نیز با سرکوب گسترده مواجه شد و در فاصله تنها دو روز، دهها هزار نفر کشته شدند و شمار بسیار بیشتری بازداشت شدند. وی افزود مردم ایران همچنان به مبارزه خود برای دستیابی به آزادی و دموکراسی ادامه میدهند.
عبدی در پایان از جامعه جهانی خواست از مردم ایران حمایت کند و از جمهوری اسلامی بخواهد تمامی محدودیتهای ارتباطی را لغو کند، به اعدامها پایان دهد، زندانیان کارگری، فعالان صنفی و مدافعان حقوق بشر را آزاد کند، امکان ارتباط آزاد سازمان بینالمللی کار و نهادهای حقوق بشری با تشکلهای مستقل داخل ایران را فراهم آورد و دستمزد عادلانه و شرایط کاری ایمن را برای کارگران تضمین کند.
#اسماعیل_عبدی
@Tavaana_TavaanaTech
👍15❤2🕊1💔1
Forwarded from گفتوشنود
نهاله شهیدی، شهروند بهایی فعال حقوق کودک، برای تحمل ۶ سال حبس راهی زندان شد
نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودک ساکن کرج، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ برای اجرای حکم قطعی شش سال حبس تعزیری خود، راهی زندان کرمان شد.
▪️سیر پرونده و بازداشت
این فعال مدنی در تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۲، زمانی که برای دیدار با برادرش به کرمان سفر کرده بود، در هشتم فروردینماه هنگام بازگشت از سفر و در ایستگاه قطار کرمان توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شد. در طول دوران بازداشت اولیه وی، مأموران امنیتی بدون حضور خانم شهیدی به منزل شخصی او در کرج یورش برده و ضمن تفتیش خانه، بسیاری از لوازم شخصیاش را ضبط کردند.
خانم شهیدی یزدی در مجموع ۹ ماه و چهار روز را در وضعیت بازداشت موقت و بدون برگزاری دادگاه در حبس سپری کرد تا اینکه در دیماه ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. در نهایت، دادگاه انقلاب کرمان در مردادماه ۱۴۰۴ وی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که با تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، قطعی و برای اجرا به وی ابلاغ شد.
▪️تداوم سرکوب جامعه بهائیان
بازداشت و زندانی شدن نهاله شهیدی یزدی در حالی صورت میگیرد که فشارها بر جامعه بهائیان ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی و قضایی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی علیه فعالان مدنی بهایی، نه تنها آزادی فردی این شهروندان را سلب میکنند، بلکه با ایجاد فضای ارعاب، در تلاش برای محدودسازی هرگونه فعالیت اجتماعی آنان هستند. صدور احکام حبس طولانیمدت برای شهروندانی که صرفا به دلیل باورهای دینی یا فعالیتهای مدنی هدف قرار میگیرند، بخشی از سیاست کلان سرکوب اقلیتهای عقیدتی در جمهوری اسلامی است که با وجود تمامی انتقادات بینالمللی، همچنان با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودک ساکن کرج، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ برای اجرای حکم قطعی شش سال حبس تعزیری خود، راهی زندان کرمان شد.
▪️سیر پرونده و بازداشت
این فعال مدنی در تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۲، زمانی که برای دیدار با برادرش به کرمان سفر کرده بود، در هشتم فروردینماه هنگام بازگشت از سفر و در ایستگاه قطار کرمان توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شد. در طول دوران بازداشت اولیه وی، مأموران امنیتی بدون حضور خانم شهیدی به منزل شخصی او در کرج یورش برده و ضمن تفتیش خانه، بسیاری از لوازم شخصیاش را ضبط کردند.
خانم شهیدی یزدی در مجموع ۹ ماه و چهار روز را در وضعیت بازداشت موقت و بدون برگزاری دادگاه در حبس سپری کرد تا اینکه در دیماه ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. در نهایت، دادگاه انقلاب کرمان در مردادماه ۱۴۰۴ وی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که با تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، قطعی و برای اجرا به وی ابلاغ شد.
▪️تداوم سرکوب جامعه بهائیان
بازداشت و زندانی شدن نهاله شهیدی یزدی در حالی صورت میگیرد که فشارها بر جامعه بهائیان ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی و قضایی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی علیه فعالان مدنی بهایی، نه تنها آزادی فردی این شهروندان را سلب میکنند، بلکه با ایجاد فضای ارعاب، در تلاش برای محدودسازی هرگونه فعالیت اجتماعی آنان هستند. صدور احکام حبس طولانیمدت برای شهروندانی که صرفا به دلیل باورهای دینی یا فعالیتهای مدنی هدف قرار میگیرند، بخشی از سیاست کلان سرکوب اقلیتهای عقیدتی در جمهوری اسلامی است که با وجود تمامی انتقادات بینالمللی، همچنان با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8💔5
Forwarded from گفتوشنود
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانی در ۵۶ سالگی درگذشت
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانیـفرانسوی و خالق رمان مصور «پرسپولیس»، در ۵۶ سالگی درگذشت. خانواده او روز پنجشنبه ۱۴ خردادماه با انتشار بیانیهای خبر درگذشت این هنرمند شناختهشده را اعلام کردند.
ساتراپی که در اول آذر ۱۳۴۸ در رشت متولد شده بود، با انتشار رمان مصور «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت. این اثر که روایت زندگی او در سالهای انقلاب ایران، مهاجرت و زندگی در اروپا را بازگو میکند، بعدها به فیلمی انیمیشن تبدیل شد که در جشنواره کن ۲۰۰۷ جایزه هیئت داوران را دریافت کرد و نامزد جایزه اسکار بهترین پویانمایی شد.
خانواده ساتراپی اعلام کردند که او اندکی بیش از یک سال پس از درگذشت همسرش، ماتیاس ریپا، تهیهکننده و فیلمنامهنویس سوئدی، از شدت اندوه درگذشته است. ساتراپی در ماههای اخیر نیز در پیامهایی در شبکههای اجتماعی به تأثیر عمیق فقدان همسرش بر زندگی خود اشاره کرده بود.
مرجان ساتراپی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنری ایرانی در مجامع بینالمللی به شمار میرفت. او با آثار خود توانست روایتهایی از جامعه، تاریخ و تجربه زیسته ایرانیان را به مخاطبانی در سراسر جهان معرفی کند. از دیگر آثار شناختهشده او میتوان به «گلدوزیها»، «خوراک آلو» و کتاب «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد.
این هنرمند در سال ۲۰۲۴ جایزه معتبر «پرنسس آستوریاس» در بخش ارتباطات و علوم انسانی را دریافت کرد. او همچنین در ژانویه ۲۰۲۵ از پذیرش نشان «لژیون دونور»، عالیترین نشان دولتی فرانسه، خودداری کرد و این تصمیم را اعتراضی به آنچه رویکرد ناکافی فرانسه و اروپا در حمایت از آزادیخواهان ایرانی میدانست، عنوان کرد.
درگذشت مرجان ساتراپی، فقدان یکی از شناختهشدهترین صداهای فرهنگی ایران در جهان است؛ هنرمندی که آثارش پلی میان تجربه ایرانی و مخاطبان جهانی ایجاد کرد و نامش در تاریخ هنر معاصر ایران ماندگار خواهد ماند.
#مرجان_ساتراپی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانیـفرانسوی و خالق رمان مصور «پرسپولیس»، در ۵۶ سالگی درگذشت. خانواده او روز پنجشنبه ۱۴ خردادماه با انتشار بیانیهای خبر درگذشت این هنرمند شناختهشده را اعلام کردند.
ساتراپی که در اول آذر ۱۳۴۸ در رشت متولد شده بود، با انتشار رمان مصور «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت. این اثر که روایت زندگی او در سالهای انقلاب ایران، مهاجرت و زندگی در اروپا را بازگو میکند، بعدها به فیلمی انیمیشن تبدیل شد که در جشنواره کن ۲۰۰۷ جایزه هیئت داوران را دریافت کرد و نامزد جایزه اسکار بهترین پویانمایی شد.
خانواده ساتراپی اعلام کردند که او اندکی بیش از یک سال پس از درگذشت همسرش، ماتیاس ریپا، تهیهکننده و فیلمنامهنویس سوئدی، از شدت اندوه درگذشته است. ساتراپی در ماههای اخیر نیز در پیامهایی در شبکههای اجتماعی به تأثیر عمیق فقدان همسرش بر زندگی خود اشاره کرده بود.
مرجان ساتراپی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنری ایرانی در مجامع بینالمللی به شمار میرفت. او با آثار خود توانست روایتهایی از جامعه، تاریخ و تجربه زیسته ایرانیان را به مخاطبانی در سراسر جهان معرفی کند. از دیگر آثار شناختهشده او میتوان به «گلدوزیها»، «خوراک آلو» و کتاب «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد.
این هنرمند در سال ۲۰۲۴ جایزه معتبر «پرنسس آستوریاس» در بخش ارتباطات و علوم انسانی را دریافت کرد. او همچنین در ژانویه ۲۰۲۵ از پذیرش نشان «لژیون دونور»، عالیترین نشان دولتی فرانسه، خودداری کرد و این تصمیم را اعتراضی به آنچه رویکرد ناکافی فرانسه و اروپا در حمایت از آزادیخواهان ایرانی میدانست، عنوان کرد.
درگذشت مرجان ساتراپی، فقدان یکی از شناختهشدهترین صداهای فرهنگی ایران در جهان است؛ هنرمندی که آثارش پلی میان تجربه ایرانی و مخاطبان جهانی ایجاد کرد و نامش در تاریخ هنر معاصر ایران ماندگار خواهد ماند.
#مرجان_ساتراپی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊21❤8💔4
در حالی که نگرانیها درباره موج جدید سرکوب و تشدید صدور احکام اعدام افزایش یافته است، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای نسبت به خطر اجرای حکم اعدام علیرضا مرداسی، معلم زندانی سیاسی، و دیگر زندانیان محکوم به اعدام هشدار داد.
بر اساس این بیانیه، دیوان عالی کشور احکام اعدام علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و فرشاد اعتمادیفر، سه زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز را تأیید کرده است. علیرضا مرداسی که سالها در عرصه آموزش فعالیت داشته، پیشتر همراه با دو متهم دیگر در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی ادیبیمهر، از بابت اتهاماتی چون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه خود با محکومکردن «فضای ارعاب، سرکوب و اعدام، بهویژه پس از جنگ»، خواستار توقف صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این بیانیه، دیوان عالی کشور احکام اعدام علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و فرشاد اعتمادیفر، سه زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز را تأیید کرده است. علیرضا مرداسی که سالها در عرصه آموزش فعالیت داشته، پیشتر همراه با دو متهم دیگر در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی ادیبیمهر، از بابت اتهاماتی چون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه خود با محکومکردن «فضای ارعاب، سرکوب و اعدام، بهویژه پس از جنگ»، خواستار توقف صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔9
در ادامه روند صدور و تأیید احکام اعدام علیه فعالان مدنی و سیاسی، حکم اعدام حسن مصلاوی (طرفی)، فعال مدنی و فرهنگی عرب محبوس در زندان شیبان اهواز، بهطور رسمی به او ابلاغ شده است. این در حالی است که او از سال ۱۴۰۱ در بازداشت به سر میبرد و خانواده و افکار عمومی تاکنون اطلاع چندانی از روند پرونده او نداشتند.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، حسن مصلاوی، ۳۸ ساله و اهل خوزستان، در مرداد ۱۴۰۲ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به اتهام «محاربه» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم شد. این حکم در اسفند ۱۴۰۳ نیز در دیوان عالی کشور تأیید شد، اما ابلاغ رسمی آن به زندانی پس از گذشت بیش از دو سال صورت گرفته است.
حسن مصلاوی پیش از این نیز سابقه بازداشت و حبس طولانیمدت داشته است. او در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شد و بیش از ۱۰ ماه را در بلاتکلیفی گذراند. در آن پرونده نیز اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «عضویت در جمعیت غیرقانونی» و «مشارکت در اعتراضات» علیه او مطرح شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، حسن مصلاوی، ۳۸ ساله و اهل خوزستان، در مرداد ۱۴۰۲ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به اتهام «محاربه» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم شد. این حکم در اسفند ۱۴۰۳ نیز در دیوان عالی کشور تأیید شد، اما ابلاغ رسمی آن به زندانی پس از گذشت بیش از دو سال صورت گرفته است.
حسن مصلاوی پیش از این نیز سابقه بازداشت و حبس طولانیمدت داشته است. او در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شد و بیش از ۱۰ ماه را در بلاتکلیفی گذراند. در آن پرونده نیز اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «عضویت در جمعیت غیرقانونی» و «مشارکت در اعتراضات» علیه او مطرح شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤5💔4
Forwarded from گفتوشنود
هشدار نسبت به وضعیت وخیم جسمی سارا سپهری، شهروند بهائی، در پی تداوم بازداشت در زندان عادلآباد شیراز
در آستانۀ شصتمین روز از بازداشت سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز، نگرانیها نسبت به تداوم بازداشت و وضعیت جسمی او بهشدت افزایش یافته است. بنا بر اطلاع یک منبع آگاه، ناراحتی چشمی خانم سپهری در زندان عادلآباد در وضعیت بحرانی قرار گرفته و او را در معرض خطر خونریزی چشمی قرار داده است. اگرچه اخیرا و پس از وخامت حال، اقدامات درمانی اولیه برای او انجام شده، اما این اقدامات به هیچوجه پاسخگوی وضعیت بحرانی وی نبوده و او نیازمند آزادی فوری از زندان و دسترسی به مراقبتهای پزشکی تخصصی و مستمر است.
بر اساس نظر پزشک معالج، وضعیت چشم خانم سپهری نگرانکننده و حاد میباشد و فشارهای ناشی از شرایط زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت او به همراه داشته باشد. وی پیش از این نیز سابقۀ خونریزی معده و مشکلات شدید التهابی چشم داشته است.
ادامۀ بازداشت خانم سپهری در حالی صورت میگیرد که به گفتۀ این منبع آگاه، بازجوییهای انجامشده هیچ ارتباطی با اتهامات مطرحشده علیه او نداشته و تداوم این بلاتکلیفی بدون ارائۀ هیچ دلیل موجه و قانونی ادامه یافته است.
این منبع مطلع تأکید میکند که مسئولیت هرگونه آسیب و پیامد ناگوار احتمالی برای خانم سپهری، مستقیماً بر عهدۀ نهاد بازداشتکننده و مسئولان ذیربط خواهد بود.
سارا سپهری در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد. او همچنین مسئولیت نگهداری و مراقبت از مادر ۸۰ سالۀ خود را که دارای معلولیت است بر عهده دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در آستانۀ شصتمین روز از بازداشت سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز، نگرانیها نسبت به تداوم بازداشت و وضعیت جسمی او بهشدت افزایش یافته است. بنا بر اطلاع یک منبع آگاه، ناراحتی چشمی خانم سپهری در زندان عادلآباد در وضعیت بحرانی قرار گرفته و او را در معرض خطر خونریزی چشمی قرار داده است. اگرچه اخیرا و پس از وخامت حال، اقدامات درمانی اولیه برای او انجام شده، اما این اقدامات به هیچوجه پاسخگوی وضعیت بحرانی وی نبوده و او نیازمند آزادی فوری از زندان و دسترسی به مراقبتهای پزشکی تخصصی و مستمر است.
بر اساس نظر پزشک معالج، وضعیت چشم خانم سپهری نگرانکننده و حاد میباشد و فشارهای ناشی از شرایط زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت او به همراه داشته باشد. وی پیش از این نیز سابقۀ خونریزی معده و مشکلات شدید التهابی چشم داشته است.
ادامۀ بازداشت خانم سپهری در حالی صورت میگیرد که به گفتۀ این منبع آگاه، بازجوییهای انجامشده هیچ ارتباطی با اتهامات مطرحشده علیه او نداشته و تداوم این بلاتکلیفی بدون ارائۀ هیچ دلیل موجه و قانونی ادامه یافته است.
این منبع مطلع تأکید میکند که مسئولیت هرگونه آسیب و پیامد ناگوار احتمالی برای خانم سپهری، مستقیماً بر عهدۀ نهاد بازداشتکننده و مسئولان ذیربط خواهد بود.
سارا سپهری در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد. او همچنین مسئولیت نگهداری و مراقبت از مادر ۸۰ سالۀ خود را که دارای معلولیت است بر عهده دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔7
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت سحر بیات
سحر بیات، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۸ دیماه در حالی که همراه همسرش در حال بازگشت به خانه بود، در منطقه نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.
سحر بهتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده بود. بنا بر روایتهای منتشرشده، گلولهای به سر او اصابت کرد و در همان لحظه جانش را گرفت. همسرش پیکر او را بر دوش کشید و با پای پیاده به بیمارستان الغدیر رساند؛
پیکر سحر پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به سردخانه بهشت زهرا منتقل شد و خانواده او پس از سه روز جستوجو و پیگیری توانستند پیکرش را تحویل بگیرند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت سحر بیات
سحر بیات، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۸ دیماه در حالی که همراه همسرش در حال بازگشت به خانه بود، در منطقه نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.
سحر بهتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده بود. بنا بر روایتهای منتشرشده، گلولهای به سر او اصابت کرد و در همان لحظه جانش را گرفت. همسرش پیکر او را بر دوش کشید و با پای پیاده به بیمارستان الغدیر رساند؛
پیکر سحر پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به سردخانه بهشت زهرا منتقل شد و خانواده او پس از سه روز جستوجو و پیگیری توانستند پیکرش را تحویل بگیرند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤1
یعقوب درخشان، زندانی سیاسی ۵۱ ساله محبوس در زندان لاکان رشت، پس از آنکه حکم اعدام پیشینش در دیوان عالی کشور نقض شده بود، بار دیگر در شعبه همعرض دادگاه انقلاب رشت به اعدام محکوم شد.
پس از رسیدگی مجدد به پرونده، شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، یعقوب درخشان را از بابت اتهام «بغی» مجددا به اعدام محکوم کرده است. این حکم هفته گذشته صادر شده و بهتازگی در زندان به او ابلاغ شده است.
این در حالی است که حکم اعدام قبلی آقای درخشان از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود و پرونده برای بررسی دوباره به شعبه همعرض ارجاع شده بود. با این حال، دادگاه جدید نیز بار دیگر حکم اعدام را صادر کرده است.
یعقوب درخشان، اهل بندرانزلی، نخستین بار در تیرماه ۱۴۰۳ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. او در فروردینماه ۱۴۰۴ بار دیگر و بدون دریافت احضاریه رسمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد.
«هرانا» پیشتر به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که روند رسیدگی به پرونده او با سرعتی غیرمعمول و بدون رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه انجام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
پس از رسیدگی مجدد به پرونده، شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، یعقوب درخشان را از بابت اتهام «بغی» مجددا به اعدام محکوم کرده است. این حکم هفته گذشته صادر شده و بهتازگی در زندان به او ابلاغ شده است.
این در حالی است که حکم اعدام قبلی آقای درخشان از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود و پرونده برای بررسی دوباره به شعبه همعرض ارجاع شده بود. با این حال، دادگاه جدید نیز بار دیگر حکم اعدام را صادر کرده است.
یعقوب درخشان، اهل بندرانزلی، نخستین بار در تیرماه ۱۴۰۳ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. او در فروردینماه ۱۴۰۴ بار دیگر و بدون دریافت احضاریه رسمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد.
«هرانا» پیشتر به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که روند رسیدگی به پرونده او با سرعتی غیرمعمول و بدون رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه انجام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔5🕊4
حامد تیزرویان، عکاس حیاتوحش، پژوهشگر محیط زیست و دانشجوی دوره دکترا، بیش از یک ماه است که در بازداشت بهسر میبرد. با وجود صدور کیفرخواست و ارجاع پرونده او به دادگاه، هنوز متن کیفرخواست به وی ابلاغ نشده و او از جزئیات اتهامات مطرحشده علیه خود بیاطلاع است.
بر اساس گزارش «هرانا» حامد تیزرویان از روز ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در مازندران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد. هرچند کیفرخواست پرونده او در اواخر اردیبهشت صادر شده، اما تاکنون بهطور رسمی در اختیار او قرار نگرفته است.
تیزرویان از فعالان شناختهشده محیط زیست و عکاسان برجسته حیاتوحش ایران است که تصاویر ارزشمندی از گونههای در معرض خطر انقراض، از جمله خرس قهوهای و مرال، ثبت کرده است. صفحه اینستاگرام او با بیش از ۷۰ هزار دنبالکننده نیز پس از بازداشت از دسترس خارج شد.
پیشتر منابع آگاه اعلام کرده بودند که اتهام مطرحشده علیه او «اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «هرانا» حامد تیزرویان از روز ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در مازندران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد. هرچند کیفرخواست پرونده او در اواخر اردیبهشت صادر شده، اما تاکنون بهطور رسمی در اختیار او قرار نگرفته است.
تیزرویان از فعالان شناختهشده محیط زیست و عکاسان برجسته حیاتوحش ایران است که تصاویر ارزشمندی از گونههای در معرض خطر انقراض، از جمله خرس قهوهای و مرال، ثبت کرده است. صفحه اینستاگرام او با بیش از ۷۰ هزار دنبالکننده نیز پس از بازداشت از دسترس خارج شد.
پیشتر منابع آگاه اعلام کرده بودند که اتهام مطرحشده علیه او «اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔5😍1
Forwarded from گفتوشنود
برای نخستین بار یک زن غیر روحانی به ریاست نهاد ارتباطات واتیکان منصوب شد
پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، یک مدیر اجرایی زن از مجموعه رسانهای کاتولیک آمریکایی «ایدبلیوتیان» را بهعنوان رئیس جدید نهاد ارتباطات واتیکان منصوب کرد.
بر اساس اعلام رسانه رسمی واتیکان که روز سهشنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، «آلوارادو نخستین زن غیر روحانی است که به ریاست یکی از دیوانهای مقر مقدس منصوب میشود.»
به این ترتیب، ماریا مونتسرات آلوارادو (مونتسه آلوارادو) که اهل مکزیکوسیتی و تحصیلکرده در ایالات متحده است، ریاست «شبکه جهانی کلمه ابدی» واتیکان را بر عهده خواهد گرفت؛ نهادی گسترده که بر درگاه خبری واتیکان، ایستگاه رادیویی، روزنامه و دفتر مطبوعاتی واتیکان و دیگر بخشها نظارت میکند.
آلوارادو که از سال ۲۰۲۳ رئیس و مدیر عملیاتی بخش خبری این شبکه بوده است، جایگزین پائولو روفینی میشود که از سال ۲۰۱۸ در این سمت فعالیت داشت و اکنون بازنشسته میشود. واتیکان نیوز این انتصاب را ادامهٔ روند اصلاحات و نوسازی توصیف کرده که در دوران پاپ فرانسیس، سلف پاپ لئو چهاردهم، آغاز شده بود.
پاپ فرانسیس در ماههای پایانی زندگی خود، پیش از درگذشت در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، دو راهبه را به سمتهای مهمی در واتیکان منصوب کرده بود و همزمان از آنچه «ذهنیت مردسالارانه» در کلیسای کاتولیک خواند، انتقاد کرده بود.
شبکه «تلویزیونی کلمه ابدی» در سال ۱۹۸۱ توسط راهبهای به نام مادر آنجلیکا تأسیس شد، اما بعدها به یک مجموعه رسانهای جهانی تبدیل شد که نزدیک به ۱۲ شبکه تلویزیونی، بخش نشر کتاب، روزنامه و شبکههای رادیویی وابسته را در بر میگیرد. این شبکه اغلب مورد توجه کاتولیکهای محافظهکار آمریکا قرار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ چندینبار در این شبکه حضور یافته و یکی از مجریان اصلی آن نیز از همکاران شبکه خبری فاکسنیوز است./محبت نیوز
#واتیکان #پاپ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، یک مدیر اجرایی زن از مجموعه رسانهای کاتولیک آمریکایی «ایدبلیوتیان» را بهعنوان رئیس جدید نهاد ارتباطات واتیکان منصوب کرد.
بر اساس اعلام رسانه رسمی واتیکان که روز سهشنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، «آلوارادو نخستین زن غیر روحانی است که به ریاست یکی از دیوانهای مقر مقدس منصوب میشود.»
به این ترتیب، ماریا مونتسرات آلوارادو (مونتسه آلوارادو) که اهل مکزیکوسیتی و تحصیلکرده در ایالات متحده است، ریاست «شبکه جهانی کلمه ابدی» واتیکان را بر عهده خواهد گرفت؛ نهادی گسترده که بر درگاه خبری واتیکان، ایستگاه رادیویی، روزنامه و دفتر مطبوعاتی واتیکان و دیگر بخشها نظارت میکند.
آلوارادو که از سال ۲۰۲۳ رئیس و مدیر عملیاتی بخش خبری این شبکه بوده است، جایگزین پائولو روفینی میشود که از سال ۲۰۱۸ در این سمت فعالیت داشت و اکنون بازنشسته میشود. واتیکان نیوز این انتصاب را ادامهٔ روند اصلاحات و نوسازی توصیف کرده که در دوران پاپ فرانسیس، سلف پاپ لئو چهاردهم، آغاز شده بود.
پاپ فرانسیس در ماههای پایانی زندگی خود، پیش از درگذشت در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، دو راهبه را به سمتهای مهمی در واتیکان منصوب کرده بود و همزمان از آنچه «ذهنیت مردسالارانه» در کلیسای کاتولیک خواند، انتقاد کرده بود.
شبکه «تلویزیونی کلمه ابدی» در سال ۱۹۸۱ توسط راهبهای به نام مادر آنجلیکا تأسیس شد، اما بعدها به یک مجموعه رسانهای جهانی تبدیل شد که نزدیک به ۱۲ شبکه تلویزیونی، بخش نشر کتاب، روزنامه و شبکههای رادیویی وابسته را در بر میگیرد. این شبکه اغلب مورد توجه کاتولیکهای محافظهکار آمریکا قرار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ چندینبار در این شبکه حضور یافته و یکی از مجریان اصلی آن نیز از همکاران شبکه خبری فاکسنیوز است./محبت نیوز
#واتیکان #پاپ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍3💯1
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6❤2👌1
آتنا دائمی، زندانی سیاسی سابق که در سالهای اخیر خارج از ایران زندگی میکند، با انتشار تصویری از احضاریهای که بهتازگی برای خانوادهاش در ایران ارسال شده، از تشکیل پروندهای جدید علیه خود خبر داد.
بر اساس این احضاریه، آتنا دائمی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «تقویت رژیم صهیونیستی از طریق مساعدت مستقیم» مواجه شده است.
او در واکنش به این پروندهسازی نوشت که این سند نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی برای فردی که سه سال است خارج از ایران زندگی میکند و بارها بهصورت علنی و بدون واهمه از تهدیدها و حملات، مواضع خود را علیه جنگ و نقض حقوق بشر، چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، بیان کرده است، چنین اتهاماتی را مطرح میکند.
دائمی تأکید کرد این پروندهسازی بهخوبی نشان میدهد که چگونه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی برای فعالان داخل کشور نیز پروندههای مشابه میسازند؛ موضوعی که به گفته او سالها از سوی فعالان حقوق بشر مطرح شده اما همچنان بسیاری حاضر به پذیرش آن نیستند.
او افزود: «اگر با وجود تمام نوشتهها، مصاحبهها و مواضع علنیام چنین دروغ آشکاری را مطرح میکنند، روشن است که تا چه اندازه در پروندههای زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، شهروندان بهایی و بسیاری دیگر حقیقت را وارونه کرده و هزینههای جبرانناپذیری بر افراد و خانوادههایشان تحمیل میکنند.»
این فعال سیاسی همچنین این احضاریه را سندی بر بیپایه و اساس بودن بسیاری از اتهامات امنیتی در جمهوری اسلامی دانست و نوشت که چنین اسنادی بیاعتباری بسیاری از پروندهها، از جمله پرونده افرادی را که اعدام شدهاند یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند، آشکار میکند.
آتنا دائمی در بخش دیگری از نوشته خود خطاب به جمهوری اسلامی تأکید کرد که «تا وقتی هستید و حتی پس از آن نیز به تبلیغ علیه نظام استبدادیتان و دادخواهی ادامه خواهم داد» و افزود که نه حامی اسرائیل، بلکه مخالف تمامی ناقضان حقوق بشر است و آرزوی محاکمه همه عاملان نقض حقوق بشر را دارد.
او همچنین با اشاره به احتمال مصادره اموالش نوشت: «اگر هدف از این پروندهسازی مصادره اموال است، اعلام میکنم هیچ اموالی در ایران یا خارج از ایران ندارم. اموال من جوانی و سلامتیام بود که سالها پیش از من گرفته شد و هرگز بازنخواهد گشت. با این حال ارزشمندترین دارایی من عشق به ایران و مردمش و باورم به حقوق بشر است؛ چیزی که حتی با مرگ نیز نمیتوان آن را از من گرفت.»
آتنا دائمی در پایان با اشاره به صدور این احضاریه نوشت: «عدم حضور، جلب است؟! منتظرم :)»
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این احضاریه، آتنا دائمی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «تقویت رژیم صهیونیستی از طریق مساعدت مستقیم» مواجه شده است.
او در واکنش به این پروندهسازی نوشت که این سند نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی برای فردی که سه سال است خارج از ایران زندگی میکند و بارها بهصورت علنی و بدون واهمه از تهدیدها و حملات، مواضع خود را علیه جنگ و نقض حقوق بشر، چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، بیان کرده است، چنین اتهاماتی را مطرح میکند.
دائمی تأکید کرد این پروندهسازی بهخوبی نشان میدهد که چگونه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی برای فعالان داخل کشور نیز پروندههای مشابه میسازند؛ موضوعی که به گفته او سالها از سوی فعالان حقوق بشر مطرح شده اما همچنان بسیاری حاضر به پذیرش آن نیستند.
او افزود: «اگر با وجود تمام نوشتهها، مصاحبهها و مواضع علنیام چنین دروغ آشکاری را مطرح میکنند، روشن است که تا چه اندازه در پروندههای زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، شهروندان بهایی و بسیاری دیگر حقیقت را وارونه کرده و هزینههای جبرانناپذیری بر افراد و خانوادههایشان تحمیل میکنند.»
این فعال سیاسی همچنین این احضاریه را سندی بر بیپایه و اساس بودن بسیاری از اتهامات امنیتی در جمهوری اسلامی دانست و نوشت که چنین اسنادی بیاعتباری بسیاری از پروندهها، از جمله پرونده افرادی را که اعدام شدهاند یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند، آشکار میکند.
آتنا دائمی در بخش دیگری از نوشته خود خطاب به جمهوری اسلامی تأکید کرد که «تا وقتی هستید و حتی پس از آن نیز به تبلیغ علیه نظام استبدادیتان و دادخواهی ادامه خواهم داد» و افزود که نه حامی اسرائیل، بلکه مخالف تمامی ناقضان حقوق بشر است و آرزوی محاکمه همه عاملان نقض حقوق بشر را دارد.
او همچنین با اشاره به احتمال مصادره اموالش نوشت: «اگر هدف از این پروندهسازی مصادره اموال است، اعلام میکنم هیچ اموالی در ایران یا خارج از ایران ندارم. اموال من جوانی و سلامتیام بود که سالها پیش از من گرفته شد و هرگز بازنخواهد گشت. با این حال ارزشمندترین دارایی من عشق به ایران و مردمش و باورم به حقوق بشر است؛ چیزی که حتی با مرگ نیز نمیتوان آن را از من گرفت.»
آتنا دائمی در پایان با اشاره به صدور این احضاریه نوشت: «عدم حضور، جلب است؟! منتظرم :)»
@Tavaana_TavaanaTech
💔10❤1🕊1