Forwarded from گفتوشنود
در جهانی که تعصب، سانسور و نفرت، گفتوگو را دشوارتر از همیشه کرده است، کتابها هنوز از معدود فضاهایی هستند که انسان میتواند در آن با دیگری روبهرو شود؛ بیآنکه ناچار به حذف او باشد. خواندن فقط کسب اطلاعات نیست؛ تمرینی است برای دیدن جهان از زاویهای دیگر، تردیدکردن، پرسیدن و درک تجربههایی که شاید هرگز نزیستهایم.
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پروژه «گفتوشنود» بر این باور است که جامعهای آزاد و انسانی، بدون فرهنگ گفتوگو و پذیرش تفاوتها شکل نمیگیرد. از همینرو این مجموعه، که فقط برگزیدهای محدود از آثار متعدد موجود است، در حد توان خود تلاش میکند با معرفی آثاری از حوزههای گوناگون – از تاریخ و دین و فلسفه گرفته تا روانشناسی، ادبیات و نقد اجتماعی – امکان آشنایی با نگاههای متنوع را فراهم کند؛ اندیشههایی که گاه همسو و گاه در تعارض با یکدیگرند اما همگی ما را به اندیشیدن فرامیخوانند.
کتابهایی که در این مجموعه معرفی شدهاند الزاما نماینده یک دیدگاه واحد نیستند. ارزش آنها در گشودن پنجرههایی تازه است که ما را به تامل درباره آزادی، خشونت، ایمان، قدرت، هویت، مدارا، حقیقت و سرنوشت انسان دعوت میکنند.
این کتابچه دعوتی است به خواندن و بیش از آن به گفتوگو؛ گفتوگویی که شاید از یک صفحه آغاز شود اما میتواند به فهمی عمیقتر از خود، دیگری و جامعه بینجامد.
این کتاب را رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/books-ebook/
#کتاب #معرفی_کتاب #دانلود_کتاب #کتاب_الکترونیکی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤8
خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی اعلام کرد حکم اعدام فتحالله آوری، از معترضان اعتراضات در دیماه ۱۴۰۴، در همدان اجرا شد. قوه قضاییه، فتحالله آوری را متهم به «قتل یک مامور انتظامی» کرده بود. جزییاتی از زمان بازداشت و نحوه برگزاری دادگاه فتحالله آوری در دست نیست.
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
#فتح_الله_آوری #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔24
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت ستاره رفیعی
ستاره رفیعی، ۱۹ ساله، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در منطقه نارمک تهران با شلیک گلوله به سر جان باخت. خانوادهاش پس از ساعتها جستوجو و بیخبری، پیکر او را در میان جانباختگان منتقلشده به محوطه بیمارستان الغدیر پیدا کردند.
ستاره متولد ۲۱ خرداد ۱۳۸۵ بود؛ دختری جوان با آرزوهایی که هنوز فرصت زندگیکردن نیافته بودند. او تنها ۱۹ سال داشت؛ سنی که باید سرشار از امید، برنامه برای آینده و تجربههای تازه باشد، اما گلولههای سرکوب فرصت ادامه زندگی را از او گرفتند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔19❤9
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، اعلام کرده است که از اواخر خرداد یا اوایل تیرماه، قطعی برق خانگی آغاز خواهد شد و مردم احتمالا تا سه ماه با خاموشیهای روزانه روبهرو خواهند بود. او از شهروندان خواسته برای حفظ فعالیت صنایع، روزانه دو ساعت قطعی برق را تحمل کنند و این وضعیت را نوعی «ازخودگذشتگی» برای اقتصاد کشور دانسته است.
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
این در حالی است که بنا بر اعلام مقامهای شرکت توانیر، بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار دستگاه ماینر غیرمجاز در شبکه برق کشور فعال هستند. به گفته مسئولان، هر دستگاه ماینر به اندازه مصرف برق ۱۰ واحد مسکونی برق مصرف میکند و مجموع مصرف این ماینرها بیش از ۲۴۰۰ مگاوات برآورد شده است.
ایران همچنین در میان هفت کشور نخست جهان از نظر استخراج رمزارز قرار دارد.
در شرایطی که میلیونها ایرانی در گرمای طاقتفرسای تابستان با خاموشیهای مکرر، اختلال در زندگی روزمره، آسیب به وسایل برقی و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند، پرسش بسیاری از شهروندان این است که چرا هزینه سوءمدیریت، فساد و سیاستهای ناکارآمد باید از زندگی مردم پرداخت شود؟
@Tavaana_TavaanaTech
❤6🕊1
مرکز سایبری پلیس اطلاعات تهران اعلام گرد که ۱۲ شهروند به دلیل آنچه «هنجارشکنی در فضای مجازی» خوانده، تحت پیگرد قانونی قرار گرفتهاند. در ادعاهای مطرحشده علیه این افراد، اتهاماتی چون «جنگ روانی»، «ایجاد ناامیدی»، «تبلیغ هنجارشکنی» و «مقابله با ارزشهای جامعه» دیده میشود؛ عباراتی کلی و مبهم که سالهاست برای محدود کردن آزادی بیان و سرکوب صدای منتقدان به کار گرفته میشوند.
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
این در حالی است که در روزهای اخیر گزارشهای متعددی نیز از بازداشت شهروندان به دلیل استفاده از اینترنت ماهوارهای استارلینک یا فروش دسترسی به اینترنت بدون فیلتر منتشر شده است.
در جمهوری اسلامی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اینترنتی بدون سانسور نه یک حق شهروندی، بلکه بهتدریج به یک «پرونده امنیتی» تبدیل شده است. حکومتی که از گردش آزاد اطلاعات هراس دارد، به جای رفع محدودیتها و احترام به حقوق دیجیتال شهروندان، کاربران اینترنت را تحت تعقیب قرار میدهد.
تبدیلکردن حق بدیهی و اولیه اتصال آزاد به اینترنت به یک جرم امنیتی، تنها نشانهای دیگر از تلاش برای کنترل بیشتر جامعه و محدودکردن دسترسی مردم به اطلاعات مستقل است.
#اینترنت_آزاد
@tavaanatech
❤8👍3🕊1
Forwarded from گفتوشنود
برج شهیاد، که امروز با نام برج آزادی شناخته میشود، یکی از شناختهشدهترین نمادهای معماری معاصر ایران است؛ بنایی که در آستانه جشنهای ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ساخته شد و بهتدریج به یکی از مهمترین نشانههای شهری تهران تبدیل شد. اما سرگذشت این بنا تنها به معماری و زیبایی بصری آن محدود نمیشود؛ برج آزادی در طول دهههای گذشته شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی بزرگی بوده و معانی متفاوتی برای نسلهای مختلف ایرانیان پیدا کرده است.
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نوشتار «برج شهیاد» فراتر از تاریخ ساخت یک بنا، به رابطه میان معماری، حافظه جمعی و هویت ملی میپردازد. این مطلب نشان میدهد که چگونه یک اثر معماری میتواند در گذر زمان، از نمادی حکومتی به بخشی از خاطره مشترک یک ملت تبدیل شود و روایتهای گوناگونی را در خود جای دهد.
یکی از نکات مهم این نوشتار، توجه به این موضوع است که بناها و نمادهای شهری تنها از سنگ و بتن ساخته نشدهاند؛ بلکه خاطرات، تجربهها و روایتهای تاریخی مردم نیز در شکلگیری معنای آنها نقش دارند. برج آزادی از این منظر، بخشی از تاریخ معاصر ایران و آینهای از دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی کشور به شمار میرود.
متن کامل این نوشتار را در سایت بخوانید:
https://dialog.tavaana.org/shahyad-tower/
#معماری #هنر #فرهنگ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤14👍1
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت پویا درخشان
پویا درخشان، روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ همراه دوستانش در محدوده ستارخان تهران حضور داشت؛ روزی که به آخرین روز زندگی او تبدیل شد.
بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات آن روز، مأموران با سلاح وینچستر به سوی مردم شلیک کردند. پویا که تلاش داشت همراه دیگران از محل دور شود، هدف گلوله قرار گرفت و بهشدت مجروح شد.
دوستانش با وجود فضای امنیتی حاکم بر شهر او را به بیمارستان منتقل کردند.
ساعتی بعد، تلاشها برای نجات این نوجوان ۱۷ ساله بینتیجه ماند و پویا جان خود را از دست داد. پیکر او بعدتر در میان پیکرهای منتقلشده به بیمارستان الغدیر شناسایی شد.
@Tavaana_TavaanaTech
💔14
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گلولهای که به قلب یک پدر نشست؛ امید قاسمی نافچی در نجفآباد کشته شد
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
💸 tavaanatech
جاویدنام امید قاسمی نافچی، شهروند ۳۷ ساله و پدر دو کودک، روز ۱۸ دی در نجفآباد اصفهان بر اثر اصابت گلوله جنگی مأموران حکومتی به قلبش جان باخت.
از او یک دختر پنجساله و یک پسر ۱۰ ساله به یادگار مانده است. پیکر امید قاسمی نافچی پس از انتقال به زادگاهش، در نافچِ شهرکرد به خاک سپرده شد.
#امید_قاسمی_نافچی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔16❤1
در روزهایی که افکار عمومی درگیر جنگ، ناامنی، بحران اقتصادی، بیکاری و گرانی است، بسیاری از آسیبهای اجتماعی عمیقتر از گذشته در سایه ماندهاند؛ آسیبهایی که سالها وجود داشتهاند اما امروز کمتر دیده میشوند و کمتر درباره آنها سخن گفته میشود.
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
کودکهمسری یکی از همین زخمهای کهنه است؛ زخمی که نهتنها درمان نشده، بلکه همچنان نسل به نسل تکرار میشود. روایت یک دختر ۱۴ ساله که پس از یک سال زندگی مشترک، پیش از آنکه حتی تجربه طبیعی بلوغ و نوجوانی را پشت سر بگذارد، برای بارداری به پزشک مراجعه میکند، تصویری از واقعیتی است که هنوز در گوشهوکنار جامعه جریان دارد.
تلختر آنکه در واکنش به این روایت، زنی از تجربه مادربزرگش میگوید؛ دختری ۱۴ ساله در شصت سال پیش که پیش از آغاز قاعدگی به خانه بخت فرستاده شد و برای آنکه بتواند باردار شود، تحت درمان قرار گرفت. دو روایت با فاصلهای حدود شصت سال، اما با شباهتی دردناک: کودکی که فرصت کودکیکردن نیافته است.
این شباهت نشانه شکست ساختارهایی است که باید از کودکان محافظت میکردند.
@Tavaana_TavaanaTech
1💔20❤3
Forwarded from گفتوشنود
پنجرهای به جهان گفتوشنود؛ فیلمهایی برای اندیشیدن
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
دنیای سینما و تلویزیون فقط سرگرمی نیست؛ روشی است برای دیدن جهان با چشمان دیگران. فیلمها و سریالها میتوانند ما را به دل تجربههایی ببرند که هرگز نزیستهایم: ترس و امید؛ تبعیض و عشق؛ خشونت و مقاومت؛ ایمان و تردید؛ و تنهایی و همبستگی. گاه یک فیلم، بیش از دهها مقاله و سخنرانی انسان را به فکر وامیدارد.
پروژه «گفتوشنود» با تکیه بر ارزشهایی چون رواداری، آزادی اندیشه و احترام به تفاوتها کوشیده است فضایی برای مواجهه انتقادی با جهان پیرامون فراهم کند؛ از جمله با معرفی چند اثر سینمایی و تلویزیونی. هر یک از این آثار به شکلی پرسشی مطرح میکند درباره انسان، جامعه، قدرت، مذهب، تبعیض، جنگ، بدن، تکنولوژی، اخلاق، هویت و معنای آزادی.
آثار این مجموعه از ژانرها و جهانهای متفاوتی انتخاب شدهاند؛ از درام و علمی-تخیلی تا مستند و فانتزی. وجه مشترک آنها نه شباهت سبکی بلکه تواناییشان در برانگیختن پرسش و گشودن باب گفتوگو است. بعضی از این آثار آینهای در برابر جامعهاند، بعضی هشداری درباره آینده و برخی یادآور رنجها و امیدهای انسانی.
این کتابچه، که دربردارنده آثاری چند از میان آثار فراوان موجود است، دعوتی است به تماشاکردن با ذهنی باز، به اندیشیدن و به گفتوگو درباره جهانی که در آن زندگی میکنیم و جهانی که آرزو داریم بسازیم.
رایگان دانلود و مطالعه کنید
https://dialog.tavaana.org/films-ebook/
لینک در استوری و لینک سایت در بایو صفحه
#فیلم #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت تکاندهنده مژده هاشمی بازرگانی از زندان قزوین؛ «برای اعتراف اجباری مرا شکنجه کردند»
مژده هاشمی بازرگانی، از بازداشتشدگان فروردینماه ۱۴۰۵، در تماس تلفنی با مادر سالمند خود از زندان مرکزی قزوین، از شکنجه، ضربوشتم، اعتراف اجباری و شرایط دشوار دوران بازداشتش سخن گفته است.
خانم هاشمی بازرگانی که همراه مادر سالخورده خود در شهر الوند قزوین زندگی میکرد، شامگاه ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصیاش بازداشت شد. به گفته او، مأموران بدون ارائه توضیح روشن درباره اتهامات، نیمهشب به منزلش یورش برده و وی را با خود بردهاند.
این زندانی سیاسی در بخشی از این تماس میگوید که پس از بازداشت بارها مورد ضربوشتم قرار گرفته و در جریان بازجوییها با لوله، باتوم و سایر ابزارها به سر، گردن و بدنش ضربه زدهاند؛ ضرباتی که به گفته او منجر به آسیبهای جسمی از جمله شکستن دندان، مشکلات قلبی و ادامه یافتن سرگیجه و دردهای جسمی شده است.
مژده هاشمی بازرگانی همچنین میگوید که در دوران بازداشت تحت فشار قرار داشته تا مطالبی را که بازجویان دیکته میکنند امضا کرده و در برابر دوربین بیان کند. او در این تماس تلفنی میگوید که هدف از این اقدامات، تهیه اعترافات اجباری و نمایش او بهعنوان فردی مرتبط با فعالیتهای امنیتی بوده است.
وی همچنین اظهار داشته که بدون اطلاع و رضایتش از او فیلمبرداری شده و تصاویرش از شبکه استانی قزوین پخش شده است.
در بخش دیگری از این تماس، این زندانی سیاسی با اشاره به وضعیت مادر سالمند خود، از نگرانی عمیق نسبت به شرایط زندگی او سخن میگوید و تأکید میکند که بهجز مادرش فرد دیگری را ندارد که بتواند امور زندگی و پیگیریهای مربوط به خانواده را بر عهده بگیرد.
مژده هاشمی بازرگانی در این گفتوگو بارها خواستار اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی آثار جراحات وارده شده و گفته است که درخواستهایش در این زمینه بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعات دریافتی، مژده هاشمی بازرگانی با اتهاماتی از جمله «توهین به رهبری»، «جاسوسی» و «همکاری با اسرائیل و آمریکا» مواجه شده و هماکنون در زندان مرکزی قزوین نگهداری میشود.
#مژده_هاشمی_بازرگانی #بیانیه
#از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤2
بر اساس اطلاعات دریافتی، علی چهرقانی، ۲۴ ساله و اهل همدان که از دوران کودکی در یاسوج زندگی میکرد، از اسفندماه ۱۴۰۴ در بازداشت بهسر میبرد و همچنان در وضعیت بلاتکلیف نگهداری میشود.
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
به گفته نزدیکان این زندانی، نیروهای امنیتی از دیماه ۱۴۰۴ در پی بازداشت او بودند. در یکی از موارد، چندین خودروی نیروهای امنیتی به محل کار وی که در یک گاراژ مکانیکی مشغول به کار بود مراجعه کردند، اما او موفق به ترک محل شد.
بر اساس این گزارش، علی چهرقانی پس از مدتی به یاسوج بازگشت و در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴، حدود یک هفته پیش از آغاز نوروز، نیروهای امنیتی با یورش به منزل خانوادگی او، وی را با خشونت، تهدید و در حالی که مسلح بودند بازداشت کردند.
خانواده آقای چهرقانی پس از بازداشت، برای مدتی طولانی از محل نگهداری و وضعیت او بیاطلاع بودند تا اینکه مشخص شد وی به زندان مرکزی یاسوج منتقل شده است. در طول سه ماه گذشته، او تنها چند تماس محدود با خانواده خود داشته است.
به گفته یک منبع مطلع، در تنها ملاقات کوتاهی که برای برادر او فراهم شد، آثار شکنجه و آسیبهای جسمی بر بدن وی مشاهده شده است. منابع مطلع میگویند علی چهرقانی در دوران بازداشت در بازداشتگاه وابسته به نهادهای امنیتی تحت شکنجه قرار گرفته و از جمله ناخنهای او کشیده شده و دندههایش دچار آسیب جدی شده است.
خانواده این زندانی همچنین اعلام کردهاند که در هفتههای اخیر از ملاقات با وی محروم شدهاند و مراجعات و پیگیریهای آنان برای کسب اطلاع از وضعیت پرونده و شرایط نگهداری او بیپاسخ مانده است.
بر اساس اطلاعاتی که از منابع محلی و افرادی در دادگاه انقلاب یاسوج به دست آمده، نگرانیهای جدی درباره احتمال طرح اتهامی سنگین و در پی آن صدور حکمی سنگین علیه این زندانی وجود دارد، هرچند تاکنون اطلاعات رسمی و روشنی درباره اتهامات انتسابی و روند رسیدگی قضایی به پرونده او منتشر نشده است.
#علی_چهرقانی #یاسوج #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤9🕊2
هومان شایانی در اعتراض به بلاتکلیفی و اتهام محاربه دست به اعتصاب غذا زد
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
هومان شایانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان نورآباد ممسنی، از روز ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ در اعتراض به ادامه بازداشت، بلاتکلیفی قضایی، طرح اتهامات سنگین و آنچه «پروندهسازی» علیه خود میداند، دست به اعتصاب غذا زده است.
هومان شایانی، حدود ۳۳ ساله و اهل نورآباد ممسنی در استان فارس، طی سالهای گذشته بارها به دلیل فعالیتهای مدنی و انتقاد از عملکرد حکومت با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و محاکمه شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، وی از سال ۱۳۹۲ تاکنون چندین بار بازداشت شده و در مجموع نزدیک به سه سال را در زندان سپری کرده است.
این زندانی سیاسی در دیماه ۱۴۰۴، پیش از آغاز اعتراضات سراسری، بار دیگر با اتهاماتی از جمله «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و اتهامات دیگری که نزدیکانش آنها را بیاساس میدانند، بازداشت شد. او اکنون بیش از پنج ماه است که در زندان نورآباد ممسنی در وضعیت بلاتکلیف به سر میبرد.
بر اساس گزارشهای رسیده، دادستانی گتوند در استان خوزستان نیز پروندهای جداگانه علیه آقای شایانی تشکیل داده و اتهام «محاربه از طریق فعالیت تبلیغی در فضای مجازی و ارتباط با گروههای مخالف جمهوری اسلامی» را به وی تفهیم کرده است؛ اتهامی که در صورت صدور حکم میتواند مجازاتهای سنگینی از جمله اعدام را در پی داشته باشد.
به گفته نزدیکان هومان شایانی، او در اعتراض به ادامه بازداشت، عدم تعیین تکلیف پروندهها، عدم ادغام پروندههای تشکیلشده در استانهای فارس و خوزستان و همچنین فشارهای قضایی و امنیتی، از ۱۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است.
منابع نزدیک به این زندانی سیاسی میگویند هومان شایانی کارگری زحمتکش است که فعالیتهای او عمدتاً در قالب بیان انتقادات و اعتراض به شرایط موجود صورت گرفته و اکنون با اتهامات سنگین و نگرانکنندهای روبهرو شده است.
نزدیکان این زندانی سیاسی خواستار توجه افکار عمومی، نهادهای حقوق بشری و رسانهها به وضعیت او شدهاند و نسبت به تداوم بازداشت، اعتصاب غذا و پیامدهای احتمالی اتهام محاربه علیه وی ابراز نگرانی میکنند.
#هومان_شایانی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زندان_نورآباد
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤4🕊1
Forwarded from گفتوشنود
کتاب «باورمندان» با هدف گشایش دری برای شروع یک گفتوگوی تازه در عرصه عمومی نوشته شده است؛ گفتوگویی میان انسانهایی که باورها، سنتهای دینی و نگاههای متفاوتی به جهان دارند، اما در عین حال در جستوجوی معنا، حقیقت و زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگرند.
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
این کتاب از یک ایده بنیادین آغاز میکند: آزادی، شرط امکان باورمندی است. ایمان و اعتقاد زمانی معنا پیدا میکند که حاصل انتخاب آزادانه باشد، نه محصول اجبار، ترس یا فشار اجتماعی و سیاسی. از همین رو، نویسنده با نگاهی تاریخی و فلسفی، نسبت میان آزادی، دین، تکثر عقاید و گفتوگو را بررسی میکند و نشان میدهد که چرا احترام به حق انتخاب دیگران، پیششرط شکلگیری یک جامعه مداراگر است.
«باورمندان» همچنین به تجربههای تاریخی گفتوگوی دینی، از ایران باستان تا جهان معاصر، میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که چگونه میتوان در عین حفظ تفاوتها، زمینهای برای شنیدن صدای دیگری و کاهش تنشهای عقیدتی فراهم کرد. این کتاب نه در پی حذف اختلافها، بلکه در جستوجوی راهی برای زیستن با اختلافهاست.
یکی از مهمترین پیامهای کتاب این است که چندصدایی دینی و آزادی عقیده، تهدیدی برای جامعه نیست؛ بلکه فرصتی برای رشد اندیشه، تعمیق ایمان و گسترش فرهنگ گفتوگو است. در جهانی که اختلافهای مذهبی و ایدئولوژیک همچنان منشأ بسیاری از تنشها هستند، «باورمندان» تلاشی است برای دفاع از آزادی، مدارا و گفتوگوی برابر میان انسانها.
این کتاب دعوتی است به شنیدن، فهمیدن و گفتوگو کردن؛ حتی با کسانی که مانند ما نمیاندیشند.
رایگان دانلود کنید و بخوانید
https://dialog.tavaana.org/believers-book/
#باورمندان #کتاب #دانلود_رایگان #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10👌1
علی زارعی، مصدوم چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» پس از بازگشت به ایران بازداشت شد
طبق خبرهای رسیده به آموزشکده توانا، علی زارعی از مصدومان چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیش از یک ماه پیش به ایران بازگشت و از بدو ورود توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است. بنا به این گزارش، او در دوره بازداشت تحت فشار شدیدی بوده، ولی از باورهایش عقب ننشسته است.
علی زارع»، جوانی ۲۳ ساله (در سال ۱۴۰۱) اهل اردبیل و ساکن «نازیآباد» تهران، ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ در اثر شلیک نیروهای سرکوب، از ناحیه چشم مصدوم شد.
بالای صفحه علی در اینستاگرام نوشته شده است: «چشمم فدای آزادی کشورم.»
علی کارگر بود و پس از مصدومیت کارش را از دست داد. او از دوستان جاویدنام حمیدرضا روحی بود.
او یکسال پس از مصدومیت در ویدیو گفت:
یک سال گذشت از روزی که من چشم سمت راستم را در اعتراضات از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم چون به آخر این راه امید دارم.
علی زارعی برای درمان مصدومیت خود از ایران خارج شده بود و در همایشها و گردهماییهای مختلف حضور داشت و مواضع خود را با صراحت بیان میکرد. او بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی، به ایران بازگشت.
#علی_زارعی #چشم_برای_آزادی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
طبق خبرهای رسیده به آموزشکده توانا، علی زارعی از مصدومان چشم خیزش «زن، زندگی، آزادی» بیش از یک ماه پیش به ایران بازگشت و از بدو ورود توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است. بنا به این گزارش، او در دوره بازداشت تحت فشار شدیدی بوده، ولی از باورهایش عقب ننشسته است.
علی زارع»، جوانی ۲۳ ساله (در سال ۱۴۰۱) اهل اردبیل و ساکن «نازیآباد» تهران، ۱۵ مهر ماه ۱۴۰۱ در اثر شلیک نیروهای سرکوب، از ناحیه چشم مصدوم شد.
بالای صفحه علی در اینستاگرام نوشته شده است: «چشمم فدای آزادی کشورم.»
علی کارگر بود و پس از مصدومیت کارش را از دست داد. او از دوستان جاویدنام حمیدرضا روحی بود.
او یکسال پس از مصدومیت در ویدیو گفت:
یک سال گذشت از روزی که من چشم سمت راستم را در اعتراضات از دست دادم. خیلی سختی کشیدم اما پشیمان نیستم چون به آخر این راه امید دارم.
علی زارعی برای درمان مصدومیت خود از ایران خارج شده بود و در همایشها و گردهماییهای مختلف حضور داشت و مواضع خود را با صراحت بیان میکرد. او بیش از یک ماه پیش به دلایل شخصی، به ایران بازگشت.
#علی_زارعی #چشم_برای_آزادی #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
❤16💔11🕊3
اسماعیل عبدی در اجلاس جهانی کار: جمهوری اسلامی حق تشکلیابی مستقل را سرکوب کرده است
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، در سخنرانی خود در اجلاس جهانی کار با انتقاد از حضور نمایندگان جمهوری اسلامی و تشکل حکومتی «خانه کارگر» در این نشست، گفت حضور نمایندگان حکومتی در حالی که رهبران مستقل کارگری و صنفی در زندان هستند، با اصول بنیادین سازمان بینالمللی کار در تضاد است.
عبدی با اشاره به نقش اتحادیههای کارگری و نهادهای صنفی در شکلگیری دموکراسی، گفت آنچه امروز در ایران جریان دارد، سرکوب مستمر فعالان صنفی و تضعیف سازمانیافته تشکلهای مستقل کارگری و معلمان است؛ روندی که به گفته او کارگران و معلمان را از مهمترین ابزار دفاع از حقوق خود محروم کرده است.
او خواستار اجرای کامل مقاولهنامههای ۸۷، ۹۸، ۱۰۰ و ۱۱۰ سازمان بینالمللی کار شد و گفت جمهوری اسلامی سالهاست از اجرای این تعهدات بینالمللی سر باز زده است.
این فعال صنفی همچنین به وضعیت معیشتی کارگران و معلمان در ایران اشاره کرد و گفت در حالی که خط فقر حدود ۳۰۰ دلار در ماه برآورد میشود، بسیاری از معلمان با حدود ۱۵۰ دلار و کارگران با میانگین ۱۲۰ دلار در ماه زندگی میکنند.
عبدی با انتقاد از شرایط ناایمن محیطهای کار، گفت کارگران و معدنچیان ایرانی بارها به دلیل نبود استانداردهای ایمنی جان خود را از دست دادهاند یا دچار آسیبهای جبرانناپذیر شدهاند، در حالی که مسئولان از این وضعیت آگاه هستند اما اقدامی مؤثر برای رفع آن انجام ندادهاند.
او همچنین به سرکوب فعالان صنفی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت از زمان کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در سال ۲۰۲۲، صدها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت، زندانی یا از کار اخراج شدهاند.
به گفته عبدی، کارگران و فعالان کارگری در صنایع فولاد، نفت، معدن، حملونقل، نیشکر هفتتپه و همچنین اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز با فشارها و سرکوبهای مشابه مواجه بودهاند.
او در ادامه با اشاره به اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، گفت این اعتراضات نیز با سرکوب گسترده مواجه شد و در فاصله تنها دو روز، دهها هزار نفر کشته شدند و شمار بسیار بیشتری بازداشت شدند. وی افزود مردم ایران همچنان به مبارزه خود برای دستیابی به آزادی و دموکراسی ادامه میدهند.
عبدی در پایان از جامعه جهانی خواست از مردم ایران حمایت کند و از جمهوری اسلامی بخواهد تمامی محدودیتهای ارتباطی را لغو کند، به اعدامها پایان دهد، زندانیان کارگری، فعالان صنفی و مدافعان حقوق بشر را آزاد کند، امکان ارتباط آزاد سازمان بینالمللی کار و نهادهای حقوق بشری با تشکلهای مستقل داخل ایران را فراهم آورد و دستمزد عادلانه و شرایط کاری ایمن را برای کارگران تضمین کند.
#اسماعیل_عبدی
@Tavaana_TavaanaTech
اسماعیل عبدی، فعال صنفی معلمان، در سخنرانی خود در اجلاس جهانی کار با انتقاد از حضور نمایندگان جمهوری اسلامی و تشکل حکومتی «خانه کارگر» در این نشست، گفت حضور نمایندگان حکومتی در حالی که رهبران مستقل کارگری و صنفی در زندان هستند، با اصول بنیادین سازمان بینالمللی کار در تضاد است.
عبدی با اشاره به نقش اتحادیههای کارگری و نهادهای صنفی در شکلگیری دموکراسی، گفت آنچه امروز در ایران جریان دارد، سرکوب مستمر فعالان صنفی و تضعیف سازمانیافته تشکلهای مستقل کارگری و معلمان است؛ روندی که به گفته او کارگران و معلمان را از مهمترین ابزار دفاع از حقوق خود محروم کرده است.
او خواستار اجرای کامل مقاولهنامههای ۸۷، ۹۸، ۱۰۰ و ۱۱۰ سازمان بینالمللی کار شد و گفت جمهوری اسلامی سالهاست از اجرای این تعهدات بینالمللی سر باز زده است.
این فعال صنفی همچنین به وضعیت معیشتی کارگران و معلمان در ایران اشاره کرد و گفت در حالی که خط فقر حدود ۳۰۰ دلار در ماه برآورد میشود، بسیاری از معلمان با حدود ۱۵۰ دلار و کارگران با میانگین ۱۲۰ دلار در ماه زندگی میکنند.
عبدی با انتقاد از شرایط ناایمن محیطهای کار، گفت کارگران و معدنچیان ایرانی بارها به دلیل نبود استانداردهای ایمنی جان خود را از دست دادهاند یا دچار آسیبهای جبرانناپذیر شدهاند، در حالی که مسئولان از این وضعیت آگاه هستند اما اقدامی مؤثر برای رفع آن انجام ندادهاند.
او همچنین به سرکوب فعالان صنفی پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد و گفت از زمان کشته شدن مهسا (ژینا) امینی در سال ۲۰۲۲، صدها معلم به دلیل فعالیتهای صنفی بازداشت، زندانی یا از کار اخراج شدهاند.
به گفته عبدی، کارگران و فعالان کارگری در صنایع فولاد، نفت، معدن، حملونقل، نیشکر هفتتپه و همچنین اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه نیز با فشارها و سرکوبهای مشابه مواجه بودهاند.
او در ادامه با اشاره به اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، گفت این اعتراضات نیز با سرکوب گسترده مواجه شد و در فاصله تنها دو روز، دهها هزار نفر کشته شدند و شمار بسیار بیشتری بازداشت شدند. وی افزود مردم ایران همچنان به مبارزه خود برای دستیابی به آزادی و دموکراسی ادامه میدهند.
عبدی در پایان از جامعه جهانی خواست از مردم ایران حمایت کند و از جمهوری اسلامی بخواهد تمامی محدودیتهای ارتباطی را لغو کند، به اعدامها پایان دهد، زندانیان کارگری، فعالان صنفی و مدافعان حقوق بشر را آزاد کند، امکان ارتباط آزاد سازمان بینالمللی کار و نهادهای حقوق بشری با تشکلهای مستقل داخل ایران را فراهم آورد و دستمزد عادلانه و شرایط کاری ایمن را برای کارگران تضمین کند.
#اسماعیل_عبدی
@Tavaana_TavaanaTech
👍12❤2🕊1💔1
Forwarded from گفتوشنود
نهاله شهیدی، شهروند بهایی فعال حقوق کودک، برای تحمل ۶ سال حبس راهی زندان شد
نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودک ساکن کرج، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ برای اجرای حکم قطعی شش سال حبس تعزیری خود، راهی زندان کرمان شد.
▪️سیر پرونده و بازداشت
این فعال مدنی در تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۲، زمانی که برای دیدار با برادرش به کرمان سفر کرده بود، در هشتم فروردینماه هنگام بازگشت از سفر و در ایستگاه قطار کرمان توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شد. در طول دوران بازداشت اولیه وی، مأموران امنیتی بدون حضور خانم شهیدی به منزل شخصی او در کرج یورش برده و ضمن تفتیش خانه، بسیاری از لوازم شخصیاش را ضبط کردند.
خانم شهیدی یزدی در مجموع ۹ ماه و چهار روز را در وضعیت بازداشت موقت و بدون برگزاری دادگاه در حبس سپری کرد تا اینکه در دیماه ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. در نهایت، دادگاه انقلاب کرمان در مردادماه ۱۴۰۴ وی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که با تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، قطعی و برای اجرا به وی ابلاغ شد.
▪️تداوم سرکوب جامعه بهائیان
بازداشت و زندانی شدن نهاله شهیدی یزدی در حالی صورت میگیرد که فشارها بر جامعه بهائیان ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی و قضایی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی علیه فعالان مدنی بهایی، نه تنها آزادی فردی این شهروندان را سلب میکنند، بلکه با ایجاد فضای ارعاب، در تلاش برای محدودسازی هرگونه فعالیت اجتماعی آنان هستند. صدور احکام حبس طولانیمدت برای شهروندانی که صرفا به دلیل باورهای دینی یا فعالیتهای مدنی هدف قرار میگیرند، بخشی از سیاست کلان سرکوب اقلیتهای عقیدتی در جمهوری اسلامی است که با وجود تمامی انتقادات بینالمللی، همچنان با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نهاله شهیدی یزدی، شهروند بهائی و فعال حقوق کودک ساکن کرج، روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ برای اجرای حکم قطعی شش سال حبس تعزیری خود، راهی زندان کرمان شد.
▪️سیر پرونده و بازداشت
این فعال مدنی در تعطیلات نوروز سال ۱۴۰۲، زمانی که برای دیدار با برادرش به کرمان سفر کرده بود، در هشتم فروردینماه هنگام بازگشت از سفر و در ایستگاه قطار کرمان توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت شد. در طول دوران بازداشت اولیه وی، مأموران امنیتی بدون حضور خانم شهیدی به منزل شخصی او در کرج یورش برده و ضمن تفتیش خانه، بسیاری از لوازم شخصیاش را ضبط کردند.
خانم شهیدی یزدی در مجموع ۹ ماه و چهار روز را در وضعیت بازداشت موقت و بدون برگزاری دادگاه در حبس سپری کرد تا اینکه در دیماه ۱۴۰۲ با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد. در نهایت، دادگاه انقلاب کرمان در مردادماه ۱۴۰۴ وی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم کرد؛ حکمی که با تأیید در دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، قطعی و برای اجرا به وی ابلاغ شد.
▪️تداوم سرکوب جامعه بهائیان
بازداشت و زندانی شدن نهاله شهیدی یزدی در حالی صورت میگیرد که فشارها بر جامعه بهائیان ایران به شکلی سازمانیافته ادامه دارد. نهادهای امنیتی و قضایی با بهرهگیری از اتهامات امنیتی علیه فعالان مدنی بهایی، نه تنها آزادی فردی این شهروندان را سلب میکنند، بلکه با ایجاد فضای ارعاب، در تلاش برای محدودسازی هرگونه فعالیت اجتماعی آنان هستند. صدور احکام حبس طولانیمدت برای شهروندانی که صرفا به دلیل باورهای دینی یا فعالیتهای مدنی هدف قرار میگیرند، بخشی از سیاست کلان سرکوب اقلیتهای عقیدتی در جمهوری اسلامی است که با وجود تمامی انتقادات بینالمللی، همچنان با شدت در جریان است.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤7💔4
Forwarded from گفتوشنود
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانی در ۵۶ سالگی درگذشت
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانیـفرانسوی و خالق رمان مصور «پرسپولیس»، در ۵۶ سالگی درگذشت. خانواده او روز پنجشنبه ۱۴ خردادماه با انتشار بیانیهای خبر درگذشت این هنرمند شناختهشده را اعلام کردند.
ساتراپی که در اول آذر ۱۳۴۸ در رشت متولد شده بود، با انتشار رمان مصور «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت. این اثر که روایت زندگی او در سالهای انقلاب ایران، مهاجرت و زندگی در اروپا را بازگو میکند، بعدها به فیلمی انیمیشن تبدیل شد که در جشنواره کن ۲۰۰۷ جایزه هیئت داوران را دریافت کرد و نامزد جایزه اسکار بهترین پویانمایی شد.
خانواده ساتراپی اعلام کردند که او اندکی بیش از یک سال پس از درگذشت همسرش، ماتیاس ریپا، تهیهکننده و فیلمنامهنویس سوئدی، از شدت اندوه درگذشته است. ساتراپی در ماههای اخیر نیز در پیامهایی در شبکههای اجتماعی به تأثیر عمیق فقدان همسرش بر زندگی خود اشاره کرده بود.
مرجان ساتراپی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنری ایرانی در مجامع بینالمللی به شمار میرفت. او با آثار خود توانست روایتهایی از جامعه، تاریخ و تجربه زیسته ایرانیان را به مخاطبانی در سراسر جهان معرفی کند. از دیگر آثار شناختهشده او میتوان به «گلدوزیها»، «خوراک آلو» و کتاب «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد.
این هنرمند در سال ۲۰۲۴ جایزه معتبر «پرنسس آستوریاس» در بخش ارتباطات و علوم انسانی را دریافت کرد. او همچنین در ژانویه ۲۰۲۵ از پذیرش نشان «لژیون دونور»، عالیترین نشان دولتی فرانسه، خودداری کرد و این تصمیم را اعتراضی به آنچه رویکرد ناکافی فرانسه و اروپا در حمایت از آزادیخواهان ایرانی میدانست، عنوان کرد.
درگذشت مرجان ساتراپی، فقدان یکی از شناختهشدهترین صداهای فرهنگی ایران در جهان است؛ هنرمندی که آثارش پلی میان تجربه ایرانی و مخاطبان جهانی ایجاد کرد و نامش در تاریخ هنر معاصر ایران ماندگار خواهد ماند.
#مرجان_ساتراپی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانیـفرانسوی و خالق رمان مصور «پرسپولیس»، در ۵۶ سالگی درگذشت. خانواده او روز پنجشنبه ۱۴ خردادماه با انتشار بیانیهای خبر درگذشت این هنرمند شناختهشده را اعلام کردند.
ساتراپی که در اول آذر ۱۳۴۸ در رشت متولد شده بود، با انتشار رمان مصور «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت. این اثر که روایت زندگی او در سالهای انقلاب ایران، مهاجرت و زندگی در اروپا را بازگو میکند، بعدها به فیلمی انیمیشن تبدیل شد که در جشنواره کن ۲۰۰۷ جایزه هیئت داوران را دریافت کرد و نامزد جایزه اسکار بهترین پویانمایی شد.
خانواده ساتراپی اعلام کردند که او اندکی بیش از یک سال پس از درگذشت همسرش، ماتیاس ریپا، تهیهکننده و فیلمنامهنویس سوئدی، از شدت اندوه درگذشته است. ساتراپی در ماههای اخیر نیز در پیامهایی در شبکههای اجتماعی به تأثیر عمیق فقدان همسرش بر زندگی خود اشاره کرده بود.
مرجان ساتراپی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین چهرههای هنری ایرانی در مجامع بینالمللی به شمار میرفت. او با آثار خود توانست روایتهایی از جامعه، تاریخ و تجربه زیسته ایرانیان را به مخاطبانی در سراسر جهان معرفی کند. از دیگر آثار شناختهشده او میتوان به «گلدوزیها»، «خوراک آلو» و کتاب «زن، زندگی، آزادی» اشاره کرد.
این هنرمند در سال ۲۰۲۴ جایزه معتبر «پرنسس آستوریاس» در بخش ارتباطات و علوم انسانی را دریافت کرد. او همچنین در ژانویه ۲۰۲۵ از پذیرش نشان «لژیون دونور»، عالیترین نشان دولتی فرانسه، خودداری کرد و این تصمیم را اعتراضی به آنچه رویکرد ناکافی فرانسه و اروپا در حمایت از آزادیخواهان ایرانی میدانست، عنوان کرد.
درگذشت مرجان ساتراپی، فقدان یکی از شناختهشدهترین صداهای فرهنگی ایران در جهان است؛ هنرمندی که آثارش پلی میان تجربه ایرانی و مخاطبان جهانی ایجاد کرد و نامش در تاریخ هنر معاصر ایران ماندگار خواهد ماند.
#مرجان_ساتراپی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🕊14❤6💔2