در حالی که نگرانیها درباره موج جدید سرکوب و تشدید صدور احکام اعدام افزایش یافته است، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با انتشار بیانیهای نسبت به خطر اجرای حکم اعدام علیرضا مرداسی، معلم زندانی سیاسی، و دیگر زندانیان محکوم به اعدام هشدار داد.
بر اساس این بیانیه، دیوان عالی کشور احکام اعدام علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و فرشاد اعتمادیفر، سه زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز را تأیید کرده است. علیرضا مرداسی که سالها در عرصه آموزش فعالیت داشته، پیشتر همراه با دو متهم دیگر در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی ادیبیمهر، از بابت اتهاماتی چون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه خود با محکومکردن «فضای ارعاب، سرکوب و اعدام، بهویژه پس از جنگ»، خواستار توقف صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این بیانیه، دیوان عالی کشور احکام اعدام علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و فرشاد اعتمادیفر، سه زندانی سیاسی محبوس در زندان شیبان اهواز را تأیید کرده است. علیرضا مرداسی که سالها در عرصه آموزش فعالیت داشته، پیشتر همراه با دو متهم دیگر در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی ادیبیمهر، از بابت اتهاماتی چون «افساد فیالارض»، «عضویت در گروههای باغی» و «تبلیغ علیه نظام» به دو بار اعدام و یک سال حبس محکوم شده بود.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در بیانیه خود با محکومکردن «فضای ارعاب، سرکوب و اعدام، بهویژه پس از جنگ»، خواستار توقف صدور و اجرای احکام اعدام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔9
در ادامه روند صدور و تأیید احکام اعدام علیه فعالان مدنی و سیاسی، حکم اعدام حسن مصلاوی (طرفی)، فعال مدنی و فرهنگی عرب محبوس در زندان شیبان اهواز، بهطور رسمی به او ابلاغ شده است. این در حالی است که او از سال ۱۴۰۱ در بازداشت به سر میبرد و خانواده و افکار عمومی تاکنون اطلاع چندانی از روند پرونده او نداشتند.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، حسن مصلاوی، ۳۸ ساله و اهل خوزستان، در مرداد ۱۴۰۲ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به اتهام «محاربه» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم شد. این حکم در اسفند ۱۴۰۳ نیز در دیوان عالی کشور تأیید شد، اما ابلاغ رسمی آن به زندانی پس از گذشت بیش از دو سال صورت گرفته است.
حسن مصلاوی پیش از این نیز سابقه بازداشت و حبس طولانیمدت داشته است. او در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شد و بیش از ۱۰ ماه را در بلاتکلیفی گذراند. در آن پرونده نیز اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «عضویت در جمعیت غیرقانونی» و «مشارکت در اعتراضات» علیه او مطرح شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشر کارون، حسن مصلاوی، ۳۸ ساله و اهل خوزستان، در مرداد ۱۴۰۲ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب ماهشهر به اتهام «محاربه» و «عضویت در گروههای عرب مخالف جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم شد. این حکم در اسفند ۱۴۰۳ نیز در دیوان عالی کشور تأیید شد، اما ابلاغ رسمی آن به زندانی پس از گذشت بیش از دو سال صورت گرفته است.
حسن مصلاوی پیش از این نیز سابقه بازداشت و حبس طولانیمدت داشته است. او در سال ۱۳۹۸ همراه با شماری از فعالان فرهنگی عرب بازداشت شد و بیش از ۱۰ ماه را در بلاتکلیفی گذراند. در آن پرونده نیز اتهاماتی چون «تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رهبر جمهوری اسلامی»، «عضویت در جمعیت غیرقانونی» و «مشارکت در اعتراضات» علیه او مطرح شده بود.
@Tavaana_TavaanaTech
❤5💔4
Forwarded from گفتوشنود
هشدار نسبت به وضعیت وخیم جسمی سارا سپهری، شهروند بهائی، در پی تداوم بازداشت در زندان عادلآباد شیراز
در آستانۀ شصتمین روز از بازداشت سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز، نگرانیها نسبت به تداوم بازداشت و وضعیت جسمی او بهشدت افزایش یافته است. بنا بر اطلاع یک منبع آگاه، ناراحتی چشمی خانم سپهری در زندان عادلآباد در وضعیت بحرانی قرار گرفته و او را در معرض خطر خونریزی چشمی قرار داده است. اگرچه اخیرا و پس از وخامت حال، اقدامات درمانی اولیه برای او انجام شده، اما این اقدامات به هیچوجه پاسخگوی وضعیت بحرانی وی نبوده و او نیازمند آزادی فوری از زندان و دسترسی به مراقبتهای پزشکی تخصصی و مستمر است.
بر اساس نظر پزشک معالج، وضعیت چشم خانم سپهری نگرانکننده و حاد میباشد و فشارهای ناشی از شرایط زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت او به همراه داشته باشد. وی پیش از این نیز سابقۀ خونریزی معده و مشکلات شدید التهابی چشم داشته است.
ادامۀ بازداشت خانم سپهری در حالی صورت میگیرد که به گفتۀ این منبع آگاه، بازجوییهای انجامشده هیچ ارتباطی با اتهامات مطرحشده علیه او نداشته و تداوم این بلاتکلیفی بدون ارائۀ هیچ دلیل موجه و قانونی ادامه یافته است.
این منبع مطلع تأکید میکند که مسئولیت هرگونه آسیب و پیامد ناگوار احتمالی برای خانم سپهری، مستقیماً بر عهدۀ نهاد بازداشتکننده و مسئولان ذیربط خواهد بود.
سارا سپهری در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد. او همچنین مسئولیت نگهداری و مراقبت از مادر ۸۰ سالۀ خود را که دارای معلولیت است بر عهده دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در آستانۀ شصتمین روز از بازداشت سارا سپهری، شهروند بهائی ساکن شیراز، نگرانیها نسبت به تداوم بازداشت و وضعیت جسمی او بهشدت افزایش یافته است. بنا بر اطلاع یک منبع آگاه، ناراحتی چشمی خانم سپهری در زندان عادلآباد در وضعیت بحرانی قرار گرفته و او را در معرض خطر خونریزی چشمی قرار داده است. اگرچه اخیرا و پس از وخامت حال، اقدامات درمانی اولیه برای او انجام شده، اما این اقدامات به هیچوجه پاسخگوی وضعیت بحرانی وی نبوده و او نیازمند آزادی فوری از زندان و دسترسی به مراقبتهای پزشکی تخصصی و مستمر است.
بر اساس نظر پزشک معالج، وضعیت چشم خانم سپهری نگرانکننده و حاد میباشد و فشارهای ناشی از شرایط زندان میتواند در هر لحظه پیامدهای جبرانناپذیری برای سلامت او به همراه داشته باشد. وی پیش از این نیز سابقۀ خونریزی معده و مشکلات شدید التهابی چشم داشته است.
ادامۀ بازداشت خانم سپهری در حالی صورت میگیرد که به گفتۀ این منبع آگاه، بازجوییهای انجامشده هیچ ارتباطی با اتهامات مطرحشده علیه او نداشته و تداوم این بلاتکلیفی بدون ارائۀ هیچ دلیل موجه و قانونی ادامه یافته است.
این منبع مطلع تأکید میکند که مسئولیت هرگونه آسیب و پیامد ناگوار احتمالی برای خانم سپهری، مستقیماً بر عهدۀ نهاد بازداشتکننده و مسئولان ذیربط خواهد بود.
سارا سپهری در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۵ توسط مأموران امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شد. او همچنین مسئولیت نگهداری و مراقبت از مادر ۸۰ سالۀ خود را که دارای معلولیت است بر عهده دارد.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔7
تصاویر و روایتهای منتشرشده از بیمارستان الغدیر، بخشی از حافظه جمعی مردمیاند که در دیماه ۱۴۰۴، میان گلوله، ترس، بیخبری و قطع اینترنت، عزیزانشان را از دست دادند.
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت سحر بیات
سحر بیات، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۸ دیماه در حالی که همراه همسرش در حال بازگشت به خانه بود، در منطقه نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.
سحر بهتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده بود. بنا بر روایتهای منتشرشده، گلولهای به سر او اصابت کرد و در همان لحظه جانش را گرفت. همسرش پیکر او را بر دوش کشید و با پای پیاده به بیمارستان الغدیر رساند؛
پیکر سحر پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به سردخانه بهشت زهرا منتقل شد و خانواده او پس از سه روز جستوجو و پیگیری توانستند پیکرش را تحویل بگیرند.
@Tavaana_TavaanaTech
گزارشی که با پیگیری و هماهنگی فرنوش فرجی، خبرنگار ایراناینترنشنال تهیه شده، تلاش میکند نام و روایت بخشی از جانباختگان اعتراضات دیماه را از فراموشی نجات دهد؛ انسانهایی با زندگی، رویا، خانواده و آیندهای که در سرکوب جمهوری اسلامی خاموش شد.
روایت سحر بیات
سحر بیات، از جانباختگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، روز ۱۸ دیماه در حالی که همراه همسرش در حال بازگشت به خانه بود، در منطقه نارمک تهران هدف شلیک گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی قرار گرفت.
سحر بهتازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده بود. بنا بر روایتهای منتشرشده، گلولهای به سر او اصابت کرد و در همان لحظه جانش را گرفت. همسرش پیکر او را بر دوش کشید و با پای پیاده به بیمارستان الغدیر رساند؛
پیکر سحر پس از انتقال به بیمارستان الغدیر، به سردخانه بهشت زهرا منتقل شد و خانواده او پس از سه روز جستوجو و پیگیری توانستند پیکرش را تحویل بگیرند.
@Tavaana_TavaanaTech
💔16❤1
یعقوب درخشان، زندانی سیاسی ۵۱ ساله محبوس در زندان لاکان رشت، پس از آنکه حکم اعدام پیشینش در دیوان عالی کشور نقض شده بود، بار دیگر در شعبه همعرض دادگاه انقلاب رشت به اعدام محکوم شد.
پس از رسیدگی مجدد به پرونده، شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، یعقوب درخشان را از بابت اتهام «بغی» مجددا به اعدام محکوم کرده است. این حکم هفته گذشته صادر شده و بهتازگی در زندان به او ابلاغ شده است.
این در حالی است که حکم اعدام قبلی آقای درخشان از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود و پرونده برای بررسی دوباره به شعبه همعرض ارجاع شده بود. با این حال، دادگاه جدید نیز بار دیگر حکم اعدام را صادر کرده است.
یعقوب درخشان، اهل بندرانزلی، نخستین بار در تیرماه ۱۴۰۳ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. او در فروردینماه ۱۴۰۴ بار دیگر و بدون دریافت احضاریه رسمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد.
«هرانا» پیشتر به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که روند رسیدگی به پرونده او با سرعتی غیرمعمول و بدون رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه انجام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
پس از رسیدگی مجدد به پرونده، شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، یعقوب درخشان را از بابت اتهام «بغی» مجددا به اعدام محکوم کرده است. این حکم هفته گذشته صادر شده و بهتازگی در زندان به او ابلاغ شده است.
این در حالی است که حکم اعدام قبلی آقای درخشان از سوی دیوان عالی کشور نقض شده بود و پرونده برای بررسی دوباره به شعبه همعرض ارجاع شده بود. با این حال، دادگاه جدید نیز بار دیگر حکم اعدام را صادر کرده است.
یعقوب درخشان، اهل بندرانزلی، نخستین بار در تیرماه ۱۴۰۳ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» بازداشت و پس از مدتی با وثیقه آزاد شده بود. او در فروردینماه ۱۴۰۴ بار دیگر و بدون دریافت احضاریه رسمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل شد.
«هرانا» پیشتر به نقل از منابع آگاه گزارش داده بود که روند رسیدگی به پرونده او با سرعتی غیرمعمول و بدون رعایت استانداردهای دادرسی عادلانه انجام شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
💔5🕊4
حامد تیزرویان، عکاس حیاتوحش، پژوهشگر محیط زیست و دانشجوی دوره دکترا، بیش از یک ماه است که در بازداشت بهسر میبرد. با وجود صدور کیفرخواست و ارجاع پرونده او به دادگاه، هنوز متن کیفرخواست به وی ابلاغ نشده و او از جزئیات اتهامات مطرحشده علیه خود بیاطلاع است.
بر اساس گزارش «هرانا» حامد تیزرویان از روز ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در مازندران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد. هرچند کیفرخواست پرونده او در اواخر اردیبهشت صادر شده، اما تاکنون بهطور رسمی در اختیار او قرار نگرفته است.
تیزرویان از فعالان شناختهشده محیط زیست و عکاسان برجسته حیاتوحش ایران است که تصاویر ارزشمندی از گونههای در معرض خطر انقراض، از جمله خرس قهوهای و مرال، ثبت کرده است. صفحه اینستاگرام او با بیش از ۷۰ هزار دنبالکننده نیز پس از بازداشت از دسترس خارج شد.
پیشتر منابع آگاه اعلام کرده بودند که اتهام مطرحشده علیه او «اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس گزارش «هرانا» حامد تیزرویان از روز ۱۴ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ توسط نیروهای امنیتی در مازندران بازداشت شده و همچنان در بازداشت به سر میبرد. هرچند کیفرخواست پرونده او در اواخر اردیبهشت صادر شده، اما تاکنون بهطور رسمی در اختیار او قرار نگرفته است.
تیزرویان از فعالان شناختهشده محیط زیست و عکاسان برجسته حیاتوحش ایران است که تصاویر ارزشمندی از گونههای در معرض خطر انقراض، از جمله خرس قهوهای و مرال، ثبت کرده است. صفحه اینستاگرام او با بیش از ۷۰ هزار دنبالکننده نیز پس از بازداشت از دسترس خارج شد.
پیشتر منابع آگاه اعلام کرده بودند که اتهام مطرحشده علیه او «اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
@Tavaana_TavaanaTech
❤7💔5😍1
Forwarded from گفتوشنود
برای نخستین بار یک زن غیر روحانی به ریاست نهاد ارتباطات واتیکان منصوب شد
پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، یک مدیر اجرایی زن از مجموعه رسانهای کاتولیک آمریکایی «ایدبلیوتیان» را بهعنوان رئیس جدید نهاد ارتباطات واتیکان منصوب کرد.
بر اساس اعلام رسانه رسمی واتیکان که روز سهشنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، «آلوارادو نخستین زن غیر روحانی است که به ریاست یکی از دیوانهای مقر مقدس منصوب میشود.»
به این ترتیب، ماریا مونتسرات آلوارادو (مونتسه آلوارادو) که اهل مکزیکوسیتی و تحصیلکرده در ایالات متحده است، ریاست «شبکه جهانی کلمه ابدی» واتیکان را بر عهده خواهد گرفت؛ نهادی گسترده که بر درگاه خبری واتیکان، ایستگاه رادیویی، روزنامه و دفتر مطبوعاتی واتیکان و دیگر بخشها نظارت میکند.
آلوارادو که از سال ۲۰۲۳ رئیس و مدیر عملیاتی بخش خبری این شبکه بوده است، جایگزین پائولو روفینی میشود که از سال ۲۰۱۸ در این سمت فعالیت داشت و اکنون بازنشسته میشود. واتیکان نیوز این انتصاب را ادامهٔ روند اصلاحات و نوسازی توصیف کرده که در دوران پاپ فرانسیس، سلف پاپ لئو چهاردهم، آغاز شده بود.
پاپ فرانسیس در ماههای پایانی زندگی خود، پیش از درگذشت در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، دو راهبه را به سمتهای مهمی در واتیکان منصوب کرده بود و همزمان از آنچه «ذهنیت مردسالارانه» در کلیسای کاتولیک خواند، انتقاد کرده بود.
شبکه «تلویزیونی کلمه ابدی» در سال ۱۹۸۱ توسط راهبهای به نام مادر آنجلیکا تأسیس شد، اما بعدها به یک مجموعه رسانهای جهانی تبدیل شد که نزدیک به ۱۲ شبکه تلویزیونی، بخش نشر کتاب، روزنامه و شبکههای رادیویی وابسته را در بر میگیرد. این شبکه اغلب مورد توجه کاتولیکهای محافظهکار آمریکا قرار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ چندینبار در این شبکه حضور یافته و یکی از مجریان اصلی آن نیز از همکاران شبکه خبری فاکسنیوز است./محبت نیوز
#واتیکان #پاپ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پاپ لئو چهاردهم، رهبر کاتولیکهای جهان، یک مدیر اجرایی زن از مجموعه رسانهای کاتولیک آمریکایی «ایدبلیوتیان» را بهعنوان رئیس جدید نهاد ارتباطات واتیکان منصوب کرد.
بر اساس اعلام رسانه رسمی واتیکان که روز سهشنبه ۱۲ خرداد منتشر شد، «آلوارادو نخستین زن غیر روحانی است که به ریاست یکی از دیوانهای مقر مقدس منصوب میشود.»
به این ترتیب، ماریا مونتسرات آلوارادو (مونتسه آلوارادو) که اهل مکزیکوسیتی و تحصیلکرده در ایالات متحده است، ریاست «شبکه جهانی کلمه ابدی» واتیکان را بر عهده خواهد گرفت؛ نهادی گسترده که بر درگاه خبری واتیکان، ایستگاه رادیویی، روزنامه و دفتر مطبوعاتی واتیکان و دیگر بخشها نظارت میکند.
آلوارادو که از سال ۲۰۲۳ رئیس و مدیر عملیاتی بخش خبری این شبکه بوده است، جایگزین پائولو روفینی میشود که از سال ۲۰۱۸ در این سمت فعالیت داشت و اکنون بازنشسته میشود. واتیکان نیوز این انتصاب را ادامهٔ روند اصلاحات و نوسازی توصیف کرده که در دوران پاپ فرانسیس، سلف پاپ لئو چهاردهم، آغاز شده بود.
پاپ فرانسیس در ماههای پایانی زندگی خود، پیش از درگذشت در ۲۱ آوریل ۲۰۲۵، دو راهبه را به سمتهای مهمی در واتیکان منصوب کرده بود و همزمان از آنچه «ذهنیت مردسالارانه» در کلیسای کاتولیک خواند، انتقاد کرده بود.
شبکه «تلویزیونی کلمه ابدی» در سال ۱۹۸۱ توسط راهبهای به نام مادر آنجلیکا تأسیس شد، اما بعدها به یک مجموعه رسانهای جهانی تبدیل شد که نزدیک به ۱۲ شبکه تلویزیونی، بخش نشر کتاب، روزنامه و شبکههای رادیویی وابسته را در بر میگیرد. این شبکه اغلب مورد توجه کاتولیکهای محافظهکار آمریکا قرار دارد. پرزیدنت دونالد ترامپ چندینبار در این شبکه حضور یافته و یکی از مجریان اصلی آن نیز از همکاران شبکه خبری فاکسنیوز است./محبت نیوز
#واتیکان #پاپ #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤4👍3💯1
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز مستقل، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به وضعیت سلامت میرحسین موسوی و فاطمه سپهری، به نقد رویکرد گزینشی در دفاع از حقوق بشر پرداخته و بر ضرورت تفکیک مخالفت سیاسی از دفاع از حقوق انسانی تأکید کرده است.
متن خانم ابراهیموند به شرح زیر است:
«حال میرحسین موسوی خوب نیست و رسیدگی پزشکی نمی شود : مشکل اینجاست که ما هنوز نتوانستهایم میان مخالفت سیاسی و دفاع از حقوق انسانی تفاوت قائل شویم. وقتی فاطمه سپهری در زندان بیمار است، بخشی از جامعه سکوت میکند. وقتی میرحسین موسوی در حصر بیمار است، بخش دیگری سکوت میکند. هر گروه فقط از قربانیان خود دفاع میکند و رنج دیگران را نادیده میگیرد. با این منطق هرگز نمیتوان بر جمهوری اسلامی غلبه کرد؛ زیرا این همان منطقی است که خود جمهوری اسلامی سالها بر اساس آن حکومت کرده است: تقسیم انسانها به «خودی» و «غیرخودی». اگر قرار باشد فقط برای کسانی فریاد بزنیم که کاملاً شبیه ما فکر میکنند، اگر از ترس برچسب خوردن در برابر ظلم سکوت کنیم، اگر زندان، حصر، سانسور و محرومیت را بر اساس هویت قربانی قضاوت کنیم، در حقیقت هنوز از منطق استبداد عبور نکردهایم. جامعهای که برای یک زندانی سیاسی قلم نمیزند چون از او خوشش نمیآید، برای یک محصور اعتراض نمیکند چون گذشتهاش را نمیپسندد و برای یک مخالف سکوت میکند چون نگران واکنش دیگران است، قبل از آنکه با حکومت بجنگد، درگیر شکست اخلاقی خودش شده است. عدالت یعنی دفاع از حق انسانها، نه دفاع از قبیله سیاسی خودمان. و برای آنهایی که همیشه آمادهاند هر مطالبهای را به حمایت سیاسی تعبیر کنند، این توضیح ضروری است: نویسنده این مطلب نهتنها مخالف جمهوری اسلامی، بلکه مخالف تمام ساختار، تفکر و کارگزاران نظامی است که امروز بر ایران حکومت میکنند. من نه از میرحسین موسوی دفاع میکنم و نه از کارنامه سیاسی او. من از این اصل دفاع میکنم که هیچ انسانی نباید به دلیل عقیده، اختلاف سیاسی یا پیشینهاش از حقوق بنیادین خود محروم شود دفاع از حقوق یک انسان در برابر ظلم، به معنای تطهیر گذشته یا تأیید مواضع سیاسی او نیست؛ بلکه مرزبندی با خودِ ظلم است.»
#حقوق_بشر #فاطمه_سپهری #میرحسین_موسوی #زندانیان_سیاسی
@Tavaana_TavaanaTech
👍6❤2👌1
آتنا دائمی، زندانی سیاسی سابق که در سالهای اخیر خارج از ایران زندگی میکند، با انتشار تصویری از احضاریهای که بهتازگی برای خانوادهاش در ایران ارسال شده، از تشکیل پروندهای جدید علیه خود خبر داد.
بر اساس این احضاریه، آتنا دائمی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «تقویت رژیم صهیونیستی از طریق مساعدت مستقیم» مواجه شده است.
او در واکنش به این پروندهسازی نوشت که این سند نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی برای فردی که سه سال است خارج از ایران زندگی میکند و بارها بهصورت علنی و بدون واهمه از تهدیدها و حملات، مواضع خود را علیه جنگ و نقض حقوق بشر، چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، بیان کرده است، چنین اتهاماتی را مطرح میکند.
دائمی تأکید کرد این پروندهسازی بهخوبی نشان میدهد که چگونه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی برای فعالان داخل کشور نیز پروندههای مشابه میسازند؛ موضوعی که به گفته او سالها از سوی فعالان حقوق بشر مطرح شده اما همچنان بسیاری حاضر به پذیرش آن نیستند.
او افزود: «اگر با وجود تمام نوشتهها، مصاحبهها و مواضع علنیام چنین دروغ آشکاری را مطرح میکنند، روشن است که تا چه اندازه در پروندههای زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، شهروندان بهایی و بسیاری دیگر حقیقت را وارونه کرده و هزینههای جبرانناپذیری بر افراد و خانوادههایشان تحمیل میکنند.»
این فعال سیاسی همچنین این احضاریه را سندی بر بیپایه و اساس بودن بسیاری از اتهامات امنیتی در جمهوری اسلامی دانست و نوشت که چنین اسنادی بیاعتباری بسیاری از پروندهها، از جمله پرونده افرادی را که اعدام شدهاند یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند، آشکار میکند.
آتنا دائمی در بخش دیگری از نوشته خود خطاب به جمهوری اسلامی تأکید کرد که «تا وقتی هستید و حتی پس از آن نیز به تبلیغ علیه نظام استبدادیتان و دادخواهی ادامه خواهم داد» و افزود که نه حامی اسرائیل، بلکه مخالف تمامی ناقضان حقوق بشر است و آرزوی محاکمه همه عاملان نقض حقوق بشر را دارد.
او همچنین با اشاره به احتمال مصادره اموالش نوشت: «اگر هدف از این پروندهسازی مصادره اموال است، اعلام میکنم هیچ اموالی در ایران یا خارج از ایران ندارم. اموال من جوانی و سلامتیام بود که سالها پیش از من گرفته شد و هرگز بازنخواهد گشت. با این حال ارزشمندترین دارایی من عشق به ایران و مردمش و باورم به حقوق بشر است؛ چیزی که حتی با مرگ نیز نمیتوان آن را از من گرفت.»
آتنا دائمی در پایان با اشاره به صدور این احضاریه نوشت: «عدم حضور، جلب است؟! منتظرم :)»
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس این احضاریه، آتنا دائمی با اتهاماتی از جمله «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و «تقویت رژیم صهیونیستی از طریق مساعدت مستقیم» مواجه شده است.
او در واکنش به این پروندهسازی نوشت که این سند نشان میدهد جمهوری اسلامی حتی برای فردی که سه سال است خارج از ایران زندگی میکند و بارها بهصورت علنی و بدون واهمه از تهدیدها و حملات، مواضع خود را علیه جنگ و نقض حقوق بشر، چه از سوی جمهوری اسلامی و چه از سوی اسرائیل، بیان کرده است، چنین اتهاماتی را مطرح میکند.
دائمی تأکید کرد این پروندهسازی بهخوبی نشان میدهد که چگونه نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی برای فعالان داخل کشور نیز پروندههای مشابه میسازند؛ موضوعی که به گفته او سالها از سوی فعالان حقوق بشر مطرح شده اما همچنان بسیاری حاضر به پذیرش آن نیستند.
او افزود: «اگر با وجود تمام نوشتهها، مصاحبهها و مواضع علنیام چنین دروغ آشکاری را مطرح میکنند، روشن است که تا چه اندازه در پروندههای زندانیان سیاسی، فعالان مدنی، شهروندان بهایی و بسیاری دیگر حقیقت را وارونه کرده و هزینههای جبرانناپذیری بر افراد و خانوادههایشان تحمیل میکنند.»
این فعال سیاسی همچنین این احضاریه را سندی بر بیپایه و اساس بودن بسیاری از اتهامات امنیتی در جمهوری اسلامی دانست و نوشت که چنین اسنادی بیاعتباری بسیاری از پروندهها، از جمله پرونده افرادی را که اعدام شدهاند یا در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارند، آشکار میکند.
آتنا دائمی در بخش دیگری از نوشته خود خطاب به جمهوری اسلامی تأکید کرد که «تا وقتی هستید و حتی پس از آن نیز به تبلیغ علیه نظام استبدادیتان و دادخواهی ادامه خواهم داد» و افزود که نه حامی اسرائیل، بلکه مخالف تمامی ناقضان حقوق بشر است و آرزوی محاکمه همه عاملان نقض حقوق بشر را دارد.
او همچنین با اشاره به احتمال مصادره اموالش نوشت: «اگر هدف از این پروندهسازی مصادره اموال است، اعلام میکنم هیچ اموالی در ایران یا خارج از ایران ندارم. اموال من جوانی و سلامتیام بود که سالها پیش از من گرفته شد و هرگز بازنخواهد گشت. با این حال ارزشمندترین دارایی من عشق به ایران و مردمش و باورم به حقوق بشر است؛ چیزی که حتی با مرگ نیز نمیتوان آن را از من گرفت.»
آتنا دائمی در پایان با اشاره به صدور این احضاریه نوشت: «عدم حضور، جلب است؟! منتظرم :)»
@Tavaana_TavaanaTech
💔9❤1🕊1
پیام وزارت امور خارجه آمریکا به مردم ایران: آینده ایران باید به دست خود ایرانیان ساخته شود
وزارت امور خارجه آمریکا در یک پیام ویدیویی خطاب به مردم ایران، به فرهنگ، تاریخ غنی و استعدادهای این ملت اشاره کرد. پیام با تاکید بر مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی در محدودیتهای کنونی کشور ایران، گفت که مردم ایران خواهان فرصت، ثبات، آزادی و زندگی بدون ترس هستند. پیام با هدف نمایاندن تفاوت بین مردم و رهبری، گفت که آینده ایران در دست خود ایرانیان است و داستان آن هنوز تمام شده نیست.
وزارت امور خارجه ایالات متحده روز پنجشنبه ۱۴ خرداد با انتشار یک پیام ویدیویی خطاب به مردم ایران، بر احترام آمریکا به تاریخ، فرهنگ، و ظرفیتهای ملت ایران تأکید کرد، و در عین حال رهبری جمهوری اسلامی را عامل اصلی محدودیتها و مشکلات کنونی این کشور دانست.
در این پیام، که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته است، گفته میشود: «برای هزاران سال، مردم ایران تمدن بشری را شکل دادند؛ شعر، علم، پزشکی، معماری و هنر.»
این پیام با اشاره به میراث تاریخی ایران تأکید میکند که آمریکاییها هنگام نگاه به ایران، «ملتی بزرگ با تاریخی غنی و نسلی سرشار از استعداد و پتانسیل» را میبینند.
وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه میگوید میلیونها ایرانی امروز خواهان همان ارزشها و فرصتهایی هستند که مردم در سراسر جهان به دنبال آن هستند، یعنی «فرصت، ثبات، امکان آزادی بیان و زندگی بدون ترس.»
این پیام همچنین به موفقیت ایرانیان در خارج از کشور اشاره میکند و میگوید هر جا آزادی و فرصت وجود داشته است، ایرانیان توانایی خود را برای پیشرفت و موفقیت نشان دادهاند.
وزارت امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از این پیام، میان مردم ایران و رژیم جمهوری اسلامی تفاوت قائل شده و تصریح میکند: «مشکل مردم ایران نیستند.» در ادامه آمده است: «مشکل رهبریای است که از تعامل میترسد، و به جای فرصت، تقابل را انتخاب میکند.»
این پیام همچنین بر اهمیت اعتماد حکومتها به شهروندان خود تأکید میکند و میگوید: «ملتهای قوی به مردم خود اعتماد میکنند.»
در پایان این پیام، وزارت امور خارجه آمریکا بر نقش مردم ایران در تعیین سرنوشت کشورشان تأکید کرده و میگوید: «آینده ایران باید به دست مردمش شکل بگیرد.» پیام همچنین با نگاهی امیدوارانه به آینده میافزاید: «داستان ایران هنوز در حال نوشته شدن است. بهترین فصل آن شاید هنوز در پیش باشد.»
این پیام در حالی منتشر میشود که تنشها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، و همزمان تلاشهای دیپلماتیک برای رسیدگی به مسائل هستهای و امنیتی ایران در جریان است.
منبع:
صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
وزارت امور خارجه آمریکا در یک پیام ویدیویی خطاب به مردم ایران، به فرهنگ، تاریخ غنی و استعدادهای این ملت اشاره کرد. پیام با تاکید بر مسئولیت رهبری جمهوری اسلامی در محدودیتهای کنونی کشور ایران، گفت که مردم ایران خواهان فرصت، ثبات، آزادی و زندگی بدون ترس هستند. پیام با هدف نمایاندن تفاوت بین مردم و رهبری، گفت که آینده ایران در دست خود ایرانیان است و داستان آن هنوز تمام شده نیست.
وزارت امور خارجه ایالات متحده روز پنجشنبه ۱۴ خرداد با انتشار یک پیام ویدیویی خطاب به مردم ایران، بر احترام آمریکا به تاریخ، فرهنگ، و ظرفیتهای ملت ایران تأکید کرد، و در عین حال رهبری جمهوری اسلامی را عامل اصلی محدودیتها و مشکلات کنونی این کشور دانست.
در این پیام، که در اختیار صدای آمریکا قرار گرفته است، گفته میشود: «برای هزاران سال، مردم ایران تمدن بشری را شکل دادند؛ شعر، علم، پزشکی، معماری و هنر.»
این پیام با اشاره به میراث تاریخی ایران تأکید میکند که آمریکاییها هنگام نگاه به ایران، «ملتی بزرگ با تاریخی غنی و نسلی سرشار از استعداد و پتانسیل» را میبینند.
وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه میگوید میلیونها ایرانی امروز خواهان همان ارزشها و فرصتهایی هستند که مردم در سراسر جهان به دنبال آن هستند، یعنی «فرصت، ثبات، امکان آزادی بیان و زندگی بدون ترس.»
این پیام همچنین به موفقیت ایرانیان در خارج از کشور اشاره میکند و میگوید هر جا آزادی و فرصت وجود داشته است، ایرانیان توانایی خود را برای پیشرفت و موفقیت نشان دادهاند.
وزارت امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از این پیام، میان مردم ایران و رژیم جمهوری اسلامی تفاوت قائل شده و تصریح میکند: «مشکل مردم ایران نیستند.» در ادامه آمده است: «مشکل رهبریای است که از تعامل میترسد، و به جای فرصت، تقابل را انتخاب میکند.»
این پیام همچنین بر اهمیت اعتماد حکومتها به شهروندان خود تأکید میکند و میگوید: «ملتهای قوی به مردم خود اعتماد میکنند.»
در پایان این پیام، وزارت امور خارجه آمریکا بر نقش مردم ایران در تعیین سرنوشت کشورشان تأکید کرده و میگوید: «آینده ایران باید به دست مردمش شکل بگیرد.» پیام همچنین با نگاهی امیدوارانه به آینده میافزاید: «داستان ایران هنوز در حال نوشته شدن است. بهترین فصل آن شاید هنوز در پیش باشد.»
این پیام در حالی منتشر میشود که تنشها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد، و همزمان تلاشهای دیپلماتیک برای رسیدگی به مسائل هستهای و امنیتی ایران در جریان است.
منبع:
صدای آمریکا
@Tavaana_TavaanaTech
👌12❤3💯2
سهیل عربی، عکاس، وبلاگنویس ، کنشگر مدنی و زندانی سیاسی پیشین است که طی بیش از یک دهه گذشته، به دلیل فعالیتهای انتقادی و افشاگرانه خود، بارها طعم حبس، تبعید و فشارهای امنیتی را چشیده است. او که پیش از بازداشتهای اخیر نیز سالهای متمادی از عمر خود را در زندانهای اوین و تهران بزرگ سپری کرده، همواره به عنوان صدایی رساتر از پشت میلهها برای دادخواهی شناخته شده است. وی که بهتازگی پس از تحمل دورهای جدید از حبس در زندان قزلحصار کرج آزاد شده، در نامهای تکاندهنده با عنوان «حبس در جنگ؛ تلاش برای بقا در زندان قزلحصار»، به تشریح ابعاد هولناکی از شرایط نگهداری در سوئیت ۳۵ واحد سه این زندان پرداخته است.
سهیل در این نامه، با توصیف فضای مرگمحور حاکم بر این بند، از حضور زندانیان جوان محکوم به اعدام، محرومیتهای شدید ارتباطی از جمله ممنوعیت تماس و ملاقات، و همچنین آنچه «شکنجههای فیزیکی سیستماتیک و رفتارهای خشونتآمیز» توسط برخی مسئولان زندان خوانده، پرده برداشته است. در ادامه این نامه آمده است:
حبس در جنگ؛ تلاش برای بقا در زندان قزلحصار، به روایت سهیل عربی
سلول ۱۰ سوئیت قزلحصار؛ همانجایی که سازمان زندانها آن را «اندرزگاه تربیت، سالن ۳۵ واحد سه ندامتگاه قزلحصار» مینامد. کنارم چند جوان متولد نیمه دوم دهه هشتاد نشستهاند؛ کمتر از بیستساله. گردنهایشان را بالا و پایین و چپ و راست تکان میدهند تا عضلاتشان را برای طناب دار آماده کنند. با بغض میگویند میخواهند گردنهایشان را برای اعدام آماده کنند. اینجا بوی مرگ آنقدر سنگین است که حتی وقتی زمین از انفجارها و عبور جنگندهها میلرزد و طلق پنجرهها فرو میریزد، کسی نمیترسد. بعضیها حتی هورا میکشند. اگر یکی دو روز خبری از انفجار نباشد، برخی زندانیان و حتی کارکنان زندان غمگین میشوند. اینجا ایران است؛ سوئیت واحد سه زندان قزلحصار.
از راهرو صدای فریاد میآید: «ننگ بر ستمگر! ننگ بر شکنجهگر!» صداها برایم آشناست؛ حمزه و سعید. چند روز بعد میفهمم پویا قبادی و چند همبند دیگرم که در سلول کناری بودند، اعدام شدهاند. خشم و اندوه در وجودم موج میزند، اما باید پنهانش کنم؛ همسلولیهایم جواناند و از اعدام وحشت دارند.
یک غروب افسر جانشین در را باز میکند و سلطانعلی را صدا میزند. میگوید «بیا ببرمت جای بهتر.» فردا میفهمیم جای بهتر یعنی اعدام. نیمهشبهای زیادی هم با همین صداها بیدار میشویم؛ «بیا بیرون، کارت دارند.» میدانیم یعنی چه. عرفان قبل از رفتن با لب بیصدا میگوید: «اگر رفتم، برایم سوگواری نکنید، مرا زندگی کنید.»
اینجا فقط زندان نیست؛ جایی است که پیش از اعدام، آدمها را میشکنند. صدای ضربه لوله آب به بدن زندانیها، صدای خنده نگهبانها، و جملههایی مثل «بچهها گرم کنید برای استقبال از یک معاند» بخشی از زندگی روزمره است.
۲۰ اسفند ۱۴۰۴، در شرایطی که با قطع اینترنت کارم را از دست داده بودم، برای گذران زندگی با موتور کار میکردم. حوالی عصر در پارک اوستا نشسته بودم که ناگهان دو نفر به من حمله کردند. گفتند از قرارگاه ثارالله هستند. گوشی و وسایلم را گرفتند، فحاشی کردند و مدام میپرسیدند «استارلینک و اسلحه کجاست؟» بعد از چند بازجویی و ضربوشتم، مرا با چشمبند به الف یک بردند؛ همانجایی که میگویند «اینجا اوین نیست، حقوق بشر آنتن نمیدهد.»
تمام شب را با دست و پا و چشم بسته در مینیبوس نگه داشتند. با تمسخر میگفتند آنقدر نگهت میداریم تا «به خودت بشاشی.» صبح بازجو آمد و گفت «خوش گذشت؟» گفتم «نوبت شما هم میرسد.» بازجوییها ادامه داشت: چرا اعتراض کردی، چرا به زخمیها کمک کردی. جوابم این بود که اعتراض با اغتشاش فرق دارد.
در بازپرسی، روی برگه نوشتند متهم به اجتماع و تبانی هستم. نوشتم من دادخواهم. برایم قرار بازداشت موقت با محرومیت از تماس و ملاقات صادر کردند و در نهایت مرا به قزلحصار فرستادند.
در سوئیت، سلولی کوچک با بنر «محروم از تماس و ملاقات». ابتدا با سلطانعلی و پارسا بودم. سلطانعلی پنجاه روز انفرادی را پشت سر گذاشته بود و آمدن ما را «گشایش» میدانست. بعد مهدی اضافه شد. گاهی ما را بین سلول ۳ و ۱۰ جابهجا میکردند. سال تحویل را بدون هیچ وسیلهای، فقط از صدای تبریک نگهبانها فهمیدیم. چند جوان تازهوارد که به شدت شکنجه شده بودند را آوردند؛ از ترس شوکه بودند و از تهدید به اعدام حرف میزدند.
شرایط نگهداری بسیار بد بود؛ سلولهای کوچک، جمعیت زیاد، نبود هواخوری، غذای کم و بیکیفیت، نبود امکانات بهداشتی. ده نفر در یک سلول ۱۲ متری، یک لیوان برای همه، چای در بطری پلاستیکی مچاله. بسیاری از زندانیان حتی از خانوادههایشان بیخبر بودند.
ادامه در لینک زیر:
https://tavaana.org/soheil-arabi/
#سهیل_عربی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
سهیل در این نامه، با توصیف فضای مرگمحور حاکم بر این بند، از حضور زندانیان جوان محکوم به اعدام، محرومیتهای شدید ارتباطی از جمله ممنوعیت تماس و ملاقات، و همچنین آنچه «شکنجههای فیزیکی سیستماتیک و رفتارهای خشونتآمیز» توسط برخی مسئولان زندان خوانده، پرده برداشته است. در ادامه این نامه آمده است:
حبس در جنگ؛ تلاش برای بقا در زندان قزلحصار، به روایت سهیل عربی
سلول ۱۰ سوئیت قزلحصار؛ همانجایی که سازمان زندانها آن را «اندرزگاه تربیت، سالن ۳۵ واحد سه ندامتگاه قزلحصار» مینامد. کنارم چند جوان متولد نیمه دوم دهه هشتاد نشستهاند؛ کمتر از بیستساله. گردنهایشان را بالا و پایین و چپ و راست تکان میدهند تا عضلاتشان را برای طناب دار آماده کنند. با بغض میگویند میخواهند گردنهایشان را برای اعدام آماده کنند. اینجا بوی مرگ آنقدر سنگین است که حتی وقتی زمین از انفجارها و عبور جنگندهها میلرزد و طلق پنجرهها فرو میریزد، کسی نمیترسد. بعضیها حتی هورا میکشند. اگر یکی دو روز خبری از انفجار نباشد، برخی زندانیان و حتی کارکنان زندان غمگین میشوند. اینجا ایران است؛ سوئیت واحد سه زندان قزلحصار.
از راهرو صدای فریاد میآید: «ننگ بر ستمگر! ننگ بر شکنجهگر!» صداها برایم آشناست؛ حمزه و سعید. چند روز بعد میفهمم پویا قبادی و چند همبند دیگرم که در سلول کناری بودند، اعدام شدهاند. خشم و اندوه در وجودم موج میزند، اما باید پنهانش کنم؛ همسلولیهایم جواناند و از اعدام وحشت دارند.
یک غروب افسر جانشین در را باز میکند و سلطانعلی را صدا میزند. میگوید «بیا ببرمت جای بهتر.» فردا میفهمیم جای بهتر یعنی اعدام. نیمهشبهای زیادی هم با همین صداها بیدار میشویم؛ «بیا بیرون، کارت دارند.» میدانیم یعنی چه. عرفان قبل از رفتن با لب بیصدا میگوید: «اگر رفتم، برایم سوگواری نکنید، مرا زندگی کنید.»
اینجا فقط زندان نیست؛ جایی است که پیش از اعدام، آدمها را میشکنند. صدای ضربه لوله آب به بدن زندانیها، صدای خنده نگهبانها، و جملههایی مثل «بچهها گرم کنید برای استقبال از یک معاند» بخشی از زندگی روزمره است.
۲۰ اسفند ۱۴۰۴، در شرایطی که با قطع اینترنت کارم را از دست داده بودم، برای گذران زندگی با موتور کار میکردم. حوالی عصر در پارک اوستا نشسته بودم که ناگهان دو نفر به من حمله کردند. گفتند از قرارگاه ثارالله هستند. گوشی و وسایلم را گرفتند، فحاشی کردند و مدام میپرسیدند «استارلینک و اسلحه کجاست؟» بعد از چند بازجویی و ضربوشتم، مرا با چشمبند به الف یک بردند؛ همانجایی که میگویند «اینجا اوین نیست، حقوق بشر آنتن نمیدهد.»
تمام شب را با دست و پا و چشم بسته در مینیبوس نگه داشتند. با تمسخر میگفتند آنقدر نگهت میداریم تا «به خودت بشاشی.» صبح بازجو آمد و گفت «خوش گذشت؟» گفتم «نوبت شما هم میرسد.» بازجوییها ادامه داشت: چرا اعتراض کردی، چرا به زخمیها کمک کردی. جوابم این بود که اعتراض با اغتشاش فرق دارد.
در بازپرسی، روی برگه نوشتند متهم به اجتماع و تبانی هستم. نوشتم من دادخواهم. برایم قرار بازداشت موقت با محرومیت از تماس و ملاقات صادر کردند و در نهایت مرا به قزلحصار فرستادند.
در سوئیت، سلولی کوچک با بنر «محروم از تماس و ملاقات». ابتدا با سلطانعلی و پارسا بودم. سلطانعلی پنجاه روز انفرادی را پشت سر گذاشته بود و آمدن ما را «گشایش» میدانست. بعد مهدی اضافه شد. گاهی ما را بین سلول ۳ و ۱۰ جابهجا میکردند. سال تحویل را بدون هیچ وسیلهای، فقط از صدای تبریک نگهبانها فهمیدیم. چند جوان تازهوارد که به شدت شکنجه شده بودند را آوردند؛ از ترس شوکه بودند و از تهدید به اعدام حرف میزدند.
شرایط نگهداری بسیار بد بود؛ سلولهای کوچک، جمعیت زیاد، نبود هواخوری، غذای کم و بیکیفیت، نبود امکانات بهداشتی. ده نفر در یک سلول ۱۲ متری، یک لیوان برای همه، چای در بطری پلاستیکی مچاله. بسیاری از زندانیان حتی از خانوادههایشان بیخبر بودند.
ادامه در لینک زیر:
https://tavaana.org/soheil-arabi/
#سهیل_عربی #بیانیه
@Tavaana_TavaanaTech
❤3💔3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخرین جشن تولد متین قربانی؛ جوانی که ۱۸ دی ۱۴۰۴ کشته شد
جاویدنام متین قربانی، باریستای جوان متولد ۱۳ خرداد ۱۳۸۱، سال گذشته روز تولدش را در کنار همسرش با خنده و شادی جشن گرفت؛ اما آن روز، آخرین تولدی بود که در کنار عزیزانش سپری کرد. او در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴ در کرج بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
در ویدیویی که همسرش منتشر کرده، با حسرت از آخرین تولدی میگوید که کنار هم بودند و آرزو میکند کاش میشد دوباره آن روزها تکرار شوند. او در بخشی از این ویدیو خطاب به متین میگوید:
مهسا، همسر متین قربانی، پیشتر نیز با انتشار تصویری از در آغوش گرفتن پیکر بیجان او، روایتی دردناک از فقدان مرد زندگیاش را به اشتراک گذاشته بود. حالا در سالروز تولد متین، به جای آغوشی گرم، تنها سنگ سرد مزار او را در آغوش میگیرد؛ تصویری تلخ از زندگیای که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ ناتمام ماند.
#متین_قربانی
💸 tavaanatech
جاویدنام متین قربانی، باریستای جوان متولد ۱۳ خرداد ۱۳۸۱، سال گذشته روز تولدش را در کنار همسرش با خنده و شادی جشن گرفت؛ اما آن روز، آخرین تولدی بود که در کنار عزیزانش سپری کرد. او در جریان اعتراضات ۱۸ دی ۱۴۰۴ در کرج بر اثر شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جان باخت.
در ویدیویی که همسرش منتشر کرده، با حسرت از آخرین تولدی میگوید که کنار هم بودند و آرزو میکند کاش میشد دوباره آن روزها تکرار شوند. او در بخشی از این ویدیو خطاب به متین میگوید:
«پارسال روز تولدت کنار هم بودیم، میخندیدیم و خوشحال بودیم؛ کاش میشد دوباره کنار هم باشیم.»
مهسا، همسر متین قربانی، پیشتر نیز با انتشار تصویری از در آغوش گرفتن پیکر بیجان او، روایتی دردناک از فقدان مرد زندگیاش را به اشتراک گذاشته بود. حالا در سالروز تولد متین، به جای آغوشی گرم، تنها سنگ سرد مزار او را در آغوش میگیرد؛ تصویری تلخ از زندگیای که در ۱۸ دی ۱۴۰۴ ناتمام ماند.
#متین_قربانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔8❤1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
جاویدنام مهنا دوکوشکانی، دختر ۱۸ ساله اهل کرمانشاه، در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ بر اثر شلیک ماموران جمهوری اسلامی جان باخت.
مهنا ورزشکار رشته کاراته بود و در رقابتهای استانی نیز مقامهایی کسب کرده بود. او مانند بسیاری از جانباختگان اعتراضات، آرزوها، برنامهها و آیندهای پیش رو داشت؛ آیندهای که هرگز فرصت تحقق پیدا نکرد. امروز، زنده نگه داشتن نام و یاد او و دیگر جانباختگان، تلاشی برای جلوگیری از فراموش شدن روایت زندگیهایی است که ناتمام ماندند.
⚫️ درد خانوادههایی که عزیزانشان را از دست دادهاند همچنان پابرجاست. جمله کوتاه و تلخی که برخی از کاربران به نقل از مادر جاویدنام مهنا دوکوشکانی بازنشر کردهاند: «ندیدم هیچجا کسی اسمی از دخترم بگه». این جمله، روایت اندوه مادری است که نمیخواهد نام و یاد فرزندش در میان انبوه خبرها و گذر زمان به فراموشی سپرده شود.
#مهنا_دوکوشکانی
💸 tavaanatech
مهنا ورزشکار رشته کاراته بود و در رقابتهای استانی نیز مقامهایی کسب کرده بود. او مانند بسیاری از جانباختگان اعتراضات، آرزوها، برنامهها و آیندهای پیش رو داشت؛ آیندهای که هرگز فرصت تحقق پیدا نکرد. امروز، زنده نگه داشتن نام و یاد او و دیگر جانباختگان، تلاشی برای جلوگیری از فراموش شدن روایت زندگیهایی است که ناتمام ماندند.
#مهنا_دوکوشکانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔13❤1