Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نجواهای مادر جاویدنام پیام رخبخش کنار قاب فرزندش
مادر پیام رخبخش در این ویدئو میگوید:
جاویدنام پیام رخبخش، ۳۲ ساله و اهل شیراز، ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومت به پهلو کشته شد.
#پیام_رخ_بخش
💸 tavaanatech
مادر پیام رخبخش در این ویدئو میگوید:
«من از هزاران مادری هستم که شما به ناحق بچه ما رو ازمون گرفتید، به ناحق بچه ما رو کشتید، زندگی ما رو، ثمره زندگی ما رو نابود کردید، امیدوارم روزی برسه که نابود بشید، لعنت بهتون، و اون روز خواهد رسید و ما برای نابودی شما پایکوبی خواهیم کرد»
جاویدنام پیام رخبخش، ۳۲ ساله و اهل شیراز، ۱۹ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر حکومت به پهلو کشته شد.
#پیام_رخ_بخش
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔31
لایو اینستاگرام توانا
«مادران و کودکان در زندان»
در روزهای گذشته خبر رسید که رضوانه احمدخانبیگی، بهدلیل عدم موافقت با تمدید مرخصی، همراه با فرزند خردسالش دوباره به بند زنان زندان اوین برگردانده شد. حالا در بند زنان اوین، دو مادر همراه با فرزندانشان حضور دارند؛ و در زندان قرچک و دیگر زندانها نیز زنانی هستند که سالهای حبس خود را در کنار کودکانشان میگذرانند.
کودکانی که روزها و سالهای نخست زندگیشان را پشت دیوارهای زندان میگذرانند، جهان را از پشت میلهها میشناسند؛ اولین تصویرشان از «زندگی» و «جامعه» با صدای درهای آهنی و فضای پرتنش زندان گره میخورد.
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز، بخشی از دوران حبس خود را در زندان قرچک، در کنار مادران و کودکانی که آنجا بودند، سپری کرده است. تجربهی زیستهی او بعدها در قالب مستند «مادرانگی در اسارت» به تصویر کشیده شد؛ فیلمی که بهتازگی در یکی از مراکز هنری شهر پاریس به نمایش درآمد و بخشی از واقعیت ناگفتهی زندان را روایت کرد.
در این برنامهی زنده، دربارهی مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان و مادران زندانی صحبت خواهیم کرد؛ از تأثیر زیستن در محیط بسته بر رشد کودک تا فشارهای چندلایهای که بر بدن و روان مادر زندانی تحمیل میشود، و اینکه جامعهی بیرون چه مسئولیتی در قبال این کودکان دارد.
میهمانان:
صبا آلاله – روانشناس بالینی
مریم ابراهیموند – کارگردان مستند «مادرانگی در اسارت»
میزبان:
محمدجواد طواف – آموزشکده توانا
زمان برگزاری لایو:
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
@Tavaana_TavaanaTech
«مادران و کودکان در زندان»
در روزهای گذشته خبر رسید که رضوانه احمدخانبیگی، بهدلیل عدم موافقت با تمدید مرخصی، همراه با فرزند خردسالش دوباره به بند زنان زندان اوین برگردانده شد. حالا در بند زنان اوین، دو مادر همراه با فرزندانشان حضور دارند؛ و در زندان قرچک و دیگر زندانها نیز زنانی هستند که سالهای حبس خود را در کنار کودکانشان میگذرانند.
کودکانی که روزها و سالهای نخست زندگیشان را پشت دیوارهای زندان میگذرانند، جهان را از پشت میلهها میشناسند؛ اولین تصویرشان از «زندگی» و «جامعه» با صدای درهای آهنی و فضای پرتنش زندان گره میخورد.
مریم ابراهیموند، زندانی سیاسی سابق و فیلمساز، بخشی از دوران حبس خود را در زندان قرچک، در کنار مادران و کودکانی که آنجا بودند، سپری کرده است. تجربهی زیستهی او بعدها در قالب مستند «مادرانگی در اسارت» به تصویر کشیده شد؛ فیلمی که بهتازگی در یکی از مراکز هنری شهر پاریس به نمایش درآمد و بخشی از واقعیت ناگفتهی زندان را روایت کرد.
در این برنامهی زنده، دربارهی مشکلات روانی، عاطفی و اجتماعی کودکان و مادران زندانی صحبت خواهیم کرد؛ از تأثیر زیستن در محیط بسته بر رشد کودک تا فشارهای چندلایهای که بر بدن و روان مادر زندانی تحمیل میشود، و اینکه جامعهی بیرون چه مسئولیتی در قبال این کودکان دارد.
میهمانان:
صبا آلاله – روانشناس بالینی
مریم ابراهیموند – کارگردان مستند «مادرانگی در اسارت»
میزبان:
محمدجواد طواف – آموزشکده توانا
زمان برگزاری لایو:
دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
ساعت ۱۸:۳۰ به وقت ایران
@Tavaana_TavaanaTech
💔17
زادروز دکتر محمد قریب بنیانگذار طب نوین کودکان در ایران
محمد قریب ۱۴ تیرماه سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. محمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون سپری کرد. او در سال ۱۳۰۶ همراه اولین گروه دانشجویان ایرانی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم فرانسه شد. او در سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد. قریب در سال ۱۳۱۴ نخستین ایرانیای بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود. دکتر قریب در سال ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. سرطان مثانه در نهایت دکتر قریب را از پا انداخت و در روز سهشنبه اول بهمنماه ۱۳۵۳ در بیمارستان «مرکز طبی کودکان» که محل خدمت خودش نیز بود درگذشت.
محمدرضاشاه پهلوی پیکر قریب را با اتومبیلهای دربار تا شهر قم که بنا به وصیت قریب در آنجا به خاک سپرده شد همراهی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_gharib/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
محمد قریب ۱۴ تیرماه سال ۱۲۸۸ در تهران متولد شد. محمد تحصیلات ابتدایی را در دبستان سیروس و متوسطه را در دارالفنون سپری کرد. او در سال ۱۳۰۶ همراه اولین گروه دانشجویان ایرانی برای تحصیل در رشته پزشکی عازم فرانسه شد. او در سال اول در شهر رن فرانسه موفق به دریافت جایزه لابراتور تشریح دانشکده پزشکی شد. قریب در سال ۱۳۱۴ نخستین ایرانیای بود که توانست در کنکور انترنی بیمارستان پاریس موفق شود. دکتر قریب در سال ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. سرطان مثانه در نهایت دکتر قریب را از پا انداخت و در روز سهشنبه اول بهمنماه ۱۳۵۳ در بیمارستان «مرکز طبی کودکان» که محل خدمت خودش نیز بود درگذشت.
محمدرضاشاه پهلوی پیکر قریب را با اتومبیلهای دربار تا شهر قم که بنا به وصیت قریب در آنجا به خاک سپرده شد همراهی کرد.
بیشتر بخوانید:
https://tavaana.org/mohammad_gharib/
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤43👍1
دلاوران تیپ ۶۵ نوهد ارتش در گمنامی و لب تیغ بیدادگاه نظامی
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
جان سرهنگ حمیدرضا خلیلی و حسین مجیدی با اتهام «بغی» و «کودتا» در خطر است.
روایتی که پیش رو دارید، بر پایه مشاهدات و اطلاعات یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ تنظیم شده است. این روایت از وضعیت شماری از نیروهای تیپ ۶۵ نوهد ارتش حکایت دارد که پس از بازداشت، بنا بر این گزارش با شکنجه، محرومیت از حقوق دادرسی و طرح اتهام «بغی» روبهرو شدهاند؛ اتهامی که در صورت اثبات، میتواند مجازات اعدام را در پی داشته باشد.
«در اواخر فروردینماه، موقتاً شماری از نظامیها را به دلایلی از زندان نظامی به زندان تهران بزرگ، تیپ ۶، منتقل کردند. وقتی وارد زندان شدند، هنوز آثار شکنجه بر بدنشان، از جمله شکستگی دندهها و آثار کابل، مشهود بود.
داستان این بود که شماری از افسران تیپ ۶۵ نیروهای ویژه، با توجه به آشنایی قبلی، به یکدیگر اعتماد کرده و همپیمان میشوند تا در صورت قیام مردم علیه رژیم، وارد عمل شده و با خلع سلاح مأموران و تصرف و تخلیه چند پاسگاه، از خونریزیها بکاهند و از مردم در تهران دفاع کنند.
با توجه به اینکه این نیروها آموزشهای بسیار سخت و حرفهای دیده بودند، از نظر توان عملیاتی میتوانستند کمک بزرگی برای مردم و در عین حال، خطری جدی برای حکومت باشند.
شب هجدهم دیماه و پیش از هر اقدامی، هنگامی که در محل قرار حاضر میشوند، خود را در دام اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه میبینند و دستگیر میشوند.
هماکنون، با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده آنان در صلاحیت محاکم نظامی است، از حق داشتن وکیل دادگستری، مطالعه پرونده، علنی بودن دادگاه و اطلاع از روند و محتویات پرونده خود محروم هستند.
آنان در زندان تهران بزرگ از حق ملاقات نیز محروم بودند و به گفته خانوادههایشان، پس از بازگشت به زندان نظامی، از حق تماس نیز محروم شدهاند و از اردیبهشتماه تاکنون هیچ اطلاعی از سرنوشت آنان در دست نیست.
بازپرس دادسرای نظامی به آنان گفته است: «از نظامیها انتظار دیگری میرود و برخورد ما با شما، با توجه به توقعی که از ولایتمداری نظامیها داریم، بسیار متفاوت از افراد عادی جامعه خواهد بود. شما باغی و کودتاگر هستید و سزای شما مرگ است.»
توضیح اینکه در قانون مجازات اسلامی، «بغی» به معنای شورش مسلحانه علیه حاکم اسلامی است و «باغی» نیز به فرد مرتکب جرم بغی گفته میشود. مجازات جرم بغی، اعدام است.»
#حمیدرضا_خلیلی #حسین_مجیدی #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤29💔26🕊7
یک زندانی سیاسی که بهتازگی از زندان تهران بزرگ آزاد شده، در گزارشی از شرایط این زندان، از ازدحام شدید، شیوع بیماریهای عفونی، حضور گسترده اراذل و اوباش، دسترسی آسان به مواد مخدر، وضعیت نامناسب بهداشت و محرومیت زندانیان از حداقل امکانات سخن گفته است. آنچه در ادامه میآید، روایت او از شرایطی است که به گفته وی، فراتر از حبس، به فرسایش تدریجی جسم و روان زندانیان میانجامد.
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک زندانی سیاسی تازهآزادشده از زندان تهران بزرگ
درست است که زندان، زندان است؛ حتی اگر دیوار و سقفش از طلا باشد.
اما قصه تهران بزرگ، چیز دیگری است.
اگر کسی هر دو زندان اوین و تهران بزرگ را تجربه کرده باشد، درک میکند چه میگویم.
شرایطی فرساینده که روح و جسم شما را طوری تحلیل میبرد که اوین را از اعماق جان آرزو میکنید.
در آنجا حضور اراذل و اوباش تنها یک اتفاق عادی نیست. به گفته وکیل بند، مقامات زندان بهعمد آنها را گماردهاند تا شرایط را بر زندانیان اعتراضات سخت کنند و دستشان هم برای آزار سیاسیها باز است. به آنها تأکید شده مسئولیت اداره بندها اعم از مسئولیت اتاقها، انتظامات و... نباید با زندانیان سیاسی باشد.
شبها سیگار کشیدن در سلولها ممنوع است، اما کشیدن مواد مخدر آزاد است و سود و تجارتی کلان در زد و بند مواد مخدر بین برخی سابقهدارها و مقامات زندان برقرار است.
ورود این حجم از مواد مخدر به داخل بندها بدون وجود زنجیرهای از تبانی، ارتشا و همکاری مقامات ممکن نیست.
یعنی بزهکاران خطرناک مثل زورگیران نهتنها در زندان اصلاح نمیشوند، بلکه در آنجا امپراتوری فساد راه انداختهاند و جوانان بازداشتی در اعتراضات را هم که با وجود فشار روانی مستعد اعتیاد هستند، برای سود بیشتر آلوده میکنند.
تمام اتاقها پر از حشره ساس است که خون بدن را میخورد و جای گزش آن تا مدتها خارش دارد و خواب را از چشمان زندانی میرباید.
آب زندان شور و تلخ است و زندانی ناچار است برای آب آشامیدنی از جیب خود، چند برابر قیمت بازار هزینه کند و از بوفه زندان خرید کند که آن هم وابسته به روابط است.
پس از وقایع دیماه، اندرزگاهی که گنجایش آن تنها ۲۲۵ نفر است، بیش از ۵۵۰ نفر را در آن قرار داده بودند.
بیماریهای عفونی مثل چرک گلو، تب و لرز، عفونت ریه و آنفلوآنزا با توجه به فاصله کم افراد از هم به سرعت گسترش پیدا میکرد و دارو و پزشک بهداری هم یا در دسترس نبود یا اگر هم بود، آنقدر دیر میرسید یا داروهایش غیرمؤثر و ناکارآمد بودند که زندانیها با تب و لرز و عفونت، شکنجه غیرمستقیم میشدند.
اواخر دیگر خلطهای بچهها خونی شده بود.
اگر داروهایی که خانواده زندانیها از بیرون زندان به داخل فرستادند نبود، بسیاری از زندانیها ریههای خود را از دست میدادند.
وقتی شرایط را به حدی فرساینده کنی که موهای جوانان در چند ماه سپید شود، این یعنی همان تهران بزرگی که ما تجربه کردیم.
#زندان_تهران_بزرگ #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
💔60❤4👌1🕊1
مسعود وظیفه در زندان تهران بزرگ از رسیدگی پزشکی محروم مانده است
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعاتی که به آموزشکده توانا رسیده است، مسعود وظیفه، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ، با وجود صدور دستور قاضی ناظر بر زندان برای اعزام به بیمارستان، همچنان از دسترسی به خدمات درمانی تخصصی محروم مانده است.
بنا بر اطلاعات دریافتی، این زندانی از مشکلات متعدد جسمانی از جمله آسیبدیدگی زانوی راست، کاهش شدید بینایی، مشکلات گوارشی و بیماریهای دهان و دندان رنج میبرد و نیازمند رسیدگی فوری پزشکی است. با این حال، با گذشت حدود ۲۰ روز از صدور دستور اعزام به مرکز درمانی، این دستور تاکنون اجرا نشده و او همچنان از انتقال به مراکز درمانی خارج از زندان محروم است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده مسعود وظیفه اعلام کرد که وی بارها نسبت به وضعیت جسمانی خود و ضرورت رسیدگی به پرونده پزشکیاش به مسئولان زندان هشدار داده، اما تاکنون هیچ اقدام مؤثری در این زمینه انجام نشده است.
این منبع همچنین افزود که آقای وظیفه در تماس تلفنی اخیر خود با خانواده، از شرایط نامناسب زندان تهران بزرگ، کمبود و کیفیت پایین غذا، افزایش هزینه اقلام مورد نیاز زندانیان و ضعف در روند رسیدگی به امور درمانی و اداری انتقاد کرده و این وضعیت را از عوامل تشدید مشکلات جسمانی خود و دیگر زندانیان دانسته است.
مسعود وظیفه سال گذشته برای اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
حکم محکومیت او در آبانماه سال گذشته توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران عیناً تأیید شد. وی پیشتر از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به چهار سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی محکوم شده بود.
مسعود وظیفه در آذر ۱۴۰۳، پس از اعتراض به صدور حکم اعدام برای متهمان پرونده موسوم به «شهرک اکباتان»، دست به تحصن زد و متعاقب آن بازداشت شد. او پس از حدود دو ماه با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
آقای وظیفه پیش از این نیز به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی خود سابقه بازداشت و گذراندن حبس داشته است.
#مسعود_وظیفه #زندان_تهران_بزرگ
@Tavaana_TavaanaTech
🕊17💔11❤3
موشک خنثیشده
گاهی یک تصویر، بیشتر از چندین صفحه تحلیل سخن میگوید.
کارتون تازه مانا نیستانی، منتشرشده در دویچهوله فارسی، با زبانی نمادین، به این پرسش میپردازد که سیاستی مبتنی بر تهدید، نظامیگری و تقابل دائمی، در نهایت چه پیامدی برای همان کشوری دارد که آن را دنبال میکند.
در این نگاه، هزینه اصلی چنین رویکردی نه فقط در عرصه بینالمللی، بلکه بر دوش مردم و آینده یک کشور سنگینی میکند؛ جایی که منابع ملی، رفاه شهروندان و فرصتهای توسعه، قربانی سیاستهایی میشوند که وعده امنیت میدهند، اما نتیجهای جز فرسایش و انزوا بر جای نمیگذارند.
تاریخ بارها نشان داده است که ابزارهایی که برای ایجاد هراس و نمایش قدرت ساخته میشوند، گاه در نهایت به نمادی از شکست همان سیاستها تبدیل میشوند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
گاهی یک تصویر، بیشتر از چندین صفحه تحلیل سخن میگوید.
کارتون تازه مانا نیستانی، منتشرشده در دویچهوله فارسی، با زبانی نمادین، به این پرسش میپردازد که سیاستی مبتنی بر تهدید، نظامیگری و تقابل دائمی، در نهایت چه پیامدی برای همان کشوری دارد که آن را دنبال میکند.
در این نگاه، هزینه اصلی چنین رویکردی نه فقط در عرصه بینالمللی، بلکه بر دوش مردم و آینده یک کشور سنگینی میکند؛ جایی که منابع ملی، رفاه شهروندان و فرصتهای توسعه، قربانی سیاستهایی میشوند که وعده امنیت میدهند، اما نتیجهای جز فرسایش و انزوا بر جای نمیگذارند.
تاریخ بارها نشان داده است که ابزارهایی که برای ایجاد هراس و نمایش قدرت ساخته میشوند، گاه در نهایت به نمادی از شکست همان سیاستها تبدیل میشوند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍19❤8💯3👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چادرهای خالی، ازدحام در مراسم و اولویتهایی که پرسشبرانگیز است.
در آستانه مراسم حکومتی، صدها چادر در پارک ملت تهران برای اسکان زائران برپا شد؛ اما ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بخش بزرگی از این چادرها بدون استفاده باقی ماندهاند. این تصاویر، انتقادهای زیادی را درباره برآوردها و برنامهریزی انجامشده برای این مراسم برانگیخته است.
این تصاویر در حالی منتشر میشود که در بسیاری از بحرانهای انسانی و بلایای طبیعی، از جمله زلزله، شهروندان آسیبدیده بارها از کمبود چادر، سرپناه، امکانات اولیه و کندی امدادرسانی گلایه کردهاند. برای بسیاری، این مقایسه یادآور تفاوت آشکار در نحوه تخصیص امکانات و منابع است؛ جایی که برای یک مراسم حکومتی صدها چادر از پیش آماده میشود، اما در زمان نیاز شهروندان آسیبدیده، تأمین ابتداییترین امکانات با تأخیر یا کمبود همراه است.
همین تضاد، واکنشهای گستردهای را در شبکههای اجتماعی برانگیخته و بار دیگر بحث درباره اولویتهای حاکمیت در مدیریت منابع عمومی را به میان آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
در آستانه مراسم حکومتی، صدها چادر در پارک ملت تهران برای اسکان زائران برپا شد؛ اما ویدیوهای منتشرشده نشان میدهد بخش بزرگی از این چادرها بدون استفاده باقی ماندهاند. این تصاویر، انتقادهای زیادی را درباره برآوردها و برنامهریزی انجامشده برای این مراسم برانگیخته است.
این تصاویر در حالی منتشر میشود که در بسیاری از بحرانهای انسانی و بلایای طبیعی، از جمله زلزله، شهروندان آسیبدیده بارها از کمبود چادر، سرپناه، امکانات اولیه و کندی امدادرسانی گلایه کردهاند. برای بسیاری، این مقایسه یادآور تفاوت آشکار در نحوه تخصیص امکانات و منابع است؛ جایی که برای یک مراسم حکومتی صدها چادر از پیش آماده میشود، اما در زمان نیاز شهروندان آسیبدیده، تأمین ابتداییترین امکانات با تأخیر یا کمبود همراه است.
همین تضاد، واکنشهای گستردهای را در شبکههای اجتماعی برانگیخته و بار دیگر بحث درباره اولویتهای حاکمیت در مدیریت منابع عمومی را به میان آورده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
👍17❤3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همسر جاویدنام مونا اسمی، ضمن انتشار این ویدیو خطاب به همسرش از دلتنگی پسرشان برای مادرش نوشت.
مونا اسمی، زن ۳۸ سالهی اهل رشت در دی ماه خونین با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد.
مونا اسمی که متاهل و مادر یک فرزند بود، ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴, از پشت هدف گلوله قرار گرفت.
#مونا_اسمی #رشت #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
همسر جاویدنام مونا اسمی، ضمن انتشار این ویدیو خطاب به همسرش از دلتنگی پسرشان برای مادرش نوشت.
مونا اسمی، زن ۳۸ سالهی اهل رشت در دی ماه خونین با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد.
مونا اسمی که متاهل و مادر یک فرزند بود، ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴, از پشت هدف گلوله قرار گرفت.
#مونا_اسمی #رشت #دادخواهی #نه_به_جمهورى_اسلامى
@Tavaana_TavaanaTech
💔32
Forwarded from گفتوشنود
آمارتیا سن
هویتهای چندگانه و رواداری در پرتو خرد اجتماعی
آمارتیا سن (متولد ۱۹۳۳)، اقتصاددان و فیلسوف برجسته هندی و برنده جایزه نوبل، یکی از متفکران کلیدی در حوزه عدالت اجتماعی و توسعه انسانی است. او که سالها در دانشگاههای هاروارد و کمبریج تدریس کرده، رویکردی نوآورانه به مفاهیم «توسعه» و «هویت» دارد. سن برخلاف نگاههای تقلیلگرایانه که انسانها را در یک برچسب (مانند مذهب یا قومیت) محبوس میکنند، بر «آزادی انتخاب» و «هویتهای چندگانه» تأکید دارد.
نظریه هویت و خشونت
پذیرش در دنیای متکثر
از دیدگاه سن، رواداری و پذیرش دیگری تنها زمانی ممکن است که ما از «تله هویتهای یگانه» رها شویم. او برای تبیین این پذیرش، مفاهیم زیر را مطرح میکند:
۱. نقد دستهبندی تکبعدی:
سن معتقد است که ریشه بسیاری از ستیزها، «دستهبندی یگانه» (Singular Affiliation) است؛ یعنی وقتی به دیگری فقط به چشم «آن دیگری» (مثلا فقط به چشم یک خارجی یا پیرو دینی خاص) نگاه میکنیم. رواداری از نظر او یعنی به رسمیت شناختن این واقعیت که هر فرد، هویتهای متعددی دارد (مادر، شهروند، هنرمند، متفکر و...). پذیرش دیگری یعنی دیدن این پیوندهای مشترک و فراتر رفتن از مرزهای ساختگی هویت.
۲. آزادی برای اندیشیدن (خرد عمومی):
سن معتقد است پذیرشِ دیگری مستلزم «خرد عمومی» است. او با الهام از سنتهای استدلالی، معتقد است که رواداری نباید از روی «بیتفاوتی» باشد، بلکه باید محصول یک «بحث عقلانی» باشد. جامعه روادار جامعهای است که در آن افراد آزادند تا هویت خود را نقد کنند و درباره ارزشهای مشترک گفتگو کنند.
۳. رویکرد قابلیتها (پذیرش به مثابه عدالت):
سن پذیرش را با عدالت گره میزند. جامعهای که واقعا دیگری را میپذیرد، باید به او «قابلیت» (Capability) دهد؛ یعنی شرایطی فراهم کند که او بتواند زندگی ارزشمندی را که برایش ارزش قائل است، محقق کند. پذیرش حقیقی یعنی رفع موانع بیرونی که مانع از شکوفایی دیگری میشود.
پذیرش در نگاه آمارتیا سن، به معنای «آگاهی از تنوع» است. او معتقد است که ما نباید برای رسیدن به رواداری، تفاوتها را انکار کنیم، بلکه باید «گستردگی،هویت انسانی» را درک کنیم. جامعهای که سن تصویر میکند، جامعهای است که در آن «گفتگو» میان هویتهای متفاوت جریان دارد و هیچ فردی به خاطر یک برچسب هویتی، طرد یا سرکوب نمیشود. رواداری در اینجا، تمرین مداوم خرد و عدالت برای فهم پیچیدگی زندگی دیگری است.
#آمارتیا_سن #اخلاق_پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
هویتهای چندگانه و رواداری در پرتو خرد اجتماعی
آمارتیا سن (متولد ۱۹۳۳)، اقتصاددان و فیلسوف برجسته هندی و برنده جایزه نوبل، یکی از متفکران کلیدی در حوزه عدالت اجتماعی و توسعه انسانی است. او که سالها در دانشگاههای هاروارد و کمبریج تدریس کرده، رویکردی نوآورانه به مفاهیم «توسعه» و «هویت» دارد. سن برخلاف نگاههای تقلیلگرایانه که انسانها را در یک برچسب (مانند مذهب یا قومیت) محبوس میکنند، بر «آزادی انتخاب» و «هویتهای چندگانه» تأکید دارد.
نظریه هویت و خشونت
پذیرش در دنیای متکثر
از دیدگاه سن، رواداری و پذیرش دیگری تنها زمانی ممکن است که ما از «تله هویتهای یگانه» رها شویم. او برای تبیین این پذیرش، مفاهیم زیر را مطرح میکند:
۱. نقد دستهبندی تکبعدی:
سن معتقد است که ریشه بسیاری از ستیزها، «دستهبندی یگانه» (Singular Affiliation) است؛ یعنی وقتی به دیگری فقط به چشم «آن دیگری» (مثلا فقط به چشم یک خارجی یا پیرو دینی خاص) نگاه میکنیم. رواداری از نظر او یعنی به رسمیت شناختن این واقعیت که هر فرد، هویتهای متعددی دارد (مادر، شهروند، هنرمند، متفکر و...). پذیرش دیگری یعنی دیدن این پیوندهای مشترک و فراتر رفتن از مرزهای ساختگی هویت.
۲. آزادی برای اندیشیدن (خرد عمومی):
سن معتقد است پذیرشِ دیگری مستلزم «خرد عمومی» است. او با الهام از سنتهای استدلالی، معتقد است که رواداری نباید از روی «بیتفاوتی» باشد، بلکه باید محصول یک «بحث عقلانی» باشد. جامعه روادار جامعهای است که در آن افراد آزادند تا هویت خود را نقد کنند و درباره ارزشهای مشترک گفتگو کنند.
۳. رویکرد قابلیتها (پذیرش به مثابه عدالت):
سن پذیرش را با عدالت گره میزند. جامعهای که واقعا دیگری را میپذیرد، باید به او «قابلیت» (Capability) دهد؛ یعنی شرایطی فراهم کند که او بتواند زندگی ارزشمندی را که برایش ارزش قائل است، محقق کند. پذیرش حقیقی یعنی رفع موانع بیرونی که مانع از شکوفایی دیگری میشود.
پذیرش در نگاه آمارتیا سن، به معنای «آگاهی از تنوع» است. او معتقد است که ما نباید برای رسیدن به رواداری، تفاوتها را انکار کنیم، بلکه باید «گستردگی،هویت انسانی» را درک کنیم. جامعهای که سن تصویر میکند، جامعهای است که در آن «گفتگو» میان هویتهای متفاوت جریان دارد و هیچ فردی به خاطر یک برچسب هویتی، طرد یا سرکوب نمیشود. رواداری در اینجا، تمرین مداوم خرد و عدالت برای فهم پیچیدگی زندگی دیگری است.
#آمارتیا_سن #اخلاق_پذیرش #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤4👌1
مسعود ترکمنمنفرد با اتهام «جاسوسی» در زندان چوبیندر قزوین تحت بازجویی قرار دارد
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، مسعود ترکمنمنفرد، فرزند محسن، که پیشتر در پروندهای با اتهام «اجتماع و تبانی» به دو سال حبس محکوم شده بود، پس از آزادی با تودیع وثیقه، بار دیگر با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت شده و هماکنون در زندان چوبیندر قزوین تحت فشار و بازجوییهای شدید قرار دارد.
مسعود ترکمنمنفرد روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان الوند بازداشت شد. او در پرونده نخست از سوی دادگاه به دو سال حبس به اتهام «اجتماع و تبانی» محکوم شد و تا زمان قطعی شدن رأی، با تودیع قرار وثیقه بهطور موقت آزاد بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، وی پس از آزادی مجدداً بازداشت و اینبار با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» مواجه شده است. منابع مطلع میگویند او در زندان چوبیندر قزوین تحت فشار و بازجوییهای شدید قرار دارد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، روز ۲۰ اردیبهشتماه با انتشار بیانیهای منسوب به وزارت اطلاعات، از بازداشت فردی با نام «مسعود ت.» خبر داده و مدعی شده بود که این فرد به اطلاعات یکی از مراکز نظامی دسترسی داشته و قصد انتقال آن به خارج از کشور را داشته است.
تا زمان تنظیم این خبر، از وضعیت سلامتی، دسترسی به وکیل و شرایط پرونده آقای ترکمن اطلاعی در دست نیست.
#مسعود_ترکمن_منفرد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، مسعود ترکمنمنفرد، فرزند محسن، که پیشتر در پروندهای با اتهام «اجتماع و تبانی» به دو سال حبس محکوم شده بود، پس از آزادی با تودیع وثیقه، بار دیگر با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» بازداشت شده و هماکنون در زندان چوبیندر قزوین تحت فشار و بازجوییهای شدید قرار دارد.
مسعود ترکمنمنفرد روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در شهرستان الوند بازداشت شد. او در پرونده نخست از سوی دادگاه به دو سال حبس به اتهام «اجتماع و تبانی» محکوم شد و تا زمان قطعی شدن رأی، با تودیع قرار وثیقه بهطور موقت آزاد بود.
بر اساس اطلاعات دریافتی، وی پس از آزادی مجدداً بازداشت و اینبار با اتهام «جاسوسی برای اسرائیل» مواجه شده است. منابع مطلع میگویند او در زندان چوبیندر قزوین تحت فشار و بازجوییهای شدید قرار دارد.
خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، روز ۲۰ اردیبهشتماه با انتشار بیانیهای منسوب به وزارت اطلاعات، از بازداشت فردی با نام «مسعود ت.» خبر داده و مدعی شده بود که این فرد به اطلاعات یکی از مراکز نظامی دسترسی داشته و قصد انتقال آن به خارج از کشور را داشته است.
تا زمان تنظیم این خبر، از وضعیت سلامتی، دسترسی به وکیل و شرایط پرونده آقای ترکمن اطلاعی در دست نیست.
#مسعود_ترکمن_منفرد #از_بازداشتیها_بگو
@Tavaana_TavaanaTech
🕊14💔7❤3
حسن شماعیزاده، هنرمند، در واکنش به رنج خانوادههای داغدار نوشته است:
«جملهای، در فارسی هست که داغدیدهها استفاده میکردند، امیدوارم هیچوقت داغ نبینی.
اما بدان، امکان ندارد، حتی یک لحظه کوتاه، بتوانیم رنج دیگران را حس یا تحمل کنیم
شنیدن کی بود مانند دیدن،
در اجتماعات مخالفت با اعدام شرکت کنید، بخصوص اعدام معترضان»
این سخنان در روزهایی منتشر میشود که بار دیگر احکام اعدام علیه شماری از بازداشتشدگان اعتراضات و زندانیان سیاسی، نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است. هر حکم اعدام، تنها جان یک انسان را تهدید نمیکند؛ خانوادهای را سالها در اضطراب، رنج و سوگواری فرو میبرد.
تجربه نشان داده است که سکوت، راه را برای تداوم نقض حقوق بشر هموارتر میکند. در چنین شرایطی، حمایت و همبستگی چهرههای فرهنگی، هنری، ورزشی و دیگر افراد شناختهشده میتواند نقش مهمی در جلب توجه افکار عمومی و زنده نگه داشتن صدای کسانی داشته باشد که در زندانها با خطر اعدام روبهرو هستند.
نه به اعدام؛ بهویژه اعدام معترضان. صدای زندانیان و خانوادههایشان باشیم و اجازه ندهیم رنج آنان در سکوت گم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
«جملهای، در فارسی هست که داغدیدهها استفاده میکردند، امیدوارم هیچوقت داغ نبینی.
اما بدان، امکان ندارد، حتی یک لحظه کوتاه، بتوانیم رنج دیگران را حس یا تحمل کنیم
شنیدن کی بود مانند دیدن،
در اجتماعات مخالفت با اعدام شرکت کنید، بخصوص اعدام معترضان»
این سخنان در روزهایی منتشر میشود که بار دیگر احکام اعدام علیه شماری از بازداشتشدگان اعتراضات و زندانیان سیاسی، نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است. هر حکم اعدام، تنها جان یک انسان را تهدید نمیکند؛ خانوادهای را سالها در اضطراب، رنج و سوگواری فرو میبرد.
تجربه نشان داده است که سکوت، راه را برای تداوم نقض حقوق بشر هموارتر میکند. در چنین شرایطی، حمایت و همبستگی چهرههای فرهنگی، هنری، ورزشی و دیگر افراد شناختهشده میتواند نقش مهمی در جلب توجه افکار عمومی و زنده نگه داشتن صدای کسانی داشته باشد که در زندانها با خطر اعدام روبهرو هستند.
نه به اعدام؛ بهویژه اعدام معترضان. صدای زندانیان و خانوادههایشان باشیم و اجازه ندهیم رنج آنان در سکوت گم شود.
@Tavaana_TavaanaTech
🕊28👍17❤9
امروز، ۶ جولای، روز جهانی بوسه است؛ روزی برای یادآوری یکی از سادهترین و انسانیترین جلوههای عشق و محبت.
جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه کوشیده است نهفقط بر سیاست، که بر خصوصیترین لحظههای زندگی مردم نیز سلطه داشته باشد؛ از پوشش و سبک زندگی تا شادی، موسیقی، رقص، عشق و حتی بوسه.
ممنوعیت بوسه در عرصه عمومی، نمادی از تلاش حکومتی است که از هر جلوه زیبایی، صمیمیت و آزادی هراس دارد و میخواهد حتی احساسات انسانی را نیز زیر کنترل خود بگیرد.
غیبت چهلساله بوسه در عرصه عمومی ایران
طرحی از بهنام محمدی
https://tavaana.org/kisses/
#روز_جهانی_بوسه
#بوسه
@Tavaana_TavaanaTech
جمهوری اسلامی طی بیش از چهار دهه کوشیده است نهفقط بر سیاست، که بر خصوصیترین لحظههای زندگی مردم نیز سلطه داشته باشد؛ از پوشش و سبک زندگی تا شادی، موسیقی، رقص، عشق و حتی بوسه.
ممنوعیت بوسه در عرصه عمومی، نمادی از تلاش حکومتی است که از هر جلوه زیبایی، صمیمیت و آزادی هراس دارد و میخواهد حتی احساسات انسانی را نیز زیر کنترل خود بگیرد.
غیبت چهلساله بوسه در عرصه عمومی ایران
طرحی از بهنام محمدی
https://tavaana.org/kisses/
#روز_جهانی_بوسه
#بوسه
@Tavaana_TavaanaTech
❤20👌2