آموزشکده توانا
47.9K subscribers
43.3K photos
42K videos
2.57K files
22.1K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
Forwarded from گفت‌وشنود
‌

«آیت‌الله» یعنی نشانه‌ی خدا.
اما وقتی به احمد علم‌الهدی می‌رسیم، پرسش پیش می‌آید: او نشانه‌ی کدام خداست؟

سال‌هاست که امام جمعه‌ی مشهد با مواضع تند خود درباره‌ی زنان، موسیقی و آزادی‌های فرهنگی خبرساز است. او گفته است: باید از زنان بدحجاب نفرت داشت و با برگزاری کنسرت در مشهد مخالفت می‌کند، گویی تفسیر شخصی‌اش از دین، برتر از قانون و سیاست رسمی کشور است.

اما مسئله فقط او نیست. در ورای این مواضع، نوعی خداباوری عبوس دیده می‌شود که در بخش بزرگی از تاریخ دین ما نیز ریشه دارد: خدای قهار و ناظر، نه خدای عاشق و بخشنده. این همان دوگانگی همیشگی در سنت ماست — خدای فقیهان در برابر خدای عارفان؛ خدای داور در برابر خدای بخشنده.

مولوی هشدار داده بود:
«زان که از قرآن بسی گمره شدند...»
یعنی حتی مقدس‌ترین متن می‌تواند ابزار گمراهی شود اگر نیت، سلطه باشد نه حقیقت.

اما ریشه‌ی چنین خداباوری‌های سخت‌گیرانه را باید در روان انسان جست. از دید روان‌شناسی، تصویر هر فرد از خدا بازتابی از دنیای درونی اوست. انسانی که درونش پر از ترس، خشم یا احساس گناه است، همان عواطف را بر خدا فرافکنی می‌کند و خدایی می‌سازد که می‌ترساند و می‌تنبیه می‌کند. در مقابل، انسانی آرام و پذیرا خدایی مهربان و بخشنده می‌یابد.

به تعبیر مولوی و یالوم، خدای هر کس شبیه خودش است؛ آینه‌ای از روان او. از همین‌روست که دینِ عارفان بوی عشق می‌دهد و دینِ مستبدان، بوی تهدید.

دینی که از انسانیت جدا شود، هرچقدر هم به نام خدا سخن بگوید، در نهایت نشانه‌ی ترس است، نه نشانه‌ی خدا.
البته علم الهدی فقط یک نمونه است؛ احمد خاتمی، احمد جنتی، کاظم صدیقی و...
چندتا از «پشمینه پوشان تندخو» که از عشق بویی نبرده‌اند را حالا شما نام ببرید.😁

#آیت_الله #خدا #خداباور #خداناباور #ترس #ایمان #باور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍14❤5
Forwarded from گفت‌وشنود
«خدا؟ آری؛ دین؟ نه»
خداباوران بدون دین چه می‌گویند؟

پژوهش‌ها و نظرسنجی‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهند که گروه بزرگی از ایرانیان، در حالی که هنوز به خدا، آفریدگار یا نوعی نیروی برتر از انسان باور دارند، دیگر خود را پیرو اسلام یا هیچ دین و مذهب مشخصی نمی‌دانند. بسیاری از ایرانیان نیز گفته‌اند که در طول زندگی باور مذهبی پیشین خود را کنار گذاشته‌اند. در نظرسنجی‌ها، میزان باور به خدا همچنان بالاتر از میزان تعلق به یک دین مشخص گزارش شده است. این افراد را می‌توان «خداباوران بدون دین» نامید. این افراد چه گفتمان، پرسش‌ها، تردیدها و استدلال‌هایی ممکن است داشته باشند؟

«خدا هست، اما دین ساخته بشر است»
برای برخی، باور به آفریدگار به معنای پذیرش دین، به ویژه دین‌های مسلط و رایج نیست. ممکن است کسی معتقد باشد جهان خالقی دارد، اما در عین حال دین را پدیده‌ای انسانی و تاریخی بداند. از این دیدگاه، دین‌های بزرگ در مسیر تاریخی خود توسط انسان‌هایی با توان گفتاری یا رهبری نسبتا بالا ساخته و پرداخته شده، کپی و تقلید شده، تفسیر شده و شاخه شاخه شده‌اند.

«دین نتایج تاریکی به همراه داشته است»
برخی دین را مانند درختی می‌بینند که باید آن را بر اساس میوه‌ها و ثمراتش سنجید، نه ادعاهای سنگینی که دارد. بعضی ادیان ادعاهای بزرگی دارند. اما نتایج عملی کردار و گفتار پیروان ادیان، عملکرد روحانیان و نهادهای مذهبی، نوع مواجهه آنان با مخالفان، زنان، و دگراندیشان، و همچنین تجربه جوامعی که دین در آنها قدرت سیاسی پیدا کرده است، می‌تواند بخشی از این ارزیابی باشد.

«تجربه زندگی اخلاقی بدون نیاز به دین»
آیا برای اخلاق به دین نیاز داریم؟ آیا راستگویی، همدلی، عدالت، کمک به دیگران و پرهیز از خشونت حتما به پاداش بهشت یا ترس از جهنم نیاز دارند؟ یا اخلاق می‌تواند بر وجدان، عقل، همدلی و تجربه زندگی اجتماعی استوار باشد؟ پاسخ افراد بدون دین این است که زندگی اخلاقی به دین ارتباط زیادی ندارد. افراد بدون دین نیز می‌توانند زندگی شایسته و غنی داشته باشند، و متدینین نیز می‌توانند دست به جنایات بزرگ بزنند.

«دین و سلامت روان»
دین برای برخی افراد منبع آرامش، امید و معناست. اما برای دیگران ممکن است ترس از گناه، عذاب، جهنم، احساس دائمی تقصیر یا اضطراب درباره رعایت احکام مذهبی ایجاد کند. بنابراین پرسش شاید این نباشد که «دین خوب است یا بد»، بلکه این باشد که باور مذهبی در زندگی واقعی هر فرد چه اثری بر آزادی، آرامش و سلامت روان او می‌گذارد؟

«اجباری بودن دین، دلیل بی‌اساس بودن آن است»
برای بسیاری از ایرانیان، دین تنها یک مسئله شخصی و ذهنی نبوده است. آنان نتایج عملی حکومت دینی را در زندگی روزمره تجربه کرده‌اند: دین مسلح، خشونت دینی، حجاب اجباری، محدودیت سبک زندگی، سانسور، تبعیض مذهبی، غصب نهادهای اقتصادی و اجتماعی و مجازات رفتارهایی که «گناه» محسوب می‌شوند. این تجربه می‌تواند پرسشی اساسی ایجاد کند: اگر یک دین واقعا حقیقت دارد، آیا برای پذیرفته‌شدن به اجبار، مجازات و قدرت حکومت نیاز دارد؟

«احکام غیر انسانی و تفسیر‌های بی‌پایان»
بعضی افراد همچنان خدا را باور دارند، اما با بخش‌هایی از متون یا احکام دینی کنار نمی‌آیند. احکامی درباره خداناباوران، ازدین‌برگشتگان، زنان، غیر مسلمانان، مجازات‌ها، برده‌داری، قتل عام، جنگ، ارتداد یا روابط انسانی می‌تواند آنان را به این پرسش برساند که آیا همه آنچه در سنت‌های دینی آمده، واقعا می‌تواند فرمان تغییرناپذیر یک خدای دانا و عادل باشد؟

«خرافه و افسون‌زدگی دینی نشان توهم بودن آن است»
ممکن است کسی به نوعی پروردگار یا خرد برتر باور داشته باشد، اما داستان‌های معجزه، جن، شیطان، افسون، چشم‌زخم، شفاعت، کرامت یا دیگر ادعاهای فراطبیعی ادیان را نپذیرد. در این نگاه، خرافه‌زدگی دین و انبوه پاسخ‌های جعلی که رهبران دینی به سوالات مردم داده‌اند (که هرگز شامل «نمی‌دانم» نبوده است) نشان وهم‌آلود بودن دین است.

«آگاهی تاریخی از نقش دین در فساد و ستم»
آگاهی بیشتر از تاریخ ادیان نیز می‌تواند باورهای پیشین را تغییر دهد.جنگ‌های مذهبی، آزار دگراندیشان، تبعیض علیه اقلیت‌ها، محاکمه مرتدان و بدعت‌گذاران، بهره‌برداری سیاسی از ایمان و توجیه خشونت به نام خدا، برای برخی این پرسش را ایجاد می‌کند که چه مقدار از آنچه «خواست خدا» نامیده شده، در واقع نقشه و برنامه سلطه‌جویانی بوده که از رویکرد دینی برای همراه کردن مردم با خود بهره جسته‌‎‌اند.

#خداناباور #خداباور #دین_ناباور #گفتگو_توانا

@Dialogue1402
👍10❤1👌1💯1💔1