🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_Grief_1902

#_Anna_Ancher

#_اندوه_(1902)

#_اثر_آنا_آنچر (1859–1935)

#_موزه_اسکین

#_ارتفاع_86.5_سانتی‌متر_عرض_73.8_سانتی‌متر

تابلوی «اندوه» اثری تأثیرگذار از آنا آنچر است که در سال 1902 خلق شد. این نقاشی از رویایی زنده و پررنگ الهام گرفته شد؛ رویایی که آنچر را به تصویر کشیدن صحنه‌ای عمیقاً احساسی بر روی بوم ترغیب کرد. او در مصاحبه‌ای به مناسبت هفتادمین سالگرد تولدش فاش کرد که در یافتن سوژه برای نقاشی دچار مشکل شده بود تا اینکه این رویا به سراغش آمد. در این رویا، ملاقات میان مادری و دختری در زیر صلیبی در یک گورستان به تصویر کشیده شده بود. یکی از آنها فوت کرده بود و مادر به زانو افتاده بود، در حالی که دختر به سمت او خم شده بود. شدت این تصویر ذهنی آنقدر بر آنچر تأثیر گذاشت که بلافاصله شروع به ترسیم آن روی بوم کرد.

«اندوه» حس رازآلودگی و درون‌نگری را به بیننده القا می‌کند. هویت دو زن ناشناخته باقی می‌ماند و بیننده را به تأمل در معنای این دیدار دعوت می‌کند. مادر در نقاشی از روی مادر خود آنا آنچر الگوبرداری شده که به اثر حال و هوای شخصی‌تری می‌بخشد. مشخص نیست که آیا دستان مادر در حال دعا هستند یا در یأس و ناامیدی فرو رفته‌اند، و این ابهام به بیننده اجازه می‌دهد تا با تخیل خود به تفسیر نقاشی بپردازد.

اگرچه آنا آنچر بیشتر به‌خاطر نقاشی‌های روشن و واقع‌گرایانه‌اش از زندگی روزمره به‌عنوان یکی از نقاشان گروه اسکین شناخته می‌شود، «اندوه» نشانه‌ای از گذر او به عرصه نمادگرایی است؛ جایی که به کاوش در قلمروهای ناملموس غم، خاطره و ذهن انسان می‌پردازد. این نقاشی گواهی بر توانایی او در فراتر رفتن از واقع‌گرایی فیزیکی و به تصویر کشیدن چیزی بسیار گریزان‌تر است—سنگینی فقدان، فاصله میان زندگان و مردگان، و سکوتی که اندوه از خود به‌جا می‌گذارد.

اندوه چه معنایی دارد؟ آیا غم و اندوه روزی ما را ترک می‌کنند یا همواره با ما می‌مانند و نحوه نگاه ما به جهان را تغییر می‌دهند؟ و هنگامی که مردگان به خواب ما می‌آیند، آیا به‌عنوان ارواح بازمی‌گردند، یا صرفاً خاطرات هستند، یا چیزی فراتر از این‌ها؟


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚


آنا کارنینای مشکل‌گشا


این رمان تشویق‌تان می‌کند خودتان را خیلی جدی نگیرید، مهم هم نیست همه‌چیز چقدر به‌هم‌ریخته باشد.
مرشد و مارگاریتا به ما یادآوری می‌کند در نهایت همه‌چیز بهتر می‌شود فقط اگر بتوانید مختصری حماقت و بیهودگی به زندگی‌تان تزریق کنید.

این رمان یکی از بزرگترین شاهکارهای رئالیسم جادویی است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


ما طبیعتاً آن‌ قدر پوچیم که فقط «تفریح» می‌تواند مانع مُردن ما بشود. در مورد من، ریسمانی که با شدت مذبوحانه به آن چنگ می‌زدم، ریسمان سینما بود.


📚 #_سفر_به_انتهای_شب

✍🏻 #_لویی_فردینان_سلین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


باور کن همان چیزی که
از دست دادنش برای انسان
سخت ترین کارهاست،
سرانجام همانی است که
دیگر رغبتی به آن ندارد...!


#_سقوط

#آلبر_کامو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


gate world who daily bread spiritmy me pillion to do waiting ex others no regard es the pustof tohare

در دنیایی که روزی روح خودم مرا ترک میکند انتظار ازدیگران نبایدداشت

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵


آخرین باری که #_رقصیدی، کی بود؟؟



🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


اگر نبودم مرا در چیزهایی پیدا کنید که دوستشان داشتم...

#غلامرضا_بروسان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


شگفت‌انگیزی «زندگی»
با آگاهی به «ناپایداری‌اش»
در جرأت «تو» شدن
در شجاعت «من» شدن
در شهامت «شادی» شدن
در روح «شوخی»
در شادی بی‌پایان «خنده»
و در قدرت تحمل «درد» نهفته است...


#_مارگوت_بیکل

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


آسمان ها،ترانه هایی آبی
کوه ها
قصه هایی سبز
اما این را نمی دانم
که زنبق ها از کجا بر دشت باریده اند؟

دریا،آرزوی آبی من است
با آوای مغمومش
و باد،کلام شیرینم
که گونه ات را می بوسد
لای گیسویت می پیچید.

شب سکوت توست
روز،لبخندت.

شب هایی که بی تو می گذرند
از گیسوی تو درازترند...



#_فکرت_قوجا

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚


از کودکی بیرون می آییم!
بی آنکه بدانیم جوانی چیست،
ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست
و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم.
سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است...


#_میلان_کوندرا

#_بیا_تا_زندگی_کنیم


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_دیـــالـــوگ_بـــرتـــر📣

جهان فراموش می‌کند،
آن‌هایی را که فراموش کرده‌اند...


Eternal Sunshine of the Spotless Mind (2004)

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

مجموعه عکس‌هایی درباره ایران، سال ۱۳۳۵ خورشیدی، از دریچه دوربین ماریو دبیازی (Mario De Biasi)
ماریو دِبیازی، عکاس ایتالیایی


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_عــــکــــاســــی📸

مجموعه عکس‌هایی درباره ایران، سال ۱۳۳۵ خورشیدی، از دریچه دوربین ماریو دبیازی (Mario De Biasi)

ماریو دِبیازی، عکاس ایتالیایی

۱- تهران، خیابان شاهرضا، جلوی سینما دیانا، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۲-تهران، لاله زار، سینما متروپل، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۳-شب افتتاحیه فیلم "رستم و سهراب" در سینما دیانا، نوروز ۱۳۳۶ خورشیدی.
خانم روفیا (چپ) و خانم دلبر‌، خواننده رادیو (سمت راست) بازیگران فیلم در شب افتتاحیه فیلم رستم و سهراب در سینما دیانا در خیابان شاهرضا شرکت داشتند. این فیلم (به کارگردانی شاهرخ رفیع) که در آن زمان برابر بیش از دو میلیون رال هزینه داشت با شکست مواجه شد و فقط سیصد هزار رالچ فروش داشت.

۴- نمایی از داروخانه داریوش در خیابان شاه "جمهوری کنونی "، تقاطع خیابان قوام السلطنه "سی تیر کنونی"، اواخر دهه ۳۰ خورشیدی

۵-تهران، خیابان شاهرضا (انقلاب فعلی)، سینما دیانا (سینما سپیده فعلی) سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۶-تهران، خیابان سیروس (سه راه سیروس)، سال ۱۳۳۵ خورشیدی

۷-آرایشگاه روفیا، واقع در امیریه خیابان کمالی، جلوی بیمارستان لقمان ادهم، سال۱۳۳۵ خورشیدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity