🔴#تراز_زن_در_خلقت
- زن ، آینده مرد است. این یعنی جهان که زمانی به شکل مرد ساخته می شد، از حالا به بعد به شکل زن تغییر شکل خواهد داد.
هر چه جهان فنی تر و مکانیکی تر، سردتر و فلزی تر می شود به همان نسبت به گرمایی که فقط زن می تواند بدهد نیاز بیشتری پیدا خواهد کرد. اگر بخواهیم جهان را نجات بدهیم باید با زن منطبق شویم، بگذاریم زن ما را راهبری کند، بگذاریم که جذبه ابدی زن Evigweibliche در ما رسوخ کند؟
#جاودانگی_میلان_کوندرا ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
- زن ، آینده مرد است. این یعنی جهان که زمانی به شکل مرد ساخته می شد، از حالا به بعد به شکل زن تغییر شکل خواهد داد.
هر چه جهان فنی تر و مکانیکی تر، سردتر و فلزی تر می شود به همان نسبت به گرمایی که فقط زن می تواند بدهد نیاز بیشتری پیدا خواهد کرد. اگر بخواهیم جهان را نجات بدهیم باید با زن منطبق شویم، بگذاریم زن ما را راهبری کند، بگذاریم که جذبه ابدی زن Evigweibliche در ما رسوخ کند؟
#جاودانگی_میلان_کوندرا ...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#شوخی
نویسنده : #میلان_کوندرا
🔴 میلان کوندرا آوریل، ۱۹۲۹ نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خود را نویسندهای فرانسوی میداند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتابفروشیها و چه در دستهبندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود. میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بودهاست.
📝 رمان شوخی به نوعی عاشقانه و فلسفی است در یک فضای به شدت سیاست زده نویسنده می کوشد در قسمت های مختلف به ریشه های روانی که در رفتار شخصیت های مختلف وجود دارد بپردازد مثلا ریشه های راونی چندیدن نوع عشقی را که برای لودویک شکل گرفته برسی میکند نوع نگرش چند شخصیت را به مکتب های مختلف بیان میکند از شکافی که بین نسل دیروز امروز به وجود امده سخن می گوید از ایمان به اعتقادت که ادمی تا مرگ و عدم می کشد و از ادمهای که چندین لباس اماده دارند تا در موقعیت های مختلف و به فراخور زمان بپوشند ....
همه اتفاقاتی که برای لودویک به وجود امده در طول سه روز از زبان شخصیت های مختلف بیان میشود انگار نویسنده هر بار قلم را در دست یک شخصیت می گزاد و از او میخواهد گذشته را اعتراف کند
وع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#شوخی
نویسنده : #میلان_کوندرا
🔴 میلان کوندرا آوریل، ۱۹۲۹ نویسنده اهل چک است که از سال ۱۹۷۵ به فرانسه تبعید شد و نهایتاً در سال ۱۹۸۱ به تابعیت فرانسه درآمد. او خود را نویسندهای فرانسوی میداند و مُصِر است که آثارش باید چه در کتابفروشیها و چه در دستهبندی ادبی جزو ادبیات فرانسه محسوب شود. میلان کوندرا تاکنون چندین بار نامزد دریافت جایزه نوبل ادبیات بودهاست.
📝 رمان شوخی به نوعی عاشقانه و فلسفی است در یک فضای به شدت سیاست زده نویسنده می کوشد در قسمت های مختلف به ریشه های روانی که در رفتار شخصیت های مختلف وجود دارد بپردازد مثلا ریشه های راونی چندیدن نوع عشقی را که برای لودویک شکل گرفته برسی میکند نوع نگرش چند شخصیت را به مکتب های مختلف بیان میکند از شکافی که بین نسل دیروز امروز به وجود امده سخن می گوید از ایمان به اعتقادت که ادمی تا مرگ و عدم می کشد و از ادمهای که چندین لباس اماده دارند تا در موقعیت های مختلف و به فراخور زمان بپوشند ....
همه اتفاقاتی که برای لودویک به وجود امده در طول سه روز از زبان شخصیت های مختلف بیان میشود انگار نویسنده هر بار قلم را در دست یک شخصیت می گزاد و از او میخواهد گذشته را اعتراف کند
وع فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
خورشیدی: ☀️
چهار شنبه - 13 فروردين 1399
1399-1-13
میلادی:
1 Wednesday - آوریل 2020
1-4-2020
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
واژهی «ستاره» واژهای پارسی است که بسیاری از زبانها نیز آن را از زبان نیایی ما وام گرفتهاند.
این واژه در اوستایی «ستر»، در پارسی میانه «سترک» و در پارسی دری به گونهی «ستاره» بوده است.
با راهیابی این واژه به زبانهای دیگر، در زبان انگلیسی به گونهی «استار»(Star)، در زبان فرانسوی به گونهی «استره»(Astre) و در زبان ایتالیایی به گونهی «استلا»(Stella) بهکار برده میشود.
بایسته به یادآوری است که واژهی «هیستوری»(History) در زبان انگلیسی نیز از همین ریشه است، زیرا در گذشته رخدادهای جهان را بر پایهی جایگیری ستارگان در آسمان مینگاشتند و کمکم این واژه به چم(معنی) باستان(تاریخ) در زبان انگلیسی جا افتاد.
#پارسی_پاک
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها❇️
#رویدادها⏪
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
❇️روز طبیعت
(جشن سیزده بدر)
سیزدَهبهدَر سیزدهمین روزِ فروردینماه و از جشنهای نوروزیِ ایران است. در تقویمهای رسمیِ ایران بعد از انقلاب این روز روز طبیعت نامگذاری شدهاست و از تعطیلات رسمی است.
❇️روز دروغ آوریل،
سال نو آشوریان
روز دروغ آوریل در بسیاری از کشورها به عنوان یک روز ویژه با گفتن دروغهایی به شوخی در ۱ آوریل گرامی داشته میشود.
⏪۱۳۰۰خ- قيام کلنل "محمدتقي خان پسيان" در خراسان
وی پس از اقامت شش ساله در آلمان و مراجعت به ايران از جانب دولت مشيرالدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد.
⏪۱۹۳۳م- آزار و اذیت یهودیان توسط نازیها در آلمان با تحریم کسب و کار ایشان، آغاز گردید.
⏪۱۹۴۵ م- نیروهای نظامی آمریکا در جنگ جهانی دوم در سواحل اکیناوا در ژاپن پیاده شدند.
⏪۱۹۷۶ م- استیو جابز و استیو وزنیاک شرکت رایانهای اپل را بنیان نهادند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها☘️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
☘️۱۱۳۵ - قاضی فاضل شاعر، کاتب و قاضی فلسطینی
☘️۱۲۸۲ خ- زادروز ابوالحسن صبا موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی
☘️۱۳۲۲ خ- ژاله کاظمی، دوبلور، نقاش و مجری و تهیهکننده سابق تلویزیون (درگذشته ۱۳۸۳)
☘️۱۳۶۷ خ- وحید امیری، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و تیم پرسپولیس
☘️۱۳۷۰ خ- مسعود غلامی، بازیکن تیم ملی والیبال ایران
☘️۱۵۷۸ م- زادروز ویلیام هاروی طبیب و زیستشناس برجسته انگلیسی و کاشف جریان گردش خون
☘️۱۸۰۹ م- زادروز نیکلای گوگول نویسنده بزرگ روس، بنیانگذار سبک رئالیسم انتقادی در ادبیات روسی
☘️۱۸۱۵ م- زادروز اتو فون بیسمارک نخستین صدراعظم تاریخ آلمان
☘️۱۹۰۶ م-الكساندر سرگويچ ياكوف لف، سازنده هواپیما،
وی در آغاز كار گلايدر (هواپيمای بدون موتور) و سپس هواپيمای بسيار سبك ساخته بود و در نهایت به ساختن «ياک» دست زده بود.
☘️۱۹۰۸ م- آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی
☘️۱۹۲۰ م- زادروز توشیرو میفونه بازیگر ژاپنی
☘️۱۹۲۹ م-زادروز میلان کوندرا نویسنده اهل چک
☘️۱۹۳۷ م- ییلماز گونی نویسنده و کارگردان کرد-ترکیه
☘️۱۹۴۰ م- زادروز وانگاری ماآتای طرفدار حفظ محیط زیست اهل کنیا، برنده جایزه صلح نوبل
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۹۹خ-حاج شیخ الرئیس قاجار از شعراء و اهل حکمت و عرفان و نماینده مجلس متخلص به حیرت
🍂۱۳۸۲ خ- کاوه گلستان، عکاس و مستندساز ایرانی بر اثر انفجار مین در عراق (زاده ۱۳۲۵)
🍂۱۳۸۵ خ- علیاکبر صنعتی، نقاش و مجسمهساز ایرانی (زاده ۱۲۹۵)
🍂۱۳۹۴ خ- سکینه ضیایی، همسر سید روحالله خاتمی و مادر سید محمد خاتمی (زاده ۱۳۰۰)
🍂۱۳۹۸خ-جمشید مشایخی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران (زاده ۱۳۱۳)
🍂۳۴۰ - درگذشت کنستانتین دوم امپراتور روم
🍂۱۹۱۷ م- درگذشت اسکات جوپلین ترانهنویس ، آهنگساز و پیانیست آفریقایی- آمریکایی، خالق رگتایم
🍂۱۹۲۲ م- درگذشت کارل یکم آخرین فرمانروای اتریش- مجارستان، آخرین امپراتور اتریش، آخرین پادشاه مجارستان بوهم، کرواسی و گالیسی و لودومری
🍂۱۹۵۴ م- احمد آغدامسکی خواننده و بازیگر آذربایجانی
🍂۱۹۶۸ م- درگذشت لو لانداو فیزیکدان یهودیتبار شوروی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۶۲
🍂۱۹۷۶ م- درگذشت مکس ارنست نقاش آلمانی جنبشهای سوررئالیسم و دادائیسم
🍂۲۰۰۲ م- درگذشت سیمو هایها تک تیرانداز فنلاندی، بزرگترین تک تیرانداز تاریخ
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
خورشیدی: ☀️
چهار شنبه - 13 فروردين 1399
1399-1-13
میلادی:
1 Wednesday - آوریل 2020
1-4-2020
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
واژهی «ستاره» واژهای پارسی است که بسیاری از زبانها نیز آن را از زبان نیایی ما وام گرفتهاند.
این واژه در اوستایی «ستر»، در پارسی میانه «سترک» و در پارسی دری به گونهی «ستاره» بوده است.
با راهیابی این واژه به زبانهای دیگر، در زبان انگلیسی به گونهی «استار»(Star)، در زبان فرانسوی به گونهی «استره»(Astre) و در زبان ایتالیایی به گونهی «استلا»(Stella) بهکار برده میشود.
بایسته به یادآوری است که واژهی «هیستوری»(History) در زبان انگلیسی نیز از همین ریشه است، زیرا در گذشته رخدادهای جهان را بر پایهی جایگیری ستارگان در آسمان مینگاشتند و کمکم این واژه به چم(معنی) باستان(تاریخ) در زبان انگلیسی جا افتاد.
#پارسی_پاک
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها❇️
#رویدادها⏪
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
❇️روز طبیعت
(جشن سیزده بدر)
سیزدَهبهدَر سیزدهمین روزِ فروردینماه و از جشنهای نوروزیِ ایران است. در تقویمهای رسمیِ ایران بعد از انقلاب این روز روز طبیعت نامگذاری شدهاست و از تعطیلات رسمی است.
❇️روز دروغ آوریل،
سال نو آشوریان
روز دروغ آوریل در بسیاری از کشورها به عنوان یک روز ویژه با گفتن دروغهایی به شوخی در ۱ آوریل گرامی داشته میشود.
⏪۱۳۰۰خ- قيام کلنل "محمدتقي خان پسيان" در خراسان
وی پس از اقامت شش ساله در آلمان و مراجعت به ايران از جانب دولت مشيرالدوله به فرماندهی ژاندارمری خراسان منصوب شد.
⏪۱۹۳۳م- آزار و اذیت یهودیان توسط نازیها در آلمان با تحریم کسب و کار ایشان، آغاز گردید.
⏪۱۹۴۵ م- نیروهای نظامی آمریکا در جنگ جهانی دوم در سواحل اکیناوا در ژاپن پیاده شدند.
⏪۱۹۷۶ م- استیو جابز و استیو وزنیاک شرکت رایانهای اپل را بنیان نهادند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها☘️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
☘️۱۱۳۵ - قاضی فاضل شاعر، کاتب و قاضی فلسطینی
☘️۱۲۸۲ خ- زادروز ابوالحسن صبا موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ سرشناس ایرانی
☘️۱۳۲۲ خ- ژاله کاظمی، دوبلور، نقاش و مجری و تهیهکننده سابق تلویزیون (درگذشته ۱۳۸۳)
☘️۱۳۶۷ خ- وحید امیری، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و تیم پرسپولیس
☘️۱۳۷۰ خ- مسعود غلامی، بازیکن تیم ملی والیبال ایران
☘️۱۵۷۸ م- زادروز ویلیام هاروی طبیب و زیستشناس برجسته انگلیسی و کاشف جریان گردش خون
☘️۱۸۰۹ م- زادروز نیکلای گوگول نویسنده بزرگ روس، بنیانگذار سبک رئالیسم انتقادی در ادبیات روسی
☘️۱۸۱۵ م- زادروز اتو فون بیسمارک نخستین صدراعظم تاریخ آلمان
☘️۱۹۰۶ م-الكساندر سرگويچ ياكوف لف، سازنده هواپیما،
وی در آغاز كار گلايدر (هواپيمای بدون موتور) و سپس هواپيمای بسيار سبك ساخته بود و در نهایت به ساختن «ياک» دست زده بود.
☘️۱۹۰۸ م- آبراهام مزلو روانشناس آمریکایی
☘️۱۹۲۰ م- زادروز توشیرو میفونه بازیگر ژاپنی
☘️۱۹۲۹ م-زادروز میلان کوندرا نویسنده اهل چک
☘️۱۹۳۷ م- ییلماز گونی نویسنده و کارگردان کرد-ترکیه
☘️۱۹۴۰ م- زادروز وانگاری ماآتای طرفدار حفظ محیط زیست اهل کنیا، برنده جایزه صلح نوبل
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۹۹خ-حاج شیخ الرئیس قاجار از شعراء و اهل حکمت و عرفان و نماینده مجلس متخلص به حیرت
🍂۱۳۸۲ خ- کاوه گلستان، عکاس و مستندساز ایرانی بر اثر انفجار مین در عراق (زاده ۱۳۲۵)
🍂۱۳۸۵ خ- علیاکبر صنعتی، نقاش و مجسمهساز ایرانی (زاده ۱۲۹۵)
🍂۱۳۹۴ خ- سکینه ضیایی، همسر سید روحالله خاتمی و مادر سید محمد خاتمی (زاده ۱۳۰۰)
🍂۱۳۹۸خ-جمشید مشایخی، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون ایران (زاده ۱۳۱۳)
🍂۳۴۰ - درگذشت کنستانتین دوم امپراتور روم
🍂۱۹۱۷ م- درگذشت اسکات جوپلین ترانهنویس ، آهنگساز و پیانیست آفریقایی- آمریکایی، خالق رگتایم
🍂۱۹۲۲ م- درگذشت کارل یکم آخرین فرمانروای اتریش- مجارستان، آخرین امپراتور اتریش، آخرین پادشاه مجارستان بوهم، کرواسی و گالیسی و لودومری
🍂۱۹۵۴ م- احمد آغدامسکی خواننده و بازیگر آذربایجانی
🍂۱۹۶۸ م- درگذشت لو لانداو فیزیکدان یهودیتبار شوروی، برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۶۲
🍂۱۹۷۶ م- درگذشت مکس ارنست نقاش آلمانی جنبشهای سوررئالیسم و دادائیسم
🍂۲۰۰۲ م- درگذشت سیمو هایها تک تیرانداز فنلاندی، بزرگترین تک تیرانداز تاریخ
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ فروردین زادروز #احمد_میر_علایی
( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۲ آبان ۱۳۷۴ اصفهان) مترجم
میرعلایی از سال ۱۳۴۸ در دانشگاههای اصفهان، هنرهای دراماتیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد و کراچی به تدریس پرداخت و بهمدت ۴ سال در مؤسسه انتشارات فرانکلین تا سال ۱۳۵۱ به ویراستاری آثار ادبی مشغول بود.
او همچنین در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ سردبیری مجلههای کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جنگ اصفهان را برعهده داشت و بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانه فرهنگ ایران در دهلی و بین سالهای ۱۳۵۷ تا۱۳۵۹ مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی بودهاست.
وی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کردهاست. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سرودهٔ اوکتاویو پاز و ایکور سرودهٔ گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
مرگ :
وی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در سری قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضا کنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود، علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق، بسیاری ملاقات او با وی.اس.نایپول در سفرش به ایران را از دلایل خشم نیروهای امنیتی میدانند؛ فرج سرکوهی در کتاب خود اشاره میکند در سفر وی.اس. نایپول، دولتیها اجازه نمیدادند تا نویسندگان مستقل با او دیدار کنند ولی او از فرصتی استفاده میکند و برای دیدار با مترجم کتابش، «هند تمدن مجروح»، به اصفهان میآید و میرعلایی در این نشست و برخاست چند روزه تصویری واقعی و متفاوت با گفتار دولتیان به نایپول ارائه میدهد که در ذهنیت نایپول و گزارشش از سفر ایران تأثیر تعیین کنندهای میگذارد.
آثار منتشرشده :
برخی از ترجمههای منتشر شده احمد میرعلایی:
وایتینگ جان: «شیاطین» (نمایشنامه)، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۸
خورخه لوییس بورخس: «ویرانههای مدور»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۹
یان فلمینگ: «چیتی چیتی بنگ بنگ» (کودکان)، پیوند، تهران، ۱۳۵۰
اکتاویو پاز: «سنگ آفتاب» (شعر)، کتاب زمان، تهران ۱۳۵۰
ای.تی. مور: «ای.ام. فاستر» (نقد آثار) جیبی، تهران، ۱۳۵۱
خورخه لوییس بورخس: «الف و داستانهای دیگر»، پیام، تهران، ۱۳۵۱
عبدالحکیم خلیفه: «عرفان مولوی» (با همکاری دکتر احمد محمدی)، شورای عالی فرهنگ، تهران، ۱۳۵۲
مریل جین، «اسب عالی» (کودکان)، بانک صادرات ایران، تهران، ۱۳۵۲
اکتاویو پاز و دیگران: «دربارهٔ ادبیات»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۳
خورخه لوییس بورخس: «هزارتوها»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
ویلیام گلدینگ: «خدای عقرب»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
هانری پیر: «ژان پل سارتر» (با همکاری ابوالحسن نجفی) کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
گراهام گرین: «کنسول افتخاری»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۶
برنارد مالامود و دیگران: «طوق طلا» (مجموع داستان)، آگاه، تهران، ۱۳۵۶
اکتاویو پاز: «کودکان آب و گل» (نقد ادبی)، کتاب آزاد، تهران، ۱۳۶۱
وی. اس. نایپول: «هند، تمدن مجروح»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۲
میلان کوندرا: «کلاه کلمنتیس»، دماوند، تهران، ۱۳۶۲
جوزف کنراد. «از چشم غربی»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۶۳
گراهام گرین: «عامل انسانی»، رضا، تهران، ۱۳۶۵
خورخه لوییس بورخس: «مرگ و پرگار»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۴
خورخه لوییس بورخس: «باغ گذرگاههای پیچاپیچ»، نشر رضا، تهران، ۱۳۶۸
هرمان ملویل: «بیلی باد، ملوان» نشر رضا، تهران، ۱۳۶۹
ادوارد مورگان فورستر: «درخت و خاطره (هواردز اِند)»، نشر نیلوفر، تهران، ۱۳۷۴
مقالات، داستانها، و اشعار بسیار در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک، لیترَری ریویو و جز آن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ فروردین زادروز #احمد_میر_علایی
( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۲ آبان ۱۳۷۴ اصفهان) مترجم
میرعلایی از سال ۱۳۴۸ در دانشگاههای اصفهان، هنرهای دراماتیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد و کراچی به تدریس پرداخت و بهمدت ۴ سال در مؤسسه انتشارات فرانکلین تا سال ۱۳۵۱ به ویراستاری آثار ادبی مشغول بود.
او همچنین در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ سردبیری مجلههای کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جنگ اصفهان را برعهده داشت و بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانه فرهنگ ایران در دهلی و بین سالهای ۱۳۵۷ تا۱۳۵۹ مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی بودهاست.
وی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کردهاست. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سرودهٔ اوکتاویو پاز و ایکور سرودهٔ گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
مرگ :
وی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در سری قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضا کنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود، علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق، بسیاری ملاقات او با وی.اس.نایپول در سفرش به ایران را از دلایل خشم نیروهای امنیتی میدانند؛ فرج سرکوهی در کتاب خود اشاره میکند در سفر وی.اس. نایپول، دولتیها اجازه نمیدادند تا نویسندگان مستقل با او دیدار کنند ولی او از فرصتی استفاده میکند و برای دیدار با مترجم کتابش، «هند تمدن مجروح»، به اصفهان میآید و میرعلایی در این نشست و برخاست چند روزه تصویری واقعی و متفاوت با گفتار دولتیان به نایپول ارائه میدهد که در ذهنیت نایپول و گزارشش از سفر ایران تأثیر تعیین کنندهای میگذارد.
آثار منتشرشده :
برخی از ترجمههای منتشر شده احمد میرعلایی:
وایتینگ جان: «شیاطین» (نمایشنامه)، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۸
خورخه لوییس بورخس: «ویرانههای مدور»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۹
یان فلمینگ: «چیتی چیتی بنگ بنگ» (کودکان)، پیوند، تهران، ۱۳۵۰
اکتاویو پاز: «سنگ آفتاب» (شعر)، کتاب زمان، تهران ۱۳۵۰
ای.تی. مور: «ای.ام. فاستر» (نقد آثار) جیبی، تهران، ۱۳۵۱
خورخه لوییس بورخس: «الف و داستانهای دیگر»، پیام، تهران، ۱۳۵۱
عبدالحکیم خلیفه: «عرفان مولوی» (با همکاری دکتر احمد محمدی)، شورای عالی فرهنگ، تهران، ۱۳۵۲
مریل جین، «اسب عالی» (کودکان)، بانک صادرات ایران، تهران، ۱۳۵۲
اکتاویو پاز و دیگران: «دربارهٔ ادبیات»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۳
خورخه لوییس بورخس: «هزارتوها»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
ویلیام گلدینگ: «خدای عقرب»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
هانری پیر: «ژان پل سارتر» (با همکاری ابوالحسن نجفی) کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۵
گراهام گرین: «کنسول افتخاری»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۵۶
برنارد مالامود و دیگران: «طوق طلا» (مجموع داستان)، آگاه، تهران، ۱۳۵۶
اکتاویو پاز: «کودکان آب و گل» (نقد ادبی)، کتاب آزاد، تهران، ۱۳۶۱
وی. اس. نایپول: «هند، تمدن مجروح»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۲
میلان کوندرا: «کلاه کلمنتیس»، دماوند، تهران، ۱۳۶۲
جوزف کنراد. «از چشم غربی»، کتاب زمان، تهران، ۱۳۶۳
گراهام گرین: «عامل انسانی»، رضا، تهران، ۱۳۶۵
خورخه لوییس بورخس: «مرگ و پرگار»، فاریاب، تهران، ۱۳۶۴
خورخه لوییس بورخس: «باغ گذرگاههای پیچاپیچ»، نشر رضا، تهران، ۱۳۶۸
هرمان ملویل: «بیلی باد، ملوان» نشر رضا، تهران، ۱۳۶۹
ادوارد مورگان فورستر: «درخت و خاطره (هواردز اِند)»، نشر نیلوفر، تهران، ۱۳۷۴
مقالات، داستانها، و اشعار بسیار در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک، لیترَری ریویو و جز آن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#ادبیات
میلان کوندرا از کتاب بار هستی و تجربیات خود میگوید.
_____________
ما یک بار زندگی می کنیم
بدون تجربه
بدون آمادگی قبلی
یک بار یعنی هرگز...
و
یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است....
#میلان_کوندرا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
میلان کوندرا از کتاب بار هستی و تجربیات خود میگوید.
_____________
ما یک بار زندگی می کنیم
بدون تجربه
بدون آمادگی قبلی
یک بار یعنی هرگز...
و
یک بار زندگی کردن مانند هرگز زندگی نکردن است....
#میلان_کوندرا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آبان سالروز درگذشت #استاد_احمد_میر_علایی
( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۲ آبان ۱۳۷۴ اصفهان) مترجم
میرعلایی از سال ۱۳۴۸ در دانشگاههای اصفهان، هنرهای دراماتیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد و کراچی به تدریس پرداخت و بهمدت ۴ سال در مؤسسه انتشارات فرانکلین تا سال ۱۳۵۱ به ویراستاری آثار ادبی مشغول بود.
او همچنین در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ سردبیری مجلههای کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جنگ اصفهان را برعهده داشت و بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانه فرهنگ ایران در دهلی و بین سالهای ۱۳۵۷ تا۱۳۵۹ مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی بود.
وی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کرد. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سروده اوکتاویو پاز و ایکور سروده گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
مرگ:
وی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در سری قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضا کنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود، علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق، بسیاری ملاقات او با وی.اس.نایپول در سفرش به ایران را از دلایل خشم نیروهای امنیتی میدانند؛ فرج سرکوهی در کتاب خود اشاره میکند در سفر وی.اس. نایپول، دولتیها اجازه نمیدادند تا نویسندگان مستقل با او دیدار کنند ولی او از فرصتی استفاده کرد و برای دیدار با مترجم کتابش، «هند تمدن مجروح» به اصفهان رفت. میرعلایی در این نشست و برخاست چند روزه تصویری واقعی و متفاوت با گفتار دولتیان به نایپول ارائه داد که در ذهنیت نایپول و گزارشش از سفر ایران تأثیر تعیین کنندهای گذاشت.
آثار منتشرشده:
برخی از ترجمههای منتشر شده احمد میرعلایی:
وایتینگ جان: «شیاطین» (نمایشنامه) کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۸
خورخه لوییس بورخس: «ویرانههای مدور» کتاب زمان، تهران ۱۳۴۹
یان فلمینگ: «چیتی چیتی بنگ بنگ» (کودکان) پیوند، تهران ۱۳۵۰
اکتاویو پاز: «سنگ آفتاب» (شعر) کتاب زمان، تهران ۱۳۵۰
ای.تی. مور: «ای.ام. فاستر» (نقد آثار) جیبی، تهران، ۱۳۵۱
خورخه لوییس بورخس: «الف و داستانهای دیگر» پیام، تهران ۱۳۵۱
عبدالحکیم خلیفه: «عرفان مولوی» (با همکاری دکتر احمد محمدی) شورای عالی فرهنگ، تهران ۱۳۵۲
مریل جین «اسب عالی» (کودکان) بانک صادرات ایران، تهران ۱۳۵۲
اکتاویو پاز و دیگران: «درباره ادبیات» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۳
خورخه لوییس بورخس: «هزارتوها» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
ویلیام گلدینگ: «خدای عقرب» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
هانری پیر: «ژان پل سارتر» (با همکاری ابوالحسن نجفی) کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
گراهام گرین: «کنسول افتخاری» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۶
برنارد مالامود و دیگران: «طوق طلا» (مجموع داستان) آگاه، تهران ۱۳۵۶
اکتاویو پاز: «کودکان آب و گل» (نقد ادبی) کتاب آزاد، تهران ۱۳۶۱
وی. اس. نایپول: «هند، تمدن مجروح» فاریاب، تهران ۱۳۶۲
میلان کوندرا: «کلاه کلمنتیس» دماوند، تهران ۱۳۶۲
جوزف کنراد. «از چشم غربی» کتاب زمان، تهران ۱۳۶۳
گراهام گرین: «عامل انسانی» رضا، تهران ۱۳۶۵
خورخه لوییس بورخس: «مرگ و پرگار» فاریاب، تهران ۱۳۶۴
خورخه لوییس بورخس: «باغ گذرگاههای پیچاپیچ» نشر رضا، تهران، ۱۳۶۸
هرمان ملویل: «بیلی باد، ملوان» نشر رضا، تهران ۱۳۶۹
ادوارد مورگان فورستر: «درخت و خاطره (هواردز اِند)» نشر نیلوفر، تهران ۱۳۷۴
مقالات، داستانها و اشعار بسیار در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک، لیترَری ریویو و جز آن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ آبان سالروز درگذشت #استاد_احمد_میر_علایی
( زاده ۲۱ فروردین ۱۳۲۱ اصفهان -- درگذشته ۲ آبان ۱۳۷۴ اصفهان) مترجم
میرعلایی از سال ۱۳۴۸ در دانشگاههای اصفهان، هنرهای دراماتیک، دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه هنر، دانشگاه آزاد و کراچی به تدریس پرداخت و بهمدت ۴ سال در مؤسسه انتشارات فرانکلین تا سال ۱۳۵۱ به ویراستاری آثار ادبی مشغول بود.
او همچنین در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ سردبیری مجلههای کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جنگ اصفهان را برعهده داشت و بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانه فرهنگ ایران در دهلی و بین سالهای ۱۳۵۷ تا۱۳۵۹ مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی بود.
وی از مترجمانی است که برای نخستین بار فارسی زبانان را با نویسندگان بزرگی همچون بورخس، میلان کوندرا، اکتاویو پاز، گراهام گرین و ویلیام گولدینگ آشنا کرد. او طبع و ذوق فراوانی در ترجمه شعر داشت و ترجمه کتابهای سنگ آفتاب سروده اوکتاویو پاز و ایکور سروده گاوین بنتاک را میتوان از بهترین آثار او در زمینه ترجمه شعر بهشمار آورد.
مرگ:
وی از جمله نویسندگان و روشنفکرانی بود که در سری قتلهای موسوم به قتلهای زنجیرهای صبح روز دوم آبان ماه ۱۳۷۴ هنگامی که از منزلش به سوی کتابفروشی محل کارش در حرکت بود ناپدید و جسم بیجان او در حدود ساعت ۱۰ شب در کوچههای خیابان میر اصفهان پیدا شد. بعدها معلوم شد که احمد میرعلایی بر اثر تزریق انسولین از ناحیه دست راست دچار ایست قلبی شده بود.
او از امضا کنندگان متن نامه ما نویسندهایم و همچنین متن اعتراض به دستگیری سعیدی سیرجانی بود، علاوه بر فعالیتهای فرهنگی فوق، بسیاری ملاقات او با وی.اس.نایپول در سفرش به ایران را از دلایل خشم نیروهای امنیتی میدانند؛ فرج سرکوهی در کتاب خود اشاره میکند در سفر وی.اس. نایپول، دولتیها اجازه نمیدادند تا نویسندگان مستقل با او دیدار کنند ولی او از فرصتی استفاده کرد و برای دیدار با مترجم کتابش، «هند تمدن مجروح» به اصفهان رفت. میرعلایی در این نشست و برخاست چند روزه تصویری واقعی و متفاوت با گفتار دولتیان به نایپول ارائه داد که در ذهنیت نایپول و گزارشش از سفر ایران تأثیر تعیین کنندهای گذاشت.
آثار منتشرشده:
برخی از ترجمههای منتشر شده احمد میرعلایی:
وایتینگ جان: «شیاطین» (نمایشنامه) کتاب زمان، تهران، ۱۳۴۸
خورخه لوییس بورخس: «ویرانههای مدور» کتاب زمان، تهران ۱۳۴۹
یان فلمینگ: «چیتی چیتی بنگ بنگ» (کودکان) پیوند، تهران ۱۳۵۰
اکتاویو پاز: «سنگ آفتاب» (شعر) کتاب زمان، تهران ۱۳۵۰
ای.تی. مور: «ای.ام. فاستر» (نقد آثار) جیبی، تهران، ۱۳۵۱
خورخه لوییس بورخس: «الف و داستانهای دیگر» پیام، تهران ۱۳۵۱
عبدالحکیم خلیفه: «عرفان مولوی» (با همکاری دکتر احمد محمدی) شورای عالی فرهنگ، تهران ۱۳۵۲
مریل جین «اسب عالی» (کودکان) بانک صادرات ایران، تهران ۱۳۵۲
اکتاویو پاز و دیگران: «درباره ادبیات» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۳
خورخه لوییس بورخس: «هزارتوها» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
ویلیام گلدینگ: «خدای عقرب» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
هانری پیر: «ژان پل سارتر» (با همکاری ابوالحسن نجفی) کتاب زمان، تهران ۱۳۵۵
گراهام گرین: «کنسول افتخاری» کتاب زمان، تهران ۱۳۵۶
برنارد مالامود و دیگران: «طوق طلا» (مجموع داستان) آگاه، تهران ۱۳۵۶
اکتاویو پاز: «کودکان آب و گل» (نقد ادبی) کتاب آزاد، تهران ۱۳۶۱
وی. اس. نایپول: «هند، تمدن مجروح» فاریاب، تهران ۱۳۶۲
میلان کوندرا: «کلاه کلمنتیس» دماوند، تهران ۱۳۶۲
جوزف کنراد. «از چشم غربی» کتاب زمان، تهران ۱۳۶۳
گراهام گرین: «عامل انسانی» رضا، تهران ۱۳۶۵
خورخه لوییس بورخس: «مرگ و پرگار» فاریاب، تهران ۱۳۶۴
خورخه لوییس بورخس: «باغ گذرگاههای پیچاپیچ» نشر رضا، تهران، ۱۳۶۸
هرمان ملویل: «بیلی باد، ملوان» نشر رضا، تهران ۱۳۶۹
ادوارد مورگان فورستر: «درخت و خاطره (هواردز اِند)» نشر نیلوفر، تهران ۱۳۷۴
مقالات، داستانها و اشعار بسیار در مجلات جنگ اصفهان، سخن، نگین، الفبا، رودکی، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی، کتاب جمعه، مفید، گردون، آدینه، دنیای سخن، کلک، لیترَری ریویو و جز آن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
عشق میان انسان و حیوان، عشقی ناب است، عشقی بدون کشمکش و مجادله، بدون صحنه های دلخراش و بدون تغییر و تحول. “کارنین” در کنار ترزا و توما محیط زندگی خود را بر اساس تکرار تنظیم می کرد و از آنها نیز همین انتظار را داشت. اگر “کارنین” به جای یک سگ، یک انسان بود، مسلماً از مدت ها قبل به ترزا گفته بود: “گوش کن، از اینکه هر روز نان روغنی را به دهان بگیرم خسته شده ام، نمی توانی چیز تازه ای برای من پیدا کنی؟” تمامی محکومیت انسان در این جمله نهفته است. زمان بشری دایره وار نمی گذرد، بلکه به خط مستقیم پیش می رود. به همین دلیل انسان نمی تواند خوشبخت باشد، چرا که خوشبختی متمایل به تکرار است! "
#بار_هستی_میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
عشق میان انسان و حیوان، عشقی ناب است، عشقی بدون کشمکش و مجادله، بدون صحنه های دلخراش و بدون تغییر و تحول. “کارنین” در کنار ترزا و توما محیط زندگی خود را بر اساس تکرار تنظیم می کرد و از آنها نیز همین انتظار را داشت. اگر “کارنین” به جای یک سگ، یک انسان بود، مسلماً از مدت ها قبل به ترزا گفته بود: “گوش کن، از اینکه هر روز نان روغنی را به دهان بگیرم خسته شده ام، نمی توانی چیز تازه ای برای من پیدا کنی؟” تمامی محکومیت انسان در این جمله نهفته است. زمان بشری دایره وار نمی گذرد، بلکه به خط مستقیم پیش می رود. به همین دلیل انسان نمی تواند خوشبخت باشد، چرا که خوشبختی متمایل به تکرار است! "
#بار_هستی_میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
#ژان_کلودکریر
Jean-Claude Carrière
۱۷ سپتامبر ۱۹۳۱ _ ۸ فوریه ۲۰۲۱
ژانکلود کریر نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی در ۸۹ سالگی درگذشت.
ژانکلود کریر برای فیلمنامه «سبکی تحملناپذیر هستی» که اقتباسی از رمان «بار هستی» میلان کوندرا بود و همچنین فیلمنامههای «حس مبهم هوس» و «جذابیت پنهان بورژوازی» نامزد جایزه اسکار شده بود.
کریر در سال ۱۹۶۳ برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه برای فیلم «جشن یادگاری» به همراه پیر اته شد و در سال ٢٠١٤ نیز اسكار افتخاری را کسب کرد.
کیارا کریر دختر این فیلمنامهنویس شهیر به خبرگزاری فرانسه گفت که او عصر دوشنبه به مرگ طبیعی در خانهاش در پاریس از دنیا رفت.
همسر کریر، نهال تجدد، نویسنده ایرانی است و به همین سبب او چندین بار به ایران سفر کرده بود.
ژان کلود کریر بر روی اشعار مولانا و اسطورههای هندی از جمله مهابارتا نیز پژوهشهایی انجام داده بود که آن را بهمن کیارستمی به فارسی ترجمه کرد.
ژان کلود کریر که از دوستان عباس کیارستمی بود مقابل دوربین او نیز ظاهر شد و نقش کوتاهی را در فیلم «کپی برابر اصل» ایفا کرد، فیلمی با بازی ژولیت بینوش و ویلیام شیمل که در ایتالیا فیلمبرداری شد و با تحسین بسیاری از منتقدان مواجه گشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
#ژان_کلودکریر
Jean-Claude Carrière
۱۷ سپتامبر ۱۹۳۱ _ ۸ فوریه ۲۰۲۱
ژانکلود کریر نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی در ۸۹ سالگی درگذشت.
ژانکلود کریر برای فیلمنامه «سبکی تحملناپذیر هستی» که اقتباسی از رمان «بار هستی» میلان کوندرا بود و همچنین فیلمنامههای «حس مبهم هوس» و «جذابیت پنهان بورژوازی» نامزد جایزه اسکار شده بود.
کریر در سال ۱۹۶۳ برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه برای فیلم «جشن یادگاری» به همراه پیر اته شد و در سال ٢٠١٤ نیز اسكار افتخاری را کسب کرد.
کیارا کریر دختر این فیلمنامهنویس شهیر به خبرگزاری فرانسه گفت که او عصر دوشنبه به مرگ طبیعی در خانهاش در پاریس از دنیا رفت.
همسر کریر، نهال تجدد، نویسنده ایرانی است و به همین سبب او چندین بار به ایران سفر کرده بود.
ژان کلود کریر بر روی اشعار مولانا و اسطورههای هندی از جمله مهابارتا نیز پژوهشهایی انجام داده بود که آن را بهمن کیارستمی به فارسی ترجمه کرد.
ژان کلود کریر که از دوستان عباس کیارستمی بود مقابل دوربین او نیز ظاهر شد و نقش کوتاهی را در فیلم «کپی برابر اصل» ایفا کرد، فیلمی با بازی ژولیت بینوش و ویلیام شیمل که در ایتالیا فیلمبرداری شد و با تحسین بسیاری از منتقدان مواجه گشت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #آرش_حجازی_نازنین
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۹ تهران ) پزشک، نویسنده، مترجم و ناشر
آرش فرزند جلال حجازی، چهره ماندگار و استاد پیشین دانشگاه علم و صنعت تهران است. او در سال ۱۳۷۵ از دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغالتحصیل شد.
او در سال ۱۳۷۶ انتشارات کاروان را تأسیس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی و خالق کیمیاگر، او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد. او از جمله مترجمانی است که با ترجمه اغلب آثار این نویسنده عارف مسلک برزیلی و دعوت او به ایران به شهرت رسید.
وی در سال ۱۳۸۰ سردبیری ماهنامه فرهنگی هنری «کامیاب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامیاب» حجازی ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بیست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغییر کرد.
او در سال ۱۳۸۳ ده سال پس از «اندوه ماه» رمان «شاهدخت سرزمین ابدیت» را منتشر کرد. شاهدخت سرزمین ابدیت در سال ۱۳۸۴ در فهرست نهایی نامزدهای جایزه «واو» و «منتقدان مطبوعات» قرار گرفت.
حضور در محل قتل ندا آقاسلطان:
او پزشکی است که در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ ایران در هنگام شلیک گلوله به ندا آقاسلطان در فاصله نزدیکی از او قرار داشت و سعی در نجات جان ندا کرد. اما شدت جراحت و اینکه گلوله مستقیماً به قلب او خورده بود و حجم بالای خونریزی مانع از موفقیت وی شد. او شرح ماجرا را در مصاحبه با بیبیسی شرح داد و در پایان اعلام کرد که به دلیل فاش ساختن جزئیات این داستان و احساس خطر شدید، قادر به بازگشت به ایران نخواهد بود. در همین زمان فرمانده نیروی انتظامی از تحت تعقیب بودن آرش حجازی خبر داد.
پائولو کوئلیو نیز در وبلاگ خود تأیید کردهاست که آرش حجازی همان پزشکی است که سعی کرد جان ندا آقاسلطان را نجات دهد
آثار
نوشتهها:
رمان شاهدخت سرزمین ابدیت
رمان اندوه ماه
رمان کیخسرو
رمان نگاه آهو: سرگذشت یک نسل
ترجمهها:
مکتوب (پائولو کوئلیو)
دومین مکتوب (پائولو کوئلیو)
باغ پیامبر و سرگردان (جبران خلیل جبران)
شبح اپرا (گاستون لورو)
بریدا (پائولو کوئلیو)
خاطرات یک مغ (پائولو کوئلیو)
پدران، فرزندان، نوهها (پائولو کوئلیو)
جهالت (داستان) (میلان کوندرا)
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم (پائولو کوئلیو)
شیطان و دوشیزه پریم (پائولو کوئلیو)
کوه پنجم (پائولو کوئلیو)
کیمیاگر (پائولو کوئلیو)
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد (پائولو کوئلیو)
کتاب راهنمای رزمآور نور (پائولو کوئلیو)
نامههای عاشقانه یک پیامبر (پائولو کوئلیو- جبران خلیل جبران)
عطیه برتر (پائولو کوئلیو)
قاموس فرزانگی (پائولو کوئلیو)
زهیر (پائولو کوئلیو)
شیر، جادوگر و گنجه (سی اس لوئیس)
خواهرزاده جادوگر (سیاسلوئیس)
سفر کشتی سپیدهپیما (سی اس لوئیس)
چون رود جاری باش (پائولو کوئلیو)
ساحره پورتوبلو (پائولو کوئلیو)
دختر شاه پریان (لرد دانسنی)
آشیانه کرم سفید (برام استوکر )
برنده تنهاست (پائولو کوئلیو)
الف (پائولو کوئلیو).
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن زادروز #آرش_حجازی_نازنین
( زاده ۲۸ بهمن ۱۳۴۹ تهران ) پزشک، نویسنده، مترجم و ناشر
آرش فرزند جلال حجازی، چهره ماندگار و استاد پیشین دانشگاه علم و صنعت تهران است. او در سال ۱۳۷۵ از دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران فارغالتحصیل شد.
او در سال ۱۳۷۶ انتشارات کاروان را تأسیس کرد و دو سال بعد، پائولو کوئلیو، نویسنده مشهور برزیلی و خالق کیمیاگر، او را مترجم رسمی آثارش به زبان فارسی معرفی کرد. او از جمله مترجمانی است که با ترجمه اغلب آثار این نویسنده عارف مسلک برزیلی و دعوت او به ایران به شهرت رسید.
وی در سال ۱۳۸۰ سردبیری ماهنامه فرهنگی هنری «کامیاب» را بر عهده گرفت که پس از پنج شماره انتشار، متوقف شد. پس از «کامیاب» حجازی ماهنامه جشن کتاب را منتشر کرد که بیست شماره منتشر شد و پس از آن قالب آن تغییر کرد.
او در سال ۱۳۸۳ ده سال پس از «اندوه ماه» رمان «شاهدخت سرزمین ابدیت» را منتشر کرد. شاهدخت سرزمین ابدیت در سال ۱۳۸۴ در فهرست نهایی نامزدهای جایزه «واو» و «منتقدان مطبوعات» قرار گرفت.
حضور در محل قتل ندا آقاسلطان:
او پزشکی است که در جریان اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ ایران در هنگام شلیک گلوله به ندا آقاسلطان در فاصله نزدیکی از او قرار داشت و سعی در نجات جان ندا کرد. اما شدت جراحت و اینکه گلوله مستقیماً به قلب او خورده بود و حجم بالای خونریزی مانع از موفقیت وی شد. او شرح ماجرا را در مصاحبه با بیبیسی شرح داد و در پایان اعلام کرد که به دلیل فاش ساختن جزئیات این داستان و احساس خطر شدید، قادر به بازگشت به ایران نخواهد بود. در همین زمان فرمانده نیروی انتظامی از تحت تعقیب بودن آرش حجازی خبر داد.
پائولو کوئلیو نیز در وبلاگ خود تأیید کردهاست که آرش حجازی همان پزشکی است که سعی کرد جان ندا آقاسلطان را نجات دهد
آثار
نوشتهها:
رمان شاهدخت سرزمین ابدیت
رمان اندوه ماه
رمان کیخسرو
رمان نگاه آهو: سرگذشت یک نسل
ترجمهها:
مکتوب (پائولو کوئلیو)
دومین مکتوب (پائولو کوئلیو)
باغ پیامبر و سرگردان (جبران خلیل جبران)
شبح اپرا (گاستون لورو)
بریدا (پائولو کوئلیو)
خاطرات یک مغ (پائولو کوئلیو)
پدران، فرزندان، نوهها (پائولو کوئلیو)
جهالت (داستان) (میلان کوندرا)
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم (پائولو کوئلیو)
شیطان و دوشیزه پریم (پائولو کوئلیو)
کوه پنجم (پائولو کوئلیو)
کیمیاگر (پائولو کوئلیو)
ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد (پائولو کوئلیو)
کتاب راهنمای رزمآور نور (پائولو کوئلیو)
نامههای عاشقانه یک پیامبر (پائولو کوئلیو- جبران خلیل جبران)
عطیه برتر (پائولو کوئلیو)
قاموس فرزانگی (پائولو کوئلیو)
زهیر (پائولو کوئلیو)
شیر، جادوگر و گنجه (سی اس لوئیس)
خواهرزاده جادوگر (سیاسلوئیس)
سفر کشتی سپیدهپیما (سی اس لوئیس)
چون رود جاری باش (پائولو کوئلیو)
ساحره پورتوبلو (پائولو کوئلیو)
دختر شاه پریان (لرد دانسنی)
آشیانه کرم سفید (برام استوکر )
برنده تنهاست (پائولو کوئلیو)
الف (پائولو کوئلیو).
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
حتما براتون این سوال پیش اومده که تاریخ ایران چرا انقدر دشمن داره؟! توجهتون رو به این جمله از میلان کوندرا جلب میکنم:
“نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتابهایش را، فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. بعد کسی را گمارد که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و تاریخ تازهای بسازند...”
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
حتما براتون این سوال پیش اومده که تاریخ ایران چرا انقدر دشمن داره؟! توجهتون رو به این جمله از میلان کوندرا جلب میکنم:
“نخستین گام برای از میان برداشتن یک ملت، پاک کردن حافظه آن است. باید کتابهایش را، فرهنگش را و تاریخش را از بین برد. بعد کسی را گمارد که کتابهای تازهای بنویسد، فرهنگ تازهای جعل کند و تاریخ تازهای بسازند...”
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
«جذابیت انکارناپذیر ابتذال»
میلان کوندرا در یکی از کتاب هایش به پدیده ای اشاره می کند به عنوان « جذابیت انکارناپذیر ابتذال » !
او معتقد است که بسیاری از انسان ها ، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم دستی دارند ؟
مضامین کلیشه ای ، امور سطحی و نخ نما ، سریال های اشک آور ، حاشیه های زندگی هنرمندان ، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد !
« ابتذال » از ریشه بذل کردن است ؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات ، ارزش آن را ندارد .
بطور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید کار مبتذلی کرده اید !
برای اینکه آفتابه ، آفتابه است ؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است !
ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد .
موسیقی های نازل ولی پرطرفدار ، فیلم های کم ارزش هنری ولی پرفروش !
در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولا به جز مواردی استثنا ، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند .
در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست !
مولوی داستان مردی را می گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان ، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد !
مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می گفت ، همه برای درمان او تلاش می کردند .
یکی نبض او را می گرفت ، دیگری گلاب بر صورت او می پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می سوزاند .
اما این درمان ها هیچ سودی نداشت
حال مرد بدتر و بدتر می شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند .
اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است ؛ با خود گفت : من درد او را می دانم ، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است .
او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است .
سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد .
مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت ؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد ؟
در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل ، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان اند !
تا جایی که آنها را خسته کننده ، سخت فهم و یا غیرسرگرم کننده می دانند و از خواندن یک کتاب عالی ، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش دادن به یک موسیقی اصيل ، نه تنها هشیار نمی شوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می دهند !
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
«جذابیت انکارناپذیر ابتذال»
میلان کوندرا در یکی از کتاب هایش به پدیده ای اشاره می کند به عنوان « جذابیت انکارناپذیر ابتذال » !
او معتقد است که بسیاری از انسان ها ، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دم دستی دارند ؟
مضامین کلیشه ای ، امور سطحی و نخ نما ، سریال های اشک آور ، حاشیه های زندگی هنرمندان ، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد !
« ابتذال » از ریشه بذل کردن است ؛ به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات ، ارزش آن را ندارد .
بطور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید کار مبتذلی کرده اید !
برای اینکه آفتابه ، آفتابه است ؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است !
ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد .
موسیقی های نازل ولی پرطرفدار ، فیلم های کم ارزش هنری ولی پرفروش !
در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی می کنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولا به جز مواردی استثنا ، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند .
در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست !
مولوی داستان مردی را می گوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان ، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد !
مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی می گفت ، همه برای درمان او تلاش می کردند .
یکی نبض او را می گرفت ، دیگری گلاب بر صورت او می پاشید و یکی دیگر عود و عنبر می سوزاند .
اما این درمان ها هیچ سودی نداشت
حال مرد بدتر و بدتر می شد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند .
اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است ؛ با خود گفت : من درد او را می دانم ، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است .
او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است .
سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد .
مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت ؛ چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد ؟
در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل ، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگردان اند !
تا جایی که آنها را خسته کننده ، سخت فهم و یا غیرسرگرم کننده می دانند و از خواندن یک کتاب عالی ، تماشای یک فیلم هنری و یا گوش دادن به یک موسیقی اصيل ، نه تنها هشیار نمی شوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می دهند !
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
در رمان "بار هستی" اثر "میلان کوندرا" شخصیتی وجود دارد به نام "توما"، که نمیخواهد هیچ رابطه عاشقانهی عمیقی را تجربه کند؛ او نمیخواهد شبها در کنار کسی بخوابد و هر صبح صدای مسواک زدنش را بشنود، صبحانهی دو نفره نیز برای او هیچ جذابیتی ندارد؛ اما اوضاع آنطور که میخواهد پیش نمیرود، با دیدن "ترزا" عطر خوشبختیِ ناشناختهای را تجربه میکند، از خواب مشترک لذت میبرد و یک روز صبح متوجه میگردد که تمام شب دست در دست وی داشته است. کار به جایی میرسد که بدون او چشم بر هم نمیگذارد و کنارش حتی در نهایت اضطراب، به خواب میرود.
مسئله و راهحل مشخص است، انسان وقتی کنار فردِ درستی قرار بگیرد، احساس سبکی خواهد کرد؛ یک آرامش ممتد که تجربه کردنش از هر چیزی واجبتر است، حتی اگر این تجربه کوتاه باشد...
منبع: سندرم نويسندگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
در رمان "بار هستی" اثر "میلان کوندرا" شخصیتی وجود دارد به نام "توما"، که نمیخواهد هیچ رابطه عاشقانهی عمیقی را تجربه کند؛ او نمیخواهد شبها در کنار کسی بخوابد و هر صبح صدای مسواک زدنش را بشنود، صبحانهی دو نفره نیز برای او هیچ جذابیتی ندارد؛ اما اوضاع آنطور که میخواهد پیش نمیرود، با دیدن "ترزا" عطر خوشبختیِ ناشناختهای را تجربه میکند، از خواب مشترک لذت میبرد و یک روز صبح متوجه میگردد که تمام شب دست در دست وی داشته است. کار به جایی میرسد که بدون او چشم بر هم نمیگذارد و کنارش حتی در نهایت اضطراب، به خواب میرود.
مسئله و راهحل مشخص است، انسان وقتی کنار فردِ درستی قرار بگیرد، احساس سبکی خواهد کرد؛ یک آرامش ممتد که تجربه کردنش از هر چیزی واجبتر است، حتی اگر این تجربه کوتاه باشد...
منبع: سندرم نويسندگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#هویت
#میلان_کوندرا
ترجمه:پرویز همایون پور
راوی:فاطمه رکنی
شانتال در آستانه میانسالی احساس میکند دیگر کسی در خیابان به او توجه نمیکند. این موضوع باعث ناراحتی او شده و آن را با ژانمارک در میان میگذارد. کمی بعد شانتال در صندوق پست آپارتمانشان نامهای را میبیند که خطاب به او نوشته شده و او را ستایش میکند. نامهها باز هم تکرار میشود. این نامهها از زبان شخصی است که...
این رمان از نظر ساختار روایی احتمالاً سنتیترین رمان میلان کوندرا است. در رمان هویت وضع و موقع انسان معاصر به زیر ذرهبین گذاشته میشود و سرگشتگی و التهاب جان و روان او به نمایش در میآید. افکار و احساسات شانتال و ژان مارک خواننده را به هیجان میآورد و ذهن او را به افق های دوردست تفکر و تخیل میکشانند. آنان با حسرت به ارزشهای متعالی از دست رفته میاندیشند، درباره موقعیت کنونی زندگی بشر گفتگو میکنند و برای نجات خویش به عشق پناه میبرند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی
#هویت
#میلان_کوندرا
ترجمه:پرویز همایون پور
راوی:فاطمه رکنی
شانتال در آستانه میانسالی احساس میکند دیگر کسی در خیابان به او توجه نمیکند. این موضوع باعث ناراحتی او شده و آن را با ژانمارک در میان میگذارد. کمی بعد شانتال در صندوق پست آپارتمانشان نامهای را میبیند که خطاب به او نوشته شده و او را ستایش میکند. نامهها باز هم تکرار میشود. این نامهها از زبان شخصی است که...
این رمان از نظر ساختار روایی احتمالاً سنتیترین رمان میلان کوندرا است. در رمان هویت وضع و موقع انسان معاصر به زیر ذرهبین گذاشته میشود و سرگشتگی و التهاب جان و روان او به نمایش در میآید. افکار و احساسات شانتال و ژان مارک خواننده را به هیجان میآورد و ذهن او را به افق های دوردست تفکر و تخیل میکشانند. آنان با حسرت به ارزشهای متعالی از دست رفته میاندیشند، درباره موقعیت کنونی زندگی بشر گفتگو میکنند و برای نجات خویش به عشق پناه میبرند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
ملت ها اینگونه تباه شدند
نخست حافظه شان را
از آنها دزدیدند
کتابهایشان را تباه کردند
و در آخر
تیر خلاص را به آنها زدند
و تاریخ و فرهنگشان را
به سخره گرفتند.
#_میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
ملت ها اینگونه تباه شدند
نخست حافظه شان را
از آنها دزدیدند
کتابهایشان را تباه کردند
و در آخر
تیر خلاص را به آنها زدند
و تاریخ و فرهنگشان را
به سخره گرفتند.
#_میلان_کوندرا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
از کودکی بیرون می آییم!
بی آنکه بدانیم جوانی چیست،
ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست
و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم.
سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است...
#_میلان_کوندرا
#_بیا_تا_زندگی_کنیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
از کودکی بیرون می آییم!
بی آنکه بدانیم جوانی چیست،
ازدواج می کنیم، بی آنکه بدانیم متاهل بودن چیست
و حتی زمانی که قدم به دوره پیری می گذاریم، نمی دانیم به کجا می رویم.
سالخوردگان، کودکان معصوم کهنسالی خویش اند. از این جهت، سرزمین انسان سیاره ی بی تجربگی است...
#_میلان_کوندرا
#_بیا_تا_زندگی_کنیم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
رمان بار هستی (یا سبکی تحملناپذیر هستی) نوشتهی میلان کوندرا اثری درخشان است که آمیزهای خلاقانه، چندوجهی و تاثربرانگیز از درونمایههای سیاسی، تاریخی، عاطفی و اروتیک ارائه میدهد. در کتاب، ارجاعاتی به نویسندگان، متفکران و ابژههای گوناگونی اعم از گزارههای فریدریش نیچه، افلاطون، آنا کارنینای لئو تولستوی، زیباییشناسی کیچ، تاملات کانت و قطعات بتهوون شاهد هستیم و تمام ارجاعات نهتنها در روایت و شخصیتپردازی وقفه نمیاندازند، بلکه بهبهترین شکل ممکن در پرداختن به جهانبینی و درونیات شخصیتها عمل میکنند. رمانِ بار هستی در باب جوشش میان تضادها و تناقصها است: همانگونه که توما (سنگینی، سرسختی، خودبینی، خشونت) در برابر ترزا (سبکی، لطیفی، عاشق، شکننده) قرار میگیرد؛ یا باورهای چپگرایانه، کیچ و کمونیسم باهم در جدل هستند و تاریخ اندیشههای سیاسی را در عصر مدرن بازتاب میدهند. در رمان، با ریتم سیال و ظریفی طرف هستیم که کوندرا بهخوبی علاوهبر شخصیت اصلی (توما)، به تمام شخصیتهای فرعی و دغدغههایشان نیز میپردازد و کاوشی درونی از شخصیتهای متفاوت خود ترسیم میکند. گفتنیست که کتاب در ترسیم عشق، عاطفه و اروتیسیسم تکاندهنده و منحصربهفرد است.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
رمان بار هستی (یا سبکی تحملناپذیر هستی) نوشتهی میلان کوندرا اثری درخشان است که آمیزهای خلاقانه، چندوجهی و تاثربرانگیز از درونمایههای سیاسی، تاریخی، عاطفی و اروتیک ارائه میدهد. در کتاب، ارجاعاتی به نویسندگان، متفکران و ابژههای گوناگونی اعم از گزارههای فریدریش نیچه، افلاطون، آنا کارنینای لئو تولستوی، زیباییشناسی کیچ، تاملات کانت و قطعات بتهوون شاهد هستیم و تمام ارجاعات نهتنها در روایت و شخصیتپردازی وقفه نمیاندازند، بلکه بهبهترین شکل ممکن در پرداختن به جهانبینی و درونیات شخصیتها عمل میکنند. رمانِ بار هستی در باب جوشش میان تضادها و تناقصها است: همانگونه که توما (سنگینی، سرسختی، خودبینی، خشونت) در برابر ترزا (سبکی، لطیفی، عاشق، شکننده) قرار میگیرد؛ یا باورهای چپگرایانه، کیچ و کمونیسم باهم در جدل هستند و تاریخ اندیشههای سیاسی را در عصر مدرن بازتاب میدهند. در رمان، با ریتم سیال و ظریفی طرف هستیم که کوندرا بهخوبی علاوهبر شخصیت اصلی (توما)، به تمام شخصیتهای فرعی و دغدغههایشان نیز میپردازد و کاوشی درونی از شخصیتهای متفاوت خود ترسیم میکند. گفتنیست که کتاب در ترسیم عشق، عاطفه و اروتیسیسم تکاندهنده و منحصربهفرد است.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity