🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

🍁 #آشنایی_باجشن‌های_ایرانی

🍁 #جشن_گاهنباری_ایاسرم

🍃🍂 پایان مهر هم‌زمان است با یکی دیگر از جشن‌های شش‌گانه‌ی گاهنباری که در پنج روز برگزار می‌شد و واپسین روز آن همراه با جشنی بزرگ بود.

🍃🍂 گاهشمار(تقویم) گاهنباری کهن‌ترین سامانه‌ی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به‌جامانده از گاهشماری ساده و باریک‌بینانه‌ای باشد که بتوانند یک سال را بخش‌بندی کنند تا هم زمان فرارسیدن سرما و گرما را بدانند و هم برای کشاورزی برنامه‌ریزی کنند. به گمان، نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار دور سخن می‌گوییم که هیچ‌چیز رویدادنگاری نمی‌شد. اکنون در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده می‌شود.
ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمه‌ی هر فَرشیم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) می‌شمردند و در خوارزم به آن «اَجغار» می‌گفتند.

🍃🍂 بر پایه‌ی آگاهی اندک و به‌جا‌مانده، بیست‌وپنجم تا سی‌ام مهر(اشتادروز تا انارام روز) چهارمین جشن گاهنباری که «ایاسرم» نام دارد برگزار می‌شد. ایاسَرِم به مانَک(معنی) آغاز سرما و میانه‌ی پاییز است که بر پایه‌ی باورهای کهن، گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
گمان می‌رود که جشن‌های گاهانباری هشت‌گانه بودند ولی از جشن‌های پایان بهار و نیمه‌ی زمستان نشانی دیده نمی‌شود. از این‌رو گفته می‌شود که ساسانیان در آیین‌نگاری کهن دستبَری(تحریف) کرده‌اند تا باور به آفرینش شش‌گانه را به آن بیافزایند و با گاهشمار مزدیسنایی هماهنگ کنند.
با این دیدگاه درباره‌ی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته می‌شود که باید آن را هم‌زمان با جشن میانه‌ی پاییز یا پاییزانه در نیمه‌ی آبان بدانیم.

🍃🍂 برای آشنایی با جشن‌های گاهنباری دیگر به این #جشنها بنگرید:

⏳⌛️ #جشن_نوروز
🕊#جشن_بهاربد
🏝 #جشن_میانه‌ی_تابستان
🍉 #جشن_های_میوه_چینی، کشاورزی، گاهنباری و پایان و آغاز فَرشیم/وَرشیم(فصل)

📚 برگرفته از:
۱- جشن‌های ایرانی #پرویز_رجبی
۲- جشن‌های ایران باستان #محمدحسین_موسوی
۳- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
_____________
#جشن_های_ایرانی #گاهنبار_ایاسرم #جشن_گاهنباری #مهرگان

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میراث_سرزمینم

#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان
بخش نخست: افسانه‌ی آناهیتا
اینک آب‌ها را می‌ستاییم، آب‌های فروچکیده و گردآمده و روان شده و خوب کـُنش اهورایی را!
برگرفته از «یسنا»

«آناهیتا/اَناهیتا»، «آناهید/اَناهید» و «ناهید»

"آناهیتا/اَناهیتا" یکی از کهن‌ترین و زیباترین نام‌های دخترانه ایرانی است.
این نام ریشه‌ی اوستایی دارد و ایزدبانوی آب‌ها (آبان)، ایزدبانوی آب‌های آسمانی (باران) و ایزدبانوی مهربانی پنداشته و ستایش می‌شد. از این‌رو نام "آناهیتا" با نمادهایی چون باروری، خرد و تندرستی همراه است.

"آناهیتا" در اوستا به چم پاک و بی‌آلایش است. این نام در افسانه‌های ایرانی به چم مادر پاک و برجسته‌ترین مادینه‌ی آریایی است.
"آناهیتا" در افسانه‌ها دوشیزه‌ای بلندبالا و زیباست که ناپاکی‌ها و پلیدی‌ها را از میان می‌برد.

این نام در پارسی باستان "اَناهیتَه" و در پارسی میانه "اَناهید" خوانده می‌شد. "اَناهید" نیز در پارسی امروز به "ناهید" دگرگون شده است. بنابراین پیشینه و چم این نام‌ها یکی است.

پیشوند نایی(منفی) "اَن" به چم "نا" بر سر "آهیتا" به چم آلودگی و گناه است و برگردان واژه به واژه‌ی آناهیتا به پارسی امروز، "ناآلوده" و "بی‌گناه" است. "ناهید" امروز نام یکی از زیباترین ستارگان آسمان نیز هست.

اردشیر دوم هخامنشی ستایش "ناهید" یا همان "آناهیتا" را در سرزمین ایران و سرزمین‌های زیر پوشش ایران رواگ(رواج) داد و تندیس او را در پرستشگاه‌ها برپا کرد که باشکوه‌ترین این پرستشگاه‌ها، در هگمتانه بود. این سازه که امروز برخی از ستون‌ها و ویرانه‌های آن برجا مانده، در شهر کنگاور استان کرمانشاه است.

پی‌نوشت: فرتور (عکس) پیوست، تندیس نمادین "آناهیتا" و پیکره‌ای ایرانی-هندو است.


☔️ جشن آپانگان یا #آبانگان برای ستایش آناهیتا، ایزدبانوی آب‌های روان، ستایش ستاره‌ی ناهید یا زهره و ستایش آمودریا یارود جیهون و همه‌ی آب‌های روی زمین در آبان‌روز از آبان‌ماه برگزار می‌شد. آبان‌روز نام روز دهم هر ماه در ایران باستان بود. آبانگان، جشن باران‌خواهی و پاسداشت آب‌های روان و ایستای روی زمین همچون سرچشمه‌ها، رودها، دریاها، دریاچه‌ها، کاریزها، آبشارها و جوی‌ها بود.

🌧 در «آبان‌یشت» (بخشی از اوستا)، آناهیتا، ایزدبانو و نگهبان آب‌ها ستایش شده است. در آبان‌یشت، آناهیتا زنی جوان، خوش‌اندام، بلندبالا، زیباچهره و درخشان، با بازوان سپید، کمربند تنگ بر میان بسته، به گوهر آراسته، با گردن‌بند زرین، گوشواری چهارگوش در گوش، تاگ(تاج)ی با سد(صد) ستاره‌ی هشت‌گوش بر سر، کفش‌هایی درخشان در پا، با بالاپوشی زرین و پرچینی از پوست سگ آبی است. او گردونه‌ای با چهار اسب سپید دارد. این اسب‌ها ابر، باران، برف و تگرگ هستند. خانه‌اش در بالاترین جایگاه آسمان است و بر کرانه‌ی هر دریاچه‌ای، خانه‌ای آراسته، با سد پنجره‌ی درخشان و هزار ستون خوش‌تراش دارد. او از فراز ابرهای آسمان، به فرمان اهورامزدا، باران و برف و تگرگ را فرو می‌باراند.

🌊 از آناهیتا با ویژگی‌های چنگ‌نواز، پاک و توانا نیز یاد شده است و این نام به مانک(معنی) پاک و بی‌آلایش است.
در آبان‌یشت آمده است: «اوست برومندی که در همه‌جا بلندآوازه است. من اهوره‌مزدا او را به نیروی خویش، هستی بخشیدم تا خانه و روستا و شهر و کشور را بپرورم و پشتیبان و پناه‌بخش و نگاهبان باشم.»
آناهیتَ، اناهید یا آناهیتا در باور ایرانیان باستان مادر ایزد میترَ یا مهر، دلدادگی، دوستی و خوش پیمانی بوده است و میثرَه(میترَ/میترا) نیز نماد خورشید، روشنایی و نیرومندی بود. ستایش آنان درایران به پیش از پیدایش کیش زرتشتی بازمی‌گردد.

☔️ در گذشته‌های دور پادشاهان و مردم برای آناهیتا کُرپان(قربانی) می‌کردند. هوشنگ، جمشید، فریدون، گرشاسپ و آژی‌دهاک برخی از این پادشاهان بودند.
نیایشگاه‌های آناهیتا در کنار رودها و آب‌ها ساخته می‌شد. گفته می‌شود نیایشگاه‌هایی که امروز با نام‌های دخترانه همچون بی‌بی شناخته می‌شوند، بازمانده نیایشگاه‌های آناهیتا هستند. برخی از پژوهشگران پَتیست(نذری)هایی چون بی‌بی سه‌شنبه را بازمانده‌ی آیین‌های بزرگداشت آناهیتا می‌دانند.

🎞 فرتور(عکس): ویرانه‌های یکی از پرستشگاه‌های آناهیتا در کنگاور استان کرمانشاه

____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- #جشن_آبانگان روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان

بخش دوم پیدایش #جشن_آبانگان


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان

بخش دوم پیدایش #جشن_آبانگان

☔️ ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون آبانگان، خوردادگان، تیرگان، آبریزگان، آبسالان و... که دست‌کم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. تا جایی که گفته می‌شود تیرداد اشکانی برای جنگ با رومیان، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.
جشن #آبانگان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود.

💧 در استوره‌های ایرانی، آب دومین پیشکش خداوند به زمین است و «آناهیتا» نگهبان آن. از این‌رو آب و آناهیتا نمادهای پاکی تن و روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی نوشته‌های نسک پهلوی بندهش، گل نیلوفر آبی یا سوسن خورآیی(شرقی) نشان ماه آبان، جشن آبانگان و آناهیتا ایزدبانوی آب‌ها است.

🌧 یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی جنگ‌های دراز ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریز(قنات)ها و نهرهای ایران را ویران کنند. پسر تهماسب که «زَو» نام داشت بر افراسیاب پیروز شد و او را از ایران راند. سپس دستور داد تا کاریزها و نهرهای ویران شده در جنگ لایروبی شوند. بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هفت یا هشت سال خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

🌂 ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نوشته است: «...آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید می‌دانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان می‌گویند. در این روز زو پسر تهماسپ از سلسله‌ی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن کاریزها و نهرها و بازسازی آن‌ها فرمان داد. در این روز به کشورهای هفت‌گانه خبر رسید که فریدون، بیوراسب [آژی‌دهاک یا همان ضحاک] را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»

🎞 فرتور(عکس): گل نیلوفر آبی یا خورایی(شرقی)

📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- جشن آبانگان، روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میرذاث_سرزمینم

#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

#جشن_آبانگان

بخش سوم و پایانی: آیین‌های آبانگان

☔️ واژه‌ی «آبان» نماد آب‌های پاک و به چم (معنی) آب‌های پاک و هنگام آب و باران و برگرفته از آپَه یا اَپَه در پارسی باستان و آپ در پارسی پهلوی است. این آخشیج (عنصر) همراه آخشیج‌های آتش، خاک و هوا پایه‌های چهارگانه زندگی بوده و مردم آن‌ها را می‌ستودند. آلوده کردن‌شان هم گناه بزرگی بود. هریک از چهار آخشیج ایزدبانو یا ایزدی داشتند که با پیدایش کیش زرتشتی امشاسپند یا فرشته نامیده شدند.

🌧 هرودت نوشته است که ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان و بینی نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها شستن دست و تن را در آب روان نمی‌پذیرند و آن را آلوده نمی‌کنند. زیرا به رودخانه و آب ارج می‌نهند. استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود. آن‌ها در آب روان مردار و هرچه ناپاک است، نمی‌اندازند!

💧 ایرانیان در جشن آبانگان جامه‌ی سپید می‌پوشیدند و در کنار رودها و دریاها نیایش می‌کردند و سپس به پایکوبی می‌پرداختند. پس از پیدایش کیش زرتشتی، خواندن سروده‌ی «آبان‌یشت» یا «آپ‌زور/آب‌زور» به آیین‌های این جشن افزوده شد. ساخت و نوسازی کاریز (قنات)، آب‌انبار، جوی، سرچشمه، چاه، آب‌بند و پل از آیین‌های دیگر نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب بود. یک نمونه از این کوشش ساخت پالایشگر آب زیگورات چغازنبیل است.

☂️ گفته می‌شود اگر در روز جشن آبانگان باران می‌بارید، مردان آب‌تنی می‌کردند و اگر نمی‌بارید، زنان تن به آب می‌سپردند.
مردم ایران به بهانه‌های گوناگون بر پاسداشت زیست‌‌بوم گواهی می‌دادند؛ ارزش و جایگاه آب، این پیشکش بی‌مانند هستی را می‌دانستند؛ سرسبزی، زندگی، پاره‌های پرهام (عناصر طبیعت) و پیشکش‌های گیتی را می‌ستودند و برای بالندگی خاک ایران می‌کوشیدند و نام‌های فراوانی که برگرفته از سرسبزی و آبادنی زمین بود، برای فرزندان خود برمی‌گزیدند. چنانچه یکی از ویژگی‌های سه‌گانه‌ی رنگ، بو و مزه‌ی آب دگرگون می‌شد، از آن برای آشامیدن و شست‌وشو بهره نمی‌بردند.

🍂 «جشن انار» یا «انارچینی» که در روزهای آبان در بخش تارم و روستاهای انبوده‎ و رودبار الموت کاسپین(قزوین) برگزار می‌شود، ریشه در جشن آبانگان دارد. جشن انار همراه با شادی، پایکوبی و نواختن ساز و سرنا است. در گذشته چیدن انار پیش از آغاز جشن ناپسند شمرده می‌شد. انار، نشانه‌ی آناهیتا ایزدبانوی آب و باروری است.

🌧 اکنون پیشنهاد چند تن از کنشگران زیست‌بوم(محیط زیست) این است که روز جشن #آبانگان روز میهنی پاسداشت آب نام‌گذاری شود تا در کشور ما که همواره با کمبود آب روبرو است، به بهره‌برداری درست و ارجمندانه از آب که ریشه در گذشته‌ی دور ما دارد، نگاه ویژه‌ای شود. شاید که بتوان دوباره بخش‌هایی از فرهنگ والای ایرانی را بازسازی کرد.
آبان ‌روز است و ماه آبان
خرّم گردان به آب رَز، جان
مسعود سعد سلمان

🎞 فرتور(عکس): نگاره‌ای نمادین از آناهیتا و جشن آبانگان

____________
📚 برگرفته از:
۱- آثارالباقیه #ابوریحان_بیرونی
۲- هفته‌نامه امرداد
۳- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- اساطیر و فرهنگ ایران در نوشته‌های پهلوی #رحیم_عفیفی
۵- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۶- جشن‌ها و آیین‌های ایرانی #منصوره_میرفتاح
۷- #جشن_آبانگان روز ملی پاسداشت آب #شاهین_سپنتا

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم

🍂🍃 #آشنایی_با_جشن_های_ایرانی

🍃🍂 #جشن_پاییزانه_یا_میانه‌ی_پاییز

🍁 در گذشته‌های دور، ایرانیان برای بخش‌بندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش می‌کردند و هر فَرشیم را با برگزاری جشنی در میانه‌ی آن به دو بخش می‌کردند و این بخش‌بندی، راهکاری ساده ولی باریک‌بینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.

🌾 «جشن پاییزانه» یا «جشن میانه‌ی پاییز» یکی از آن‌ها است و گفته می‌شود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی می‌رسد و در زمان هخامنشیان جشنی شناخته شده بود. در میانه‌ی پاییز دام‌ها(گاو و گوسپند) از چراگاه‌های تابستانی به خانه بازمی‌گشتند.
امروز نیز در سلطانیه‌ی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان می‌بندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دام‌ها را به چرا می‌برند و هنگام نخستین برف که هم‌زمان با نیمه‌های پاییز است، دام را بازمی‌گردانند. ابوریحان بیرونی نوشته است که ایرانیان نیمه‌ی هر فَرشیم را بسیار مَهَند(مهم) می‌شمردند و در خوارزم به آن «اجغار» می‌گفتند.

🎍 گفته می‌شود «گاهنبار ایاسرم» به چمار(معنی) آغاز سرما در گذشته‌های دور همان جشن میانه‌ی پاییز بود و با گذشت سده‌ها و دگرگونی‌هایی که در گاهشماری(تقویم)ها رخ داد، زمان آن به دهه‌ی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان گاهنبار ایاسرم زمان آفرینش گیاهان بود.

🍂 همچنین بیشتر جشن‌های ایرانی، زنجیره‌ی پیوسته‌ای بودند و زمان‌بندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونی‌های آب‌وهوایی و زمان کشت‌وکار یاری می‌رساند. برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی، جشن میانه‌ی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز می‌دانند و شماری آن را درست در میانه‌ی پاییز می‌پندارند.

🌻 ویژگی جشن‌های گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانی‌ها بود. در این جشن‌ها هرکس به اندازه‌ی توانایی‌اش در برگزاری جشن و آماده‌کردن خوراک می‌کوشید، همه‌ی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) می‌نشستند، از یک خوراک می‌خوردند و این را نشانه‌ی همبستگی می‌دانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانه‌ی نیازمندان روانه می‌شد.

🍁 از آیین‌های دیگر این جشن دست‌به‌دست هم دادن و نیایش‌کردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دست‌به‌دست‌هم‌دادن از گذشته نشانه‌ی هم‌پیمان شدن است زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمین‌لرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی است.

🎍 جشن‌های گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار می‌شد و بر پایه‌ی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان می‌رسید.

🌾 اکنون آیینی همراه با پخش پَتیست(نذری) در میانه‌ی پاییز میان «اهل حق» کرمانشاه برگزار می‌شود که گفته می‌شود به‌جا‌مانده از جشن پاییزانه است و ریشه در آیین مهرپرستی دارد.
آن‌ها در این آیین نیایش می‌کنند و به شمار فرزندان خانواده خروس می‌پزند.

____________
📚 برگرفته از:
۱- زمستان #انجوی_شیرازی
۲- جشن‌های ایرانی #پرویز_رجبی
۳- جشن‌های ایران باستان #محمدحسین_موسوی
____________
📜 بیشتر بخوانید:
گاهنبار ایاسرم
جشن میانه‌ی زمستان
جشن میان‌بهار یا بهاربُد
جشن میانه‌ی تابستان

#جشن_های_ایرانی #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#امرتات ameretat

اَمُرداد، یا امرتات ششمین امشاسپند در باورهای زرتشتی و ماه پنجم تقویم ایرانی است که امروزه مرداد خوانده می شود. او امشاسپندبانویی است که نماینده جاودانگی و پایندگی و بی‌مرگی اهورامزداست. همچنین اَمُرداد در باورهای ایرانی نگاهبان و پاسدار گیاهان و رستنی¬ها به شمار می¬رود. او گونه‌های گیاهان و جانوران را بر روی زمین گسترده است و سرسبزی و آبادانی سرزمین ها و افزونی رمه‌ها را برای انسان‌ها ارمغان می‌آورد. او می‌کوشد تا گیاهان پژمرده نشوند. در استوره آفرینش، زمانی که اهریمن به آفرینش نخستین در جهان حمله‌ور شد، امرداد از جوهره وجودی گیاهان پاسداری کرد؛ به این‌گونه که گیاهِ خشک‌شده و آسیب‌دیده از سوی اهریمن را برمی‌گیرد، می‌ساید و با یاری ایزد باران در جهان پراکنده می‌کند تا رستنی‌های گوناگون در همه جهان سر از خاک بیرون بیاورند. امشاسپندبانو اَمرداد و امشاسپندبانو خرداد با هم پیوند تنگاتنگی دارند. خرداد، خویشکاری‌اش پاسداری از آب است، با ایزد باران یار و همکار است و شادابی گیاهان نشانه‌ای از وجود اوست. این دو امشاسپند نوشتارهای کهن، به عنوان نمایندگان رویش و زندگی، نامشان در کنار هم می‌آید.
اَمُرداد (اَمِرتات/ اَمِرتا) به معنی جاودانگی است که (مُرداد= مرگ) در گاهشماری ایرانی پنجمین ماه سال است . واژه امُرداد از واژه اوستایی اَمِرتاته amertata یا اَمِرتَه و پهلوی اَموردات است که به معنای بی مرگی و جاودانگی و ششمین از امشاسپندان است.امرداد تجلی رستگاری و جاودانی است . فروهر گیاهان در جهان فروری است . او گیاهان را برویاند و رمه گوسفندان را بیفزاید . او می کوشد که گیاهان پژمرده نشوند . همکاران او ایزدان رشن و اشتاد و زامیاد هستند . این امشاسپند مونث است . خرداد و امرداد در متنها معمولاً با هم ذکر می شوند و نماینده رویش و زندگی هستند.

در گاهشماری ایرانی این ماه همواره ۳۱ روز دارد و از روز صد و بیست و پنجم سال تا روز صد و پنجاه و پنجم سال است.

در متون ادبیات فارسی این واژه به اشتباه همواره به شکل مُرداد به کار رفته است.هماورد اصلی او زریز است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#سپنته_آرمیتی armaiti


سپنته آرمیتی یکی از ایزدبانوان و امشاسپندان زرتشتی است که در زبان اوستایی، سپنته آرمیتی یا سپنت اَرمَیتی یا سپند آرامئیتی خوانده می‌شود، در زبان پهلوی بدان سپندارمذ یا سپندارمت گویند و در فارسی، سپندارمد نیز خوانده شده‌است.

امشاسپند سپندارمذ، نگهبان و ایزدبانوی زمین سرسبز و نشانی از باروری و زایش است.
در فرهنگ پهلوی سپندرمت یا همان سپندارمذ، نام یکی از امشاسپندان و در عین حال نام پنجمین روز ماه و دوازدهمین ماه سال معرفی شده‌است.[۱] وی را همان الهه بسیار قدیمی اسفند دانسته‌اند و گفته‌اند که او را دو امشاسپند دیگر یعنی هورواتات (خرداد) و امرتات (امرداد) همراهی می‌کنند و این سه گروهی از امشاسپندان را می‌سازند که قرینهٔ سه امشاسپند نخستین، یعنی وهمن (وهومن یا همان بهمن)، اشه وهیشته (اردیبهشت) و خشتره وییریه (شهریور) محسوب می‌شوند.

سپند آرامئیتی یا همان اسفند به معنی بی نقصی و سلامت کامل است. وی محافظ و پاسدار زمین و در عین حال مظهر تمکین، تقوا و عبادت می‌باشد.

واژه‌شناسی

این واژه که در اوستایی «سْپِنْتَه آرمَئیتی»(Spenta-Ârmaiti) می‌باشد و نام چهارمین امشاسپند است، از دو بخش «سپنته»(Spenta) یا «سپند» به مانک پاک و مقدس و «آرمئیتی»(Ârmaiti) به مانک فروتنی و بردباری تشکیل شده است و مانک این دو با هم فروتنیِ پاک و مقدس است. این واژه در پهلوی «سپندارمت»(SpandÂrmat) و در فارسی «سپندارمذ» و «اسفندارمذ» و «اسفند» شده است.

به لحاظ لغوی، در این تعبیر کلمهٔ اَرمَیتی به معنای اخلاص و فروتنی و فداکاری و بردباری مقدس می‌باشد که در ویده‌ها نیز به همین نام و در همین معانی به کار برده شده‌است. این تعبیر در ریگ وده به معنی زمین و در پهلوی به معنای فرزانه کامل آمده‌است. امّا سپنت، صفت ارمیتی می‌باشد که بعدها بدان افزوده شده‌است.

سپندارمذ در جهان معنوی نمودار محبت و بردباری و تواضع اهورامزدا است و در جهان مادی فرشته‌ای است که موکّل زمین است. اَرمیتی همواره زمین را خرّم و آباد و بارور می‌سازد و هر کسی که در زمین به کشت و زرع بپردازد و مزرعه‌ای را آباد کند، خشنودی او را فراهم ساخته‌است.

گاه‌شماری

روز پنجم هر ماه و ماه دوازدهم هر سال سپندارمذ یا اسپندارمد (= اسفند) نام دارد.

جشن سپندارمذگان

جشن «سپندارمذگان» یا «اسفندگان»، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده و این روز به نام «مرد گیران» یا «مژدگیران» یا «مزدگیران» (=هدیه گرفتن از مردان) نیز در ادبیات فارسی به کار رفته است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#اشه asha


در دین زرتشتی اَشَه یا اَرتَه مفهوم گسترده‌ای دارد که گویی چکیدهٔ کل دین زرتشتی است. اشه به معنی حقیقت و درستی است؛ اما معنی ژرفتر آن قانون معنوی/الهی اخلاقی (Moral Law) است ازلی و ابدی که اهورامزدا وضع کرده که براساس آن هر کنشی، واکنشی در بر دارد و هر کار نیک یا بدی پاداش یا پادافره خود را در پی دارد. به گونه ای تبلور نظم موجود در طبیعت در قانونی اخلاقی/ مینویی که بر پایه حق و درستکاری بنا شده را اشه می‌گویند.
واژه‌شناسی

این واژه مفهوم پیچیده‌ای دارد و بیشتر معنای واژه‌ای آن را "راستی" یا فرمان به کار نیک" دانسته‌اند. این واژه در پارسی باستان ''اَردَ (arda) تلفظ می‌شده‌است و تلفظ ودایی آن رْتَه بود که معنای نظم طبیعی جهان را با خود داشت. در زبان هندوایرانی آنرا معادل ارته (artá) حدس زده‌اند. برخی نیز مانند گری اعتقاد دارند که تفاوت ارته و اشه از یک اختلاف املایی سرچشمه می‌گیرد و احتمالاً بدلیل قرائت بد و تلفظ بد یک حرف باستانی است. این واژه و به معنای راستی و درستی، تقدس، قانون و آیین ایزدی٬ پاکی به کار می‌رود اما بطور کلی حقیقت و درستی نزدیک‌ترین و احتمالاً صحیح‌ترین برداشت از واژه اشه دانسته شده‌است.

در اوستا

واژه اشه در اوستا و بویژه در گاهان بسیار بکار رفته‌است. زرتشت در گاهان تنها راه رسیدن به بارگاه خدایی را راه اشه می‌داند. در یسن۴۴ بند ۱۱ می‌گوید: «تا توش و توان دارم می‌کوشم مردم را به سوی اشه رهنمون باشم.» یکی از مقدس‌ترین دعاهای زردشتی دعای "اشم وهو" است که در آن اشه و راستی ستایش می‌شود که یک ذکر ۱۲ واژه‌ای است که سه بار در آن نام اشه برده شده‌است. دعا که ظاهراً برای تمرکز ذهن بر روی اشه استوار است از این قرار است: اشه نیک، اشه نیک‌ترین است. مطابق آرزوست، مطابق آرزو خواهد بود، اشه از آن اشه وهیشته است.

اردیبهشت امشاسپند

نوشتار اصلی: اشه وهیشته

اردیبهشت و یا به تلفظ اوستایی آن اشه وهیشته از امشاسپندان و یا همان فرشتگان طراز اول اهورامزداست که فروزه‌های هفت‌گانهٔ خدانیز دانسته شده‌اند. اردیبهشت در مزدیسنا و اساطیر و باورها وابسته به آن زیباترین امشاسپند است. او در برابر ناراستی در جهان قرار میگیرد و پیروان او را اشون میگویند. او نه تنها در این جهان حافظ نظم اخلاقی و طبیعی است و با آفریده‌های مخرب و ناهماهنگ اهریمن می‌ستیزد در دوزخ نیز نظم را نگاه می‌دارد و مراقب است که دیوان دوزخیان را بیش از آنچه سزاوار آنند، عذاب ندهند. او در اساطیر ایرانی هماورد ایندرا است که همان روح ارتداد است. در نبرد با ایندره ایزدانی چون مهر، سروش، نریوسنگ، او را یاری می‌دهند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#هیوروتات haurvatat


برای دیگر کاربردها، خرداد (ابهام‌زدایی) را ببینید.

هَوُروَتات (خرداد) رسایی و کمال نام یکی دیگراز(پنجمین) امشاسپندان می‌باشد.

« خرداد » در اوستا «هـَئوروَتات» و در پهلوی «خُـردات» یا « هُردات » به معنی رسایی و کمال است که در گات‌ها یکی از فروزه‌های اهورا مزدا و در اوستای نو نام یکی از هفت امشاسپند و نماد رسایی اهورا مزدا است. خرداد، امشاسپند بانویی است که نگهداری از آب‌ها در این جهان خویشکاری اوست و کسان را در چیرگی بر تشنگی یاری می‌کند از این روی در سنت، به هنگام نوشیدن آب از او به نیکی یاد می‌شود. در گات‌ها، از خرداد و امرداد پیوسته در کنار یکدیگر یاد می‌شود و در اوستای نو نیز این دو امشاسپند، پاسدارنده آب‌ها و گیاهان اند که به یاری مردمان می‌آیند و تشنگی و گرسنگی را شکست می‌دهند. در یسنا، هات ۴۷، آمده‌ است که اهورامزدا رسایی خرداد و جاودانگی امرداد را به کسی خواهد بخشید که اندیشه و گفتار و کردارش برابر آیین راستی است.
در مزدیسنا زندگانی عبارت است از طی مدارج سعادت و کمال در این جهان واز پرتو آن به پیشگاه مقدس(ورجاند) پروردگار پیوستن در جهان دیگر. (هفت مرحله روحانی- پیروی و کمک خواستن از امشاسپندان)

هَوُِروَتات(خرداد)رسایی و کمال نام یکی دیگراز(پنجمین) امشاسپندان می‌باشد. خرداد نماینده رسایی و کمال، دانش اهورا مزدا است و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.صورت اوستایی خرداد " هَوُروَتات" است که هَورو صفت است به معنی رسا، همه، درست، تمام و کمال و جزء دوم یعنی داد یا دات(که همان داد می‌باشد که در واژگانی چون دادگستری به کار رفته) به معنی قانون، دادگری(عدل) ارتباطی ندارد بلکه پسوند است که به انجام برخی ازواژها مانند ارشتات (راستی)و تات (درستی)و اُوپَرَتات (برتری) می‌پیوندد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#وهومنه vohu


وُهومَنَه منشِ پاکِ اندیشه و نامِ یکی از امشاسپندان است. وهومن، مظهر اندیشهٔ نیک و خرد و دانایی خداوند است و همان ایزد بزرگ است که روان اشو زرتشت را به پیشگاه مزدا اهورا راهنمایی کرد. وهومن به انسان منشِ نیک آموزش می‌دهد.
واژه‌شناسی

وهومن در اوستا «وهومنه»، در پهلوی «وهومن» و در فارسی «وهمن» یا «بهمن» است. این واژه مرکب است از دو جزء «وهو» به معنی خوب و نیک، و «منه» از ریشه من که در پهلوی «منشن» و «منیتن» از آن آمده است و در فارسی منش شده است. این ریشه در اوستا و فرس هخامنشی به معنی اندیشیدن و شناختن و به یاد آوردن و دریافتن است. پس بهمن یعنی به‌منش، نیک‌اندیش و نیک‌نهاد.

گل یاسمن سفید، رنگ سفید، خروس سفید از نشانه‌های زمینیِ وهومن می‌باشد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر


#خشاتریا kshathra

خشاتریا خدای جنگ آور بود، به ایرانیان فنون نبرد و ساخت جنگ افزار را یاد می داد، و به آنها می آموخت در برابر مهاجمان چگونه از خود دفاع کنند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_الهه_های_ایرانشهر

#اهریمن mainyu


اهریمن (از اوستایی انگره‌مَینیو) بدنهاد است. اهریمن پلیدی است و برای از بین بردن نیکی تلاش می‌کند ولی چون دون و پست مایه‌است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره می‌شود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید. در این میان، انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته‌ها) و موجودات نیک (مزداآفریده) که همگی آفریدهٔ اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه‌ها (دیوها) که موجودات و پدیده‌هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بر بدی هستند. اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌توان او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.

در مزدیسنا باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند.

نیروهای همزادی که در اندیشه انسان پدیدار می‌شوند مخالف نیستند، همگی در هستی انسان نیک اند و قابل ستایش. این انسان است که با اندیشه خود موجب دگرگونی در این هستی می‌شود. همان گونه که آذرگشسب این دو گوهر یعنی نیکی و بدی را مینوی می‌داند و با اندیشه انسان پیوسته می‌خواند زیرا سنجش نیک و بد با اندیشه انسان است و وجود خارجی ندارد.

یعنی نیکی جز سنجش فکری چیز دیگری نیست.

یا در جای دیگر رستم شهزادی این دو نیرو را نزد پروردگار بد یا خوب نمی‌بیند بلکه لازم و ملزوم یکدیگر می‌خواند، ولی هنگامی که زرتشتیان این دو نیرو را با میزان اندیشه و پندار خود می‌سنجیم، یکی را نیک می‌پنداریم و دیگری را بد و حتی همین نیکی و بدی‌ها صورت گسترده و مطلق ندارند و بنا به محیط و زمان و مکان هر گروهی از مردم، این پندار فرق می‌کند، زیرا در جایی کاری را برخلاف دیگران نیک یا بد می‌دانند. همچنین در کتاب گزارش گاتاها از اورنگ نیز ریشه نیکی و بدی را در نهاد و اندیشه آدمی می‌داند. در تمام کتاب‌ها این دو نیرو را همزاد و متضاد می‌خوانند که در آغاز آفرینش پدیدار شدند و تمامی نویسندگان آن‌ها را لازم و ملزوم یکدیگر می‌خوانند اما در کتاب بینش زرتشت از خنجری به نکته‌ای برخورد کردم که می‌گفت: هیچ‌کدام از این دو گوهر ارزش نیک بودن یا بد بودن را ندارند به بیان دیگر، اهورامزدا آنچه راکه آفریده نیک است و شر در آن راه ندارد. اما اختلاف موجود در هستی هر گاه در اندیشه انسان رشد کند و شکوفا شود، نیک و بد به وجود می‌آید.

در متن‌های پارسی میانه

در متن‌های پهلوی، واژه اهریمن گاهی وارونه نوشته می‌شود تا نشانه‌ای از واژگونگیِ اعمال وی و بیزاری نویسنده متن از او باشد. در این متن‌ها نیز، اهریمن دشمن اورمزد است و به آفرینش اورمزد می‌تازد و بیماری، تاریکی، ریمَنی (چرکی)، ویرانی، عیب، نقص و مرگ می‌آفریند. آغاز نبرد اورمزد و اهریمن، زمان معین شده برای آن، توصیف کامل آفرینش اورمزدی و اهریمنی و سرانجامِ کارِ اهریمن در متن‌های پهلوی به‌صورت‌های متفاوتی آمده‌است. اما، امروزه، به باور پارسیان هند، اهریمن نمودی از تمایلات اهریمنی است و از این رو نبرد واقعی میان اورمزد و اهریمن در روح هر انسان در تمامی جهان ادامه دارد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_جشن‌های_ایرانی


#جشن_میانه‌_زمستان


☃️💃 جشن میانه‌ی زمستان، یکی از جشن‌های پرشمار ایران باستان و در پیوند با موسم(فصل) و بخش‌بندی آن است.
دسته‌ای از جشن‌های کهن ایرانی، با دگرگونی موسم‌ها یا شمارش آغاز و انجام آن در پیوند بودند. برای نمونه در هر موسم برای آغاز، میانه و پایان آن جشن گرفته می‌شد. جشن‌های میانه‌ی بهار، میانه‌ی تابستان، میانه‌ی پاییز و میانه‌ی زمستان از این دسته هستند.

☔️💃 از جشن میانه‌ی زمستان و آیین‌های آن هیچ آگاهی برای ما نمانده است. باستان‌شناسان و کهن‌نگاران(مورخان) باور دارند که آیین‌های این جشن به دست موبدان زمان ساسانیان دچار دگرگونی‌های دروغینی شده و شوند(دلیل) آن هم این است که ساسانیان می‌کوشیدند جشن‌های گاهنباری را با گاهشماری مزدیسنا و باورهای دینی نوساخته خود هماهنگ کرده و آن‌ها را دارای ریشه‌ی دینی بنمایانند.

⛈💃 در نیپیک‌های کهن ایرانی از شش جشن دیرینه و سالیانه نام برده شده که با نام «جشن‌های گاهنباری» شناخته می‌شوند.
به گمان پژوهشگران، جشن‌های گاهَـنْـباری (پاره‌های سال/موسم‌های سالیانه)، بازمانده‌ی یکی از گاهشماری‌های کهن است که سال خورشیدی نه به دوازده ماه خورشیدی، که به چهار موسم و هر موسم به دو نیم بخش می‌شدند و هر یک از این بازه‌های زمانی، نام و جشنی ویژه به همراه داشت.
سال گاهنباری از هنگام دگرگونی(انقلاب) تابستانی یا نخستین روز تابستان (بلندترین روز سال) آغاز می‌شد و پس از هفت پاره‌ی زمانی (سه پایان موسم و چهار میانه) به آغاز سال پسین می‌رسید. پایان بهار یا آغاز تابستان مانند دیگر موسم‌ها، دارای جشن گاهنباری نبود و جشن آغاز سال نو به‌شمار می‌رفت.

❄️💃 با آنکه آیین این جشن فراموش شده‌اند، مردمان استان‌ها و روستاهای گوناگون با برگزاری آیین‌هایی، جشن میانه‌ی زمستان را زنده نگاه داشته‌اند.
جشن بزرگداشت "پیرشالیار"(یا شهریار) در سرزمین کهن اورامانات کردستان، جشن "میرما" در تپورستان(مازندران) و اَپاختر(شمال) کوهستان‌های هندوکش (استان‌های تخار، بغلان و سمنگان)، نمونه‌هایی از آن هستند. همچنین نیمه‌ی زمستان، در برخی گاهشمارهای بومی، مانند گاهشمار‌ "وهار کردی" که در لرستان، بختیاری و کردستان نشانه‌های آن تا به امروز مانده است، آغاز سال نو به شمار می‌رفت.

#جشن_اسپندی

"جشن اسپندی"، یکی از نخستین جشن‌های اسپندماه بود که در آن "آش اسپندی" می‌پختند و به نشانه‌ی مهر به زنان، به آنان پیشکش می‌کردند. درباره‌ی اینکه آیا جشن اسپندی با سپندارمذگان یکی بود یا نبود، چندان نمی‌دانیم. نویسندگان، زمان برگزاری آن را یکی از نخستین روزهای اسپند می‌دانند و از اورمزد وز(یکم اسپند) تا سپندارمذروز(اسپندروز یا همان سپندارمذگان) را در گمان‌های خود آورده‌اند. «جلال خالقی مطلق» باور دارد که جشن اسپندی نمودی دیگر از جشن بزرگ اسپندگان است که در روز پنجم این ماه برگزار می‌شد و با گذر زمان در شهرها و روستاهای گوناگون، روز آن جابجا شده است. ولی بسیاری دیگر جشن اسپندی را هم‌زمان با جشن آبسالان در یکم اسپند می‌پندارند.

🍲🍲 در سال‌های نه چندان دور، شب اسپندی را به اسپندیار پیوند می‌دادند و باور داشتند که در این شب، «اسپندیارمذ» رویین‌تن که با اسب سیاه کشته شد، با اسب سپید بازمی‌گردد. اسب سیاه او را به جهان زیرین برده و اسب سپید بازمی‌گرداند. پس با چسباندن سبزه به سردر خانه به پیشوازش رفته و کنار درِ خانه جو می‌ریختند تا اسب اسپندیار بخورد. همچنین دیگی از آش اسپندی را از شب تا بامداد در تنور می‌گذاشتند تا در آن سال تنور خانه گرم بماند و آش اسپندی را می‌خوردند تا سرما نخورند.

🍛🍛 شاید ریشه‌ی این باور به نام واپسین ماه سال که اسپند یا سپندارمذ نام دارد، بازمی‌گردد. در این باور اسپندارمذ با اسب سیاه (نماد شب، سرما و زمستان) به زیر زمین رفت و با اسب سپید (نماد از روز، گرما و بهار) به زمین بازمی‌گردد و زمین کم‌کم گرم و سبز می‌شود. بنیاد این باور، چون زمین نماد باروری و زندگی است. در این روز زنان گرد هم می‌آمدند، جشن می‌گرفتند، آیین‌های زنانه داشتند و آش اسپندی می‌پختند تا شب‌های سرد زمستان را به خوبی سپری کنند.

🍵🍵 در گذشته، مردم گوسگان(جوشقان) شب نخست اسپند را آغاز سال می‌دانستند، جشن باشکوهی می‌گرفتند، بهترین خوراک را می‌پختند، شادی می‌کردند و به یکدیگر شادباش می‌گفتند. در این شب جوانان به بام‌ها رفته و با انداختن دستمالی به درون خانه، اسپندی می‌گرفتند. در این هنگام از سال اگر مردی با زنی نامزد بود یا تازه پیمان زناشویی بسته بود، پیشکشی به نام اسپندی به خانه اروس(عروس) می‌فرستاد و همگی شام را در خانه اروس می‌خوردند. همچنین در این روز افسون می‌خواندند و آن را بر کاغذ چهارگوش می‌نوشتند، مویز و دانه‌ی انار را می‌کوبیدند و باور داشتند با این کار از جانوران و گزندگان آسیبی به آن‌ها نمی‌رسد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل

#ایتالیا_آمریکا
#ماریو_پوزو


ماریو جیانلویجی پوزو نویسنده ایتالیایی آمریکایی و برنده دوباره جایزه اسکار در سالهای ۱۹۷۲ و ۱۹۷۴ می‌باشد. شهرت ماریو پوزو به خاطر رمان‌های مافیایی وی و علی‌الخصوص رمان پدر خوانده که مبنای ساخت فیلمی به همین اسم در سال ۱۹۷۲ و به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا شد می‌باشد.

🔹پوزو در یک خانواده مهاجر فقیر که از ناپل ایتالیا به آمریکا مهاجرت کرده بود متولد شد. وی پس از فارغ تحصیل شدن از سیتی کالج نیویورک در دوران جنگ جهانی دوم به نیروی هوایی آمریکا پیوست ولی به علت کم بینایی اجازه رزم به وی ندادند و به عنوان افسر روابط عمومی در آلمان گمارده شد.پس از جنگ جهانی وی اولین کتابش به نام عرصه تاریک (The Dark Arena) را نوشت که در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.

🔹اثر مطرح پوزو به نام پدر خوانده در سال ۱۹۶۹ منتشر شد وی بعدها در مصاحبه‌ای با لری کینگ انگیزه اصلی خود از نوشتن این کتاب را کسب درآمد عنوان نمود. سرانجام به علت نارسایی قلبی و در تاریخ ۲ ژوئیه ۱۹۹۹ پوزو در خانه شخصیش در نیویورک فوت کرد.


🔹رمان پدرخوانده مانند دیگر آثار پوزو، زندگی سنتی و بر پایه اصول مشخص خاندان‌های مافیایی را به تصویر می‌کشد. ولی پوزو در این اثر فرجام گروه‌های مافیایی و دور شدن نسل جدید خانواده از ارزش‌های پدران خود را روایت کرده است. حبیب‌الله شهبازی در مقدمه‌ی کتاب در این‌باره نوشته است: «نسل‌های جدید احترامی برای پدران و سنت‌هایشان ندارند. متولدین آمریکا دیگر سنت‌های پدران سیسیلی‌شان را نمی‌فهمند. از اصل خود، که قدرتمند و ثروتمندشان کرد، دور شده و نابود می‌شوند. و نوبت تقلید دیگران از نام مافیا می‌رسد: کلمبیایی‌ها، روس‌ها، چینی‌ها، ژاپنی‌ها و بسیاری دیگر. و اکنون مافیا همه‌جا هست: از مافیای مواد مخدر و نفت تا مافیای شیرگاو و تره‌بار و کود حیوانی!»

مقدمه زائر(مهاجر) خوشبخت

🔹در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند.
ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.
🔴#معرفی_کتاب

کتاب : #زائر_خوشبخت (مهاجر خوشبخت)

نویسنده : ماریو پوزو

📝 در یکی از روزهای سال 1620، از کشتی بادبانی کوچکی به نام "می فلاور" عده ای پدر روحانی زائر پیاده شدند و اولین مستعمره‌ی انگلستان را در قاره آمریکا را بنیان گذاردند. مردان و زنان ماجراجویی که برای کشف ثروت های خفته در میان خاک به این سرزمین هجوم آورده بودند، به زودی به محورهای سیاسی و اقتصادی این تمدن جدید مبدل شدند و افق تازه ای برای محرومان دیگر نقاط جهان گشودند. در طول چند قرن سیل مهاجران از سراسر جهان به آمریکا سرازیر بود و در طول این سالها مردان و زنانی با ملیت های گوناگون و از کشورهای مختلف از جمله ایتالیا به آنجا راه گشودند. ناکامی های اقتصادی کشورهای اروپا در سال های پیش از جنگ جهانی اول و مصائب ناشی از وقوع جنگ دوم جهانی، انبوه دیگری از جنگ زدگان و روستائیان محروم اروپایی را روانه آمریکا کرد. برای این محرومان آمریکا چون ارض موعود و سرزمین مقدس، نقطه امیدی بود که با دستهای خالی برای برآورده شدن نیازشان به سویش می شتافتند. اینان زائران تربتی بودند که گور سنت ها، اعتقادات و باورهایشان می شد و در طول سالها زندگی در آنجا، جز بیگاری و بیگانگی، بهره دیگری برنمی گرفتند.

🔹آثار
صحنه‌یِ تاریکی
مسافر خوشبخت
فرار تابستانی دیوید شاو
پدرخوانده
احمق‌ها می‌میرند
سیسیلی
چهارمین کا
آخرین پدرخوانده
اُمرتا
خانواده

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی☀️

🌴 #جشن_آغاز_گرما

🌴 نخستین جشن خرداد ماه در ایران با گذشت شست روز از آغاز نوروز و در اورمزدروز از خرداد(یکم خرداد) برگزار می‌شد.

🌴 جشن آغاز گرما از نامش پیداست که جشنی برای آمادگی فرارسیدن گرما بود. به این جشن ارغاسوان(ارغا به چم رود)، اریجاسوان و شست‌بهار نیز می‌گفتند. اریجاسوان(اریجهاس چوزان) به چم جامه بیرون کردن از تن به شَوَند(دلیل) گرما است.

🌴 ارغاسوان، جشنی با ریشه‌ی خوارزمی است و ابوریحان آن را همراه جشن‌های سُغدی آورده است. این جشن شاد در پیوند با زمان‌بندی کشت و کشاورزی بود و با کاشت کنجد آغاز می‌شد. ماه خرداد، ماه رسیدن و رویش و زمانی ارزشمند برای کشاورزی بود. اکنون نیز در روزی به نام شست‌بهار، در بسیاری از استان‌ها کاشت دانه‌های روغنی همچون کنجد، پنبه، کرچک و... انجام می‌شود و در شماری از شهرها این روز را در کنار رودها و سایه‌ی درختان می‌گذرانند.

🌴 درباره‌ی این جشن همچون بسیاری از جشن‌های کهن ایرانی، آگاهی اندکی داریم و اگر نوشته‌های ابوریحان بیرونی همچون دیگر نیپیک(کتاب)ها در نبردها نابود می‌شد، از آن هیچ نمی‌دانستیم.

______
📚 برگرفته از:
۱- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهایی‌های ملی ایرانیان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- جشن‌های ایران باستان #محمدحسین_موسوی
______
#جشن_های_ایرانی #خردادگان
#جشن_گرما #ارغاسوان #اریجاسوان

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آشنایی_با_جشن_های_ایرانی☀️

#جشن_آغاز_تابستان☀️

🌳 در آغازین روز تابستان، با آغازیدن تیر، ماه آرش شیواتیر، این استوره‌ی کمانگیر، جشن‌های پرشمار تابستانی در ایران باستان آغاز می‌شد. جشن‌هایی در ستایش روشنایی بیشتر و بلندترین روز سال، جشن‌هایی در ستایش فرزانگی و جشن‌هایی برای شادی! واپسین روز خرداد نیز جشنی برای پیشوازی جشن‌های تابستانی برپا می‌شد.

🍃 در ایران آغاز هر فَرشیم/وَرشیم(فصل) بهانه‌ای برای جشن بود و در گاهشماری گاهنباری ایران، آغاز سال نو با آغاز تابستان هم‌زمان بود. در این زمان چله‌ی تموز(تموز به چمار گرمای سخت) نیز آغاز می‌شد و تا دهم امردادماه دنباله داشت.
جشن‌های تابستان، جشن‌های گرامیداشت آب و آفتاب بودند و بیشتر جشن‌هایی که در چله‌ی تموز برگزار می‌شدند، یک ریشه داشتند.

🌴 در آغاز تابستان، خورشید بیش از هر زمان دیگری در بالاترین جایگاه خود بوده و روزها بسیار بلند است. از سویی مردم جهان باستان به پدیده‌های کیهانی دلبستگی بسیاری داشتند و رویدادهای کیهانی را با باورهایشان می‌آمیختند.
ایرانیان برای بازشناسی(تشخیص) روز نخست تابستان و دگرگونی تابستانی از سازه‌های خورشیدی و گاهشمار آفتابی همچون "چهارتاغی" بهره می‌بردند که هنوز از یک نمونه از آن در نیاسر کاشان بهره‌برداری می‌شود.

☘️ در پگاه یکم تیر و همزمان با سر زدن خورشید، زنان اسپند دود می‌کردند و درآیه‌ی(ورودی) خانه را آب و جارو می‌کردند.
یکی از شناخته‌شده‌ترین آیین‌های یکم تیر، برگزاری یادبودی برای گرامیداشت جان‌سپاران(شهیدان) میهن بود. به باور پیشینیان در این روز بسیاری از ایرانیان باستان در راه پاسداری از خاک میهن جان سپردند. اکنون این آیین در میان زرتشتیان برگزار می‌شود.

🌿 امروز در یکم تیر گرامیداشت چله‌ی تموز در استان خراسان و جشن آب‌پاشونک در چند شهر میانی کشور همچون اراک و فراهان برگزار می‌شود. در جشن آب‌پاشونک، مردم در گردشگاه‌ها و دشت‌ها آب‌بازی می‌کنند. این آیین همسان و هم‌ریشه با جشن آبریزگان در میانه‌ی تیر است.

🌴 در نیمروز(جنوب) خراسان از یکم تیر تا دهم امرداد را چله‌ی تموز و از دهم امرداد تا آخر این ماه را «چله‌ی خرد» می‌گویند.
«جشن ۹۰روز» است که هنوز در روستای «حوض‌ماهی» شهرستان مبارکه برگزار می‌شود، به جا مانده از جشن‌های چله‌ی تموز است.

🌾 جشن "روز زیادی" در واپسین روز خرداد برای پیشواز فرارسیدن بلندترین روز سال و آغاز تابستان برگزار می‌شد و گفته می‌شود که برای همین نام خرداد به مانَک(معنی) رسایی را برای این ماه برگزیدند.

🕊 در سال ۲۰۱۴ ترسایی(میلادی)، هندوستان توانست روز یکم تیر را با نام روز جهانی یوگا و با آیین‌های "درود بر خورشید" در سازمان کشورهای همبسته(ملل متحد) نیز آیینمَند(رسمی) کند. بسیار پیش از این، آیین‌های گرامیداشت خورشید و هماهنگی با آن در آیین مهرپرستی یا میتراگرایی پدید آمده بود.

________
📚 برداشت آزاد از:
۱- راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
۲- گاهشماری و جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۳- ایران‌نامه #شاهین_سپنتا
۴- گاهشماری و جشن‌های ملی ایرانیان #ذبیح_الله_صفا

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
برترین_فیلم_های_حماسی_10_فیلم_برتر_فانتزی_حماسی_HdpRi5B32DQ_248.mkv
50.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#آشنایی با برترین فیلم های حماسی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity