🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 # موسیقی_ایرانی
#استاد_پرویز_یاحقی

شمار بزرگی از آهنگ سازان و نوازندگان برجسته ی امروز و دیروزِ ایران، از شاگردانِ استاد بزرگ موسیقی ملی ایران، شادروان "ابوالحسن خانِ صبا" بوده اند و عمدتاً از آموزه های او، بهره گرفته اند. اما این سخن، به معنای آن نیست که جامعه ی موسیقی ایران جز وی، آموزگار دیگری به خود ندیده است. یکی از آموزگاران برجسته ی دیگری که تحصیل و تدریسش همزمان با استاد "صبا" بوده ، مرحوم استاد "حسین یاحقی" ست. "صبا" و "حسین یاحقی" هر دو در کلاس پُرشاگردِ "حسین خان اسماعیل زاده" درس خوانده بودند و نه تنها کمانچه که ویولن را نیز در آغاز از او آموخته بودند. "صبا" پس از این تحصیل مقدماتی، به مدرسه ی نوبنیادِ "کلنل علی نقی خانِ وزیری" راه یافت و زیرِ تاثیرِ آموزشهای او، شیوه ی دیگری غیر از شیوه ی "اسماعیل زاده" برای ویولن نوازی خود پدید آورد.
استاد "حسین یاحقی" اما برعکس، به شیوه ی استادِ خود وفادار ماند و با آنکه به پیروی از نیاز زمان، به ویولن روی آورد، ولی هرگز کمانچه را فراموش نکرد. به این ترتیب او که نت خوانی نیز نمی دانست، همان روشِ نواختن های "اسماعیل زاده" را ادامه داد. "حسین یاحقی" بعدها به تشویق "صبا" و نزد خودِ او به فراگیری نت خوانی پرداخت. ولی ویولن نوازی او صبایی نشد و ویژگی های مخصوص به خود را از دست نداد. شیوه ای که استاد فقید"روح اله خالقی" آن را پر از شور و حال توصیف کرده است.
بدیهی است که همین شیوه ی اختصاصی از "حسین یاحقی"، به شاگردانش نیز منتقل شده که در صدر فهرست این شاگردان، نامِ خواهرزاده ی او "پرویز یاحقی" نشسته است. "پرویز" اما با استعدادِ نبوغ آمیزی که داشته، در کوتاه مدت چنان جلوه ای پیدا کرده که توانایی های استاد را کمابیش در سایه قرار داده است. "پرویز یاحقی" نه تنها نوازنده ای سرشناس و صاحب سبک، بلکه آهنگ سازی مبتکر و آفریننده ای بزرگ نیز هست. وی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران خانواده ای اهل فرهنگ زاده شده و از آنجا که پدرش در ماموریت های دورِ اداری، به سر می برده، دوره نوجوانی و جوانی را در خانه ی داییِ هنرمندِ خود، "حسین یاحقی" زندگی می کرده است. گوش سپردنِ مستمر به نواخته های دایی، استعدادِ پرتوان او را شکوفا نموده و دل و جانش را به موسیقی کشانیده است.
کشفِ این شور و شوق از سوی دایی، او را بر آن داشته که علی رغمِ مخالفت های مادر، تعلیم "پرویزِ" هفت ساله را برعهده بگیرد، با این امیدِ قاطع که از او نوازنده ای برجسته بسازد. "پرویز" که به قولِ خودش کوچکترین شاگرد کلاس "حسین یاحقی" بوده با قریحه ای بیش از دیگران، در زمانی کوتاه نواختن ردیف ها و نواخته های استاد را فراگرفته و یازده سال بیش نداشت که به نوازنده ای کارآزموده تبدیل شده است. با این همه او تصمیم گرفته بود که 2 سالی را در کلاس زنده یاد "ابوالحسن صبا" نیز، بگذراند و با شیوه ی نوازندگی او آشنا شود. "پرویز یاحقی" سرانجام در چهارده سالگی برای نخستین بار به عنوان نوازنده ی خردسال پای به استودیوی رادیو گذاشته و همین نخستین حضور موفقیت آمیز، زمینه ای شده است برای ماندگاری او در رادیو به عنوان تکنوازِ ویولن.
شادروان "پرویز یاحقی" نغمه پردازی را نیز از نوجوانی آغاز کرده بود، هنوز ۲۰ سالی نداشته که نخستین آهنگ خود را بر روی شعری از "اسماعیل نواب صفا" به برنامه ی گلها سپرده و آنچنان جذبه ای بوجود آورده بود که خواننده ای همچون زنده یاد "غلامحسین بنان" اجرای آن را با همراهی شماری از برجسته ترین نوازندگان چون "صبا"، "حسین یاحقی"، "محجوبی"، "تجویدی"، "بدیعی" و "تهرانی" بر عهده گرفته بگیرد. همین برنامه بر همگان نشان داده که نوازنده و آهنگ ساز پرتوان تازه نفسی به میدان درآمده است. می گویند که ترانه ی «ای امید دل من کجایی» از "پرویز یاحقی"، آخرین نشانه ی حضور هنری استاد "ابوالحسن صبا" نیز در رادیو می باشد، چراکه او پس از ضبط و اجرای این ترانه، چشم از جهان فرو پوشیده است. استاد "یاحقی" پس از این موفقیت، گردونه ی آهنگ سازی را شتاب بخشیده و هر سال چند و گاه چندین آهنگ پُر حس و حال متفاوت دیگر نیز آفریده است. در آغازِ کار بانوان "دلکش"، "الهه"، و بخصوص "مرضیه" ترانه های او را خوانده اند. و در دور دوم "حمیرا" بیشترین آثار او را خوانده است...

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #موسیقی_ایرانی
#استاد_پرویز_یاحقی

ویلن در سرآغازِ زندگیِ ایرانیِ خود، حیران مانده بود که چگونه با موسیقی ایرانی کنار بیاید. از یک سو، شاگردانِ رسته ی «موسیقی دارالفنون» به شیوه ی اجدادی آن وفادار ماندند و از سوی دیگر شباهتِ صوتی با «کمانچه»، «ویلن» را زیر قیمومیت آن قرار می‌داد. «ویلن» نوعی «کمانچه فرنگی» تلقی می‌شد که آن را به جای زانو، زیر چانه می‌نهادند. "حسین خان اسماعیل‌زاده"، _کمانچه‌کشِ معروف_، نخستین نوازنده «کمانچه فرنگی» نیز شد و با پرورشِ شاگرد، راهِ پرورش آن را هموار کرد.

بیشترِ ویلن نوازان برجسته ی بعدی در آغاز شاگرد او بوده اند. از جمله زنده یاد "حسین یاحقی" (دایی پرویز) و شادروان "ابوالحسن صبا". استاد "حسین یاحقی" کمابیش تا آخر عمر به شیوه استاد نخست خود، وفادار ماند، اما "صبا" با بهره گیری از آموزه‌های "کلنل وزیری" و با ابتکاراتِ بسیار، زبان تازه‌ای برای ویلنِ ایرانی پدید آورد. این دو، سال ها، دو شیوه ی ویلن نوازی قدیم و جدید را نمایندگی می کردند و شاگردانِ بسیاری را نیز، می پروراندند.

"ابوالحسن صبا" که ویلنِ "هنگ‌آفرین" را از یک سو و ویلنِ "اسماعیل‌زاده" را از سوی دیگر می‌شنید، آن‌ها را با هم مقایسه می‌کرد و نتیجه می‌گرفت که هیچکدام به دردِ موسیقی ایران نمی‌خورد. او پس از مدتی تأمل و اندیشه، خود دست به کار شد تا شیوه ی تازه‌ای را پیدا کند و چنین نیز کرد. وی سازگار‌ترین شیوه ویلن‌نوازی ایرانی را پدید آورد و آن را از طُرُقِ تربیتِ شاگردانِ پر شمار در جامعه فراگیر ساخت؛ شیوه غالبی که تا زمان ما رواج داشته است. با این همه پس از "صبا" نیز، کوشش برای ایجاد روش‌های تازه ادامه یافت.

"پرویز یاحقی" یکی از اندک شمار ویلن‌نوازان پس از صباست که در صددِ ابداعِ روشی تازه در نواختن برآمد و توفیق نسبی هم به دست آورد. شیوه او اگرچه کاملاً فراگیر نشد ولی در میان جوانان، هواخواه بسیار پیدا کرد. "پرویز" خود در گفت‌وگویی خصوصی یکی دو سال قبل از درگذشتش، مغرورانه گفته بود: «سبکی را که من امروز دارم هیچ شباهتی به سبک هیچ‌یک از استادان من ندارد، سبکی است که به آن سبک پرویز یاحقی می‌گویند، خوب و بدش را البته مردم باید قضاوت کنند». و یا، «خیلی اندک است تعداد کسانی که هم نبوغ آهنگ سازی دارند و هم مهارت در نوازندگی، یکی از آن آدم‌های اندک منم»، که البته پربیراه هم نگفته است.

"پرویز" از نوجوانی به راه موسیقی رفته بود، ابتدا نزدِ دایی خود "حسین یاحقی" که شیوه "اسماعیل‌زاده" را نمایندگی می‌کرد و سپس یکی دو سالی نزد "صبا" به فراگیری پرداخت. استعدادِ خارق‌العاده و دریافتِ قوی، او را خیلی زود به مرحله ی مهارتِ کمال‌یافتگی رسانید. در هفت‌سالگی ردیف را آموخت. یازده ساله بود که سازش شنیدن داشت و پانزده ساله که شد، صدای ویلن او را در استودیوی رادیو ایران ضبط کردند، آن هم زمانی که هنوز قدش به میکروفن نمی‌رسید. پخش برنامه ی گل‌های رنگارنگ در سال ۱۳۳۶ ظهور نوازنده و آهنگساز تازه‌ای را بشارت می‌داد. در این برنامه، استاد "غلامحسین بنان" آهنگی از استاد "پرویز یاحقی" را در پیوند با شعری از زنده یاد "اسماعیل نواب صفا" می‌خواند با عنوان «ای امید دل من کجایی؟» خوانندگان برجسته دیگر نیز بانوانی همچون "مرضیه"، "مهستی"، "هایده" و "حمیرا" با او همکاری داشتند و آهنگ‌های او را در پیوند با شعر ترانه‌سرایانی چون "اسماعیل نواب صفا"، "تورج نگهبان" و "بیژن ترقی" خواندند.

از مهم‌ترین ویژگی نواخته‌های "یاحقی"، کوشش برای پدید آوردن شیوه تازه‌ای برای ویلن‌نوازی است. در این شیوه نوازنده اولاً از کوک‌های غیر متداول استفاده می‌کرد که خود حجم و رنگ نواخته‌ها را تغییر می‌دهد. بهره گیری بیشتر از سیم‌های بم و رویارویی مستمر میان بم و زیر و بخصوص به کار گرفتن لرزه و مالش و گلیساندو روی سیم‌ها و از سوی دیگر آرشه‌کشی‌های شتابنده و هیجان‌زده، تمهیدات دیگر مورد استفاده در نواختن است. این تمهیدات، البته پیش از "یاحقی" در موسیقی عامیانه شهری به کار گرفته می‌شد و تکرار مستمر آن، کار را به ابتذال می‌کشید. "پرویز" اما حد و اندازه نگه می‌داشت. او مرزِ میان شیرین‌نوازی و بیگانه‌نوازی را می‌شناخت و تا آنجا از تمهیدات یاد شده بهره می‌گرفت که نواخته‌هایش ایرانی باقی بماند و در عین حال جاذبه‌ای پرشور و حال، پیدا کند. استاد "یاحقی" توانایی ویژه‌ای در ساخت و پرداختِ چهار مضراب داشت...

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_پرویز_یاحقی

بر مینای موسیقی ایران زمین گاه، با درخششِ نام‌ِ هنرمندانی روبرو می شویم که از خود می پرسیم: آیا چنین درخششی تکرار خواهد شد؟ آسمانِ نوا، نغمه، هنر و قلمِ ایران را که سیر و سلوک کنیم، از این درخشندگی‌ها البته بسیار دیده و می‌بینیم؛ اما گاه امیدِ تکرارشان بسیار تأمل‌انگیز می‌گردد.

در این طیِ طریق با آثارِ هنری که با ضمیر و خاطرِ ایران و ایرانی مؤانست عاشقانه داشته‌ و همراه زندگی‌شان زیسته‌اند، به نامی برمی‌خوریم که الفباهایش در زیباترین نواها و نغمه‌ها بر گستره ی مرز پرگهر انتشار یافته است و آن استاد "پرویز صدیقی پارسی" مشهور به "پرویز یاحقی" است.

شادروان "یاحقی" سولوئیستِ چیره دست و صاحب سبکِ ویولن و آهنگسازِ برجسته و ممتازِ برنامه ی فاخرِ گلها بود. عناصرِ اصلی مکتبِ او تسلط بر ردیف، استفاده از گوشه‌های زیبا ولی مهجور‌ و کم آشنای موسیقی ایران و کوک‌های ابداعی خاص خودش بودند و عصاره ای از سبکِ نوازندگانی چون زنده یادان "حسین یاحقی" و "ابوالحسن خانِ صبا" به همراه داشت. با این عناصر بود که ابتکارات ویژه‌ای در موسیقی ایرانی آفرید و این ابداعات هم به آرشه‌های ساز و هم به نغمه‌هایش شخصیت دادند.

"پرویزیاحقی" در ۳۱ شهریورماه ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران زاده شد. از کودکی شیفته موسیقی شده و مونسش یک «نی‌لبکِ» کوچک بود. پدرش"غلامرضا صدیقی پارسی" به سرگرمی‌های "پرویزِ" خردسال با موسیقی چندان، روی خوش نشان نمی‌داد و دایی‌اش "حسین یاحقی" بود که استعدادِ کودکِ نابغه را کشف کرده بود. استاد "حسین یاحقی" نوازنده ویولن، کمانچه و رهبرِ ارکستر بود. چنین سایه‌ای بالای سرش، هاله ی رؤیاپروری او را گسترش می داد و این سرآغازِ گام‌ها و پرش‌های بلندِ "پرویز" بود. او که نامش "پرویز صدیقی پارسی" بود، به ابتکار دایی‌اش به برنامه جمعه ی رادیو تهران می‌رود تا ویولن بنوازد.

"پرویز" ۹ساله و کوچک بود و قدش به میکروفون نمی‌رسید. او را روی میزی می‌گذارند و کودک، بنا را بر خوش‌نوازی می‌گذارد. در آن برنامه خوش می‌درخشد و چون کاملاً به سبکِ دایی اش، زنده یاد "حسین یاحقی" می نواخت، از همانجا اسمش "پرویز یاحقی" ثبت گردید. او در هاله استادانی چون "مرتضی محجوبی" و "علی‌اکبر شهنازی" جای گرفت و چندی هم نزد استاد "ابوالحسن صبا" مشق نوشت. اما او نوآفرینی همیشگی با کمترین تمرین بود.

استاد "یاحقی" در ۱۶سالگی به رادیو تهران می‌رود و در ۲۲ سالگی در «برنامه گل‌ها» شرکت می‌کند. این برنامه برای او دستاوردهایی توأمان داشت: هم در مهم‌ترین و بزرگ‌ترین ارکستر موسیقی ایران حضور یافته بود و هم اینکه معلم بزرگ موسیقی "ابوالحسن صبا" که نوازنده اول ویولن آن ارکستر بود، به "پرویز" می‌گوید رهبری ارکستر و نوازنده‌گان ویولن را برعهده بگیرد. جالب بود که دایی "پرویز" هم که استاد او بود، در این ارکستر می‌نواخت.

اما دایی‌اش بر توانایی "پرویز" احاطه و اطمینان کامل داشت و در وصفش گفت: «پرویز در ۸ سالگی با این‌که دستش به‌ سرِ ویولن نمی‌رسید و به‌زحمت آن را به‌دست می‌گرفت، چنان پشت‌کار و علاقه‌ای داشت که کمتر از ۴سال ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و یک نوازنده و موسیقی‌دان قابل شد.»
"یاحقی" اولین اثرش «ای امید دل من کجایی» را برای استاد "غلامحسین بنان" در برنامه «گل‌های رنگارنگ» تنظیم کرد. این شروعِ کارِ حرفه‌ای و رسمی وی در رادیو تهران در سال ۱۳۳۵ می‌شود.

آشنایی‌اش با یکی از پرکارترین ترانه‌سرایان ایران که "بیژن ترقی" باشد، جلوه‌ای غنی‌تر با ترکیبی از کلام و نغمه به آثار او بخشید. آن دو توانستند با خلقِ آثاری زیبا و ماندگار چون «بیداد زمان»، «می زده شب»، «من اسیر دام توأم»، «نسیم فروردین» و… برگی از آلبوم موسیقی اصیل را بر جاودانه‌های مرز پرگهر نقش دهند. بیشتر آثار استاد "یاحقی" در همکاری با هنرمندانی چون "فضل‌الله توکل"، "جلیل شهناز"، "فرهنگ شریف"، "سیمین آقارضی"، "جواد معروفی"، "جهانگیر ملک"، "بیژن ترقی"، "دلکش" و "مرضیه" اجرا شده‌اند.
#استاد_پرویز_یاحقی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان

#پرویز_یاحقی #معرفی #زادروز

پرویز صدیقی پارسی (۳۱ شهریور ۱۳۱۴– ۱۳ بهمن ۱۳۸۵)، #موسیقی‌دان، #آهنگساز، #نوازنده ویلون اهل ایران بود. وی با نام هنری پرویز یاحقی شناخته می‌شود.
▪️▪️▪️
پرویز از کودکی نزد دایی خود حسین یاحقی زندگی می‌کرد و موسیقی را نزد او آموخت. او از کودکی با هنرمندان نامداری نظیر ابوالحسن صبا،مرتضی محجوبی، و علی‌اکبر شهنازی آشنا شد و مدتی نزد ابوالحسن صبا موسیقی آموخت. او در ۹ سالگی در رادیو نوازندگی کرد.

🔻نخستین آهنگ او برای غلامحسین بنان در برنامه گل‌های رنگارنگ بود به نام «ای امید دل من کجائی»، که هم اکنون نوار آن موجود است. در سال ۱۳۴۲ دختر نوجوانی را به جامعه موسیقی معرفی نمود که مهستی نام گرفت.

🔻او در ضمن چند سال زندگی مشترک با حمیرا برای وی آهنگ‌هایی نیز ساخت. از او تکنوازی‌های بسیاری در ۵ص. گل‌ها باقی‌مانده که نوار آن موجود است.
🌀سبک نوازندگی او بر بسیاری از نوازندگان ویلن تأثیر گذاشت که از آن جمله می‌توان به سیاوش زندگانی، مجتبی میرزاده وبیژن مرتضوی اشاره کرد.
▪️▪️آهنگسازی

🔻آثار پرویز یاحقی دربرگیرنده مجموعه‌های تکنوازی ویلن، همنوازی و ترانه‌هایی است که با صدای خوانندگان ایرانی در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران به ویژه با صدای مرضیه، دلکش، الهه و حمیرا (بیشتر در برنامه گل‌های رادیو ایران) خوانده شده‌است؛ از آن جمله:

▪️«بیداد زمان» (به رهی دیدم برگ خزان…) ترانه‌سرا: بیژن ترقی، خواننده: مرضیه

▪️«کلبه من» (به سرایم آمد…)، ترانه‌سرا: بیژن ترقی، خواننده: دلکش

▪️«مهر آفرین» (تو ای عشق من…)، ترانه‌سرا: اسماعیل نواب صفا، خواننده: الهه

▪️«نیاز» (می‌روی اکنون که این سوز نهان…) با صدای الهه

▪️«امید جان» (تو ای امید جان من…)، با صدای دلکش

▪️«ای فتنه کجایی» (ای خدا از آشیان ماندم جدا…)، ترانه‌سرا: کریم فکور، خواننده: پوران

▪️«مرا نفریبی» (تو بمان…)، ترانه‌سرا: بیژن ترقی، خواننده: حمیرا
💢ازدواج با حمیرا

🔻وی در ۳۵ سالگی با پروانه امیر افشاری «حمیرا» (خواننده) ازدواج کرد. ۸ سال بعد حمیرا به دلایلی از او طلاق گرفت. پرویز یاحقی برای همسرش تعداد زیادی آهنگ ساخت که اکثر آن‌ها در لیست آهنگ‌های جاودانه حمیرا قرار گرفتند؛ همانند ترانه «پنجره‌ای به باغ گل» و ترانه «می عاشقانه» و …. بعد از طلاق ارتباط هنری حمیرا با پرویز یاحقی به‌طور کامل قطع می‌شود.
💢هنرمندانی که با پرویز یاحقی بیش‌ترین همکاری را داشته‌اند

🔹فضل‌الله توکل: نوازنده سنتور و آهنگ ساز. در بسیاری از آلبوم‌های و ترانه‌های پرویز یاحقی همکاری داشته‌است.

🔹جلیل شهناز: نوازنده تار. با پرویز یاحقی در اکثر آلبوم‌هایش همکاری داشته‌است.

🔹فرهنگ شریف: نوازنده تار. با پرویز یاحقی در اکثر آلبوم‌هایش همکاری داشته‌است.

🔹بیژن ترقی: شاعر اغلب ترانه‌های ساخته شدهٔ پرویز یاحقی و دوست قدیمی وی

🔹سیمین آقارضی: نوازنده چیره‌دست قانون، در اکثر هم نوازی‌ها با پرویز یاحقی همکاری داشته‌است.

🔹جواد معروفی: نوازنده پیانو و تنظیم‌کنندهٔ اغلب آهنگ‌های پرویز یاحقی

🔹حمیرا: آهنگ‌سازی برخی از ترانه‌های وی و همسر سابق پرویز یاحقی

🔹دلکش: آهنگ‌سازی برخی از ترانه‌های وی

🔹مرضیه: آهنگ‌سازی برخی از ترانه‌های وی
#موسیقی_ایرانی
#استاد_پرویز_یاحقی

ویلن در سرآغازِ زندگیِ ایرانیِ خود، حیران مانده بود که چگونه با موسیقی ایرانی کنار بیاید. از یک سو، شاگردانِ رسته ی «موسیقی دارالفنون» به شیوه ی اجدادی آن وفادار ماندند و از سوی دیگر شباهتِ صوتی با «کمانچه»، «ویلن» را زیر قیمومیت آن قرار می‌داد. «ویلن» نوعی «کمانچه فرنگی» تلقی می‌شد که آن را به جای زانو، زیر چانه می‌نهادند. "حسین خان اسماعیل‌زاده"، _کمانچه‌کشِ معروف_، نخستین نوازنده «کمانچه فرنگی» نیز شد و با پرورشِ شاگرد، راهِ پرورش آن را هموار کرد.

بیشترِ ویلن نوازان برجسته ی بعدی در آغاز شاگرد او بوده اند. از جمله زنده یاد "حسین یاحقی" (دایی پرویز) و شادروان "ابوالحسن صبا". استاد "حسین یاحقی" کمابیش تا آخر عمر به شیوه استاد نخست خود، وفادار ماند، اما "صبا" با بهره گیری از آموزه‌های "کلنل وزیری" و با ابتکاراتِ بسیار، زبان تازه‌ای برای ویلنِ ایرانی پدید آورد. این دو، سال ها، دو شیوه ی ویلن نوازی قدیم و جدید را نمایندگی می کردند و شاگردانِ بسیاری را نیز، می پروراندند.
#استاد_پرویز_یاحقی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ بهمن سالروز درگذشت #استاد_پرویز_یاحقی

( زاده ۳۱ شهریور ۱۳۱۵ تهران -- درگذشته ۱۳ بهمن ۱۳۸۵ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ویلون

پرویز صدیقی پارسی معروف به یاحقی، چنانچه خود گفته بود، در کودکی به اقتضای شغل پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می‌کند و پس از گذشت مدتی کوتاه به دلیل دور بودن از معشوقش ویلون، به حال افسردگی و بیماری می‌رود که با توصیه پزشکان، خانواده‌اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می‌فرستند تا در کنار دایی هنرمندش حسین یاحقی کسب فیض کند.
او با شاگردی در مکتب هنرمند پرور ابوالحسن صبا و تلفیق نبوغ ذاتی، خلاقیت و استعداد شگرف خویش با این داشته‌ها، هرچه سریع‌تر پله‌های ترقی را پیموده تا جایی که در همان سالهای جوانی در برخی ارکسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش تکنوازی‌ها به او سپرده می‌شد که خود نشان از خارق‌العاده بودن این جوان داشت.
وی ۱۶ ساله بود که به برنامه گلها راه یافت
جمله‌پردازی او در نواخت ویلون بی‌‌مانند بود.
این سیر صعودی با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ‌هایی جاودانه، تنظیم، تکنوازی و همنوازی‌های فراوان در کنار بزرگان موسیقی آن زمان به بالاترین درجه خویش رسید و او را به عنوان یک نوازنده صاحب سبک به جامعه معرفی کرد.
سبکی که منحصر به او و زاده خلاقیت، تکنیک، احساس و نوآوری های خود او بود و مقلدان فراوانی نیز پیدا کرد که از آن‌جمله می توان: مجتبی میرزاده، سیاوش زندگانی، بیژن مرتضوی، جهانشاه برومند و... را نام برد که هر یک در نوع خود نوازندگانی مطرح هستند، اما همگی به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم از وی تأثیر گرفته و انشعابات این سبک محسوب می‌شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هیچ‌گاه نتوانستند در بروز این حس، استقلال کامل نشان دهند.
در سبک پرویز یاحقی با کثرت تکنیک و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد می کنیم:
چهارمضراب‌ها، آهنگ و رنگ‌های ساخته او که شروع و پایه آنها از سیم های sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نیز در همین محدوده است، گواه این مدعاست.
برخی قطعات او با کوک های مخصوص و برخی دیگر با کوک افتاده نواخته می‌شود که این دو کوک و به خصوص افتاده (به معنی همصدا بودن دو سیم در کنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسین یاحقی و مختصات همین مکتب و سبک است که بعدها توسط دیگران نیز مورد استفاده قرار گرفت). پرونده هنری او نشان می‌دهد که یکی از ارکان برنامه گل‌ها بوده که با همنوازی در کنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان که بعضی از آنها را خود او به این عرصه آورده بود، ساختن آهنگ‌های ماندگاری همچون: بیداد زمان، می زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاری)، غزالان رمیده (شوشتری و همایون)، آهنگ زیبای او در چهارگاه با مطلع: [آن که دلم را برده خدایا زندگیم را کرده تبه کو...]. (گل های رنگارنگ شماره ۴۲۰ و ۴۲۸) با تنظیم زیبای زنده یاد جواد معروفی و آهنگ های دیگری که مجال نام بردن از آنها نیست، افراد بسیاری را به موسیقی ایرانی علاقه‌مند کرده که حتی به‌رغم گذشت سالیان متمادی بر این آهنگ‌ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نیک است بدانیم بخش اعظمی از این آثار حاصل هم نفسی ۵۰ ساله با ترانه سرای معاصر بیژن ترقی بود.
پرویز یاحقی صداى دلنشينى هم داشت به طورى كه مدتى به كار گويندگى روى أورد و مجرى برنامه‌اى در راديو به نام " روزنامه گويا " بود.
‌یاحقی با نواختن سه‌تار نیز کاملاً آشنا بود و در صدابرداری هم کاردانی داشت و آ‌رشیوی غنی از موسیقی فراهم آورد که در نوع خود منحصر به فرد است.
یاحقی در چند سال آخر عمر خود به علت مصدومیت قادر به نوازندگی نبود و این قضیه لطمه روحی شدیدی به او وارد کرد.
و سرانجام در ۷۰ سالگی به علت ایست قلبی در تنهایی خانه‌اش درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
#استاد_پرویز_یاحقی 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_پرویز_یاحقی

شمار بزرگی از آهنگ سازان و نوازندگان برجسته ی امروز و دیروزِ ایران، از شاگردانِ استاد بزرگ موسیقی ملی ایران، شادروان "ابوالحسن خانِ صبا" بوده اند و عمدتاً از آموزه های او، بهره گرفته اند. اما این سخن، به معنای آن نیست که جامعه ی موسیقی ایران جز وی، آموزگار دیگری به خود ندیده است. یکی از آموزگاران برجسته ی دیگری که تحصیل و تدریسش همزمان با استاد "صبا" بوده ، مرحوم استاد "حسین یاحقی" ست. "صبا" و "حسین یاحقی" هر دو در کلاس پُرشاگردِ "حسین خان اسماعیل زاده" درس خوانده بودند و نه تنها کمانچه که ویولن را نیز در آغاز از او آموخته بودند. "صبا" پس از این تحصیل مقدماتی، به مدرسه ی نوبنیادِ "کلنل علی نقی خانِ وزیری" راه یافت و زیرِ تاثیرِ آموزشهای او، شیوه ی دیگری غیر از شیوه ی "اسماعیل زاده" برای ویولن نوازی خود پدید آورد.

استاد "حسین یاحقی" اما برعکس، به شیوه ی استادِ خود وفادار ماند و با آنکه به پیروی از نیاز زمان، به ویولن روی آورد، ولی هرگز کمانچه را فراموش نکرد. به این ترتیب او که نت خوانی نیز نمی دانست، همان روشِ نواختن های "اسماعیل زاده" را ادامه داد. "حسین یاحقی" بعدها به تشویق "صبا" و نزد خودِ او به فراگیری نت خوانی پرداخت. ولی ویولن نوازی او صبایی نشد و ویژگی های مخصوص به خود را از دست نداد. شیوه ای که استاد فقید"روح اله خالقی" آن را پر از شور و حال توصیف کرده است.

بدیهی است که همین شیوه ی اختصاصی از "حسین یاحقی"، به شاگردانش نیز منتقل شده که در صدر فهرست این شاگردان، نامِ خواهرزاده ی او "پرویز یاحقی" نشسته است. "پرویز" اما با استعدادِ نبوغ آمیزی که داشته، در کوتاه مدت چنان جلوه ای پیدا کرده که توانایی های استاد را کمابیش در سایه قرار داده است. "پرویز یاحقی" نه تنها نوازنده ای سرشناس و صاحب سبک، بلکه آهنگ سازی مبتکر و آفریننده ای بزرگ نیز هست. وی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران خانواده ای اهل فرهنگ زاده شده و از آنجا که پدرش در ماموریت های دورِ اداری، به سر می برده، دوره نوجوانی و جوانی را در خانه ی داییِ هنرمندِ خود، "حسین یاحقی" زندگی می کرده است. گوش سپردنِ مستمر به نواخته های دایی، استعدادِ پرتوان او را شکوفا نموده و دل و جانش را به موسیقی کشانیده است.

کشفِ این شور و شوق از سوی دایی، او را بر آن داشته که علی رغمِ مخالفت های مادر، تعلیم "پرویزِ" هفت ساله را برعهده بگیرد، با این امیدِ قاطع که از او نوازنده ای برجسته بسازد. "پرویز" که به قولِ خودش کوچکترین شاگرد کلاس "حسین یاحقی" بوده با قریحه ای بیش از دیگران، در زمانی کوتاه نواختن ردیف ها و نواخته های استاد را فراگرفته و یازده سال بیش نداشت که به نوازنده ای کارآزموده تبدیل شده است. با این همه او تصمیم گرفته بود که 2 سالی را در کلاس زنده یاد "ابوالحسن صبا" نیز، بگذراند و با شیوه ی نوازندگی او آشنا شود. "پرویز یاحقی" سرانجام در چهارده سالگی برای نخستین بار به عنوان نوازنده ی خردسال پای به استودیوی رادیو گذاشته و همین نخستین حضور موفقیت آمیز، زمینه ای شده است برای ماندگاری او در رادیو به عنوان تکنوازِ ویولن.

شادروان "پرویز یاحقی" نغمه پردازی را نیز از نوجوانی آغاز کرده بود، هنوز ۲۰ سالی نداشته که نخستین آهنگ خود را بر روی شعری از "اسماعیل نواب صفا" به برنامه ی گلها سپرده و آنچنان جذبه ای بوجود آورده بود که خواننده ای همچون زنده یاد "غلامحسین بنان" اجرای آن را با همراهی شماری از برجسته ترین نوازندگان چون "صبا"، "حسین یاحقی"، "محجوبی"، "تجویدی"، "بدیعی" و "تهرانی" بر عهده گرفته بگیرد. همین برنامه بر همگان نشان داده که نوازنده و آهنگ ساز پرتوان تازه نفسی به میدان درآمده است. می گویند که ترانه ی «ای امید دل من کجایی» از "پرویز یاحقی"، آخرین نشانه ی حضور هنری استاد "ابوالحسن صبا" نیز در رادیو می باشد، چراکه او پس از ضبط و اجرای این ترانه، چشم از جهان فرو پوشیده است. استاد "یاحقی" پس از این موفقیت، گردونه ی آهنگ سازی را شتاب بخشیده و هر سال چند و گاه چندین آهنگ پُر حس و حال متفاوت دیگر نیز آفریده است. در آغازِ کار بانوان "دلکش"، "الهه"، و بخصوص "مرضیه" ترانه های او را خوانده اند. و در دور دوم "حمیرا" بیشترین آثار او را خوانده است...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_پرویز_یاحقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_پرویز_یاحقی

بر مینای موسیقی ایران زمین گاه، با درخششِ نام‌ِ هنرمندانی روبرو می شویم که از خود می پرسیم: آیا چنین درخششی تکرار خواهد شد؟ آسمانِ نوا، نغمه، هنر و قلمِ ایران را که سیر و سلوک کنیم، از این درخشندگی‌ها البته بسیار دیده و می‌بینیم؛ اما گاه امیدِ تکرارشان بسیار تأمل‌انگیز می‌گردد.

در این طیِ طریق با آثارِ هنری که با ضمیر و خاطرِ ایران و ایرانی مؤانست عاشقانه داشته‌ و همراه زندگی‌شان زیسته‌اند، به نامی برمی‌خوریم که الفباهایش در زیباترین نواها و نغمه‌ها بر گستره ی مرز پرگهر انتشار یافته است و آن استاد "پرویز صدیقی پارسی" مشهور به "پرویز یاحقی" است.

شادروان "یاحقی" سولوئیستِ چیره دست و صاحب سبکِ ویولن و آهنگسازِ برجسته و ممتازِ برنامه ی فاخرِ گلها بود. عناصرِ اصلی مکتبِ او تسلط بر ردیف، استفاده از گوشه‌های زیبا ولی مهجور‌ و کم آشنای موسیقی ایران و کوک‌های ابداعی خاص خودش بودند و عصاره ای از سبکِ نوازندگانی چون زنده یادان "حسین یاحقی" و "ابوالحسن خانِ صبا" به همراه داشت. با این عناصر بود که ابتکارات ویژه‌ای در موسیقی ایرانی آفرید و این ابداعات هم به آرشه‌های ساز و هم به نغمه‌هایش شخصیت دادند.

"پرویزیاحقی" در ۳۱ شهریورماه ۱۳۱۵ خورشیدی در تهران زاده شد. از کودکی شیفته موسیقی شده و مونسش یک «نی‌لبکِ» کوچک بود. پدرش"غلامرضا صدیقی پارسی" به سرگرمی‌های "پرویزِ" خردسال با موسیقی چندان، روی خوش نشان نمی‌داد و دایی‌اش "حسین یاحقی" بود که استعدادِ کودکِ نابغه را کشف کرده بود. استاد "حسین یاحقی" نوازنده ویولن، کمانچه و رهبرِ ارکستر بود. چنین سایه‌ای بالای سرش، هاله ی رؤیاپروری او را گسترش می داد و این سرآغازِ گام‌ها و پرش‌های بلندِ "پرویز" بود. او که نامش "پرویز صدیقی پارسی" بود، به ابتکار دایی‌اش به برنامه جمعه ی رادیو تهران می‌رود تا ویولن بنوازد.

"پرویز" ۹ساله و کوچک بود و قدش به میکروفون نمی‌رسید. او را روی میزی می‌گذارند و کودک، بنا را بر خوش‌نوازی می‌گذارد. در آن برنامه خوش می‌درخشد و چون کاملاً به سبکِ دایی اش، زنده یاد "حسین یاحقی" می نواخت، از همانجا اسمش "پرویز یاحقی" ثبت گردید. او در هاله استادانی چون "مرتضی محجوبی" و "علی‌اکبر شهنازی" جای گرفت و چندی هم نزد استاد "ابوالحسن صبا" مشق نوشت. اما او نوآفرینی همیشگی با کمترین تمرین بود.

استاد "یاحقی" در ۱۶سالگی به رادیو تهران می‌رود و در ۲۲ سالگی در «برنامه گل‌ها» شرکت می‌کند. این برنامه برای او دستاوردهایی توأمان داشت: هم در مهم‌ترین و بزرگ‌ترین ارکستر موسیقی ایران حضور یافته بود و هم اینکه معلم بزرگ موسیقی "ابوالحسن صبا" که نوازنده اول ویولن آن ارکستر بود، به "پرویز" می‌گوید رهبری ارکستر و نوازنده‌گان ویولن را برعهده بگیرد. جالب بود که دایی "پرویز" هم که استاد او بود، در این ارکستر می‌نواخت.

اما دایی‌اش بر توانایی "پرویز" احاطه و اطمینان کامل داشت و در وصفش گفت: «پرویز در ۸ سالگی با این‌که دستش به‌ سرِ ویولن نمی‌رسید و به‌زحمت آن را به‌دست می‌گرفت، چنان پشت‌کار و علاقه‌ای داشت که کمتر از ۴سال ردیف موسیقی ایرانی را فراگرفت و یک نوازنده و موسیقی‌دان قابل شد.»
"یاحقی" اولین اثرش «ای امید دل من کجایی» را برای استاد "غلامحسین بنان" در برنامه «گل‌های رنگارنگ» تنظیم کرد. این شروعِ کارِ حرفه‌ای و رسمی وی در رادیو تهران در سال ۱۳۳۵ می‌شود.

آشنایی‌اش با یکی از پرکارترین ترانه‌سرایان ایران که "بیژن ترقی" باشد، جلوه‌ای غنی‌تر با ترکیبی از کلام و نغمه به آثار او بخشید. آن دو توانستند با خلقِ آثاری زیبا و ماندگار چون «بیداد زمان»، «می زده شب»، «من اسیر دام توأم»، «نسیم فروردین» و… برگی از آلبوم موسیقی اصیل را بر جاودانه‌های مرز پرگهر نقش دهند. بیشتر آثار استاد "یاحقی" در همکاری با هنرمندانی چون "فضل‌الله توکل"، "جلیل شهناز"، "فرهنگ شریف"، "سیمین آقارضی"، "جواد معروفی"، "جهانگیر ملک"، "بیژن ترقی"، "دلکش" و "مرضیه" اجرا شده‌اند.

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_پرویز_یاحقی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_پرویز_یاحقی

ویلن در سرآغازِ زندگیِ ایرانیِ خود، حیران مانده بود که چگونه با موسیقی ایرانی کنار بیاید. از یک سو، شاگردانِ رسته ی «موسیقی دارالفنون» به شیوه ی اجدادی آن وفادار ماندند و از سوی دیگر شباهتِ صوتی با «کمانچه»، «ویلن» را زیر قیمومیت آن قرار می‌داد. «ویلن» نوعی «کمانچه فرنگی» تلقی می‌شد که آن را به جای زانو، زیر چانه می‌نهادند. "حسین خان اسماعیل‌زاده"، _کمانچه‌کشِ معروف_، نخستین نوازنده «کمانچه فرنگی» نیز شد و با پرورشِ شاگرد، راهِ پرورش آن را هموار کرد.

بیشترِ ویلن نوازان برجسته ی بعدی در آغاز شاگرد او بوده اند. از جمله زنده یاد "حسین یاحقی" (دایی پرویز) و شادروان "ابوالحسن صبا". استاد "حسین یاحقی" کمابیش تا آخر عمر به شیوه استاد نخست خود، وفادار ماند، اما "صبا" با بهره گیری از آموزه‌های "کلنل وزیری" و با ابتکاراتِ بسیار، زبان تازه‌ای برای ویلنِ ایرانی پدید آورد. این دو، سال ها، دو شیوه ی ویلن نوازی قدیم و جدید را نمایندگی می کردند و شاگردانِ بسیاری را نیز، می پروراندند.

"ابوالحسن صبا" که ویلنِ "هنگ‌آفرین" را از یک سو و ویلنِ "اسماعیل‌زاده" را از سوی دیگر می‌شنید، آن‌ها را با هم مقایسه می‌کرد و نتیجه می‌گرفت که هیچکدام به دردِ موسیقی ایران نمی‌خورد. او پس از مدتی تأمل و اندیشه، خود دست به کار شد تا شیوه ی تازه‌ای را پیدا کند و چنین نیز کرد. وی سازگار‌ترین شیوه ویلن‌نوازی ایرانی را پدید آورد و آن را از طُرُقِ تربیتِ شاگردانِ پر شمار در جامعه فراگیر ساخت؛ شیوه غالبی که تا زمان ما رواج داشته است. با این همه پس از "صبا" نیز، کوشش برای ایجاد روش‌های تازه ادامه یافت.

"پرویز یاحقی" یکی از اندک شمار ویلن‌نوازان پس از صباست که در صددِ ابداعِ روشی تازه در نواختن برآمد و توفیق نسبی هم به دست آورد. شیوه او اگرچه کاملاً فراگیر نشد ولی در میان جوانان، هواخواه بسیار پیدا کرد. "پرویز" خود در گفت‌وگویی خصوصی یکی دو سال قبل از درگذشتش، مغرورانه گفته بود: «سبکی را که من امروز دارم هیچ شباهتی به سبک هیچ‌یک از استادان من ندارد، سبکی است که به آن سبک پرویز یاحقی می‌گویند، خوب و بدش را البته مردم باید قضاوت کنند». و یا، «خیلی اندک است تعداد کسانی که هم نبوغ آهنگ سازی دارند و هم مهارت در نوازندگی، یکی از آن آدم‌های اندک منم»، که البته پربیراه هم نگفته است.

"پرویز" از نوجوانی به راه موسیقی رفته بود، ابتدا نزدِ دایی خود "حسین یاحقی" که شیوه "اسماعیل‌زاده" را نمایندگی می‌کرد و سپس یکی دو سالی نزد "صبا" به فراگیری پرداخت. استعدادِ خارق‌العاده و دریافتِ قوی، او را خیلی زود به مرحله ی مهارتِ کمال‌یافتگی رسانید. در هفت‌سالگی ردیف را آموخت. یازده ساله بود که سازش شنیدن داشت و پانزده ساله که شد، صدای ویلن او را در استودیوی رادیو ایران ضبط کردند، آن هم زمانی که هنوز قدش به میکروفن نمی‌رسید. پخش برنامه ی گل‌های رنگارنگ در سال ۱۳۳۶ ظهور نوازنده و آهنگساز تازه‌ای را بشارت می‌داد. در این برنامه، استاد "غلامحسین بنان" آهنگی از استاد "پرویز یاحقی" را در پیوند با شعری از زنده یاد "اسماعیل نواب صفا" می‌خواند با عنوان «ای امید دل من کجایی؟» خوانندگان برجسته دیگر نیز بانوانی همچون "مرضیه"، "مهستی"، "هایده" و "حمیرا" با او همکاری داشتند و آهنگ‌های او را در پیوند با شعر ترانه‌سرایانی چون "اسماعیل نواب صفا"، "تورج نگهبان" و "بیژن ترقی" خواندند.

از مهم‌ترین ویژگی نواخته‌های "یاحقی"، کوشش برای پدید آوردن شیوه تازه‌ای برای ویلن‌نوازی است. در این شیوه نوازنده اولاً از کوک‌های غیر متداول استفاده می‌کرد که خود حجم و رنگ نواخته‌ها را تغییر می‌دهد. بهره گیری بیشتر از سیم‌های بم و رویارویی مستمر میان بم و زیر و بخصوص به کار گرفتن لرزه و مالش و گلیساندو روی سیم‌ها و از سوی دیگر آرشه‌کشی‌های شتابنده و هیجان‌زده، تمهیدات دیگر مورد استفاده در نواختن است. این تمهیدات، البته پیش از "یاحقی" در موسیقی عامیانه شهری به کار گرفته می‌شد و تکرار مستمر آن، کار را به ابتذال می‌کشید. "پرویز" اما حد و اندازه نگه می‌داشت. او مرزِ میان شیرین‌نوازی و بیگانه‌نوازی را می‌شناخت و تا آنجا از تمهیدات یاد شده بهره می‌گرفت که نواخته‌هایش ایرانی باقی بماند و در عین حال جاذبه‌ای پرشور و حال، پیدا کند. استاد "یاحقی" توانایی ویژه‌ای در ساخت و پرداختِ چهار مضراب داشت...

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼

#استاد_پرویز_یاحقی

#روحشون_شاد_یادشون_گرامی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity