Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#اجرای زیبای آهنگ ( لیلی و مجنون)
به خوانندگی #مهستی
نوازندگی #انوشیروان_روحانی
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
به خوانندگی #مهستی
نوازندگی #انوشیروان_روحانی
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#اجرایی نایاب و بسیار زیبا
از ترانه زیبای #بیابنویسیم
با صدای #مهستی
که در مراسم تجلیل از فعالیتهای هنری ایشان اجرا کردند
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
از ترانه زیبای #بیابنویسیم
با صدای #مهستی
که در مراسم تجلیل از فعالیتهای هنری ایشان اجرا کردند
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#مهستی
#دو_رنگی
یه روز مرد خدایی
یه روز اهل ریائی
یه روز مرد قناعت
یه روز حاتم طایی
یه روز آتش خشمگین
یه روز مظهر مهری
یه روز عاشق عشقی
یه روز اهل جدایی
یا یک رنگی و موندن
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#دو_رنگی
یه روز مرد خدایی
یه روز اهل ریائی
یه روز مرد قناعت
یه روز حاتم طایی
یه روز آتش خشمگین
یه روز مظهر مهری
یه روز عاشق عشقی
یه روز اهل جدایی
یا یک رنگی و موندن
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#ترانه زیبای #مونس
با صدای #مهستی
اون که دنبال منه
اون که قلبم رو میخواد
با تب عشق اومده
قلب پاکم رو میخواد
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
با صدای #مهستی
اون که دنبال منه
اون که قلبم رو میخواد
با تب عشق اومده
قلب پاکم رو میخواد
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
و نیز از نگاه اخترشناسی، جشن نیلوفر با اندکی اختلاف برابر است با «انقلاب تابستانی» یا بلندترین روز سال که از روز دیگر روزها گرایش به کوتاه شدن دارند، و از سوی دیگر با آغاز ماه تیر نیز گرمای تابستانی اوج گرفته و هوا رو به گرما میرود ، از این روی این جشن درست مقابل جشن چله که آغاز انقلاب زمستانی که روزها گرایش به بلندتر شده دارند قرار دارد، و شاید این جشن نیز مقدمه چینی برای به پیشواز رفتن برای جشن تیرگان بوده و با آن پیوند داشته است.
⚠️ (ظاهرا) همین جشن، امروزه در فراهان و محلات و خمین با عنوان جشن اول تووستونی (اول تابستانی) همچنان برگزار میشود.
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
⚠️ (ظاهرا) همین جشن، امروزه در فراهان و محلات و خمین با عنوان جشن اول تووستونی (اول تابستانی) همچنان برگزار میشود.
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌿نانخورهای بیسواد
🌿آرایشگاه آفتاب
🌿تاکسی متر
🌿باد جن
🌿نخل
🌿پنجشنبهبازار میناب
🌿موسیقی جنوب
🌿اربعین
🌿مشهد قالی
🌿فروغ فرخزاد
🌿تمرین آخر- تعزیه حر دلاور (۱۳۸۳): بواسطه نمایش این فیلم و چند اقدام دیگر، تعزیه در سازمان میراث جهانی یونسکو ثبت جهانی شد.
#فیلم_کوتاه
🌿رهایی (۱۳۵۰) برنده ی شیر طلای جشنواره ی ونیز ۱۹۷۲، بهترین فیلم کوتاه جشنواره ی سانفرانسیسکو، بهترین فیلم کوتاه جشنواره ی فیلم کودک تهران ،و...
#فیلمنامه
🍂انسان کامل
🍂کبریت بیخطر
🍂چای تلخ
🍂کوچک جنگلی
#داستان
تابستان همان سال(هشت داستان پیوسته)
#جوایز
💎نشان فیروزه هفتمین دوره سینما حقیقت به پاس یک عمر فعالیت هنری ۱۳۹۲
🔗نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن برای فیلم قصههای کیش۱۹۹۹
🔗برنده جایزه ی پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو برای فیلمناخدا خورشید ۱۹۸۸
🔗نامزد جایزه ی پلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو برای فیلمناخدا خورشید ۱۹۸۸
🔗نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از پنجمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم ناخدا خورشید ۱۳۶۵
🎁برنده ی جایزه ی تندیس طلایی جشنواره بینالمللی فیلم سانفرانسیسکو برای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی بهترین فیلم کوتاه جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان تهران برای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی شیر طلایی جشنواره بینالمللی فیلم ونیزبرای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی شیر نقره جشنواره بینالمللی فیلم ونیز برای فیلم سینمایی آرامش در حضور دیگران ۱۹۷۲
🎁نشان نقره ی ششمین دوره جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم نفرین ۱۳۵۲
🎁نشان برنز پنجمین دوره جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم صادق کرده ۱۳۵۱
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌿آرایشگاه آفتاب
🌿تاکسی متر
🌿باد جن
🌿نخل
🌿پنجشنبهبازار میناب
🌿موسیقی جنوب
🌿اربعین
🌿مشهد قالی
🌿فروغ فرخزاد
🌿تمرین آخر- تعزیه حر دلاور (۱۳۸۳): بواسطه نمایش این فیلم و چند اقدام دیگر، تعزیه در سازمان میراث جهانی یونسکو ثبت جهانی شد.
#فیلم_کوتاه
🌿رهایی (۱۳۵۰) برنده ی شیر طلای جشنواره ی ونیز ۱۹۷۲، بهترین فیلم کوتاه جشنواره ی سانفرانسیسکو، بهترین فیلم کوتاه جشنواره ی فیلم کودک تهران ،و...
#فیلمنامه
🍂انسان کامل
🍂کبریت بیخطر
🍂چای تلخ
🍂کوچک جنگلی
#داستان
تابستان همان سال(هشت داستان پیوسته)
#جوایز
💎نشان فیروزه هفتمین دوره سینما حقیقت به پاس یک عمر فعالیت هنری ۱۳۹۲
🔗نامزد نخل طلایی جشنواره فیلم کن برای فیلم قصههای کیش۱۹۹۹
🔗برنده جایزه ی پلنگ برنزی جشنواره فیلم لوکارنو برای فیلمناخدا خورشید ۱۹۸۸
🔗نامزد جایزه ی پلنگ طلایی جشنواره فیلم لوکارنو برای فیلمناخدا خورشید ۱۹۸۸
🔗نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی از پنجمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم ناخدا خورشید ۱۳۶۵
🎁برنده ی جایزه ی تندیس طلایی جشنواره بینالمللی فیلم سانفرانسیسکو برای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی بهترین فیلم کوتاه جشنواره بینالمللی کودک و نوجوان تهران برای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی شیر طلایی جشنواره بینالمللی فیلم ونیزبرای فیلم کوتاه رهایی ۱۹۷۲
🎁برنده ی جایزه ی شیر نقره جشنواره بینالمللی فیلم ونیز برای فیلم سینمایی آرامش در حضور دیگران ۱۹۷۲
🎁نشان نقره ی ششمین دوره جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم نفرین ۱۳۵۲
🎁نشان برنز پنجمین دوره جشنواره سینمایی سپاس تهران برای فیلم صادق کرده ۱۳۵۱
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
گیرمو دل تورو: «برگمان به عنوان یک افسانهنویس مورد علاقهٔ من محسور کننده است.»
اریک رومر: «مهر هفتم زیباترین فیلم است.»
فردریک راینفلت (نخست وزیر سوئد): «من باور دارم درک کمکی که برگمان به سینما و تئاتر سوئد کرده کار سختی است. کارهای او جاودانه است.»
برتران تاورنیه: «برگمان اولین کسی بود که متافیزیک—دین، مرگ، اگزیستانسیالیسم—را روی پرده آورد.»
نوری بیلگه جیلان: «برگمان برای من معنای زیادی دارد.»
فرانسیس فورد کوپولا
مارتین اسکورسیزی
الخاندرو گونسالس اینیاریتو
آکیرا کوروساوا
وس اندرسون
اتوره اسکولا
فدریکو فلینی
وس کریون
ریدلی اسکات
پک چن-اوک
کلر دنیس
تاکشی کیتانو
انسان هاي بزرگ، تنها به دنيا مي آيند، تنها زندگي مي كنند و تنهايي را نيز خلق مي كنند. برگمان تنهايي را در جستجوي خدا و مرگ خلق كرد. ارنست اینگمار برگمان (Ernst Ingmar Bergman) در 14 جولاي 1918 در سوئد به دنيا آمد و در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ درگذشت. وی در طول عمرش بيش از 30 فيلم ساخت كه از ميان آنها مي توان از پنج شاهكار بزرگ سینمایی نام برد: فيلم هاي بزرگي مانند مهر هفتم(1957)، توت فرنگي هاي وحشي (1957)، نور زمستاني(1963)، چشمه باكره(1960) و فريادها و نجواها(1955)، كه هر كدام برگ زريني براي انديشيدن و تجربه ي جديد زيستن در اين جهان سراسر تناقض بودند.
جایگاه برگمان والاتر از آن چیزیست که در مورد او می اندیشند و می گویند. بسیاری در صحبت از وی متوجه نیستند که با یک هنرمند و اندیشه ورزی بسیار بزرگ سروکار دارند؛ خیال میکنند که با اولین، دومین، سومین یا پنجمین کارگردان دنیا مواجهاند؛ او را از منظری تک بعدی کالبدشکافی و قضاوت میکنند، بدون آنکه متوجه باشند سینما برای او ابزاری جهت بیان برداشتِ معنویاش از جهان است، و نه انجام شغلاش به عنوان کارگردان.
فیلم های برگمان در ابداع شیوه داستان پردازی، ساختار و گفتگوها بیشتر دارای اصالت و سبک است تا در صحنه پردازی. سیلکیه می گوید: برگمان ، در زمینه نوپرداز نیست، آفرینشگر انقلابی هم نیست و هرگز نخواهد بود. او سینما را به عنوان ابزاری برای بیان افکار خود به کار برد.
موضوع اصلي برگمان در فيلم هايش انسان و تمامي مفاهيمي هستند كه انسان ها با خود در زيست جهانشان به صورت عمومي و مشترك تجربه مي كنند. خدا و مرگ؛ مرگ شايد پيچيده ترين و اساسي ترين مفهوم در نزد برگمان ست كه محور اصلي و دغدغه ي اصلي آثارش بود، اما بايد گفت برگمان نيز مانند برسون انسان و دردها و رنج هاي وي را در معرض ديد قرار مي دهد، او به نوعي مسيح انسانهاست. مهر هفتم شاهكاري كه در سال 1957 با بازي ماكس فن سيدو خلق شد، جاودانه ترين اثر برگمان است كه در آن برگمان دغدغه ي اصلي خود يعني مرگ و جستجوي خدا را به نمايش مي گذارد. شواليه اي خسته از جنگ هاي صليبي بر مي گردد و در جدالي نابرابر بازي شطرنجي را با مرگ آغاز مي كند. در اين اثر برگمان تقابلي از هنر و تمدن و طبيعت را در صحنه هاي گوناگون به نمايش مي كشد. خلق لحظه هاي متفاوت از زندگي انسان هايي كه هر كدام به نوعي متفاوت مي انديشند و اينكه چگونه هر كدام با مرگ روبه رو مي شوند از شاهكارهاي برگمان است. اوج نمايش فيلم سكانسي است كه در آن شواليه در داخل كليسا براي كشيش اعتراف مي كند و دوربين با يك نماي بسته و كات دار تصويري را نشان مي دهد كه در آن مرگ با شنل سياهش به جاي كشيش نشسته است.
در سینمای برگمان بیش از هر چیز باید بر حضور گسترده نوعی نومیدی و پاکدامنی پروتستانی، تمرکز بر خانواده و روابط مشکل زندگی در جمع کوچک که تمثیلی از مشکل هستی شناسانه انسانی است و نگاهی زنانه به جهان، و در نهایت نوعی بیهودگی و بی معنایی در زندگی در پشت آگاهی کامل نسبت به جهان، که خود تناقضی را در فیلم های او می سازد، تاکید کرد.
برگمان بي ترديد يك از بزرگترين كارگردانان بزرگ تاريخ سينماست كه با خلق آثار شاهكار در زمره بزرگاني قرار گرفته كه با دانش و نبوغ خود در پي تلاشي براي بيان احساسات، تفكرات و دغدغه هاي خود بوده كه بتواند از طريق آن مرهمی بر دردها و رنج هاي بشری بگذارد.
من اعتقادی به زندگی پس از مرگ ندارم ولی فکر میکنم بعضی آدمها از بقیه مقدسترند و همانها زندگی را کمی قابل تحملتر میکنند...
#اینگمار_برگمان
#با_تشکر_از_نیمای_نازنین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
اریک رومر: «مهر هفتم زیباترین فیلم است.»
فردریک راینفلت (نخست وزیر سوئد): «من باور دارم درک کمکی که برگمان به سینما و تئاتر سوئد کرده کار سختی است. کارهای او جاودانه است.»
برتران تاورنیه: «برگمان اولین کسی بود که متافیزیک—دین، مرگ، اگزیستانسیالیسم—را روی پرده آورد.»
نوری بیلگه جیلان: «برگمان برای من معنای زیادی دارد.»
فرانسیس فورد کوپولا
مارتین اسکورسیزی
الخاندرو گونسالس اینیاریتو
آکیرا کوروساوا
وس اندرسون
اتوره اسکولا
فدریکو فلینی
وس کریون
ریدلی اسکات
پک چن-اوک
کلر دنیس
تاکشی کیتانو
انسان هاي بزرگ، تنها به دنيا مي آيند، تنها زندگي مي كنند و تنهايي را نيز خلق مي كنند. برگمان تنهايي را در جستجوي خدا و مرگ خلق كرد. ارنست اینگمار برگمان (Ernst Ingmar Bergman) در 14 جولاي 1918 در سوئد به دنيا آمد و در ۳۰ ژوئیه ۲۰۰۷ درگذشت. وی در طول عمرش بيش از 30 فيلم ساخت كه از ميان آنها مي توان از پنج شاهكار بزرگ سینمایی نام برد: فيلم هاي بزرگي مانند مهر هفتم(1957)، توت فرنگي هاي وحشي (1957)، نور زمستاني(1963)، چشمه باكره(1960) و فريادها و نجواها(1955)، كه هر كدام برگ زريني براي انديشيدن و تجربه ي جديد زيستن در اين جهان سراسر تناقض بودند.
جایگاه برگمان والاتر از آن چیزیست که در مورد او می اندیشند و می گویند. بسیاری در صحبت از وی متوجه نیستند که با یک هنرمند و اندیشه ورزی بسیار بزرگ سروکار دارند؛ خیال میکنند که با اولین، دومین، سومین یا پنجمین کارگردان دنیا مواجهاند؛ او را از منظری تک بعدی کالبدشکافی و قضاوت میکنند، بدون آنکه متوجه باشند سینما برای او ابزاری جهت بیان برداشتِ معنویاش از جهان است، و نه انجام شغلاش به عنوان کارگردان.
فیلم های برگمان در ابداع شیوه داستان پردازی، ساختار و گفتگوها بیشتر دارای اصالت و سبک است تا در صحنه پردازی. سیلکیه می گوید: برگمان ، در زمینه نوپرداز نیست، آفرینشگر انقلابی هم نیست و هرگز نخواهد بود. او سینما را به عنوان ابزاری برای بیان افکار خود به کار برد.
موضوع اصلي برگمان در فيلم هايش انسان و تمامي مفاهيمي هستند كه انسان ها با خود در زيست جهانشان به صورت عمومي و مشترك تجربه مي كنند. خدا و مرگ؛ مرگ شايد پيچيده ترين و اساسي ترين مفهوم در نزد برگمان ست كه محور اصلي و دغدغه ي اصلي آثارش بود، اما بايد گفت برگمان نيز مانند برسون انسان و دردها و رنج هاي وي را در معرض ديد قرار مي دهد، او به نوعي مسيح انسانهاست. مهر هفتم شاهكاري كه در سال 1957 با بازي ماكس فن سيدو خلق شد، جاودانه ترين اثر برگمان است كه در آن برگمان دغدغه ي اصلي خود يعني مرگ و جستجوي خدا را به نمايش مي گذارد. شواليه اي خسته از جنگ هاي صليبي بر مي گردد و در جدالي نابرابر بازي شطرنجي را با مرگ آغاز مي كند. در اين اثر برگمان تقابلي از هنر و تمدن و طبيعت را در صحنه هاي گوناگون به نمايش مي كشد. خلق لحظه هاي متفاوت از زندگي انسان هايي كه هر كدام به نوعي متفاوت مي انديشند و اينكه چگونه هر كدام با مرگ روبه رو مي شوند از شاهكارهاي برگمان است. اوج نمايش فيلم سكانسي است كه در آن شواليه در داخل كليسا براي كشيش اعتراف مي كند و دوربين با يك نماي بسته و كات دار تصويري را نشان مي دهد كه در آن مرگ با شنل سياهش به جاي كشيش نشسته است.
در سینمای برگمان بیش از هر چیز باید بر حضور گسترده نوعی نومیدی و پاکدامنی پروتستانی، تمرکز بر خانواده و روابط مشکل زندگی در جمع کوچک که تمثیلی از مشکل هستی شناسانه انسانی است و نگاهی زنانه به جهان، و در نهایت نوعی بیهودگی و بی معنایی در زندگی در پشت آگاهی کامل نسبت به جهان، که خود تناقضی را در فیلم های او می سازد، تاکید کرد.
برگمان بي ترديد يك از بزرگترين كارگردانان بزرگ تاريخ سينماست كه با خلق آثار شاهكار در زمره بزرگاني قرار گرفته كه با دانش و نبوغ خود در پي تلاشي براي بيان احساسات، تفكرات و دغدغه هاي خود بوده كه بتواند از طريق آن مرهمی بر دردها و رنج هاي بشری بگذارد.
من اعتقادی به زندگی پس از مرگ ندارم ولی فکر میکنم بعضی آدمها از بقیه مقدسترند و همانها زندگی را کمی قابل تحملتر میکنند...
#اینگمار_برگمان
#با_تشکر_از_نیمای_نازنین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#سیندخت
همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.
#رودابه
دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید “رستمی” گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
#تهمینه
دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
🔴#کردیه
خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان). بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده و خواهر بهرام به نام #کردیه همسر اردشیر بابکان بوده است. کُردیـــه پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادرش در جنگ تن به تن با “تور” فرمانده نیروی خاقان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
🔴#اپارتیک همسر رستم فرخزاد که همچون یک شیر زن، به همراه او تا آخرین قطرهُ خون با تازیان متجاوز دلیرانه جنگید.
🔴#کردیه خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان). بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده و خواهر بهرام به نام ” کردیه” ..
🔴#هما دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.
🔴#فرخرو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است. وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران....
🔴#نگان که در لغت به معنی کامروا و پیروزمند است. وی از سرداران ساسانی بود که با تازیان دلاورانه جنگید. دلاوریهای شکوهمندانه او در جنگهای چریکی....
🔴#آریاتس یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
🔴#آرتادخت وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس......
🔴#سورنا در لغت به معنی گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدی داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر می جنگید.
🔴#یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند. یوتاب خواهر #آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان) در سالهای ۲۰ قبل از میلاد تا ۲۰ پس از میلاد نیز یاد شده است. آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
همسر خردمند مهرآب کابلی و مادر رودابه و مادربزرگ رستم که در همسری زال و رودابه و جلب موافقت مهرآب پدر رودابه به این وصلت نقش مهمی داشت و نیز در موقع تولد رستم از مادر، سیندخت یار و مددکار دخترش رودابه بود. کوتاه سخن اینکه سیندخت یکی از خردمندترین چهره های شاهنامه است.
#رودابه
دختر مهرآب کابلی و همسر زال و مادر رستم که به روایت شاهنامه دلباختگی زال به او یکی از زیباترین صحنه های شاهنامه است. رودابه در موقع تولد رستم اولین سزارین را انجام داد. بنابراین، چنین زایمان ها را باید “رستمی” گفت نه سزارین. زیرا سزار قرن ها پس از تولد رستم به دنیا آمده است.
#تهمینه
دختر زیباروی پادشاه سمنگان که شبی همسر رستم بود. ثمره آن تولد سهراب است که داستان زندگی و مرگ دردناکش به دست پدر در شاهنامه فردوسی به تفصیل آمده است. تهمینه برای آنکه تمام وقت خود را صرف پرورش سهراب کند، با وجود جوانی و زیبایی ازدواج نکرد.
🔴#کردیه
خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان). بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده و خواهر بهرام به نام #کردیه همسر اردشیر بابکان بوده است. کُردیـــه پس از برادرش٬ فرماندهی را به دست میگیرد و در میدانهای نبرد٬ آنچنان بیباکی و شایستگی از خود نشان میدهد که همگان را به ستایش وامیدارد. او در رده سپهسالاری سپاه برادرش در جنگ تن به تن با “تور” فرمانده نیروی خاقان چین٬ او را شکست میدهد و سپاهش را تار و مار میکند.
🔴#اپارتیک همسر رستم فرخزاد که همچون یک شیر زن، به همراه او تا آخرین قطرهُ خون با تازیان متجاوز دلیرانه جنگید.
🔴#کردیه خواهر خردمند بهرام چوبین (در دوره ساسانیان). بهرام چوبین که یکی از اهالی شهر خفر جهرم و از کردان بوده و خواهر بهرام به نام ” کردیه” ..
🔴#هما دختر اسفندیار و خواهر بهمن و ملکه نامداری از سلسله کیانیان.
🔴#فرخرو
نام او به عنوان نخستین بانوی وزیر در تاریـــــخ ایران ثبت شده است. وی از طبقه عام کشوری به مقام وزیری امپراتوری ایران....
🔴#نگان که در لغت به معنی کامروا و پیروزمند است. وی از سرداران ساسانی بود که با تازیان دلاورانه جنگید. دلاوریهای شکوهمندانه او در جنگهای چریکی....
🔴#آریاتس یکی از سرداران مبارز و دلیر هخامنشیان در سالهای پیش از میلاد. مورخــین یونانی در چندین جا نامی از وی به میان اورده اند.
🔴#آرتادخت وزیر خزانه داری و امور مالی دولت ایران در زمان شاهنشاهی اردوان چهارم اشکانی. به گفته کتاب اشکانیان اثر دیاکونوف روســــی خاور شناس......
🔴#سورنا در لغت به معنی گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدی داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر می جنگید.
🔴#یوتاب در لغت به معنی درخشنده و بیمانند است. از یوتاب به عنوان یکی از سردارن زن ایرانی نام برده اند. یوتاب خواهر #آریوبرزن سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریو برزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است . او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک ایرانی خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از یوتاب به عنوان شاه آتروپاتان (آذربایجان) در سالهای ۲۰ قبل از میلاد تا ۲۰ پس از میلاد نیز یاد شده است. آریو برزن و یوتاب در راه وطن کشته شدند و نامی جاویدان از خود بر جای گذاشتند.
#با_تشکر_از_نیمای_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تلنگر
والدین و معلم های عزیز لطفا این متن را بخوانید 🙏
کمتر از یک ماه به اول مهر مانده و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است.
همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دموکراسی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز میشود.
همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع میشود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
اول مهر که می شود، رئیس جمهور به مدرسه میرود و زنگ اول مهر را میزند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسههامان زنگ زده است، که کتابهامان، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی میآید.
۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم
و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم.
فقط اقتصاد ما نیست که درمانده سیاستمداران زنگ زده شده، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند.
نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد.
وقتی برای وزیر پیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته میشود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد میخشکانیم.
گفت اینها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند.
اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد و بعدها به من پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست.
راست هم میگفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژیاش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش میبندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما میدانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند.
باور کنید مشق شب شیوهای زنگ زده است، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمیزند بلکه متلاشی میکند، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید.
ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد.
تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتیمان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمیشود؛
اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگیشان خالیِ خالی خواهد بود!
لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان میآید بخوابند و وقتی مغزشان نمیکشد یاد نگیرند.
لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند. زبانشان را برای نقد آزاد بگذارید، بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید.
ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد
#با_تشکر_از
#دکتر_محسن_رنانی
📚🤔
🔴#تلنگر
والدین و معلم های عزیز لطفا این متن را بخوانید 🙏
کمتر از یک ماه به اول مهر مانده و برای من از وقتی مطالعاتم را به سوی «کودکی و توسعه» بردهام، دیگر اولِ مهر، اولِ مهر نیست، اول خلقت است.
همه چیز از اول مهر آغاز میشود. سرنوشت یک ملت، اقتدار یک ملت، رفاه یک ملت، دموکراسی یک ملت و عدالت یک ملت، از اول مهر آغاز میشود.
همانگونه که در طبیعتِ زمین، همه چیز از مهر آسمان شروع میشود و بدون خورشید، طبیعت زمین عقیم خواهد ماند، در جامعه انسانی نیز همه چیز از مهر شروع میشود. ماه مهر آغاز کشتوکار در مزرعهی وجود کودکانی است که اگر در دلشان مهر بکاریم، سرنوشتمان مهرآگین خواهد شد.
اول مهر که می شود، رئیس جمهور به مدرسه میرود و زنگ اول مهر را میزند. اما نه رئیس جهور میداند و نه دیگر یارانش، و نه دیگرانی که خود را متولیان این دیار میدانند که مدرسههامان زنگ زده است، که کتابهامان، که معلمانمان زنگ زدهاند، که مغزهامان زنگ زده است، و این روزها از دلهای ما نیز بوی زنگ زدگی میآید.
۱۳ میلیون زندانی را صبح به صبح راهی زندانهای زنگ زده میکنیم
و به دست زندانبانهای زنگ زده میسپاریم.
فقط اقتصاد ما نیست که درمانده سیاستمداران زنگ زده شده، کودکان ما نیز زندانی زنگ زدگیهای ما شدهاند.
نظام آموزشی ما یک نظام مکانیکی فرسوده و زنگ زده است که هی پیچ و مهرههایش را روغن میزنیم بلکه چند گام دیگر دوام بیاورد.
وقتی برای وزیر پیشین آموزش و پرورش توضیح دادم که چرا میگویم عقب ماندگی ما ریشه در نظام آموزشی ما دارد و برایش گفتم که چگونه بذر توسعه در مدرسه کاشته میشود و اکنون با این شیوههای آموزشی، اگر بذری هم در درون کودکان باشد میخشکانیم.
گفت اینها حرفهای مهمی است که باید همه وزرا بشنوند.
اما بیچاره هرچه تلاش کرد نشد که این بحث را به هیات دولت ببرد و بعدها به من پیام داد که الان دغدغه دولت، آموزش نیست.
راست هم میگفت دولت الان باید نیمی از انرژی خود را صرف تامین حقوق آخر ماه کارمندان و بازنشستگان و پرداخت یارانهها کند و بقیه انرژیاش را هم صرف مراقبت از لنگ پاهایی بکند که برایش میبندند، پس دیگر نوبت به نگرانی نسبت به آموزش و پرورش نمیرسد.
آی معلمهای عزیز، ما میدانیم که شما در این زنگ زدگی بی تقصیرید شما هم در دام یک نظام تدبیر زنگ زده، گرفتار شدید و زنگ زدید، اما شما مراقب کودکان ما باشید مبادا آنان زنگ بزنند.
باور کنید مشق شب شیوهای زنگ زده است، باور کنید ارزیابی کودکان بر اساس نمره، سمی است که شخصیت کودکان ما را زنگ نمیزند بلکه متلاشی میکند، لطف کنید دیگر به کودکان ما درس ندهید.
ما چهل سال است بخش اعظم جوانانمان را درس دادیم و به دانشگاه فرستادیم، اما همه چیز بدتر شد.
تصادفات رانندگیمان بیشتر شد، ضایعات نانمان، آلودگی هوایمان بیشتر شد، شکاف طبقاتیمان بیشتر شد، پروندههای دادگستریمان بیشتر شد، تعداد زندانیانمان و مهاجرت نخبگانمان بیشتر شد.
پس دیگر دست از درس دادن بردارید. آموزش کودکان ما ساده است ما دیگر به دانشمند نیازی نداریم ما اکنون دچار کمبود مفرط آدمهای توانمند هستیم.
پس لطفاً به کودکان ما فقط زندگی کردن را یاد بدهید. به آنها گفتوگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، رقصیدن و شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزید.
باور کنید اگر بچههای ما ندانند که فلان سلسله پادشاهی کی آمد و کی رفت، و ندانند که حاصل ضرب ۱۱۴ در ۱۱۴ چه می شود، و ندانند که با پای چپ وارد دستشویی شوند یا با پای راست، هیچ چیزی از خلقت کم نمیشود؛
اما اگر آنها زندگی کردن را و عشق ورزیدن را و عزت نفس را و تاب آوری را تمرین نکنند، زندگیشان خالیِ خالی خواهد بود!
لطفاً برای بچههای ما شعر بخوانید، موسیقی بیاموزید، بگذارید با هم آواز بخوانند، اجازه بدهید همه با هم فقط یک نقاشی بکشند تا همکاری را بیاموزند، بگذارید وقتی خوابشان میآید بخوابند و وقتی مغزشان نمیکشد یاد نگیرند.
لطفاً بچگی را از کودکان ما نگیرید. اجازه بدهید خودشان ایمان بیاورند. زبانشان را برای نقد آزاد بگذارید، بگذارید خودشان باشند و از اکنون نفاق را و ریا را در آنها نهادینه نکنید.
اکنون که شما و ما و فرزندان ما همگی اسیر یک نظام آموزشی فرسوده هستیم، دستکم هوای هم را داشته باشیم، نداشتهها و تنگناها و غمها و عقدههای خود را به کلاسها نبرید.
ترا به خدا در کلاسهایتان خدایی کنید نه ناخدایی. شاید خدا به شما و ما رحم کند و از این زندان خودساخته رهایمان سازد
#با_تشکر_از
#دکتر_محسن_رنانی
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
⭕️حتما بخوانید جالبه⭕️
ﻳﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ دو ساله، ﺗﻮﻯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﻴﺶ، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ.
ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ!!
ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ" ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨﻪ.
ﺧﺎﻧﻤﻪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩﭘﻮﺳﺖ ﻧﻴﺴﺘﻢ.
ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩیگر ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻜﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﻰ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻭﻟﻰ به هرحال ﺑﺎ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ میکنم.
بعد از دقایقی مهماندار برگشت و گفت: ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖهای ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﺋﻰ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻰ ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﻥ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ، ﻳﻚ ﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺴﺖ!! ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
به گفته مسافران اشک در چشمان مرد سیاهپوست جاری شده بود.
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺑﺪﻫﺪ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫوﺍﭘﻴﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩﭘﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﮔﻔﺖ:
ﺁﻗﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ! ﻟﻄﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﭘﺮ ﺭﻓﺎﻩ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻢ... ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺍﺻﻼ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎنی و درستی نیست ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ناخوشایند و نامحترم ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ!!
بعد ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥﻫﺎﻯ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺎﺋﻴﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ.
ﺁﻥ ﺧﻠﺒﺎﻥ که نامش دنیس گورالیدو بود ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳِﻤﺖ ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ.
هنوز هم لوحهای تقدیر و سپاس از او در دیواره های دفتر کارش خودنمایی می کنند
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ "ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ" ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ يك ﻓﻀﯿﻠﺖ...
#با_تشکر_از_اشکان_نازنین
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#بخوانیم
⭕️حتما بخوانید جالبه⭕️
ﻳﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ دو ساله، ﺗﻮﻯ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ ﺷﻠﻮﻍ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ ﺻﻨﺪﻟﻴﺶ، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁﻥ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ.
ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ!!
ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ" ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨﻪ.
ﺧﺎﻧﻤﻪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩﭘﻮﺳﺖ ﻧﻴﺴﺘﻢ.
ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﮔﻔﺖ:
ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪﻳﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩیگر ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻜﻨﻢ. ﺑﻌﺪ ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﻰ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ؛ ﻭﻟﻰ به هرحال ﺑﺎ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ میکنم.
بعد از دقایقی مهماندار برگشت و گفت: ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖهای ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﺋﻰ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻰ ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﻥ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ، ﻳﻚ ﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻰ ﻏﻴﺮ ﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺴﺖ!! ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
به گفته مسافران اشک در چشمان مرد سیاهپوست جاری شده بود.
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺑﺪﻫﺪ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫوﺍﭘﻴﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩﭘﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﮔﻔﺖ:
ﺁﻗﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ! ﻟﻄﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺟﻤﻊ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﭘﺮ ﺭﻓﺎﻩ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻢ... ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ، ﺍﺻﻼ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎنی و درستی نیست ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ناخوشایند و نامحترم ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ!!
بعد ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥﻫﺎﻯ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺎﺋﻴﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ.
ﺁﻥ ﺧﻠﺒﺎﻥ که نامش دنیس گورالیدو بود ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳِﻤﺖ ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ.
هنوز هم لوحهای تقدیر و سپاس از او در دیواره های دفتر کارش خودنمایی می کنند
ﻫﻤﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺩﺭﺱ ﺑﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ "ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ" ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ؛ ﺑﺎﺳﻮﺍﺩﯼ ﯾﮏ ﻣﻬﺎﺭﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﻓﻬﻤﯿﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻓﻀﯿﻠﺖ!
ﻫﻤﻪ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﻨﺪ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﻨﺪ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﻋﺎﺩﺗﻪ ﺍﻣﺎ ﺯﯾﺒﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻥ يك ﻓﻀﯿﻠﺖ...
#با_تشکر_از_اشکان_نازنین
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🔴#حتما_بخوانید
1- باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪ ! ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! " ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! "
2- ﺍﻧﺴــﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑــﺰﺭﮒ، ﺩﻭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ ! ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻰ ﮐﺸـــﺪ ﻭ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭ ﺁﺷﮑـﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
3- ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻭ ﺁﻫﻮ ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻫﻮﻫﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ: ﺷﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﻫﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ! ﭘﺲ: " هدف ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ
4- نعره ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﺮﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺭﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
5- ﯾﮏ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺷﻤﻊ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﺵ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ !
6- ﻣﺸﮑﻞ ﻓﮑﺮ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ !
7- کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود !
8- شیر هم که باشی ... جلو جماعت گاو کم میاوری !
9- اگر تمام شب را در حسرت خورشید گریه کنی فقط خود را از لذت دیدار ستاره ها محروم کرده ای
10- و اما اخر اینکه خدایا حرف دل هیچ کس را بغض نکن
یادمان باشد با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت.
#با_تشکر_از_کتایون_نازنین_
بابت پست ارسالیشون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
1- باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪ ! ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! " ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! "
2- ﺍﻧﺴــﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑــﺰﺭﮒ، ﺩﻭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ ! ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻰ ﮐﺸـــﺪ ﻭ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭ ﺁﺷﮑـﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
3- ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻭ ﺁﻫﻮ ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻫﻮﻫﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ: ﺷﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﻫﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ! ﭘﺲ: " هدف ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ
4- نعره ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﺮﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺭﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
5- ﯾﮏ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺷﻤﻊ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﺵ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ !
6- ﻣﺸﮑﻞ ﻓﮑﺮ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ !
7- کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود !
8- شیر هم که باشی ... جلو جماعت گاو کم میاوری !
9- اگر تمام شب را در حسرت خورشید گریه کنی فقط خود را از لذت دیدار ستاره ها محروم کرده ای
10- و اما اخر اینکه خدایا حرف دل هیچ کس را بغض نکن
یادمان باشد با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت.
#با_تشکر_از_کتایون_نازنین_
بابت پست ارسالیشون
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
تنها کسی که ملت ایران را شناخت آشپزاحمد شاه قاجار بود ....!!!
روزی از چرچیل پرسیدند چگونه ایران را اشغال کردی و مردم مقاومت نکردند ؟
گفت تاریخ ایران را خوانده بودم، سفیر انگلستان در ایران را خواستم و از او پرسیدم
ایران چگونه مردمی دارد گفت صبر کنید آشپز احمد شاه در انگلستان اقامت دارد از او بپرسیم!!!
آشپز احمد شاه را احضار کردیم و پرسیدیم راه رفتن به ایران چگونه سهل میشود ؟
اوگفت ظهر عاشورا که نهار میدادید اگر هزار نفر میرفتند سفارت انگلستان سفارت برای چهارهزار نفر غذا میپخت ایرانی ها یک پرس میخوردند و سه پرس میبردند.!!!
ایران مردمی دارد که اگر برای نهار دعوتشان کنند نمیپرسند صاحبخانه کیست؟!!
اگر به آنان وعده شکمی بدهید طالب چیز دیگری نیستند .
وقتی میخواستیم ایران را اشغال کنیم به بی بی سی دستور دادیم هر روز در رادیواعلام کنید متفقین برای شما میخواهند کیسه های آرد بیاورند .
وقتی تانکهای ما وارد ایران شدند مردم همه در صف بودند برای گرفتن آرد ...!!!
این مردم اگر به مال مفت برسند
سیر هم باشند
باز احساس گرسنگی میکنند.
🍁 واقعآ که شرح حال و روز اغلب ماست...
کافیه اعلام کنند که فقط امروز بدون کارت سوخت میشه بنزین خرید و از فردا سهمیه بندی میشه،
باور کنید جلوی هر پمپ بنزین دو کیلومتر صف می بندند،
ايرانيها شب به حكومت فحش مي دهند صبح رأى مى دهند.
ايرانيها سينه زن بى نمازند،
براى سگ كشي سنگ به سينه مى زنند و براى ديدن قتل و اعدام تماشاچى خوبى هستند.
در عمرشان حقوق بشر را نديده و نه فهميده اند اما لوح حقوق بشر را خالى به كوروش بسته اند.
از صفات طبیعى آنان دروغ و كلاهبردارى را زرنگى مى پندارند.
فحش به آخوند مى دهند اما در عقد و مرگ و تولد به آخوندها آويزانند..
در فكر و انديشه مرتجع اند، و آرزوى بازگشت به قبل مى كنند.
عادت به انتخاب بين بد و بدترند را دارن.
به عربها ناسزا مى گويند اما آرزوى زندگىً در دبي و عمان را دارند.!!!
#با_تشکر_از_حسن_مهربان_و_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#التماس_تفکر
تنها کسی که ملت ایران را شناخت آشپزاحمد شاه قاجار بود ....!!!
روزی از چرچیل پرسیدند چگونه ایران را اشغال کردی و مردم مقاومت نکردند ؟
گفت تاریخ ایران را خوانده بودم، سفیر انگلستان در ایران را خواستم و از او پرسیدم
ایران چگونه مردمی دارد گفت صبر کنید آشپز احمد شاه در انگلستان اقامت دارد از او بپرسیم!!!
آشپز احمد شاه را احضار کردیم و پرسیدیم راه رفتن به ایران چگونه سهل میشود ؟
اوگفت ظهر عاشورا که نهار میدادید اگر هزار نفر میرفتند سفارت انگلستان سفارت برای چهارهزار نفر غذا میپخت ایرانی ها یک پرس میخوردند و سه پرس میبردند.!!!
ایران مردمی دارد که اگر برای نهار دعوتشان کنند نمیپرسند صاحبخانه کیست؟!!
اگر به آنان وعده شکمی بدهید طالب چیز دیگری نیستند .
وقتی میخواستیم ایران را اشغال کنیم به بی بی سی دستور دادیم هر روز در رادیواعلام کنید متفقین برای شما میخواهند کیسه های آرد بیاورند .
وقتی تانکهای ما وارد ایران شدند مردم همه در صف بودند برای گرفتن آرد ...!!!
این مردم اگر به مال مفت برسند
سیر هم باشند
باز احساس گرسنگی میکنند.
🍁 واقعآ که شرح حال و روز اغلب ماست...
کافیه اعلام کنند که فقط امروز بدون کارت سوخت میشه بنزین خرید و از فردا سهمیه بندی میشه،
باور کنید جلوی هر پمپ بنزین دو کیلومتر صف می بندند،
ايرانيها شب به حكومت فحش مي دهند صبح رأى مى دهند.
ايرانيها سينه زن بى نمازند،
براى سگ كشي سنگ به سينه مى زنند و براى ديدن قتل و اعدام تماشاچى خوبى هستند.
در عمرشان حقوق بشر را نديده و نه فهميده اند اما لوح حقوق بشر را خالى به كوروش بسته اند.
از صفات طبیعى آنان دروغ و كلاهبردارى را زرنگى مى پندارند.
فحش به آخوند مى دهند اما در عقد و مرگ و تولد به آخوندها آويزانند..
در فكر و انديشه مرتجع اند، و آرزوى بازگشت به قبل مى كنند.
عادت به انتخاب بين بد و بدترند را دارن.
به عربها ناسزا مى گويند اما آرزوى زندگىً در دبي و عمان را دارند.!!!
#با_تشکر_از_حسن_مهربان_و_عزیز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
چرا کاربران پورنوگرافی در رابطه با زندگی واقعي با كشمكش و درگيري مواجه ميشوند؟ پاسخ علم بسیار روشن است.
تحقیقات نشان می دهد که کاربران پورنو نسبت به روابطشان کمتر علاقه و اعتماد دارند و بیشتر در معرض جدایی و طلاق هستند و اغلب ازدواج را "محدودیت" می دانند. به طور کلی، آنها نسبت به شركای جنسي و راوبط خود کمتر متعهد هستند، ونگاهشان در مورد عشق و روابط به طور کلی به سمت بدبیني تغيير ميكند؛
همچنین طبق مطالعات كاربران پورنو قدرت ارتباط كمتري با شريك خود دارند و پذيرفته اندک در روابط شخصيشان، اختلافات کوچک، بيشتر منجر به دعواهاي عميق، انتقادها، توهين و ياداوري خاطرات بد گذشته ميشودند "
پورن می تواند موجب تنهايي شما شود.
دکتر گری بروکس، یک روانشناس که سال است که با معتادان پورنو کار می کند، می گوید: "هرچه بیشتر از پورنوگرافی استفاده شود، فرد تنها تر می شود.هنگامي ك یک نفر زمان زیادی را صرف استفاده از پورنوگرافی می کند، احساسات ناخوشايند بيشتري نظير ، افسردگي ، غم ، انزوا را تجربه ميكند ،بيشتر افراد ميتوانند علل مشكل و تغيير خلق خود را با كساني كه با آن ها احساس "راحتي" ميكنند، در ميان گذاشته (نظير همسر ، خانواده ، دوستان و ...)و آرامش گذشته خود را باز يابند.اما عموما كاربران پورنوگرافي توانايي بيان اعتياد خود به پورنو را ندارند و به سمت همان چيزي ك با ان احساس "راحتي" بيشتري ميكنند ، كشيده ميشوند.
#با_تشکر_از_نیمای_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
تحقیقات نشان می دهد که کاربران پورنو نسبت به روابطشان کمتر علاقه و اعتماد دارند و بیشتر در معرض جدایی و طلاق هستند و اغلب ازدواج را "محدودیت" می دانند. به طور کلی، آنها نسبت به شركای جنسي و راوبط خود کمتر متعهد هستند، ونگاهشان در مورد عشق و روابط به طور کلی به سمت بدبیني تغيير ميكند؛
همچنین طبق مطالعات كاربران پورنو قدرت ارتباط كمتري با شريك خود دارند و پذيرفته اندک در روابط شخصيشان، اختلافات کوچک، بيشتر منجر به دعواهاي عميق، انتقادها، توهين و ياداوري خاطرات بد گذشته ميشودند "
پورن می تواند موجب تنهايي شما شود.
دکتر گری بروکس، یک روانشناس که سال است که با معتادان پورنو کار می کند، می گوید: "هرچه بیشتر از پورنوگرافی استفاده شود، فرد تنها تر می شود.هنگامي ك یک نفر زمان زیادی را صرف استفاده از پورنوگرافی می کند، احساسات ناخوشايند بيشتري نظير ، افسردگي ، غم ، انزوا را تجربه ميكند ،بيشتر افراد ميتوانند علل مشكل و تغيير خلق خود را با كساني كه با آن ها احساس "راحتي" ميكنند، در ميان گذاشته (نظير همسر ، خانواده ، دوستان و ...)و آرامش گذشته خود را باز يابند.اما عموما كاربران پورنوگرافي توانايي بيان اعتياد خود به پورنو را ندارند و به سمت همان چيزي ك با ان احساس "راحتي" بيشتري ميكنند ، كشيده ميشوند.
#با_تشکر_از_نیمای_نازنینمان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#التماس_تفکر
آنانی که #کرونا نگرفتهاند بخوانند
هشدار دلسوزانه یک پرستار در بخش درمان کروناویروس*
این ها را برای آدم هایی میگویم که نمیدانند افتادن در زیر دستگاه ونتیلاتور به چه معنی است و اصرار هم دارند که باید به کارهایشان برسند.
اول از همه بگویم که ونتیلاتور یک ماسک اکسیژن نیست که بر روی صورتتان نصب کنند و شما هم در حالی که راحت لم داده اید مشغول مطالعه روزنامه و مجلات روز شوید.
ونتیلاسیون برای بیماران کووید-۱۹ به معنی فرو کردن دردناک یک شلنگ به داخل حلق است که تا زمانی که زنده بمانید یا بمیرید در جای خودش باقی خواهد ماند.
این کار در حالت بیهوشی و به مدت۲ تا ۳ هفته و بدون این که قادر به تکان خوردن باشید صورت می گیرد. بیمار اغلب بر روی شکم خوابانده می شود و شلنگی که از دهان به لوله هوا متصل است امکان می دهد که با ریتم دستگاه ریه اکسیژن بدنتان را تامین کنید.
بیمار نمی تواند صحبت کند، نمی تواند غذا بخورد و یا هر کار طبیعی دیگری را انجام دهد – این دستگاه است که بیمار را زنده نگه می دارد. احساس ناراحتی و درد بیمار باعث می شود که پزشکان برای اطمینان از تحمل شلنگ توسط وی و تا زمانی که دستگاه مورد نیاز باشد داروهای مسکن تجویز کنند.
این به معنی قرار گرفتن در یک حالت کما مصنوعی است. ۲۰ روز پس از قرار گرفتن تحت چنین درمانی، یک بیمار جوان ۴۰ درصد از ماهیچه های خود را از دست می دهد، دهان و تارهای صوتی اش صدمه می بیند و دچار عوارض ریوی و قلبی ممکن می شود.
به همین خاطر هم هست که افراد مسن و افراد ضعیف تاب چنین درمانی را نمی آورند و می میرند.
خیلی از ما در چنین وضعیتی قرار داریم..... اگر نمی خواهید به اینجا بیایید از خودتان محافظت کنید. باز هم می گویم، این آنفلوآنزا نیست!
یک شلنگ را برای رساندن غذای مایع از طریق بینی یا پوست وارد معده شما می کنند، یک کیسه چسبناک را به باسن شما می چسپانند تا اسهال تان را جمع کند، لوله دیگری برای جمع آوری ادرار به شما وصل می شود، یک آی-وی برای ورود مایعات و دارو وصل می شود، یک آ-لاین برای نظارت بر وضعیت فشار خون متصل می شود که کاملاً وابسته به دوزهای دقیق محاسبه شده است.
تیمی از پرستاران، سی 4آر ان آ، و ام آ می بایست هر یک ساعت یک بار اندام شما را مرتبا جابجا کنند و پتوی مخصوصی در زیرتان بگذارند که مایعی یخی در آن در جریان است تا به پایین آوردن دمای ۴۰ درجه ای بدنتان کمک کند.
خب کسی هست که بخواهد همه این ها را امتحان کند؟ پس در خانه بمانید. از خودتان محافظت کنید و فاصله را حفظ کنید.لطفا این متن را درگروه های عضو منتشر نمایید.
#با_تشکر_از_مهربانو_تاجبخش
پرسنل بیمارستان خانواده
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#التماس_تفکر
آنانی که #کرونا نگرفتهاند بخوانند
هشدار دلسوزانه یک پرستار در بخش درمان کروناویروس*
این ها را برای آدم هایی میگویم که نمیدانند افتادن در زیر دستگاه ونتیلاتور به چه معنی است و اصرار هم دارند که باید به کارهایشان برسند.
اول از همه بگویم که ونتیلاتور یک ماسک اکسیژن نیست که بر روی صورتتان نصب کنند و شما هم در حالی که راحت لم داده اید مشغول مطالعه روزنامه و مجلات روز شوید.
ونتیلاسیون برای بیماران کووید-۱۹ به معنی فرو کردن دردناک یک شلنگ به داخل حلق است که تا زمانی که زنده بمانید یا بمیرید در جای خودش باقی خواهد ماند.
این کار در حالت بیهوشی و به مدت۲ تا ۳ هفته و بدون این که قادر به تکان خوردن باشید صورت می گیرد. بیمار اغلب بر روی شکم خوابانده می شود و شلنگی که از دهان به لوله هوا متصل است امکان می دهد که با ریتم دستگاه ریه اکسیژن بدنتان را تامین کنید.
بیمار نمی تواند صحبت کند، نمی تواند غذا بخورد و یا هر کار طبیعی دیگری را انجام دهد – این دستگاه است که بیمار را زنده نگه می دارد. احساس ناراحتی و درد بیمار باعث می شود که پزشکان برای اطمینان از تحمل شلنگ توسط وی و تا زمانی که دستگاه مورد نیاز باشد داروهای مسکن تجویز کنند.
این به معنی قرار گرفتن در یک حالت کما مصنوعی است. ۲۰ روز پس از قرار گرفتن تحت چنین درمانی، یک بیمار جوان ۴۰ درصد از ماهیچه های خود را از دست می دهد، دهان و تارهای صوتی اش صدمه می بیند و دچار عوارض ریوی و قلبی ممکن می شود.
به همین خاطر هم هست که افراد مسن و افراد ضعیف تاب چنین درمانی را نمی آورند و می میرند.
خیلی از ما در چنین وضعیتی قرار داریم..... اگر نمی خواهید به اینجا بیایید از خودتان محافظت کنید. باز هم می گویم، این آنفلوآنزا نیست!
یک شلنگ را برای رساندن غذای مایع از طریق بینی یا پوست وارد معده شما می کنند، یک کیسه چسبناک را به باسن شما می چسپانند تا اسهال تان را جمع کند، لوله دیگری برای جمع آوری ادرار به شما وصل می شود، یک آی-وی برای ورود مایعات و دارو وصل می شود، یک آ-لاین برای نظارت بر وضعیت فشار خون متصل می شود که کاملاً وابسته به دوزهای دقیق محاسبه شده است.
تیمی از پرستاران، سی 4آر ان آ، و ام آ می بایست هر یک ساعت یک بار اندام شما را مرتبا جابجا کنند و پتوی مخصوصی در زیرتان بگذارند که مایعی یخی در آن در جریان است تا به پایین آوردن دمای ۴۰ درجه ای بدنتان کمک کند.
خب کسی هست که بخواهد همه این ها را امتحان کند؟ پس در خانه بمانید. از خودتان محافظت کنید و فاصله را حفظ کنید.لطفا این متن را درگروه های عضو منتشر نمایید.
#با_تشکر_از_مهربانو_تاجبخش
پرسنل بیمارستان خانواده
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨