🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# یکی دو ماه پیش از مرگ #شاملو ؛
برادرم کاوه به من خبر داد که
قرار است برای تلویزیون #سوئد
با #شاملو مصاحبه کند.
سؤالات را به شاملو داده بود
و حالا داشت میرفت برای مصاحبه؛
من هم اظهار علاقه کردم
و با او رفتم. رفتیم به خانهاش
در فردیس کرج.
یک پایش را بریده بودند و روی صندلی چرخدار نشسته بود و پتویی روی پایش انداخته بودند و زار و نزار. از دیدنش خیلی حالم بد شد. شاملو با چشمان بسته و حال نزار به ما خوشامد گفت.
کاوه برادرم جا خورد. نمیدانست حالا چگونه شاملو میخواهد به سؤالات جواب دهد. گیج شده بود. با دستیارش دوربین را گذاشتند و نورها را تنظیم کردند و به آیدا گفتند که حاضرند. به یکباره شاملو بیدار شد. موهایش را مرتب کرد و آیدا مقواهای بزرگی را که رویش جوابها را با خط درشت نوشته بود گذاشت جلوی روی او؛ به طوری که در کادر دوربین دیده نشود!
و او شروع کرد با آن صدای سحرکننده؛ زیبا؛ زنده و قبراق جوابها را دادن! من داشتم شاخ در میآوردم که عجب توانایی و انرژی دارد این آدم؛ عجب آرتیستی است!
زنش آیدا روی زمین نشسته بود و مقواها را دانه دانه میگذاشت و برمیداشت و او از روی مقواها جواب میداد.
فیلمبرداری که تمام شد؛ شاملو با چشمان بسته و خسته به من رو کرد و گفت کدام شعر را برایت بخوانم.
من هم گفتم همان که #بلدرچین_را_کباب_میکنید!
کلی خندید و شروع کرد به خواندن.
به برادرم اشاره کردم دوربین را روشن کند.
شاملو شعر میخواند و
من آرام اشک میریختم.
شب عجیبی بود، یادم میآید
از کرج تا تهران در ماشین گریه کردم.
حالا هر دویشان دیگر نیستند؛
نه کاوه و نه شاملو...
#تاریخ_شفاهی_ادبیات_معاصر_ایران
#لیلی_گلستان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# یکی دو ماه پیش از مرگ #شاملو ؛
برادرم کاوه به من خبر داد که
قرار است برای تلویزیون #سوئد
با #شاملو مصاحبه کند.
سؤالات را به شاملو داده بود
و حالا داشت میرفت برای مصاحبه؛
من هم اظهار علاقه کردم
و با او رفتم. رفتیم به خانهاش
در فردیس کرج.
یک پایش را بریده بودند و روی صندلی چرخدار نشسته بود و پتویی روی پایش انداخته بودند و زار و نزار. از دیدنش خیلی حالم بد شد. شاملو با چشمان بسته و حال نزار به ما خوشامد گفت.
کاوه برادرم جا خورد. نمیدانست حالا چگونه شاملو میخواهد به سؤالات جواب دهد. گیج شده بود. با دستیارش دوربین را گذاشتند و نورها را تنظیم کردند و به آیدا گفتند که حاضرند. به یکباره شاملو بیدار شد. موهایش را مرتب کرد و آیدا مقواهای بزرگی را که رویش جوابها را با خط درشت نوشته بود گذاشت جلوی روی او؛ به طوری که در کادر دوربین دیده نشود!
و او شروع کرد با آن صدای سحرکننده؛ زیبا؛ زنده و قبراق جوابها را دادن! من داشتم شاخ در میآوردم که عجب توانایی و انرژی دارد این آدم؛ عجب آرتیستی است!
زنش آیدا روی زمین نشسته بود و مقواها را دانه دانه میگذاشت و برمیداشت و او از روی مقواها جواب میداد.
فیلمبرداری که تمام شد؛ شاملو با چشمان بسته و خسته به من رو کرد و گفت کدام شعر را برایت بخوانم.
من هم گفتم همان که #بلدرچین_را_کباب_میکنید!
کلی خندید و شروع کرد به خواندن.
به برادرم اشاره کردم دوربین را روشن کند.
شاملو شعر میخواند و
من آرام اشک میریختم.
شب عجیبی بود، یادم میآید
از کرج تا تهران در ماشین گریه کردم.
حالا هر دویشان دیگر نیستند؛
نه کاوه و نه شاملو...
#تاریخ_شفاهی_ادبیات_معاصر_ایران
#لیلی_گلستان
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
پدیده ی «کتاب سوزان»
مراسم یا جشن «کتاب سوزان» که "احمد کسروی" در دوره ی پسامشروطه آن را به جای می آورد و از آن به عنوانِ «زدودن عوامل و دلایل عقب ماندگی کشور» نام می برد شاید در کلیتی تمام نگر و در دوره ی خود به عنوان رفتاری سمبلیک و منحصرا توسط ایشان قابل تبیین باشد اما از مناظر دیگر تاریخی/فرهنگی، از تلخ ترین واکنش ها است. بدیهی است سوزاندن ده ها و صدها کتاب از جمله آثار سعدی و حافظ و....نه زدودن فرهنگ ایستای عقب مانده که به گونه ای ایجاد حفره در رفتار خصوصا طیف درس خوانده و منورالفکر آن روزگاران است. رفتاری که هم در قرون وسطای اروپا بارها دیده شد و هم بعدتر در نظریات فرهنگی! فاشیست ها و نازی ها سر برآورد و در تاریخ و در کشورهای دیگر همچون افغانستان، صربستان و به دلایل متفاوت بارها دیده شد وتاثیرات دامنه دار و ناخوشایند عمیقی بر جوامع و فرهنگ ها نهاد.
دو
تلاش برای زدودن واپس ماندگی فرهنگی و ارتقا بخشیدن فرهنگ ها، نه با سوزاندن کتاب که با گشودن و ارائه ی جایگزین های واقعیِ ( و نه تخیلیِ) منتهی به ترقی و توسعه امکان پذیر است (که البته بسیار هم مشکل روی خواهد داد) چرا که عمدتا (به عنوان یک نمونه ی موجود در همین روزها) با مردمانی مواجهیم که درگیرودار مسائل متعدد، وعده های مکرر، تخیلات الگو شده و امکانات معلق و نامشخصِ به عنوان مثال مبادلات اقتصادیِ (همچون خرید سهام و ثبت نام خرید خودرو و فروش بخشی از سهام عدالت و سایر قالب های اینگونه) نشست کرده در ذهن و خانه هایشان، عنصر «باور پذیری» را از دست داده اند و بدیهی است که فرهنگی که قدرت باور پذیری را گم و از مردمانش دریغ کند، همان قدر که در باورهای کهن اش وا می ماند، در پذیرش باورهای جایگزین هم به مراتب متزلزل تر خواهد بود. در چنین شرایطی تغییر و حرکت بخشی و امید آفرینی و انگیزه ی پیشرفت یا گشایش تمامی عناصر متصل به فرهنگ مترقی مقوله ای پیچیده و طولانی خواهد بود و کنش هایی مشابه سوزانیدن چند کتاب، به غایت بیهوده خواهد بود. ازین منظر کنش "احمد کسروی" را با دلایل منطقی و خرد مدار نمی توان تبیین کرد.
#جامعه_شناسی
#احمد_کسروی
#تاریخ_شفاهی
#فاشیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
پدیده ی «کتاب سوزان»
مراسم یا جشن «کتاب سوزان» که "احمد کسروی" در دوره ی پسامشروطه آن را به جای می آورد و از آن به عنوانِ «زدودن عوامل و دلایل عقب ماندگی کشور» نام می برد شاید در کلیتی تمام نگر و در دوره ی خود به عنوان رفتاری سمبلیک و منحصرا توسط ایشان قابل تبیین باشد اما از مناظر دیگر تاریخی/فرهنگی، از تلخ ترین واکنش ها است. بدیهی است سوزاندن ده ها و صدها کتاب از جمله آثار سعدی و حافظ و....نه زدودن فرهنگ ایستای عقب مانده که به گونه ای ایجاد حفره در رفتار خصوصا طیف درس خوانده و منورالفکر آن روزگاران است. رفتاری که هم در قرون وسطای اروپا بارها دیده شد و هم بعدتر در نظریات فرهنگی! فاشیست ها و نازی ها سر برآورد و در تاریخ و در کشورهای دیگر همچون افغانستان، صربستان و به دلایل متفاوت بارها دیده شد وتاثیرات دامنه دار و ناخوشایند عمیقی بر جوامع و فرهنگ ها نهاد.
دو
تلاش برای زدودن واپس ماندگی فرهنگی و ارتقا بخشیدن فرهنگ ها، نه با سوزاندن کتاب که با گشودن و ارائه ی جایگزین های واقعیِ ( و نه تخیلیِ) منتهی به ترقی و توسعه امکان پذیر است (که البته بسیار هم مشکل روی خواهد داد) چرا که عمدتا (به عنوان یک نمونه ی موجود در همین روزها) با مردمانی مواجهیم که درگیرودار مسائل متعدد، وعده های مکرر، تخیلات الگو شده و امکانات معلق و نامشخصِ به عنوان مثال مبادلات اقتصادیِ (همچون خرید سهام و ثبت نام خرید خودرو و فروش بخشی از سهام عدالت و سایر قالب های اینگونه) نشست کرده در ذهن و خانه هایشان، عنصر «باور پذیری» را از دست داده اند و بدیهی است که فرهنگی که قدرت باور پذیری را گم و از مردمانش دریغ کند، همان قدر که در باورهای کهن اش وا می ماند، در پذیرش باورهای جایگزین هم به مراتب متزلزل تر خواهد بود. در چنین شرایطی تغییر و حرکت بخشی و امید آفرینی و انگیزه ی پیشرفت یا گشایش تمامی عناصر متصل به فرهنگ مترقی مقوله ای پیچیده و طولانی خواهد بود و کنش هایی مشابه سوزانیدن چند کتاب، به غایت بیهوده خواهد بود. ازین منظر کنش "احمد کسروی" را با دلایل منطقی و خرد مدار نمی توان تبیین کرد.
#جامعه_شناسی
#احمد_کسروی
#تاریخ_شفاهی
#فاشیسم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity