🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# #اِولین_باغچه_بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد.
در کنسرتوار آنکارا با #ثمین_باغچه_بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.
او همراه ثمین به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاس ها پرورش خوانندگانی همچون #حسین_سرشار، #محمد_نوری، #سودابه_تاجبخش، #پری_ثمر، #پری_زنگنه، #سودابه_صفاییه و #عنایت_رضایی است که البته شاگردان این هنرمندان خود نیز بخش بزرگی از خوانندگان ایران را تشکیل می دهند.
#اِولین_باغچه_بان به همراه #منیره_وکیلی، #حشمت_سنجری ، #فاخره_صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران #اپرای_ایران و #تالاررودکی هستند.
او همچنین نخستین کر یا آواز گروهی هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتور تهران) را تشکیل داد. گروهی که نخستین گام ها را در اجرای داستان های شاهنامه و متل های ایرانی برداشت. پس از آن #کر_ملی_تهران را پایه گذاری کرد.
اما تاسیس گروه کر کودکان یتیم با حمایت موسسه خیریه فرح پهلوی موضوعی است که او همواره از آن با افتخار یاد می کند.
اِولین باغچه بان تاثیر موسیقی در زندگی این کودکان را شگفت آور می داند. این گروه حدود چهل اجرا در تالار رودکی داشت و حتی در مراسم تاج گذاری محمدرضا شاه پهلوی نیز برنامه ای اجرا کرد.
اجرای ده قطعه #رنگین_کمون ساخته #ثمین_باغچه_بان با همکاری ارکستر #سمفونیک رادیو وین اثر ماندگار این گروه است.
با وقوع انقلاب ایران فعالیت های او و ثمین باغچه بان متوقف شد تا این که در سال ۱۳۶۳ مجبور به مهاجرت به شهر استانبول شدند. اِولین در دانشگاه "معمار سنان استانبول " تا سال ۱۳۷۳ نوازندگی پیانو درس می داد.
او در دوران بازنشستگی ده کتاب درباره تکنیک های پیانو و آواز به زبان ترکی و فرانسوی نوشت. آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشده است. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که درباره فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شده است.
#اِولین اجراهای ماندگاری در اپرای ایران داشت و به ترک پارسی خوان اپرای ایران شهرت یافت. اما آخرین اجرای او، سه روز قبل از فوتش در برنامه کوک تلویزیون بی بی سی فارسی در استانبول بود. اجرایی کمتر از سه دقیقه بر روی آهنگ #فردا ساخته #کاوه_باغچه_بان و گفتگوی کوتاهی با بهزاد بلور مجری این برنامه، آخرین مصاحبه و اجرای اِولین در برابر دوربین است.
این گفته او بسیار معروف است:
"ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم، اما میوه هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشستم. به همین علت هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خودم می دانم."
او همیشه همراه همسر خود ثمین باغچه بان بود که سه سال پیش به دور از وطن در استانبول فوت کرد. اما او نیز همانند همسر هنرمندش در ۸۲ سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. او صبح دوشنبه ۱۰ آبان، در گورستان ایرانیان درقسمت آسیایی استانبول کنار قبر همسرش دفن شد.
#اولین_باغچهبان در دهه چهل، نخستین گروه کر کودکان ایران را بنیان گذاری کرد. هنرمندان این گروه کر، دویست کودک بیسرپرستی بودند که اولین با سر زدن به شهر و روستاهای مختلف آنها را برگزیده بود. کودکانی که آموزش آنها به باور بسیاری غیر ممکن می آمد و به آن ها #عقب_افتاده می گفتند.
او این کودکان را با جادوی مهر مادری اش آموزش داد. کودکان این گروه پیشرفت خیره کنندهای داشتند و به شکل حرفهای نزدیک به ۴۰ برنامه در تالار رودکی تهران اجرا کردند.
#اولین، گفته بود که موسیقی تاثیر بزرگی بر زندگی این کودکان بر جای گذاشت اما کسی نمی تواند بگوید که محبت مادری و آموزگاری اولین چقدر بر روح و جسم این کودکان اثر گذاشت.
تشکیل این گروه کر، سبب شد که همسرش #ثمین، به اندیشه ساختن آلبوم #رنگین_کمون برسد. آلبومی که #ثمین آهنگساز و ترانه سرای آن بود و #اولین رهبر گروه و یکی از خوانندگانش.
#رنگین_کمون با شرکت اعضای ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری #توماس_کریستین_داوید، گروه #همسرایان_میترا و رهبری #اولین_باغچهبان اجرا شد.
آلبوم رنگین کمون در سال ۵۷ ضبط شد و پس از انقلاب همراه با کتابی با تصویرگری #پرویزکلانتری از سوی انتشارات ماهور منتشر شد. از آن به بعد رنگین کمون شد ورد زبان کودکان آن سالها و سالهای پس از آن.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# #اِولین_باغچه_بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد.
در کنسرتوار آنکارا با #ثمین_باغچه_بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.
او همراه ثمین به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاس ها پرورش خوانندگانی همچون #حسین_سرشار، #محمد_نوری، #سودابه_تاجبخش، #پری_ثمر، #پری_زنگنه، #سودابه_صفاییه و #عنایت_رضایی است که البته شاگردان این هنرمندان خود نیز بخش بزرگی از خوانندگان ایران را تشکیل می دهند.
#اِولین_باغچه_بان به همراه #منیره_وکیلی، #حشمت_سنجری ، #فاخره_صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران #اپرای_ایران و #تالاررودکی هستند.
او همچنین نخستین کر یا آواز گروهی هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتور تهران) را تشکیل داد. گروهی که نخستین گام ها را در اجرای داستان های شاهنامه و متل های ایرانی برداشت. پس از آن #کر_ملی_تهران را پایه گذاری کرد.
اما تاسیس گروه کر کودکان یتیم با حمایت موسسه خیریه فرح پهلوی موضوعی است که او همواره از آن با افتخار یاد می کند.
اِولین باغچه بان تاثیر موسیقی در زندگی این کودکان را شگفت آور می داند. این گروه حدود چهل اجرا در تالار رودکی داشت و حتی در مراسم تاج گذاری محمدرضا شاه پهلوی نیز برنامه ای اجرا کرد.
اجرای ده قطعه #رنگین_کمون ساخته #ثمین_باغچه_بان با همکاری ارکستر #سمفونیک رادیو وین اثر ماندگار این گروه است.
با وقوع انقلاب ایران فعالیت های او و ثمین باغچه بان متوقف شد تا این که در سال ۱۳۶۳ مجبور به مهاجرت به شهر استانبول شدند. اِولین در دانشگاه "معمار سنان استانبول " تا سال ۱۳۷۳ نوازندگی پیانو درس می داد.
او در دوران بازنشستگی ده کتاب درباره تکنیک های پیانو و آواز به زبان ترکی و فرانسوی نوشت. آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشده است. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که درباره فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شده است.
#اِولین اجراهای ماندگاری در اپرای ایران داشت و به ترک پارسی خوان اپرای ایران شهرت یافت. اما آخرین اجرای او، سه روز قبل از فوتش در برنامه کوک تلویزیون بی بی سی فارسی در استانبول بود. اجرایی کمتر از سه دقیقه بر روی آهنگ #فردا ساخته #کاوه_باغچه_بان و گفتگوی کوتاهی با بهزاد بلور مجری این برنامه، آخرین مصاحبه و اجرای اِولین در برابر دوربین است.
این گفته او بسیار معروف است:
"ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم، اما میوه هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشستم. به همین علت هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خودم می دانم."
او همیشه همراه همسر خود ثمین باغچه بان بود که سه سال پیش به دور از وطن در استانبول فوت کرد. اما او نیز همانند همسر هنرمندش در ۸۲ سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. او صبح دوشنبه ۱۰ آبان، در گورستان ایرانیان درقسمت آسیایی استانبول کنار قبر همسرش دفن شد.
#اولین_باغچهبان در دهه چهل، نخستین گروه کر کودکان ایران را بنیان گذاری کرد. هنرمندان این گروه کر، دویست کودک بیسرپرستی بودند که اولین با سر زدن به شهر و روستاهای مختلف آنها را برگزیده بود. کودکانی که آموزش آنها به باور بسیاری غیر ممکن می آمد و به آن ها #عقب_افتاده می گفتند.
او این کودکان را با جادوی مهر مادری اش آموزش داد. کودکان این گروه پیشرفت خیره کنندهای داشتند و به شکل حرفهای نزدیک به ۴۰ برنامه در تالار رودکی تهران اجرا کردند.
#اولین، گفته بود که موسیقی تاثیر بزرگی بر زندگی این کودکان بر جای گذاشت اما کسی نمی تواند بگوید که محبت مادری و آموزگاری اولین چقدر بر روح و جسم این کودکان اثر گذاشت.
تشکیل این گروه کر، سبب شد که همسرش #ثمین، به اندیشه ساختن آلبوم #رنگین_کمون برسد. آلبومی که #ثمین آهنگساز و ترانه سرای آن بود و #اولین رهبر گروه و یکی از خوانندگانش.
#رنگین_کمون با شرکت اعضای ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری #توماس_کریستین_داوید، گروه #همسرایان_میترا و رهبری #اولین_باغچهبان اجرا شد.
آلبوم رنگین کمون در سال ۵۷ ضبط شد و پس از انقلاب همراه با کتابی با تصویرگری #پرویزکلانتری از سوی انتشارات ماهور منتشر شد. از آن به بعد رنگین کمون شد ورد زبان کودکان آن سالها و سالهای پس از آن.
"رنگین کمان" شاد و مهربانی که با ۱۰ ترانه زیبایش برای کودکان درگیر جنگ ایران آرامش و شادی و زیبایی به همراه آورد.
فعالیت اولین و ثمین باغچهبان در زمینه موسیقی کودکان، در شرایطی بود که هیچ یک از بزرگان موسیقی در آن دوران برای کودکان آهنگسازی و ترانه سرایی نمی کردند. اما، عشق به کودکان ایران و فرهنگ و هنر ایران و بالاتر از همه اینها، عشق به انسانیت، در وجود این زوج شعله می کشید. شعله ای که اندیشه مطرح شدن و فراهم کردن اسباب راحت و زندگی، را می سوخت و حاصلش، پدیدآمدن آثاری ماندگار شد. آثاری با کیفیت که عاطفه و شکوه انسانی آن در جان مخاطبش نفوذ می کند و نام #اولین و #ثمین_باغچهبان را در قلبها جاودانه می کند.
#رنگین_کمون یکی از آثار مهم #ثمین_باغچه_بان است که برای نسلی که از سنین کودکی به آن گوش سپرده اند، خاطره انگیز و دلنشین است. این اثر هرچند برای موسیقی کودکان ساخته شده ولی زیبایی اثر شنوندگان بزرگسال را هم می تواند جذب کند.
"رنگین کمون" در بعضی از قطعات سبکباری و سرخوشی کودکانه دارد (مثل "روز برف بازیه" ) و گاهی سرشار از احساسات نوستالوژیک که تاثیر گذشت سالیان و حسرت روزگار کودکی آهنگساز است ( مثل "عروسک جون" )
این آلبوم از نظر ارکستراسیون اثری قابل توجه است؛ زیرا تمام ترانه های این مجموعه از جملات موسیقایی تشکیل شده اند که با اشعار مختلف تکرار می شوند؛ در واقع ملودی ها ثابت است و شعر، سازبندی و آکوردها عوض می شوند.
ملودی ها به این خاطر تکرار میشوند که کودکان توانایی حفظ کردن آن را داشته باشند و به همین خاطر ارکستر باید جور تغییرات ملودی تکرار شونده را بکشد تا شنونده احساس یکنواختی و خستگی نکند.
در قسمتهای مختلف این اثر استفاده زیبای #باغچه_بان را از قسمتهای مختلف ارکستر می بینیم. مثلا در "کرنگ بلا" بادی های ارکستر مارش گونه با ضرباهنگی قوی گروه خوانندگان را همراهی می کنند یا در "جای آهو" رنگ آمیزی سازها در نشان دادن حالت کودکانه هر حیوان بسیار چشمگیر است. البته از این موضوع نباید گذشت که نقش خوانندگی #بهجت_قصری در "کربه ای که مادره" کمتر از ارکستر نیست.
ترانه های این آلبوم همگی همراه با یک نقاشی کودکانه (از پرویز کلانتری) و نت ملودی آن قطعه در کتابی به همین نام به انتشار رسیده که در واقع مخصوص اجرا برای کودکان بصورت تکصدا است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
فعالیت اولین و ثمین باغچهبان در زمینه موسیقی کودکان، در شرایطی بود که هیچ یک از بزرگان موسیقی در آن دوران برای کودکان آهنگسازی و ترانه سرایی نمی کردند. اما، عشق به کودکان ایران و فرهنگ و هنر ایران و بالاتر از همه اینها، عشق به انسانیت، در وجود این زوج شعله می کشید. شعله ای که اندیشه مطرح شدن و فراهم کردن اسباب راحت و زندگی، را می سوخت و حاصلش، پدیدآمدن آثاری ماندگار شد. آثاری با کیفیت که عاطفه و شکوه انسانی آن در جان مخاطبش نفوذ می کند و نام #اولین و #ثمین_باغچهبان را در قلبها جاودانه می کند.
#رنگین_کمون یکی از آثار مهم #ثمین_باغچه_بان است که برای نسلی که از سنین کودکی به آن گوش سپرده اند، خاطره انگیز و دلنشین است. این اثر هرچند برای موسیقی کودکان ساخته شده ولی زیبایی اثر شنوندگان بزرگسال را هم می تواند جذب کند.
"رنگین کمون" در بعضی از قطعات سبکباری و سرخوشی کودکانه دارد (مثل "روز برف بازیه" ) و گاهی سرشار از احساسات نوستالوژیک که تاثیر گذشت سالیان و حسرت روزگار کودکی آهنگساز است ( مثل "عروسک جون" )
این آلبوم از نظر ارکستراسیون اثری قابل توجه است؛ زیرا تمام ترانه های این مجموعه از جملات موسیقایی تشکیل شده اند که با اشعار مختلف تکرار می شوند؛ در واقع ملودی ها ثابت است و شعر، سازبندی و آکوردها عوض می شوند.
ملودی ها به این خاطر تکرار میشوند که کودکان توانایی حفظ کردن آن را داشته باشند و به همین خاطر ارکستر باید جور تغییرات ملودی تکرار شونده را بکشد تا شنونده احساس یکنواختی و خستگی نکند.
در قسمتهای مختلف این اثر استفاده زیبای #باغچه_بان را از قسمتهای مختلف ارکستر می بینیم. مثلا در "کرنگ بلا" بادی های ارکستر مارش گونه با ضرباهنگی قوی گروه خوانندگان را همراهی می کنند یا در "جای آهو" رنگ آمیزی سازها در نشان دادن حالت کودکانه هر حیوان بسیار چشمگیر است. البته از این موضوع نباید گذشت که نقش خوانندگی #بهجت_قصری در "کربه ای که مادره" کمتر از ارکستر نیست.
ترانه های این آلبوم همگی همراه با یک نقاشی کودکانه (از پرویز کلانتری) و نت ملودی آن قطعه در کتابی به همین نام به انتشار رسیده که در واقع مخصوص اجرا برای کودکان بصورت تکصدا است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#سید_خلیل_عالی_نژاد, نوازنده، خواننده و آهنگساز و از رهبران مذهبی یارسان.
سید خلیل عالی نژا د در سال ۱۳۳۶ و در صحنه در استان کرمانشاه متولد شد. پدرش سید شاهمراد عالینژاد، نوازنده تنبور بود.
سید خلیل مشق تنبور را با سید نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالّه شاهابراهیمی رفت. همچنین از درویش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۷۵ در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد.
عالی نژاد پس از چند سال ماندگاری در تهران در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و برای یک سال نیز اقامتش را تمدید کرد؛ و عاقبت تنها چند هفته پیش از برگشتن به ایران در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد، به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه و جسم بی جانش به آتش کشیده شد.
روخشون شادیادشون گرامی
#سوگـــ_تنبور
خواننده #ثمین & #بهین_بلوری
#آوا #آهنگ #هژيرمهرافروز
#آلبوم_آيان
شعر #نيما_باربد
در آن صبح سترون سرد پائیزى
نیستان سوخت
دستان سوخت
همین خنیانگر آیین مستان سوخت بنال ای قمری کوکو زن افسانه های دور
بنال ای بینوا تنبور
تو ای از جفت همپرواز خود تا جاودان مهجور
بنال ای بینوا تنبور
به سوگ زیر و بم، غم ناله های مطربی پر شور
بنال ای بینوا تنبور
به سوگ بیقراری های آن شیدای شهر آشوب
به سوگ آخرین شیدائى شهر غریب عشق
ببار ای بیقرار، ای بی نشان تنبور
ببار ای بیقرار، ای بی نشان تنبور
بنال ای بینوا تنبور
بنال ای بینوا تنبور
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#سید_خلیل_عالی_نژاد, نوازنده، خواننده و آهنگساز و از رهبران مذهبی یارسان.
سید خلیل عالی نژا د در سال ۱۳۳۶ و در صحنه در استان کرمانشاه متولد شد. پدرش سید شاهمراد عالینژاد، نوازنده تنبور بود.
سید خلیل مشق تنبور را با سید نادر طاهری آغاز کرد و پس از ۲ سال نزد سید امرالّه شاهابراهیمی رفت. همچنین از درویش امیر حیاتی نیز بهره برد و بعدها به محضر استاد عابدین خادمی راه یافت؛ در این دوره و به صورت همزمان سرپرستی گروه تنبورنوازان صحنه را نیز بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۷۵ در رشته موسیقی از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد.
عالی نژاد پس از چند سال ماندگاری در تهران در سال ۱۳۷۹ برای شش ماه به سوئد رفت و برای یک سال نیز اقامتش را تمدید کرد؛ و عاقبت تنها چند هفته پیش از برگشتن به ایران در ۲۷ آبان ۱۳۸۰ در شهر گوتنبرگ سوئد، به دست افراد ناشناس به قتل رسید و خانه و جسم بی جانش به آتش کشیده شد.
روخشون شادیادشون گرامی
#سوگـــ_تنبور
خواننده #ثمین & #بهین_بلوری
#آوا #آهنگ #هژيرمهرافروز
#آلبوم_آيان
شعر #نيما_باربد
در آن صبح سترون سرد پائیزى
نیستان سوخت
دستان سوخت
همین خنیانگر آیین مستان سوخت بنال ای قمری کوکو زن افسانه های دور
بنال ای بینوا تنبور
تو ای از جفت همپرواز خود تا جاودان مهجور
بنال ای بینوا تنبور
به سوگ زیر و بم، غم ناله های مطربی پر شور
بنال ای بینوا تنبور
به سوگ بیقراری های آن شیدای شهر آشوب
به سوگ آخرین شیدائى شهر غریب عشق
ببار ای بیقرار، ای بی نشان تنبور
ببار ای بیقرار، ای بی نشان تنبور
بنال ای بینوا تنبور
بنال ای بینوا تنبور
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری به ترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی ( کنسرواتوار تهران ) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چند سال پس از انقلاب ایران، برای همیشه به ترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول به خاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان (جبار عسکرزاده) بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری (سوپرانو) و اِولین باغچهبان (متسوسوپرانو) هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، به کوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش :
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک (در سه بخش)
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر (برای آواز و پیانو)
«تو بیو» بر پایه ترانه محلی بختیاری (برای آواز گروهی)
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» (برای ارکستر زهی)
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری به ترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی ( کنسرواتوار تهران ) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چند سال پس از انقلاب ایران، برای همیشه به ترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول به خاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان (جبار عسکرزاده) بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری (سوپرانو) و اِولین باغچهبان (متسوسوپرانو) هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، به کوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش :
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک (در سه بخش)
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر (برای آواز و پیانو)
«تو بیو» بر پایه ترانه محلی بختیاری (برای آواز گروهی)
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» (برای ارکستر زهی)
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ثمین_باغچه_بان
"ثمین باغچه بان"، به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش "جبار باغچه بان" در خانه خود کودکستانی به نام باغچه اطفال بنیاد کرده بود و "ثمین" در جوار کودکان دیگر از روش های آموزشی پدر بهره می گرفت. او در دوسالگی همراه خانواده رهسپار شیراز شد و در آنجا نیز همه اوقاتش در شعبه تازه باغچه اطفال گذشت. در سال ۱۳۱۱ مهاجرت دیگری پیش آمد و خانواده باغچه بان، از شیراز روانه ی تهران شد.
پدر در تهران نخستین مؤسسه آموزشی کودکانِ کر و لال را به وجود آورد. زندگیِ پدر، سرشار از فقر و حادثه بود. او مشغله های گوناگون را عهده دار می شد، از شاگردی قنادی گرفته تا روزنامه نگاری و آموزش و پرورش کودکانِ کر و لال.
"ثمین" در متنِ زندگی فقیرانه، اما پُرتلاش و با کمکِ خانواده دوره ی آموزش دبستانی را گذرانید. پدرش با دوچرخه ای قراضه در سرمای زمستان، او و دو خواهرش را از خانه به مدرسه می برد و بازمی گرداند.
از سوی دیگر، "ثمین" موش آزمایشگاهی پدر بود. پدر گوش هایش را با موم پُر می کرد و او را وامی داشت تا حرف های مخاطبش را دریابد. آزمایش های پدر به نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران «سمعکی» را با نام «تلفن گنگ» اختراع کرد و آن را به ثبت رسانید. "ثمین"، بدین گونه در فضای آموزش و پرورش پدر از ارتباط طبیعی صوت و کلام آگاهی یافت و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال ویژه ای دارد و آن دو را می توان جانشین یکدیگر ساخت.
آزمایش های صوتی پدر از یک سو و آشنایی مادر که معلمِ سرودِ مدارس بود با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر، زمینه های مساعد برای پرورش ثمين پدید می آورد. او به دنیای زیبا و پُررمز و راز اصوات روی آورد. شعر پدر و تار مادر، سرودهای کودکانه بسیار به وجود آورد و "ثمین" خواننده سرودها شد. با پایان گرفتنِ آموزش دبستانی، زمانی فرارسید که "ثمین" می توانست همه نیروی خود را در راه موسیقی به کار گیرد.
در سال ۱۳۱۷، در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. ولی فقر همچنان بر سر زندگیِ او و خانواده اش سایه گستر بود. آرزو داشت که به فراگیری پیانو بپردازد ولی شرط محال آن بود که پیانویی در خانه داشته باشد. ناگزیر ویولن را برگزید با این نیت که از ویولن مادرش استفاده کند. ولی شرطِ دیگر آن بود که ویولن باید ممتاز باشد. این بود که به سازِ بادی کُر روی آورد که می توانست آن را از هنرستان وام بگیرد. بعد به کلاس ابوا رفت. ولی هرگز به این سازها رغبتی پیدا نکرد. با این همه شاید فقر "ثمین" در نهایت به کمک او آمده باشد چرا که او را به سوی آهنگسازی گرایش داد.
در کلاس هارمونی "پرویز محمود" نام نوشت و با مقدماتِ این دانش پیچیده آهنگسازی آشنا شد. در سال ۱۳۲۲ "ثمین"، با "حسین ناصحی" به آنکارا سفر کرد. هر دو در اندیشه داشتند که پس از چندی از ترکیه رهسپار اروپا شوند. ولی نظم و انضباط در کنسرواتوار آنکارا، که حاصلِ تلاش های پاول هیندمیت موسیقی دانِ آلمانی بود، آنان را به ماندن ترغیب کرد.
طرح و بررسی مسائل مربوط به موسیقی ترکیه که شباهت هایی با موسیقی ایرانی دارد، برای آینده ی هر دو بسیار سودمند بود. "ثمین باغچه بان" در آنکارا با "اِولین" با دختری از همدوره ای های خود ازدواج کرد و در سال ۱۳۲۹ پس از به پایان بردنِ دوره آهنگسازی به ایران بازگشت. "ثمین باغچه بان" پس از بازگشت به ایران، هفده سال تمام در هنرستان عالی موسیقی به تدریس هارمونی پرداخت. تنی چند از شاگردان او هم اینک خود آهنگسازانی برجسته شده اند.
با گشایشِ تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ باغچه بان نیز چون برخی از آهنگسازان و به استخدام این سازمان درآمد و تا سال ۱۳۵۰ همه ی وقت و نیروی خود را در راهِ آفرینش موسیقی به کار گرفت. "باغچه بان" پس از بنیاد گرفتن گروه کُرِ تهران به مدیریتِ همسرش "اِولین"، به کار روی ترانه های بومی پرداخت و شماری از آنها را برای آوازِ جمعی تنظیم کرد.
از میان آفریده های گوناگون "ثمین باغچه بان"، می توان به آثار زیر اشاره کرد:
«قطعات بومی وار برای ارکستر»، «پرستندگان و سپاهیان برای آواز جمعی و ارکستر»، «که داند که؟ و من عاشقم براساس شعری از فردوسی برای آواز جمعی»، «ارکستر تکخوان و آواز جمعی»، «قطعه ای برای دو پیانو و سازهای ضربی»، «درخت سرو و سرود شعله سه رنگ»...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#ثمین_باغچه_بان
"ثمین باغچه بان"، به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش "جبار باغچه بان" در خانه خود کودکستانی به نام باغچه اطفال بنیاد کرده بود و "ثمین" در جوار کودکان دیگر از روش های آموزشی پدر بهره می گرفت. او در دوسالگی همراه خانواده رهسپار شیراز شد و در آنجا نیز همه اوقاتش در شعبه تازه باغچه اطفال گذشت. در سال ۱۳۱۱ مهاجرت دیگری پیش آمد و خانواده باغچه بان، از شیراز روانه ی تهران شد.
پدر در تهران نخستین مؤسسه آموزشی کودکانِ کر و لال را به وجود آورد. زندگیِ پدر، سرشار از فقر و حادثه بود. او مشغله های گوناگون را عهده دار می شد، از شاگردی قنادی گرفته تا روزنامه نگاری و آموزش و پرورش کودکانِ کر و لال.
"ثمین" در متنِ زندگی فقیرانه، اما پُرتلاش و با کمکِ خانواده دوره ی آموزش دبستانی را گذرانید. پدرش با دوچرخه ای قراضه در سرمای زمستان، او و دو خواهرش را از خانه به مدرسه می برد و بازمی گرداند.
از سوی دیگر، "ثمین" موش آزمایشگاهی پدر بود. پدر گوش هایش را با موم پُر می کرد و او را وامی داشت تا حرف های مخاطبش را دریابد. آزمایش های پدر به نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران «سمعکی» را با نام «تلفن گنگ» اختراع کرد و آن را به ثبت رسانید. "ثمین"، بدین گونه در فضای آموزش و پرورش پدر از ارتباط طبیعی صوت و کلام آگاهی یافت و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال ویژه ای دارد و آن دو را می توان جانشین یکدیگر ساخت.
آزمایش های صوتی پدر از یک سو و آشنایی مادر که معلمِ سرودِ مدارس بود با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر، زمینه های مساعد برای پرورش ثمين پدید می آورد. او به دنیای زیبا و پُررمز و راز اصوات روی آورد. شعر پدر و تار مادر، سرودهای کودکانه بسیار به وجود آورد و "ثمین" خواننده سرودها شد. با پایان گرفتنِ آموزش دبستانی، زمانی فرارسید که "ثمین" می توانست همه نیروی خود را در راه موسیقی به کار گیرد.
در سال ۱۳۱۷، در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. ولی فقر همچنان بر سر زندگیِ او و خانواده اش سایه گستر بود. آرزو داشت که به فراگیری پیانو بپردازد ولی شرط محال آن بود که پیانویی در خانه داشته باشد. ناگزیر ویولن را برگزید با این نیت که از ویولن مادرش استفاده کند. ولی شرطِ دیگر آن بود که ویولن باید ممتاز باشد. این بود که به سازِ بادی کُر روی آورد که می توانست آن را از هنرستان وام بگیرد. بعد به کلاس ابوا رفت. ولی هرگز به این سازها رغبتی پیدا نکرد. با این همه شاید فقر "ثمین" در نهایت به کمک او آمده باشد چرا که او را به سوی آهنگسازی گرایش داد.
در کلاس هارمونی "پرویز محمود" نام نوشت و با مقدماتِ این دانش پیچیده آهنگسازی آشنا شد. در سال ۱۳۲۲ "ثمین"، با "حسین ناصحی" به آنکارا سفر کرد. هر دو در اندیشه داشتند که پس از چندی از ترکیه رهسپار اروپا شوند. ولی نظم و انضباط در کنسرواتوار آنکارا، که حاصلِ تلاش های پاول هیندمیت موسیقی دانِ آلمانی بود، آنان را به ماندن ترغیب کرد.
طرح و بررسی مسائل مربوط به موسیقی ترکیه که شباهت هایی با موسیقی ایرانی دارد، برای آینده ی هر دو بسیار سودمند بود. "ثمین باغچه بان" در آنکارا با "اِولین" با دختری از همدوره ای های خود ازدواج کرد و در سال ۱۳۲۹ پس از به پایان بردنِ دوره آهنگسازی به ایران بازگشت. "ثمین باغچه بان" پس از بازگشت به ایران، هفده سال تمام در هنرستان عالی موسیقی به تدریس هارمونی پرداخت. تنی چند از شاگردان او هم اینک خود آهنگسازانی برجسته شده اند.
با گشایشِ تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ باغچه بان نیز چون برخی از آهنگسازان و به استخدام این سازمان درآمد و تا سال ۱۳۵۰ همه ی وقت و نیروی خود را در راهِ آفرینش موسیقی به کار گرفت. "باغچه بان" پس از بنیاد گرفتن گروه کُرِ تهران به مدیریتِ همسرش "اِولین"، به کار روی ترانه های بومی پرداخت و شماری از آنها را برای آوازِ جمعی تنظیم کرد.
از میان آفریده های گوناگون "ثمین باغچه بان"، می توان به آثار زیر اشاره کرد:
«قطعات بومی وار برای ارکستر»، «پرستندگان و سپاهیان برای آواز جمعی و ارکستر»، «که داند که؟ و من عاشقم براساس شعری از فردوسی برای آواز جمعی»، «ارکستر تکخوان و آواز جمعی»، «قطعه ای برای دو پیانو و سازهای ضربی»، «درخت سرو و سرود شعله سه رنگ»...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#ثمین_باغچه_بان
"ثمین باغچه بان"، به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش "جبار باغچه بان" در خانه خود کودکستانی به نام باغچه اطفال بنیاد کرده بود و "ثمین" در جوار کودکان دیگر از روش های آموزشی پدر بهره می گرفت. او در دوسالگی همراه خانواده رهسپار شیراز شد و در آنجا نیز همه اوقاتش در شعبه تازه باغچه اطفال گذشت. در سال ۱۳۱۱ مهاجرت دیگری پیش آمد و خانواده باغچه بان، از شیراز روانه ی تهران شد.
پدر در تهران نخستین مؤسسه آموزشی کودکانِ کر و لال را به وجود آورد. زندگیِ پدر، سرشار از فقر و حادثه بود. او مشغله های گوناگون را عهده دار می شد، از شاگردی قنادی گرفته تا روزنامه نگاری و آموزش و پرورش کودکانِ کر و لال.
"ثمین" در متنِ زندگی فقیرانه، اما پُرتلاش و با کمکِ خانواده دوره ی آموزش دبستانی را گذرانید. پدرش با دوچرخه ای قراضه در سرمای زمستان، او و دو خواهرش را از خانه به مدرسه می برد و بازمی گرداند.
از سوی دیگر، "ثمین" موش آزمایشگاهی پدر بود. پدر گوش هایش را با موم پُر می کرد و او را وامی داشت تا حرف های مخاطبش را دریابد. آزمایش های پدر به نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران «سمعکی» را با نام «تلفن گنگ» اختراع کرد و آن را به ثبت رسانید. "ثمین"، بدین گونه در فضای آموزش و پرورش پدر از ارتباط طبیعی صوت و کلام آگاهی یافت و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال ویژه ای دارد و آن دو را می توان جانشین یکدیگر ساخت.
آزمایش های صوتی پدر از یک سو و آشنایی مادر که معلمِ سرودِ مدارس بود با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر، زمینه های مساعد برای پرورش ثمين پدید می آورد. او به دنیای زیبا و پُررمز و راز اصوات روی آورد. شعر پدر و تار مادر، سرودهای کودکانه بسیار به وجود آورد و "ثمین" خواننده سرودها شد. با پایان گرفتنِ آموزش دبستانی، زمانی فرارسید که "ثمین" می توانست همه نیروی خود را در راه موسیقی به کار گیرد.
در سال ۱۳۱۷، در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. ولی فقر همچنان بر سر زندگیِ او و خانواده اش سایه گستر بود. آرزو داشت که به فراگیری پیانو بپردازد ولی شرط محال آن بود که پیانویی در خانه داشته باشد. ناگزیر ویولن را برگزید با این نیت که از ویولن مادرش استفاده کند. ولی شرطِ دیگر آن بود که ویولن باید ممتاز باشد. این بود که به سازِ بادی کُر روی آورد که می توانست آن را از هنرستان وام بگیرد. بعد به کلاس ابوا رفت. ولی هرگز به این سازها رغبتی پیدا نکرد. با این همه شاید فقر "ثمین" در نهایت به کمک او آمده باشد چرا که او را به سوی آهنگسازی گرایش داد.
در کلاس هارمونی "پرویز محمود" نام نوشت و با مقدماتِ این دانش پیچیده آهنگسازی آشنا شد. در سال ۱۳۲۲ "ثمین"، با "حسین ناصحی" به آنکارا سفر کرد. هر دو در اندیشه داشتند که پس از چندی از ترکیه رهسپار اروپا شوند. ولی نظم و انضباط در کنسرواتوار آنکارا، که حاصلِ تلاش های پاول هیندمیت موسیقی دانِ آلمانی بود، آنان را به ماندن ترغیب کرد.
طرح و بررسی مسائل مربوط به موسیقی ترکیه که شباهت هایی با موسیقی ایرانی دارد، برای آینده ی هر دو بسیار سودمند بود. "ثمین باغچه بان" در آنکارا با "اِولین" با دختری از همدوره ای های خود ازدواج کرد و در سال ۱۳۲۹ پس از به پایان بردنِ دوره آهنگسازی به ایران بازگشت. "ثمین باغچه بان" پس از بازگشت به ایران، هفده سال تمام در هنرستان عالی موسیقی به تدریس هارمونی پرداخت. تنی چند از شاگردان او هم اینک خود آهنگسازانی برجسته شده اند.
با گشایشِ تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ باغچه بان نیز چون برخی از آهنگسازان و به استخدام این سازمان درآمد و تا سال ۱۳۵۰ همه ی وقت و نیروی خود را در راهِ آفرینش موسیقی به کار گرفت. "باغچه بان" پس از بنیاد گرفتن گروه کُرِ تهران به مدیریتِ همسرش "اِولین"، به کار روی ترانه های بومی پرداخت و شماری از آنها را برای آوازِ جمعی تنظیم کرد.
از میان آفریده های گوناگون "ثمین باغچه بان"، می توان به آثار زیر اشاره کرد:
«قطعات بومی وار برای ارکستر»، «پرستندگان و سپاهیان برای آواز جمعی و ارکستر»، «که داند که؟ و من عاشقم براساس شعری از فردوسی برای آواز جمعی»، «ارکستر تکخوان و آواز جمعی»، «قطعه ای برای دو پیانو و سازهای ضربی»، «درخت سرو و سرود شعله سه رنگ»...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#ثمین_باغچه_بان
"ثمین باغچه بان"، به سال ۱۳۰۴ خورشیدی در تبریز زاده شد. پدرش "جبار باغچه بان" در خانه خود کودکستانی به نام باغچه اطفال بنیاد کرده بود و "ثمین" در جوار کودکان دیگر از روش های آموزشی پدر بهره می گرفت. او در دوسالگی همراه خانواده رهسپار شیراز شد و در آنجا نیز همه اوقاتش در شعبه تازه باغچه اطفال گذشت. در سال ۱۳۱۱ مهاجرت دیگری پیش آمد و خانواده باغچه بان، از شیراز روانه ی تهران شد.
پدر در تهران نخستین مؤسسه آموزشی کودکانِ کر و لال را به وجود آورد. زندگیِ پدر، سرشار از فقر و حادثه بود. او مشغله های گوناگون را عهده دار می شد، از شاگردی قنادی گرفته تا روزنامه نگاری و آموزش و پرورش کودکانِ کر و لال.
"ثمین" در متنِ زندگی فقیرانه، اما پُرتلاش و با کمکِ خانواده دوره ی آموزش دبستانی را گذرانید. پدرش با دوچرخه ای قراضه در سرمای زمستان، او و دو خواهرش را از خانه به مدرسه می برد و بازمی گرداند.
از سوی دیگر، "ثمین" موش آزمایشگاهی پدر بود. پدر گوش هایش را با موم پُر می کرد و او را وامی داشت تا حرف های مخاطبش را دریابد. آزمایش های پدر به نتیجه رسید و برای نخستین بار در ایران «سمعکی» را با نام «تلفن گنگ» اختراع کرد و آن را به ثبت رسانید. "ثمین"، بدین گونه در فضای آموزش و پرورش پدر از ارتباط طبیعی صوت و کلام آگاهی یافت و دریافت که هر واژه بار صوتی و احساس موزیکال ویژه ای دارد و آن دو را می توان جانشین یکدیگر ساخت.
آزمایش های صوتی پدر از یک سو و آشنایی مادر که معلمِ سرودِ مدارس بود با موسیقی و تارنوازی از سوی دیگر، زمینه های مساعد برای پرورش ثمين پدید می آورد. او به دنیای زیبا و پُررمز و راز اصوات روی آورد. شعر پدر و تار مادر، سرودهای کودکانه بسیار به وجود آورد و "ثمین" خواننده سرودها شد. با پایان گرفتنِ آموزش دبستانی، زمانی فرارسید که "ثمین" می توانست همه نیروی خود را در راه موسیقی به کار گیرد.
در سال ۱۳۱۷، در هنرستان عالی موسیقی نام نوشت. ولی فقر همچنان بر سر زندگیِ او و خانواده اش سایه گستر بود. آرزو داشت که به فراگیری پیانو بپردازد ولی شرط محال آن بود که پیانویی در خانه داشته باشد. ناگزیر ویولن را برگزید با این نیت که از ویولن مادرش استفاده کند. ولی شرطِ دیگر آن بود که ویولن باید ممتاز باشد. این بود که به سازِ بادی کُر روی آورد که می توانست آن را از هنرستان وام بگیرد. بعد به کلاس ابوا رفت. ولی هرگز به این سازها رغبتی پیدا نکرد. با این همه شاید فقر "ثمین" در نهایت به کمک او آمده باشد چرا که او را به سوی آهنگسازی گرایش داد.
در کلاس هارمونی "پرویز محمود" نام نوشت و با مقدماتِ این دانش پیچیده آهنگسازی آشنا شد. در سال ۱۳۲۲ "ثمین"، با "حسین ناصحی" به آنکارا سفر کرد. هر دو در اندیشه داشتند که پس از چندی از ترکیه رهسپار اروپا شوند. ولی نظم و انضباط در کنسرواتوار آنکارا، که حاصلِ تلاش های پاول هیندمیت موسیقی دانِ آلمانی بود، آنان را به ماندن ترغیب کرد.
طرح و بررسی مسائل مربوط به موسیقی ترکیه که شباهت هایی با موسیقی ایرانی دارد، برای آینده ی هر دو بسیار سودمند بود. "ثمین باغچه بان" در آنکارا با "اِولین" با دختری از همدوره ای های خود ازدواج کرد و در سال ۱۳۲۹ پس از به پایان بردنِ دوره آهنگسازی به ایران بازگشت. "ثمین باغچه بان" پس از بازگشت به ایران، هفده سال تمام در هنرستان عالی موسیقی به تدریس هارمونی پرداخت. تنی چند از شاگردان او هم اینک خود آهنگسازانی برجسته شده اند.
با گشایشِ تالار رودکی در سال ۱۳۴۶ باغچه بان نیز چون برخی از آهنگسازان و به استخدام این سازمان درآمد و تا سال ۱۳۵۰ همه ی وقت و نیروی خود را در راهِ آفرینش موسیقی به کار گرفت. "باغچه بان" پس از بنیاد گرفتن گروه کُرِ تهران به مدیریتِ همسرش "اِولین"، به کار روی ترانه های بومی پرداخت و شماری از آنها را برای آوازِ جمعی تنظیم کرد.
از میان آفریده های گوناگون "ثمین باغچه بان"، می توان به آثار زیر اشاره کرد:
«قطعات بومی وار برای ارکستر»، «پرستندگان و سپاهیان برای آواز جمعی و ارکستر»، «که داند که؟ و من عاشقم براساس شعری از فردوسی برای آواز جمعی»، «ارکستر تکخوان و آواز جمعی»، «قطعه ای برای دو پیانو و سازهای ضربی»، «درخت سرو و سرود شعله سه رنگ»...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
كولىهاى بى مقصد
🎤باصدای: #ثمین_بلوری و #بهین_بلوری
باشد كه ديگر هيچ «كنسرتِ فرضى»اى براى به گوش رساندن صداى رهاى دختران سرزمين مادريمان در كار نباشد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
كولىهاى بى مقصد
🎤باصدای: #ثمین_بلوری و #بهین_بلوری
باشد كه ديگر هيچ «كنسرتِ فرضى»اى براى به گوش رساندن صداى رهاى دختران سرزمين مادريمان در كار نباشد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
كولىهاى بى مقصد
🎤باصدای: #ثمین_بلوری و #بهین_بلوری
باشد كه ديگر هيچ «كنسرتِ فرضى»اى براى به گوش رساندن صداى رهاى دختران سرزمين مادريمان در كار نباشد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
كولىهاى بى مقصد
🎤باصدای: #ثمین_بلوری و #بهین_بلوری
باشد كه ديگر هيچ «كنسرتِ فرضى»اى براى به گوش رساندن صداى رهاى دختران سرزمين مادريمان در كار نباشد.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity