🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# #اِولین_باغچه_بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد.
در کنسرتوار آنکارا با #ثمین_باغچه_بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.
او همراه ثمین به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاس ها پرورش خوانندگانی همچون #حسین_سرشار، #محمد_نوری، #سودابه_تاجبخش، #پری_ثمر، #پری_زنگنه، #سودابه_صفاییه و #عنایت_رضایی است که البته شاگردان این هنرمندان خود نیز بخش بزرگی از خوانندگان ایران را تشکیل می دهند.
#اِولین_باغچه_بان به همراه #منیره_وکیلی، #حشمت_سنجری ، #فاخره_صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران #اپرای_ایران و #تالاررودکی هستند.
او همچنین نخستین کر یا آواز گروهی هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتور تهران) را تشکیل داد. گروهی که نخستین گام ها را در اجرای داستان های شاهنامه و متل های ایرانی برداشت. پس از آن #کر_ملی_تهران را پایه گذاری کرد.
اما تاسیس گروه کر کودکان یتیم با حمایت موسسه خیریه فرح پهلوی موضوعی است که او همواره از آن با افتخار یاد می کند.
اِولین باغچه بان تاثیر موسیقی در زندگی این کودکان را شگفت آور می داند. این گروه حدود چهل اجرا در تالار رودکی داشت و حتی در مراسم تاج گذاری محمدرضا شاه پهلوی نیز برنامه ای اجرا کرد.
اجرای ده قطعه #رنگین_کمون ساخته #ثمین_باغچه_بان با همکاری ارکستر #سمفونیک رادیو وین اثر ماندگار این گروه است.
با وقوع انقلاب ایران فعالیت های او و ثمین باغچه بان متوقف شد تا این که در سال ۱۳۶۳ مجبور به مهاجرت به شهر استانبول شدند. اِولین در دانشگاه "معمار سنان استانبول " تا سال ۱۳۷۳ نوازندگی پیانو درس می داد.
او در دوران بازنشستگی ده کتاب درباره تکنیک های پیانو و آواز به زبان ترکی و فرانسوی نوشت. آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشده است. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که درباره فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شده است.
#اِولین اجراهای ماندگاری در اپرای ایران داشت و به ترک پارسی خوان اپرای ایران شهرت یافت. اما آخرین اجرای او، سه روز قبل از فوتش در برنامه کوک تلویزیون بی بی سی فارسی در استانبول بود. اجرایی کمتر از سه دقیقه بر روی آهنگ #فردا ساخته #کاوه_باغچه_بان و گفتگوی کوتاهی با بهزاد بلور مجری این برنامه، آخرین مصاحبه و اجرای اِولین در برابر دوربین است.
این گفته او بسیار معروف است:
"ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم، اما میوه هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشستم. به همین علت هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خودم می دانم."
او همیشه همراه همسر خود ثمین باغچه بان بود که سه سال پیش به دور از وطن در استانبول فوت کرد. اما او نیز همانند همسر هنرمندش در ۸۲ سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. او صبح دوشنبه ۱۰ آبان، در گورستان ایرانیان درقسمت آسیایی استانبول کنار قبر همسرش دفن شد.
#اولین_باغچهبان در دهه چهل، نخستین گروه کر کودکان ایران را بنیان گذاری کرد. هنرمندان این گروه کر، دویست کودک بیسرپرستی بودند که اولین با سر زدن به شهر و روستاهای مختلف آنها را برگزیده بود. کودکانی که آموزش آنها به باور بسیاری غیر ممکن می آمد و به آن ها #عقب_افتاده می گفتند.
او این کودکان را با جادوی مهر مادری اش آموزش داد. کودکان این گروه پیشرفت خیره کنندهای داشتند و به شکل حرفهای نزدیک به ۴۰ برنامه در تالار رودکی تهران اجرا کردند.
#اولین، گفته بود که موسیقی تاثیر بزرگی بر زندگی این کودکان بر جای گذاشت اما کسی نمی تواند بگوید که محبت مادری و آموزگاری اولین چقدر بر روح و جسم این کودکان اثر گذاشت.
تشکیل این گروه کر، سبب شد که همسرش #ثمین، به اندیشه ساختن آلبوم #رنگین_کمون برسد. آلبومی که #ثمین آهنگساز و ترانه سرای آن بود و #اولین رهبر گروه و یکی از خوانندگانش.
#رنگین_کمون با شرکت اعضای ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری #توماس_کریستین_داوید، گروه #همسرایان_میترا و رهبری #اولین_باغچهبان اجرا شد.
آلبوم رنگین کمون در سال ۵۷ ضبط شد و پس از انقلاب همراه با کتابی با تصویرگری #پرویزکلانتری از سوی انتشارات ماهور منتشر شد. از آن به بعد رنگین کمون شد ورد زبان کودکان آن سالها و سالهای پس از آن.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴# #اِولین_باغچه_بان سال ۱۳۰۷ در شهر مرسین ترکیه از مادری فرانسوی و پدری ترک به دنیا آمد.
در کنسرتوار آنکارا با #ثمین_باغچه_بان آهنگساز ایرانی آشنا شد و این آشنایی به ازدواج آن دو انجامید، ازدواجی فرخنده برای موسیقی ایران.
او همراه ثمین به ایران آمد و در ۲۲ سالگی نخستین کلاس تخصصی آواز را در هنرستان عالی موسیقی تهران بنیان گذاشت. نتیجه این کلاس ها پرورش خوانندگانی همچون #حسین_سرشار، #محمد_نوری، #سودابه_تاجبخش، #پری_ثمر، #پری_زنگنه، #سودابه_صفاییه و #عنایت_رضایی است که البته شاگردان این هنرمندان خود نیز بخش بزرگی از خوانندگان ایران را تشکیل می دهند.
#اِولین_باغچه_بان به همراه #منیره_وکیلی، #حشمت_سنجری ، #فاخره_صبا و چند هنرمند دیگر از پایه گذاران #اپرای_ایران و #تالاررودکی هستند.
او همچنین نخستین کر یا آواز گروهی هنرستان عالی موسیقی (کنسرواتور تهران) را تشکیل داد. گروهی که نخستین گام ها را در اجرای داستان های شاهنامه و متل های ایرانی برداشت. پس از آن #کر_ملی_تهران را پایه گذاری کرد.
اما تاسیس گروه کر کودکان یتیم با حمایت موسسه خیریه فرح پهلوی موضوعی است که او همواره از آن با افتخار یاد می کند.
اِولین باغچه بان تاثیر موسیقی در زندگی این کودکان را شگفت آور می داند. این گروه حدود چهل اجرا در تالار رودکی داشت و حتی در مراسم تاج گذاری محمدرضا شاه پهلوی نیز برنامه ای اجرا کرد.
اجرای ده قطعه #رنگین_کمون ساخته #ثمین_باغچه_بان با همکاری ارکستر #سمفونیک رادیو وین اثر ماندگار این گروه است.
با وقوع انقلاب ایران فعالیت های او و ثمین باغچه بان متوقف شد تا این که در سال ۱۳۶۳ مجبور به مهاجرت به شهر استانبول شدند. اِولین در دانشگاه "معمار سنان استانبول " تا سال ۱۳۷۳ نوازندگی پیانو درس می داد.
او در دوران بازنشستگی ده کتاب درباره تکنیک های پیانو و آواز به زبان ترکی و فرانسوی نوشت. آخرین کتاب او نیز موسیقی برای کودکان، هنوز منتشر نشده است. اما مهمترین کتاب او برای ایرانیان، کتابی است به زبان فرانسه که درباره فعالیت ها، آثار هنری و هنرمندان قبل از انقلاب ایران نوشته شده است.
#اِولین اجراهای ماندگاری در اپرای ایران داشت و به ترک پارسی خوان اپرای ایران شهرت یافت. اما آخرین اجرای او، سه روز قبل از فوتش در برنامه کوک تلویزیون بی بی سی فارسی در استانبول بود. اجرایی کمتر از سه دقیقه بر روی آهنگ #فردا ساخته #کاوه_باغچه_بان و گفتگوی کوتاهی با بهزاد بلور مجری این برنامه، آخرین مصاحبه و اجرای اِولین در برابر دوربین است.
این گفته او بسیار معروف است:
"ترکیه وطن من است و من مثل یک درخت در آنجا رشد کردم، اما میوه هایم را در ایران دادم و در ایران به بار نشستم. به همین علت هر دو کشور را دوست دارم و هر دو را وطن خودم می دانم."
او همیشه همراه همسر خود ثمین باغچه بان بود که سه سال پیش به دور از وطن در استانبول فوت کرد. اما او نیز همانند همسر هنرمندش در ۸۲ سالگی به علت ایست قلبی درگذشت. او صبح دوشنبه ۱۰ آبان، در گورستان ایرانیان درقسمت آسیایی استانبول کنار قبر همسرش دفن شد.
#اولین_باغچهبان در دهه چهل، نخستین گروه کر کودکان ایران را بنیان گذاری کرد. هنرمندان این گروه کر، دویست کودک بیسرپرستی بودند که اولین با سر زدن به شهر و روستاهای مختلف آنها را برگزیده بود. کودکانی که آموزش آنها به باور بسیاری غیر ممکن می آمد و به آن ها #عقب_افتاده می گفتند.
او این کودکان را با جادوی مهر مادری اش آموزش داد. کودکان این گروه پیشرفت خیره کنندهای داشتند و به شکل حرفهای نزدیک به ۴۰ برنامه در تالار رودکی تهران اجرا کردند.
#اولین، گفته بود که موسیقی تاثیر بزرگی بر زندگی این کودکان بر جای گذاشت اما کسی نمی تواند بگوید که محبت مادری و آموزگاری اولین چقدر بر روح و جسم این کودکان اثر گذاشت.
تشکیل این گروه کر، سبب شد که همسرش #ثمین، به اندیشه ساختن آلبوم #رنگین_کمون برسد. آلبومی که #ثمین آهنگساز و ترانه سرای آن بود و #اولین رهبر گروه و یکی از خوانندگانش.
#رنگین_کمون با شرکت اعضای ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری #توماس_کریستین_داوید، گروه #همسرایان_میترا و رهبری #اولین_باغچهبان اجرا شد.
آلبوم رنگین کمون در سال ۵۷ ضبط شد و پس از انقلاب همراه با کتابی با تصویرگری #پرویزکلانتری از سوی انتشارات ماهور منتشر شد. از آن به بعد رنگین کمون شد ورد زبان کودکان آن سالها و سالهای پس از آن.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#یادمان
🎥او که سرشار از عشق به اپرا بود... / از گریههای مقابل رودکی تا مرگی غریب (+فیلم)
به مناسبت #20_فروردین سالروز درگذشت #حسین_سرشار
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🎥او که سرشار از عشق به اپرا بود... / از گریههای مقابل رودکی تا مرگی غریب (+فیلم)
به مناسبت #20_فروردین سالروز درگذشت #حسین_سرشار
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند سالروز درگذشت #حسین_سرشار
( زاده ۲۲ خرداد ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۲۶ اسفند ۱۳۷۴ تهران) خواننده، بازیگر و دوبلور
حسین شرشار خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و بازیگر سینما و تاتر بود و اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی اجرا میکرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله میکرد.
برخی منابع تاریخ تولد او را ۱۳۱۰ گفتهاند اما همسرش در کتاب بیوگرافی حسین سرشار (نوشته ساناز اصفهانی) تاریخ تولد او را ۱۳۱۳ نوشته است.
وی در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتاچی چیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رسانید و در ژوئن ۱۹۶۲ موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته اپرا شد. در کنکور بینالمللی اپرای لافنی چه در ونیز شرکت کرد و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا بهعنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت کرد. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در اپراهای بسیاری ایفای نقش داشت.
در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلمهای ایتالیائی شرکت میکرد. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. در شهر رم نقش اول اپرای کویرینو برداشتی از «آن که گفت آری آن که گفت نه» اثر برشت، را بازی کرد.
پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بهعنوان سولیست اول مشغول به کار شد و در کنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و فرهاد مشکوه شرکت کرد.
او نقش اول اپراهای «کوزی فانتوته» و «دون ژوان» اثر موتسارت و «کاوالریا روستیکانا» اثر ماسکانیو ریگولتو ایلترا و اتور لاتراویاتا و «نیروی سرنوشت» و «فالستاف» اثر وردی و «توسکا لابوهوم» و «مادام باترفلای» از پوچینی را برعهده داشت. او علاوه بر اجرای اپراهای کلاسیک غربی، در اپراهای سرشناس ایرانی را نیز اجرا کرد، مانند اپراهای «خسرو و شیرین» ساخته حسین دهلوی در نقش خسرو (۱۳۴۹)، «سمندر» ساخته احمد پژمان، «دلاور سهند» ساخته احمد پژمان در نقش بابک خرمدین (۱۳۴۷)، «آتوسا» ساخته کریستین داوید در نقش داریوش (۱۳۴۷) و «جشن دهقان» ساخته احمد پژمان. همچنین در جشن هنر شیراز، با ارکستر سمفونیک تهران برنامه اجرا کرد.
آخرین کار سرشار اجرای توانمندانه و ماهرانه قطعه ای ایران در تیرماه سال ۱۳۶۷ در تالار وحدت بود.
همچنین وی در آلبوم «آثاری از حسین دهلوی» قطعهٔ «فروغ عشق» را با شعری از عطار اجرا کردهاست.
حواشی و شایعات پیرامون مرگ سرشار :
روایتهای گوناگونی دربارهٔ مرگ حسین سرشار وجود دارد. سرشار مدتی ناپدید شد و خانوادهاش، آگهی مفقود شدنش را در روزنامهها منتشر کردند. در سال ۱۳۷۴ خبر مرگ او بر اثر تصادف با اتومبیل در روزنامههای ایران منتشر شد. منابع رسمی دولتی، مرگ سرشار را بر اثر بیماری آلزایمر و تصادف با اتومبیل اعلام کردند.
محمدعلی کشاورز دربارهٔ بیماری سرشار و مرگ او گفته است: «حسین بینهایت به اپرا عشق میورزید، و وقتی اپرا تعطیل شد این حالت روانیاش به هم خورد و اینطور شد. توی اهواز توی بیمارستان روانی نگه اش داشتند و بعد برش گرداندند این جا و یک مراقب برایش گذاشتند، او هر روز صبح ساعت ۹ میرفت دم تالار رودکی و اشک میریخت. یک روز دیگر مواظبش نبودند رفت زیر ماشین و هیچ بزرگداشتی برایش نگرفتند.»
فیلمشناسی :
اجارهنشینها - داریوش مهرجویی ۱۳۶۵
جعفرخان از فرنگ برگشته - علی حاتمی ۱۳۶۶
هامون (فیلم) - داریوش مهرجویی ۱۳۶۸
ای ایران(فیلم) - ناصر تقوایی ۱۳۶۸
رنو تهران - ۲۹ - سیامک شایقی ۱۳۶۹
راه و بیراه - سیامک شایقی ۱۳۷۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ اسفند سالروز درگذشت #حسین_سرشار
( زاده ۲۲ خرداد ۱۳۱۳ تهران – درگذشته ۲۶ اسفند ۱۳۷۴ تهران) خواننده، بازیگر و دوبلور
حسین شرشار خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و بازیگر سینما و تاتر بود و اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی اجرا میکرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله میکرد.
برخی منابع تاریخ تولد او را ۱۳۱۰ گفتهاند اما همسرش در کتاب بیوگرافی حسین سرشار (نوشته ساناز اصفهانی) تاریخ تولد او را ۱۳۱۳ نوشته است.
وی در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتاچی چیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رسانید و در ژوئن ۱۹۶۲ موفق به اخذ مدرک فوق لیسانس در رشته اپرا شد. در کنکور بینالمللی اپرای لافنی چه در ونیز شرکت کرد و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا بهعنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت کرد. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در اپراهای بسیاری ایفای نقش داشت.
در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلمهای ایتالیائی شرکت میکرد. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. در شهر رم نقش اول اپرای کویرینو برداشتی از «آن که گفت آری آن که گفت نه» اثر برشت، را بازی کرد.
پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بهعنوان سولیست اول مشغول به کار شد و در کنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و فرهاد مشکوه شرکت کرد.
او نقش اول اپراهای «کوزی فانتوته» و «دون ژوان» اثر موتسارت و «کاوالریا روستیکانا» اثر ماسکانیو ریگولتو ایلترا و اتور لاتراویاتا و «نیروی سرنوشت» و «فالستاف» اثر وردی و «توسکا لابوهوم» و «مادام باترفلای» از پوچینی را برعهده داشت. او علاوه بر اجرای اپراهای کلاسیک غربی، در اپراهای سرشناس ایرانی را نیز اجرا کرد، مانند اپراهای «خسرو و شیرین» ساخته حسین دهلوی در نقش خسرو (۱۳۴۹)، «سمندر» ساخته احمد پژمان، «دلاور سهند» ساخته احمد پژمان در نقش بابک خرمدین (۱۳۴۷)، «آتوسا» ساخته کریستین داوید در نقش داریوش (۱۳۴۷) و «جشن دهقان» ساخته احمد پژمان. همچنین در جشن هنر شیراز، با ارکستر سمفونیک تهران برنامه اجرا کرد.
آخرین کار سرشار اجرای توانمندانه و ماهرانه قطعه ای ایران در تیرماه سال ۱۳۶۷ در تالار وحدت بود.
همچنین وی در آلبوم «آثاری از حسین دهلوی» قطعهٔ «فروغ عشق» را با شعری از عطار اجرا کردهاست.
حواشی و شایعات پیرامون مرگ سرشار :
روایتهای گوناگونی دربارهٔ مرگ حسین سرشار وجود دارد. سرشار مدتی ناپدید شد و خانوادهاش، آگهی مفقود شدنش را در روزنامهها منتشر کردند. در سال ۱۳۷۴ خبر مرگ او بر اثر تصادف با اتومبیل در روزنامههای ایران منتشر شد. منابع رسمی دولتی، مرگ سرشار را بر اثر بیماری آلزایمر و تصادف با اتومبیل اعلام کردند.
محمدعلی کشاورز دربارهٔ بیماری سرشار و مرگ او گفته است: «حسین بینهایت به اپرا عشق میورزید، و وقتی اپرا تعطیل شد این حالت روانیاش به هم خورد و اینطور شد. توی اهواز توی بیمارستان روانی نگه اش داشتند و بعد برش گرداندند این جا و یک مراقب برایش گذاشتند، او هر روز صبح ساعت ۹ میرفت دم تالار رودکی و اشک میریخت. یک روز دیگر مواظبش نبودند رفت زیر ماشین و هیچ بزرگداشتی برایش نگرفتند.»
فیلمشناسی :
اجارهنشینها - داریوش مهرجویی ۱۳۶۵
جعفرخان از فرنگ برگشته - علی حاتمی ۱۳۶۶
هامون (فیلم) - داریوش مهرجویی ۱۳۶۸
ای ایران(فیلم) - ناصر تقوایی ۱۳۶۸
رنو تهران - ۲۹ - سیامک شایقی ۱۳۶۹
راه و بیراه - سیامک شایقی ۱۳۷۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#حسین_سرشار
بخش عمده ای از دستاوردهای موسیقی ایران در پیش از انقلاب، با آمدنِ انقلاب ۵۷، از میان رفت. موسیقی نوگرا، علاوه بر آن که خودش «ناپسند» محسوب میشد، برچسبِ "غرب زدگی" نیز بر چهره داشت. پیش از انقلاب، نهادهای هنری چون «اپرای تهران»، «سازمان باله ملی ایران»، «ارکستر سمفونیک تهران»، «ارکسترهای گونهگون مجلسی و گروههای آواز جمعی»، هنرمندان بسیاری را پرورده بودند، تا آنجا که برخی از آنها توانِ رقابت با هنرمندان بینالمللی را داشتند.
اما شوربختانه با وقوع انقلاب اسلامی بسیاری از آنها گرفتار و یا آواره شدند. آنها که گریختند، جذب نهادهای و گروههای هنری سرزمینهای دیگر شدند و آنها که ماندند، امکان کار نیافتند، در خود خزیدند و غم و درد، به جانشان افتاد. با وقوع انقلاب اسلامی و به محاق رفتن هنرهایی چون باله و اپرا به عنوان هنرهایی "اشرافی" و "مبتذل"، هنرمندانی چون سرشار، عملا از فعالیت در حرفه اصلی خود یعنی خوانندگی اپرا محروم شدند و به کار در زمینههای دیگر مثل سرودخوانی و بازیگری در سینما پرداختند. "حسین سرشار"، خواننده ی اپرا، بازیگر و دوبلور سینما که بسیاری او را با صدای باریتون پرطنین و منحصر به فردش و نقشهایی که بر صحنه ی اپرا و یا بر پرده سینما بازی کرد به یاد دارند.
شاید نسلهای جدید و آنها که سنشان اجازه نمیدهد، هیچ خاطرهای از اپراهایی که او پیش از انقلاب اجرا کرده نداشته باشند، اما قطعاً بازیهای فراموش نشدنی او را در فیلم هایی چون «اجارهنشینها»، «هامون» و «ای ایران» به یاد میآورند و یا سرود حماسی و ملی "ای ایران ای مرز پرگهر" را با صدای او بارها شنیدهاند. "سرشار" از صدایى محکم و رسا برخوردار بود و از سن کودکی به موسیقی علاقه داشت. به خاطر صدای خوبش از همان سنین جوانی وارد کار نمایش شد و شروع به پیش پرده خوانى به هنگام اجرای تئاترها کرد. وی در هنرستان عالی، موسیقی و آواز را زیر نظر بانو "اِولین باغچه بان" و "لیلی بارا"، معلم اهلِ کشور اتریش، فرا گرفت.
در فاصله سالهای ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۴ به عنوان خواننده ی سولو در کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران به رهبری "روبیک گریگوریان" و "حشمت سنجری" شرکت داشته است. او برای پرورش صدا و افزودن بر دانستههای خود رهسپار ایتالیا شد و در کنسرواتوار معروفِ «سانتاچی چیلیا» به ادامه فراگیری پرداخت. همزمان با تحصیل، برای تأمین هزینههای آن به «دوبلاژ» فیلم روی آورد که در آن سالها، در ایتالیا رونق یافته بود. "مرتضی حنانه" آهنگساز معروف، که او نیز در ایتالیا به ادامه تحصیل مشغول بود، استودیویی برای دوبله فیلمهای ایتالیایی، به فارسی، بنیاد کرده بود، که صدای زنده یاد "سرشار" نیز به کار او میآمد. نتیجه همکاری این دو و چند ایرانی دیگر، رنگ و بوی تازهای بود که از طریق دوبلاژ به فیلمهای ایتالیایی تزریق میشد و بازار آنها را در ایران، گرم میساخت. میگویند نیمی از توفیقِ آن فیلمها در ایران، مدیون صدای گرمِ "سرشار" بوده است.
با این همه، دشواریهای مالی، پس از دو سه سال پایداری، میتوانست کوششهای او را بیثمر بگذارد. ولی شانس تازهای، این خطر را از میان برداشت. "سرشار" از یک کنکور بینالمللی آواز در «ونیز» پیروز بیرون آمد و توانست با استفاده از جایزه این پیروزی که یک بورس تحصیلی یک ساله بود به مطالعات خود ادامه دهد و کار تحصیل را در سال ۱۳۴۱ به پایان ببرد...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity