🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 کتاب : #دختری_از_ایران
نویسنده : مریم اعلایی
ستاره فرمانفرماییان» به سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. پدرش «شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما» یکی از نوادههای سلسلهی قاجار بود. دکتر مصدق نیز خواهرزادۀ پدر ستاره بود. او همچنین خواهر ناتنی کوچکتر مریم فیروز، که از فعالان سیاسی و رهبران حزب توده ایران پیش و پس از انقلاب بود، میباشد او را مادر علم مددکاری ایران می نامند که در سال ۱۳۳۷ مدرسه ی عالی مددکاری اجتماعی تهران را تأسیس کرد . دانشگاه هاروارد نام ستاره فرمانفرماییان را به عنوان یکی از زنان پیشرو در علم مددکاری در لیست زنان تاثیرگذار تاریخ آمریکا قرار دادهاست.
در طول زندگی نودسالهی ستاره، دو سلسله پادشاهی منقرض شدند، یکی سلسلهی قاجاریه و دیگری سلسله پهلوی، و سقوط هر دوی این خانوادههای سلطنتی، در زندگی این زن، تاثیرات مهمی بر جای نهاد. اولی ، پدرش را از مقامات حکومتی خلع کرد و دومی به زندانی شدن خودش و مهاجرت همیشگیاش از ایران منجر شد.
ستاره فرمانفرماییان، یکی دو ماهه بود که خانوادهاش از شیراز به تهران آمدند. وی تا سنین نوجوانی در حرمسرایی شامل مادران و فرزاندان شازده عبدالحسین فرمانفرما، زندگی کرد تا این که طی ماهها سختی و رنج فراوان و بهرغم مخالفت بزرگان خانواده، برای ادامهی تحصیل به ایالات متحد آمریکا رفت و در آنجا طی ۱۰ سال اقامت، ابتدا در رشتهی جامعهشناسی لیسانس گرفت و سپس در رشتهی مددکاری اجتماعی، ادامه تحصیل داد و در بین سالها ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۴ میلادی در دانشگاه شیکاگو در زمینهی حقوق خانواده و کودکان مطالعه و کار کرد.
وی ساعت ۱۲:۳۶ روز چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ هجری شمسی مطابق با ۲۳ میسال ۲۰۱۲ میلادی، در لس آنجلس و در سن ۹۱ سالگی در گذشت.
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 کتاب : #دختری_از_ایران
نویسنده : مریم اعلایی
ستاره فرمانفرماییان» به سال ۱۲۹۹ خورشیدی در شیراز به دنیا آمد. پدرش «شاهزاده عبدالحسین میرزا فرمانفرما» یکی از نوادههای سلسلهی قاجار بود. دکتر مصدق نیز خواهرزادۀ پدر ستاره بود. او همچنین خواهر ناتنی کوچکتر مریم فیروز، که از فعالان سیاسی و رهبران حزب توده ایران پیش و پس از انقلاب بود، میباشد او را مادر علم مددکاری ایران می نامند که در سال ۱۳۳۷ مدرسه ی عالی مددکاری اجتماعی تهران را تأسیس کرد . دانشگاه هاروارد نام ستاره فرمانفرماییان را به عنوان یکی از زنان پیشرو در علم مددکاری در لیست زنان تاثیرگذار تاریخ آمریکا قرار دادهاست.
در طول زندگی نودسالهی ستاره، دو سلسله پادشاهی منقرض شدند، یکی سلسلهی قاجاریه و دیگری سلسله پهلوی، و سقوط هر دوی این خانوادههای سلطنتی، در زندگی این زن، تاثیرات مهمی بر جای نهاد. اولی ، پدرش را از مقامات حکومتی خلع کرد و دومی به زندانی شدن خودش و مهاجرت همیشگیاش از ایران منجر شد.
ستاره فرمانفرماییان، یکی دو ماهه بود که خانوادهاش از شیراز به تهران آمدند. وی تا سنین نوجوانی در حرمسرایی شامل مادران و فرزاندان شازده عبدالحسین فرمانفرما، زندگی کرد تا این که طی ماهها سختی و رنج فراوان و بهرغم مخالفت بزرگان خانواده، برای ادامهی تحصیل به ایالات متحد آمریکا رفت و در آنجا طی ۱۰ سال اقامت، ابتدا در رشتهی جامعهشناسی لیسانس گرفت و سپس در رشتهی مددکاری اجتماعی، ادامه تحصیل داد و در بین سالها ۱۹۴۴ تا ۱۹۵۴ میلادی در دانشگاه شیکاگو در زمینهی حقوق خانواده و کودکان مطالعه و کار کرد.
وی ساعت ۱۲:۳۶ روز چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ هجری شمسی مطابق با ۲۳ میسال ۲۰۱۲ میلادی، در لس آنجلس و در سن ۹۱ سالگی در گذشت.
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #امان_از_خاور_میانه_درون
🌿درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه_پنهان است. پر از #شر، #شور، #شراب، #خدا، #گناه، #صلح، #گُل، #گلوله...
🌿سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم #بوی_خون می دهد هم #عطر_نفت خاورمیانه! پر از #تعصب و #طمع. پر از #امید، #آرزو. پر از #پنهانکاری، درست مثل #انگورهای_خاورمیانه که هم کشمش #روزه_داران می شوند هم #شراب باده نوشان.
🌿 هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. #بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های #ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. #بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که #سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
🌿 زیر پوست ما مثل #سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل #بغداد بوی #قهوه_عربی می دهد، مثل #صحرای_عربستان پر#عطش است، مثل #جنگل های #شمال_ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل #شیراز بوی #بهار_نارنج می دهد، مثل #دُبی بین وعده نسیه #خدا و نقد #شیطان دل دل می کُند.
@sazochakameoketab
🌿در هر #چروک صورت ما یک #کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از #وسوسه #بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از #زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی #نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
🌿در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند #بهشت_زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
🌿 درون سینه ما #دختری_کُرد که از چنگ #داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل #شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه #پیامبران_خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
🌿 وجود ما آمیزه ای از #مستانه های #ابراهیم_تالیس، ناله های #ام_کلثوم، #ربنای_شجریان، آوای #عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" #داریوش است. از #داریه و #دمبک تا #رقص_بندری و شمشیرهای #عمانی و #شوخ_چشمان #تُرک و #عرب.
🌿 درون هر کدام از ما #خاورمیانه ای است که #جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران #دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ #سرنوشت...
با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی #چشمانت
پر #آشوب
#رنجور
#خسته
#زیبا..
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #امان_از_خاور_میانه_درون
🌿درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه_پنهان است. پر از #شر، #شور، #شراب، #خدا، #گناه، #صلح، #گُل، #گلوله...
🌿سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم #بوی_خون می دهد هم #عطر_نفت خاورمیانه! پر از #تعصب و #طمع. پر از #امید، #آرزو. پر از #پنهانکاری، درست مثل #انگورهای_خاورمیانه که هم کشمش #روزه_داران می شوند هم #شراب باده نوشان.
🌿 هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. #بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های #ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. #بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که #سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
🌿 زیر پوست ما مثل #سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل #بغداد بوی #قهوه_عربی می دهد، مثل #صحرای_عربستان پر#عطش است، مثل #جنگل های #شمال_ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل #شیراز بوی #بهار_نارنج می دهد، مثل #دُبی بین وعده نسیه #خدا و نقد #شیطان دل دل می کُند.
@sazochakameoketab
🌿در هر #چروک صورت ما یک #کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از #وسوسه #بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از #زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی #نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
🌿در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند #بهشت_زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
🌿 درون سینه ما #دختری_کُرد که از چنگ #داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل #شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه #پیامبران_خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
🌿 وجود ما آمیزه ای از #مستانه های #ابراهیم_تالیس، ناله های #ام_کلثوم، #ربنای_شجریان، آوای #عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" #داریوش است. از #داریه و #دمبک تا #رقص_بندری و شمشیرهای #عمانی و #شوخ_چشمان #تُرک و #عرب.
🌿 درون هر کدام از ما #خاورمیانه ای است که #جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران #دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ #سرنوشت...
با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی #چشمانت
پر #آشوب
#رنجور
#خسته
#زیبا..
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴 #دختری با ماسک مرگ — ۱۹۳۸
#فریدا_کالو
Girl with Death Mask — 1938
#Frida_Kahlo
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#فریدا_کالو
Girl with Death Mask — 1938
#Frida_Kahlo
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #دختری با ماسک مرگ — ۱۹۳۸
#فریدا_کالو
Girl with Death Mask — 1938
#Frida_Kahlo
— فریدا در "روز مرگ"
در حال حاضر تصور هنر مدرن بدون #فریدا_کالو دشوار است. این زن هنرمند سرنوشتی سخت داشت، در دوران کودکی سلامتیش تحت خطر بود، در نوجوانی او تصادف رانندگی را تجربه کرد و پس از آن نیز تحت عمل های جراحی متعددی قرار گرفت.
فریدا تحت تأثیر فرهنگ مکزیک و آمریکای پیش از کلمبیا قرار گرفت. هر تصویر دارای تاریخ خاص خود است، برای مثال، دختری با نقاب مرگ. در سال ۱۹۳۸، فریدا چند نسخه از این تصویر خلق کرد. منتقدان هنری توافق نظر دارند که این تصویر در واقع نشان دهنده ی ۴ سالگی فریدا است. در مکزیک، یک تعطیلات ملی به نام "روز مرگ" وجود دارد که در آن نه تنها برای مرگ سوگواری نمی شود بلکه برای آن جشن گرفته می شود، دختر در تصویر یک ماسک مربوط به این جشن سنتی را بر چهره دارد. در دستان او یک گل همیشه بهار وجود دارد، که در این روز بر روی گورها قرار می دهند.
دختر به تنهایی ایستاده است، و پیش پای او یک ماسک چوبی ببر افتاده است همانی که در اتاق ناهار خوری او آویزان است. به نظر نمی رسد که این ماسک ها با تصویر یک دختر کوچک ترکیب شوند و هنرمند می خواسته با این کار بر روی سرنوشت ناعادلانه آینده اش تأکید کند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #دختری با ماسک مرگ — ۱۹۳۸
#فریدا_کالو
Girl with Death Mask — 1938
#Frida_Kahlo
— فریدا در "روز مرگ"
در حال حاضر تصور هنر مدرن بدون #فریدا_کالو دشوار است. این زن هنرمند سرنوشتی سخت داشت، در دوران کودکی سلامتیش تحت خطر بود، در نوجوانی او تصادف رانندگی را تجربه کرد و پس از آن نیز تحت عمل های جراحی متعددی قرار گرفت.
فریدا تحت تأثیر فرهنگ مکزیک و آمریکای پیش از کلمبیا قرار گرفت. هر تصویر دارای تاریخ خاص خود است، برای مثال، دختری با نقاب مرگ. در سال ۱۹۳۸، فریدا چند نسخه از این تصویر خلق کرد. منتقدان هنری توافق نظر دارند که این تصویر در واقع نشان دهنده ی ۴ سالگی فریدا است. در مکزیک، یک تعطیلات ملی به نام "روز مرگ" وجود دارد که در آن نه تنها برای مرگ سوگواری نمی شود بلکه برای آن جشن گرفته می شود، دختر در تصویر یک ماسک مربوط به این جشن سنتی را بر چهره دارد. در دستان او یک گل همیشه بهار وجود دارد، که در این روز بر روی گورها قرار می دهند.
دختر به تنهایی ایستاده است، و پیش پای او یک ماسک چوبی ببر افتاده است همانی که در اتاق ناهار خوری او آویزان است. به نظر نمی رسد که این ماسک ها با تصویر یک دختر کوچک ترکیب شوند و هنرمند می خواسته با این کار بر روی سرنوشت ناعادلانه آینده اش تأکید کند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #دختری_که_رهایش_کردی
نویسنده : جوجو مویز
📝 نامزد جایزه کتاب سال
رکوردار پرفروشترین رمان سال
کتابی که نمیتوانید آن را زمین بگذارید!
جوجو مویز در کتاب دختری که رهایش کردی به گونهای زیبا و نوآورانه داستان خود را که به صورت موازی در دو زمان متفاوت با بازه زمانی ۱۰۰ ساله روایت میکند.
کلمه جنگ همواره با واژه غارتگری در کنار هم بکار گرفته میشوند، چنان که میتوان غارتگری را یکی از پیامدهای گریز ناپذیر جنگ به حساب آورد. و این موضوع در تمام تاریخ به دفعات تکرار شده است. لیکن میتوان گفت که جنگ جهانی دوم از نظر گستردگی و شدت در این مورد بیمانند بوده است. غارتگری علمی، مالی، هنری و… که با گذشته سالهای متمادی همچنان پیامدهای آن گریبانگیر کشور آلمان به عنوان آغاز کننده جنگ است.
جوجو مویز، موضوع اصلی داستان خود را اشغال فرانسه توسط نازیها و غارت اشیاء هنری فرانسه توسط آنها قرار داده است.
کتاب دختری که رهایش کردی داستانی درباره دو زن با ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام سوفی در زمان اشغال فرانسه مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهر در مقابل نازیها محافظت نماید و دیگری به نام لیو که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلو نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل و در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این دو داستان با این تابلو در هم میآمیزد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
کتاب : #دختری_که_رهایش_کردی
نویسنده : جوجو مویز
📝 نامزد جایزه کتاب سال
رکوردار پرفروشترین رمان سال
کتابی که نمیتوانید آن را زمین بگذارید!
جوجو مویز در کتاب دختری که رهایش کردی به گونهای زیبا و نوآورانه داستان خود را که به صورت موازی در دو زمان متفاوت با بازه زمانی ۱۰۰ ساله روایت میکند.
کلمه جنگ همواره با واژه غارتگری در کنار هم بکار گرفته میشوند، چنان که میتوان غارتگری را یکی از پیامدهای گریز ناپذیر جنگ به حساب آورد. و این موضوع در تمام تاریخ به دفعات تکرار شده است. لیکن میتوان گفت که جنگ جهانی دوم از نظر گستردگی و شدت در این مورد بیمانند بوده است. غارتگری علمی، مالی، هنری و… که با گذشته سالهای متمادی همچنان پیامدهای آن گریبانگیر کشور آلمان به عنوان آغاز کننده جنگ است.
جوجو مویز، موضوع اصلی داستان خود را اشغال فرانسه توسط نازیها و غارت اشیاء هنری فرانسه توسط آنها قرار داده است.
کتاب دختری که رهایش کردی داستانی درباره دو زن با ویژگیهای مشابه است که یکی از آنها به نام سوفی در زمان اشغال فرانسه مجبور است تا از خانوادهاش در نبود شوهر در مقابل نازیها محافظت نماید و دیگری به نام لیو که در لندن زندگی میکند. شوهر لیو قبل از فوت به وی یک تابلو نقاشی هدیه میدهد که نمایی از یک زن است و مربوط به یک قرن قبل و در جریان جنگ از فرانسه به انگلستان منتقل شده است. این دو داستان با این تابلو در هم میآمیزد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#نقد_نقاشی
#دختری_با_گوشواره_مروارید
نقاش: #یوهانس_فرمیر
سال خلق: ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#دختری_با_گوشواره_مروارید
نقاش: #یوهانس_فرمیر
سال خلق: ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#دختری_با_گوشواره_مروارید
نقاش: #یوهانس_فرمیر
سال خلق: ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵
این نقاشی زیبا که به “مونالیزای شمال” نیز معروف است، یکی از مشهورترین پرتره های باروکی Baroque است، که علاوه بر تسلطی تمام روی روش نقاشی واقع گرایانه هلندی، اثباتی براستادی فرمیر در کشیدن پرتره را نشان می دهد. مهارت و توانای فرمیر در کشیدن سر و صورت زنان جوان در کارهایی از قبیل صورت یک دختر،دختر شیر فروش، خانمی حین نامه نگاری و دختری با کلاه قرمز شناخته شده و تحسین برانگیز است. در واقع از نظر تکنیکی این تصویر مشهور که با نام دختری بادستار به سر هم شناخته شده است، این یک پرتره نیست بلکه مطالعه و بررسی روی سر دختری است،که در روزگار فرمیر به عنوان ترونی )ترونی: کارهایی که در دوران طلایی دوک و جنوب هلند کشیده می شدند و حالتی اغراق انگیز از چهره را نشان می دادند( شناخته می شد.
#ساختار
نقاشی دختری با گوشواره مروارید ساختاری ساده و دلپذیر دارد. برخلاف اکثر آثارفرمیر، اینجا موضوع نقاشی تنها سر و صورت دختری است که در پس شانه اش به بیننده می نگرد. به جز فضا و اتسمفر تیره آن دیگر اشاره ای به محیط و فضای موجود نشده است. ارتباط مستقیم غیرعادی بین ناظر و پرتره با حالت لبان نیمه بازش، حسی از قرابت را ایجاد کرده که تا حدی نمودی از صمیمیت را بین بینننده و پرتره میتوان احساس کرد. دختر، روپوشی زرد متمایل به قهوه ای به تن دارد که کنتراست شدیدی را با یقه ی سفید روشنش ایجاد کرده است.کنتراست بیشتری نیز در دستار آبی و زرد دیده می شود که به نقاشی جلوه وحالتی عجیب و مرموز می بخشد. به سر کردن دستار در اروپای بعد از قرن ۵۱ مرسوم بوده است، همانطور که در نقاشی مردی با دستاری قرمز پرتره ی معروف یان وان آیک که از خودش کشیده است میتوان دید. رامبرانت، معاصر فرمیر در طول زندگی اش فیگور و سرهای تنها را با پوشش هایی عجیب نقاشی می کرد، و سرهای مشابه و کوچک با کلاههایی غیرمتعارف توسط کارل فابریتوس که به فرمیر آموزش می داد، اشاره به این موضوع دارد که فرمیر ممکن است این سنت را به شهر دلفت نیز آورده باشد.
مفهوم و معنای دختری با گوشواره مرواریدآخرین و البته برجسته ترین ویژگی این نقاشی، گوشواره مروارید اشک مانند و بزرگ دختر است. جواهری مشابه را در نقاشی زنی حین نامه نگاری و پیشخدمتش می توان دید. این گوشواره مروارید به همراه دستار این دختر ممکن است از معنای این نقاشی پرده بردارد.
به نظر می رسد که پیام این نقاشی از ایده و باورهای آمده در کتاب مقدمه ای بر زندگی پارسایی نوشته نویسنده ی اهل تصوف، فرانسوا دو سال که سال ۵۶۵۶ در هلند چاپ شد، نشات گرفته باشد. دو سال می نویسد که زنان باید گوشهایشان را از کلمات و سخنان ناپاک حفظ کنند، و باید با آنها تنها سخنان پاک ومطهر، “مرواریدهای آسیایی انجیل” را بشنوند. بااستفاده از این متن به عنوان مرجع، به نظر می رسد که گوشواره مروارید نقاشی فرمیر بیانگر عصمت و پاکدامنی باشد، درحالی که المان “آسیایی” اشاره شده با دستار سر دختر نمود پیدا کرده است.
روش های نقاشی فرمیر: دوربین تاریکخانه ای Obscura Camera اشعه های ایکس از این نقاشی اطلاعات حیرت آوری در باره روش های نقاشی فرمیر به دست داده است.
در اغلب نمونه های نقاشی دوک قرن ۵۶ لایه ی ابتدایی نقاشی نشان از اصلاح و تنظیم زاویه ها، شکلها و فرمها ی مختلف دارد. گرچه اینجا جدا از ایجاد و تشکیل تجربی المان ها ، تنها الگویی از نور وتاریکی را شاهد هستیم. مورد عجیب و غیر معمول این است که هیچ نشانه ای از خط یا طرحی اولیه برای هدایت مسیر نقاشی وجود ندارد. این چنین پروسه غیرمعمولی احتمال استفاده ی فرمیر از دوربین تاریکخانه ای را بیشتر می کند.
منتقدی احتمال داده است که الگوهای شامل کنتراست شدید نور و تاریکی مشاهده شده در نتایج بررسی های صورت گرفته، استنساخ مستقیم فرمیر از نوری باشد که از طریق دوربین تاریک خانه ای ظاهر شده اند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، این اثر به شدت ناتورالیستی می تواند به عنوان یک نوع عکاسی مستقیم در نظر گرفته شود.
درباره جان فرمیراو سرپرست مدرسه ی دلفت هنرهای باروکی دوک و یکی از اعضای ثابت هنرمندان ریالیست دوک دراواسط و اواخر قرن ۵۶ بود،فرمیر با افکار و احساسات بومی اش شناخته شده است، معمولا در آثارش روشنایی پنچره ای در سمت چپ، دختر یا زن جوانی که مشغول انجام کاری عادی و نسبتا کم اهمیت اندحضور دارند. برای نمونه نقاشی زنی با گردنبند مروارید. آثار او معمولا با رنگ های زرد، آبی وخاکستری ، نوری سرد، حس ساده ای از تعادل، نظم و بالاتر از همه صمیمیت شناخته شده اند .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#دختری_با_گوشواره_مروارید
نقاش: #یوهانس_فرمیر
سال خلق: ۱۶۶۵ تا ۱۶۷۵
این نقاشی زیبا که به “مونالیزای شمال” نیز معروف است، یکی از مشهورترین پرتره های باروکی Baroque است، که علاوه بر تسلطی تمام روی روش نقاشی واقع گرایانه هلندی، اثباتی براستادی فرمیر در کشیدن پرتره را نشان می دهد. مهارت و توانای فرمیر در کشیدن سر و صورت زنان جوان در کارهایی از قبیل صورت یک دختر،دختر شیر فروش، خانمی حین نامه نگاری و دختری با کلاه قرمز شناخته شده و تحسین برانگیز است. در واقع از نظر تکنیکی این تصویر مشهور که با نام دختری بادستار به سر هم شناخته شده است، این یک پرتره نیست بلکه مطالعه و بررسی روی سر دختری است،که در روزگار فرمیر به عنوان ترونی )ترونی: کارهایی که در دوران طلایی دوک و جنوب هلند کشیده می شدند و حالتی اغراق انگیز از چهره را نشان می دادند( شناخته می شد.
#ساختار
نقاشی دختری با گوشواره مروارید ساختاری ساده و دلپذیر دارد. برخلاف اکثر آثارفرمیر، اینجا موضوع نقاشی تنها سر و صورت دختری است که در پس شانه اش به بیننده می نگرد. به جز فضا و اتسمفر تیره آن دیگر اشاره ای به محیط و فضای موجود نشده است. ارتباط مستقیم غیرعادی بین ناظر و پرتره با حالت لبان نیمه بازش، حسی از قرابت را ایجاد کرده که تا حدی نمودی از صمیمیت را بین بینننده و پرتره میتوان احساس کرد. دختر، روپوشی زرد متمایل به قهوه ای به تن دارد که کنتراست شدیدی را با یقه ی سفید روشنش ایجاد کرده است.کنتراست بیشتری نیز در دستار آبی و زرد دیده می شود که به نقاشی جلوه وحالتی عجیب و مرموز می بخشد. به سر کردن دستار در اروپای بعد از قرن ۵۱ مرسوم بوده است، همانطور که در نقاشی مردی با دستاری قرمز پرتره ی معروف یان وان آیک که از خودش کشیده است میتوان دید. رامبرانت، معاصر فرمیر در طول زندگی اش فیگور و سرهای تنها را با پوشش هایی عجیب نقاشی می کرد، و سرهای مشابه و کوچک با کلاههایی غیرمتعارف توسط کارل فابریتوس که به فرمیر آموزش می داد، اشاره به این موضوع دارد که فرمیر ممکن است این سنت را به شهر دلفت نیز آورده باشد.
مفهوم و معنای دختری با گوشواره مرواریدآخرین و البته برجسته ترین ویژگی این نقاشی، گوشواره مروارید اشک مانند و بزرگ دختر است. جواهری مشابه را در نقاشی زنی حین نامه نگاری و پیشخدمتش می توان دید. این گوشواره مروارید به همراه دستار این دختر ممکن است از معنای این نقاشی پرده بردارد.
به نظر می رسد که پیام این نقاشی از ایده و باورهای آمده در کتاب مقدمه ای بر زندگی پارسایی نوشته نویسنده ی اهل تصوف، فرانسوا دو سال که سال ۵۶۵۶ در هلند چاپ شد، نشات گرفته باشد. دو سال می نویسد که زنان باید گوشهایشان را از کلمات و سخنان ناپاک حفظ کنند، و باید با آنها تنها سخنان پاک ومطهر، “مرواریدهای آسیایی انجیل” را بشنوند. بااستفاده از این متن به عنوان مرجع، به نظر می رسد که گوشواره مروارید نقاشی فرمیر بیانگر عصمت و پاکدامنی باشد، درحالی که المان “آسیایی” اشاره شده با دستار سر دختر نمود پیدا کرده است.
روش های نقاشی فرمیر: دوربین تاریکخانه ای Obscura Camera اشعه های ایکس از این نقاشی اطلاعات حیرت آوری در باره روش های نقاشی فرمیر به دست داده است.
در اغلب نمونه های نقاشی دوک قرن ۵۶ لایه ی ابتدایی نقاشی نشان از اصلاح و تنظیم زاویه ها، شکلها و فرمها ی مختلف دارد. گرچه اینجا جدا از ایجاد و تشکیل تجربی المان ها ، تنها الگویی از نور وتاریکی را شاهد هستیم. مورد عجیب و غیر معمول این است که هیچ نشانه ای از خط یا طرحی اولیه برای هدایت مسیر نقاشی وجود ندارد. این چنین پروسه غیرمعمولی احتمال استفاده ی فرمیر از دوربین تاریکخانه ای را بیشتر می کند.
منتقدی احتمال داده است که الگوهای شامل کنتراست شدید نور و تاریکی مشاهده شده در نتایج بررسی های صورت گرفته، استنساخ مستقیم فرمیر از نوری باشد که از طریق دوربین تاریک خانه ای ظاهر شده اند. اگر این ادعا صحت داشته باشد، این اثر به شدت ناتورالیستی می تواند به عنوان یک نوع عکاسی مستقیم در نظر گرفته شود.
درباره جان فرمیراو سرپرست مدرسه ی دلفت هنرهای باروکی دوک و یکی از اعضای ثابت هنرمندان ریالیست دوک دراواسط و اواخر قرن ۵۶ بود،فرمیر با افکار و احساسات بومی اش شناخته شده است، معمولا در آثارش روشنایی پنچره ای در سمت چپ، دختر یا زن جوانی که مشغول انجام کاری عادی و نسبتا کم اهمیت اندحضور دارند. برای نمونه نقاشی زنی با گردنبند مروارید. آثار او معمولا با رنگ های زرد، آبی وخاکستری ، نوری سرد، حس ساده ای از تعادل، نظم و بالاتر از همه صمیمیت شناخته شده اند .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#دختری_درآینه
#پابلو_پیکاسو
این تابلو گونهای پیچیده بر «پوچی» سنتی است؛ تصویر زنی که در آینه با فناپذیری خود روبرو میشود؛ آینهای که او را، مردهای مینمایاند. در سمت راست، تصویر آینه القاگر تصویر اشعه ایکس فوق طبیعی روح دختر، آینده وی، سرنوشتش است:
«دختری روبروی آینه» معشوقه جوان پیکاسو، "ماری ترز والتر"، یکی از محبوبترین سوژههای وی در اوایل دهه ١٩٣٠را نشان میدهد. نیمرخ، با هالهای سفید و به رنگ ملایم صورتی پررنگ، آرام به نظر میرسد. اما با تمام رخی با رنگهای تندتر – هلالی به رنگ زرد تند، همچون خورشید و «آرایش شده» با رژ گونه، ماتیک، و سایه چشم سبز – در هم میآمیزد. شاید این تابلو، خویشتن روز و خویشتن شب والتر، آسودگی و سرزندگی وی را القا میکند، اما شاید هم القاگر تحول از دختری بیگناه به زنی مشهور و آگاه به نیروی جنسی خود باشد.
این تابلو همچنین گونهای پیچیده بر «پوچی» سنتی است – تصویر زنی که در آینه با فناپذیری خود روبرو میشود؛ آینهای که او را، مردهای مینمایاند. در سمت راست، تصویر آینه القاگر تصویر اشعه ایکس فوق طبیعی روح دختر، آینده وی، سرنوشتش است. چهرهاش تیره شده است، چشمانش گرد و تهی هستند و بدن کاملاً زنانهاش در هم پیچیده و کج و معوج شده است. او پیرتر و مضطربتر به نظر میآید. دختر دستش را تا تصویرش در آینده دراز کرده است، گویی میکوشد «خویشتنهای» گوناگونش را با هم یکی سازد. کاغذ دیواری طرح الماسی یادآور لباس هارلکوئین، شخصیت کمیکی از «دل آرته» است که پیکاسو غالباً خود را با وی اینهمانی میکند – و در این جا شاهد خاموشی است بر تحولات روانی و جسمی دختر.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#دختری_درآینه
#پابلو_پیکاسو
این تابلو گونهای پیچیده بر «پوچی» سنتی است؛ تصویر زنی که در آینه با فناپذیری خود روبرو میشود؛ آینهای که او را، مردهای مینمایاند. در سمت راست، تصویر آینه القاگر تصویر اشعه ایکس فوق طبیعی روح دختر، آینده وی، سرنوشتش است:
«دختری روبروی آینه» معشوقه جوان پیکاسو، "ماری ترز والتر"، یکی از محبوبترین سوژههای وی در اوایل دهه ١٩٣٠را نشان میدهد. نیمرخ، با هالهای سفید و به رنگ ملایم صورتی پررنگ، آرام به نظر میرسد. اما با تمام رخی با رنگهای تندتر – هلالی به رنگ زرد تند، همچون خورشید و «آرایش شده» با رژ گونه، ماتیک، و سایه چشم سبز – در هم میآمیزد. شاید این تابلو، خویشتن روز و خویشتن شب والتر، آسودگی و سرزندگی وی را القا میکند، اما شاید هم القاگر تحول از دختری بیگناه به زنی مشهور و آگاه به نیروی جنسی خود باشد.
این تابلو همچنین گونهای پیچیده بر «پوچی» سنتی است – تصویر زنی که در آینه با فناپذیری خود روبرو میشود؛ آینهای که او را، مردهای مینمایاند. در سمت راست، تصویر آینه القاگر تصویر اشعه ایکس فوق طبیعی روح دختر، آینده وی، سرنوشتش است. چهرهاش تیره شده است، چشمانش گرد و تهی هستند و بدن کاملاً زنانهاش در هم پیچیده و کج و معوج شده است. او پیرتر و مضطربتر به نظر میآید. دختر دستش را تا تصویرش در آینده دراز کرده است، گویی میکوشد «خویشتنهای» گوناگونش را با هم یکی سازد. کاغذ دیواری طرح الماسی یادآور لباس هارلکوئین، شخصیت کمیکی از «دل آرته» است که پیکاسو غالباً خود را با وی اینهمانی میکند – و در این جا شاهد خاموشی است بر تحولات روانی و جسمی دختر.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#دختری_با_هفت_اسم
فرار از کره شمالی
نویسنده : هیئون سئو لی
🔴 کتاب دختری با هفت اسم: فرار از کره شمالی نوشتۀ هیئون سئو لی، نگاهی فوقالعاده به زندگی در یکی از بیرحمترین و مخفی کارترین دیکتاتوریهای جهان و ماجرای مبارزه هراسآور یک زن برای فرار از دستگیری و رساندن خانوادهاش به آزادی است.
📝 با صدای گریۀ مادرم از خواب بیدار شدم. مینهو، برادر کوچکم، هنوز روی زمین کنار من خواب بود. ناگهان پدرم سراسیمه وارد اتاق شد و فریاد زد «بیدار شین!» دستهای ما را کشید، هُلمان داد و از اتاق بیرون کرد. مادرم پشت سرش بود و مثل بید میلرزید. آسمان صاف بود. غروب شده بود و هوا رو به تاریکی میرفت. مینهو هنوز گیج خواب بود. به خیابان رفتیم و سرمان را سمت خانه چرخاندیم. تنها چیزی که به چشم میخورد دود سیاه روغنی بود که از پنجرۀ آشپزخانه بیرون میزد و شعلههای سیاه آتش که روی دیوارهای بیرون خانه زبانه میکشید. در کمال تعجب دیدم پدرم با عجله سمت خانه برگشت. صدای غرش عجیبی مثل هجوم طوفان از داخل خانه به گوش رسید. صدایی مثل بوم. کاشیهای یک قسمت از سقف فرو ریخت، و گلولهای از آتش مثل یک گل نارنجی رنگ شن به آسمان پرتاب شد و خیابان را روشن کرد. یک قسمت از خانه غرق در آتش شد و دود غلیظ و سیاهی از بقیۀ پنجرهها بیرون زد. پدرم کجا بود؟
🔵 دختری با هفت اسم در سال 2015 منتشر شد و خیلی زود جزو کتابهای پرفروش نیویورکتایمز قرار گرفت. همچنین در همان سال نامزد جایزه بهترین اتوبیوگرافی به انتخاب گودریدز شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#دختری_با_هفت_اسم
فرار از کره شمالی
نویسنده : هیئون سئو لی
🔴 کتاب دختری با هفت اسم: فرار از کره شمالی نوشتۀ هیئون سئو لی، نگاهی فوقالعاده به زندگی در یکی از بیرحمترین و مخفی کارترین دیکتاتوریهای جهان و ماجرای مبارزه هراسآور یک زن برای فرار از دستگیری و رساندن خانوادهاش به آزادی است.
📝 با صدای گریۀ مادرم از خواب بیدار شدم. مینهو، برادر کوچکم، هنوز روی زمین کنار من خواب بود. ناگهان پدرم سراسیمه وارد اتاق شد و فریاد زد «بیدار شین!» دستهای ما را کشید، هُلمان داد و از اتاق بیرون کرد. مادرم پشت سرش بود و مثل بید میلرزید. آسمان صاف بود. غروب شده بود و هوا رو به تاریکی میرفت. مینهو هنوز گیج خواب بود. به خیابان رفتیم و سرمان را سمت خانه چرخاندیم. تنها چیزی که به چشم میخورد دود سیاه روغنی بود که از پنجرۀ آشپزخانه بیرون میزد و شعلههای سیاه آتش که روی دیوارهای بیرون خانه زبانه میکشید. در کمال تعجب دیدم پدرم با عجله سمت خانه برگشت. صدای غرش عجیبی مثل هجوم طوفان از داخل خانه به گوش رسید. صدایی مثل بوم. کاشیهای یک قسمت از سقف فرو ریخت، و گلولهای از آتش مثل یک گل نارنجی رنگ شن به آسمان پرتاب شد و خیابان را روشن کرد. یک قسمت از خانه غرق در آتش شد و دود غلیظ و سیاهی از بقیۀ پنجرهها بیرون زد. پدرم کجا بود؟
🔵 دختری با هفت اسم در سال 2015 منتشر شد و خیلی زود جزو کتابهای پرفروش نیویورکتایمز قرار گرفت. همچنین در همان سال نامزد جایزه بهترین اتوبیوگرافی به انتخاب گودریدز شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
مادام؟ تو واقعا فکر میکنی زن زیبایی نیستی؟
«من معتقدم زیبایی
تو نگاه آدما پنهون شده.
وقتی شوهرم بهم میگه
من زیبا هستم، باورم میشه
که زیبا هستم، چون شوهرم
نگاه زیبایی داره!»
#جوجو_مویز
#دختری_که_رهایش_کردی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مادام؟ تو واقعا فکر میکنی زن زیبایی نیستی؟
«من معتقدم زیبایی
تو نگاه آدما پنهون شده.
وقتی شوهرم بهم میگه
من زیبا هستم، باورم میشه
که زیبا هستم، چون شوهرم
نگاه زیبایی داره!»
#جوجو_مویز
#دختری_که_رهایش_کردی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
گاهی لحظههای سکوت،
پرهیاهوترین دقایق زندگی هستند؛
مملو از آنچه میخواهیم بگوییم
ولی نمیتوانیم.
📙 #دختری_که_می_شناختم
✍️ #جی_دی_سالینجر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
گاهی لحظههای سکوت،
پرهیاهوترین دقایق زندگی هستند؛
مملو از آنچه میخواهیم بگوییم
ولی نمیتوانیم.
📙 #دختری_که_می_شناختم
✍️ #جی_دی_سالینجر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity