🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ فروردین زادروز #علی_اکبر_شکار_چی
( زاده ۶ فروردین ۱۳۲۸ لرستان ) نوازنده کمانچه
شکارچی در سال ۱۳۵۰ با ساز تخصصی کمانچه به دانشگاه هنرهای زیبای تهران وارد شد. کمانچهنوازی را تحت تأثیر کمانچه نوازان لرستان شروع کرد و اولین کسی بود که با ساز تخصصی کمانچه به تحصیل موسیقی در دانشگاه تهران پرداخت.
اولین کنسرت را در شیراز در سال ۱۳۵۴ به سرپرستی حسین علیزاده اجرا کرد. در ۱۳۵۶ نفر اول کمانچهنوازی ایران در آزمون "باربد" به دبیری هوشنگ ابتهاج و داوری علیاکبر شهنازی، مهدی فروغ، مهدی برکشلی، داریوش صفوت و علی تجویدی شد.
در ۱۳۵۸ اولین اجرای صحنهای را در دانشکده هنرهای زیبا با حسین علیزاده و بهمن رجبی به صورت سهنوازی داشت که با توجه به استقبال فراوان تبدیل به اولین کارش بهعنوان "موسیقی خلق لر " منتشر شد. بعد از آن کارهای زیادی را به صورت انفرادی به انجام رساند که از جمله آنها تدوین و انتشار تکخوان با گروه کر و سرنانوازی شامیرزا مرادی و نیز آلبوم «خونین شهر» با همکاری «عطا جنکوگ».
در سال ۱۳۷۱ «ردیفهای میرزاعبداله» را برای اولین بار به عنوان یک شیوه آموزشی و یک منبع مرجع ضبط کرد. بعد از آن اجرای قطعاتی از موسیقی لری به یاد «علیرضا حسینخانی» و «بیست ترانه لری» بود که از سوی آوای شیدا به سرپرستی «محمدرضا لطفی» در دسترس عموم قرار گرفت.
اين نوازنده کمانچه و ردیفدان سپس کتاب آن تحت عنوان "بیست ترانه کهن لری" و دو کتاب دیگر با عنوانهای "وزن خوانی جلد یک" و "وزن خوانی جلد دو" نیر منتشر شد.
بعد از این دوره به اجرای تعدادی تکنوازی میرسیم، نظیر: "خواب شقایق"، "عاشقانه"، "بهار باد"( به همراه ارکستر سمفونیک و سازهای محلی با اجرای ایرج رحمانپور)
شکارچی نزد استادانی چون بهاری، صفوت، ذوالفنون و نورعلی برومند به فراگیری موسیقی پرداخت و کارهای آوازی را نزد استادانی چون کریمی، فروتن و هرمزی فراگرفت
او بعد از فارغالتحصیلی در همان دانشکده هنرهای زیبای تهران به تدریس پرداخت و سپس حدود هشت سال در دانشگاه هنر و سوره کمانچهنوازی درس داد.
وی به همراه "حسین علیزاده" کنسرتهای مختلفی را در کشورهای اروپایی از جمله اتریش و آلمان اجرا کرد. و نیز همراه دخترش "آساره شکارچی" که نوازنده تنبک است، کنسرتهایی را در کشورهای متعدد: سوئد، سوئیس، نروژ، بلژیک، فرانسه، اسپانیا، انگلستان، کلمبیا، استرالیا و چندین کشور دیگر به صحنه بردند.
در ایران نیز از سال ۹۴ در شهرهای اهواز، اندیمشک، بهبهان، دورود، کوهدشت، اراک و خرم آباد به صورت تکنوازی و یا به همراه گروهی بنام "کمان آوا" که از بهترین استادان کمانچهنواز ایران تشکیل شده است، به اجرای کنسرت پرداخت.
آثار :
موسیقی خلق لر (این اجرا در تیرماه ۱۳۵۸ انجام شد و به نام آلبوم موسیقی خلق لر به بازار آمد، ولی چندی بعد توقیف شد) (با همکاری حسین علیزاده)
جرس
کوهسار
بیست ترانه کهن لری
کاروانه
خونینشهر (کار مشترک با عطاجنگوک)
قطعاتی از موسیقی لری
بهارباد (با صدای ایرج رحمانپور)
خواب شقایق
کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبداله با کمانچه (۱۳۷۲)
موسیقی فیلم خون بس (۱۳۶۹)
عاشقانه (۱۳۸۶) (با تنبک آساره شکارچی)
ایل بانگ (با تنبک آساره شکارچی)
آلبوم چراغ افروخته (به همراهی تنبک آساره شکارچی) - دو سی دی تصویری (نواختن کامل ردیف موسیقی ایرانی)
و همچنین انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی را میتوان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست انتشار است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ فروردین زادروز #علی_اکبر_شکار_چی
( زاده ۶ فروردین ۱۳۲۸ لرستان ) نوازنده کمانچه
شکارچی در سال ۱۳۵۰ با ساز تخصصی کمانچه به دانشگاه هنرهای زیبای تهران وارد شد. کمانچهنوازی را تحت تأثیر کمانچه نوازان لرستان شروع کرد و اولین کسی بود که با ساز تخصصی کمانچه به تحصیل موسیقی در دانشگاه تهران پرداخت.
اولین کنسرت را در شیراز در سال ۱۳۵۴ به سرپرستی حسین علیزاده اجرا کرد. در ۱۳۵۶ نفر اول کمانچهنوازی ایران در آزمون "باربد" به دبیری هوشنگ ابتهاج و داوری علیاکبر شهنازی، مهدی فروغ، مهدی برکشلی، داریوش صفوت و علی تجویدی شد.
در ۱۳۵۸ اولین اجرای صحنهای را در دانشکده هنرهای زیبا با حسین علیزاده و بهمن رجبی به صورت سهنوازی داشت که با توجه به استقبال فراوان تبدیل به اولین کارش بهعنوان "موسیقی خلق لر " منتشر شد. بعد از آن کارهای زیادی را به صورت انفرادی به انجام رساند که از جمله آنها تدوین و انتشار تکخوان با گروه کر و سرنانوازی شامیرزا مرادی و نیز آلبوم «خونین شهر» با همکاری «عطا جنکوگ».
در سال ۱۳۷۱ «ردیفهای میرزاعبداله» را برای اولین بار به عنوان یک شیوه آموزشی و یک منبع مرجع ضبط کرد. بعد از آن اجرای قطعاتی از موسیقی لری به یاد «علیرضا حسینخانی» و «بیست ترانه لری» بود که از سوی آوای شیدا به سرپرستی «محمدرضا لطفی» در دسترس عموم قرار گرفت.
اين نوازنده کمانچه و ردیفدان سپس کتاب آن تحت عنوان "بیست ترانه کهن لری" و دو کتاب دیگر با عنوانهای "وزن خوانی جلد یک" و "وزن خوانی جلد دو" نیر منتشر شد.
بعد از این دوره به اجرای تعدادی تکنوازی میرسیم، نظیر: "خواب شقایق"، "عاشقانه"، "بهار باد"( به همراه ارکستر سمفونیک و سازهای محلی با اجرای ایرج رحمانپور)
شکارچی نزد استادانی چون بهاری، صفوت، ذوالفنون و نورعلی برومند به فراگیری موسیقی پرداخت و کارهای آوازی را نزد استادانی چون کریمی، فروتن و هرمزی فراگرفت
او بعد از فارغالتحصیلی در همان دانشکده هنرهای زیبای تهران به تدریس پرداخت و سپس حدود هشت سال در دانشگاه هنر و سوره کمانچهنوازی درس داد.
وی به همراه "حسین علیزاده" کنسرتهای مختلفی را در کشورهای اروپایی از جمله اتریش و آلمان اجرا کرد. و نیز همراه دخترش "آساره شکارچی" که نوازنده تنبک است، کنسرتهایی را در کشورهای متعدد: سوئد، سوئیس، نروژ، بلژیک، فرانسه، اسپانیا، انگلستان، کلمبیا، استرالیا و چندین کشور دیگر به صحنه بردند.
در ایران نیز از سال ۹۴ در شهرهای اهواز، اندیمشک، بهبهان، دورود، کوهدشت، اراک و خرم آباد به صورت تکنوازی و یا به همراه گروهی بنام "کمان آوا" که از بهترین استادان کمانچهنواز ایران تشکیل شده است، به اجرای کنسرت پرداخت.
آثار :
موسیقی خلق لر (این اجرا در تیرماه ۱۳۵۸ انجام شد و به نام آلبوم موسیقی خلق لر به بازار آمد، ولی چندی بعد توقیف شد) (با همکاری حسین علیزاده)
جرس
کوهسار
بیست ترانه کهن لری
کاروانه
خونینشهر (کار مشترک با عطاجنگوک)
قطعاتی از موسیقی لری
بهارباد (با صدای ایرج رحمانپور)
خواب شقایق
کارهای پژوهشی آلبوم ردیف میرزا عبداله با کمانچه (۱۳۷۲)
موسیقی فیلم خون بس (۱۳۶۹)
عاشقانه (۱۳۸۶) (با تنبک آساره شکارچی)
ایل بانگ (با تنبک آساره شکارچی)
آلبوم چراغ افروخته (به همراهی تنبک آساره شکارچی) - دو سی دی تصویری (نواختن کامل ردیف موسیقی ایرانی)
و همچنین انتشار ۲ جلد کتاب وزن خوانی را میتوان نام برد و نیز تجزیه و تحلیل بیست ترانه کهن لری که در دست انتشار است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ فروردین زادروز #علی_اکبر_صنعتی
( زاده ۱۰ فروردین ۱۲۹۵ کرمان -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ تهران) نقاش و مجسمهساز
او تنها هنرمند ایرانی است که دو موزه به نامش ثبت شدهاست: موزه صنعتی (کرمان) و موزه صنعتی (تهران) یا همان موزه هلالاحمر در میدان توپخانه.
صنعتی از مجسمهسازان عصرجدید ایران است او شاگرد ابوالحسن صدیقی بود و تا پایان عمر عضو پیوسته فرهنگستان هنر ایران باقی ماند.
پدرش به بیماری طاعون درگذشت و مادرش او را به پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد. مؤسس این پرورشگاه، علیاکبر صنعتیزاده، برای اینکه بچههای پرورشگاه بتوانند تحصیل کنند، نام خانوادگی خود را به روی آنها میگذاشت و نام علیاکبر صنعتی نیز به همین دلیل نام قانونیاش شد.
وی دورههای تخصصی، مجسمهسازی و نقاشی را در مدرسهٔ صنایع مستظرفه و مدرسهٔ صنایع قدیم زیر نظر طاهرزاده، بهزاد (مینیاتوریست)، ابوالحسن صدیقی (مجسمهساز) و حیدریان گذرانده بود. او در سال ۱۳۷۹، منتخب فرهنگستان هنر در بزرگداشت نامآوران بود.
در ۲۸ امرداد تمام مجسمههای او توسط مزدوران خشمگین تخریب شد، اما این تنها باری نبود که مجسمههای وی در هم شکسته میشد. نمایشگاهی هم در میدان راه آهن در ملک پسرش به طور دایم برپا بود که آن هم در انقلاب ۵۷ نابود شد. صنعتی طی چند دهه فعالیت هنری بیش از ۲۰۰۰ تابلوی رنگ و روغن، آبرنگ، موزاییک از سنگ و حدود ۴۰۰ مجسمه پدیدآورد که در دو موزه به نام وی در کرمان و تهران و سایر موزههای داخل و خارج از کشور و مجموعههای خصوصی نگهداری میشود.
از مشهورترین کارهای او فرشته عدالت است که در ورودی کاخ دادگستری تهران به همراه ابوالحسن صدیقی و ارژنگ رحیم زاده آن را طراحی و ساختند. موزه صنعتی (کرمان) علاوه بر نمایش آثار با ارزش او، آثار هنرمندان بزرگ دیگری از جهان را هم داراست.
او در سالهای آخر عمر به علت سکته مغزی قدرت تکلم خود را از دست داد
و سرانجام در ۹۰ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۰ فروردین زادروز #علی_اکبر_صنعتی
( زاده ۱۰ فروردین ۱۲۹۵ کرمان -- درگذشته ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ تهران) نقاش و مجسمهساز
او تنها هنرمند ایرانی است که دو موزه به نامش ثبت شدهاست: موزه صنعتی (کرمان) و موزه صنعتی (تهران) یا همان موزه هلالاحمر در میدان توپخانه.
صنعتی از مجسمهسازان عصرجدید ایران است او شاگرد ابوالحسن صدیقی بود و تا پایان عمر عضو پیوسته فرهنگستان هنر ایران باقی ماند.
پدرش به بیماری طاعون درگذشت و مادرش او را به پرورشگاه صنعتی کرمان سپرد. مؤسس این پرورشگاه، علیاکبر صنعتیزاده، برای اینکه بچههای پرورشگاه بتوانند تحصیل کنند، نام خانوادگی خود را به روی آنها میگذاشت و نام علیاکبر صنعتی نیز به همین دلیل نام قانونیاش شد.
وی دورههای تخصصی، مجسمهسازی و نقاشی را در مدرسهٔ صنایع مستظرفه و مدرسهٔ صنایع قدیم زیر نظر طاهرزاده، بهزاد (مینیاتوریست)، ابوالحسن صدیقی (مجسمهساز) و حیدریان گذرانده بود. او در سال ۱۳۷۹، منتخب فرهنگستان هنر در بزرگداشت نامآوران بود.
در ۲۸ امرداد تمام مجسمههای او توسط مزدوران خشمگین تخریب شد، اما این تنها باری نبود که مجسمههای وی در هم شکسته میشد. نمایشگاهی هم در میدان راه آهن در ملک پسرش به طور دایم برپا بود که آن هم در انقلاب ۵۷ نابود شد. صنعتی طی چند دهه فعالیت هنری بیش از ۲۰۰۰ تابلوی رنگ و روغن، آبرنگ، موزاییک از سنگ و حدود ۴۰۰ مجسمه پدیدآورد که در دو موزه به نام وی در کرمان و تهران و سایر موزههای داخل و خارج از کشور و مجموعههای خصوصی نگهداری میشود.
از مشهورترین کارهای او فرشته عدالت است که در ورودی کاخ دادگستری تهران به همراه ابوالحسن صدیقی و ارژنگ رحیم زاده آن را طراحی و ساختند. موزه صنعتی (کرمان) علاوه بر نمایش آثار با ارزش او، آثار هنرمندان بزرگ دیگری از جهان را هم داراست.
او در سالهای آخر عمر به علت سکته مغزی قدرت تکلم خود را از دست داد
و سرانجام در ۹۰ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #علی_اکبر_سیاسی
( زاده سال ۱۲۷۴ تهران – درگذشته ۵ خرداد ۱۳۶۹ تهران ) روانشناس، مؤلف، سیاستمدار، موسس و رئیس پیشین دانشگاه تهران
علیاکبر سیاسی از دانشجویانی بود که به هزینه دولت به اروپا اعزام شدند. او در گروهی از ۲۳ نفر دانشجو به سرپرستی مسیو ریشارخان به پاریس رفت و پس از مدتی در دانشگاه روآن به تحصیل پرداخت ولی به خاطر درگیری جنگ جهانی اول ناچار به بازگشت به ایران شد و در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت. در همین دوره انجمن ایران جوان را تأسیس کرد. در ۱۳۰۶ دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی پرداخت و در سال ۱۳۰۹ درجه دکتری گرفت و به خاطر رسالهای که با نام "ایران در تماس با مغربزمین" نوشته بود جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۱۰ به ایران بازگشت و به ریاست اداره تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ منصوب شد.
وی در تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران شرکت کرد. به ابتکار او دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی برای تربیت معلم در ایران تأسیس شد. پس از تأسیس دانشگاه تهران از اداره تعلیمات عالیه استعفا داد و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت.
در سال ۱۳۲۱ در کابینه احمد قوام وزیر فرهنگ شد. تا این زمان دانشگاه تهران زیر نظر وزارت فرهنگ بود اما دکتر سیاسی با پیگیری و تلاش، دانشگاه تهران را مستقل کرد و در ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ استقلال دانشگاه را در مراسمی که با حضور محمدرضاشاه و ملکه فوزیه برای سالگرد تأسیس دانشگاه برپا شده بود اعلام کرد. بر اساس طرح استقلال دانشگاه، انتخاب رئیس آن به عهده شورا بود که نخستین شورای دانشگاه با اکثریت آرا دکتر سیاسی را به ریاست دانشگاه تهران برگزید که وی از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۳ در آن سمت خدمت کرد.
او در کابینهٔ علی سهیلی دوباره وزیر فرهنگ شد. در کابینهٔ محمد ساعد وزیر امور خارجه بود. در کابینهٔ مرتضیقلی بیات سمت وزیر مشاور داشت. با هیئت نمایندگی ایران به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و نیز در پایهگذاری یونسکو شرکت داشت. دکتر سیاسی پس از تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ در برابر درخواست اخراج استادانی که به حزب توده وابسته بودند ایستادگی کرد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که سه دانشجو در تظاهرات ورود نیکسون به تهران با تیراندازی سربازان کشته شدند، وی در ملاقات با شاه به اعتراض پرداخت.
بعدها مجلس شورای ملی قانونی را تصویب کرد که طبق آن برای انتخاب رئیس دانشگاه تهران، شورای دانشگاه، سه نفر را پیشنهاد میکند و وزارت فرهنگ یکی را برمیگزیند. پس از آن تصویب، در جلسه شورای دانشگاه سه نفر معرفی شدند و دکتر منوچهر اقبال به جای دکتر سیاسی به ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ خرداد سالروز درگذشت #علی_اکبر_سیاسی
( زاده سال ۱۲۷۴ تهران – درگذشته ۵ خرداد ۱۳۶۹ تهران ) روانشناس، مؤلف، سیاستمدار، موسس و رئیس پیشین دانشگاه تهران
علیاکبر سیاسی از دانشجویانی بود که به هزینه دولت به اروپا اعزام شدند. او در گروهی از ۲۳ نفر دانشجو به سرپرستی مسیو ریشارخان به پاریس رفت و پس از مدتی در دانشگاه روآن به تحصیل پرداخت ولی به خاطر درگیری جنگ جهانی اول ناچار به بازگشت به ایران شد و در دارالفنون و مدرسه علوم سیاسی به تدریس پرداخت. در همین دوره انجمن ایران جوان را تأسیس کرد. در ۱۳۰۶ دوباره به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی پرداخت و در سال ۱۳۰۹ درجه دکتری گرفت و به خاطر رسالهای که با نام "ایران در تماس با مغربزمین" نوشته بود جایزهای از آکادمی فرانسه دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۱۰ به ایران بازگشت و به ریاست اداره تعلیمات عالیه در وزارت فرهنگ منصوب شد.
وی در تدوین قانون تأسیس دانشگاه تهران شرکت کرد. به ابتکار او دانشسرای مقدماتی و دانشسرای عالی برای تربیت معلم در ایران تأسیس شد. پس از تأسیس دانشگاه تهران از اداره تعلیمات عالیه استعفا داد و به تدریس در دانشکده ادبیات پرداخت.
در سال ۱۳۲۱ در کابینه احمد قوام وزیر فرهنگ شد. تا این زمان دانشگاه تهران زیر نظر وزارت فرهنگ بود اما دکتر سیاسی با پیگیری و تلاش، دانشگاه تهران را مستقل کرد و در ۱۵ بهمن ۱۳۲۱ استقلال دانشگاه را در مراسمی که با حضور محمدرضاشاه و ملکه فوزیه برای سالگرد تأسیس دانشگاه برپا شده بود اعلام کرد. بر اساس طرح استقلال دانشگاه، انتخاب رئیس آن به عهده شورا بود که نخستین شورای دانشگاه با اکثریت آرا دکتر سیاسی را به ریاست دانشگاه تهران برگزید که وی از سال ۱۳۲۱ تا ۱۳۳۳ در آن سمت خدمت کرد.
او در کابینهٔ علی سهیلی دوباره وزیر فرهنگ شد. در کابینهٔ محمد ساعد وزیر امور خارجه بود. در کابینهٔ مرتضیقلی بیات سمت وزیر مشاور داشت. با هیئت نمایندگی ایران به سان فرانسیسکو رفت و در تدوین و تصویب منشور سازمان ملل متحد و نیز در پایهگذاری یونسکو شرکت داشت. دکتر سیاسی پس از تیراندازی به شاه در دانشگاه تهران در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۷ در برابر درخواست اخراج استادانی که به حزب توده وابسته بودند ایستادگی کرد. در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ که سه دانشجو در تظاهرات ورود نیکسون به تهران با تیراندازی سربازان کشته شدند، وی در ملاقات با شاه به اعتراض پرداخت.
بعدها مجلس شورای ملی قانونی را تصویب کرد که طبق آن برای انتخاب رئیس دانشگاه تهران، شورای دانشگاه، سه نفر را پیشنهاد میکند و وزارت فرهنگ یکی را برمیگزیند. پس از آن تصویب، در جلسه شورای دانشگاه سه نفر معرفی شدند و دکتر منوچهر اقبال به جای دکتر سیاسی به ریاست دانشگاه تهران برگزیده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
فقط در ممالکی که :
جهل جای علم
زور جای حق و
اوهام جای حقايق را گرفته است،
سلطنت موهبتی ست الهی !
👤#علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
فقط در ممالکی که :
جهل جای علم
زور جای حق و
اوهام جای حقايق را گرفته است،
سلطنت موهبتی ست الهی !
👤#علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاشی 🎨
▪️#علی_اکبر_صادقی در کارگاه شخصیاش ۱۳۹۳
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاشی 🎨
▪️#علی_اکبر_صادقی در کارگاه شخصیاش ۱۳۹۳
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️#علی اکبر_صادقی
علی اکبرصادقی (زاده ۲ آذر ۱۳۱۶ در تهران) یکی از پرکارترین و موفقترین نقاشان و تصویر گران کشور است.
▪️فیلم و انیمیشن
•هفت شهر ۱۳۵۰ (۱۹۷۱)
•گلباران ۱۳۵۱ (۱۹۷۲)
•من آنم که ۱۳۵۱ (۱۹۷۳)
•ملک خورشید ۱۳۵۲ (۱۹۷۵)
•رخ ۱۳۵۳ (۱۹۷۵)
•زال و سیمرغ ۱۳۵۶ (۱۹۷۷)
•ائتلاف ۱۳۸۴ (۲۰۰۵)
▪️افتخارات علی اکبر صادقی
🏆جوایز تصویرگری کتاب
•جایزه اول کتاب تصویرگران آسیا (نوما) برای کتابهای عبادتی چون تفکر نیست، پهلوان پهلوانان و سفرهای سندباد بحری ۱۹۷۸
•جایزه اول جشنواره لایپزیگ آلمان برای کتاب عبادتی چون تفکر نیست به عنوان زیباترین کتاب ۱۹۸۰
•جایزه اول اولین نمایشگاه گرافیک ایران برای بهترین تصویرگری کتاب ۱۳۶۴
•تقدیرنامه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای کتاب پیروزی ۱۳۶۸
🏆جوایز فیلم نقاشی متحرک
•جوایز فیلم نقاشی متحرک من آنم که
•جایزه صلح تصویر گاندی از طرف سازمان سیدالک در بیست و چهارمین جشنواره جهانی فیلم در برلین آلمان ۱۹۷۴
•پلاک برنز سیدالک در مجمع سالانه جهانی این سازمان در پاریس، فرانسه ۱۹۷۴
•پلاک برنز دوازدهمین جشنواره فیلم کراکو، لهستان ۱۹۷۴
•پلاک طلای جشنواره جهانی فیلم ویرجین آیلندر، آمریکا۱۹۷۴ در این جشنواره ۲۰۰۰ فیلم از ۳۸ کشور شرکت داشتند.
•پلاک نقره از یازدهمین جشنواره جهانی فیلم شیکاگو، آمریکا ۱۹۷۵
•تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کودکان لس آنجلس، آمریکا ۱۹۷۵
•تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک، آمریکا
•تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون سن فرانسیسکو، آمریکا
•فیلم رخ به عنوان فیلم برجسته سال برای ارائه در جشنواره فیلم لندن برگزیده شد
•جوایز فیلم نقاشی متحرک گلباران
•پلاک طلای هفتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران ۱۳۵۱
•تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کوتاه تامبره ۱۹۷۳ فنلاند
•جایزه اتحادیه نقاشان شوروی ۱۹۷۴
•جایزه اول جشنواره جهانی فیلمهای آموزشی لبنان ۱۹۷۴
•پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا ۱۹۷۵
•پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا به خاطر فکر و انگیزه ساختن فیلم گلباران ۱۱۹۷۵
•تقدیر نامه از جشنواره فیلم کارتون نیویورک ۱۹۷۵
•پلاک برنز جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک ۱۹۷۵
•دیپلم افتخار چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم اودنسه دانمارک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️#علی اکبر_صادقی
علی اکبرصادقی (زاده ۲ آذر ۱۳۱۶ در تهران) یکی از پرکارترین و موفقترین نقاشان و تصویر گران کشور است.
▪️فیلم و انیمیشن
•هفت شهر ۱۳۵۰ (۱۹۷۱)
•گلباران ۱۳۵۱ (۱۹۷۲)
•من آنم که ۱۳۵۱ (۱۹۷۳)
•ملک خورشید ۱۳۵۲ (۱۹۷۵)
•رخ ۱۳۵۳ (۱۹۷۵)
•زال و سیمرغ ۱۳۵۶ (۱۹۷۷)
•ائتلاف ۱۳۸۴ (۲۰۰۵)
▪️افتخارات علی اکبر صادقی
🏆جوایز تصویرگری کتاب
•جایزه اول کتاب تصویرگران آسیا (نوما) برای کتابهای عبادتی چون تفکر نیست، پهلوان پهلوانان و سفرهای سندباد بحری ۱۹۷۸
•جایزه اول جشنواره لایپزیگ آلمان برای کتاب عبادتی چون تفکر نیست به عنوان زیباترین کتاب ۱۹۸۰
•جایزه اول اولین نمایشگاه گرافیک ایران برای بهترین تصویرگری کتاب ۱۳۶۴
•تقدیرنامه از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برای کتاب پیروزی ۱۳۶۸
🏆جوایز فیلم نقاشی متحرک
•جوایز فیلم نقاشی متحرک من آنم که
•جایزه صلح تصویر گاندی از طرف سازمان سیدالک در بیست و چهارمین جشنواره جهانی فیلم در برلین آلمان ۱۹۷۴
•پلاک برنز سیدالک در مجمع سالانه جهانی این سازمان در پاریس، فرانسه ۱۹۷۴
•پلاک برنز دوازدهمین جشنواره فیلم کراکو، لهستان ۱۹۷۴
•پلاک طلای جشنواره جهانی فیلم ویرجین آیلندر، آمریکا۱۹۷۴ در این جشنواره ۲۰۰۰ فیلم از ۳۸ کشور شرکت داشتند.
•پلاک نقره از یازدهمین جشنواره جهانی فیلم شیکاگو، آمریکا ۱۹۷۵
•تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کودکان لس آنجلس، آمریکا ۱۹۷۵
•تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک، آمریکا
•تقدیرنامه از چهارمین جشنواره جهانی فیلم کارتون سن فرانسیسکو، آمریکا
•فیلم رخ به عنوان فیلم برجسته سال برای ارائه در جشنواره فیلم لندن برگزیده شد
•جوایز فیلم نقاشی متحرک گلباران
•پلاک طلای هفتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان تهران ۱۳۵۱
•تقدیرنامه از جشنواره جهانی فیلمهای کوتاه تامبره ۱۹۷۳ فنلاند
•جایزه اتحادیه نقاشان شوروی ۱۹۷۴
•جایزه اول جشنواره جهانی فیلمهای آموزشی لبنان ۱۹۷۴
•پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا ۱۹۷۵
•پلاک برنز جشنواره فیلم کلمبوس در اوهایوی آمریکا به خاطر فکر و انگیزه ساختن فیلم گلباران ۱۱۹۷۵
•تقدیر نامه از جشنواره فیلم کارتون نیویورک ۱۹۷۵
•پلاک برنز جشنواره جهانی فیلم کارتون نیویورک ۱۹۷۵
•دیپلم افتخار چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم اودنسه دانمارک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
🦋🦋🦋کودکانه گویی های "بهار" 🦋🦋🦋
در تاریخ ادب فارسی# مهدی قلی خان هدایت .#ایرج میرزا . #حاجی میرزا یحیی دولت آبادی .#علی اکبر صابرو....در زمینه ی شعر کودک و نوجوان آثار ارزنده ای دارند.
🦋استاد# محمد تقی بهار نیز کودکانه گویی های قابل تاملی دارد:
#"اندرز به جوانان" . #"بچه ترس" .#"تنبلی عاقبتش حمالی ست".#"رنج و گنج".# "خدا و والدین" .#"مونس پدر" و# "سرود مدرسه" از مهم ترین آنهاست.
🦋در #" سرود مدرسه" به مام میهن و ارزش های باستانی و هویت ملی به زبان ساده می پردازد:
ما همه کودکان ایرانیم
مادر خویش را نگهبانیم...
زاده ی# کوروش و# هخامنشیم
بچه ی# قارن و# نریمانیم...
ملک ایران یکی گلستانست
ما گل سرخ این گلستانیم...
کار ما ورزش است و خواندن درس
همه از تنبلی گریزانیم
چون نیاکان باستانی خویش
راستگوی و درست پیمانیم.......
مستی و کارهای بی معنی
کار ما نیست زان که انسانیم.......
حالیا بهر افتخار وطن
ما شب و روز درس می خوانیم
🦋#بهار در شعر#" خدا و والدین" به اهمیت جایگاه مادر تاکید می ورزد:
ایا کودک خوب شیرین زبان
مشو غافل از مادر مهربان.....
خدا منعم ست و مربی پدر
بود مادر از هر دو دلسوزتر
خدا را پرست و پدر را ستای
ولی جان به قربان مادر نمای
🦋در شعر#" رنج و گنج" به اهمیت و ضرورت کار و تلاش اشاره می کند:
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همی خواست خفت......
در یک تمثیل زیبا و نصیحت پدر به پسران که در زمین گنجی نهفته ست و مهر ماه باید شخم بزنید و ..... بهار رمزکاوی می کند که گنجی یافته نشد ولی در نتیجه ی کار و تلاش پسران و رنجی که کشیدند زمین سبز شد و گنج به گونه ای دیگر حاصل شد.
🦋شعر# "بچه ترس" از جای گرفتن ترس تجربه شده در دوران کودکی می گوید .
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی........
ز میدانش اگر سیمرغ بودی
به ضرب یک لگد بیرون نمودی.....
یکی روز از قضا در طرف باغی
پرید از نزد او لاغر کلاغی
خروس از بیم کرد آن گونه فریاد
که اندر خیل مرغان شورش افتاد......
پس از لختی که فارغ شد خیالش
یکی از محرمان پرسید حالش....
خروس پهلوان با ماکیان گفت
کس از یار موافق راز ننهفت
من آن روزی که بودم جوجه ای خُرد
کلاغ از پیش رویَم جوجه ای برد ....
ز عهد کودکی تا این زمانه
اگر پرّد کلاغی زآشیانه
همان وحشت شود اندر دل من
که آکنده ست در آب و گل من
فراوان در شجاعت خوانده درسم
ولی از این کلاغان بچه ترسم
و نتیجه ای که در پایان شعر آورده می شود، از ین قرارست:
چو ترسی در دل کودک مکان کرد
ببالد هر چه بالاتر رود مرد
🦋در شعری دیگر دوباره به اهمیت کار و تلاش برای رسیدن به هدف و خوشبختی می پردازد. شعر" تنبلی عاقبتش حمالی ست" با بیت آغازین:
دو نفر بچه ی مقبول و قشنگ
نام این سنجر و آن یک هوشنگ
از سرانجام دو کودک می گوید هوشنگ که با تلاش به علم و شهرت و ثروت می رسد و #سنجر که در اسباب کشی# هوشنگ حمّال وسایل او می گردد و در پایان شعر:
گفت این بر همه مردم حالی ست
تنبلی عاقبتش حمّالی ست
هر که او می کند از درس، فرار
آخرِ کار شود مفلس و خوار
🦋مهم ترین دغدغه های استاد# محمد تقی بهار در شعر های کودک خویش عاقبت ایران و کودکان ایران ست .هویت ملی .کار و تلاش و دانش اندوزی و رعایت مهم ترین اصول اخلاقی مانند:
راستگویی و وفای به عهد و پیمان و مهر ورزی و شهامت و....محور موضوعی و شالوده ی پند و پیام های کودکانه گویی های اوست.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
🦋🦋🦋کودکانه گویی های "بهار" 🦋🦋🦋
در تاریخ ادب فارسی# مهدی قلی خان هدایت .#ایرج میرزا . #حاجی میرزا یحیی دولت آبادی .#علی اکبر صابرو....در زمینه ی شعر کودک و نوجوان آثار ارزنده ای دارند.
🦋استاد# محمد تقی بهار نیز کودکانه گویی های قابل تاملی دارد:
#"اندرز به جوانان" . #"بچه ترس" .#"تنبلی عاقبتش حمالی ست".#"رنج و گنج".# "خدا و والدین" .#"مونس پدر" و# "سرود مدرسه" از مهم ترین آنهاست.
🦋در #" سرود مدرسه" به مام میهن و ارزش های باستانی و هویت ملی به زبان ساده می پردازد:
ما همه کودکان ایرانیم
مادر خویش را نگهبانیم...
زاده ی# کوروش و# هخامنشیم
بچه ی# قارن و# نریمانیم...
ملک ایران یکی گلستانست
ما گل سرخ این گلستانیم...
کار ما ورزش است و خواندن درس
همه از تنبلی گریزانیم
چون نیاکان باستانی خویش
راستگوی و درست پیمانیم.......
مستی و کارهای بی معنی
کار ما نیست زان که انسانیم.......
حالیا بهر افتخار وطن
ما شب و روز درس می خوانیم
🦋#بهار در شعر#" خدا و والدین" به اهمیت جایگاه مادر تاکید می ورزد:
ایا کودک خوب شیرین زبان
مشو غافل از مادر مهربان.....
خدا منعم ست و مربی پدر
بود مادر از هر دو دلسوزتر
خدا را پرست و پدر را ستای
ولی جان به قربان مادر نمای
🦋در شعر#" رنج و گنج" به اهمیت و ضرورت کار و تلاش اشاره می کند:
برو کار می کن مگو چیست کار
که سرمایه ی جاودانی ست کار
نگر تا که دهقان دانا چه گفت
به فرزندگان چون همی خواست خفت......
در یک تمثیل زیبا و نصیحت پدر به پسران که در زمین گنجی نهفته ست و مهر ماه باید شخم بزنید و ..... بهار رمزکاوی می کند که گنجی یافته نشد ولی در نتیجه ی کار و تلاش پسران و رنجی که کشیدند زمین سبز شد و گنج به گونه ای دیگر حاصل شد.
🦋شعر# "بچه ترس" از جای گرفتن ترس تجربه شده در دوران کودکی می گوید .
یکی زیبا خروسی بود جنگی
به مانند عقاب از تیز چنگی........
ز میدانش اگر سیمرغ بودی
به ضرب یک لگد بیرون نمودی.....
یکی روز از قضا در طرف باغی
پرید از نزد او لاغر کلاغی
خروس از بیم کرد آن گونه فریاد
که اندر خیل مرغان شورش افتاد......
پس از لختی که فارغ شد خیالش
یکی از محرمان پرسید حالش....
خروس پهلوان با ماکیان گفت
کس از یار موافق راز ننهفت
من آن روزی که بودم جوجه ای خُرد
کلاغ از پیش رویَم جوجه ای برد ....
ز عهد کودکی تا این زمانه
اگر پرّد کلاغی زآشیانه
همان وحشت شود اندر دل من
که آکنده ست در آب و گل من
فراوان در شجاعت خوانده درسم
ولی از این کلاغان بچه ترسم
و نتیجه ای که در پایان شعر آورده می شود، از ین قرارست:
چو ترسی در دل کودک مکان کرد
ببالد هر چه بالاتر رود مرد
🦋در شعری دیگر دوباره به اهمیت کار و تلاش برای رسیدن به هدف و خوشبختی می پردازد. شعر" تنبلی عاقبتش حمالی ست" با بیت آغازین:
دو نفر بچه ی مقبول و قشنگ
نام این سنجر و آن یک هوشنگ
از سرانجام دو کودک می گوید هوشنگ که با تلاش به علم و شهرت و ثروت می رسد و #سنجر که در اسباب کشی# هوشنگ حمّال وسایل او می گردد و در پایان شعر:
گفت این بر همه مردم حالی ست
تنبلی عاقبتش حمّالی ست
هر که او می کند از درس، فرار
آخرِ کار شود مفلس و خوار
🦋مهم ترین دغدغه های استاد# محمد تقی بهار در شعر های کودک خویش عاقبت ایران و کودکان ایران ست .هویت ملی .کار و تلاش و دانش اندوزی و رعایت مهم ترین اصول اخلاقی مانند:
راستگویی و وفای به عهد و پیمان و مهر ورزی و شهامت و....محور موضوعی و شالوده ی پند و پیام های کودکانه گویی های اوست.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️ #علی_اکبر_مهربانی_نازنین
به كوشش انجمن نقاشان ایران منتخبي از كارنماهاي گروه اول تا چهارم توسط "يونسكو كلاب" انتخاب شد و ١٩ دي ماه ( ٨ ژانويه 2021) در وب سايت دپارتمان ايران، یو نسکو بارگذاری شد.
در اين رخداد ٦٩ اثر منتخب از ٦٩هنرمند، امکان نمایش یافتند .
لینک دسترسی به تارنمای:
Internationalactionart.com
اسامي هنرمندان شركت كننده در وب سایت يونسكو:
|كارنماى ١ ،٢ ، ٣ ، ٤|
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️ #علی_اکبر_مهربانی_نازنین
به كوشش انجمن نقاشان ایران منتخبي از كارنماهاي گروه اول تا چهارم توسط "يونسكو كلاب" انتخاب شد و ١٩ دي ماه ( ٨ ژانويه 2021) در وب سايت دپارتمان ايران، یو نسکو بارگذاری شد.
در اين رخداد ٦٩ اثر منتخب از ٦٩هنرمند، امکان نمایش یافتند .
لینک دسترسی به تارنمای:
Internationalactionart.com
اسامي هنرمندان شركت كننده در وب سایت يونسكو:
|كارنماى ١ ،٢ ، ٣ ، ٤|
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️ #علی_اکبر_مهربانی_نازنین
از استان کهگیلویه و بویراحمد
علی اکبر مهربانی هنرمند جوان و ۳۶ ساله ایرانی و یاسوجی است که یکی از نقاشان تحصیلکرده و آکادمیک بشمار می رود ، چیزی که در خط و خطوط ترسیمی این نقاش جوان نیز قابل مشاهده است . مهربانی دارای مدرک کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی گرایش نقاشی است و حالا دیگر بعد از ۱۴ سال تجربه نقاشی و نقاشی آموزی ، هنرمند مجربی بشمار می رود که به خوبی توانسته به خط و خطوط و حدود آثار خودش دست پیدا کند و به فضایی برسد که بتوان فضای آثار او را به راحتی می توان از میان آثار دیگر تشخیص داد . امضای شخصی مهربانی در آثارش ، خصوصا در مجموعه طراحی هایش و کارهایش با ذغال به سادگی قابل دریافت است . مهربانی عضو انجمن نقاشی ایران است و از سال ۹۲ در آموزشگاه های هنری بومی تدریس نقاشی می کند . مهربانی در نمایشگاه های انفرادی و گروهی مختلفی در طی سالیان اخیر شرکت داشته است و توانسته در دنیای امروز نقاشی ایران برای خود نام و اعتباری دست و پا کند. در میان آثار علی اکبر مهربانی طراحی های جالب توجهی دیده می شود که از سایر کارهای علی اکبر مهربانی یک سر و گردن بالا تر است ،جدا از نگاه مهربانی به سوژه که اتفاقا نگاه سادی ، بی واسطه و روستایی است و این به خودی خود در جامعه هنری مدرن و معاصر که بعنوان عصر پیچیدگی های هنری نام گرفته است ، حادثه ای مثبت و دلنشین به حساب می آید ، تکنیک های مهربانی اما به شدت رو به جلو و پیچیده است . این تلفیق یکی از مسائلی است که باعث شده تا آثار تلفیقی شایسته توجه بیشتری باشد . بایست توجه کرد وقتی که در مورد آثار فیوژن صحبت می شود ، همیشه حساسیت ها و از کار در آوردن اثر نکته بسیار باریکی است ؛ بطور کل آثار در حوزه فیوژن به راحتی امکان لغزش و ایجاد زدگی در آن ها وجود دارد ، عدم ایجاد هارمونی ، بیرون زدگی اثر ، خط نامشخص و مبهم و سردرگمی مهم ترین شکست های آثار فیوژن هستند ، چه برسد وقتی نگاه از یک حوزه و تکنیک از حوزه دیگری باشد . وقتی از این منظر به آثار مهربانی خصوصا تابلوی مادرش نگاه می شود ، اهمیت تسلط او روی پروژه بیش از پیش مشخص می شود. در این اثر فضای کلی اثر همان فضایی است که بارها و بارها در آثار مهربانی با آنها آشنا شده ایم ، فضاسازی روستایی و ساده مهربانی که از لحاظ تکنیکی اما مبهم است و فضایی گنگ و دلهره آور دارد . در هم بودن خطوط مختلف ، حس سیاه و سفید و برف نشستگی در فضاها ، خطوطی که مانند بوران های یخ و تگرگ روستاهای امرزی ایران هستند و همیشه انگار مشخص نیست زمان چه وقت است ، مهم ترین ویژگی های فضاسازی این اثر است . در فضاسازی مهربانی ، زمان حلقه مفقوده است و این بدین معنی نیست که برای آثار مهربانی نقطه ضعفی بشمار می رود ؛ در واقع آثار مهربانی را می توان به تفکیک از هر دوره ای خوانش کرد و اثر نیز دچار زمان مرگی نخواهد شد . در این اثر در میان احجام سنگین و تیره میانی که فضای عمومی را می سازند ، در خطخط افقی بالا و پایین اثر ، مهربانی اثر را سفید باقی میگذارد ، این سفیدی هم به تعادل احجام و وزنی قاب اثر کمک فراوانی کرده است ، هم به ابهام و سرمای مورد نظر دامن می زند و علاوه بر اینها همچنین بستر لازم برای نشاندن سوژه در نقطه مورد توجه کادر را فراهم می کند ، چیزی که در این اثر نیز قابل مشاهده است . نکته جالب فضاسازی این اثر علی اکبر مهربانی این است که چرخش و حرکت چشم در طی کردن قاب اثر به ظرافت شکل می گیرد ، در حرکتی مشخص چشم در ابتدا بستر سفید را تشخیص می دهد و حول آن حرکت می کند ، بستر تیره پشت محو می شود و در حین همین گردش مخاطب با سوژه اصلی یعنی مادر که به شکلی پیرزنی با توشه ای بر دوش ، کوژ و خسته اما همچنان ایثارگر است بر می خورد و بعد از ادراک این بخش ، فضاسازی تیره و مبهم باقی فضاها ، باعث می شود تا شناخت کامل اثر در یک چرخش درخور توجه ایجاد شود . مهربانی از آن دسته از هنرمندانی است که به خوبی و البته به سرعت توانست از زیر سایه هنرمندان و الگوهای بزرگ در بیاید ، فضای پیرامونی خود را شکل بدهد ، خط خود را بیابد و امضای شخصی اش را پای آثارش به راحتی بتوان تشخیص داد ، نکته ای که در کنار تسلطش بر تکنیک های طراحی و نقاشی و نوع جهان بینی دلنشین اش سبب شدده تا راه علی اکبر مهربانی در دنیای امروز نقاشی مشخص باشد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
🎨#نقاشی
▪️ #علی_اکبر_مهربانی_نازنین
از استان کهگیلویه و بویراحمد
علی اکبر مهربانی هنرمند جوان و ۳۶ ساله ایرانی و یاسوجی است که یکی از نقاشان تحصیلکرده و آکادمیک بشمار می رود ، چیزی که در خط و خطوط ترسیمی این نقاش جوان نیز قابل مشاهده است . مهربانی دارای مدرک کارشناسی ارشد هنرهای تجسمی گرایش نقاشی است و حالا دیگر بعد از ۱۴ سال تجربه نقاشی و نقاشی آموزی ، هنرمند مجربی بشمار می رود که به خوبی توانسته به خط و خطوط و حدود آثار خودش دست پیدا کند و به فضایی برسد که بتوان فضای آثار او را به راحتی می توان از میان آثار دیگر تشخیص داد . امضای شخصی مهربانی در آثارش ، خصوصا در مجموعه طراحی هایش و کارهایش با ذغال به سادگی قابل دریافت است . مهربانی عضو انجمن نقاشی ایران است و از سال ۹۲ در آموزشگاه های هنری بومی تدریس نقاشی می کند . مهربانی در نمایشگاه های انفرادی و گروهی مختلفی در طی سالیان اخیر شرکت داشته است و توانسته در دنیای امروز نقاشی ایران برای خود نام و اعتباری دست و پا کند. در میان آثار علی اکبر مهربانی طراحی های جالب توجهی دیده می شود که از سایر کارهای علی اکبر مهربانی یک سر و گردن بالا تر است ،جدا از نگاه مهربانی به سوژه که اتفاقا نگاه سادی ، بی واسطه و روستایی است و این به خودی خود در جامعه هنری مدرن و معاصر که بعنوان عصر پیچیدگی های هنری نام گرفته است ، حادثه ای مثبت و دلنشین به حساب می آید ، تکنیک های مهربانی اما به شدت رو به جلو و پیچیده است . این تلفیق یکی از مسائلی است که باعث شده تا آثار تلفیقی شایسته توجه بیشتری باشد . بایست توجه کرد وقتی که در مورد آثار فیوژن صحبت می شود ، همیشه حساسیت ها و از کار در آوردن اثر نکته بسیار باریکی است ؛ بطور کل آثار در حوزه فیوژن به راحتی امکان لغزش و ایجاد زدگی در آن ها وجود دارد ، عدم ایجاد هارمونی ، بیرون زدگی اثر ، خط نامشخص و مبهم و سردرگمی مهم ترین شکست های آثار فیوژن هستند ، چه برسد وقتی نگاه از یک حوزه و تکنیک از حوزه دیگری باشد . وقتی از این منظر به آثار مهربانی خصوصا تابلوی مادرش نگاه می شود ، اهمیت تسلط او روی پروژه بیش از پیش مشخص می شود. در این اثر فضای کلی اثر همان فضایی است که بارها و بارها در آثار مهربانی با آنها آشنا شده ایم ، فضاسازی روستایی و ساده مهربانی که از لحاظ تکنیکی اما مبهم است و فضایی گنگ و دلهره آور دارد . در هم بودن خطوط مختلف ، حس سیاه و سفید و برف نشستگی در فضاها ، خطوطی که مانند بوران های یخ و تگرگ روستاهای امرزی ایران هستند و همیشه انگار مشخص نیست زمان چه وقت است ، مهم ترین ویژگی های فضاسازی این اثر است . در فضاسازی مهربانی ، زمان حلقه مفقوده است و این بدین معنی نیست که برای آثار مهربانی نقطه ضعفی بشمار می رود ؛ در واقع آثار مهربانی را می توان به تفکیک از هر دوره ای خوانش کرد و اثر نیز دچار زمان مرگی نخواهد شد . در این اثر در میان احجام سنگین و تیره میانی که فضای عمومی را می سازند ، در خطخط افقی بالا و پایین اثر ، مهربانی اثر را سفید باقی میگذارد ، این سفیدی هم به تعادل احجام و وزنی قاب اثر کمک فراوانی کرده است ، هم به ابهام و سرمای مورد نظر دامن می زند و علاوه بر اینها همچنین بستر لازم برای نشاندن سوژه در نقطه مورد توجه کادر را فراهم می کند ، چیزی که در این اثر نیز قابل مشاهده است . نکته جالب فضاسازی این اثر علی اکبر مهربانی این است که چرخش و حرکت چشم در طی کردن قاب اثر به ظرافت شکل می گیرد ، در حرکتی مشخص چشم در ابتدا بستر سفید را تشخیص می دهد و حول آن حرکت می کند ، بستر تیره پشت محو می شود و در حین همین گردش مخاطب با سوژه اصلی یعنی مادر که به شکلی پیرزنی با توشه ای بر دوش ، کوژ و خسته اما همچنان ایثارگر است بر می خورد و بعد از ادراک این بخش ، فضاسازی تیره و مبهم باقی فضاها ، باعث می شود تا شناخت کامل اثر در یک چرخش درخور توجه ایجاد شود . مهربانی از آن دسته از هنرمندانی است که به خوبی و البته به سرعت توانست از زیر سایه هنرمندان و الگوهای بزرگ در بیاید ، فضای پیرامونی خود را شکل بدهد ، خط خود را بیابد و امضای شخصی اش را پای آثارش به راحتی بتوان تشخیص داد ، نکته ای که در کنار تسلطش بر تکنیک های طراحی و نقاشی و نوع جهان بینی دلنشین اش سبب شدده تا راه علی اکبر مهربانی در دنیای امروز نقاشی مشخص باشد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری براثار
#علی_اکبر_مهربانی_نازنین
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
ومعرفی هنرمندان این سرزمین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری براثار
#علی_اکبر_مهربانی_نازنین
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
ومعرفی هنرمندان این سرزمین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
عالمی را پرسیدند:
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود:
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند:
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند
عالم فرمود:
پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن
و خوب باش شاید فردایی نباشد!
📕 #امثالوحکم
✍🏽 #علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
عالمی را پرسیدند:
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود:
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند:
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند
عالم فرمود:
پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن
و خوب باش شاید فردایی نباشد!
📕 #امثالوحکم
✍🏽 #علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد. کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت: روزی که میخواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر! واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانهٔ کدخدا رفت و از کیسههای برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت: راستش برنجی در کار نیست. آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
📕 #امثالوحکم
✍🏽 #علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
واعظی منبری رفت و سخنرانی جالبی ارائه داد. کدخدا که خیلی لذت برده بود به واعظ گفت: روزی که میخواهی از این روستا بروی بیا سه کیسه برنج از من بگیر! واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانهٔ کدخدا رفت و از کیسههای برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت: راستش برنجی در کار نیست. آن روز منبر جالبی رفتی من خیلی خوشم آمد و گفتم من هم یک چیزی بگویم که تو خوشت بیاید.
📕 #امثالوحکم
✍🏽 #علی_اکبر_دهخدا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
#علی_اکبر_داور
علیاکبر داور (۱۲۴۶ تهران -اصالتاً چهاردانگۀ ساری- ۱۳۱۵ تهران)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
#علی_اکبر_داور
علیاکبر داور (۱۲۴۶ تهران -اصالتاً چهاردانگۀ ساری- ۱۳۱۵ تهران)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#علی_اکبر_داور
علیاکبر داور (۱۲۴۶ تهران -اصالتاً چهاردانگۀ ساری- ۱۳۱۵ تهران) از دولتمردان بزرگ دورهٔ رضاشاه بزرگ بود که در پستهای وزیر مالیه در کابینه محمدعلی فروغی (۱۳۱۲-۱۳۱۵)، وزیر معارف (فرهنگ)، وزیر عدلیه (دادگستری) انجام وظیفه کرد و به بنیادگذار دادگستری نوین ایران نامور شدهاست.ایجاد نظام قضایی در کشور، تأسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، «قانون ازدواج و طلاق» و تأسیس بیمه ایران از مهمترین دستاوردهای او بود.
از بین دولتمردان دورهٔ پهلوی او از معدود افرادی است که هماکنون یک خیابان در تهران به نام اوست.کنیه او میرزا علی اکبرخان مدعی العموم بود.
علی اکبر داور بنیانگذار دادگستری نوین در ایران و وزیر دارایی رضا شاه متولد روستای کَنیم از بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران است. پدرش کربلائی علی خان اردلان معروف به کلبعلی خان خازن خلوت بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه و مدرسه علوم سیاسی به خدمت عدلیه قدیم درآمد و مشاغل گوناگونی را بر گُرده گرفت. در ۲۵ سالگی، دادستان تهران شد و به میرزا علیاکبر خان مدعیالعموم شهرت یافت. در پی آن برای ادامه تحصیلات، به سوئیس رفت و تا دریافت درجه دکترای حقوق تحصیل کرد. داستان سفر داور به سوئیس بدین گونهاست که هنگامی که حاج ابراهیم پناهی فرزندان خود را برای تحصیل به اروپا میفرستاد، داور را به عنوان سرپرست آنها برگزید. در این همراهی داور درس خواند و خود را به مرحله دکترای حقوق رسانید. سپس به ایران بازگشت. چند گاهی وزیر معارف شد و در کابینههای مستوفیالممالک و مخبرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید. مهمترین دستاورد او، دگرگون نمودن ساختار نظام قضایی عدلیه بود. تاسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، و «قانون ازدواج و طلاق» از دستاوردها و برآیند کوششهای اوست.
داور یک فرد سیاسی نیز بود. با انتشار روزنامه مرد آزاد و انتخاب به نمایندگی مجلس از بازیگران مهم سیاست شد، با تیمورتاش و نصرتالدوله همبسته و همآوا گردید و از پایهگذاران اصلی پادشاهی خاندان پهلوی شد. پانزده سال بازیگر سیاسی و وزیر مقتدر و اصلاحطلب دوره پهلوی بود
داور در دوره وزارت پروژههای بزرگی را با تامین اعتبار دولتی به انجام رسانید. او مناسبات و دادوستدهای اقتصادی را دولتی کرد.در دوره او بازرگانی ایران با شوروی بر پایه دادوستدهای پایاپای گسترش یافت. در آذر ۱۳۱۴ یک پیمان بازرگانی پایاپای مهم میان ایران و آلمان بسته شد که در راستای آن دولت آلمان نازی در برابر صادرات پنبه، چوب، برنج، جو، قالی، خشکبار، خاویار و طلا و نقره و... از ایران به این کشور، تجهیزات صنعتی و ماشین آلات به ایران صادر کند.
نوسازی و اصلاحات داور در عدلیه و مالیه و پرورش گروهی از کارشناسان شایسته برای کشور او را از مردان نامی عصر خود کرده بود که بارها سخن از نخست وزیری او بود ولی مرگ این بخت را از او دریغ کرد.
او در ماههای پایانی زندگانی و در حالی که گرفتار ناراحتیهای روحی بود از هیالمار شاخت، اقتصاددان آلمانی ناسیونال سوسیالیست دعوت کرد تا برای ارائه برنامه جامع نوسازی اقتصاد ایران به تهران بیاید. شاخت به دولتمردان وقت توصیه کرد: «برای رفع بحران اقتصادی مؤسسات اقتصادی را تقلیل دهید.».
علی اکبر داور در ۲۰ بهمن ۱۳۱۵ درگذشت.برخی روزنامهها مرگ او را ناشی از سکته قلبی دانستند، در حالی که دیگران آن را خودکشی به شمار آوردند.برخی دیگر نیز مرگ او را بیارتباط با لایحهٔ پیشنهادی او به مجلس در راستای گفتگو با آمریکاییان ندانستهاند. این لایحه به شدت از سوی بریتانیا و شوروی مورد اعتراض بود.داور همچنین پیش از مقام وزارت، در یکی از روزنامههای آن هنگام مقالهای با عنوان «اسرار عدلیه» به چاپ رساند که درونمایهٔ آن انتقادی به یکی از آرای محاکم وقت بود.
میگویند داور پس از آن که مورد بیمهری رضاشاه بزرگ قرار گرفت به خانه رفت. مقداری تریاک در الکل حل کرد، خورد و خوابید.فردا که جنازه او را در بستر یافتند نوشتهای هم در کنار تختش بود.داور روی آن یادداشت، سروده نامی کلیم کاشانی را نوشته بود:
افسانه حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
داور هنگام خودکشی تنها ۱۵ تومان پول نقد در جیب پالتو داشت که تنها دارایی نقدی دولتمردی بود که روزگاری در جایگاه وزیر دارایی،اقتصاد کشور را زیر فرمان داشت. بیشتر دولتمردان دوره پهلوی و مورخین از داور و اصلاحاتش ستایش کردهاند.
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#علی_اکبر_داور
علیاکبر داور (۱۲۴۶ تهران -اصالتاً چهاردانگۀ ساری- ۱۳۱۵ تهران) از دولتمردان بزرگ دورهٔ رضاشاه بزرگ بود که در پستهای وزیر مالیه در کابینه محمدعلی فروغی (۱۳۱۲-۱۳۱۵)، وزیر معارف (فرهنگ)، وزیر عدلیه (دادگستری) انجام وظیفه کرد و به بنیادگذار دادگستری نوین ایران نامور شدهاست.ایجاد نظام قضایی در کشور، تأسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، تدوین «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، «قانون ازدواج و طلاق» و تأسیس بیمه ایران از مهمترین دستاوردهای او بود.
از بین دولتمردان دورهٔ پهلوی او از معدود افرادی است که هماکنون یک خیابان در تهران به نام اوست.کنیه او میرزا علی اکبرخان مدعی العموم بود.
علی اکبر داور بنیانگذار دادگستری نوین در ایران و وزیر دارایی رضا شاه متولد روستای کَنیم از بخش چهاردانگه شهرستان ساری در استان مازندران است. پدرش کربلائی علی خان اردلان معروف به کلبعلی خان خازن خلوت بود. پس از پایان تحصیلات ابتدایی و متوسطه و مدرسه علوم سیاسی به خدمت عدلیه قدیم درآمد و مشاغل گوناگونی را بر گُرده گرفت. در ۲۵ سالگی، دادستان تهران شد و به میرزا علیاکبر خان مدعیالعموم شهرت یافت. در پی آن برای ادامه تحصیلات، به سوئیس رفت و تا دریافت درجه دکترای حقوق تحصیل کرد. داستان سفر داور به سوئیس بدین گونهاست که هنگامی که حاج ابراهیم پناهی فرزندان خود را برای تحصیل به اروپا میفرستاد، داور را به عنوان سرپرست آنها برگزید. در این همراهی داور درس خواند و خود را به مرحله دکترای حقوق رسانید. سپس به ایران بازگشت. چند گاهی وزیر معارف شد و در کابینههای مستوفیالممالک و مخبرالسلطنه به وزارت عدلیه رسید. مهمترین دستاورد او، دگرگون نمودن ساختار نظام قضایی عدلیه بود. تاسیس «ادارهٔ ثبت احوال»، «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاک»، و «قانون ازدواج و طلاق» از دستاوردها و برآیند کوششهای اوست.
داور یک فرد سیاسی نیز بود. با انتشار روزنامه مرد آزاد و انتخاب به نمایندگی مجلس از بازیگران مهم سیاست شد، با تیمورتاش و نصرتالدوله همبسته و همآوا گردید و از پایهگذاران اصلی پادشاهی خاندان پهلوی شد. پانزده سال بازیگر سیاسی و وزیر مقتدر و اصلاحطلب دوره پهلوی بود
داور در دوره وزارت پروژههای بزرگی را با تامین اعتبار دولتی به انجام رسانید. او مناسبات و دادوستدهای اقتصادی را دولتی کرد.در دوره او بازرگانی ایران با شوروی بر پایه دادوستدهای پایاپای گسترش یافت. در آذر ۱۳۱۴ یک پیمان بازرگانی پایاپای مهم میان ایران و آلمان بسته شد که در راستای آن دولت آلمان نازی در برابر صادرات پنبه، چوب، برنج، جو، قالی، خشکبار، خاویار و طلا و نقره و... از ایران به این کشور، تجهیزات صنعتی و ماشین آلات به ایران صادر کند.
نوسازی و اصلاحات داور در عدلیه و مالیه و پرورش گروهی از کارشناسان شایسته برای کشور او را از مردان نامی عصر خود کرده بود که بارها سخن از نخست وزیری او بود ولی مرگ این بخت را از او دریغ کرد.
او در ماههای پایانی زندگانی و در حالی که گرفتار ناراحتیهای روحی بود از هیالمار شاخت، اقتصاددان آلمانی ناسیونال سوسیالیست دعوت کرد تا برای ارائه برنامه جامع نوسازی اقتصاد ایران به تهران بیاید. شاخت به دولتمردان وقت توصیه کرد: «برای رفع بحران اقتصادی مؤسسات اقتصادی را تقلیل دهید.».
علی اکبر داور در ۲۰ بهمن ۱۳۱۵ درگذشت.برخی روزنامهها مرگ او را ناشی از سکته قلبی دانستند، در حالی که دیگران آن را خودکشی به شمار آوردند.برخی دیگر نیز مرگ او را بیارتباط با لایحهٔ پیشنهادی او به مجلس در راستای گفتگو با آمریکاییان ندانستهاند. این لایحه به شدت از سوی بریتانیا و شوروی مورد اعتراض بود.داور همچنین پیش از مقام وزارت، در یکی از روزنامههای آن هنگام مقالهای با عنوان «اسرار عدلیه» به چاپ رساند که درونمایهٔ آن انتقادی به یکی از آرای محاکم وقت بود.
میگویند داور پس از آن که مورد بیمهری رضاشاه بزرگ قرار گرفت به خانه رفت. مقداری تریاک در الکل حل کرد، خورد و خوابید.فردا که جنازه او را در بستر یافتند نوشتهای هم در کنار تختش بود.داور روی آن یادداشت، سروده نامی کلیم کاشانی را نوشته بود:
افسانه حیات دو روزی نبود بیش
آن هم کلیم با تو بگویم چه سان گذشت
یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
روز دگر به کندن دل زین و آن گذشت
داور هنگام خودکشی تنها ۱۵ تومان پول نقد در جیب پالتو داشت که تنها دارایی نقدی دولتمردی بود که روزگاری در جایگاه وزیر دارایی،اقتصاد کشور را زیر فرمان داشت. بیشتر دولتمردان دوره پهلوی و مورخین از داور و اصلاحاتش ستایش کردهاند.