خواننده #فریده_نصیری
ترانه #سفر_بخیر
آهنگ #حسین_صمدی
کلام #کریم_فکور
در آن دم که سر گذارم
دگر بخیر
دلدارم به خنده گوید
سفر بخیر
میپویم ره سفر
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه #سفر_بخیر
آهنگ #حسین_صمدی
کلام #کریم_فکور
در آن دم که سر گذارم
دگر بخیر
دلدارم به خنده گوید
سفر بخیر
میپویم ره سفر
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فریده لاشايي در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت متولد شد. پس از تحصيلات دبيرستاني به آلمان سفر كرد و پس از گذراندن مدرسه مترجمي در مونيخ، به تحصيل در رشته هنرهاي تزئيني در وين پرداخت. پس از اتمام اين دوره مدت دو سال در كارخانه Reidel در جنوب اتريش به طراحي كريستال پرداخت و برخي از طرحهايش در استوديو روزنتال روي گلدانهاي چيني پياده شده است. نقاشيهاي فريده لاشايي را ميتوان نمونهاي از حضور هنر گذشته در هنر معاصر به شمار آورد. فریده لاشایی، در کنار نقاشی، در حوزه ادبیات هم فعال بود. نخستین ترجمه او که در سال ۱۳۴۷ منتشر شد، نمایشنامه "زن نیک سچوان" نوشته برتولت برشت بود. او دو نمایشنامه دیگر نیز از برشت با نامهای "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی" (۱۳۴۷) و "روزهای کمون" (۱۳۵۷) ترجمه کرد.
"گلهای هیروشیما" نوشته اوا هریس،"لبخند فروخته شده"، از جیمز کروتس، "نجواهای شبانه"و "تمامی دیروزها" از ناتالیا گینز بورگ و «زد» نوشته واسیلی واسیلیکوس، دیگر آثاری هستند که خوانندگان فارسی زبان آنها را به ترجمه فریده لاشایی خوانده اند.
"اولین رمانش با نام " شال بامو" چهره ای نویسنده ای جا افتاده از وی را به مخاطبانش معرفی کرد. کتابی که در آن راوی زن، به روایت چهار نسل میپردازد و تلاشها و دغدغههای زن ایرانی را وا مینماید. عنوان کتاب به معنی "شغال آمد" از یک ترانه محلی گیلکی گرفته شده است.
به جز رمان دومش که هنوز منتشر نشده، قصد داشت شرح حالی از برتولت برشت را نیز که سالها قبل نوشته بود، بازنگری و منتشر کند؛ اما سرطان و مرگ مجالش ندادند.
لاشايي در پي يك دوره طولاني بيماري در سال 1391 و به خاطر ابتلا به سرطان در سن ۶۸ سالگي در بيمارستان جم تهران درگذشت. روانش شاد باد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#فریده لاشايي در سال ۱۳۲۳ در شهر رشت متولد شد. پس از تحصيلات دبيرستاني به آلمان سفر كرد و پس از گذراندن مدرسه مترجمي در مونيخ، به تحصيل در رشته هنرهاي تزئيني در وين پرداخت. پس از اتمام اين دوره مدت دو سال در كارخانه Reidel در جنوب اتريش به طراحي كريستال پرداخت و برخي از طرحهايش در استوديو روزنتال روي گلدانهاي چيني پياده شده است. نقاشيهاي فريده لاشايي را ميتوان نمونهاي از حضور هنر گذشته در هنر معاصر به شمار آورد. فریده لاشایی، در کنار نقاشی، در حوزه ادبیات هم فعال بود. نخستین ترجمه او که در سال ۱۳۴۷ منتشر شد، نمایشنامه "زن نیک سچوان" نوشته برتولت برشت بود. او دو نمایشنامه دیگر نیز از برشت با نامهای "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی" (۱۳۴۷) و "روزهای کمون" (۱۳۵۷) ترجمه کرد.
"گلهای هیروشیما" نوشته اوا هریس،"لبخند فروخته شده"، از جیمز کروتس، "نجواهای شبانه"و "تمامی دیروزها" از ناتالیا گینز بورگ و «زد» نوشته واسیلی واسیلیکوس، دیگر آثاری هستند که خوانندگان فارسی زبان آنها را به ترجمه فریده لاشایی خوانده اند.
"اولین رمانش با نام " شال بامو" چهره ای نویسنده ای جا افتاده از وی را به مخاطبانش معرفی کرد. کتابی که در آن راوی زن، به روایت چهار نسل میپردازد و تلاشها و دغدغههای زن ایرانی را وا مینماید. عنوان کتاب به معنی "شغال آمد" از یک ترانه محلی گیلکی گرفته شده است.
به جز رمان دومش که هنوز منتشر نشده، قصد داشت شرح حالی از برتولت برشت را نیز که سالها قبل نوشته بود، بازنگری و منتشر کند؛ اما سرطان و مرگ مجالش ندادند.
لاشايي در پي يك دوره طولاني بيماري در سال 1391 و به خاطر ابتلا به سرطان در سن ۶۸ سالگي در بيمارستان جم تهران درگذشت. روانش شاد باد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#در_مجتمع_مسکونی_روحم
زنان زیادی زندگی می کنند.
ساکن #طبقه_اول
#زنی_وراج و #فضول
است که زیاد بهش رو نمی دهم
وگرنه می خواهد همیشه سر از کار
همه در بیاورد واختیار کل مجتمع
را در دست بگیرد .
در #طبقه_دوم زنی #خانه_دار
زندگی می کند که سرش
به خانه و زندگی و پخت و پز
و بشور و بساب خودش بند است
زن بی آزاریست و کاری به کار
کسی ندارد ، گاهی به دیدنش می روم
و یک چای عصرانه با هم می خوریم.
در #طبقه_سوم #زنی_لوند و عشوه گر است
که عصرها با لباسهای نه چندان مناسب
در بالکن می نشیند و سیگار می کشد
و سوت و متلک مردان پشت پنجره
و رهگذر را به هیچ جایش
حساب نمی کند .
زن بدی نیست گرچه زن طبقه اول
ازش بدش می آید و اگر من
بهش پا بدهم تند تند پشت سرش
صفحه می گذارد ،ولی من این زن را
دوست دارم و گاهی
به دیدنش می روم،
با مهربانی مرا در آغوش می گیرد
و گونه هایم را می بوسد،
در کنارش احساس زنانگی ام
تقویت می شود .
ساکن #طبقه_چهارم
#زنی است که هیچوقت خانه نیست ،
مدام در سینما و گالری و نمایشگاه ها
و جاهای مختلف پرسه می زند
و احساس روشنفکری شدیدی می کند
و خواهان برابری حقوق زن و مرد
و اعدام نکردن کودکان
و لغو قانون ازدواج کودکان
و حفظ محیط زیست
و هزار چیز دیگر است ،
اما من که چشمم آب نمی خورد
بتواند کاری از پیش ببرد .
اما در آخرین طبقه روحم زنی #مرموز
زندگی می کند ،
چیز زیادی ازش نمی دانم ،
با کسی مراوده و معاشرت ندارد ،
گاهی سایه اش را پشت پنجره
می بینم که مثل یک نسیم آرام می گذرد ،
کاش می توانستم
به دیدارش بروم ،
اما می دانم او در را به رویم
باز نمی کند ،
آن زن #نجات_دهنده من است.
#فریده_کثیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#در_مجتمع_مسکونی_روحم
زنان زیادی زندگی می کنند.
ساکن #طبقه_اول
#زنی_وراج و #فضول
است که زیاد بهش رو نمی دهم
وگرنه می خواهد همیشه سر از کار
همه در بیاورد واختیار کل مجتمع
را در دست بگیرد .
در #طبقه_دوم زنی #خانه_دار
زندگی می کند که سرش
به خانه و زندگی و پخت و پز
و بشور و بساب خودش بند است
زن بی آزاریست و کاری به کار
کسی ندارد ، گاهی به دیدنش می روم
و یک چای عصرانه با هم می خوریم.
در #طبقه_سوم #زنی_لوند و عشوه گر است
که عصرها با لباسهای نه چندان مناسب
در بالکن می نشیند و سیگار می کشد
و سوت و متلک مردان پشت پنجره
و رهگذر را به هیچ جایش
حساب نمی کند .
زن بدی نیست گرچه زن طبقه اول
ازش بدش می آید و اگر من
بهش پا بدهم تند تند پشت سرش
صفحه می گذارد ،ولی من این زن را
دوست دارم و گاهی
به دیدنش می روم،
با مهربانی مرا در آغوش می گیرد
و گونه هایم را می بوسد،
در کنارش احساس زنانگی ام
تقویت می شود .
ساکن #طبقه_چهارم
#زنی است که هیچوقت خانه نیست ،
مدام در سینما و گالری و نمایشگاه ها
و جاهای مختلف پرسه می زند
و احساس روشنفکری شدیدی می کند
و خواهان برابری حقوق زن و مرد
و اعدام نکردن کودکان
و لغو قانون ازدواج کودکان
و حفظ محیط زیست
و هزار چیز دیگر است ،
اما من که چشمم آب نمی خورد
بتواند کاری از پیش ببرد .
اما در آخرین طبقه روحم زنی #مرموز
زندگی می کند ،
چیز زیادی ازش نمی دانم ،
با کسی مراوده و معاشرت ندارد ،
گاهی سایه اش را پشت پنجره
می بینم که مثل یک نسیم آرام می گذرد ،
کاش می توانستم
به دیدارش بروم ،
اما می دانم او در را به رویم
باز نمی کند ،
آن زن #نجات_دهنده من است.
#فریده_کثیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پترسی
بخندجانانم!
خندههایت را زیر نقاب غم پنهان نکن
گوشهی لبهایت را
به گونههایت وصله بزن
به همین سادگی!
بخند تا دنیا باورش شود؛
در پس این چهرهی خندان
باز هم کسی میخندد!
تو فقط بخند،
من قول میدهم
به غمها بگویم بروند
#فریده_کوهستانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
بخندجانانم!
خندههایت را زیر نقاب غم پنهان نکن
گوشهی لبهایت را
به گونههایت وصله بزن
به همین سادگی!
بخند تا دنیا باورش شود؛
در پس این چهرهی خندان
باز هم کسی میخندد!
تو فقط بخند،
من قول میدهم
به غمها بگویم بروند
#فریده_کوهستانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بشناسیم
#فریده_لاشایی
درخت، گل، خرگوش، گربه و ماه از المانهای اصلی نقاشیهای فریده لاشایی است. فريده با خط و رنگهای به همآميخته فرمهای ناشناختهای را در تابلوهايش خلق میکرد که پر از عناصر طبیعی بود. علاقۀ زیادی به انیمیشن داشت و اغلب عناصر مورد علاقهاش را با موسیقی ترکیب میکرد و با کنار هم قرار دادن آثارش به آنها جان میبخشید. یکی از کارهایش به نام «خرگوش در سرزمین عجایب»، خرگوشهای تیزپا را نشان میدهد که وارد نقشۀ ایران میشوند. نقشه کمکم شکل گربهای را میگیرد که در حال لبخند زدن به خرگوشهایی است که در حال شیطنت و زیاد شدن هستند. فریده به سینما، تئاتر و ادبیات بسیار علاقه داشت و به همین دلیل میگوید: «ویدئونقاشی بهترین روش برای نشان دادن احساساتم است.»
در رشت به دنیا آمد. پدرش فرماندار لنگرود بود و کودکیش با اتفاقات روزهای ملی شدن صنعت نفت گذشت. درگیریهای دوران مصدق میل به نوشتن را در درونش شعلهور ساخت و شروع به نوشتن اتفاقات اطرافش کرد. با پایان دورۀ دبیرستان، نقاشی را با شرکت در کلاسهای «جعفر پتگر» آغاز کرد. چندی بعد به مونیخ سفر کرد تا در کلاسهای مترجمی ثبت نام کند. با پایان این دوره برای تحصیل در رشتۀ نقاشی به دانشکدۀ هنرهای زیبای وین رفت.
در کنار نقاشی به نوشتن و ترجمه ادامه داد. نخستین ترجمهاش که در سال ۱۳۴۷ منتشر شد، نمایشنامۀ زن نیک سچوان نوشتۀ «برتولت برشت» بود. اولین رمانش با نام شال بامو، به معنی شغال آمد، چهرۀ نویسندهای توانمند از وی را به مخاطبانش معرفی کرد. کتابی که در آن راوی زن، داستان چهار نسل را روایت میکند و تلاشها و دغدغههای زن ایرانی را بیان میکند.
فریده تنها به قلممو و رنگ و بوم اکتفا نکرد، مجسمه ساخت، از شیشه و سرامیک و آهن بهره گرفت تا آنچه در ذهنش میگذشت را بیان کند. در دهها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و نقاط مختلف جهان شرکت کرد و یکی از مؤسسان گروه «دنا» شد که دربرگیرندۀ نقاشان زن ایرانی از چند نسل مختلف است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بشناسیم
#فریده_لاشایی
درخت، گل، خرگوش، گربه و ماه از المانهای اصلی نقاشیهای فریده لاشایی است. فريده با خط و رنگهای به همآميخته فرمهای ناشناختهای را در تابلوهايش خلق میکرد که پر از عناصر طبیعی بود. علاقۀ زیادی به انیمیشن داشت و اغلب عناصر مورد علاقهاش را با موسیقی ترکیب میکرد و با کنار هم قرار دادن آثارش به آنها جان میبخشید. یکی از کارهایش به نام «خرگوش در سرزمین عجایب»، خرگوشهای تیزپا را نشان میدهد که وارد نقشۀ ایران میشوند. نقشه کمکم شکل گربهای را میگیرد که در حال لبخند زدن به خرگوشهایی است که در حال شیطنت و زیاد شدن هستند. فریده به سینما، تئاتر و ادبیات بسیار علاقه داشت و به همین دلیل میگوید: «ویدئونقاشی بهترین روش برای نشان دادن احساساتم است.»
در رشت به دنیا آمد. پدرش فرماندار لنگرود بود و کودکیش با اتفاقات روزهای ملی شدن صنعت نفت گذشت. درگیریهای دوران مصدق میل به نوشتن را در درونش شعلهور ساخت و شروع به نوشتن اتفاقات اطرافش کرد. با پایان دورۀ دبیرستان، نقاشی را با شرکت در کلاسهای «جعفر پتگر» آغاز کرد. چندی بعد به مونیخ سفر کرد تا در کلاسهای مترجمی ثبت نام کند. با پایان این دوره برای تحصیل در رشتۀ نقاشی به دانشکدۀ هنرهای زیبای وین رفت.
در کنار نقاشی به نوشتن و ترجمه ادامه داد. نخستین ترجمهاش که در سال ۱۳۴۷ منتشر شد، نمایشنامۀ زن نیک سچوان نوشتۀ «برتولت برشت» بود. اولین رمانش با نام شال بامو، به معنی شغال آمد، چهرۀ نویسندهای توانمند از وی را به مخاطبانش معرفی کرد. کتابی که در آن راوی زن، داستان چهار نسل را روایت میکند و تلاشها و دغدغههای زن ایرانی را بیان میکند.
فریده تنها به قلممو و رنگ و بوم اکتفا نکرد، مجسمه ساخت، از شیشه و سرامیک و آهن بهره گرفت تا آنچه در ذهنش میگذشت را بیان کند. در دهها نمایشگاه انفرادی و گروهی در ایران و نقاط مختلف جهان شرکت کرد و یکی از مؤسسان گروه «دنا» شد که دربرگیرندۀ نقاشان زن ایرانی از چند نسل مختلف است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
با چه زبانی باید ادا کرد
درد را
که واژه ها زخم برندارند
چگونه باید نوشت
اندوه را
که قلم به هم نریزد،
با کدام آرزو زندگی را باید مرور کرد
که شقیقه ها
این مساحت کوچک ِ حساس
دهان باز نکند ...
بیا به آبادی مان برگردیم
تا هرصبح
به بهانه آب چشمه
در میان علف های وحشی
قرار عاشقانه بگذاریم ...
✍️#فریده_یوسفی
📙#نامه_ای_به_آدرس_خودم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
با چه زبانی باید ادا کرد
درد را
که واژه ها زخم برندارند
چگونه باید نوشت
اندوه را
که قلم به هم نریزد،
با کدام آرزو زندگی را باید مرور کرد
که شقیقه ها
این مساحت کوچک ِ حساس
دهان باز نکند ...
بیا به آبادی مان برگردیم
تا هرصبح
به بهانه آب چشمه
در میان علف های وحشی
قرار عاشقانه بگذاریم ...
✍️#فریده_یوسفی
📙#نامه_ای_به_آدرس_خودم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#چکامه_پارسی
جای دردبیزبان دردهاست
جای تکمیل مضامیر صداست
جای تذهیب فلات سینه است
جای ترویج حق آیینه است
گرچه توبا این جهان بیگانهای
گرچه دور از ذهن سبز خانهای
لیک من با عشق پایت میدهم
درجهان خویش جایت میدهم
تودگر چیزی به جزمن نیستی
من توهستم، توبه جزمن کیستی؟!
آشنایی باهمه زیر وبرم
گرچه پنداری که درهستی کمم
آه، من را از درون من مگیر
نور را از قطره خون من مگیر
خیمههای عشق راویران مکن
سینهام راخالی از ایمان مکن
آفتابیم وبه هم تابیدهایم
هرچه عالم بود، آن را دیده ایم
پس جهان رادرجهان من بدان
زهد کاذب را ز طرح دل بران
من جهان را در ته شب یافتم
ازسیاهی آفتابی بافتم
آفتاب من تویی درعمق شب
بسکه تابیدی به من مردم ز تب
از تب مرگ است این گفتارها
ریشهها و پودها و تارها
ما پر ازجوش وخروش مقصدیم
فکرپرواز نوداندرصدیم
ازسخن چون عشق میماند زما
پس رهاکن خویشتن رادرصدا
چون صداعشق است وپروازاست عشق
درنهایت، جمله آغازاست عشق...
عشق جان است وجهانی دسخن
وآن جهان آکنده ازگفتارمن
من همه ذرات نورم درشتاب
خود دلیلم بروجودآفتاب
لیک درمن جزغمی بیدارنیست
این سخن هم انتهای کارنیست...
#فریده_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#چکامه_پارسی
جای دردبیزبان دردهاست
جای تکمیل مضامیر صداست
جای تذهیب فلات سینه است
جای ترویج حق آیینه است
گرچه توبا این جهان بیگانهای
گرچه دور از ذهن سبز خانهای
لیک من با عشق پایت میدهم
درجهان خویش جایت میدهم
تودگر چیزی به جزمن نیستی
من توهستم، توبه جزمن کیستی؟!
آشنایی باهمه زیر وبرم
گرچه پنداری که درهستی کمم
آه، من را از درون من مگیر
نور را از قطره خون من مگیر
خیمههای عشق راویران مکن
سینهام راخالی از ایمان مکن
آفتابیم وبه هم تابیدهایم
هرچه عالم بود، آن را دیده ایم
پس جهان رادرجهان من بدان
زهد کاذب را ز طرح دل بران
من جهان را در ته شب یافتم
ازسیاهی آفتابی بافتم
آفتاب من تویی درعمق شب
بسکه تابیدی به من مردم ز تب
از تب مرگ است این گفتارها
ریشهها و پودها و تارها
ما پر ازجوش وخروش مقصدیم
فکرپرواز نوداندرصدیم
ازسخن چون عشق میماند زما
پس رهاکن خویشتن رادرصدا
چون صداعشق است وپروازاست عشق
درنهایت، جمله آغازاست عشق...
عشق جان است وجهانی دسخن
وآن جهان آکنده ازگفتارمن
من همه ذرات نورم درشتاب
خود دلیلم بروجودآفتاب
لیک درمن جزغمی بیدارنیست
این سخن هم انتهای کارنیست...
#فریده_فرخزاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرشب
زنی تا صبح در نی لبک اش می دمد
تا خورشید خواب نمانَد ...
✍️ #فریده_یوسفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
هرشب
زنی تا صبح در نی لبک اش می دمد
تا خورشید خواب نمانَد ...
✍️ #فریده_یوسفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شاه_زیانکاران
#جان_گریشام (نویسنده)
#فریده_مهدویدامغانی (مترجم)
«کلیکارتر» وکیل جوانی است که در بررسی پروندههایی به تقلب شرکتهای بزرگ داروسازی کشور آمریکا پی میبرد. این شرکتها با ساخت داروهای فاسد و مرگآور جان تعداد زیادی از مردم را به مخاطره انداخته بودند و کلی وکالت این گروه از عموم مردم را بر عهده میگیرد و در برابر شرکتهای بزرگ مافیایی قد علم میکند. او در جریان این پروندهها به ثروت عظیمی دست مییابد و شاه زیانکاران لقب میگیرد و...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#شاه_زیانکاران
#جان_گریشام (نویسنده)
#فریده_مهدویدامغانی (مترجم)
«کلیکارتر» وکیل جوانی است که در بررسی پروندههایی به تقلب شرکتهای بزرگ داروسازی کشور آمریکا پی میبرد. این شرکتها با ساخت داروهای فاسد و مرگآور جان تعداد زیادی از مردم را به مخاطره انداخته بودند و کلی وکالت این گروه از عموم مردم را بر عهده میگیرد و در برابر شرکتهای بزرگ مافیایی قد علم میکند. او در جریان این پروندهها به ثروت عظیمی دست مییابد و شاه زیانکاران لقب میگیرد و...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
شاه_زیانکاران_جان_گریشام.pdf
8.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شاه_زیانکاران
#جان_گریشام (نویسنده)
#فریده_مهدویدامغانی (مترجم)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شاه_زیانکاران
#جان_گریشام (نویسنده)
#فریده_مهدویدامغانی (مترجم)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری برآثار
#فریده_لاشائی_نازنین
#Paintings
#Nathan_Brutsky
#Beautiful
#art
#Artist
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری برآثار
#فریده_لاشائی_نازنین
#Paintings
#Nathan_Brutsky
#Beautiful
#art
#Artist
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بیایید!
ادبیات جهان را بتکانیم
و الفبای آن را از نو بنویسیم
شاید واژه ای جا مانده و
در گوشه و کنار این جهان
گم شده باشد ...
یا شاید
غربال دیگری می خواهد
این زندگی ...
که قرن هاست
ما را در چاله چوله هایش
می دواند ...
#فریده_یوسفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
بیایید!
ادبیات جهان را بتکانیم
و الفبای آن را از نو بنویسیم
شاید واژه ای جا مانده و
در گوشه و کنار این جهان
گم شده باشد ...
یا شاید
غربال دیگری می خواهد
این زندگی ...
که قرن هاست
ما را در چاله چوله هایش
می دواند ...
#فریده_یوسفی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity