🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #موسیقی_ایرانی
#موج_فریدون_مشیری
#فخرالدینی_و_مرضیه

نفس می زند موج(۲)
ساحل نمی گيردش دست، پس می زند موج
فغانی به فريادرَس می زند موج، من آن رانده ی مانده ی بی شکيبم، که راهم به فريادرَس بسته
دست فغانم شکسته، زمين زير پايم تهی می کند جای، زمان در کنارم عبث می زند موج
نه در من غزل می زند بال، نه در دل هوس می زند موج
رها کن رها کن، که اين شعله ی خُرد چندان نپايد
يکی برق سوزنده بايد، کزين تنگنا ره گشايد
کران تا کران خار و خس می زند موج...

شعرِ "فریدون مشیری" همچون بسیاری از آنها که با شعر سنتی ایران، انس و الفت دارند، سرشار از تغزل و ظرافت های عاشقانه است. اگر "هوشنگ ابتهاج" شاعرِ غزل سرای مشهورِ کشورمان، در زلالِ تغزل، عاطفه های آرمانی خود را جاری می سازد، زنده یاد "فریدون مشیری" تغزل را برای تغزل می خواهد و هیچ اندیشه ی پنهانی پشتِ آنچه بیان می کند وجود ندارد. ظاهر و باطنِ شعرِ او یکی است و همین یک زبان بودن، ستونِ اصلی هنرِ ساده، اما جذابِ وی است.
او حتی زمانی که می خواهد از مسائلِ اخلاقی و یا رنجِ انسانِ امروز صحبت کند، باز همین گونه ساده و یک زبان و البته با کمک رُمانس های ویژه ی تغزلی، حزفِ دلش را بازگو می کند. زنده یاد "
نادر نادرپور" زمانی درباره ی "مشیری" گفته بود: «که او نوازنده ای ست که همواره روی یک سیم می نوازد ولی ماهرانه می نوازد».

با این همه مواردی را می توان در آفریده های "مشیری" پیدا کرد که به راه تصویر سازی می رود و اندکی خود را پشتِ سمبل ها و غالباً سمبل های طبیعی و عاشقانه پنهان می کند و بر گیرایی شعرِ خود نیز می افزاید. قطعه ی «موج» از شعرهای اندکی است که "مشیری" در آن نماد پروری می‌کند و از اشعارِ عاشقانه ی قدیمی وی که در آن موج خود، چون غریقی تصویر می شود که ساحل، دستش را نمی گیرد، او را پس نمی زند و زمینِ زیرِ پایش تهی می شود، بنابراین فغانی به فریادرس می زند موج. او معناهای دیگرِ موج و موج زدن را نیز، با ظرافت در جریانِ شعر بکار می گیرد، مانند دلی که در آن هیچ هوسی موج نمی زند و یا بوی گلی که پس از مرگِ بلبل در قفس موج می زند. «موج» را استاد "فرهاد فخرالدینی" همانگونه که باید، نفس زنان پر از فغانِ سرخوردگی و اما البته توأم با رگه هایی از خشم و خروش از کار درآورده است.

"فخرالدینی" یکی از بهترین و پیشروترین آهنگ سازانِ امروز ماست، به ویژه پس از انقلاب با همه ی دشواری ها که اهلِ فن از آن آگاهی دارند، با پایمردی، آموزش و پرورشِ موسیقی ملی را ادامه داده است. حُسنِ قضیه در آن است که او جانبدارِ نوآوری بوده و تا کنون ابتکاراتِ بسیار در ساخت و پرداخت یعنی که در آفرینش موسیقی و سازبندی های مربوط به آن به کار زده است. نکته دیگری که در کارِ فخرالدینی جلبِ توجه می کند، دقت و مهارتِ او در زبانِ توصیفی است. او نشان می دهد که موسیقی ملی ایران نیز برخلافِ گمانِ رایج، می تواند در خدمتِ توصیفِ عناصرِ طبیعی، رویدادهای زندگی و یا داستان های عاشقانه و یا حماسی قرار گیرد.

شوربختانه در این زمینه ها آهنگ سازانِ ایران بسیار کم کار کرده اند و این توانایی باالقوه ی توصیفی در موسیقی ملی راکد مانده است. اما فخرالدینی از آهنگ سازانی است که در سال های اخیر به خصوص برای فیلم و سریال های تلویزیونی موسیقی نوشته و ناگزیر شیوه های مختلف موسیقی توصیفی را تجربه کرده است. موج در موسیقی وی همانگونه نفس می زند که در شعر مشیری همانطور پس زده می شود، زیرِ پایش خالی شده ولی از خشم و خروش نمی افتد.

موج را بانو "مرضیه" خوانده است. خواننده ی برجسته ای که در سال های پیش از انقلاب اعتباری والا به موسیقی سنتی و اصیل بخشیده است. به روایتی او نخستین زنی بود که به برنامه ی فاخرِ گلها راه پیدا کرده بود و با توانایی هایی که داشت، در آنجا ماندگار شد. این همکاری در برنامه ی گلچینِ هفته نیز ادامه یافت که ترانه ی موج یکی از دست آوردهای همین همکاری می باشد. بانو "مرضیه" دربافتِ شعری درست و بالایی داشت،ِ زیر و بم نغمه ها را می شناخت و حرف های موج را از ته دل بازگو می کرد. موج را "فرهاد فخرالدینی" در دستگاه همایون، جاری ساخته، دستگاهی که چون موج تا چکاوک و بیداد بالا می رود و سپس بازمی گردد.


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🔴#موج رقص‌انگیز پیراهن چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا از لغزش پیراهنش

می‌تراود بوی جان امروز از طرف چمن
بوسه‌ای دادی مگر ای باد گل بو بر تنش

#هوشنگ_ابتهاج
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#_پالایش_زبان_پارسی


🔻موج = کوهه، آب‌کوهه، خیزاب، خیزآبه، آب‌خیز، آب‌خیزه، تکانه، نَوَرد، نَوَرد آب، آب‌شوران، آشوب دریا، اُشتُرُک، ورمه(Wave)
🔻امواج = خیزاب‌ها، کوهه‌ها، ورمه‌ها
🔻امواج رادیویی = ورمه‌های پَرتُوی
🔻پرموج = خروشان، پُرکوهه، پُرخیزاب
🔻تمَوُج = ترنَند، ورمش، خیزابِگی، کوهِگی
🔻تموج هوا = وَزِش
🔻حرکت موجی = جنبش کوهه‌ای، پویش ورمه‌ای
🔻طول موج = درازای ورمه، بلندای کوهه
🔻مواج = کوهه‌دار، خروشان، خیزابه‌دار، خیزابدار، پُرخیزاب، خیزابه‌گیر، شکن‌گیر، دِرَفشنیک، ناهموار
🔻موج‌خیز = کوهه‌خیز
🔻موج‌دار = کوهه‌دار، دِرَفشنیک، ناهموار، چین‌دار، شِکَن‌دار، چین‌وشِکَن‌دار
🔻موج‌زدن = دِرَفشیدن، فَرَویدن، کوهه‌زدن
🔻موج‌زن = کوهه‌زن
🔻موج‌شکن = کوهه‌شکن، خیزاب‌شکن
🔻موج گیسو = چین گیسو، شِکَن گیسو، چین‌وشِکَن گیسو
🔻موج موج = کوهه کوهه
🔻موج عظیم = کولاب

✍️نمونه:
🔺موج‌ها او را غرق کردند =
خیزاب‌ها او را فرو بُردند

🔺تنی چند از موج دریا برست
رسیدند نزد یکی آبخوست #عنصری =
تنی چند از آشوب دریا بِرَست
رسیدند نزد یکی آبخَوست(=جزیره)

🔺خوشحالی و شعف در چشمانش موج می‌زد =
شادی و شور در چشمانش می‌دِرَفشید

🔺طول موجی که مایکروفر با آن کار می‌کند =
درازای/بلندای ورمه‌ای که تندپز با آن کار می‌کند

🔺موج جدیدی از ناامیدی جامعه را فرا گرفته است =
روایی تازه‌ای از ناامیدی هازمان را فراگرفته است

🔺این فیلم به سینمایِ موج نوی فرانسه تعلق دارد =
این رُخشاره به رُخشارِ نوگَرای فرانسه بستگی دارد

🔺می‌نشست و شانه را میان موج گیسوانش بازی می‌داد =
می‌نشست و شانه را میان چین‌وشِکن گیسوانش بازی می‌داد

🔺موج مهاجرت از مناطق جنوبی آفریقا به اروپا شدت یافته است =
رَوَند کوچ از سرزمین‌های نیمروزی آفریکا به اروپا فزونی یافته است

🔺رنگ‌کاری کابینت‌ها خوب انجام نشده و سطح کار مواج است =
رنگ‌کاری گنجه‌ها خوب انجام نشده و رویه‌ی کار ناهموار است

🔺موج گرما از غرب کشور به سمت نواحی مرکزی و شرقی در حرکت است =
گذران گرما از باختر کشور به سوی کرانه‌های میانی و خاوری در پویش است

#موج #امواج #مواج #تموج

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#نقد_نقاشی

#موج_نهم / The Ninth Wave
نقاش: ایوان آیوازوفسکی / Ivan Aivazovsky
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۸۵۰

زمانی که ایوان آیوازوفسکی فعالیت هنری خود را آغاز کرد، هنر روسیه در سیطره #رمانتیسم قرار داشت. در نیمه دوم قرن نوزدهم، این رمانتیسم بود که اصول و قواعد طراحی منظره را برای هنرمندان روسی تعیین می کرد. نکته غافلگیر کننده در مورد آیوازوفسکی این است که عناصر رمانتیسم را می توانیم هم در کارهای اولیه او و هم در بخش عمده ای از کارهای پایانی اش ببینیم. به عنوان مثال او بارها و بارها به سراغ کشتی های درهم شکسته، دریاهای خروشان و طوفان می رود و آن ها را به عنوان سوژه خود انتخاب می کند. آیوازوفسکی بدون این که به تقلید از نقاشان منظره روسی اوایل قرن نوزده بپردازد، همان مسیر آن ها را در پیش می گیرد. او در اصل سنت و مکتب تازه ای در نقاشی بنا نهاد و اصولی را پایه گذاری کرد که هم در آثار او و هم در آثار هنرمندان نسل بعدی دیده می شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#موج_رقص_انگیز_پیراهن
چو لغزد بر تنش
جان به رقص آید مرا
از لغزشِ پیراهنش

حلقه‌ی گیسو به گِردِ گردنش
حسرت‌نماست
ای دریغا گر رسیدی دستِ من در گردنش


هر دَمَم پیش آید و
با صد زبان خوانَد به چشم
وین چنین بگریزد و
پرهیز باشد از مَنش !

می‌تَراود بوی جان ،
امروز از طَرْفِ چمن
بوسه‌ای دادی مگر
ای بادِ گُل بو بر تنش ؟!

همرهِ دل
در پی‌اَش
افتان و خیزان می‌روم
وَه که گر روزی
به چنگِ من در اُفتد دامنش ...


در سراپای وجودش هیچ نقصانی نبود
گر نبودی این همه نامهربانی کردنش !

" سایه " که باشد
شبی کآن رشکِ ماه و آفتاب
در شبستانِ تو
تابد شمعِ روی روشنش ...

#هوشنگ_ابتهاج

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی

▪️عنوان: #موج


شناور سوی ساحل‌های ناپیدا
دو موج رهگذر بودیم
دو موج همسفر بودیم؛

گریز ما
نیاز ما
نشیب ما
فراز ما
شتاب شاد ما، با هم
تلاش پاک ما، توأم‌.
چه جنبش‌ها که ما را بود روی پرده‌ی دریا.

شبی در گردبادی تند، روی قله‌ی خیزاب
رها شد او ز آغوشم
جدا ماندم ز دامانش
گسست و ریخت مروارید بی‌پیوندمان بر آب.

از آن پس در پی همزاد ناپیدا
بر این دریای بی‌خورشید
که روزی شب‌چراغش بود و می‌تابید
به هر ره می‌روم نالان
به هر سو می‌دوم تنها.

#زن_زندگی_آزادی

▪️سراینده: #سیاوش_کسرایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity