🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#یکشنبه
۱۰ آذر ۱۳۹۸ خورشیدی
۰۱ دسامبر ۲۰۱۹ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجیره ی اشاره همچنان از هم پاشیده است
که حلقههای نگاه
در هم قرار نمیگیرد.
دنیا نشانههای ما را
در حول و حوش غفلت خود دیده است و چشم پوشیده است.
نزدیک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دوید در زبان
که حنجره به صفتهایش بدگمان شد.
تا اینکه یک شب از خم طاقی یک صدایت
لرزید و ریخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
یک یک درآمدیم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نیمکتی یا زیر طاقی
و گوشه میدانی خلوت کردیم:
سیمای تابخورده که خاک را چون شیارهایش
آراسته است.
و خیره مانده است در نفرتی قدیمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نیمکتی نمیبایست بنشینی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری.
#محمد_مختاری
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها و #مناسبتها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
⏫روز مجلس
⏫روز برنامهنویسان
#روز_جهانی_ایدز
#امروز_در_تاریخ
⏪۱۳۱۲خ- مراسم افتتاح راه چالوس،تهران برگزار شد
راه مزبور از كرج تا چالوس ۱۶۸ كيلومتر و مسير آن از ابتدا تا انتها كوهستانی است
عرض معمولي اين راه ۸ متر تا ۱۲ متر و پلها و لوله هاي اين راه كه جمعاً به طول ۲۴۴۳ متر می باشد
⏪۱۳۱۴خ- فروغی رئيس الوزراء از كار بركنار گرديد(رضاشاه فروغي را برکنار کرد، و شش سال بعد با دست فروغی برکنار شد!)
⏪۱۳۲۰خ- فرمان نخست وزيری فروغی صادر شد
⏪۱۳۱۹خ- ساختمان سد روانسر پايان يافت و مراسم افتتاح آن انجام گرديد
⏪۱۳۱۱خ- لغو قرارداد دارسی
در سال (۱۲۸۰ خ)
⏪۱۳۳۱خ- بهترين ضابطه مطبوعاتي ايران ۹ ماه عمر كرد!
⏪۲۰۱ق- ورود حضرت معصومه(س) به شهر مقدس قم
⏪۱۳۶۷خ- بي نظير بوتو نخست وزير پاکستان شد.
⏪۱۹۲۷م- نخستين انتقال تصوير به وسيله تلگراف بين برلين و ويِن
#زادروزها
🌿۱۳۴۱خ- داود صفايي ، روزنامه نگار
وی كار در حرفه روزنامه نگاري را از سال ۱۳۷۰ آغاز كرده و به موازات آن، از سال ۱۳۷۸ در دانشگاه هم تدريس مي كند. تز دكتراي داود صفايي نيز در زمينه تخصص خود اوست و «خشونت و مطبوعات» عنوان دارد.
🌿۱۳۳۲خ - شهلا معززی، نقاش
🌿۱۳۳۲خ - شاهرخ خواننده
🌿۱۳۴۱خ - پرویز شهبازی، کارگردان، نویسنده و تدوینگر
🌿۱۳۵۲خ - بهاره رهنما، بازیگر
🌿۱۹۶۶م - علی مصفا بازیگر و کارگردان
#درگذشتگان
🍂۱۳۱۶خ - سید حسن مدرس، روحانی و نمایندهٔ مجلس شورای ملی
🍂۱۳۹۱خ- کامران شاهین فر معمار برجسته ایرانی
🍂 1389خ- بیژن الهی شیرازی[(زادهٔ تیر ۱۳۲۴ – درگذشتهٔ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ درتهران) شاعر، مترجم و نقاش ایرانی بود.
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#یکشنبه
۱۰ آذر ۱۳۹۸ خورشیدی
۰۱ دسامبر ۲۰۱۹ میلادی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجیره ی اشاره همچنان از هم پاشیده است
که حلقههای نگاه
در هم قرار نمیگیرد.
دنیا نشانههای ما را
در حول و حوش غفلت خود دیده است و چشم پوشیده است.
نزدیک شو اگر چه حضورت ممنوع است.
وقت صدای ترس
خاموش شد گلوی هوا
و ارتعاشی دوید در زبان
که حنجره به صفتهایش بدگمان شد.
تا اینکه یک شب از خم طاقی یک صدایت
لرزید و ریخت در ته ظلمت
و گنبد سکوت در معرق درد برآمد.
یک یک درآمدیم در هندسه انتظار
و هر کدام روی نیمکتی یا زیر طاقی
و گوشه میدانی خلوت کردیم:
سیمای تابخورده که خاک را چون شیارهایش
آراسته است.
و خیره مانده است در نفرتی قدیمی
که عشق را همواره آواره خواسته است
تنها تو بودی انگار که حتی روی نیمکتی نمیبایست بنشینی
و در طراوت خاموشی و فراموشی بنگری.
#محمد_مختاری
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها و #مناسبتها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
⏫روز مجلس
⏫روز برنامهنویسان
#روز_جهانی_ایدز
#امروز_در_تاریخ
⏪۱۳۱۲خ- مراسم افتتاح راه چالوس،تهران برگزار شد
راه مزبور از كرج تا چالوس ۱۶۸ كيلومتر و مسير آن از ابتدا تا انتها كوهستانی است
عرض معمولي اين راه ۸ متر تا ۱۲ متر و پلها و لوله هاي اين راه كه جمعاً به طول ۲۴۴۳ متر می باشد
⏪۱۳۱۴خ- فروغی رئيس الوزراء از كار بركنار گرديد(رضاشاه فروغي را برکنار کرد، و شش سال بعد با دست فروغی برکنار شد!)
⏪۱۳۲۰خ- فرمان نخست وزيری فروغی صادر شد
⏪۱۳۱۹خ- ساختمان سد روانسر پايان يافت و مراسم افتتاح آن انجام گرديد
⏪۱۳۱۱خ- لغو قرارداد دارسی
در سال (۱۲۸۰ خ)
⏪۱۳۳۱خ- بهترين ضابطه مطبوعاتي ايران ۹ ماه عمر كرد!
⏪۲۰۱ق- ورود حضرت معصومه(س) به شهر مقدس قم
⏪۱۳۶۷خ- بي نظير بوتو نخست وزير پاکستان شد.
⏪۱۹۲۷م- نخستين انتقال تصوير به وسيله تلگراف بين برلين و ويِن
#زادروزها
🌿۱۳۴۱خ- داود صفايي ، روزنامه نگار
وی كار در حرفه روزنامه نگاري را از سال ۱۳۷۰ آغاز كرده و به موازات آن، از سال ۱۳۷۸ در دانشگاه هم تدريس مي كند. تز دكتراي داود صفايي نيز در زمينه تخصص خود اوست و «خشونت و مطبوعات» عنوان دارد.
🌿۱۳۳۲خ - شهلا معززی، نقاش
🌿۱۳۳۲خ - شاهرخ خواننده
🌿۱۳۴۱خ - پرویز شهبازی، کارگردان، نویسنده و تدوینگر
🌿۱۳۵۲خ - بهاره رهنما، بازیگر
🌿۱۹۶۶م - علی مصفا بازیگر و کارگردان
#درگذشتگان
🍂۱۳۱۶خ - سید حسن مدرس، روحانی و نمایندهٔ مجلس شورای ملی
🍂۱۳۹۱خ- کامران شاهین فر معمار برجسته ایرانی
🍂 1389خ- بیژن الهی شیرازی[(زادهٔ تیر ۱۳۲۴ – درگذشتهٔ ۱۰ آذر ۱۳۸۹ درتهران) شاعر، مترجم و نقاش ایرانی بود.
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۱ اردیبهشت سالروز درگذشت #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه (غزاله) علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان به رمان دو جلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین میگوید:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این تودهٔ بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت …»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد و او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار :
رمانها
دو منظره، ۱۳۶۳
خانه ادریسیها، ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶؛ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳؛ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲؛ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار :
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها :
جایزهٔ قلم طلاییِ مجلهٔ ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره»، ۱۹۹۹ میلادی
جایزهٔ بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها، ۱۹۹۹ میلادی سه سال پس از مرگ غزاله.
دربارهٔ علیزاده :
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی دربارهٔ غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ محاکات غزاله علیزاده تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۵/۲۹
چهارشنبه - ۲۹ اَمرداد ۱۳۹۹
#قمری:
۱۴۴۱/۱۲/۲۹
الأربعاء - ٢٩ ذوالحجه ١٤٤١
#میلادی:
2020-08-19
Wednesday - 2020 19 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج وگمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه می خواهم بگویم
#هوشنگ_ابتهاج
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی انسان دوستی
🌐روز جهانی عکس و عکاسی
💠روز استقلال در کشور افغانستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۳۲۱خ- وينستون چرچيل نخست وزير انگليس وارد تهران شد. ژنرال ويول فرمانده كل نيروی هندوستان همراه او بود
قوام السلطنه نخست وزير پيرامون مسائل ايران و جنگ با چرچيل مذاكره كرد. چرچيل پس از ۲۴ ساعت توقف در تهران به مسكو پرواز کرد.
🌀۱۳۳۲خ- دكتر مصدق و چند تن از يارانش از جمله دكتر صديقی و دكتر شايگان در خانه ای در خيابان كاخ دستگير و زندانی شدند. آنان عصر ۲۸ اَمرداد هنگامی كه خانه دكتر مصدق زير گلوله بود از راه ديوار خانه خارج شده بودند.در همين روز بسياری از مقامات و هواداران دكتر مصدق دستگير و به افسرانی كه در عمليات براندازی شركت كرده بودند يك درجه ترفيع داده شد.
🌀۱۳۳۸خ- تغيير نام پيمان بغداد به سازمان پيمان مركزی، موسوم به "سنتو" سازمان پيمان مركزی موسوم به سنتو كه با شركت ايران، تركيه، پاكستان و انگليس تشكيل شده بود، در اين روز، جايگزين پيمان بغداد گرديد. اگرچه آمريكا رسماً عضو پيمان سنتو نبود و به عنوان ناظر در جلساتِ آن شركت ميكرد.
🌀۱۳۶۴خ- طبق برخی منابع، اسرائيل از جانب آمريكا و از طريق يك دلال بين المللی اسلحه (در جريان جنگ عراق و ايران) ۹۶ راكت ضد تانك «تو ـTOW» به ايران فروخت.
🌀۱۳۶۷ خ- پایان جنگ ایران و عراق پس از هشت سال و اعلام دبيركل سازمان ملل متحد مبني بر آغاز آتش بس ميان ايران و عراق
🌀۱۳۸۸خ- روز جهانی انساندوستی توسط سازمان ملل متحد در روز ۱۹ آگوست سال ۲۰۰۹ میلادی به منظور تقویت هماهنگی کمکهای اضطراری سازمان ملل متحد، تعیین شد.این روز اشاره به روزی دارد که در آن «سرجیو ویرا د ملو» دبیر ویژه سازمان ملل در عراق و ۲۱ تن از همکارانش در بمبگذاری در مقر سازمان ملل در بغداد کشته شدند.
🌀۱۹۱۹) - افغانستان از بریتانیا استقلال یافت.
🌀۱۹۵۳) - دولت ملیگرای محمد مصدق طی کودتای ۲۸ مرداد توسط نیروهای وفادار به محمدرضا پهلوی در ارتش شاهنشاهی ایران و با پشتیبانی «سیا امآی۶ و جامعه روحانیت» سقوط کرد.
🌀۱۹۷۸ - ۴۰۰ تن در حادثه آتشسوزی سینما رکس شهر آبادان در ایران جان باختند.
🌀۲۰۰۳ م- در اثر انفجار یک کامیون انتحاری بمبگذاری شده در مجاورت نمایندگی سازمان ملل در بغداد ۲۳ نفر از جمله سرجیو دو مللو، نماینده سازمان و خود عامل انتحاری و چند تن از کارکنان نمایندگی کشته شدند.
🌀۲۰۰۳ م- در اثر حمله انتحاری عامل حماس که یک اتوبوس را در بیتالمقدس هدف قرار داده بود ۲۳ اسرائیلی از جمله ۷ کودک کشته شدند.
🌀۲۰۰۵ م- اولین رزمایش مشترک نظامی با نام مأموریت صلح ۲۰۰۵ بین روسیه و چین با حضور ۱۰۰۰۰ نیروی نظامی سهگانه (زمینی، دریایی و هوایی)(۸۰۰۰ چینی و ۲۰۰۰ روسی) آغاز شد که هدف آن مبارزه با تروریسم اعلام شده بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۰خ-هوشنگ چالنگی(مسجد سلیمان)وی از جمله شاعرانی بود که در دهه چهل، به شعر بیوزن موج نو گرایش پیدا کرد و به همراه چند شاعر دیگر – بیژن الهی، بهرام اردبیلی، محمود شجاعی و فیروز ناجی – گروه «شعر دیگر» را تشکیل دادند که بعدها هسته نخستین «شعر حجم» شدند.
🍀۱۸۴۳ م- چارلز داوتی، شاعر، نویسنده و جهانگرد انگلیسی
🍀۱۸۴۸ م- گوستاو کایبوت، نقاش دریافتگرای فرانسوی
🍀۱۸۸۱ م- ژرژ انسکو، آهنگساز، نوازنده ویلن و پیانو، رهبر ارکستر و معلم موسیقی رومانیایی
🍀۱۸۸۳) م- زادروز کوکو شانل طراح مد پیشتاز فرانسوی
🍀۱۹۲۱) م- زادروز جین رودنبری فیلمساز آمریکایی خالق مجموعه پیشتازان فضا
🍀۱۹۲۴) م- زادروز ویلارد بویل فیزیکدان کانادایی از مخترعان دستگاه جفتکننده بار ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۰۹
🍀۱۹۴۶) م- زادروز بیل کلینتون چهل و دومین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍀۱۹۵۱) م- زادروز جان دیکن موسیقی دان بریتانیایی
🍀۱۹۶۹) م- زادروز متیو پری بازیگر و کمدین آمریکایی کانادایی
🍀۱۹۷۳) م- زادروز مارکو ماتراتزی فوتبالیست ایتالیایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۵/۲۹
چهارشنبه - ۲۹ اَمرداد ۱۳۹۹
#قمری:
۱۴۴۱/۱۲/۲۹
الأربعاء - ٢٩ ذوالحجه ١٤٤١
#میلادی:
2020-08-19
Wednesday - 2020 19 August
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج وگمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه می خواهم بگویم
#هوشنگ_ابتهاج
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی انسان دوستی
🌐روز جهانی عکس و عکاسی
💠روز استقلال در کشور افغانستان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۳۲۱خ- وينستون چرچيل نخست وزير انگليس وارد تهران شد. ژنرال ويول فرمانده كل نيروی هندوستان همراه او بود
قوام السلطنه نخست وزير پيرامون مسائل ايران و جنگ با چرچيل مذاكره كرد. چرچيل پس از ۲۴ ساعت توقف در تهران به مسكو پرواز کرد.
🌀۱۳۳۲خ- دكتر مصدق و چند تن از يارانش از جمله دكتر صديقی و دكتر شايگان در خانه ای در خيابان كاخ دستگير و زندانی شدند. آنان عصر ۲۸ اَمرداد هنگامی كه خانه دكتر مصدق زير گلوله بود از راه ديوار خانه خارج شده بودند.در همين روز بسياری از مقامات و هواداران دكتر مصدق دستگير و به افسرانی كه در عمليات براندازی شركت كرده بودند يك درجه ترفيع داده شد.
🌀۱۳۳۸خ- تغيير نام پيمان بغداد به سازمان پيمان مركزی، موسوم به "سنتو" سازمان پيمان مركزی موسوم به سنتو كه با شركت ايران، تركيه، پاكستان و انگليس تشكيل شده بود، در اين روز، جايگزين پيمان بغداد گرديد. اگرچه آمريكا رسماً عضو پيمان سنتو نبود و به عنوان ناظر در جلساتِ آن شركت ميكرد.
🌀۱۳۶۴خ- طبق برخی منابع، اسرائيل از جانب آمريكا و از طريق يك دلال بين المللی اسلحه (در جريان جنگ عراق و ايران) ۹۶ راكت ضد تانك «تو ـTOW» به ايران فروخت.
🌀۱۳۶۷ خ- پایان جنگ ایران و عراق پس از هشت سال و اعلام دبيركل سازمان ملل متحد مبني بر آغاز آتش بس ميان ايران و عراق
🌀۱۳۸۸خ- روز جهانی انساندوستی توسط سازمان ملل متحد در روز ۱۹ آگوست سال ۲۰۰۹ میلادی به منظور تقویت هماهنگی کمکهای اضطراری سازمان ملل متحد، تعیین شد.این روز اشاره به روزی دارد که در آن «سرجیو ویرا د ملو» دبیر ویژه سازمان ملل در عراق و ۲۱ تن از همکارانش در بمبگذاری در مقر سازمان ملل در بغداد کشته شدند.
🌀۱۹۱۹) - افغانستان از بریتانیا استقلال یافت.
🌀۱۹۵۳) - دولت ملیگرای محمد مصدق طی کودتای ۲۸ مرداد توسط نیروهای وفادار به محمدرضا پهلوی در ارتش شاهنشاهی ایران و با پشتیبانی «سیا امآی۶ و جامعه روحانیت» سقوط کرد.
🌀۱۹۷۸ - ۴۰۰ تن در حادثه آتشسوزی سینما رکس شهر آبادان در ایران جان باختند.
🌀۲۰۰۳ م- در اثر انفجار یک کامیون انتحاری بمبگذاری شده در مجاورت نمایندگی سازمان ملل در بغداد ۲۳ نفر از جمله سرجیو دو مللو، نماینده سازمان و خود عامل انتحاری و چند تن از کارکنان نمایندگی کشته شدند.
🌀۲۰۰۳ م- در اثر حمله انتحاری عامل حماس که یک اتوبوس را در بیتالمقدس هدف قرار داده بود ۲۳ اسرائیلی از جمله ۷ کودک کشته شدند.
🌀۲۰۰۵ م- اولین رزمایش مشترک نظامی با نام مأموریت صلح ۲۰۰۵ بین روسیه و چین با حضور ۱۰۰۰۰ نیروی نظامی سهگانه (زمینی، دریایی و هوایی)(۸۰۰۰ چینی و ۲۰۰۰ روسی) آغاز شد که هدف آن مبارزه با تروریسم اعلام شده بود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۰خ-هوشنگ چالنگی(مسجد سلیمان)وی از جمله شاعرانی بود که در دهه چهل، به شعر بیوزن موج نو گرایش پیدا کرد و به همراه چند شاعر دیگر – بیژن الهی، بهرام اردبیلی، محمود شجاعی و فیروز ناجی – گروه «شعر دیگر» را تشکیل دادند که بعدها هسته نخستین «شعر حجم» شدند.
🍀۱۸۴۳ م- چارلز داوتی، شاعر، نویسنده و جهانگرد انگلیسی
🍀۱۸۴۸ م- گوستاو کایبوت، نقاش دریافتگرای فرانسوی
🍀۱۸۸۱ م- ژرژ انسکو، آهنگساز، نوازنده ویلن و پیانو، رهبر ارکستر و معلم موسیقی رومانیایی
🍀۱۸۸۳) م- زادروز کوکو شانل طراح مد پیشتاز فرانسوی
🍀۱۹۲۱) م- زادروز جین رودنبری فیلمساز آمریکایی خالق مجموعه پیشتازان فضا
🍀۱۹۲۴) م- زادروز ویلارد بویل فیزیکدان کانادایی از مخترعان دستگاه جفتکننده بار ، برندهٔ جایزه نوبل فیزیک سال ۲۰۰۹
🍀۱۹۴۶) م- زادروز بیل کلینتون چهل و دومین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍀۱۹۵۱) م- زادروز جان دیکن موسیقی دان بریتانیایی
🍀۱۹۶۹) م- زادروز متیو پری بازیگر و کمدین آمریکایی کانادایی
🍀۱۹۷۳) م- زادروز مارکو ماتراتزی فوتبالیست ایتالیایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ امرداد زادروز #هوشنگ_چالنگی
( زاده ۲۹ امرداد ۱۳۲۰ مسجدسلیمان ) شاعر
هوشنگ چالنگی در کنار شاعرانی چون احمدرضا احمدی، بهرام اردبیلی، مجید فروتن، پرویز اسلامپور و بیژن الهی «شعر موج نو» و در ادامه آن «شعر دیگر» را پایهگذاری کردند.
وی به مدت سیسال در آموزش و پرورش مسجدسلیمان مشغول تدریس بود، او برادر جمشید چالنگی است.
وی نخستین بار توسط «احمد شاملو» در مجله خوشه به جامعه ادبی ایران معرفی شد، اما او پس از تقابل با شعر شاملو به جرگه شعر دیگر پیوست و این باعث شد شعر او دچار تغییرات نحوی زبان شده و تمامیت معماری آن را تحت تأثیر قرار دهد.
دوران تحولات اجتماعی جامعه ایران در دهه ۱۳۶۰ شعر او را نیز تحت تأثیر قرار داد و او را به سکوت کشاند. چالنگی در آن دوره نسبت به دوران جوانیاش کار خاصی ننوشت.
در شعرهای او نوعی معماری تصویری وجود دارد که معنا را در متن شعرها به تعویق میاندازد و باعث از بین رفتن مشخصههای تکمعنایی واژگان میشود.
این نوع رفتارهای شعری را بیشتر در آثار یداله رؤیایی و بهرام اردبیلی شاهد بودهایم.
چالنگی در مورد رابطه مدرنیسم و شعر معتقد است شیوه شعر طوری است که مدرنیسم مورد علاقه ما شاید در آن اتفاق نیفتد و در لایههای درونی شعر حضور کلی پیدا نکند.
وی در مورد شعر دیگر معتقد است شعر ناب یعنی مردم کشورش و معتقد است مخاطبان شعر در بهترین نقطه شناسایی شعر قرار دارند و در این میان مخاطب متبحر و باهوش میتواند در تعیین تکلیف وضعیت شعر حضور تأثیرگذار داشته باشد.
چالنگی اشرافیت فرهنگی - فلسفی را در شعر محکوم میکند و معتقد است: «اگر شعر فقط یک تأویل فلسفی داشته باشد، نمیتواند موجودیت پیدا کند.»
آثار:
هوشنگ چالنگی که از اعضای اصلی حلقه شعر دیگر بود، در دهه ۱۳۴۰ کارهای خود را در قالب دوجلد کتاب «شعر دیگر» همراه دیگر شاعران این گروه منتشر کرد. چالنگی پیش از انقلاب ایران برای انتشار هیچ کتابی اقدام نکرد و انتشار کتابی مستقل از خود را، تا چهل سال پس از سرودن مشهورترین شعرهایش، یعنی تا سال ۱۳۸۳ که «زنگولهٔ تنبل» به چاپ رسید، عقب انداخت. این کتاب در نشر سالی به چاپ رسید.
پس از این کتاب، کتاب آبی ملحوظ را در سال ۱۳۸۷ با همان ناشر منتشر کرد. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۴ مجوز نشر را دریافت کرده بود اما با تأخیری سهساله و با اضافه شدن شعرهایی به آن در چند مرحله به چاپ رسید. یک کتاب دیگر وی نیز که تاکنون در بازار نشر دیده نشده و به احتمال بسیار زیاد اصولاً به چاپ نرسیده، با عنوان «نزدیک با ستاره مهجور»، در سال ۱۳۸۱ از سوی انتشارات صمد اهواز تا مرحلهٔ فهرستنویسی پیش رفتهاست. همچنین نشر سالی، در سال ۱۳۸۰، نخستین بار کتابی از چالنگی را با عنوان «آنجا که میایستی» تا مرحله فهرستنویسی پیش برد. به نظر میرسد این کتاب، شکل اولیه همان کتاب «زنگوله تنبل» باشد که سه سال بعد، در سال ۱۳۸۳، با افزودهها و نامی جدید از سوی همین نشر به چاپ رسید.
آنجا که میایستی، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۰
نزدیک با ستاره مهجور، اهواز: انتشارات صمد، ۱۳۸۱
زنگوله تنبل، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۳
آبی ملحوظ، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۷
گزینهٔ اشعار، تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۹۱
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ امرداد زادروز #هوشنگ_چالنگی
( زاده ۲۹ امرداد ۱۳۲۰ مسجدسلیمان ) شاعر
هوشنگ چالنگی در کنار شاعرانی چون احمدرضا احمدی، بهرام اردبیلی، مجید فروتن، پرویز اسلامپور و بیژن الهی «شعر موج نو» و در ادامه آن «شعر دیگر» را پایهگذاری کردند.
وی به مدت سیسال در آموزش و پرورش مسجدسلیمان مشغول تدریس بود، او برادر جمشید چالنگی است.
وی نخستین بار توسط «احمد شاملو» در مجله خوشه به جامعه ادبی ایران معرفی شد، اما او پس از تقابل با شعر شاملو به جرگه شعر دیگر پیوست و این باعث شد شعر او دچار تغییرات نحوی زبان شده و تمامیت معماری آن را تحت تأثیر قرار دهد.
دوران تحولات اجتماعی جامعه ایران در دهه ۱۳۶۰ شعر او را نیز تحت تأثیر قرار داد و او را به سکوت کشاند. چالنگی در آن دوره نسبت به دوران جوانیاش کار خاصی ننوشت.
در شعرهای او نوعی معماری تصویری وجود دارد که معنا را در متن شعرها به تعویق میاندازد و باعث از بین رفتن مشخصههای تکمعنایی واژگان میشود.
این نوع رفتارهای شعری را بیشتر در آثار یداله رؤیایی و بهرام اردبیلی شاهد بودهایم.
چالنگی در مورد رابطه مدرنیسم و شعر معتقد است شیوه شعر طوری است که مدرنیسم مورد علاقه ما شاید در آن اتفاق نیفتد و در لایههای درونی شعر حضور کلی پیدا نکند.
وی در مورد شعر دیگر معتقد است شعر ناب یعنی مردم کشورش و معتقد است مخاطبان شعر در بهترین نقطه شناسایی شعر قرار دارند و در این میان مخاطب متبحر و باهوش میتواند در تعیین تکلیف وضعیت شعر حضور تأثیرگذار داشته باشد.
چالنگی اشرافیت فرهنگی - فلسفی را در شعر محکوم میکند و معتقد است: «اگر شعر فقط یک تأویل فلسفی داشته باشد، نمیتواند موجودیت پیدا کند.»
آثار:
هوشنگ چالنگی که از اعضای اصلی حلقه شعر دیگر بود، در دهه ۱۳۴۰ کارهای خود را در قالب دوجلد کتاب «شعر دیگر» همراه دیگر شاعران این گروه منتشر کرد. چالنگی پیش از انقلاب ایران برای انتشار هیچ کتابی اقدام نکرد و انتشار کتابی مستقل از خود را، تا چهل سال پس از سرودن مشهورترین شعرهایش، یعنی تا سال ۱۳۸۳ که «زنگولهٔ تنبل» به چاپ رسید، عقب انداخت. این کتاب در نشر سالی به چاپ رسید.
پس از این کتاب، کتاب آبی ملحوظ را در سال ۱۳۸۷ با همان ناشر منتشر کرد. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۴ مجوز نشر را دریافت کرده بود اما با تأخیری سهساله و با اضافه شدن شعرهایی به آن در چند مرحله به چاپ رسید. یک کتاب دیگر وی نیز که تاکنون در بازار نشر دیده نشده و به احتمال بسیار زیاد اصولاً به چاپ نرسیده، با عنوان «نزدیک با ستاره مهجور»، در سال ۱۳۸۱ از سوی انتشارات صمد اهواز تا مرحلهٔ فهرستنویسی پیش رفتهاست. همچنین نشر سالی، در سال ۱۳۸۰، نخستین بار کتابی از چالنگی را با عنوان «آنجا که میایستی» تا مرحله فهرستنویسی پیش برد. به نظر میرسد این کتاب، شکل اولیه همان کتاب «زنگوله تنبل» باشد که سه سال بعد، در سال ۱۳۸۳، با افزودهها و نامی جدید از سوی همین نشر به چاپ رسید.
آنجا که میایستی، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۰
نزدیک با ستاره مهجور، اهواز: انتشارات صمد، ۱۳۸۱
زنگوله تنبل، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۳
آبی ملحوظ، تهران: نشر سالی، ۱۳۸۷
گزینهٔ اشعار، تهران: انتشارات مروارید، ۱۳۹۱
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی♻️
۱۳۹۹/۰۹/۰۹
یکشنبه - ۹ آذر ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-11-29
Sunday - 2020 29 November
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نه عشقی در دو چشمانت عیان بود،
نه مهری سمتِ قلبِ من روان بود،
چرا دلخسته گشتم تا توان بود؟
ولی اکنون تو مثلِ دیگرانی
تمامِ شب دو چشمانم به راهت،
چو روز آید نهانم از نگاهت،
دلم را خوب سنجیدم نهایت،
که فهمیدم تو مثلِ دیگرانی
یقین دارم برون گشتی ز یادم،
کنون این وعده را دیروز دادم،
ز تو کینه در این دل جا ندادم،
تو هم امروز مثلِ دیگرانی...
#ناظم_حکمت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
♻️ #روز_جشن_آذرگان
💠ایران - روز بزرگداشت شیخ مفید
🌐روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین
#رویدادها👁🗨
🌀 ۲۱ خ- شهر يزد از كانونهاي بزرگ زرتشتيانيسم به دست عرب افتاد. اعراب قبلا اصفهان را تصرف كرده بودند. شهر يزد كه در دهه اول قرن چهارم ميلادی به تصميم يزدگرد يکم ساخته شده بود شهری دويست و چهل ساله بود كه تصرف شد.
🌀۱۳۲۲ خ- صدور و انتشار اعلاميه سران سه كشور متفق در تهران
🌀۱۳۵۰ خ- برقراری مجدد حاكميت ايران بر جزاير ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش اميرعباس هويدا نخست وزير وقت، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نيروی دريايی صحّه گذارد.
🌀۱۳۵۴ خ- بزرگترین قرارداد گاز جهان؛ برای (ایجاد شاه لوله؛ ۲۵میلیارد متر مکعبی با طول شش هزار کیلومتر)؛ انتقال گاز به اروپا بین ایران، فرانسه، اتریش، آلمان فدرال و شوروی در تهران امضاء شد.
🌀۱۸۹۰ م- قانون اساسی میجی در ژاپن اعمال شد.
⚽️۱۸۹۹ م- باشگاه فوتبال بارسلونا تأسیس شد.
🌀۱۹۴۵ م- جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی اعلام موجودیت کرد.
🌀۱۹۴۷ م- مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۱۸۱ (۳۳ موافق از جمله ایالات متحده، شوروی و فرانسه، ۱۳ مخالف از جمله ایران، عراق، عربستان و ترکیه، ۱ غایب یعنی تایلند و ۱۰ ممتنع از جمله چین و بریتانیا) سرزمین فلسطین را به دو کشور فلسطین (۴۵٪) و اسرائیل ۵۵٪) تقسیم کرد.
🌀۲۰۱۰ م- همهپرسی برای منع ساخت مناره مساجد در سوئیس برگزار شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۲۸۰ خ- نصرالله فلسفی مورخ، محقق، مترجم، نویسنده و شاعر ایرانی. (درگذشت ۲ خرداد ۱۳۶۰)
🍀۱۳۱۲ خ- حسین شکوئی جغرافیدان معاصر ایرانی و بنیانگذار گروه جغرافیای دانشگاه ملی سابق و چهرههای ماندگار ایران. درگذشت ۲۸ شهریور ۱۳۸۴)
🍀۱۳۱۶ خ- منصور اوجی شاعر معاصر ایرانی
🍀۱۷۱۱ م- لائورا باسی نخستین زن اروپایی بود که موفق شد به صورت رسمی در دانشگاه تحصیل نماید.
🍀۱۷۹۷ م- گائتانو دونیزتی آهنگساز ایتالیایی
🍀۱۸۰۳ م- کریستیان دوپلر فیزیکدان و ریاضیدان اتریشی.
🍀۱۸۳۵ م- تزی شی ملکهٔ قدرتمند و پرنفوذ دودمان چینگ از سال ۱۸۶۱ تا زمان مرگ
🍀۱۸۴۹ م- جان آمبروز فلمینگ مهندس برق و فیزیکدان انگلیسی و مخترع دیود
🍀۱۸۵۶ م- تئوبالد فن بتمان-هولوگ سیاستمدار آلمانی و صدراعظم این کشور میان سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۷.
🍀۱۸۷۴ م- آنتونیو مونیس متخصص عصب شناسی و از توسعهدهندگان آنژیوگرافی مغری اهل پرتقال.
🍀۱۸۹۸ م- سی. اس. لوئیس نویسنده مشهور ایرلندی و خالق سرگذشت نارنیا
🍀۱۹۰۹ م- اوژن یونسکو نویسندهٔ فرانسوی، خالق کرگدن
🍀۱۹۲۸ م- طاهر سالاخوف نقاش مشهور آذربایجانی و از پیشگامان سبک سخت در هنر نقاشی و نیز «هنر کمونیستی».
🍀۱۹۳۱ م- شینتارو کاتسو هنرپیشه، خواننده، کارگردان، نویسنده و تهیه کنندهٔ ژاپنی
🍀۱۹۳۲ م- ژاک شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه
🍀۱۹۳۳ م- جان مایال،ترانه سرا، خواننده و گیتاریست چیرهدست انگلیسی سبک بلوز
🍀۱۹۳۹ م- مکو تهیّهکنندهٔ موسیقی و نوازنده آمریکایی.
🍀۱۹۴۲ م- آن دانهام مادر باراک اوباما مردمشناس آمریکایی.
🍀۱۹۴۶ م- سیلویو رودریگز خواننده، آهنگساز و گیتاریست کوبایی.
🍀۱۹۵۷ م- جنت ناپالیتانو رئیس دانشگاه کالیفرنیا است وی در گذشته وزیر امنیت داخلی بودهاست.
🍀۱۹۵۸ م- جان درامانی ماهاما رئیس جمهور کشور غنا
🍀۱۹۵۹ م- رام امانوئل سیاستمدار یهودیالاصل آمریکایی عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا.
🍀۱۹۸۲ م- پائولو بالستروس بازیگر، مجری تلویزیون، فیلیپینی-آمریکایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۹ خ- مهدی خالدی (آهنگساز و نوازنده.
🍂۱۳۸۸ خ- بیژن الهی ، شاعر، مترجم و نقاش ایرانی
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی♻️
۱۳۹۹/۰۹/۰۹
یکشنبه - ۹ آذر ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-11-29
Sunday - 2020 29 November
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نه عشقی در دو چشمانت عیان بود،
نه مهری سمتِ قلبِ من روان بود،
چرا دلخسته گشتم تا توان بود؟
ولی اکنون تو مثلِ دیگرانی
تمامِ شب دو چشمانم به راهت،
چو روز آید نهانم از نگاهت،
دلم را خوب سنجیدم نهایت،
که فهمیدم تو مثلِ دیگرانی
یقین دارم برون گشتی ز یادم،
کنون این وعده را دیروز دادم،
ز تو کینه در این دل جا ندادم،
تو هم امروز مثلِ دیگرانی...
#ناظم_حکمت
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
♻️ #روز_جشن_آذرگان
💠ایران - روز بزرگداشت شیخ مفید
🌐روز جهانی همبستگی با مردم فلسطین
#رویدادها👁🗨
🌀 ۲۱ خ- شهر يزد از كانونهاي بزرگ زرتشتيانيسم به دست عرب افتاد. اعراب قبلا اصفهان را تصرف كرده بودند. شهر يزد كه در دهه اول قرن چهارم ميلادی به تصميم يزدگرد يکم ساخته شده بود شهری دويست و چهل ساله بود كه تصرف شد.
🌀۱۳۲۲ خ- صدور و انتشار اعلاميه سران سه كشور متفق در تهران
🌀۱۳۵۰ خ- برقراری مجدد حاكميت ايران بر جزاير ابوموسی، تنب بزرگ و كوچك مجلس شورای ملی همان روز پس از استماع گزارش اميرعباس هويدا نخست وزير وقت، با دادن رای اعتماد به او بر اقدام نيروی دريايی صحّه گذارد.
🌀۱۳۵۴ خ- بزرگترین قرارداد گاز جهان؛ برای (ایجاد شاه لوله؛ ۲۵میلیارد متر مکعبی با طول شش هزار کیلومتر)؛ انتقال گاز به اروپا بین ایران، فرانسه، اتریش، آلمان فدرال و شوروی در تهران امضاء شد.
🌀۱۸۹۰ م- قانون اساسی میجی در ژاپن اعمال شد.
⚽️۱۸۹۹ م- باشگاه فوتبال بارسلونا تأسیس شد.
🌀۱۹۴۵ م- جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی اعلام موجودیت کرد.
🌀۱۹۴۷ م- مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۱۸۱ (۳۳ موافق از جمله ایالات متحده، شوروی و فرانسه، ۱۳ مخالف از جمله ایران، عراق، عربستان و ترکیه، ۱ غایب یعنی تایلند و ۱۰ ممتنع از جمله چین و بریتانیا) سرزمین فلسطین را به دو کشور فلسطین (۴۵٪) و اسرائیل ۵۵٪) تقسیم کرد.
🌀۲۰۱۰ م- همهپرسی برای منع ساخت مناره مساجد در سوئیس برگزار شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۲۸۰ خ- نصرالله فلسفی مورخ، محقق، مترجم، نویسنده و شاعر ایرانی. (درگذشت ۲ خرداد ۱۳۶۰)
🍀۱۳۱۲ خ- حسین شکوئی جغرافیدان معاصر ایرانی و بنیانگذار گروه جغرافیای دانشگاه ملی سابق و چهرههای ماندگار ایران. درگذشت ۲۸ شهریور ۱۳۸۴)
🍀۱۳۱۶ خ- منصور اوجی شاعر معاصر ایرانی
🍀۱۷۱۱ م- لائورا باسی نخستین زن اروپایی بود که موفق شد به صورت رسمی در دانشگاه تحصیل نماید.
🍀۱۷۹۷ م- گائتانو دونیزتی آهنگساز ایتالیایی
🍀۱۸۰۳ م- کریستیان دوپلر فیزیکدان و ریاضیدان اتریشی.
🍀۱۸۳۵ م- تزی شی ملکهٔ قدرتمند و پرنفوذ دودمان چینگ از سال ۱۸۶۱ تا زمان مرگ
🍀۱۸۴۹ م- جان آمبروز فلمینگ مهندس برق و فیزیکدان انگلیسی و مخترع دیود
🍀۱۸۵۶ م- تئوبالد فن بتمان-هولوگ سیاستمدار آلمانی و صدراعظم این کشور میان سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۷.
🍀۱۸۷۴ م- آنتونیو مونیس متخصص عصب شناسی و از توسعهدهندگان آنژیوگرافی مغری اهل پرتقال.
🍀۱۸۹۸ م- سی. اس. لوئیس نویسنده مشهور ایرلندی و خالق سرگذشت نارنیا
🍀۱۹۰۹ م- اوژن یونسکو نویسندهٔ فرانسوی، خالق کرگدن
🍀۱۹۲۸ م- طاهر سالاخوف نقاش مشهور آذربایجانی و از پیشگامان سبک سخت در هنر نقاشی و نیز «هنر کمونیستی».
🍀۱۹۳۱ م- شینتارو کاتسو هنرپیشه، خواننده، کارگردان، نویسنده و تهیه کنندهٔ ژاپنی
🍀۱۹۳۲ م- ژاک شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه
🍀۱۹۳۳ م- جان مایال،ترانه سرا، خواننده و گیتاریست چیرهدست انگلیسی سبک بلوز
🍀۱۹۳۹ م- مکو تهیّهکنندهٔ موسیقی و نوازنده آمریکایی.
🍀۱۹۴۲ م- آن دانهام مادر باراک اوباما مردمشناس آمریکایی.
🍀۱۹۴۶ م- سیلویو رودریگز خواننده، آهنگساز و گیتاریست کوبایی.
🍀۱۹۵۷ م- جنت ناپالیتانو رئیس دانشگاه کالیفرنیا است وی در گذشته وزیر امنیت داخلی بودهاست.
🍀۱۹۵۸ م- جان درامانی ماهاما رئیس جمهور کشور غنا
🍀۱۹۵۹ م- رام امانوئل سیاستمدار یهودیالاصل آمریکایی عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا.
🍀۱۹۸۲ م- پائولو بالستروس بازیگر، مجری تلویزیون، فیلیپینی-آمریکایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۹ خ- مهدی خالدی (آهنگساز و نوازنده.
🍂۱۳۸۸ خ- بیژن الهی ، شاعر، مترجم و نقاش ایرانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آذر سالروز درگذشت #بیژن_الهیشیرازی
( زاده ۱۶ تیر ۱۳۲۴ تهران – درگذشته ۹ آذر ۱۳۸۹ تهران) شاعر، مترجم، نقاش و پژوهشگر
شیرازی تنها فرزند خانوادهای متمول بود که از پدری شیرازی و مادری تبریزی، زاده شد. او دوره متوسطه را در «دبیرستان البرز» و «دبیرستان شاپور» تجریش، در رشته ریاضی گذراند. در سالهای نوجوانی ذوقی در نقاشی نشان داد و در انجمنهای هنری، نقاشی شرکت کرد و به کلاسهای نقاشی جواد حمیدی رفت.
اما مادرش با وجودی که دستی در نقاشی داشت، برای تنها فرزندش آینده دیگری میخواست. او در سال ۱۳۴۲ ترک تحصیل کرد. به سفارش استادش، تعدادی از آثارش را برای چهارمین بیینال فرستاد، اما به صلاحدید خانواده، از ادامه فعالیت در این عرصه بازماند. نقاشی را رها کرد و با نگاهِ نوگرا، به فعالیتهای ادبی پرداخت.
ورودش به عرصه مطبوعات در آبان ماه سال ۱۳۴۳، به دعوت فریدون رهنما با شعر «برف» اتفاق افتاد که در جنگ طرفه چاپ شد. تا اواخر همین دهه در میان همفکرانش، خوب شناخته شده بود؛ در جزوه شعر ۱۳۴۵ همکاری با اسماعیل نوریعلا، اندیشه و هنر ۱۳۴۸ دفترهای روزن ۱۳۴۶، مجله خوشه ۱۳۴۶، مجله بررسی کتاب ۱۳۴۹ و هفته نامه تماشا ۱۳۵۳، مجله رستاخیز جوان ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و مجله بیدار ۱۳۷۳ شعر و ترجمه به چاپ سپرد.»
الهی بعدها به شیوه خودخوان شروع به زبانآموزی کرد و زبانهای مختلفی چون یونانی، عربی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه را فراگرفت. او از زبانهای مختلف، آثار کسانی چون کاوافی، ماندلشتام، رمبو، میشو، هولدرلین، جویس، فلوبر، پروست، الیوت، لورکا، ابن عربی و.. ، را ترجمه کرد و تعداد محدودی از آثار او در زندگیاش، به چاپ و پخش رسید. در سال ۱۳۴۸ با بانو غزاله علیزاده، نویسنده «خانه ادریسیها» و «شبهای تهران» ازدواج کرد؛ ازدواجی که حدود دوسال دوام داشت. دخترشان «سلمی» بعدها با مادر زندگی کرد. الهی به حمایت مالی عزیزه عَضُدی، نشری به نام نشر ۵۱ را به راه انداخت و آن را مدیریت کرد و سعی داشت کتاب شاعران نوگرا را چاپ و معرفی کند، از خودش هم چند جلد کتاب آماده کرد. دیری نپایید که کار نشر به بنبست رسید. حساسیت او و دقّت وسواسگونهاش چاپ آثارش را سالها و سالها به تاخیر انداخت، اما در این میان بالاخره کتابهایی مثل کتابِ اشعار نرودا به نام «بیست شعر عاشقانه و یک سرود نومیدی» ۱۳۵۲ که چهار سال بعد به چاپ دوم هم رسید، کتاب «اشعار حلاج» ۱۳۵۴ «ساحت جَوّانی» از هانری میشو ۱۳۵۹ و کتاب رمبو به نام «اوراق مصور آرتور رمبو» ۱۳۶۲ را در نشرهای مختلف امیرکبیر، فاریاب و انجمن فلسفه و .... به چاپ و پخش رساند. او در سال ۱۳۶۷ با بانو ژاله کاظمی، دوبلور، گوینده و مجری تلویزیون، آشنا شد که ازدواج کردند، ولی در سال ۱۳۷۹ جدا شدند.
بیژن الهیشیرازی در ۶۵ سالگی درگذشت و روستای بیجدهنو شهرستان مرزنآباد بهخاک سپرده شد. بنا بر وصیتش بر سنگ گور او هیچ نامی حک نشد.
کتابشناسی
تألیف:
دیدن. تهران: بیدگل ۱۳۹۳
جوانیها، چهل و یک تا پنجاه و یک. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
ترجمه:
چهارشنبه - خاکستر. ت.س. الیوت. تهران: پیکره ۱۳۹۰
بهانههای مأنوس. فلوبر… تهران: بیدگل ۱۳۹۳
اشراقها: اوراق مصور آرتور رمبو شعرهای به نثر ۱۸۷۵–۱۸۷۲ تهران: بیدگل ۱۳۹۴.
نیت خیر. فریدریش هلدرلین. با مراقبت عزیزه عضدی. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
مستغلات. هانری میشو. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
حلاجالاسرار (اخبار و اشعار). حسینبن منصور حلاج. تهران: بیدگل ۱۳۹۵
دره علف هزار رنگ. شکسپیر، پو…. جنگی از گرداندههای بیژن الهی. تهران: بیدگل ۱۳۹۵
صبح روان؛ کنستانتین کاوافی. تهران: بیدگل ۱۳۹۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آذر سالروز درگذشت #بیژن_الهیشیرازی
( زاده ۱۶ تیر ۱۳۲۴ تهران – درگذشته ۹ آذر ۱۳۸۹ تهران) شاعر، مترجم، نقاش و پژوهشگر
شیرازی تنها فرزند خانوادهای متمول بود که از پدری شیرازی و مادری تبریزی، زاده شد. او دوره متوسطه را در «دبیرستان البرز» و «دبیرستان شاپور» تجریش، در رشته ریاضی گذراند. در سالهای نوجوانی ذوقی در نقاشی نشان داد و در انجمنهای هنری، نقاشی شرکت کرد و به کلاسهای نقاشی جواد حمیدی رفت.
اما مادرش با وجودی که دستی در نقاشی داشت، برای تنها فرزندش آینده دیگری میخواست. او در سال ۱۳۴۲ ترک تحصیل کرد. به سفارش استادش، تعدادی از آثارش را برای چهارمین بیینال فرستاد، اما به صلاحدید خانواده، از ادامه فعالیت در این عرصه بازماند. نقاشی را رها کرد و با نگاهِ نوگرا، به فعالیتهای ادبی پرداخت.
ورودش به عرصه مطبوعات در آبان ماه سال ۱۳۴۳، به دعوت فریدون رهنما با شعر «برف» اتفاق افتاد که در جنگ طرفه چاپ شد. تا اواخر همین دهه در میان همفکرانش، خوب شناخته شده بود؛ در جزوه شعر ۱۳۴۵ همکاری با اسماعیل نوریعلا، اندیشه و هنر ۱۳۴۸ دفترهای روزن ۱۳۴۶، مجله خوشه ۱۳۴۶، مجله بررسی کتاب ۱۳۴۹ و هفته نامه تماشا ۱۳۵۳، مجله رستاخیز جوان ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ و مجله بیدار ۱۳۷۳ شعر و ترجمه به چاپ سپرد.»
الهی بعدها به شیوه خودخوان شروع به زبانآموزی کرد و زبانهای مختلفی چون یونانی، عربی، انگلیسی، آلمانی و فرانسه را فراگرفت. او از زبانهای مختلف، آثار کسانی چون کاوافی، ماندلشتام، رمبو، میشو، هولدرلین، جویس، فلوبر، پروست، الیوت، لورکا، ابن عربی و.. ، را ترجمه کرد و تعداد محدودی از آثار او در زندگیاش، به چاپ و پخش رسید. در سال ۱۳۴۸ با بانو غزاله علیزاده، نویسنده «خانه ادریسیها» و «شبهای تهران» ازدواج کرد؛ ازدواجی که حدود دوسال دوام داشت. دخترشان «سلمی» بعدها با مادر زندگی کرد. الهی به حمایت مالی عزیزه عَضُدی، نشری به نام نشر ۵۱ را به راه انداخت و آن را مدیریت کرد و سعی داشت کتاب شاعران نوگرا را چاپ و معرفی کند، از خودش هم چند جلد کتاب آماده کرد. دیری نپایید که کار نشر به بنبست رسید. حساسیت او و دقّت وسواسگونهاش چاپ آثارش را سالها و سالها به تاخیر انداخت، اما در این میان بالاخره کتابهایی مثل کتابِ اشعار نرودا به نام «بیست شعر عاشقانه و یک سرود نومیدی» ۱۳۵۲ که چهار سال بعد به چاپ دوم هم رسید، کتاب «اشعار حلاج» ۱۳۵۴ «ساحت جَوّانی» از هانری میشو ۱۳۵۹ و کتاب رمبو به نام «اوراق مصور آرتور رمبو» ۱۳۶۲ را در نشرهای مختلف امیرکبیر، فاریاب و انجمن فلسفه و .... به چاپ و پخش رساند. او در سال ۱۳۶۷ با بانو ژاله کاظمی، دوبلور، گوینده و مجری تلویزیون، آشنا شد که ازدواج کردند، ولی در سال ۱۳۷۹ جدا شدند.
بیژن الهیشیرازی در ۶۵ سالگی درگذشت و روستای بیجدهنو شهرستان مرزنآباد بهخاک سپرده شد. بنا بر وصیتش بر سنگ گور او هیچ نامی حک نشد.
کتابشناسی
تألیف:
دیدن. تهران: بیدگل ۱۳۹۳
جوانیها، چهل و یک تا پنجاه و یک. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
ترجمه:
چهارشنبه - خاکستر. ت.س. الیوت. تهران: پیکره ۱۳۹۰
بهانههای مأنوس. فلوبر… تهران: بیدگل ۱۳۹۳
اشراقها: اوراق مصور آرتور رمبو شعرهای به نثر ۱۸۷۵–۱۸۷۲ تهران: بیدگل ۱۳۹۴.
نیت خیر. فریدریش هلدرلین. با مراقبت عزیزه عضدی. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
مستغلات. هانری میشو. تهران: بیدگل ۱۳۹۴
حلاجالاسرار (اخبار و اشعار). حسینبن منصور حلاج. تهران: بیدگل ۱۳۹۵
دره علف هزار رنگ. شکسپیر، پو…. جنگی از گرداندههای بیژن الهی. تهران: بیدگل ۱۳۹۵
صبح روان؛ کنستانتین کاوافی. تهران: بیدگل ۱۳۹۶
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#بیژن_الهی
بیژن الهی از نگاه دیگران
____________
▪️ناما جعفری، شاعر و وبلاگنویس در مورد «بیژن الهی» مینویسد :
( از بیژن الهی نوشتن که سخت نیست. ذهن قوس برمیدارد و فعلها خوب به هم نمیچسبند، چَشم شروع میکند در هفت روز به هفتمین روز رسیدن تا در برابر شعرهای «بیژن الهی» به باختنِ خود اعتراف کنند و طعمِ تلخ تولید شده را سربکشند. )
▪️اغلب ما بیژن الهی را با ترجمههایش میشناسیم :
☆ «اشراقها» (آرتور رمبو)
☆ «حاکی ماوراء» (ولادیمیر نابوکوف)
☆ «گزیدهی اشعار لورکا» (فدریکو گارسیا لورکا)
☆ «ساحت جوانی» (هانری میشو)
☆ «چهارشنبهی خاکستری» (تی. اس. الیوت)
☆ «شطحیات» (حلاج)
☆ «شطحیات» (فریدریش هولدرلین)
● لاکن «بیژن الهی» مجموعه شعری در سال ۱۳۵۰ در دویست نسخه قطع خشتی، با نام «علف ایام» چاپ میکند که همهی آن را میسوزاند.
▪️«الهی» بیانیهی شعر حجم را امضاء نمیکند ولی به نقل از مجلهی بررسی کتاب ویژهی شعر حجم، میگوید :
• این حرکت یک حرکت ایرانیست، همانطور که «عرفانیت» ایرانیست، حرکت ما عرفانی در شعر است - ما در شعر عرفان میکنیم.
▫️«بیژن الهی» شعر را اینگونه میبیند :
شعر تعقیب حقیقت است از بیراهه و که این مذهبِ رابطههاست اما با شناخت راه و رابطهایست که بیراهه را میشناسی.
■ سیامک مهاجری منتقد در مقالهی «در مرگهای بیژن الهی» برای وی مینویسد :
{ «بیژن الهی» بعنوان یکی از مهمترین سَردَمداران «شعر دیگر» درحالی طی یک دهه به فعالیت ادبی پرداخت که بیشک محصول یک گردشِ «زیبایی شناسیک»بود که با نیما شروع شد و در شعر دیگر به نتیجه رسید. از همین روست که شعرهای الهی و حلقهی شاعران «شعر دیگر» ادامهی حقیقی و اصیل «شعر نیما»ست که کمتر بدان اشاره شده است. }
▫️چیزی که اسماعیل خویی، چند ساعت بعد از مرگ «بیژن الهی» به آن اشاره میکند :
«با رفتن او دفتر یک گونه از شعر نیمایی بسته میشود.»
اشارهای که هرگز پیش از مرگاش به آن پرداخته نشد.
▪️ آنچه نیما در نظریهی شعری خود تدوین کرد شباهت نزدیکی به محصولی دارد که با «شعر دیگر» تولید شد. اگر چه «شعر دیگر» تنها وامدار نیما نیست و از شعر جهان نیز تاثیر پذیرفته است.
ولیکن شعر دیگر و بالاخص شعر «بیژن الهی» آنجا که با شطحیات عرفانی ما تلفیق میشود و از دلِ «جهانبینی شعری نیما» بیرون میآید تبدیل به یک شعر جدید میشود که اگر در سُنّت رمانتیک ادبیات معاصر ما گرفتار نمیشد، میتوانست جایگاه وسیعتری را در ادبیات ما اشغال کند و امروزه جایگاه ادبیات «بیژن الهی» باید در ردیف نیما یوشیج و صادق هدایت در ادبیات ما مورد ستایش قرار میگرفت، نه اینکه در این گمنامی و خاموشی به پایان برسد.
● آنچه شعر شاعران «شعر دیگر» و هر حرکت نوآوری را در محاق قرار داد، ضدیت و مقابله با گفتمان رسمی بود که تنها قرائتی رمانتیک را از ادبیات بَرمیتافت.
▪️یدالله رویایی، شاعر و مجری طرح مانیفست شعر حجم در یادداشتی میگوید :
( در امروز ما «بیژن الهی»، همیشه فردا بود. فردای او از گذشتههای دور میآمد و دیروزهای دور، گاهی که شاعرِ پسفردا میشد، آنوقت که فردا را از میان بَرمیداشت و به گذشتههای دورتر میبرد و در این معامله غبار از گذشته بَرمیداشت، مادر لغت میشد که میبرید، و میساخت.
یک «نئولوگ» عاشق، عاشق لوگوس. )
پیشتر و بیشتر از همه دریافته بود که زبان، نیاز به نئولوژی (فُرس نو) دارد و فُرس نو دالانش ترجمه است.
◽️ جعفر مدرس صادقی، داستاننویس نیز گفته :
_ «بیژن الهی» مال این زمانه نبود، از جنس اولیا بود. اینکه با شمار اندکی از دوستان نشست و برخاستی میکرد و سخنی میگفت، همه از سر لطف بود و گرنه او نه همسخنی داشت و نه همدمی.
_ سخت تنها بود و پوست کلفتی هم نداشت که با بیرحمی زمانه دست و پنجه نرم کند. گاهی شکایتی میکرد اما فقط درد دلی بود
▫️پرهام شهرجردی سردبیر مجلهی شعر، در مورد«بیژن الهی»میگوید:
«بیژن الهی» با «نگارش»ها، ترجمهها، برداشتها و بازنویسیهایش از رمبو، از میشو، از گارسیا لورکا، از هولدرلین، از الیوت و از حلاج - به زبان و خیال و دنیای متحجر پارسی زندگیها بخشیده و راهها گشوده، چشمها باز کرده، زبانها آفریده است.
▪️نئولوژیسم و قدرت ساخت کلمات و ترکیبهای نوین، یکی از خصوصیات کم نظیر الهیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#بیژن_الهی
بیژن الهی از نگاه دیگران
____________
▪️ناما جعفری، شاعر و وبلاگنویس در مورد «بیژن الهی» مینویسد :
( از بیژن الهی نوشتن که سخت نیست. ذهن قوس برمیدارد و فعلها خوب به هم نمیچسبند، چَشم شروع میکند در هفت روز به هفتمین روز رسیدن تا در برابر شعرهای «بیژن الهی» به باختنِ خود اعتراف کنند و طعمِ تلخ تولید شده را سربکشند. )
▪️اغلب ما بیژن الهی را با ترجمههایش میشناسیم :
☆ «اشراقها» (آرتور رمبو)
☆ «حاکی ماوراء» (ولادیمیر نابوکوف)
☆ «گزیدهی اشعار لورکا» (فدریکو گارسیا لورکا)
☆ «ساحت جوانی» (هانری میشو)
☆ «چهارشنبهی خاکستری» (تی. اس. الیوت)
☆ «شطحیات» (حلاج)
☆ «شطحیات» (فریدریش هولدرلین)
● لاکن «بیژن الهی» مجموعه شعری در سال ۱۳۵۰ در دویست نسخه قطع خشتی، با نام «علف ایام» چاپ میکند که همهی آن را میسوزاند.
▪️«الهی» بیانیهی شعر حجم را امضاء نمیکند ولی به نقل از مجلهی بررسی کتاب ویژهی شعر حجم، میگوید :
• این حرکت یک حرکت ایرانیست، همانطور که «عرفانیت» ایرانیست، حرکت ما عرفانی در شعر است - ما در شعر عرفان میکنیم.
▫️«بیژن الهی» شعر را اینگونه میبیند :
شعر تعقیب حقیقت است از بیراهه و که این مذهبِ رابطههاست اما با شناخت راه و رابطهایست که بیراهه را میشناسی.
■ سیامک مهاجری منتقد در مقالهی «در مرگهای بیژن الهی» برای وی مینویسد :
{ «بیژن الهی» بعنوان یکی از مهمترین سَردَمداران «شعر دیگر» درحالی طی یک دهه به فعالیت ادبی پرداخت که بیشک محصول یک گردشِ «زیبایی شناسیک»بود که با نیما شروع شد و در شعر دیگر به نتیجه رسید. از همین روست که شعرهای الهی و حلقهی شاعران «شعر دیگر» ادامهی حقیقی و اصیل «شعر نیما»ست که کمتر بدان اشاره شده است. }
▫️چیزی که اسماعیل خویی، چند ساعت بعد از مرگ «بیژن الهی» به آن اشاره میکند :
«با رفتن او دفتر یک گونه از شعر نیمایی بسته میشود.»
اشارهای که هرگز پیش از مرگاش به آن پرداخته نشد.
▪️ آنچه نیما در نظریهی شعری خود تدوین کرد شباهت نزدیکی به محصولی دارد که با «شعر دیگر» تولید شد. اگر چه «شعر دیگر» تنها وامدار نیما نیست و از شعر جهان نیز تاثیر پذیرفته است.
ولیکن شعر دیگر و بالاخص شعر «بیژن الهی» آنجا که با شطحیات عرفانی ما تلفیق میشود و از دلِ «جهانبینی شعری نیما» بیرون میآید تبدیل به یک شعر جدید میشود که اگر در سُنّت رمانتیک ادبیات معاصر ما گرفتار نمیشد، میتوانست جایگاه وسیعتری را در ادبیات ما اشغال کند و امروزه جایگاه ادبیات «بیژن الهی» باید در ردیف نیما یوشیج و صادق هدایت در ادبیات ما مورد ستایش قرار میگرفت، نه اینکه در این گمنامی و خاموشی به پایان برسد.
● آنچه شعر شاعران «شعر دیگر» و هر حرکت نوآوری را در محاق قرار داد، ضدیت و مقابله با گفتمان رسمی بود که تنها قرائتی رمانتیک را از ادبیات بَرمیتافت.
▪️یدالله رویایی، شاعر و مجری طرح مانیفست شعر حجم در یادداشتی میگوید :
( در امروز ما «بیژن الهی»، همیشه فردا بود. فردای او از گذشتههای دور میآمد و دیروزهای دور، گاهی که شاعرِ پسفردا میشد، آنوقت که فردا را از میان بَرمیداشت و به گذشتههای دورتر میبرد و در این معامله غبار از گذشته بَرمیداشت، مادر لغت میشد که میبرید، و میساخت.
یک «نئولوگ» عاشق، عاشق لوگوس. )
پیشتر و بیشتر از همه دریافته بود که زبان، نیاز به نئولوژی (فُرس نو) دارد و فُرس نو دالانش ترجمه است.
◽️ جعفر مدرس صادقی، داستاننویس نیز گفته :
_ «بیژن الهی» مال این زمانه نبود، از جنس اولیا بود. اینکه با شمار اندکی از دوستان نشست و برخاستی میکرد و سخنی میگفت، همه از سر لطف بود و گرنه او نه همسخنی داشت و نه همدمی.
_ سخت تنها بود و پوست کلفتی هم نداشت که با بیرحمی زمانه دست و پنجه نرم کند. گاهی شکایتی میکرد اما فقط درد دلی بود
▫️پرهام شهرجردی سردبیر مجلهی شعر، در مورد«بیژن الهی»میگوید:
«بیژن الهی» با «نگارش»ها، ترجمهها، برداشتها و بازنویسیهایش از رمبو، از میشو، از گارسیا لورکا، از هولدرلین، از الیوت و از حلاج - به زبان و خیال و دنیای متحجر پارسی زندگیها بخشیده و راهها گشوده، چشمها باز کرده، زبانها آفریده است.
▪️نئولوژیسم و قدرت ساخت کلمات و ترکیبهای نوین، یکی از خصوصیات کم نظیر الهیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات_مشاهیر
#بیژن_الهی
راوی : آیدین آغداشلو
________________
او که از جوانی شیفته مکتب میرزا حبیب اصفهانی ( مترجم حاجی بابای اصفهانی در دوران مشروطه ) بود ، زبان های مختلفی را به صورت خودآموز یاد گرفته و به یک سبک خاص خودش در ترجمه رسیده بود.
در یادداشتی بر ترجمه هایش از اشعار هلدرلین شاعر آلمانی ، دیدگاهش درباره ترجمه را چنین تبیین کرده است :
" تصوری همه گیر ، درنتیجه عوامانه ، فاتر و مرتجع است که ترجمه یا دقیق یا زیباست ؛ اگر زیباست دقیق نیست و اگر دقیق ، زیبا نیست .
.... آفرینش اگر رقصی است ، ترجمه رقصی است در زنجیر ؛
در ترجمه شکسپیر باید بکوشی همبال شکسپیر بپری اما با پر بسته ! "
بیژن الهی در سالهای انزوا آنقدر در این " رقص زنجیر " تبحر یافت که برخی از منتقدان و حتا دوستانی را که کمتر جدی اش می گرفتند ، از جمله آیدین آغداشلو ، متقاعد کرد که در ترجمه متون ادبی به مراتبی از نبوغ رسیده است.
آغداشلو که پیشرفت کار بیژن الهی در این سالها را خارق العاده می داند ، می گوید " خود من فکر کردم که بیژن الهی دارد زیادی شلوغش می کند ، زیادی دارد عجیب و غریب رفتار می کند؛
هیچوقت درک نمی کردم کسی زبانی را مثل زبان مادری اش نداند ، بعد بیاید اسپانیایی ترجمه کند ، بعد یونانی ترجمه کند.
سر به سر #شمیم_بهار می گذاشتم همیشه؛
می گفتم تو هم با این بیژنت ! آخه این مثلا یونانی بلده ؟ لاتین بلده ؟
با وجود اینکه متوجه بودم چه اشتیاق هولناکی به آموختن اینها داشت ؛ به لغت داشت ؛ به زبان ها داشت ؛ به بازگویی اشعار داشت...
یک بار به من زنگ زد گفت من می خواهم بیایم یک سری به کتابخانه توبزنم .
گفتم دنبال چه کتابی می گردی ؟
گفت دنبال تاریخ شاهنشاهی هخامنشی که مقدم ترجمه کرده ، در آن لغاتی وعظ کرده که جای دیگر به این شکل به کار نرفته ، می خواهم این لغات را بیرون بکشم.
شمیم بهار می گفت : ببین ! بیژن یک قریحه غریبی دارد ، شعر یا متنی را می گیرد و باز نویسی می کند. نتیجه همان متن است .
شعر را در ترجمه دوباره می گوید و همان شعر است. این نبوغ ، همان بیژنیّت اوست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات_مشاهیر
#بیژن_الهی
راوی : آیدین آغداشلو
________________
او که از جوانی شیفته مکتب میرزا حبیب اصفهانی ( مترجم حاجی بابای اصفهانی در دوران مشروطه ) بود ، زبان های مختلفی را به صورت خودآموز یاد گرفته و به یک سبک خاص خودش در ترجمه رسیده بود.
در یادداشتی بر ترجمه هایش از اشعار هلدرلین شاعر آلمانی ، دیدگاهش درباره ترجمه را چنین تبیین کرده است :
" تصوری همه گیر ، درنتیجه عوامانه ، فاتر و مرتجع است که ترجمه یا دقیق یا زیباست ؛ اگر زیباست دقیق نیست و اگر دقیق ، زیبا نیست .
.... آفرینش اگر رقصی است ، ترجمه رقصی است در زنجیر ؛
در ترجمه شکسپیر باید بکوشی همبال شکسپیر بپری اما با پر بسته ! "
بیژن الهی در سالهای انزوا آنقدر در این " رقص زنجیر " تبحر یافت که برخی از منتقدان و حتا دوستانی را که کمتر جدی اش می گرفتند ، از جمله آیدین آغداشلو ، متقاعد کرد که در ترجمه متون ادبی به مراتبی از نبوغ رسیده است.
آغداشلو که پیشرفت کار بیژن الهی در این سالها را خارق العاده می داند ، می گوید " خود من فکر کردم که بیژن الهی دارد زیادی شلوغش می کند ، زیادی دارد عجیب و غریب رفتار می کند؛
هیچوقت درک نمی کردم کسی زبانی را مثل زبان مادری اش نداند ، بعد بیاید اسپانیایی ترجمه کند ، بعد یونانی ترجمه کند.
سر به سر #شمیم_بهار می گذاشتم همیشه؛
می گفتم تو هم با این بیژنت ! آخه این مثلا یونانی بلده ؟ لاتین بلده ؟
با وجود اینکه متوجه بودم چه اشتیاق هولناکی به آموختن اینها داشت ؛ به لغت داشت ؛ به زبان ها داشت ؛ به بازگویی اشعار داشت...
یک بار به من زنگ زد گفت من می خواهم بیایم یک سری به کتابخانه توبزنم .
گفتم دنبال چه کتابی می گردی ؟
گفت دنبال تاریخ شاهنشاهی هخامنشی که مقدم ترجمه کرده ، در آن لغاتی وعظ کرده که جای دیگر به این شکل به کار نرفته ، می خواهم این لغات را بیرون بکشم.
شمیم بهار می گفت : ببین ! بیژن یک قریحه غریبی دارد ، شعر یا متنی را می گیرد و باز نویسی می کند. نتیجه همان متن است .
شعر را در ترجمه دوباره می گوید و همان شعر است. این نبوغ ، همان بیژنیّت اوست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_اسلامپور
( زاده مرداد ۱۳۲۲ تهران – درگذشته ۵ بهمن ۱۳۹۱ پاریس) شاعر و نویسنده
اسلامپور که در مدرسه نظام درس خوانده بود با گرایش به ادبیات و نقاشی از فضای تحصیل دوری گزید و پس از انتشار سه مجموعه شعر و در اوج فعالیتهای ادبی در ۲۷ سالگی به درخشش رسید. او علاوه بر نوشتن کتابها، از نخستین شاعرانی است که شعرهای مشترکی با دیگر شاعران از جمله بیژن الهی دارد. همچنین او چندین مصاحبه ماندگار در زمینه ادبیات و هنر انجام داده است. از جمله گفتگو با حسین زنده رودی، مقالاتی در باب هنر از جمله مقالهای در موسیقی تحت عنوان خداشناسی خود اشتکهاوزن، گفتگو با ناصر عصار، و یادداشتها و مقالاتی بسیار که غالباً در مجلات ادبی مطرح نیمه دوم دهه چهل منتشر میشد. مجله تماشا با او گفتگویی به نام "احوال یک شاعر " منتشر کرد و منوچهر آتشی "شاعر" نیز در همین مجله با او مصاحبه معروفی به نام «شاعر پرشهای تند از اعماق» انجام داد. اسلامپور که مسئولیتی در خانه فرهنگ ایران در فرانسه داشت، پس از انقلاب، ایران را با هدف زندگی در پاریس ترک کرد. سپس در مرکز فرهنگی «ژورژ پومپیدو» مشغول به کار شد. از آن پس به شکل مرتب به نوشتن شعر و ترجمه شعر به فرانسه به همراه همسر فرانسویاش ادامه داد ولی اقدام به انتشار آثارش به شکل کتاب نکرد. شعرهای او بنا به خواست خودش و میل وافر به گریز از جنجالهای ادبی، گاه تنها در سایتهای ادبی ماهنامه ادبی "نوشتا" منتشر شد. از جمله آثار منتشر شده، مربوط به گفتگویی است بین او و یداله رؤیایی، شاعر و واضع شعر حجم، که سال ۱۳۸۸ در ماهنامه ادبی نوشتا منتشر شد و البته مربوط به تابستان ۱۹۹۳ میلادی بود. پس از آن نیز علاقهمندان به شعر اسلامپور، علاوه بر در دسترس قرار دادن آثار او در فضای مجازی ویژهنامههایی نیز درباره او و شاعران شعر دیگر منتشر کردند. پیرو همین فعالیتها در ویژهنامهای به نام هنگام که ضمیمه ادبی - فرهنگی روزنامه عصر مردم بود، در سال ۱۳۸۳ شمارهای به اشعار پرویز اسلامپور اختصاص داد.
آثار:
از اسلامپور سه مجموعه شعر در نیمه دوم سالهای دهه ۱۳۴۰ منتشر شد: وصلت در منحنی سوم (۱۳۴۶) نمک و حرکت ورید (۱۳۴۶) شعرهای جانور سیاه چاق (۱۳۴۹) و پرویز اسلام پور. کتاب آخر که پرویز اسلام پور نام دارد به شکل الکترونیکی در سایت دوات منتشر شدهاست و شعرهای جانور سیاه چاق نیز در سه نسخه چاپ شد و محتوای آن در مجله روزن به انتشار رسید. آثار او تنها چاپ اول داشت و با وجود درخواستهای ناشران، از انتشار اشعارش ممانعت کرد.
وی دهههای آخر عمرش را در پاریس گذراند و از فضای مطبوعاتی و ادبی دوری میکرد و در انزوا میزیست.
اشعار بسیاری از او بجا مانده است که خانوادهاش در حال گردآوری و تنظیم آنها برای انتشار بودند.
پرویز اسلامپور در ۶۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن سالروز درگذشت #پرویز_اسلامپور
( زاده مرداد ۱۳۲۲ تهران – درگذشته ۵ بهمن ۱۳۹۱ پاریس) شاعر و نویسنده
اسلامپور که در مدرسه نظام درس خوانده بود با گرایش به ادبیات و نقاشی از فضای تحصیل دوری گزید و پس از انتشار سه مجموعه شعر و در اوج فعالیتهای ادبی در ۲۷ سالگی به درخشش رسید. او علاوه بر نوشتن کتابها، از نخستین شاعرانی است که شعرهای مشترکی با دیگر شاعران از جمله بیژن الهی دارد. همچنین او چندین مصاحبه ماندگار در زمینه ادبیات و هنر انجام داده است. از جمله گفتگو با حسین زنده رودی، مقالاتی در باب هنر از جمله مقالهای در موسیقی تحت عنوان خداشناسی خود اشتکهاوزن، گفتگو با ناصر عصار، و یادداشتها و مقالاتی بسیار که غالباً در مجلات ادبی مطرح نیمه دوم دهه چهل منتشر میشد. مجله تماشا با او گفتگویی به نام "احوال یک شاعر " منتشر کرد و منوچهر آتشی "شاعر" نیز در همین مجله با او مصاحبه معروفی به نام «شاعر پرشهای تند از اعماق» انجام داد. اسلامپور که مسئولیتی در خانه فرهنگ ایران در فرانسه داشت، پس از انقلاب، ایران را با هدف زندگی در پاریس ترک کرد. سپس در مرکز فرهنگی «ژورژ پومپیدو» مشغول به کار شد. از آن پس به شکل مرتب به نوشتن شعر و ترجمه شعر به فرانسه به همراه همسر فرانسویاش ادامه داد ولی اقدام به انتشار آثارش به شکل کتاب نکرد. شعرهای او بنا به خواست خودش و میل وافر به گریز از جنجالهای ادبی، گاه تنها در سایتهای ادبی ماهنامه ادبی "نوشتا" منتشر شد. از جمله آثار منتشر شده، مربوط به گفتگویی است بین او و یداله رؤیایی، شاعر و واضع شعر حجم، که سال ۱۳۸۸ در ماهنامه ادبی نوشتا منتشر شد و البته مربوط به تابستان ۱۹۹۳ میلادی بود. پس از آن نیز علاقهمندان به شعر اسلامپور، علاوه بر در دسترس قرار دادن آثار او در فضای مجازی ویژهنامههایی نیز درباره او و شاعران شعر دیگر منتشر کردند. پیرو همین فعالیتها در ویژهنامهای به نام هنگام که ضمیمه ادبی - فرهنگی روزنامه عصر مردم بود، در سال ۱۳۸۳ شمارهای به اشعار پرویز اسلامپور اختصاص داد.
آثار:
از اسلامپور سه مجموعه شعر در نیمه دوم سالهای دهه ۱۳۴۰ منتشر شد: وصلت در منحنی سوم (۱۳۴۶) نمک و حرکت ورید (۱۳۴۶) شعرهای جانور سیاه چاق (۱۳۴۹) و پرویز اسلام پور. کتاب آخر که پرویز اسلام پور نام دارد به شکل الکترونیکی در سایت دوات منتشر شدهاست و شعرهای جانور سیاه چاق نیز در سه نسخه چاپ شد و محتوای آن در مجله روزن به انتشار رسید. آثار او تنها چاپ اول داشت و با وجود درخواستهای ناشران، از انتشار اشعارش ممانعت کرد.
وی دهههای آخر عمرش را در پاریس گذراند و از فضای مطبوعاتی و ادبی دوری میکرد و در انزوا میزیست.
اشعار بسیاری از او بجا مانده است که خانوادهاش در حال گردآوری و تنظیم آنها برای انتشار بودند.
پرویز اسلامپور در ۶۹ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه "غزاله" علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشته فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را درباره مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشه ادبیاش را از دهه ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهایش در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان از رمان دوجلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چندماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین گفت:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این توده بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانه عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد. او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
وی در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار
رمانها:
دو منظره ۱۳۶۳
خانه ادریسیها ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها:
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار:
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها:
جایزه قلم طلاییِ مجله ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره» ۱۹۹۹ میلادی
جایزه بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها ۱۹۹۹ میلادی سهسال پس از مرگ غزاله.
درباره علیزاده:
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی درباره غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ اما تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ بهمن زادروز #غزاله_علیزاده
( زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۷ مشهد – درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ رامسر ) نویسنده
فاطمه "غزاله" علیزاده، در کودکی درونگرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشیها و شجاعتهایش دیگران را نگران میکرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. وی که مادرش، منیر سیدی نیز شاعر و نویسنده بود، مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاهخواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.
وی با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشته فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشتهاش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایاننامهاش را درباره مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمهکاره رها کرد.
وی پیشه ادبیاش را از دهه ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهایش در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروفترین آثار وی میتوان از رمان دوجلدی «خانه ادریسیها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.
غزاله ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. اما بعد از جدایی، در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. وی چندماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین گفت:
«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمیشناختم. کی دنیا را میشناسد؟ این توده بیشکل مدام در حال تغییر را که دور خودش میپیچد و از یک تاریکی میرود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا میبافیم، فکر میکنیم میشود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایه حیرتانگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمانخواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت میکنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانه عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژههای مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفتهای داشت…»
وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد. او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.
وی در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشتههای ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار میکنم. ساعت یک و نیم است. خستهام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمیگویم بسوزانید. از هیچکس متنفر نیستم. برای دوستداشتن نوشتهام، تنها و خستهام برای همین میروم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانهای تاریک. من غلام خانههای روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی میکنم. چقدر به همه و به من محبت کردهاست. چقدر به او احترام میگذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»
کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
آثار
رمانها:
دو منظره ۱۳۶۳
خانه ادریسیها ۱۳۷۰ (۲ جلدی)
شبهای تهران
ملک آسیاب
مجموعه داستانها:
سفر ناگذشتنی (تاریخ انتشار ۱۳۵۶ شامل داستانهای شجره طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب)
چهارراه (تاریخ انتشار ۱۳۷۳ شامل داستانهای دادرسی، بعد از تابستان، جزیره، سوچ)
تالارها (تاریخ انتشار ۱۳۸۲ شامل داستانهای نقشها، اول بهار، گرد و شکنان، تالارها)
داستانهای کوتاه همراه با داستان دو منظره در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست.
سایر آثار:
کشتی عروس
رؤیای خانه و کابوس زوال
جایزهها:
جایزه قلم طلاییِ مجله ادبی گردون برای داستان کوتاه «جزیره» ۱۹۹۹ میلادی
جایزه بیست سال داستاننویسیِ وزارت ارشاد برای رمان خانه ادریسیها ۱۹۹۹ میلادی سهسال پس از مرگ غزاله.
درباره علیزاده:
در سال ۱۳۸۷ فیلم مستندی درباره غزاله علیزاده با عنوان محاکات غزاله علیزاده به کارگردانی پگاه آهنگرانی ساخته شدهاست؛ اما تاکنون اجازه حضور در جشنوارههای ایران را نیافته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
و نزد خداوند دعا کنید تا رحمت آورد بر ما
و دعا میکنم تا مگر فراموش کنم
اینچه را که زیاده پیش میکشم با خویش
زیاده توجیه میکنم
چون دگرباره امید بازگشتم نیست
باشد که جوابگو آید این کلام
برای آنچه شدهست، تا نه دگرباره شود
مگر داوری پُری برما سنگین نشود
چون که این پرها دیگر نه پِر پرواز است
بلکه تنها پَرّهایی است هواکوبان
هوایی که کنون یکسره خوارست، و خشک
خوارتر از قصد و خشکتر
بیاموز روی آریم و روی نیاریم
بیاموز در سکون بنشینیم.
ما گناهکاران را اکنون و به هنگام مرگ ما دعا کنید
ما را اکنون و به هنگام مرگ ما دعا کنید.
بخشی از شعر «چهارشنبه-خاکستر» اثر الیوت
ترجمۀ بیژن الهی
از کتاب «زمرد و حمله
ت. س. اِلیوت+اِدمُون رُستان»
تصویر: پرترۀ ت. س. الیوت از پاتریک هرون، ۱۹۴۹
#تی_اس_الیوت
#بیژن_الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
و نزد خداوند دعا کنید تا رحمت آورد بر ما
و دعا میکنم تا مگر فراموش کنم
اینچه را که زیاده پیش میکشم با خویش
زیاده توجیه میکنم
چون دگرباره امید بازگشتم نیست
باشد که جوابگو آید این کلام
برای آنچه شدهست، تا نه دگرباره شود
مگر داوری پُری برما سنگین نشود
چون که این پرها دیگر نه پِر پرواز است
بلکه تنها پَرّهایی است هواکوبان
هوایی که کنون یکسره خوارست، و خشک
خوارتر از قصد و خشکتر
بیاموز روی آریم و روی نیاریم
بیاموز در سکون بنشینیم.
ما گناهکاران را اکنون و به هنگام مرگ ما دعا کنید
ما را اکنون و به هنگام مرگ ما دعا کنید.
بخشی از شعر «چهارشنبه-خاکستر» اثر الیوت
ترجمۀ بیژن الهی
از کتاب «زمرد و حمله
ت. س. اِلیوت+اِدمُون رُستان»
تصویر: پرترۀ ت. س. الیوت از پاتریک هرون، ۱۹۴۹
#تی_اس_الیوت
#بیژن_الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
این شفق را هم از دست دادهایم
هیچکسی ما را
دست در دستِ هم نمیدید این عصر،
وقتی شبِ نیلگون بر دنیا میافتاد.
من از پنجرهام
جشنِ غروب را دیدهام
سرِ تپههای دور
گاه مثلِ یک سکه
یک تکه آفتاب میانِ دستهای من میسوخت
تو را از تهِ دل به یاد میآوردم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست
پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامیِ عشق یکباره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس میکنم که غمگینم
و حس میکنم که تو دوری؟
#پابلو_نرودا
برگردان: بیژن الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
این شفق را هم از دست دادهایم
هیچکسی ما را
دست در دستِ هم نمیدید این عصر،
وقتی شبِ نیلگون بر دنیا میافتاد.
من از پنجرهام
جشنِ غروب را دیدهام
سرِ تپههای دور
گاه مثلِ یک سکه
یک تکه آفتاب میانِ دستهای من میسوخت
تو را از تهِ دل به یاد میآوردم
دلی فشرده به غم
غمی که آشنای توست
پس تو کجا بودی؟
پس که بود آنجا؟
گویای چه حرف؟
چرا تمامیِ عشق یکباره بر سرم خواهد تاخت
وقتی حس میکنم که غمگینم
و حس میکنم که تو دوری؟
#پابلو_نرودا
برگردان: بیژن الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
به تصویر درختی
که در حوض
زیر یخ زندانیست
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است
که چتر سرگیجهام را
– همچنان که فرو نشستن فوارهها
از ارتفاع گیج پیشانیام میکاهد –
در حریق باز میکند؛
اما بر خورشید هم
برف نشست.
چه بگویم به آوای دور شدن کشتیها
که کالاشان جز آب نیست
– آبی که میخواست باران باشد –
و بادبانهایشان را
خدای تمام خداحافظیها
با کبوتران از شانهی خود رم داده –
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ عکس: لئا دساندره (سوپرانوئیست) در نمای تمرین اپرای مدهآ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
به تصویر درختی
که در حوض
زیر یخ زندانیست
چه بگویم؟
من تنها سقف مطمئنم را
پنداشته بودم خورشید است
که چتر سرگیجهام را
– همچنان که فرو نشستن فوارهها
از ارتفاع گیج پیشانیام میکاهد –
در حریق باز میکند؛
اما بر خورشید هم
برف نشست.
چه بگویم به آوای دور شدن کشتیها
که کالاشان جز آب نیست
– آبی که میخواست باران باشد –
و بادبانهایشان را
خدای تمام خداحافظیها
با کبوتران از شانهی خود رم داده –
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ عکس: لئا دساندره (سوپرانوئیست) در نمای تمرین اپرای مدهآ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان🌍
در برجهای زرد،
ناقوسها میزند.
نُتها رها گشتهست
بر بادهای زرد.
بر جاده، روانهست
زنِ مرده
با تاجی از شکوفهی پژمردهی لیموها.
میخواند و میخواند
آوازی
با گیتار سپیدش،
میخواند و میخواند و میخواند.
در برجهای زرد،
ناقوسها خاموش شده.
باد، بادبانهای نقره میسازد
با غبار.
▫️ شعری از فدریکو گارسیا لورکا
▫️ برگردان به پارسی: بیژن الهی
▫️ عکس: ایموگان کانینگهام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان🌍
در برجهای زرد،
ناقوسها میزند.
نُتها رها گشتهست
بر بادهای زرد.
بر جاده، روانهست
زنِ مرده
با تاجی از شکوفهی پژمردهی لیموها.
میخواند و میخواند
آوازی
با گیتار سپیدش،
میخواند و میخواند و میخواند.
در برجهای زرد،
ناقوسها خاموش شده.
باد، بادبانهای نقره میسازد
با غبار.
▫️ شعری از فدریکو گارسیا لورکا
▫️ برگردان به پارسی: بیژن الهی
▫️ عکس: ایموگان کانینگهام
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چیزی به دست نمیآری
چیزی نمیدهی از دست
تنها خطّی خون
تنها راهی برای اجتناب
از واقع
سرخ، اما
از اشتباهِ عاشقان.
حتی به دست نمیآری
حتا نمیدهی از دست
بس که آهسته غرق میشود
پروانهی سفید
در شرابِ سنِّ تو.
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ عکس: آندرهآ پارتالوپی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چیزی به دست نمیآری
چیزی نمیدهی از دست
تنها خطّی خون
تنها راهی برای اجتناب
از واقع
سرخ، اما
از اشتباهِ عاشقان.
حتی به دست نمیآری
حتا نمیدهی از دست
بس که آهسته غرق میشود
پروانهی سفید
در شرابِ سنِّ تو.
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ عکس: آندرهآ پارتالوپی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چگونه میتوانستم تو را فاش کنم
که حتی برهنگیات را از تن درآورده بودی
#_بیژن_الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
چگونه میتوانستم تو را فاش کنم
که حتی برهنگیات را از تن درآورده بودی
#_بیژن_الهی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
پیش از صدای خروسان
باور کردم
که پلکهای تو
کتاب صبح را گشود.
از آفتابی که نیامده بود
از اشک که باید دوباره ریخت
دهانت برای من خندههای گرمتر داشت.
و خروسان پیش از صدای خود دوباره به خواب شدند
از اینکه پذیرفتند روزها دیگر با ماست
و اینکه تا روز مرگ بخشوده شدهند
تا پایانی که ما نیز با آن خواهیم بود.
باور کردم
سوگند به خوابهای جوان باور کردم
بیگناهیی پلکهای تو را
بیگناهیی برگها را
که در نور سپید شدند
سوگند به هرچه سپیدیست
تنها سرو خیانت کرد
که پذیرفتهی همهی فصلها بود.
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ نقاشی: پل شولنبرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
پیش از صدای خروسان
باور کردم
که پلکهای تو
کتاب صبح را گشود.
از آفتابی که نیامده بود
از اشک که باید دوباره ریخت
دهانت برای من خندههای گرمتر داشت.
و خروسان پیش از صدای خود دوباره به خواب شدند
از اینکه پذیرفتند روزها دیگر با ماست
و اینکه تا روز مرگ بخشوده شدهند
تا پایانی که ما نیز با آن خواهیم بود.
باور کردم
سوگند به خوابهای جوان باور کردم
بیگناهیی پلکهای تو را
بیگناهیی برگها را
که در نور سپید شدند
سوگند به هرچه سپیدیست
تنها سرو خیانت کرد
که پذیرفتهی همهی فصلها بود.
▫️ شعری از بیژن الهی
▫️ نقاشی: پل شولنبرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
هنوز تو را دوست دارم، آری، میان این چیزهای سرد.
گاه میرود بوسههای من به سوی آن ناوهای سنگینی
که دریا را میروند و گویی نه به آهنگ کرانهیی.
میبینم که، همچو آن لنگرهای کهنه، فراموشم.
عصر چون کرانه میکند، اسکلهها غمناکترند.
زندگیم به خستگی میگراید و بیمیلی.
عاشقم به آنچه ندارم. و سخت دوری تو.
بیزاریم کلنجار میرود با شفقهای آرام.
اما شب میآید و خواندنم میآغازد.
ماه کوک خوابش را میچرخاند.
مرا درشتترین ستارهها مینگرند با چشمهای تو.
و همچنان که دوستت میدارم،
کاجها در باد
نام تو را میخواهند
با برگهای سیمیشان آواز کنند.
(نرودا، ترجمهی بیژن الهی، از شعر «اینجا تو را دوست دارم»)
#theweepingmeadow
#theodorosangelopoulos
#elenikaraindrou
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
هنوز تو را دوست دارم، آری، میان این چیزهای سرد.
گاه میرود بوسههای من به سوی آن ناوهای سنگینی
که دریا را میروند و گویی نه به آهنگ کرانهیی.
میبینم که، همچو آن لنگرهای کهنه، فراموشم.
عصر چون کرانه میکند، اسکلهها غمناکترند.
زندگیم به خستگی میگراید و بیمیلی.
عاشقم به آنچه ندارم. و سخت دوری تو.
بیزاریم کلنجار میرود با شفقهای آرام.
اما شب میآید و خواندنم میآغازد.
ماه کوک خوابش را میچرخاند.
مرا درشتترین ستارهها مینگرند با چشمهای تو.
و همچنان که دوستت میدارم،
کاجها در باد
نام تو را میخواهند
با برگهای سیمیشان آواز کنند.
(نرودا، ترجمهی بیژن الهی، از شعر «اینجا تو را دوست دارم»)
#theweepingmeadow
#theodorosangelopoulos
#elenikaraindrou
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity