🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #یادمان

#صادق_چوبک

سالروز وفات
#صادق_چوبک

🖇صادق چوبک (زاده ١٤ تیر ۱۲۹۵ بوشهر - درگذشته ١٣ تیر ۱۳۷۷ برکلی) نویسنده ایرانی بود. وی به همراه صادق هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی مدرن ایران است.

🔃از آثار مشهور وی می‌توان از مجموعه داستان انتری که لوطی اش مرده بود و رمانهای سنگ صبور و تنگسیر نام برد.

🔃از روی رمان تنگسیر فیلمی به همین نام به کارگردانی امیر نادری و بازی بهروز وثوقی ساخته شده‌است.

🔃اکثر داستان‌های وی حکایت تیره‌روزی مردمی است که اسیر خرافه و نادانی و پایبند به مذهب خویش هستند.
چوبک با توجه به خشونت رفتاری ای که در طبقات فرودست دیده می‌شد سراغ شخصیت‌ها و ماجراهایی رفت که هرکدام بخشی از این رفتار را بازتاب می‌دادند و به شدّت ره به تاریکی می‌بردند.
🔃او یک رئالیست تمام عیار بود که با منعکس کردن چرک‌ها و زخم‌های طبقه رها شده فرودست نه در جستجوی درمان آنها بود و نه تلاش داشت پیشوای فکری نسلی شود که تاب این همه زشتی را نداشت. به همین دلیل چهره کریه و ناخوشایندی که از انسان بی‌چیز، گرسنه و فاقد رؤیا ارائه می‌دهد، نه تنها مبنای آرمان گرایانه ندارد بلکه نوعی رابطه دیالکتیکی است بین جنبه‌های مختلف خشونت.
🔃او در اکثر داستانهای کوتاهش و رمان سنگ صبور رکود و جمود زیستی ای را به تصویر کشید که اجازه خلق باورهای بزرگ و فکرهای مترقی را نمی‌دهد.
🔃 از این منظر طبقهٔ فرودست هرچند به عنوان مظلوم اما به شکل گناهکار ترسیم می‌شود که هرچه بیشتر در گل و لای فرومی‌رود.

🔍برخی منتقدان صادق چوبک را در زمره نویسندگان ناتورالیست دانسته‌اند. سیاهی‌ها و زشتی‌های جامعه در آثار او با زبانی ساده، به روشنی ترسیم شده‌است.

زندگی برای من قشنگه،
خیلی چیزای دیگه توش هس که من دلم می‌خواد ببینم...
می‌خوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره،
می‌خوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره...
می‌خوام بمونم و تموم رنگ‌های رنگین‌کمون دروغ رو ببینم،
می‌خوام بمونم و بنویسم،
می‌خوام مردمو بشناسم...
تو خیال می‌کنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره؟
گمون می‌کنی دیدن طبیعت و لذت بردن از طبیعت تموم شدنیه؟


#سنگ_صبور
#صادق_چوبک

زندگی برای من قشنگه !
خیلی چیزای دیگه توش هست که من دلم می‌خواد ببینم ...
می‌خوام بمونم ببینم ظلم تا چه حد پیش میره !
می‌خوام بمونم و ببینم آدم تا چه اندازه قوه ستم کشیدن داره ؟
می‌خوام بمونم و تموم رنگ‌های رنگین کمون دروغ رو ببینم !
می‌خوام بمونم و بنویسم ...
می‌خوام مردمو بشناسم ...
تو خیال می‌کنی شناختن آدمای خوب و بد خودش کم کیف داره ؟
گمون می‌کنی دیدن طبیعت و لذت بردن‌ از طبیعت تموم شدنیه ؟

#صادق_چوبک
#شبگرد

#روحشون_شاد

#یادشون_گرامی

کتاب های نویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
نوع فایل: Pdf
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸مادرم 💗 پدرم🌸

مادرم شبنم گلبرگ حیات
پدرم عطر گل یاس بقاست
مادرم وسعت دریای گذشت
پدرم ساحل زیبای لقاست

مادرم آئینه حجب و حیا
پدرم جلوه ایمان و رضاست
مادرم سنگ صبور دل
پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم شهر امید است و هنر
پدرم حاکم پیمان و وفاست
مادرم باغ خزان دیده دهر
پدرم بر سرِ ما مرغ هماست

مادرم موی سپید کرده ز حزن
پدرم نقش همه خاطره هاست
مادرم کوه وقار است و کمال
پدرم چشمه جوشان عطاست

🌸تقدیم به پدر و مادرهای عزیز🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#دیالوگ_برتر
.
عمه ام حق داره...
میگه آدمهایی که عشق بازی بلد نیستن، جنگ می کنن...

🎞 The Patience Stone
سنگ صبور / 1391
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#داستان_کوتاهِ «سنگ صبور»
نوشته‌ی "صادق هدایت"
صدای "بهروز وثوقی"
موسیقی متن از "اسفندیار منفردزاده"

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Audio
#داستان_کوتاهِ «سنگ صبور»
نوشته‌ی "صادق هدایت"
صدای "بهروز وثوقی"
موسیقی متن از "اسفندیار منفردزاده"

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
سنگ صبور.pdf
1.2 MB
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۷ مهر سالروز درگذشت #حبیب‌اله_بدیعی

( زاده ۴ فروردین ۱۳۱۲ سوادکوه -- درگذشته ۲۷ مهر ۱۳۷۱ تهران) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ویلون

حبیب‌اله بدیعی ( آزمنده) دوساله بود که به همراه خانواده مقیم ساری شدند و در هشت سالگی‌اش به تهران آمدند.
در ساری برادر بزرگش نزد نوازنده‌ای ارمنی به فراگرفتن ویلون مشغول شد ولی بعد از دوسال نواختن ویلون را ترک کرد. در این زمان حبیب گهگاهی مشتاقانه دستی به آرشهٔ ویلون می‌برد و نغمات دلنشینی به گوش می‌رساند. برادرش وقتی علاقهٔ شدید او را نسبت به موسیقی دید ویلونش را به او هدیه کرد.
پدر و مادرش به تحصیلات او نظارت دقیق داشتند و او تا گرفتن لیسانس از دانشکده علوم تمام مراحل تحصیلی را با موفقیت به پایان رسانید.
وی از سال ۱۳۲۹ به عنوان تکنواز با رادیو ارتش شروع به همکاری کرد و سال بعد رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصوری شد. در سال ۱۳۳۱ در فیلم «ولگرد» صدای قوامی و شمس را با ویلون همراهی کرد. در سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ ارکستر کوچکی تشکیل داد که خوانندهٔ آن بانو شمس (همسر سابقش) بود. یک سال بعد وی وارد برنامه گلها شد و با خوانندگانی چون مرضیه، الهه، پوران، دلکش و رؤیا همکاری داشت. وی آهنگ‌های زیادی ساخته‌ است که یکی از معروف‌ترین آنها کعبه دلها با صدای بانو الهه است.
سال ۱۳۲۶ بود که بدیعی پس از مدتی تمرین نزد خود به کلاس دکتر لطف‌اله مفخم پایان که یکی از شاگردان ابوالحسن صبا بود، رفت و بعد از دو سال در کلاس استاد صبا، برای دورهٔ تکمیلی آوازها حضور یافت و همزمان دوسال نیز نزد یکی از استادان موسیقی کلاسیک خارجی به نام جینگوزیان که از ارامنه قفقاز بود آموزش دید و در سال ۱۳۳۳ ارکستر کوچکی را رهبری می‌کرد که بعدها ارکستر شمارهٔ ۶ نام‌گذاری شد. وی در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه گلها، کار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون: بنان، قوامی، گلپایگانی، خوانساری، خواجه امیری (ايرج) شجریان و غیره آغاز کرد.
در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو، در سال ۱۳۴۵ معاون ادارهٔ رادیو تهران و سپس معاون ادارهٔ موسیقی، سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس ادارهٔ موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی که اعضاء آن مرتضی حنانه، علی تجویدی و حسینعلی ملاح بودند و ضمن رهبری ارکسترهای شمارهٔ ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری ارکستر باربد را به عهده داشت. همچنین علاوه بر تکنوازی، آهنگ‌های بسیاری ساخت که اکثر آنها از آثار خوب و با ارزش موسیقی اصیل ایران بود و با اقبال روبرو شدند و حدود ۱۵۰ آهنگ ساخت که خودش میان آنها از: کعبه دلها، فریاد از این دل، افسانه عشق، دل بی‌گناه، الهی بمونی، افسانه زندگی، جاودانه، رفته بودم، افسانه کمتر، شعله سرکش، در آتشم، مهربان شو، سنگ صبور و زندگی من را بیشتر از همه می‌پسندید.
آرشه حبیب‌اله بدیعی نزدیک به صبا بود. فیلم به یادماندنی او با پایور و تهرانی که آثار صبا را می‌نوازند اثری ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است.
و سرانجام حبیب‌اله بدیعی در ۵۹ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی

#استاد_منصور_صارمی

بداهه نوازی از متنِ لحظه های صمیمانه ی هنرمند برمی خیزد و محصولِ لحظه های نابِ ناخودآگاهِ نوازنده است. او در هنگامِ نواختن، در قیدِ ردیف و ردیف نوازی نیست، هر گوشه را به اقتضای حال، روایتی دیگر می کند. گویی گوشه های يك دستگاه، رنگ می بازند و حالتی ساده و عریان، از آن روایت می شود. به نوعی می توان گفت که، بداهه نوازی رها شدن از قالب های بسته و حصارِ تنگِ تکرار است. لحظه ای است که هنرمند، خود را به احساس می سپرد، مضراب از دست می دهد تا دیگری که در اوست، آن را به دست بگیرد. گویی زخمه و مضراب را به نیرویی جمعی می دهد و خود از لحظه ی حال به متن تاریخ، نقب می زند. به درون پرده راه می یابد و حرف شنویِ راز و رمزِ نهان می شود.

بداهه نوازی روشی نیست که بتوان آن را به کسی آموخت، بلکه راهی است که باید بر سیر و سلوك، خودِ نوازنده بدان دست یابد. بسا نوازندگان سرشناسی که هرگز گذارشان به این وادی نیفتاده است. بداهه نوازی محصولِ اندیشه، تخیل، احساس و نظم است. در آن گویی همه ی عناصر دست به دست هم می دهند و به وحدت می رسند.

استاد "منصور صارمی" بداهه نوازی، چیره دست بود. وی در این باره می گوید: «بداهه نوازی، محصولِ ذهن است و شرایطِ ظهور و بروزش، مانندِ سر بردن در لحظه است مثل شاعرانه انديشيدن و شاعرانه دیدنِ اشیاء است». مهم ترین ویژگی سازِ استاد "صارمی" تفاوتی است که در صدای ساز، شیوه مضراب گیری، مضراب نوازی و صدادهی سنتورِ او وجود داشت. وی قدرتِ مضراب و ملایمت را با هم آمیخته و از آن معجونی دیگر ساخته بود.

شادروان استاد "منصور صارمی" در سال ۱۳۹۳ در رشت زاده شده، دوران کودکی را در آن دیار به سر برد. پس از درگذشتِ پدر، همراه مادر و برادر به تهران مهاجرت کرده و در این شهر با نوازندگی سنتور آشنا شد، خود در این باره گفته:
«برادرم سنتوری خريده بود و نزدِ نوازنده ای به نام "مش سيف الله" مشق می کرد. "سيف الله" آدمِ دلسوخته ای بود از حوالی همدان؛ بدك هم ساز نمی زد، ساز هم می ساخت- که یکی از آنها هم نصيبِ برادرم شده بود- من پنهان از چشم برادر، می رفتم سروقتِ سنتور و دلی از عزا در می آوردم سنتور برای من همان جعبه ی جادو بود که در افسانه ها می گویند. با همه ی دلم، با همه ی شور و علاقه ام مضراب به دست می گرفتم و روی سیم های سنتور می نواختم. من از آن آدمهایی هستم که گمشده ای دارند خوب، من خیلی تنها بودم و می توانم بگویم بیقرار، و آن قدر حساس که با کوچکترین ناملایمتی غرق ماتم می شدم. سنتور سنگ صبور من شد، چیزی را یافته بودم که به ندای قلب من پاسخ می داد.»

سرانجام برادر که استعداد او را می بیند، سنتور خود را به او می بخشد و او را نزد معلمِ خود «مشهدی سیف الله» می برد. وی بی هيج نقدينه ای در دست و بی شغل و بی گواهینامه، به مددِ شوری بی پایان در سر و دستی بقاعده در ساز، به هر سو رو می کند. پس از چهار سال آموزش نزدِ «سیف الله» سر انجام روزی می رسد که وی درمی یابد آموزش های او دیگر پاسخگوی نیازهای او نیست، بیشترِ اوقاتِ خود را صرفِ آموختنِ این ساز می کند تا آنکه با "احمد ابراهیمی" یکی از خوانندگانِ خوبِ آن دوران که از شاگردانِ استاد "غلامحسین بنان" بود، آشنا می شود. "احمد" او را به محضر استاد "مرتضی خان محجوبی" و "نورعلی خان برومند" می برد.

آشنایی و همکاری با استاد "مرتضی محجوبی" و کمی بعد، پخشِ تکنوازی های او در رادیو، نام "منصور صارمی" را به میان مردم و دوستداران موسیقی می برد و بدین گونه مردم با علاقه فراوان، نوازنده جوان سنتور را که می کوشد سبک جدیدی در نوازندگی سنتور ابداع کند کشف می کنند. "منصور" در این دوران به پیروی از استاد "رضا ورزنده" و شيوه نوازندگی "مرتضی محجوبی"، ساز می زند.

اگر به نواخته های آن دوران توجه کنیم درمی یابیم که "منصور"، حالت های پیانوی "محجوبی" را از روی کوكِ مخصوصِ پیانو، روی سنتور پیاده می کرده است. به زودی، شادروان "رهی معیری"- غزلسرا و ترانه سرای مشهور- که در آن زمان رئیس برنامه ی فاخرِ گلها بود، استعداد او را در می یابد...

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۴ فروردین زادروز #استاد_حبیب‌_اله_بدیعی

( زاده ۴ فروردین ۱۳۱۲ سوادکوه -- درگذشته ۲۷ مهر ۱۳۷۱ تهران) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ویلون

حبیب‌اله بدیعی ( آزمنده) دوساله بود که به همراه خانواده مقیم ساری شدند و در هشت سالگی‌اش به تهران آمدند.
در ساری برادر بزرگش نزد نوازنده‌ای ارمنی به فراگرفتن ویلون مشغول شد ولی بعد از دوسال نواختن ویلون را ترک کرد. در این زمان حبیب گهگاهی مشتاقانه دستی به آرشهٔ ویلون می‌برد و نغمات دلنشینی به گوش می‌رساند. برادرش وقتی علاقهٔ شدید او را نسبت به موسیقی دید ویلونش را به او هدیه کرد.
او از دانشکده علوم لیسانس گرفت
و از سال ۱۳۲۹ به عنوان تکنواز با رادیو ارتش شروع به همکاری کرد و سال بعد رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصوری شد. در سال ۱۳۳۱ در فیلم «ولگرد» صدای قوامی و شمس را با ویلون همراهی کرد. در سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ ارکستر کوچکی تشکیل داد که خوانندهٔ آن بانو شمس (همسر سابقش) بود. یک سال بعد وارد برنامه گلها شد و با خوانندگانی چون مرضیه، الهه، پوران، دلکش و رؤیا همکاری داشت. وی آهنگ‌های زیادی ساخته‌ است که یکی از معروف‌ترین آنها کعبه دلها با صدای بانو الهه است.
او در سال ۱۳۲۶ به کلاس مفخم پایان که یکی از شاگردان ابوالحسن صبا بود، رفت و بعد از دو سال در کلاس استاد صبا، برای دورهٔ تکمیلی آوازها حضور یافت و همزمان دو سال نیز نزد یکی از استادان موسیقی کلاسیک خارجی به نام جینگوزیان که از ارامنه قفقاز بود، آموزش دید و در سال ۱۳۳۳ ارکستر کوچکی را رهبری می‌کرد که بعدها ارکستر شمارهٔ ۶ نام‌گذاری شد. وی در سال ۱۳۳۷ بنا به دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه گلها، کار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون: بنان، قوامی، خوانساری، خواجه امیری (ايرج) شجریان، گلپایگانی و غیره آغاز کرد.
در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو، در سال ۱۳۴۵ معاون ادارهٔ رادیو تهران و سپس معاون ادارهٔ موسیقی، سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس ادارهٔ موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی که اعضاء آن مرتضی حنانه، علی تجویدی و حسینعلی ملاح بودند و ضمن رهبری ارکسترهای شمارهٔ ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری ارکستر باربد را به عهده داشت. همچنین علاوه بر تکنوازی، آهنگ‌های بسیاری ساخت که اکثر آنها از آثار خوب و با ارزش موسیقی اصیل ایران بود و با اقبال روبرو شدند و حدود ۱۵۰ آهنگ ساخت که خودش میان آنها از: کعبه دلها، فریاد از این دل، افسانه عشق، دل بی‌گناه، الهی بمونی، افسانه زندگی، جاودانه، رفته بودم، افسانه کمتر، شعله سرکش، در آتشم، مهربان شو، سنگ صبور و زندگی من را بیشتر از همه می‌پسندید.
آرشه حبیب‌اله بدیعی نزدیک به صبا بود. فیلم به یادماندنی او با پایور و تهرانی که آثار صبا را می‌نوازند اثری ماندگار در تاریخ موسیقی ایران است.
و سرانجام حبیب‌اله بدیعی در ۵۹ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۳ تیر زادروز #صادق_چوبک

( زاده ۱۳ تیر ۱۲۹۵ بوشهر -- درگذشته ۱۳ تیر ۱۳۷۷ کالیفرنیا ) نویسنده و مترجم

چوبک فرزند یک تاجر بود، اما او به دنبال شغل پدر نرفت و به کتاب روی آورد. در بوشهر و شیراز درس خواند و دوره کالج آمریکایی تهران را هم گذراند. در سال ۱۳۱۶ به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. اولین مجموعه داستانش را با نام «خیمه شب بازی» در سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. در این اثر «چرا دریا طوفانی شد» (۱۳۲۸) بیشتر به توصیف مناظر پرداخت ، ضمن اینکه شخصیت‌های داستان و روابط آنها و روحیات آنها نیز به تصویر کشیده می‌شود. دیگر اثرش را هم که حاوی سه داستان و یک نمایشنامه بود، تحت عنوان «انتری که لوطیش مرده بود» به چاپ رسید. آثار دیگر وی که برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد، رمانهای «تنگسیر» و «سنگ صبور» بود. تنگسیر به ۱۸ زبان ترجمه شده و امیر نادری، فیلمساز معروف ایرانی، در سال ۱۳۵۲ بر اساس آن فیلمی به همین نام ساخته است. در «سنگ صبور» جریان سیال ذهنی روایت و بیان داستان از زبان افراد مختلف بکار گرفته شده است، این اثر بحث های زیادی را در محافل ادبی آن زمان برانگیخت. دیگر آثار داستانی چوبک عبارت‌اند از: چراغ آخر ( مجموعه هشت داستان کوتاه ) روز اول قبر ( مجموعه ده داستان کوتاه).
چوبک به زبان انگلیسی مسلط بود و دستی نیز در ترجمه داشت. وی قصه معروف ” پینوکیو ” را با نام ” آدمک چوبی” به فارسی برگرداند. شعر «غُراب» اثر «ادگار آلن پو» نیز به همت وی ترجمه شد. آخرین اثر منتشره اش هم ترجمه حکایت هندی عاشقانه‌ای به نام «مهپاره» بود که در زمستان ۱۳۷۰ منتشر شد. چوبک از اولین کوتاه نویسان قصه فارسی، پس از محمدعلی جمالزاده و صادق هدایت است. می‌توان از او به عنوان یکی از پیشروان قصه نویسی جدید ایران نام برد.
صادق چوبک در اواخر عمر بینایی‌اش را از دست داد و در ۸۲ سالگی درگذشت و بنا به وصیتش‌ یادداشت های منتشر نشده‌اش را سوزاندند.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۷ مهر سالروز درگذشت #استاد_حبیب‌اله_بدیعی

( زاده ۴ فروردین ۱۳۱۲ سوادکوه -- درگذشته ۲۷ مهر ۱۳۷۱ تهران) موسیقیدان، آهنگساز و نوازنده ویلون

بدیعی ( آزمنده) دوساله بود که به همراه خانواده مقیم ساری شدند و در هشت سالگی‌اش به تهران آمدند.
در ساری برادر بزرگش نزد نوازنده‌ای ارمنی به فراگرفتن ویلون مشغول شد ولی بعد از دوسال نواختن ویلون را ترک کرد. در این زمان حبیب گهگاهی مشتاقانه دستی به آرشه ویلون می‌برد. برادرش وقتی علاقه شدید او را نسبت به موسیقی دید، ویلونش را به او هدیه کرد.
او از دانشکده علوم لیسانس گرفت
و از سال ۱۳۲۹ به عنوان تکنواز با رادیو ارتش شروع به همکاری کرد و سال بعد رسماً وارد ارکستر ابراهیم منصوری شد. در سال ۱۳۳۱ در فیلم «ولگرد» صدای قوامی و شمس را با ویلون همراهی کرد. در سال‌های ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۴ ارکستر کوچکی تشکیل داد که خواننده آن بانو شمس (همسر سابقش) بود. یک سال بعد وارد برنامه گلها شد و با خوانندگانی چون مرضیه، الهه، پوران، دلکش و رؤیا همکاری داشت. وی آهنگ‌های زیادی ساخته‌ است که یکی از معروف‌ترین آنها کعبه دلها با صدای بانو الهه است.
او در سال ۱۳۲۶ به کلاس مفخم پایان که یکی از شاگردان ابوالحسن صبا بود، رفت و بعد از دوسال در کلاس استاد صبا، برای دوره تکمیلی آوازها حضور یافت و همزمان دوسال نیز نزد یکی از استادان موسیقی کلاسیک خارجی به نام جینگوزیان که از ارامنه قفقاز بود، آموزش دید و در سال ۱۳۳۳ ارکستر کوچکی را رهبری می‌کرد که بعدها ارکستر شماره ۶ نام‌گذاری شد. وی در سال ۱۳۳۷ بنا به‌دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه گلها، کار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون: بنان، قوامی، خوانساری، خواجه امیری (ايرج) شجریان، گلپایگانی و غیره آغاز کرد.
در سال ۱۳۴۳ عضو شورای موسیقی رادیو، در سال ۱۳۴۵ معاون اداره رادیو تهران و سپس معاون اداره موسیقی، سال ۱۳۴۶ تا سال ۱۳۵۱ رئیس اداره موسیقی رادیو و از سال ۱۳۵۱ تا سال ۱۳۵۸ عضو شورای واحد موسیقی که اعضاء آن مرتضی حنانه، علی تجویدی و حسینعلی ملاح بودند و ضمن رهبری ارکسترهای شمارهٔ ۲ و ۴ و ۶ سپس مدت ۶ سال رهبری ارکستر باربد را به عهده داشت. همچنین علاوه بر تکنوازی، آهنگ‌های بسیاری ساخت که اکثر آنها از آثار خوب و با ارزش موسیقی اصیل ایران بود و با اقبال روبرو شدند و حدود ۱۵۰ آهنگ ساخت که خودش میان آنها از: کعبه دلها، فریاد از این دل، افسانه عشق، دل بی‌گناه، الهی بمونی، افسانه زندگی، جاودانه، رفته بودم، افسانه کمتر، شعله سرکش، در آتشم، مهربان شو، سنگ صبور و زندگی من را بیشتر از همه می‌پسندید.
حبیب‌اله بدیعی در ۵۹ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به‌خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

ای آینه هم‌صحبت
من باش ،که دیریست

بی سنگِ صبور است
دلِ تنگِ صبورم....

#علیرضا_بدیع

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#سینما

همکاری جدید گلشیفته فراهانی با عتیق رحیمی
عتیق رحیمی بزودی فیلم جدید خود با عنوان Ports of Call را بر مبنای کتابی به همین نام از امین مالوف (نویسنده لبنانی فرانسوی) با بازی گلشیفته فراهانی مقابل دوربین خواهد برد.
داستان این رمان درباره یک زوج (مرد مسلمان و زن یهودی) است که بعد از جنگ جهانی دوم از یکدیگر جدا می‌شوند و...
گلشیفته فراهانی پیش از این با عتیق رحیمی (کارگردان افغان - فرانسوی) در فیلم «سنگ صبور» همکاری داشت.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۱۹ تیر زادروز گلشیفته فراهانی

(زاده ۱۹ تیر ۱۳۶۲ تهران) بازیگر

رهاورد فراهانی که با نام گلشیفته فراهانی شناخته می‌شود، فعالیت هنری‌اش را با بازی در فیلم درخت گلابی (۱۳۷۶) به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد که برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره فیلم فجر شد. او در سال ۱۳۸۲ برای نقش‌آفرینی در اشک سرما نیز نامزد دریافت این جایزه شد و برای فیلم بوتیک جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره سه قاره را کسب کرد.
فیلم درباره الی (۱۳۸۷) با نقش‌آفرینی فراهانی با تحسین همگانی منتقدان همراه بود و چندین جوایز و نامزدی در سراسر جهان کسب کرد. او بعد از آن به پاریس رفت و در هیچ فیلم ایرانی کار نکرد. او در چندین فیلم پرمخاطب از قبیل یک مشت دروغ (۲۰۰۸)، خروج: خدایان و پادشاهان (۲۰۱۴)، دزدان دریایی کارائیب: مردگان حکایت نمی‌کنند (۲۰۱۷) و استخراج (۲۰۲۰) ظاهر شده‌ است. فراهانی در جوایز سزار برای بازی در سنگ صبور (۲۰۱۲) نامزد دریافت جایزه امیدبخش‌ترین بازیگر زن شد. همچنین فیلم پترسون (۲۰۱۶) با نقش‌آفرینی او، نقدهای مثبتی را از سوی منتقدان دریافت کرده‌است. او از اعضای آکادمی علوم و هنرهای سینما است.

زندگی و حرفه:
پدر او بهزاد فراهانی، بازیگر است و مادرش نیز فهیمه رحیمی‌نیا است. خواهر بزرگ‌تر او شقایق فراهانی، بازیگر است و برادرش آذرخش فراهانی، موسیقیدان است.
او فارغ‌التحصیل رشته موسیقی است و زمانی که در هنرستان موسیقی مشغول به تحصیل بود و مادرش مخالف با بازیگر شدن او بود. دستیار کارگردان فیلم پس از جستجوی فراوان برای یافتن بازیگر مناسب برای نقش میم، روزی به خانه فراوانی رفته و با گرفتن عکس از او و نشان دادن آن به مهرجویی باعث می‌شود که مهرجویی خیلی زود از او برای بازی در این نقش دعوت کند. علی‌اصغر کشانی از وبگاه نماوا نقش‌آفرینی او را تحسین کرد و آن را از «جذاب‌ترین و ماندگارترین نقش‌ها در تاریخ سینما» یاد کرد. او برای نقش‌آفرینی در این فیلم برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر شد. او در ۱۴ سالگی جوان‌ترین فردی است که این جایزه را به خود اختصاص داده‌ است. او چند سال بعد در فیلم هفت پرده (۱۳۷۹) به کارگردانی فرزاد مؤتمن ایفای نقش کرد که هیچ‌وقت منتشر نشد. داستان فیلم در مورد چهار جوان است که هر کدام به دلایل خود به دزدی می‌پردازند.
یک مشت دروغ اولین فیلم خارجی بود که او در آن به ایفای نقش پرداخت. در نخستین پوستر رسمی این فیلم هالیوودی که از سوی کمپانی برادران وارنر منتشر شد، نام گلشیفته فراهانی در فهرست بازیگران فیلم در مقام چهارم و به عنوان نخستین بازیگر زن فیلم به چشم می‌خورد. لئوناردو دی کاپریو، راسل کرو و مارک استرانگ، بازیگرانی هستند که نام‌هایشان پیش از فراهانی در پوستر فیلم قرار دارد. جای اژدها به کارگردانی رولند جافه و خورشت آلو با مرغ به کارگردانی مرجان ساتراپی و ونسان پارونو از دیگر فیلم‌های او در خارج از ایران هستند.
وبگاه IMDb در روزهای پایانی ۲۰۲۰، فهرستی از محبوب‌ترین «ستاره‌های نوظهور» سینمای جهان طی ۱۲ ماه گذشته، منتشر کرد که فراهانی در رده هشت این فهرست، جای گرفته بود.
هم اکنون او یکی از بازیگران برجسته ایرانی در فیلمهای هالیوودی است.

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسر_دلتنگی

زنی که خرج نداره، ارج نداره.
همه‌مان هزار بار این را شنیده‌ایم و در کنارش مذمت و نگوهش این گزاره قاطع را‌. چرا که هزاران زن بوده‌اند با نداری و ورشکستگی و اتاق اجاره‌ای و شکم خالی و خورش بی‌گوشت سر کرده‌اند و آخرش مردشان هر جا نشسته گفته هرچه دارم از این زن است. همه را صدقه‌سری او دارم.
راستش هرقدر بخواهم ادای روشنفکر بودن دربیاورم، نمیتوانم با این گزاره مخالفت کنم. حتی با دیدن هزار تا مثال نقض. اما با کمی دستگاری این طور بازنویس‌ش می‌کنم که
آدمی که خرج ندارد، ارج ندارد.
بعدش در پانویس توضیح می‌دهم که خرج لزوما پول رایج مملکت نیست. خرج یعنی اینکه دیگری برای خاطر تو به زحمت بیاندازد خود را. فکر کند. اقدام کند. طرح بچیند. برای رضایت خاطرت حواسش را شش.دانگ جمع کند. همیشه از کم گذاشتن نگران باشد. هیچوقت خاطرش جمع نباشد تو تا ابد و در همه حالی هستی و نخواهی رفت. خرج یعنی برای تو به دردسر بیفتد. از آراستن خود بگیر تا کنترل خشم، تا رعایت ادب، تا معاشقه، تا صرف کلمات، تا گرم نگه داشتن آتش شوق.
روی دست طرف مقابلتان از این خرج‌ها بگذارید. بخواهید. طلب کنید. بخواهید بخاطر شما عادت‌های بدش را بگذارد کنار. بخواهید بخاطر شما کیلومترها راه طی کند، یکی دوساعتی توی ترافیک بماند، یک جاهایی رو بیاندازد، از حجم کارش کم کند، یادش بماند شب قبل دستتان درد می‌کرد. قول‌ها و وعده هاش را ندهد به دست باد. خساست نکند برای شما. شما فقط آن سنگ صبور و آن گوش شنوای مفت و بی‌مواجب زندگی ‌ش نباشید. مراقبتان باشد یک جوری که آدم مراقب یک گلدان گل است. ناراحت شدید اگر، رنجیدید اگر، احساس کردید غرورتان پامال شد، یا عزت نفستان از دست رفت، ابراز کنید. توی خودتان نریزید. نبخشید. گذر نکنید. بگویید. بگذارید برای جبران به خرج بیفتد. بلد باشد بگوید اشتباه کردم. ببخش. جبران کند حالا با یک معذرت خواهی خالصانه یا با یک شاخه گل یا با یک هدیه گران. اینش مهم نیست. مهم این است آدم‌ها بفهمند هیچکس رایگان و همیشگی نیست. و رابطه با شما مفت‌بری بزرگ زندگی آنها نخواهد بود‌.

#التماس_تفکر

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــوســـیـــقـــی 🎶

#_مــــوزیـــک_ویــــــدئــــــــو

تار ایرانی
دهانه غلامان ،زابل
ترانه «باباگل افروز»
به همراه استاد «حبیب الله»

‏«دهانه غلامان» تنها شهر کشف شده از دوران هخامنشیان و تنها مکان باستانی دوران هخامنشی است که حاکمیت کامل ایران را بر نواحی شرقی آن را به خوبی نشان می‌دهد و تنها شهر باستانی این دوران است که مهندسان آن زمان، ابتدا نقشه اش را کشیده و سپس آن را احداث کرده‌اند.
بابا گل افروز شخصیتی خیالی است که در میال مردم سیستان سنگ صبور ونماد درد دل است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

▫️#_سنگ_صبور

▫️▫️#_صادق_چوبک

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

▫️#_سنگ_صبور

▫️▫️#_صادق_چوبک


همین یه دس رخت و این بارونی کوفتیم که دارم از رو "تل علافا" خریدم تنم کردم، معلوم نیس اصلش از خونه کدوم بدبخت دزدیدن و یا از تن کدوم مرده کندن بردن سر "تل" فروختن.
اصلا رخت برای چی خوبه؟ اگه آدم مثه حیونا از اولش لخت می‌گشت چه عیبی داشت؟
کی بود که آدمیزاد دفه اول پس و پیش خودشو یه تکه پوسّ حیوون آویزون کرد؟ چرا کرد؟ چی وادارش کرد؟

آدمیزاد عصر حجر چه جوری زندگی می‌کرده؟ چه جوری پرستش تو روحش رخنه کرده؟

صادق چوبک رمان سنگ صبور را برای اولین بار در دی‌ ماه ۱۳۴۵ منتشر کرد و چاپ دوم آن را در فروردین ۱۳۵۲؛
پس از آن هم به سبب فضلی اروتیک داستان، دیگر فرصت چاپ آن را نیافت.
مکان و زمان داستان شیراز دهه‌‌های آغازین قرن حاضر است و صادق چوبک در ابتدای کتاب آن را به مردم بوشهر تقدیم کرده است ولی مضامین داستان، آن را فراتر از هر زمان و مکانی برده است.
بیست و شش فصل کتاب با نام راویان هر هر فصل که پنج شخصیت اصلی داستان هستند، نامگذاری شده است: احمدآقا شخصیت محوری داستان، بلقیس، کاکل زری، جهان سلطان و سیف‌القلم.
گوهر که از شخصیت‌های مهم و اصلی داستان است فصلی ندارد و تنها شخصیت بی‌صدا و غایب داستان است و شرح زندگیش فقط در بخشی از داستان از زبان احمدآقا که نویسنده‌ی درون داستان است به صورت راوی اول شخص روایت می‌شود.

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
سنگ صبور.pdf
1.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚

▫️#_سنگ_صبور

▫️▫️#_صادق_چوبک

مجموعه کتابهای نویسندهمراه این پست تقدیم میگردد

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity