ﯾﻮﺣﻨﺎ ﮐﻪ از ﻧﺰدﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﺎ و ﺑﮕﻔﺘﻪی ﺧﻮدش «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» و ﭼﻬﺎرﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ اﺳﺖ و در ﺳﺮآﻏﺎز ﮔﺰارش ﺧﻮد می‌نوﯾﺴﺪ: در اﺑﺘﺪا ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ و در ﻣﯿﺎن ﻣﺎ ﺳﺎﮐﻦ ﺷﺪ ﭘﺮ از ﻓﯿﺾ و راﺳﺘﯽ و ﺟﻼل او را دﯾﺪﯾﻢ ﺟﻼﻟﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪی ﭘﺴﺮ ﯾﮕﺎﻧﻪی ﭘﺪر...
وﻟﯽ اﯾﻦ «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» ﺑﻪ ﻣﺎ نمی‌گوید ﮐﻪ «اﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ» در ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ «ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ» و در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﺳﻮﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ ﮐﻪ ﻟﻮﻗﺎ اﺳﺖ.
ﻟﻮﻗﺎ ﯾﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﯿﺴﯽ را ﻧﺪﯾﺪ و آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺖ از ﺷﻨﯿﺪهﻫﺎی ﺧﻮد ﻧﻮﺷﺖ اما از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﺰﺷﮑﯽ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﻪ و ﭘﺮورش ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮔﺰارﺷﺶ ﻧﯿﺰ از ﺳﺎﻣﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎ اﯾﻦهمه او ﻧﯿﺰﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﺳﺨﻨﯽ از زﻣﺎن زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ به‌میان ﻧﻤﯽﮐﺸﺪ، وﻟﯽ در ﺑﺎب دوم اﻧﺠﯿﻞ ﺧﻮد ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺪﺳﺖ می‌دﻫﺪ ﮐﻪ می‌توان ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﻫﺮ زﻣﺎن دﯾﮕﺮی می‌تواﻧﺴﺘﻪ زاده ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ به‌جز «روز ﺑﯿﺴﺖوﭘﻨﺠﻢ دﺳﺎﻣﺒﺮ».
ﯾﮑﯽ از ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻮدن ﺷﺒﺎﻧﺎن در ﺑﯿﺎﺑﺎن اﺳﺖ می‌گوﯾﺪ: و در آَن ﻧﻮاﺣﯽ ﺷﺒﺎﻧﺎن در بیابان به‌سر ﻣﯽﺑﺮدﻧﺪ و در ﺷﺐ ﭘﺎﺳﺒﺎﻧﯽ ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺧﻮﯾﺶ می‌کردند. ﻧﺎﮔﺎه ﻓﺮﺷﺘﻪی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﺸﺎن نمایان ﺷﺪ و ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮﮔﺮد اﯾﺸﺎن ﺗﺎﺑﯿﺪ و ﺑﻐﺎﯾﺖ ﺗﺮﺳﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ.

ﻓﺮﺷﺘﻪﯾﺸﺎن را ﮔﻔﺖ می‌ترسد زﯾﺮا اﯾﻨﮏ ﺑﺸﺎرت ﺧﻮﺷﯽ بزرگ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ می‌دﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺟﻤﯿﻊ ﻗﻮم ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺷﻤﺎ در ﺷﻬﺮ داود ﻧﺠﺎت دﻫﻨﺪه‌ای ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺢ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ زاده ﺷﺪ و ﭼﻮن ﻓﺮﺷﺘﮕﺎن از ﻧﺰد اﯾﺸﺎن ﺑﻪ آﺳﻤﺎن رﻓﺘﻨﺪ ﺷﺒﺎﻧﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪیگر ﮔﻔﺘﻨﺪ اکنون ﺑﻪ ﺑﯿﺖﻟﺤﻢ ﺑﺮوﯾﻢ و اﯾﻦ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ واﻗﻊ ﺷﺪه و ﺧﺪاوﻧﺪ آنﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ اﻋﻼم ﻧﻤﻮده‌ اﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ.
ﯾﺎدآوری می‌کنم ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ آﻏﺎز ﭼﻠﻪی ﺑﺰرگ زﻣﺴﺘﺎن و ﻫﻮا ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺮد اﺳﺖ و چوپانان ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻠﻪ ﺧﻮد را ﺷﺒﺎﻫﻨﮕﺎم در ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﮕﻪ نمی‌دارند ﺑﻠﮑﻪ می‌کوﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﻓﺮوﺷﺪ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺑﻪ روﺳﺘﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ. بناﺑﺮاﯾﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺒﯽ زاده ﻧﺸﺪه‌اﺳﺖ اما اﮔﺮ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﭘﺲ در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪه‌اﺳﺖ؟ ﺧﻮاﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ نمی‌دانم.
ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻟﻮﻗﺎ و دﯾﮕﺮ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﯽ ﻧﯿﺰ نمی‌داﻧﺴﺘﻨﺪ اﮔﺮ می‌داﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را و ﻣﺎ را و ﭘﯿﺮواﻧﺸﺎن را اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﮔﺮدان نمی‌گزاﺷﺘﻨﺪ!
درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ ﻫﯿﭻ آگاهی در دﺳﺖ ﻧﺪارﯾﻢ، ﮐﻠﻤﻨﺲ اﺳﮑﻨﺪراﻧﯽ(نزدﯾﮏ٢٠٠ﻣﯿﻼدی) باورهای گوناگونی را ﮐﻪ در روزﮔﺎر وی درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﻣﻄﺮح می‌کند و می‌گوید.
ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺎﻫﺸﻤﺎران اﯾﻦ روز را ﻧﻮزدﻫﻢ آورﯾﻞ و ﺑﺮﺧﯽ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎه ﻣﻪ می‌دانند اﻣﺎ ﺧﻮد او اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ را ١٧ﻧﻮاﻣﺒﺮ ﺳﺎل ﺳﻮم پیش از ﻣﯿﻼد می‌داند!
در سده دوم ﻣﯿﻼدی ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﺷﺮﻗﯽ ﺟﺸﻦ زایش ﻋﯿﺴﯽ را روز ۶ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮﮔﺰار می‌کردند.
در ﺳﺎل٣۵۴ ﺑﺮﺧﯽ از ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ همچون ﮐﻠﯿﺴﺎی روم ﻣﺮاﺳﻢ ﺳﺎﻟﺮوز زایش ﻣﺴﯿﺢ را در روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و در آن زﻣﺎن آن روز را ﺑﺨﻄﺎ روز اﻧﻘﻼب ﺷﺘﻮی(زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ) ﮐﻪ پس از آن روز ﻃﻮل روز رو ﺑﻪ ﻓﺰوﻧﯽ ﻣﯽﻧﻬﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ.
اﯾﻦ روز از پیش ﻧﯿﺰ روز ﺟﺸﻦ اﺻﻠﯽ ﮐﯿﺶ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﻌﻨﯽ روز زایش ﻣﻬﺮ ﺷﮑﺴﺖﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮد. ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﯽ دﺳﺖ از ﻫﻤﺎن ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﺸﻢ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﮑﯿﺸﺎن ﻏﺮﺑﯽﺷﺎن را ﺑﻪ آﻓﺘﺎبﭘﺮﺳﺘﯽ و ﺑﺖﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺘﻬﻢ ﮐﺮدﻧﺪ وﻟﯽ در ﭘﺎﯾﺎن سده ﭼﻬﺎرم روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ در ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
(منبع- وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن، ﭘﻮﺷﻨﻪی ﺳﻮم، ﺑﺮﮔﺮدان ﺣﻤﯿﺪ ﻋﻨﺎﯾﺖ، ﭘﺮوﯾﺰ دارﯾﻮش، علی‌اﺻﻐﺮ ﺳﺮوش، ﭼﺎپ اﻧﺘﺸﺎرات ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ روﯾﻪی۶٧۵).

دﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﻓﺮزاﻧﻪی ﻧﺎﻣﺪار آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ و ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‌ی ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن ﻧﯿﺰ ﮔﻮاﻫﯽ می‌دهد ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﯿﭻ ﭘﯿﻮﻧﺪی ﺑﺎ زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ ﻧﺪارد، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺟﺎ دارد ﭘﺮﺳﯿﺪه ﺑﺸﻮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﭼﻨﯿﻦ روزی را ﺑﻨﺎم زاده ﺷﺪن عیسی ﺟﺸﻦ می‌گیرﻧﺪ؟؟.
می‌داﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ از روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ، آﯾﯿﻦ دﯾﮕﺮی ﺑﻨﺎم «ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ» در ﺑﺨﺶهای ﺑﺰرﮔﯽ از ﺟﻬﺎن ﮐﻬﻦ، ﺑﻮﯾﮋه در ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﭘﯿﺮاﻣﻮن درﯾﺎی ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و ﺑﺎورﻣﻨﺪان ﺑﻪ آن از ﺳﻮرﯾﻪ ﺗﺎ اﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪ ﭘﺮﺳﺘﺶگاه‌هاﯾﯽ ﺑﺮای «ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ» ﯾﺎ «ﻣﯿﺘﺮا» ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﮕﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﺑﯿﺶ از ١٣٠ ﻧﯿﺎﯾﺸﮕﺎه ﻣﻬﺮی از زﯾﺮ ﺧﺎک ﺳﺮ ﺑﺮون ﮐﺸﯿﺪه‌اﻧﺪ.
در ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﭘﺎﯾﺘﺨﺖهای اﯾﺮان و ﺟﺎﯾﮕﺎه زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن اﯾﺮان ﺑﻮد «ﻣﻬﺮ» ﺑﺎ ﺧﺪای ﺧﻮرﺷﯿﺪ آن ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﺎشSchamasch ﻧﺎم داﺷﺖ اﯾﻦ ﻫﻤﺎن داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ و ﺑﻪ دﯾﺪ ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫمچنان‌که «ﻧﺎﻫﯿﺪ» اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ «اﯾﺸﺘﺎر» ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
اﻧﺪک اﻧﺪک اﯾﻦ آﯾﯿﻦ از ﺑﺎﺑﻞ ﺑﻪﺳﻮی آﺳﯿﺎی ﮐﻮﭼﮏ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻓﺮا رﻓﺖ و ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﻠﯿﻮس Helios ﺧﻮﯾﺸﯽ ﺑﻬﻢ رﺳﺎﻧﯿﺪ.
ﮐﻮﺗﺎه ﺳﺨﻦ اﯾﻨﮑﻪ «ﻣﻬﺮ» ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ رﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺑﻮﻣﯽ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺳﺎزش ﮐﺮد و ﻣﺮدم را ﺑﯽﻫﯿﭻ ﻓﺸﺎری ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺧﻮد ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﺑﺪﯾﻦگونه ﮔﺴﺘﺮه‌ی ﺧﺎک «ﻣﻬﺮ» از اﯾﺮان ﺗﺎ ﻓﺮاﺳﻮی درﯾﺎی ﺳﯿﺎه و درﯾﺎی ﯾﻮﻧﺎن(Egee) در ﺑﺎﺧﺘﺮ و از این‌سو ﺗﺎ دره‌ی ﺳﻨﺪ و ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎن داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ.

#_پیشاپیش_جشن_شب_چله ﺷﺎد و ﻓﺮﺧﻨﺪه ﺑﺎد🍉
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پیشاپیش_جشن_شب_چله_ﺷﺎد_وﻓﺮﺧﻨﺪه_ﺑﺎد🍉


🔴#بانگ_شادی از حریمش دور باد
هر که زاری آفرید
هر کسی #لبخند را ممنوع کرد
هر که در تجلیل غم اصرار کرد
طعم شادی از حریمش دور باد
هر که درک #عشق_و_زیبایی نداشت
هر که گل، پروانه، پرواز پرستو را ندید
هر کسی آواز را انکار کرد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پیشاپیش_جشن_شب_چله_ﺷﺎد_وﻓﺮﺧﻨﺪه_ﺑﺎد🍉


🔴#بانگ_شادی از حریمش دور باد
هر که زاری آفرید
هر کسی #لبخند را ممنوع کرد
هر که در تجلیل غم اصرار کرد
طعم شادی از حریمش دور باد
هر که درک #عشق_و_زیبایی نداشت
هر که گل، پروانه، پرواز پرستو را ندید
هر کسی آواز را انکار کرد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پیشاپیش_جشن_شب_چله_ﺷﺎد_وﻓﺮﺧﻨﺪه_ﺑﺎد🍉


🔴#بانگ_شادی از حریمش دور باد
هر که زاری آفرید
هر کسی #لبخند را ممنوع کرد
هر که در تجلیل غم اصرار کرد
طعم شادی از حریمش دور باد
هر که درک #عشق_و_زیبایی نداشت
هر که گل، پروانه، پرواز پرستو را ندید
هر کسی آواز را انکار کرد

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

سروده #شب_چله(یلدا) از بانو #توران_شهریاری👍🍷

مهر رخشا، نکوترين چهر است
شب يلدا تولد مهر است

چون که از روز اول دی‌ماه
روز گردد بلند و شب کوتاه

گرچه يلدا شب دی آمده‌است
نيست پيدا که از کی آمده‌است؟

اين همايون شب خيال‌انگيز
هست در آخرين شب پاييز

بيخ و بن در حماسه گسترده‌است
در نهادش حماسه پرورده‌است

واژه يلدا اگرچه سريانی‌ست
شب مهر آفرين ايرانی‌ست

به دری معنی‌اش بود زادن
زندگانی به ديگری دادن

اين شب تيره و بلند و دراز
صدفی هست پر ز گوهر راز

ره به استوره برده آغازش
پر از استوره‌ها بود رازش

همچو تاريخ ما، کهن‌سال است
مهر و شادی و جذبه و حال است

در طلوع و غروب، رنگ سپهر
می‌شود سرخ‌رنگ مکتب مهر

صبح و شب چون سيه خورد به سپيد
رنگ قرمز و سرخ بياورند پديد

آن سپيد و سياه راز آلود
بوده و هست و باز خواهد بود

اين دو در روزگار سرمدی‌اند
خود نمادی ز خوبی و بدی‌اند

تا جهان است، نيک و بد هستند
اين دو همزاد، تا ابد هستند

زان که از روز خلقت عالم
هر دو گوهر پديد شد باهم

که از آغاز در ستيز بُدند
سخت در جنگ و در گريز بُدند

در پی اين نبرد بی‌پايان
گاه اين چيره می‌شود گه آن

گاه شب آيد و زمانی روز
گاه آن، گاه اين شود پيروز

سرخ رنگی است زين نبرد و ستيز
که در آيين مهر هست عزيز

خوان يلدا که خوان ايرانی‌ست
اين شب آماده بهر مهمانی‌ست

ميوه بر آن نهند و شيرينی
با دگر خشکبار آيينی

آنچه سنت بود در اين شب تار
خوردن هندوانه هست و انار

زان که اين هردو سرخ و گلفام‌اند
ميوه لعل فام روزگارند

هر که او راه مهر را دسپ رد
شب چله از اين دو ميوه خو رد

تا گرامی بدارد اين شب را
شب يلدای پر از اختر را

مهر، پيوند مردمان و خداست
مهر، پيمان مردمی و وفاست

مهر، نيرو و نور و آزادی‌ست
مهر، پاکی و نيکی و شادی‌ست

دوستی هست و مهر ورزيدن
همه را بيشتر ز خود ديدن

به خدا و به خلق دل بستن
عهد و پيمان خويش نشکستن

نمادش حلقه‌های چو خورشيد است
که نشان از وفای جاويد است

اينک اين حلقه خجسته اثر
هست آذين دست هر همسر

کيش مهر است بر چنين بنياد
بر چنين پايه خجسته نهاد

گرچه آيين مهر از ايران است
گرچه ميراثی از نياکان است

گرچه آغاز و اصلش از ما بود
دين گسترده در اروپا بود

قرن‌ها مهر در اروپا ماند
ساليان دراز بر جا ماند

دين عيسا پس از سه سده گزشت
دين رسمی روم و يونان گشت

پيش از آن کيش مهر فرمان راند
همه جا دوستی و مهر افشاند

آن همه رسم و سنت و آيين
رفت در تار و پود دين نوين

مهر تأثير در مسيحا کرد
بس اثرها به دين عيسا کرد

زايشش زان پوِر مريم شد
پرتو کيش مهر چون کم شد

که به نام کريسمس مانده‌ است
در جهان نور و شادی افشانده‌ است

پاپ با آن ردای قرمز رنگ
خود نمادیست زان کهن فرهنگ

رخت بابانوئل همان رنگ است
با پگاه و پسين هماهنگ است ۱

حلقه مهر و شمع و کاج و سرود۲
از نشان‌های کيش مهری بود

که اکنون در کريسمس برجاست
ژرف بنگر که ريشه‌ها ز کجاست

نام يکشنبه مسيحی نيز
هست گويای نام مهر عزيز ۳

رونق از کيش مهريان چون کاست
خويشتن را مسيحيت آراست

بين اين هر دو ژرف پيوندی‌ست
بستگی‌های گوهر آکندی‌ست

زايش مهر و عيسی مريم
هست آغاز دی، مقارن هم

دو تولد به‌هم چه نزديک‌اند
نوربخش شبان تاريک‌اند

آن همه رسم و شيوه و رفتار
يافت در عيسويت استمرار

شب يلدا اگرچه پيشتر است ۴
عمر آن در زمانه بيشتر است

پيشتر بودنش به‌جا و نکوست
چون که پيشينه تقدم از اوست.
.

۱- اشاره به هنگام بامداد و شامگاه که آسمان سرخ رنگ می‌شود.
۲- سرو، کاج، مورد و شمشاد که هميشه سبزند.
۳- مقصود واژه سان‌دیSunday می‌باشد. مسيحيت از سده چهار بدست کنستانتين دين رسمی روم شد.
۴- شب چله ۳۰ آذر و کريسمس ۴ دی‌ماه است که تنها چند شب اختلاف دارند.

#جشن_شب_چله_شادباد 🍉🍇🍎

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

#_شب_چله

شب شادی، شب نور
شب یلدای خورشید
به گاه سرد و تاریک
به امید رهایی
رهایی تا شکفتن
شکوفایی ز چنگ بند و بیداد
به بیداد شب و روز، ز بیداد زمانه
زمانی آمیخته با چالش به پرواز
به پروازی پُر از رنج و به دشوار
به دشواری که بر بال چکاوک گشته خسته
خسته از پروازی پوچ بر نا کجاها
شب چله
به امیدی در این شب، بر این شادی خجسته
که پروازی شود باز
به آزادی به اوج خواستن‌ها
خواهان پیروزی به‌سوی روشنایی
روشنایی بامداد پس از یلدایتان خجسته.

#شب_چله‌تان_شادباد 🍉🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_ویـــــدئـــــو🎥

پاییز هزار رنگ می‌رود و زمستان سپید رنگ از راه می‌رسد
و در این میان شبی است بلند به بلندای یک فرهنگ.
آیینی رنگارنگ به سان پاییز.
و درون مایه‌ای سپید به رنگ زمستان.

شب چله،، شب کنار هم بودن‌ها فرخنده و شادباد🍉🍷

#شب_چله‌تان سرخ سرخ باد
به سرخی آفتاب و خورشید باد
به سرخی شیرینی انار و هندوانه باد🍉🍷

باری،
ﻣﯽﺳﺘﺎﯾﻢ آذر ﻣﺰدا را.
ﻣﯽزداﯾﻢ ﺳﺮدی چله را.
ﻣﯽﺷﺘﺎﺑﻢ ﻣﮋده ﻓﺮدا را.

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️#فردوسی

هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را.
✍️ #سعدی

#شب_چله‌تان_شادباد 🍉🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

#بدرود_پاییز #درود_زمستان🤝

ﺷﺐ چله ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﯽﺳﺖ
ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﺭ ﺯﻧﺪﮔﺎﻧﯽﺳﺖ
ﺷﺐ چله، ﺷﺐ ﻓﺮ ﻭ ﮐﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﻧﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﻨﺖ پاک ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

جشن شب چله ما ایرانیان چه جشنی‌ست که
#نه جانوری را سر می‌برند و قربانی می‌کنند.
#نه آدمی به خاک می‌افتد و زاری و التماس می‌کند.
#نه چهره روستا و شهری و آدمی عزادار و ماتم‌زده است.
#نه خرافات و خودزنی و خونریزی در آن است.
#نه بی‌خردی و بی‌دانشی در آن است.

جشن شب چله به مانند دیگر جشن‌های‌مان
به نیکی و شادمانی است.
مهرورزی و مهربانی است.
پیروز روشنایی بر تاریکی‌ست.
در پیوند با زاستار و کیهانی‌ست.
بر این پایه می‌ستاییم
#فرهنگ ناب و درخشان،
#تمدن بزرگ و باشکوه،
#تاریخ دیرینه و کهن،
#آیین نیک نیاکان ایرانی‌مان را.

#جش_شب_چله
بر شما دوستان و همراهان و هم‌میهنانم فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جش_شب_چله


بر شما دوستان و همراهان و هموندانمان فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جش_شب_چله


بر شما دوستان و همراهان و هموندانمان فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

جشن‌های سالانه‌مان🌎
#جشن_شب_چله🍉🍷

ﻣﯽﺳﺘﺎﯾﻢ آذر ﻣﺰدا را
ﻣﯽزداﯾﻢ ﺳﺮدی چله را
ﻣﯽﺷﺘﺎﺑﻢ ﻣﮋده ﻓﺮدا را.

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️#فردوسی

هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را.
✍️ #سعدی

#‌شب_چله‌تان سرخ سرخ باد
به سرخی آفتاب و خورشید باد
به سرخی شیرینی انار و هندوانه باد

#شب_چله‌ای که روشنایی را نوید می‌دهد یکی از کهن‌ترین جشن‌های نیک و شاد ما ایرانیان است.

#شب_چله، بلندترین شب سال است. شبی که تاریکی شکسته میشود. از این شب از سیاهی شب کاسته میشود و به روشنایی افزوده میگردد.

#شب_چله که پیروزی نور بر سیاهی‌ست بر دوستداران فرهنگ ناب ایران‌زمین‌مان و آیین نیک نیاکانی ایرانی‌مان، شادباد و همایون باد.

#‌شب‌_چله‌ که پیروزی روشنایی بر تاریکی‌ست، بر شما خویشاوندن عزيز، دوستان گرامی، هم‌میهنان ارجمند و ایرانیان تبارمند و پارسی زبانان سرتاسر جهان، فرخنده و خجسته‌ باد.

❤️ #شب_چله_شادباش🍉

می‌ستایم
#ایران‌زمین_کهن_پرگهرمان_را
#فرهنگ_ناب_ایرانی‌مان_را
#تمدن_بزرگ_سرزمین‌مان_را
#تاریخ_کهن_درخشان_کشورمان_را
#آیین_نیک_نیاکان_ایرانی‌مان_را

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جش_شب_چله


بر شما دوستان و همراهان و هموندانمان فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

پیام فرهنگی #شب‌_چله:

به✍️#_استادم_فریدون_جنیدی - نویسنده، شاهنامه‌پژوه، استوره‌شناس، مدرس دانشگاه و از پژوهنده فرهنگ و زبان‌های باستانی
ایران‌زمین.💚🤍❤️

نام‌گزاری شبچله پیش از هرچیز نشان می‌دهد که در یک زمان دور، گاه‌شماری در ایران‌زمین برپایه اعداد «چهل»و«بیست» بوده‌ است.
در این گاه‌شمار، نخستین چله قابل شمارش، همین چله بزرگ بوده که در آغاز دی‌ماه آن را جشن می‌گرفتیم تا یادآور مبارزه فرهنگ با تیرگی و ستم باشد.
در دوران بسیار دور، ایرانیان پی به گردش زمین بردند و گاه‌شماری را آغاز کردند.
این دوران مربوط به هشت‌هزار سال پیش است. شاید برای خوانندگان این نوشتار، باور کردنی نباشد اما در کتاب داستان ایران، من این موضوع را به اثبات رسانده‌ام.
درست در دوره‌ای که ایرانیان با آزمایش‌های چند صد ساله توانستند به گردش شب، روز و سال پی ببرند، کیش مردم ما کیش مهر بود و ستم بابلیان هر روز قربانیان تازه‌ای می‌گرفت.
بابلیان که در آن روزگار اصلی‌ترین دشمن ایرانی‌ها بودند، با فوران دو آتشفشان مهم آن دوران، جوانان ما را در پای کوه‌ها قربانی می‌کردند. تا اینکه کشتار و ستم بابلیان در نهایت جوانان ایرانی را به کوهستان‌های ایران پناهنده کرد و مادران اداره شهرها را به‌دست گرفتند. فرزندان آنها در کوه‌ها به دژها پناه می‌گرفتند و با آموزش‌های گوناگون پرورده می‌شدند:
یکی مرد دینی برآن کوه بود
که از کار گیتی بی‌اندوه بود.

جوانان ایران در چنین شرایطی آموزش‌های فردی و نظامی را فرا می‌گرفتند تا روزگاری با دشمن بزرگ ایران-بابلیان- نبرد کنند.
زندگی در کوهستان آنها را وادار می‌کرد صبح زود از خواب برخیزند و زیباترین تصویری که یزدان پاک در جهان آفریده بود، یعنی طلوع مهر بر کوهساران خراسان را به تماشا می‌نشستند.
چنین تصویری باعث شد که طلوع خورشید پیوند ناگسستنی با راستی و فرهنگ داشته باشد و جوانان ایرانی در بلندای روزها تلاش و کوشش برای رودرویی با بابلیان به آن ایمان بیاورند.
زمانی که ستم بابلیان به پایان رسید، ایرانیان فکر کردند که می‌توانند نمادی برای چنین پیروزی بزرگی فراهم کنند.
ستم هزارساله بابلیان که همچون تیره‌ترین شب جهان با بروز و طلوع مهر به پایان رسیده بود، نماد این پیروزی شد. آنها بر آن شدند که این شب طولانی را با فرهنگ و دانش، تا بامداد بیدار بمانند تا طلوع مهر را به‌عنوان پایان‌ بخش ستم، ببینند و این شب دقیقا همان شب اول دی‌ماه، یا چله بزرگ است.
بیداری در این شب دیگر به‌معنای بیداری از خواب نیست بلکه به‌معنای هوشیاری و همبستگی با فرهنگ و خرد و دانش است تا صبح فردا که فروغ مهر، جهان را روشن می‌کند و ستم را نابود. این پیام فرهنگی شبچله است.
آیین جشن شب چله در برخی کشورهای اروپایی و ژاپن:

شب چله که در ایران از آن به عنوان شب یلدا نیز یاد می‌شود، دارای پیشینه‌ی بسیار کهنی در این سرزمین پهناور است.
این فرهنگ در میان برخی از کشورهای اروپایی نیز راه یافته است. برای نمونه بلندترین شب سال در منطقه‌ای به‌نام گوسک Goseck واقع در ایالت زاکسن آنهالت آلمان با انجام مراسم‌های دینی جشن گرفته می‌شده است. افزون بر آلمان، در جنوب انگلیس در کنار بنای سنگی و تاریخی استون هینج Stonehenge در نزدیکی شهر ویلتشر Wiltshire تا به امروز مردم در طولانی‌ترین شب سال (۲۱دسامبر) آیین‌های دینی و عرفانی ویژه‌ای را انجام می‌دهند.
در برخی از کشورهای شمال اروپا آیین شب چله همراه با ترکیبی از مراسم‌های اقوام سلتی، مسیحی، جشن طبیعت و ایام کریسمس برگزار می‌شود. در یکی از این آیین‌ها که برگرفته از آیین پاگانیسم یا اقوام چند خدایی است، مردم برخی مناطق دوازده شب در خانه‌های خود دودی معطر به راه می‌اندازند تا به باور خودشان، ارواح از آن خانه‌ها دور شوند.

جشن چله ایرانیان به فرهنگ مردم ژاپن نیز وارد شده است و این شب در زبان ژاپنی «توئوجی» نامیده می‌شود و سنت و آداب مخصوص به خود را هم دارد. یکی از این آداب سنتی گرفتن حمام نارنج است. به گونه‌ای که وان یا خزینه حمام را پر از نارنج می‌کنند. گرما و بخار آب با پوست نارنج که برخورد می‌کند، رایحه‌ای خوش را در فضا پخش می‌کنند. ژاپنی‌ها در هر یلدا (توئوجی) به این حمام می‌روند. خوردن میوه و سبزی هم بخش دیگری از «توئوجی» را تشکیل می‌دهد. البته این رسم میان جوانانِ آن سرزمین تا حدودی دیگر رواج خود را از دست داده‌ است.
شب چله یا روز ۲۱دسامبر در میان برخی از اعضای کلیسای آنگلو-پروتستان جهت یادبود و گرامیداشت یکی از حواریون مسیحی "تومای حواری یا تومای شکاک" به‌نام روز توما Thomastag نیز برگزار می‌شود. کلیسای رم و کاتولیک از دهه‌ی ۷۰میلادی دیگر این مراسم و این روز را جشن نمی‌گیرند. اما در پیروان کلیسای آنگلو-پروتستان زوج‌ها به همراه انجام سنت‌هایی، به دیگران نیز هدیه می‌دهند.
گمان می‌کنم کمتر کسی از ما داستان ۱۲ برادر و #ننه_سرما و #چله_بزرگ و #چله_کوچک را می‌داند.
این داستان‌ها در کتاب فارسی دوران ابتدایی دهه‌های ۴۰ و ۵۰ وجود داشت که شوربختانه از کتاب‌های درسی حذف شد؟!

چله‌ی بزرگ.
چله‌ی کوچک.
چارچار.
سده.
اَهمَن و بهمن.
سیاه‌ بهار.
و سرما پیرزن.

زمستان به دو بخش تقسیم می‌شود:
چله بزرگ(چله کلان)
چله کوچک (چله خُرد)

چله بزرگ از (یکم دی‌ماه تا دهم بهمن ماه) و چهل روز کامل می‌باشد.
🌧
چله کوچک از (یازدهم بهمن تا پایان بهمن ماه) و ۲۰روز کامل.
🌧
و به همین دلیل چون ۲۰ روز کمتر است چله کوچک نامیده شده است.
🌧
غروب آخرین روز چله بزرگ جشن سده برگزار می‌شود و مردم دورهم جمع شده و از این جشن لذت می‌بردند و در نهایت با برپایی آتش و خواندن شعر و پایکوپی بدور آتش، سده را جشن می‌گیرند.
🌧
این دو برادر (چله بزرگ و چله کوچک) در ۸ روزی که در کنار همدیگر هستند این ۸روز را #چارچار می‌نامند.
به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک «چارچار» می‌گویند.
پس از چارچار نوبت به «اَهمَن و بهمن» پسران پیرزن(ننه سرما ) می‌رسد که خودی نشان دهند.
🌧
۱۰روز اول اسفند را اَهمَن و ۱۰ روز دوم اسفند را بهمن می‌گویند. و این ۲۰روز ممکن است آنقدر بارندگی باشد که این دو برادر به دو چله طعنه بزنند.

با توجه به شعری که قدیمی‌های نازنین می‌خواندند:
اَهمَن و بهمن
آرد كن صدمن
روغن بیار ده من
هیزم بِکن خرمن
عهده همه با من.
🌧
تا اینجا ۲۰روز از اسفند به نام اَهمَن و بهمن نام‌گزاری شده‌اند. می‌ماند ۱۰ روز آخر اسفند ماه که ۵روز اول سیاه بهار نام گرفته وشعری هم که قدیمی‌ها می‌خوانند اینگونه است:
سیاه بهار شب ببار و روز بکار.

از این شعر هم مشخص می‌شود که شب‌ها بارندگی فراوان بوده و روزها کشاورزان سرگرم کشت و زراعت بوده‌اند.
🌧
۵روز آخر هم سرما پیرزن کُش نام گرفته است که در این روزها آسمان گاهی ابری گاهی آفتابی، گاهی همراه با باد و گاهی نیز از آسمان تگرگ می‌بارد، که قدیمی‌های دل پاک، بر این باور بودند که گردنبند پیرزن پاره شده و مُهره‌های آن به زمین می‌ریزد. البته پنج روز پایانی را جشن پنجه هم داریم.

حیف است بچه‌های ایرانی ما اینها را نشنوند و این قصه‌ها از صفحه روزگار محو شود. برای بچه‌ها و نوه‌هایتان تعریف کنید.

چو ایران نباشد تن من مباد
✍️ #پورشفیعی

به اشتراک بگذارید، تا نسل امروز بدانند و یاد بگیرند و آگاه باشند.

پیشاپیش #شب‌چله شادباد🍉🍇

#_یلدا_ایرانی_نیست

بگویید #شب_چله🍉

«مرا پروای آنان نیست که نشانی خانه پدری خویش را از بیگانگان می‌پرسند و این سخن، یعنی ایرانیان باید خود، تاریخ خویش را بکاوند و هویت خویشتن را دریابند.»

سنایی می‌گوید:
به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی که از پیوند با عیسی چنان معروف شد یلدا.

«یلدا» واژه سریانی است، به معنی میلاد و چون شب یلدا، با میلاد مسیح تطبیق می‌کرده، از این رو بدین نام نامیده‌اند.
باید توجه داشت جشن میلاد مسیح که در ۲۵ دسامبر تثبیت شده، در اصل جشن ظهور میترا بوده که مسیحیان در قرن چهارم میلادی، آن را روز تولد عیسا قرار دادند.

در ایران باستان، برای دی ماه چهار جشن وجود داشت که شامل روزهای اول، هشتم، پانزدهم و بیست و سوم این ماه بود.
اما امروزه، ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی درازترین شب اول زمستان که شب یلدا، آخرین شب پاییز، پایان قوس، آغاز جدی است، را جشن می‌گیرند.
در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله می‌گویند.
مردم، زمستان را در حقیقت دو ماه یا دو بخش می‌دانند که ۴۰ روز اول را چله بزرگ و ۴۰ روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک می‌نامند.

زایش خورشید و آغاز دی را، آیین‌ها و فرهنگ‌های بسیاری از سرزمین کهن، آغاز سال قرار داده‌اند و به شگون روزی که خورشید از چنگ شب‌های اهریمنی نجات می‌یافت، روزی مقدس برای مهرپرستان بود.

چله نام پارسی این جشن است و یلدا یک نام سریانی است و پیش تر هیچ‌گاه واژه یلدا به‌کار نمی‌رفت و این نام در همین بیست، سی سال اخیر باب شده است.

یک جشنی که منحصر به ایران است و در هیچ جای دنیا نظیر ندارد، شایسته نیست ایرانیان به نام غیر ایرانی از آن یاد کنند.

✍️استاد #فریدون_جنیدی🍷 نویسنده، ایران‌شناس، استاد دانشگاه، استوره‌شناس ایرانی پژوهندگان فرهنگ و زبان‌های باستانی.
#پاینده_ایران💚🤍❤️
درازای کاربرد #شب_چله🍉 در تاریخ و ادب #ایران‌زمین💚🤍❤️
🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده می‌شود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.

💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... ده‌ها آیین و رسم‌های هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیین‌ها و نام‌ها در #بن‌مایه‌های_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگ‌ترها می‌توان شنید.

چله‌ بزرگ👈 ۴۰ روز
چله‌ کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن‌👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه‌ بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز

❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ می‌گوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار می‌گویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».

❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»

❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ‌۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آن‌را #کوچک گویند.

#چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دل‌تان بخواهد در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگی‌های آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...

آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ می‌سراید:

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی

از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.

❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی می‌سراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.

❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی می‌سراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.

برگرفته از تاربرگ: #ایران‌زمین

جایگاه ویژه #انار در #ایران‌زمین و #شاهنامه فردوسی:

«انار» درخت و میوه‌ای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سروده‌های خود، به آن اشاره می‌کند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرم‌بهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوه‌های این باغ دانسته است:

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند

بفرمود تا «آب نار» آورند
همان تره‌ی جویبار آورند
سه من تافته باده‌ی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانه‌ی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.

🍉 #شب_چله
در سروده‌های بخشی از
چکامه‌سریان بزرگ ایران‌زمین
❤️🤍💚

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی

با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی

با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست ما را مشگل
هم‌چون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی

چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغه‌ای

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی

شب یلداست هر تاری ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬ خود این شب‌های یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی

نظر به روی تو‌ هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست.
✍️ #سعدی_شیرازی

روزی دل گشت از زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#جش_شب_چله


بر شما دوستان و همراهان و هموندانمان فرخنده و خجسته باد🍉❤️🍷

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_هموندانم❤️❤️❤️❤️

#_پست_ویژه🌺🌺🌺

#_جشن_شب_چله_بر_شما_همایون_باد

چنانچه تمایل دارید#_لوگوی_نام زیباتون رو باخط میخی

#_پیشکش_نمائیم

کافی ست پیام دهید

#_سپاس_تیم_کتاب_ایرانشهر


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#گرامی_باد

#جشن_شب_چله🍉🍷

ﻣﯽﺳﺘﺎﯾﻢ آذر ﻣﺰدا را
ﻣﯽزداﯾﻢ ﺳﺮدی چله را
ﻣﯽﺷﺘﺎﺑﻢ ﻣﮋده ﻓﺮدا را.

اگر ایرانی هستید، بی شک شما نیز در خانواده خود «چله نوزاد» و «چله مرگ» داشته‌اید.
این یکی از کهن‌ترین و جالب‌ترین رسوم ایرانیان است که هنگام زاده شدن کسی یا هنگام مرگ کسی «۴۰ روز» را به شادی یا سوگ می‌نشینند. در تصوف نیز که از آیین‌های کهن ایرانی است «چله نشینی» بسیار رایج است. می‌شود ساعت‌ها درباره جایگاه «عدد ۴۰» در تاریخ و فرهنگ ایرانی به گفتگو نشست، بحث را کوتاه کرده و به موضوع ایرانی خودمان پرداخت.
آغاز زمستان به دلایل نجومی و فرهنگی در نزد ایرانیان به عنوان «تولد خورشید / مهر» دانسته شده است. آغاز تابستان نیز بعنوان «مرگ خورشید» دانسته شده است.
بنابراین برای زایش خورشید و مرگ خورشید مراسم «چله زمستان» و «چله تابستان» برگزار می‌کردند که ریشه در تقدس عدد ۴۰ دارد. در ادامه‌ی این ۴۰روز، یک دوره ۲۰روزه نیز داشته‌اند که چون ۲۰ نیم ۴۰ است به آن «چله کوچک» میگفتند. به چهار روز پایانی چله بزرگ و چهار روز آغازین چله کوچک که اوج سرما است نیز «چارچار» می‌گویند

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#گرامی_باد

#جشن_شب_چله🍉🍷



#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان
#جشن_دی‌گان.

(جشن دی‌گان شادباد💚🤍❤️)

واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در ماه دی، بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام خداوند(اهورامزدا) است، سه روز دیگر به نام‌های: دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نیز وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که روز دوم دی‌ماه، نهم دی‌ماه و هفدهم دی‌ماه در گاه‌شماری خورشیدی است.
در فرهنگ ایران باستان، نخستین جشن دی‌گان، در ماه دی یه عنی روز اورمزد از ماه دی، خرم روز نیز نام داشته است. این روز پس از شب چله پیش می‌آید که بزرگ‌ترین شب سال است.
در زمان گذشته پادشاه کشور و سردار شهر، دیدار همگانی با مردم داشته‌اند. اکنون نیز مزدیسنان(زرتشتیان) به باور ترادادی(:سنتی) خود در برخی از شهرها و روستاها، یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن می‌گیرند.
همانند جشن‌های ماهیانه دیگر، کوشش می‌کنند تا در مکانی همگانی مانند تالار آدریان و آتشکده گردهم آیند و جشن دی‌گان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.
یکی از سروده‌هایی که در این جشن برای ستایش جایگاهِ اهورامزدا خوانده می‌شود اورمزدی‌ست که در خورده اوستا جای گرفته است.
برگردان بخشی از آن چنین است:

او را که هم راهبر هستی و هم راهبر زندگی است
به من بنما و همانگونه که خود خواستاری
پیروی از دین والا و اندیشه نیک را به او برسان
درود به فرد کیانی
درود به ایران ویچ
درود به خوشبختی مزدا داده
درود به رود دائیتی و درود به اردویسور آناهیتا
درود به همه آفرینش راستین

📗نسک(:کتاب) یادگار دیرین، نوشته زنده یاد موید #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران‌زمین باستان

#جشن_دی‌گان_شادباد❄️

#جشن_دی‌گان در دی‌ماه را پیش‌رو داریم💚🤍❤️

و اینکه، ماه دی تنها ماهی هست که چهار جشن ماهانه در خود جای داده است.

دوم دی‌ماه، دی‌به‌آذر «جشن دی‌گان».
نهم دی‌ماه، دی‌به‌مهر «جشن دی‌گان».
هفدهم دی‌ماه، دی‌به‌دین،
«جشن دی‌گان».
یک «جشن دی‌گان» نیز در آذر ماه داریم.

باری،
❇️ به روز هرمز و دی‌ماه و آن سه دی دیگر
ز جان و دل بزداییم هر آنچه ناپاکی‌ست.

❇️ واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در اوستا دی که دتوشوDaatoshu می‌باشد به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی بیشتر بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در ماه دی بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام اهورامزداست، ۳روز دیگر به‌نام‌های دی به‌آذر، دی به‌مهر و دی به‌دین وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در سالنامه خورشیدی‌ست.
در میان جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان تنها ماه دی‌ است که سه جشن در خود جای داده است.
جشن دی‌گان در گاهشمار زرتشتی دی به‌آذر، دی به‌مهر، دی به‌دین، از ماه دی جشن دی‌گان برگزار می‌شود و زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دی‌گان را جشن می‌گیرند.
در ایران باستان نخستین جشن دی‌گان در ماه دی، روز اورمزد و دی ماه فرم روز نیز نام داشته‌ است و در این روز که روز پس از #شب_چله بزرگ‌ترین شب سال بوده شاهان دیدار همگانی با مردم داشته‌اند.

#جشن_دی‌گان_شادباد💚🤍❤️

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity