۱۳۵۵ انجمن قلم آمریکا و دانشگاه پرینستون از او برای شرکت در گردهمایی ادبیات امروز خاورمیانه و سخنرانی و شعرخوانی دعوت میکنند و او عازم ایالات متحده آمریکا میشود. شاملو در این سفر به سخنرانی و شعرخوانی در دانشگاههای نیویورک وپرینستون میپردازد. او با شاعران و نویسندگان مشهور جهان همچون یاشار کمال، آدونیس، البیاتی و کوزمینسکی در این سفر دیدار میکند و پس از سه ماه همراه آیدا به ایران بازمیگردد.در همین سال با دعوت دانشگاه بوعلی سینا، برای مدتی به سرپرستی پژوهشکدهٔ آن دانشگاه مشغول میشود. چند ماه بعد، این بار در اعتراض به سیاستهای حکومت پهلوی ایران کشور را به مقصد ایتالیا، (رم) ترک میکند و از آنجا به آمریکا میرود و در دانشگاههای هاروارد، و ام آی تی و دانشگاه برکلی به سخنرانی میپردازد.
۱۳۵۷، پس از یک سال تلاش بیحاصل برای انتشار هفتهنامه، به امید نشر و فعالیت علیه رژیم شاه به بریتانیا میرود. در لندن ۱۴ شمارهٔ نخست هفتهنامه ایرانشهر را سردبیری میکند اما در اعتراض به سیاست دوگانهٔ مدیران آن در قبال مبارزه با رژیم و مسائل مربوط به ایران استعفاء میدهد. مجموعه شعر دشنه در دیس در ایران منتشر میشود.
۱۳۶۷ به آلمان غربی سفر میکند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات (اینترلیت ۲) با عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف از جمله عزیز نسین، درک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندو بِلی حضور داشتند. سخنرانی شاملو با عنوان «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» به تأثیر فقر و ناآگاهی و خرافه در عدم دستیابی به فرهنگ یکپارچه و متعالی جهانی اختصاص داشت. در ادامهٔ این سفر به دعوت خانم روترات هاکرمولر در اتریش، به شعرخوانی و سخنرانی میپردازد و به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) ودانشگاه گوتنبورگ به سوئد میرود. به دعوت ایرانیان مقیم سوئد در خانهٔ مردم استکهلم شب شعر اجرا میکند و با دعوت هیئت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد با آنان نیز ملاقات میکند.مجموعه شعرهای احمد شاملو (دوجلدی) در آلمان غربی منتشر میشود.
۱۳۶۹ برای شرکت در جلساتی که به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA) در دانشگاه برکلی برگزار شد به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر میکند. سخنرانیهای او، «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ» و «حقیقت چقدر آسیبپذیر است» که با نام «نگرانیهای من» منتشر شد، واکنش گستردهای در مطبوعات فارسیزبان داخل و خارج از کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانیهای شاملو نوشته شد.
در بوستون دو عمل جراحی مهم روی گردن او صورت گرفت با این حال چندین شب شعر در شهرهای مختلف با حضور شاملو که تعدادی از آنها به نفع زلزلهزدگان رودبار و آوارگان کرد عراقی بود برگزار شد. در این بین به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی را به دانشجویان ایرانی تدریس کرد و در همین زمان ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت.
۱۳۷۰، بعد از یک سال و نیم دوری از کشور، به ایران بازگشت
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿سالهای پایانی
سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزواء گذشت. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در اینباره میگوید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست.» از سوی دیگر اجازهٔ هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بود. بیماری آزارش میداد و با شدت گرفتن بیماری دیابت، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایرانمهر پای راست او را از زانو قطع کردند، روزها و شبهای دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سالها کار ترجمه و بهخصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گهگاه از او شعر یا مقالهای در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شدهاش با این شیوه منتشر شد. پس از توقفی طولانی در انتشار کتابهای شعرش، دفتر شعر ترانههای کوچک غربت (۱۳۵۹)، مدایح بیصله در ۱۳۷۱(در استکهلم)، در آستانه در ۱۳۷۶، و آخرین مجموعه شعر احمد شاملو، حدیث بیقراری ماهان در ۱۳۷۹ منتشر شد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿درگذشت و پس از آن
۱۳۵۷، پس از یک سال تلاش بیحاصل برای انتشار هفتهنامه، به امید نشر و فعالیت علیه رژیم شاه به بریتانیا میرود. در لندن ۱۴ شمارهٔ نخست هفتهنامه ایرانشهر را سردبیری میکند اما در اعتراض به سیاست دوگانهٔ مدیران آن در قبال مبارزه با رژیم و مسائل مربوط به ایران استعفاء میدهد. مجموعه شعر دشنه در دیس در ایران منتشر میشود.
۱۳۶۷ به آلمان غربی سفر میکند تا به عنوان میهمانِ مدعوِ دومین کنگرهٔ بینالمللی ادبیات (اینترلیت ۲) با عنوان جهانِ سوم: جهانِ ما در ارلانگن آلمان و شهرهای مجاور شرکت کند. در این کنگره نویسندگانی از کشورهای مختلف از جمله عزیز نسین، درک والکوت، پدرو شیموزه، لورنا گودیسون و ژوکوندو بِلی حضور داشتند. سخنرانی شاملو با عنوان «من دردِ مشترکم، مرا فریاد کن!» به تأثیر فقر و ناآگاهی و خرافه در عدم دستیابی به فرهنگ یکپارچه و متعالی جهانی اختصاص داشت. در ادامهٔ این سفر به دعوت خانم روترات هاکرمولر در اتریش، به شعرخوانی و سخنرانی میپردازد و به دعوت انجمن جهانی قلم (Pen) ودانشگاه گوتنبورگ به سوئد میرود. به دعوت ایرانیان مقیم سوئد در خانهٔ مردم استکهلم شب شعر اجرا میکند و با دعوت هیئت رئیسهٔ انجمن قلم سوئد با آنان نیز ملاقات میکند.مجموعه شعرهای احمد شاملو (دوجلدی) در آلمان غربی منتشر میشود.
۱۳۶۹ برای شرکت در جلساتی که به دعوت مرکز پژوهش و تحلیل مسائل ایران سیرا (CIRA) در دانشگاه برکلی برگزار شد به عنوان میهمان مدعو به آمریکا سفر میکند. سخنرانیهای او، «مفاهیم رند و رندی در غزل حافظ» و «حقیقت چقدر آسیبپذیر است» که با نام «نگرانیهای من» منتشر شد، واکنش گستردهای در مطبوعات فارسیزبان داخل و خارج از کشور داشت و مقالات زیادی در نقد سخنرانیهای شاملو نوشته شد.
در بوستون دو عمل جراحی مهم روی گردن او صورت گرفت با این حال چندین شب شعر در شهرهای مختلف با حضور شاملو که تعدادی از آنها به نفع زلزلهزدگان رودبار و آوارگان کرد عراقی بود برگزار شد. در این بین به عنوان استاد میهمان یک ترم در دانشگاه برکلی زبان، شعر و ادبیات معاصر فارسی را به دانشجویان ایرانی تدریس کرد و در همین زمان ملاقاتی با لطفی علیعسکرزاده ریاضیدان شهیر ایرانی داشت.
۱۳۷۰، بعد از یک سال و نیم دوری از کشور، به ایران بازگشت
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿سالهای پایانی
سالهای آخر عمر شاملو کم و بیش در انزواء گذشت. از سویی تمایل به خروج از کشور نداشت و خود در اینباره میگوید: «راستش بار غربت سنگینتر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه میسوزد، آبم در این کوزه ایاز میخورد و نانم در این سفرهاست.» از سوی دیگر اجازهٔ هیچگونه فعالیت ادبی و هنری به شاملو داده نمیشد و اکثر آثار او از جمله کتاب کوچه سالها در توقیف مانده بود. بیماری آزارش میداد و با شدت گرفتن بیماری دیابت، و پس از آن که در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۷۶، در بیمارستان ایرانمهر پای راست او را از زانو قطع کردند، روزها و شبهای دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سالها کار ترجمه و بهخصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گهگاه از او شعر یا مقالهای در یکی از مجلات ادبی منتشر میشد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوه نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شدهاش با این شیوه منتشر شد. پس از توقفی طولانی در انتشار کتابهای شعرش، دفتر شعر ترانههای کوچک غربت (۱۳۵۹)، مدایح بیصله در ۱۳۷۱(در استکهلم)، در آستانه در ۱۳۷۶، و آخرین مجموعه شعر احمد شاملو، حدیث بیقراری ماهان در ۱۳۷۹ منتشر شد.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿درگذشت و پس از آن
وقتی یک سیاستمدار ساکت است
اتفاق بدی میافتد ،
سیاستمدارها شبیه مرغ اند :
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند ، اما وقتی خراب میکنند
آرام آن را دفن میکنند.
«عزیز نسین»
https://t.me/joinch
اتفاق بدی میافتد ،
سیاستمدارها شبیه مرغ اند :
وقتی تخم میگذارند زیاد سر و صدا میکنند ، اما وقتی خراب میکنند
آرام آن را دفن میکنند.
«عزیز نسین»
https://t.me/joinch
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃🍂
✨
🔴#پنج شنبه
۲۹ آذر 1397 خورشیدی
۱۲ ربیع الثانی ۱۴۴۰ قمری
۲۰ دسامبر ۲۰۱۸ میلادی
برج فلکی: قوس
از آغاز سال ۲۷۵ روز گذشته و به پایان آن تنها ۹۰ روز مانده است
#رویدادها_ومناسبتها
#روز_بسيج_كارگری
به مناسبت شهادت "محمدجواد تندگويان" وزير نفت دولت شهيد رجايی (۱۳۷۰ ش)
⏪امضاء و ابلاغ منشور حقوق شهروندی توسط حسن روحانی
⏪قیام توابین
⏪۱۳۴۸خ- شهر قم صاحب سینما شد و برای نخستین بار یک سینما در آن شهر دائر گردید.
⏪۷۹۸م-قيام تاريخی مردم اصفهان عليه عمّال اميرتيمور گوركانی
اميرتيمور،مالي را از اصفهان طلب كرد كه علماي اصفهان از تيمور امان خواستند و تعهد كردند كه آن مال را تسليم تيمور كنند.
تيمور براي اين كار، عده اي از امراي خود را به اصفهان فرستاد.
اين افراد در گرفتن اموال از مردم به ناموس مردم نيز تعدي كردند. اين عمل آنها، مردم اصفهان را به شورش واداشت.
بنابراين گماشتگان تيموري به بدترين وضعي توسط مردم كشته شدند. تيمور نيز به اصفهان حمله كرد و دستور قتل عام مردم آنجا را صادر نمود.
⏪۱۲۹۰خ-هجوم روسها به تبريز و گيلان پس از اولتيماتوم به دولت ايران برای اخراج مورگان شوستر، كارشناس اقتصادی آمريكايی در ايران،
دولت ايران اين اولتيماتوم را در ۲۸ آذر پذيرفت. اما پذيرش ذلتبار اولتيماتوم روسها كه به اميد پايان يافتن زياده خواهيها و بهانه گيريهای دولت روسيه انجام گرفت، نه تنها مشكلي را حل نكرد، بلكه دامنه تجاوزات آنها را گسترش داد. در اين ميان، شهر تبريز كه در برابرعناصر وابسته به روسها از جمله محمدعلي شاه، بيش از شهرهای دیگر مقاومت دلیرانه کرد، مورد خشم روسها بود
⏪۱۹۵۱م - برای اولین بار با استفاده ازانرژی هستهای در یک رآکتور انرژی الکتریکی تولید شد
🌿🍂
#زادروزها
🌿۱۳۴۹ خ- فرمان فتحعلیان، آهنگساز و خواننده
🌿۱۳۶۳خ- سیاوش خیرابی بازیگر
🌿۱۹۱۵م - عزیز نسین، طنزنویس اهل ترکیه
🌿۱۹۳۴م - سوفیا لورن، بازیگر ایتالیایی
#درگذشتگان
🍂۱۳۳۶خ - ابوالحسن صبا، موسیقیدان
🍂۱۳۸۵خ - ناصر عبداللهی، خوانندهٔ پاپ
🍂۱۳۸۸خ - حسینعلی منتظری، فقیه و مجاهد،مرجع تقلید برجسته شیعه، از رهبران انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷،
رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی
و منتقد نظام
🍂۱۳۵۱خ - گلچین گیلانی، شاعر
🍂۱۹۶۸م - جان اشتاین بک نویسندهٔ آمریکایی، خالق خوشههای خشم،
برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۶۲
🍂۱۹۹۶م -کارل، اخترشناس آمریکایی، اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا ، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی، پیشگام اخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃🍂
✨
🔴#پنج شنبه
۲۹ آذر 1397 خورشیدی
۱۲ ربیع الثانی ۱۴۴۰ قمری
۲۰ دسامبر ۲۰۱۸ میلادی
برج فلکی: قوس
از آغاز سال ۲۷۵ روز گذشته و به پایان آن تنها ۹۰ روز مانده است
#رویدادها_ومناسبتها
#روز_بسيج_كارگری
به مناسبت شهادت "محمدجواد تندگويان" وزير نفت دولت شهيد رجايی (۱۳۷۰ ش)
⏪امضاء و ابلاغ منشور حقوق شهروندی توسط حسن روحانی
⏪قیام توابین
⏪۱۳۴۸خ- شهر قم صاحب سینما شد و برای نخستین بار یک سینما در آن شهر دائر گردید.
⏪۷۹۸م-قيام تاريخی مردم اصفهان عليه عمّال اميرتيمور گوركانی
اميرتيمور،مالي را از اصفهان طلب كرد كه علماي اصفهان از تيمور امان خواستند و تعهد كردند كه آن مال را تسليم تيمور كنند.
تيمور براي اين كار، عده اي از امراي خود را به اصفهان فرستاد.
اين افراد در گرفتن اموال از مردم به ناموس مردم نيز تعدي كردند. اين عمل آنها، مردم اصفهان را به شورش واداشت.
بنابراين گماشتگان تيموري به بدترين وضعي توسط مردم كشته شدند. تيمور نيز به اصفهان حمله كرد و دستور قتل عام مردم آنجا را صادر نمود.
⏪۱۲۹۰خ-هجوم روسها به تبريز و گيلان پس از اولتيماتوم به دولت ايران برای اخراج مورگان شوستر، كارشناس اقتصادی آمريكايی در ايران،
دولت ايران اين اولتيماتوم را در ۲۸ آذر پذيرفت. اما پذيرش ذلتبار اولتيماتوم روسها كه به اميد پايان يافتن زياده خواهيها و بهانه گيريهای دولت روسيه انجام گرفت، نه تنها مشكلي را حل نكرد، بلكه دامنه تجاوزات آنها را گسترش داد. در اين ميان، شهر تبريز كه در برابرعناصر وابسته به روسها از جمله محمدعلي شاه، بيش از شهرهای دیگر مقاومت دلیرانه کرد، مورد خشم روسها بود
⏪۱۹۵۱م - برای اولین بار با استفاده ازانرژی هستهای در یک رآکتور انرژی الکتریکی تولید شد
🌿🍂
#زادروزها
🌿۱۳۴۹ خ- فرمان فتحعلیان، آهنگساز و خواننده
🌿۱۳۶۳خ- سیاوش خیرابی بازیگر
🌿۱۹۱۵م - عزیز نسین، طنزنویس اهل ترکیه
🌿۱۹۳۴م - سوفیا لورن، بازیگر ایتالیایی
#درگذشتگان
🍂۱۳۳۶خ - ابوالحسن صبا، موسیقیدان
🍂۱۳۸۵خ - ناصر عبداللهی، خوانندهٔ پاپ
🍂۱۳۸۸خ - حسینعلی منتظری، فقیه و مجاهد،مرجع تقلید برجسته شیعه، از رهبران انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷،
رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی
و منتقد نظام
🍂۱۳۵۱خ - گلچین گیلانی، شاعر
🍂۱۹۶۸م - جان اشتاین بک نویسندهٔ آمریکایی، خالق خوشههای خشم،
برندهٔ جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۶۲
🍂۱۹۹۶م -کارل، اخترشناس آمریکایی، اخترشیمیدان، مشاور سازمان ناسا ، نویسنده و مروج موفق اخترشناسی، اخترفیزیک و سایر علوم طبیعی، پیشگام اخترزیستشناسی و بنیادگذار طرح جستجوی هوش فرازمینی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ دی (۱۵ ژانویه) زادروز#ناظم_حکمت
( زاده ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۰۲ سالونیک -- درگذشتهٔ ۳ ژوئن ۱۹۶۳ مسکو) از برجستهترین شاعران و نمایشنامهنویسان لهستانیتبارِ ترکیه
ناظم حکمت ران (به ترکی استانبولی: Nazım Hikmet Ran) معروف به ناظم حکمت، در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد.
او که دارای تباری لهستانی-گرجی-فرانسوی بود، از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت و در ۱۹ سالگی سفری به روسیه داشت و از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را در ایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.
در سال ۱۹۲۰ مصطفی کمال پاشا، قوایی را تشکیل داد و در صدد نجات میهن از دست بیگانگان برآمد. در همین سال، ناظم نیز، که زندگی در استانبول و در زیر چکمهٔ اشغالگران برایش غیرقابل تحمل شدهبود، به آناتولی سفر کرد. وی در راه این سفر که اولین بار با زندگی نکبتبار زنان و کودکان گرسنه و برهنه و بیمار وطن خود آشنا شد. از آن پس، همهٔ اشعارش از زندگی این مردم الهام گرفت.
یکی از ریشههای مردمی شعر «حکمت» ترانههایی بود که «عاشیق»های ترک می خواندند، این عاشیقها که بخشی از فرهنگ فولکلور ترکیه محسوب میشوند تأثیر بسزایی در شعر «حکمت» داشتند.
ناظم حکمت در آناتولی خواست در جنگ استقلال شرکت کند ولی پذیرفته نشد و از نیروی دریایی به خاطر افکار کمونیستیاش اخراج شد. سرانجام به عنوان معلم به یکی از روستاهای آناتولی فرستاده شد.
معلّمی در آنجا او را بیشتر به مردم فقیر نزدیک کرد چنانکه محبوبیتش در میان مردم زنگ خطری برای خانها و قدرتمندان محلی محسوب میشد و آنان تصمیم به قتل او گرفتند و او به روسیّه فرار کرد.
در سال ۱۹۲۵ که دیگر جنگ پایان یافته بود و مصطفی کمال رئیسجمهور ترکیه بود، به وطن بازگشت و به انتشار اشعارش در مجله پرداخت. ولی بعد از چندی تحت تعقیب قرار گرفت و ناگزیر زندگی مخفی اختیار کرد. سپس غیاباً به پانزده سال حبس محکوم شد. ناظم دوباره به مسکو پناه برد. دو سال بعد پس از تصویب قانون عفو عمومی به ترکیه آمد. اما بهمحض ورود خاک وطن، دستگیر شد. این اقدام دولت ترکیه با انتقادهای شدید از داخل و خارج مواجه شد و سرانجام دولت مجبور شد او را آزاد کند.
از این به بعد بارها او را به دلایل مختلف دستگیر کردند و بارها به زندانهای طولانی محکوم شد که روزگار سختی را می گذراند.
از سال ۱۹۴۶ به بعد، اشعار او با وسایل مختلف از زندان خارج میشد و در مطبوعات فرانسه به چاپ میرسید و در دنیا هیجان زیادی برانگیخته بود و آزادیخواهان و روشنفکران مبارز جهان به اعتراض برخاستند و در پاریس کمیته نجات ناظم حکمت تشکیل یافت و چهرههای سرشناسی چون برتراند راسل، ژان پل سارتر، پابلو پیکاسو، برتولت برشت، لویی آراگون، و پابلو نرودا، اعتراضات شدیدی به دولت ترکیه ابراز کردند و آزادی وی را خواستار شدند. سرانجام پس از سالها از زندان آزاد شد.
اما میدانست که او را این گونه راحت نخواهند گذاشت.
وی بار دیگر مجبور به ترک وطن شد و به بلغارستان گریخت و از آنجا به روسیه رفت و ۱۳ سال باقیمانده از عمر خود را در غربت سپری کرد. او در روسیه با ورا ولادیمیرونا تولیاکووا ازدواج کرد. ورا دو، سه هفته بعد از مرگ ناظم، در خفا، شروع به نوشتن گفتگوهای خود با ناظم کرد. بعدها همهٔ نوشتههایش به یک کتاب هزار صفحهای تبدیل شد. عزیز نسین برای عنوان کتاب «گفتگویی با ناظم پس از مرگ ناظم» را پیشنهاد کرد. اما این کتاب ۲۲ سال اجازهٔ چاپ نیافت.
سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادی سرزمین ترکیه در ۶۱ سالگی درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ دی (۱۵ ژانویه) زادروز#ناظم_حکمت
( زاده ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۰۲ سالونیک -- درگذشتهٔ ۳ ژوئن ۱۹۶۳ مسکو) از برجستهترین شاعران و نمایشنامهنویسان لهستانیتبارِ ترکیه
ناظم حکمت ران (به ترکی استانبولی: Nazım Hikmet Ran) معروف به ناظم حکمت، در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد.
او که دارای تباری لهستانی-گرجی-فرانسوی بود، از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت و در ۱۹ سالگی سفری به روسیه داشت و از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را در ایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.
در سال ۱۹۲۰ مصطفی کمال پاشا، قوایی را تشکیل داد و در صدد نجات میهن از دست بیگانگان برآمد. در همین سال، ناظم نیز، که زندگی در استانبول و در زیر چکمهٔ اشغالگران برایش غیرقابل تحمل شدهبود، به آناتولی سفر کرد. وی در راه این سفر که اولین بار با زندگی نکبتبار زنان و کودکان گرسنه و برهنه و بیمار وطن خود آشنا شد. از آن پس، همهٔ اشعارش از زندگی این مردم الهام گرفت.
یکی از ریشههای مردمی شعر «حکمت» ترانههایی بود که «عاشیق»های ترک می خواندند، این عاشیقها که بخشی از فرهنگ فولکلور ترکیه محسوب میشوند تأثیر بسزایی در شعر «حکمت» داشتند.
ناظم حکمت در آناتولی خواست در جنگ استقلال شرکت کند ولی پذیرفته نشد و از نیروی دریایی به خاطر افکار کمونیستیاش اخراج شد. سرانجام به عنوان معلم به یکی از روستاهای آناتولی فرستاده شد.
معلّمی در آنجا او را بیشتر به مردم فقیر نزدیک کرد چنانکه محبوبیتش در میان مردم زنگ خطری برای خانها و قدرتمندان محلی محسوب میشد و آنان تصمیم به قتل او گرفتند و او به روسیّه فرار کرد.
در سال ۱۹۲۵ که دیگر جنگ پایان یافته بود و مصطفی کمال رئیسجمهور ترکیه بود، به وطن بازگشت و به انتشار اشعارش در مجله پرداخت. ولی بعد از چندی تحت تعقیب قرار گرفت و ناگزیر زندگی مخفی اختیار کرد. سپس غیاباً به پانزده سال حبس محکوم شد. ناظم دوباره به مسکو پناه برد. دو سال بعد پس از تصویب قانون عفو عمومی به ترکیه آمد. اما بهمحض ورود خاک وطن، دستگیر شد. این اقدام دولت ترکیه با انتقادهای شدید از داخل و خارج مواجه شد و سرانجام دولت مجبور شد او را آزاد کند.
از این به بعد بارها او را به دلایل مختلف دستگیر کردند و بارها به زندانهای طولانی محکوم شد که روزگار سختی را می گذراند.
از سال ۱۹۴۶ به بعد، اشعار او با وسایل مختلف از زندان خارج میشد و در مطبوعات فرانسه به چاپ میرسید و در دنیا هیجان زیادی برانگیخته بود و آزادیخواهان و روشنفکران مبارز جهان به اعتراض برخاستند و در پاریس کمیته نجات ناظم حکمت تشکیل یافت و چهرههای سرشناسی چون برتراند راسل، ژان پل سارتر، پابلو پیکاسو، برتولت برشت، لویی آراگون، و پابلو نرودا، اعتراضات شدیدی به دولت ترکیه ابراز کردند و آزادی وی را خواستار شدند. سرانجام پس از سالها از زندان آزاد شد.
اما میدانست که او را این گونه راحت نخواهند گذاشت.
وی بار دیگر مجبور به ترک وطن شد و به بلغارستان گریخت و از آنجا به روسیه رفت و ۱۳ سال باقیمانده از عمر خود را در غربت سپری کرد. او در روسیه با ورا ولادیمیرونا تولیاکووا ازدواج کرد. ورا دو، سه هفته بعد از مرگ ناظم، در خفا، شروع به نوشتن گفتگوهای خود با ناظم کرد. بعدها همهٔ نوشتههایش به یک کتاب هزار صفحهای تبدیل شد. عزیز نسین برای عنوان کتاب «گفتگویی با ناظم پس از مرگ ناظم» را پیشنهاد کرد. اما این کتاب ۲۲ سال اجازهٔ چاپ نیافت.
سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادی سرزمین ترکیه در ۶۱ سالگی درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری به ترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی ( کنسرواتوار تهران ) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چند سال پس از انقلاب ایران، برای همیشه به ترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول به خاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان (جبار عسکرزاده) بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری (سوپرانو) و اِولین باغچهبان (متسوسوپرانو) هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، به کوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش :
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک (در سه بخش)
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر (برای آواز و پیانو)
«تو بیو» بر پایه ترانه محلی بختیاری (برای آواز گروهی)
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» (برای ارکستر زهی)
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری به ترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی ( کنسرواتوار تهران ) استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چند سال پس از انقلاب ایران، برای همیشه به ترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول به خاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان (جبار عسکرزاده) بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» (برای ارکستر سمفونیک) است که در سال ۱۳۳۲ به پایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا (فرح) به رهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری (سوپرانو) و اِولین باغچهبان (متسوسوپرانو) هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، به کوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش :
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک (در سه بخش)
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر (برای آواز و پیانو)
«تو بیو» بر پایه ترانه محلی بختیاری (برای آواز گروهی)
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» (برای ارکستر زهی)
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌀۱۸۸۵ م- لویی پاستور، زیستشناس فرانسوی واکسن هاری خود را با موفقیت بر روی جوزف مِیستر، پسر بچه ۹ ساله ای که در اثر گازگرفتگی توسط یک سگ هار مبتلا به این بیماری شده بود، آزمایش کرد.
🌀۱۹۳۹ م- آخرین مرکز تجاری یهودیان در آلمان نازی بسته شد.
🌀۱۹۴۷ م- تولید انبوه سلاح کلاشنیکف که به نام طراح آن سرگرد میخائیل کلاشنیکوف نامیده میشود (در ایران اشتباهاً کلاشینکوف)، در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی آغاز شد.
🌀۱۹۶۴ م- مالاوی که از سال ۱۸۸۹ با نام نیاسالند رسماً تحت سلطه استعمارگران بود، از بریتانیا اعلان استقلال کرد.
🌀۱۹۶۶ م- با به ریاست جمهوری رسیدن هستینگز باندا مالاوی به جمهوری بدل شد.
🌀۱۹۶۷ م- مجمعالجزایر قمر ۲۸۰ سال پس از ورود اولین اروپاییها به آن استقلال خود از فرانسه را به دست آورد.
🌀۱۹۸۸ م- یک انفجار و در پی آن آتش گرفتن نفت و گاز، سکوی پایپر آلفا را منهدم کرده و باعث کشته شدن ۱۶۷ نفر شد که در این حادثه تنها ۶۱ نفر جان سالم به در بردند. ین فاجعه، از نظر تعداد کشتهها و خسارت صنعتی، بزرگترین حادثه نفتی در دریا در طول تاریخ نام گرفت.
🌀۱۹۹۵ م- در جریان جنگ بوسنی نیرویهای صرب تحت فرماندهی راتکو ملادیچ یورش خود را به شهر سربرنیتسا آغاز کردند که به کشته شدن ۸ هزار بوسنیایی مسلمان منجر شد. پطرس غالی، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد این حادثه را بزرگترین جنایت در خاک اروپا پس از جنگ دوم جهانی خواند.
🌀۲۰۱۶ م- گزارش چیلکات پس از ۷ سال منتشر شد و بالاخره مشخص گردید که جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس اطلاعات ناکافی بوده و ورود بریتانیا به آن لزومی نداشتهاست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۰خ- منوچهر احترامی
(درگذشته ۲۳ بهمن ۱۳۷۸)
نویسنده و طنزپرداز
🍀۱۲۶۵م-دانته آلیگیری(ایتالیایی تبار)
شاعر، فیلسوف، محقق و نویسنده کتاب کمدی الهی، ضیافت و ...
🍀۱۸۲۰ م- زادروز قوند آلیشان کشیش (شاعرو مورخ ارمنستانی
🍀۱۸۳۲ م- زادروز فردیناند ماکسیمیلیان یوزف آرشیدوک اتریش و امپراتور مکزیک
🍀۱۹۰۳م-اکسل تئورل پزشک و بیو شیمیست سوئدی که به خاطر کشف چند آنزیم تازه در سال ۱۹۵۵ جایزه نوبل گرفت از اکتشافات علمی دیگر او اکسیده شدن آنزیمها و تاتیر الکل بر آنهاست.
🍀۱۹۰۷ م- فریدا کالو، بانوی نقاش مکزیکی مکزیکوسیتی مکزیک
🍀۱۹۳۵ م- زادروز دالایی لامای چهاردهم برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۸۹
🍀۱۹۴۰ م- زادروز نورسلطان نظربایف رئیسجمهور قزاقستان از زمان فروپاشی شوروی
🍀۱۹۴۶ م- زادروز جرج دبلیو بوش چهل و سومین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍀۱۹۴۶ م- زادروز سیلوستر استالونه بازیگر کارگردان و نویسنده آمریکایی
🍀۱۹۷۵ م- زادروز ۵۰ سنت رپر و بازیگر آمریکایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۵خ- استاد "سيدرضا حسينی" ملقب به "سعدی زمان".
🍂۱۳۹۱ خ- فخری گلستان سفالگر ایرانی (زاده ۱۳۰۴
🍂۱۱۸۹ م- درگذشت هنری دوم انگلستان
🍂۱۵۳۵ م- درگذشت تامس مور حقوقدان، نویسنده فیلسوف اجتماعی، سیاستمدار انگلیسی
🍂۱۸۵۴ م- درگذشت گئورگ زیمون اهم فیزیکدان آلمانی
🍂۱۸۹۳ م- درگذشت گی دو موپاسان نویسنده فرانسوی
🍂۱۹۶۲ م- درگذشت ویلیام فاکنر ، رماننویس آمریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات
🍂۱۹۷۱ م- درگذشت لویی آرمسترانگ موسیقی دان ونوازنده آمریکایی
🍂۱۹۹۵م-عزیز نسین، نویسندهٔ اهل ترکیه (آلاچاتی، استان ازمیر، ترکیه)
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌀۱۹۳۹ م- آخرین مرکز تجاری یهودیان در آلمان نازی بسته شد.
🌀۱۹۴۷ م- تولید انبوه سلاح کلاشنیکف که به نام طراح آن سرگرد میخائیل کلاشنیکوف نامیده میشود (در ایران اشتباهاً کلاشینکوف)، در اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی آغاز شد.
🌀۱۹۶۴ م- مالاوی که از سال ۱۸۸۹ با نام نیاسالند رسماً تحت سلطه استعمارگران بود، از بریتانیا اعلان استقلال کرد.
🌀۱۹۶۶ م- با به ریاست جمهوری رسیدن هستینگز باندا مالاوی به جمهوری بدل شد.
🌀۱۹۶۷ م- مجمعالجزایر قمر ۲۸۰ سال پس از ورود اولین اروپاییها به آن استقلال خود از فرانسه را به دست آورد.
🌀۱۹۸۸ م- یک انفجار و در پی آن آتش گرفتن نفت و گاز، سکوی پایپر آلفا را منهدم کرده و باعث کشته شدن ۱۶۷ نفر شد که در این حادثه تنها ۶۱ نفر جان سالم به در بردند. ین فاجعه، از نظر تعداد کشتهها و خسارت صنعتی، بزرگترین حادثه نفتی در دریا در طول تاریخ نام گرفت.
🌀۱۹۹۵ م- در جریان جنگ بوسنی نیرویهای صرب تحت فرماندهی راتکو ملادیچ یورش خود را به شهر سربرنیتسا آغاز کردند که به کشته شدن ۸ هزار بوسنیایی مسلمان منجر شد. پطرس غالی، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد این حادثه را بزرگترین جنایت در خاک اروپا پس از جنگ دوم جهانی خواند.
🌀۲۰۱۶ م- گزارش چیلکات پس از ۷ سال منتشر شد و بالاخره مشخص گردید که جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ بر اساس اطلاعات ناکافی بوده و ورود بریتانیا به آن لزومی نداشتهاست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۲۰خ- منوچهر احترامی
(درگذشته ۲۳ بهمن ۱۳۷۸)
نویسنده و طنزپرداز
🍀۱۲۶۵م-دانته آلیگیری(ایتالیایی تبار)
شاعر، فیلسوف، محقق و نویسنده کتاب کمدی الهی، ضیافت و ...
🍀۱۸۲۰ م- زادروز قوند آلیشان کشیش (شاعرو مورخ ارمنستانی
🍀۱۸۳۲ م- زادروز فردیناند ماکسیمیلیان یوزف آرشیدوک اتریش و امپراتور مکزیک
🍀۱۹۰۳م-اکسل تئورل پزشک و بیو شیمیست سوئدی که به خاطر کشف چند آنزیم تازه در سال ۱۹۵۵ جایزه نوبل گرفت از اکتشافات علمی دیگر او اکسیده شدن آنزیمها و تاتیر الکل بر آنهاست.
🍀۱۹۰۷ م- فریدا کالو، بانوی نقاش مکزیکی مکزیکوسیتی مکزیک
🍀۱۹۳۵ م- زادروز دالایی لامای چهاردهم برنده جایزه صلح نوبل سال ۱۹۸۹
🍀۱۹۴۰ م- زادروز نورسلطان نظربایف رئیسجمهور قزاقستان از زمان فروپاشی شوروی
🍀۱۹۴۶ م- زادروز جرج دبلیو بوش چهل و سومین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا
🍀۱۹۴۶ م- زادروز سیلوستر استالونه بازیگر کارگردان و نویسنده آمریکایی
🍀۱۹۷۵ م- زادروز ۵۰ سنت رپر و بازیگر آمریکایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۵خ- استاد "سيدرضا حسينی" ملقب به "سعدی زمان".
🍂۱۳۹۱ خ- فخری گلستان سفالگر ایرانی (زاده ۱۳۰۴
🍂۱۱۸۹ م- درگذشت هنری دوم انگلستان
🍂۱۵۳۵ م- درگذشت تامس مور حقوقدان، نویسنده فیلسوف اجتماعی، سیاستمدار انگلیسی
🍂۱۸۵۴ م- درگذشت گئورگ زیمون اهم فیزیکدان آلمانی
🍂۱۸۹۳ م- درگذشت گی دو موپاسان نویسنده فرانسوی
🍂۱۹۶۲ م- درگذشت ویلیام فاکنر ، رماننویس آمریکایی و برندهٔ جایزه نوبل ادبیات
🍂۱۹۷۱ م- درگذشت لویی آرمسترانگ موسیقی دان ونوازنده آمریکایی
🍂۱۹۹۵م-عزیز نسین، نویسندهٔ اهل ترکیه (آلاچاتی، استان ازمیر، ترکیه)
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ امرداد سالروز درگذشت #محمد_پور_ثانی
( زاده ۲۳ خرداد ۱۳۱۷ تهران -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۹۲ ) طنزپرداز
محمد پورثانی با اسامی مستعار پرشماری مانند بچهلواسان، پدر سهبچه، پورپشنگ، پورپورخان، داییسبیل، دکترم. پ فضولباشی، گلگاوزبان، گلمریم، م پ تلفنچی، م ترحلوا، م قدیمی، م نکتهسنج، محمدپرانتز، ممدآقا، ممدپرانتز خودکارآبی و...)، طنزنویسی دوربینبه دست، پرتلاش، مستعد و سرشناس برای جراید بود. بهقول مسعود کیمیاگر، «پورثانی با تکیهکلام معروفش «خداوکیلی»، بامرام، صریح و کمادعا بود».
طی دوران تحصیل در دبیرستانهای فروغی و ناصرخسرو، روزنامهدیواری دستنویس تهیه میکرد. فوقدیپلم کتابداری از دانشگاه تهران داشت. بین سالهای ١٣٥٩-١٣٣٩، کارمند روابطعمومی بانک سپه بود. از او دو دختر و یک پسر به یادگار است.
کار مطبوعاتی خود را از مجله توفیق و از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد، اگرچه تا ۱۳۳۸ از توفیق پولی دریافت نمیکرد و از این تاریخ با کمک عباس توفیق و محمدتقی اسماعیلی داستانهای گروهی را شروع کردند و پورثانی نویسنده رسمی و مواجب بگیر توفیق شد. هرچند این همکاری تا ۱۳۴۲ بیشتر ادامه نداشت و وی به دلایل اختلافات حقوقی از توفیق بیرون آمد و به مجله ترقی پیوست. آنجا با امضای «پورپورخان» و نام مستعار «فضولباشی» ستون «هردمبیل» را مینوشت. همچنین مقالاتی را برای روزنامه آفتاب شرق مشهد مینوشت.
پورثانی جز شعر طنز، تمام قالبهای نوشتاری را در شوخطبعی تجربه کرده است. داستان، مقاله، نثر کوتاه، لطیفه، مصاحبههای فانتزی، بیوگرافینویسی، ... و البته نمایشنامه رادیویی؛ دقیقا یک همهچیزنویس مطبوعاتی بود، اما آنچه وجه غالب شخصیت کاری او را میسازد داستانهای کوتاه طنز با نثر مطبوعاتی اوست که از منظر همزمانی و موضوعی، نیمنگاهی به داستانهای عزیز نسین و خسرو شاهانی دارد. منوچهر احترامی مینویسد: «من در عمر دراز روزنامهنگاریام، آدمهای بسیاری را دیدهام که مثل ماه منیر در آسمان مطبوعات درخشیدهاند و پیرامون خویش را نورباران کردهاند اما ناگهان چون ماه در محاق رفتهاند یا فراموش شدهاند. پورثانی اما هیچگاه در محاق نرفت و خاموش نشد. پورثانی همیشه عاشقانه طنز نوشت. فعالیتهای خستگیناپذیرش در برنامههای «شما و رادیو»، «صبح جمعه با شما» و «رادیو تعطیلی»، او را یک عاشق صادق طنز، یک فرهاد کوهکن معرفی میکند. اگر ما اوتاد را کسانی بدانیم که خصلتهای بشری را پاسداری میکنند و از نسلی به نسلی انتقال میدهند، بیشک باید پورثانی را یکی از اوتاد بدانیم.»
و سرانجام یکی از پرکارترین طنزنویسان معاصر ایران، در ۷۵ سالگی دارفانی را وداع گفت و همانگونه که خود میخواست به عنوان یک طنزنویس درگذشت. میگفت: «از یک طنزپرداز، فقط به طنز باید یاد کرد، حتی در مرگش! طنزنویس تا زنده است شاغل است. من، وقتی نمینویسم، زنده نیستم!»
اگرچه او در مجله های «تهران مصور»، «امید ایران»، «روشنفکر»، «اطلاعات هفتگی»، «جوانان»، «تاج ورزشی» و … کار کرد در آنها داستان، لطیفه، مقاله، مطلب کوتاه و حتی نمایشنامه رادیویی نوشت و کاریکاتور کشید، اما طولانیترین و پربارترین دوره کاری وی را میتوان دورهی کاری او در مجله کاریکاتور دانست که بیشتر داستانهای کوتاهش را در آن چاپ کرد و
پس از انقلاب بیشتر داستانهای کوتاهش را با نام «چل تیکه» توسط انتشارات گل آقا منتشر کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ امرداد سالروز درگذشت #محمد_پور_ثانی
( زاده ۲۳ خرداد ۱۳۱۷ تهران -- درگذشته ۳ امرداد ۱۳۹۲ ) طنزپرداز
محمد پورثانی با اسامی مستعار پرشماری مانند بچهلواسان، پدر سهبچه، پورپشنگ، پورپورخان، داییسبیل، دکترم. پ فضولباشی، گلگاوزبان، گلمریم، م پ تلفنچی، م ترحلوا، م قدیمی، م نکتهسنج، محمدپرانتز، ممدآقا، ممدپرانتز خودکارآبی و...)، طنزنویسی دوربینبه دست، پرتلاش، مستعد و سرشناس برای جراید بود. بهقول مسعود کیمیاگر، «پورثانی با تکیهکلام معروفش «خداوکیلی»، بامرام، صریح و کمادعا بود».
طی دوران تحصیل در دبیرستانهای فروغی و ناصرخسرو، روزنامهدیواری دستنویس تهیه میکرد. فوقدیپلم کتابداری از دانشگاه تهران داشت. بین سالهای ١٣٥٩-١٣٣٩، کارمند روابطعمومی بانک سپه بود. از او دو دختر و یک پسر به یادگار است.
کار مطبوعاتی خود را از مجله توفیق و از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد، اگرچه تا ۱۳۳۸ از توفیق پولی دریافت نمیکرد و از این تاریخ با کمک عباس توفیق و محمدتقی اسماعیلی داستانهای گروهی را شروع کردند و پورثانی نویسنده رسمی و مواجب بگیر توفیق شد. هرچند این همکاری تا ۱۳۴۲ بیشتر ادامه نداشت و وی به دلایل اختلافات حقوقی از توفیق بیرون آمد و به مجله ترقی پیوست. آنجا با امضای «پورپورخان» و نام مستعار «فضولباشی» ستون «هردمبیل» را مینوشت. همچنین مقالاتی را برای روزنامه آفتاب شرق مشهد مینوشت.
پورثانی جز شعر طنز، تمام قالبهای نوشتاری را در شوخطبعی تجربه کرده است. داستان، مقاله، نثر کوتاه، لطیفه، مصاحبههای فانتزی، بیوگرافینویسی، ... و البته نمایشنامه رادیویی؛ دقیقا یک همهچیزنویس مطبوعاتی بود، اما آنچه وجه غالب شخصیت کاری او را میسازد داستانهای کوتاه طنز با نثر مطبوعاتی اوست که از منظر همزمانی و موضوعی، نیمنگاهی به داستانهای عزیز نسین و خسرو شاهانی دارد. منوچهر احترامی مینویسد: «من در عمر دراز روزنامهنگاریام، آدمهای بسیاری را دیدهام که مثل ماه منیر در آسمان مطبوعات درخشیدهاند و پیرامون خویش را نورباران کردهاند اما ناگهان چون ماه در محاق رفتهاند یا فراموش شدهاند. پورثانی اما هیچگاه در محاق نرفت و خاموش نشد. پورثانی همیشه عاشقانه طنز نوشت. فعالیتهای خستگیناپذیرش در برنامههای «شما و رادیو»، «صبح جمعه با شما» و «رادیو تعطیلی»، او را یک عاشق صادق طنز، یک فرهاد کوهکن معرفی میکند. اگر ما اوتاد را کسانی بدانیم که خصلتهای بشری را پاسداری میکنند و از نسلی به نسلی انتقال میدهند، بیشک باید پورثانی را یکی از اوتاد بدانیم.»
و سرانجام یکی از پرکارترین طنزنویسان معاصر ایران، در ۷۵ سالگی دارفانی را وداع گفت و همانگونه که خود میخواست به عنوان یک طنزنویس درگذشت. میگفت: «از یک طنزپرداز، فقط به طنز باید یاد کرد، حتی در مرگش! طنزنویس تا زنده است شاغل است. من، وقتی نمینویسم، زنده نیستم!»
اگرچه او در مجله های «تهران مصور»، «امید ایران»، «روشنفکر»، «اطلاعات هفتگی»، «جوانان»، «تاج ورزشی» و … کار کرد در آنها داستان، لطیفه، مقاله، مطلب کوتاه و حتی نمایشنامه رادیویی نوشت و کاریکاتور کشید، اما طولانیترین و پربارترین دوره کاری وی را میتوان دورهی کاری او در مجله کاریکاتور دانست که بیشتر داستانهای کوتاهش را در آن چاپ کرد و
پس از انقلاب بیشتر داستانهای کوتاهش را با نام «چل تیکه» توسط انتشارات گل آقا منتشر کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#شعر-جهان
"در نبودِ تو"
دیگر تنها نیستم مثل همیشه
در این شب، در خاورِ دور
با نبودنت هستم
بیست و پنج هزار کیلومتر میانِ ما
تو در زمستان و من در بهار
تو در نیمهای از دنیا و من در نیمهی دیگر
اما دستانم رها نمیکنند نبودنت را
حالا بیشتر در قلبمی
هزار بار بیشتر از هنگامِ بودنت
آن برهنگیِ برندهی شعلهگون
و دستانت که از اسرار سخن میگوید
تمنایی ندارم برای نامه نوشتن
حالا که عشق میورزیم
از بیست و پنج هزار کیلومتر.
عزیز نسین | شاعر ترکیهای
برگردان: مژگان دولتآبادی
#عزیز_نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
"در نبودِ تو"
دیگر تنها نیستم مثل همیشه
در این شب، در خاورِ دور
با نبودنت هستم
بیست و پنج هزار کیلومتر میانِ ما
تو در زمستان و من در بهار
تو در نیمهای از دنیا و من در نیمهی دیگر
اما دستانم رها نمیکنند نبودنت را
حالا بیشتر در قلبمی
هزار بار بیشتر از هنگامِ بودنت
آن برهنگیِ برندهی شعلهگون
و دستانت که از اسرار سخن میگوید
تمنایی ندارم برای نامه نوشتن
حالا که عشق میورزیم
از بیست و پنج هزار کیلومتر.
عزیز نسین | شاعر ترکیهای
برگردان: مژگان دولتآبادی
#عزیز_نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
تنها یار عزیزم، همسر دوستداشتنیام،
گمان میکنم، این نامه وقتی به دستت
برسد که من در صوفیا و یا وارنا هستم.
برای علی و احمد و آتش و خودم چند لباس خریدم. همینطور یک قایق پلاستیکی بادی خریدم.
برای تو هم یک پالتوی پوست و تعدادی صفحهی گرامافون و ضبط صوت خواهم خرید.
هزاران بار تو را میبوسم. امیدوارم حال
مادرت خوب باشد.
#عزیز.
از کتاب: نامههای عزیز نسین و همسرش مرال چلن
برگردان: داود وفایی
نشر: نگاه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
تنها یار عزیزم، همسر دوستداشتنیام،
گمان میکنم، این نامه وقتی به دستت
برسد که من در صوفیا و یا وارنا هستم.
برای علی و احمد و آتش و خودم چند لباس خریدم. همینطور یک قایق پلاستیکی بادی خریدم.
برای تو هم یک پالتوی پوست و تعدادی صفحهی گرامافون و ضبط صوت خواهم خرید.
هزاران بار تو را میبوسم. امیدوارم حال
مادرت خوب باشد.
#عزیز.
از کتاب: نامههای عزیز نسین و همسرش مرال چلن
برگردان: داود وفایی
نشر: نگاه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی "۱۵ ژانویه" زادروز #ناظم_حکمت
( زاده ۲۶ دی، ۱۵ ژانویه ۱۹۰۲ سالونیک -- درگذشته ۱۳ خرداد، ۳ ژوئن ۱۹۶۳ مسکو) از برجستهترین شاعران و نمایشنامهنویسان لهستانیتبارِ ترکیه
ناظم حکمت، در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد.
او که دارای تباری لهستانی-گرجی-فرانسوی بود، از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت و در ۱۹ سالگی سفری به روسیه داشت و از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را در ایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.
در سال ۱۹۲۰ مصطفی کمال پاشا، قوایی را تشکیل داد و در صدد نجات میهن از دست بیگانگان برآمد. در همین سال، ناظم نیز، که زندگی در استانبول و در زیر چکمه اشغالگران برایش غیرقابل تحمل شدهبود، به آناتولی سفر کرد و در راه این سفر با زندگی نکبتبار زنان و کودکان گرسنه و برهنه و بیمار وطن آشنا شد. از آن پس، همه اشعارش از زندگی این مردم الهام گرفت.
یکی از ریشههای مردمی شعر «حکمت» ترانههایی بود که «عاشیق»های ترک میخواندند.
او در آناتولی خواست در جنگ استقلال شرکت کند ولی پذیرفته نشد و از نیروی دریایی به خاطر افکار کمونیستیاش اخراج شد. سرانجام به عنوان معلم به یکی از روستاهای آناتولی فرستاده شد.
معلّمی در آنجا او را بیشتر به مردم فقیر نزدیک کرد، چنانکه محبوبیتش در میان مردم زنگ خطری برای قدرتمندان محلی محسوب میشد و آنان تصمیم به قتل او گرفتند و او به روسیّه گریخت.
وی در سال ۱۹۲۵ که دیگر جنگ پایان یافته بود و مصطفی کمال رییسجمهور ترکیه بود، به وطن بازگشت و به انتشار اشعارش در مجله پرداخت. ولی بعد از چندی تحت تعقیب قرار گرفت و ناگزیر زندگی مخفی اختیار کرد اما غیابی به ۱۵ سال حبس محکوم شد و ناظم دوباره به مسکو پناه برد. او دو سال بعد پس از تصویب قانون عفو عمومی به ترکیه آمد. اما بهمحض ورود خاک وطن، دستگیر شد. این اقدام دولت ترکیه با انتقادهای شدید از داخل و خارج مواجه شد و سرانجام دولت مجبور شد او را آزاد کند.
از این به بعد بارها او را به دلایل مختلف دستگیر کردند و بارها به زندانهای طولانی محکوم شد که روزگار سختی را میگذراند.
از سال ۱۹۴۶ به بعد، اشعار او با وسایل مختلف از زندان خارج میشد و در مطبوعات فرانسه به چاپ میرسید و در دنیا هیجان زیادی برانگیخته بود و آزادیخواهان و روشنفکران مبارز جهان به اعتراض برخاستند و در پاریس کمیته نجات ناظم حکمت تشکیل یافت و چهرههای سرشناسی چون برتراند راسل، ژان پل سارتر، پابلو پیکاسو، برتولت برشت، لویی آراگون، و پابلو نرودا، اعتراضات شدیدی به دولت ترکیه ابراز کردند و آزادی وی را خواستار شدند. سرانجام پس از سالها از زندان آزاد شد.
اما میدانست که او را این گونه راحت نخواهند گذاشت.
وی بار دیگر مجبور به ترک وطن شد و به بلغارستان گریخت و از آنجا به روسیه رفت و ۱۳ سال باقیمانده از عمر خود را در غربت سپری کرد. او در روسیه با ورا ولادیمیرونا تولیاکووا ازدواج کرد. ورا دو، سه هفته بعد از مرگ ناظم، در خفا، شروع به نوشتن گفتگوهای خود با ناظم کرد. بعدها همه نوشتههایش به یک کتاب هزار صفحهای تبدیل شد. عزیز نسین برای عنوان کتاب «گفتگویی با ناظم پس از مرگ ناظم» را پیشنهاد کرد. اما این کتاب ۲۲ سال اجازه چاپ نیافت.
سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادی سرزمین ترکیه در ۶۱ سالگی درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ دی "۱۵ ژانویه" زادروز #ناظم_حکمت
( زاده ۲۶ دی، ۱۵ ژانویه ۱۹۰۲ سالونیک -- درگذشته ۱۳ خرداد، ۳ ژوئن ۱۹۶۳ مسکو) از برجستهترین شاعران و نمایشنامهنویسان لهستانیتبارِ ترکیه
ناظم حکمت، در شهر سالونیکا دومین شهر بزرگ یونان امروزی که در آن زمان جزو امپراتوری عثمانی بود، به دنیا آمد.
او که دارای تباری لهستانی-گرجی-فرانسوی بود، از ۱۴ سالگی به سرودن شعر پرداخت و در ۱۹ سالگی سفری به روسیه داشت و از نزدیک با نسل جدید هنرمندان انقلابی آشنا شد و جسارتی بیشتر را در ایجاد تحول در شکل و محتوای شعر ترکیه یافت.
در سال ۱۹۲۰ مصطفی کمال پاشا، قوایی را تشکیل داد و در صدد نجات میهن از دست بیگانگان برآمد. در همین سال، ناظم نیز، که زندگی در استانبول و در زیر چکمه اشغالگران برایش غیرقابل تحمل شدهبود، به آناتولی سفر کرد و در راه این سفر با زندگی نکبتبار زنان و کودکان گرسنه و برهنه و بیمار وطن آشنا شد. از آن پس، همه اشعارش از زندگی این مردم الهام گرفت.
یکی از ریشههای مردمی شعر «حکمت» ترانههایی بود که «عاشیق»های ترک میخواندند.
او در آناتولی خواست در جنگ استقلال شرکت کند ولی پذیرفته نشد و از نیروی دریایی به خاطر افکار کمونیستیاش اخراج شد. سرانجام به عنوان معلم به یکی از روستاهای آناتولی فرستاده شد.
معلّمی در آنجا او را بیشتر به مردم فقیر نزدیک کرد، چنانکه محبوبیتش در میان مردم زنگ خطری برای قدرتمندان محلی محسوب میشد و آنان تصمیم به قتل او گرفتند و او به روسیّه گریخت.
وی در سال ۱۹۲۵ که دیگر جنگ پایان یافته بود و مصطفی کمال رییسجمهور ترکیه بود، به وطن بازگشت و به انتشار اشعارش در مجله پرداخت. ولی بعد از چندی تحت تعقیب قرار گرفت و ناگزیر زندگی مخفی اختیار کرد اما غیابی به ۱۵ سال حبس محکوم شد و ناظم دوباره به مسکو پناه برد. او دو سال بعد پس از تصویب قانون عفو عمومی به ترکیه آمد. اما بهمحض ورود خاک وطن، دستگیر شد. این اقدام دولت ترکیه با انتقادهای شدید از داخل و خارج مواجه شد و سرانجام دولت مجبور شد او را آزاد کند.
از این به بعد بارها او را به دلایل مختلف دستگیر کردند و بارها به زندانهای طولانی محکوم شد که روزگار سختی را میگذراند.
از سال ۱۹۴۶ به بعد، اشعار او با وسایل مختلف از زندان خارج میشد و در مطبوعات فرانسه به چاپ میرسید و در دنیا هیجان زیادی برانگیخته بود و آزادیخواهان و روشنفکران مبارز جهان به اعتراض برخاستند و در پاریس کمیته نجات ناظم حکمت تشکیل یافت و چهرههای سرشناسی چون برتراند راسل، ژان پل سارتر، پابلو پیکاسو، برتولت برشت، لویی آراگون، و پابلو نرودا، اعتراضات شدیدی به دولت ترکیه ابراز کردند و آزادی وی را خواستار شدند. سرانجام پس از سالها از زندان آزاد شد.
اما میدانست که او را این گونه راحت نخواهند گذاشت.
وی بار دیگر مجبور به ترک وطن شد و به بلغارستان گریخت و از آنجا به روسیه رفت و ۱۳ سال باقیمانده از عمر خود را در غربت سپری کرد. او در روسیه با ورا ولادیمیرونا تولیاکووا ازدواج کرد. ورا دو، سه هفته بعد از مرگ ناظم، در خفا، شروع به نوشتن گفتگوهای خود با ناظم کرد. بعدها همه نوشتههایش به یک کتاب هزار صفحهای تبدیل شد. عزیز نسین برای عنوان کتاب «گفتگویی با ناظم پس از مرگ ناظم» را پیشنهاد کرد. اما این کتاب ۲۲ سال اجازه چاپ نیافت.
سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادی سرزمین ترکیه در ۶۱ سالگی درگذشت و در گورستان نووودویچی به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_استاد_ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت، ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری بهترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی "کنسرواتوار تهران" استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چندسال پس از انقلاب ایران، برای همیشه بهترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول بهخاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان "جبار عسکرزاده" بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» "برای ارکستر سمفونیک" است که در سال ۱۳۳۲ بهپایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا "فرح" بهرهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری "سوپرانو" و اِولین باغچهبان "متسوسوپرانو" هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، بهکوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش:
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک "در سهبخش"
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر "برای آواز و پیانو"
«تو بیو» برپایه ترانه محلی بختیاری "برای آواز گروهی"
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» "برای ارکستر زهی"
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۹ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_استاد_ثمین_باغچهبان
( زاده سال ۱۳۰۴ تبریز -- درگذشته ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ) آهنگساز، شاعر، نویسنده و مترجم.
ثمین باغچهبان کودکی را در شیراز بود و از ۷ سالگی با خانوادهاش ساکن تهران شد و تحصیلاتش را در این شهر گذراند. وی علاقه به یادگیری پیانو داشت، ولی به علت نبود پیانو در خانه و از آنجا که مادرش ویلون داشت، مجبور به برگزیدن ویلون شد و در نهایت ساز ابوا را برگزید. او طی طرحی که رضاشاه با آتاترک برای اعزام دانشجو امضا شده بود به ترکیه رفت.
طی این طرح ۱۲۰ دانشجو در گروههای ۲۰ نفری بهترکیه اعزام شدند
وی در آنکارا با اِولین باغچهبان، خواننده و پیانیست اهل ترکیه آشنا شد و با او ازدواج کرد.
پس از پایان تحصیل در کنسرواتوار دولتی آنکارا، آنها به ایران آمدند و در هنرستان عالی موسیقی "کنسرواتوار تهران" استخدام شدند. ثمین آهنگسازی درس میداد و اِولین آواز و پیانو.
ثمین باغچهبان و خانوادهاش چندسال پس از انقلاب ایران، برای همیشه بهترکیه مهاجرت کردند و او در ۸۴ سالگی درگذشت و در گورستان ایرانیان استانبول بهخاک سپرده شد.
ثمین فرزند جبار باغچهبان "جبار عسکرزاده" بود و کتابی درباره پدرش در ایران منتشر کرده است که «چهرههایی از پدرم» نام دارد.
یکی از نخستین و مشهورترین آثار ثمین باغچهبان «سوییت سمفونیک بومیوار» "برای ارکستر سمفونیک" است که در سال ۱۳۳۲ بهپایان رسید و برای نخستین بار به رهبری فرشاد سنجری، رهبر میهمان ارکستر سمفونیک تهران به اجرا در آمد. این اثر در سه بخش و با الهام از چند ترانه محلی ایرانی آفریده شده است.
از دیگر آثار معروف باغچهبان، آلبوم «رنگین کمون» برای کودکان است که با همکاری ارکستر سمفونیک رادیو وین به رهبری توماس کریستین داوید، گروه همسرایان میترا "فرح" بهرهبری اِولین باغچهبان اجرا و ضبط شده است. تکخوانان این آلبوم، بهجت قصری "سوپرانو" و اِولین باغچهبان "متسوسوپرانو" هستند. بخش دوم این آلبوم، هشت سال پس از درگذشت ثمین باغچهبان، بهکوشش پسرش، کاوه با عنوان «چهارشنبه سوری» منتشر شد.
باغچهبان کتابهایی از عزیز نسین نویسنده طنزنویس ترک و یاشار کمال را نیز به فارسی ترجمه کردهاست.
گزیده آثارش:
سوییت سمفونیک «بومیوار» برای ارکستر سمفونیک "در سهبخش"
«رباعی» روی سرودههای باباطاهر "برای آواز و پیانو"
«تو بیو» برپایه ترانه محلی بختیاری "برای آواز گروهی"
مجموعه رنگین کمون برای تکخوانان، آواز گروهی و ارکستر
«شُلیل» و «ویرانه» "برای ارکستر زهی"
«چهارشنبه سوری»
ترجمه کتابهای یاشار کمال
ترجمه و معرفی عزیز نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شعر_جهان
آن زمانهایی که من نخواهم بود
ابری با تو خواهد بود
و سایهاش همیشه بالای سرت،
آن ابر منم؛
نخواهی شناخت...
نسیمی دامنت را به رقص درخواهد آورد
گیسوانت پریشان
یک دستت بر دامن
و دیگری بر موهایت
آن نسیم منم؛
نخواهی شناخت...
شبانگاهی در رختخوابت
به اینسو و آنسو خواهی پیچید
نه در خوابی و نه بیداری
آن خواب و خیال منم؛
نخواهی شناخت...
در تنهاییات،
با کسی که نیست سخن خواهی گفت
خواهی گفت،
آنچه را که تا حال بر زبان نیاوردهای
با گوشِ جان تو را خواهد شنید
آن که نیست، منم؛
نخواهی شناخت...
سوز و دردی بیهنگام را
حس خواهی کرد
بیآنکه بدانی از کجاست
قلبت در خاطرات به تپش خواهد افتاد
آن درد و سوز منم؛
نخواهی شناخت...
عزیز نسین | شاعر ترکیهای
برگردان: #فرانک_عزیزمان
olmadığım o zamanlarda
bir bulut seninle gölgesi üzerinde hep
o bulut benim
tanımayacaksın...
bir rüzgar eteğini savuracak
saçların darmadağın
bir elin eteğinde bir elin saçında
o rüzgar benim
tanımayacaksın...
gecenin bir zamanı yatağında
bir o yana bir bu yana
ne uykudasın ne uyanık
o rüya benim
tanımayacaksın...
yapayalnızken,konuşacaksın olmayan biriyle
anlatacaksın hiç anlatmadıklarını
dinleyecek seni can kulağıyla
o olmayan birisi benim
tanımayacaksın...
bir sızı duyacaksın olmadık zamanlarda
sızlayan yerini bilmeden
anılarda çarpacak yüreğin
o sızı benim
tanımayacaksın...
#aziz_nesin
#عزیز_نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#شعر_جهان
آن زمانهایی که من نخواهم بود
ابری با تو خواهد بود
و سایهاش همیشه بالای سرت،
آن ابر منم؛
نخواهی شناخت...
نسیمی دامنت را به رقص درخواهد آورد
گیسوانت پریشان
یک دستت بر دامن
و دیگری بر موهایت
آن نسیم منم؛
نخواهی شناخت...
شبانگاهی در رختخوابت
به اینسو و آنسو خواهی پیچید
نه در خوابی و نه بیداری
آن خواب و خیال منم؛
نخواهی شناخت...
در تنهاییات،
با کسی که نیست سخن خواهی گفت
خواهی گفت،
آنچه را که تا حال بر زبان نیاوردهای
با گوشِ جان تو را خواهد شنید
آن که نیست، منم؛
نخواهی شناخت...
سوز و دردی بیهنگام را
حس خواهی کرد
بیآنکه بدانی از کجاست
قلبت در خاطرات به تپش خواهد افتاد
آن درد و سوز منم؛
نخواهی شناخت...
عزیز نسین | شاعر ترکیهای
برگردان: #فرانک_عزیزمان
olmadığım o zamanlarda
bir bulut seninle gölgesi üzerinde hep
o bulut benim
tanımayacaksın...
bir rüzgar eteğini savuracak
saçların darmadağın
bir elin eteğinde bir elin saçında
o rüzgar benim
tanımayacaksın...
gecenin bir zamanı yatağında
bir o yana bir bu yana
ne uykudasın ne uyanık
o rüya benim
tanımayacaksın...
yapayalnızken,konuşacaksın olmayan biriyle
anlatacaksın hiç anlatmadıklarını
dinleyecek seni can kulağıyla
o olmayan birisi benim
tanımayacaksın...
bir sızı duyacaksın olmadık zamanlarda
sızlayan yerini bilmeden
anılarda çarpacak yüreğin
o sızı benim
tanımayacaksın...
#aziz_nesin
#عزیز_نسین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
یکی از مراجع مسلمان ترکیه فتوا داده بود که عزیز نسین را اگر کسی بکُشد ۲۵۰ هزار دلار پاداش برایش پرداخت میکنم.
📌عزیز نسین پیام فرستاده بود، ای نادان، شما آن ۲۵۰ هزار دلار را برای بچههای بیسرپرست خرج کن، من خودم خودکشی میکنم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
یکی از مراجع مسلمان ترکیه فتوا داده بود که عزیز نسین را اگر کسی بکُشد ۲۵۰ هزار دلار پاداش برایش پرداخت میکنم.
📌عزیز نسین پیام فرستاده بود، ای نادان، شما آن ۲۵۰ هزار دلار را برای بچههای بیسرپرست خرج کن، من خودم خودکشی میکنم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
به ماه چشم دوختم، با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی.
#_عزیز_نسین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
به ماه چشم دوختم، با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی.
#_عزیز_نسین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity