ایران بریفینگ
قسمت بیست ودوم / همان طور که دانستیم ، تا پیش از تشکیل وزارت اطلاعات چند نهاد موازی فعالیتهای اطلاعاتی را پیش میبردند از جمله دفتر #اطلاعات_نخست_وزیری ، واحد اطلاعات سپاه، تشکیلات کمیتهها، تشکیلات دادستانی و اطلاعات ارتش. حضور پراکنده واحدهای اطلاعاتی،…
قسمت بیست و سوم / دانستیم که در سال ۱۳۶۲، با تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس و شورای نگهبان، نزاع تاریخی میان #وزارت_اطلاعات و سپاه آغاز شد .
بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمانها و پرسنل دیگر واحدهای اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شود.
تا پیش از تشکیل وزارت، اطلاعات سپاه همه کاره اطلاعات کشور بود. بعد بنابر قانون قرار شد تمام امکانات و پرسنل به وزارت اطلاعات منتقل شود. اولین جایی که دعوا شکل گرفت ساختمان #ساواک در پاسداران بود که ستاد مرکزی سپاه بود.
از طرفی چون آن زمان سپاه ماموریتهای اطلاعاتی داخلی داشت، دستگاههای شنود و خودروهای مدل بالا و بیسیمهای دیجیتالی هم خریده بود. اما تمام این امکانات را از سپاه گرفتند و به وزارت دادند. یکباره سپاه خشک شد و این به شکل یک عقده تاریخی در بچههای سپاه ماند.
مشکل اصلی سپاه در این مقطع در واقع از دست دادن ماموریتهای محوله بود. به عبارت دیگر، کوتاه شدن دست سپاه از حضور و نفوذ در مهمترین عرصه قدرت یعنی اطلاعات.
سپاه به تجربه دریافته بود که اطلاعات یعنی قدرت، یعنی حضور در عرصه تاثیرگذاری بر وقایع. بنابراین حاضر نبودند به راحتی از آن بگذرند از طرف دیگر، داشتن وظیفه و ماموریت در این زمینه امکانات زیادی به سپاه میداد و از دست رفتن این امکانات هم خوشایند نبود. مجموع تمام این از دست رفتنها یعنی از دست رفتن ماموریت، وظایف، بودجه و امکانات موجب سرخوردگی و تشنج میشد و نه صرفا گرفتن تعدادی خودرو و یا بیسیم و ساختمان.
تنزل این درگیریها بین سپاه و وزارت به چند خودرو و بیسیم شاید اهمیت مسئله را کاهش دهد.
رقابتهای سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حدی رسید که شایعاتی مبنی بر خنثیسازی و خرابکاری در عملیاتهای خارجی دو طرف منتشر شده بود.
وزارت اطلاعات جاسازی بمب در ساک حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۵ را به پلیس عربستان لو میدهد.
منابع نزدیک به #آیت_الله_منتظری مسئولیت این بمبگذاری را به سپاه پاسداران منتسب میکردند.
سپاه پاسداران نیز عملیات وزارت اطلاعات را لو میدهد: ماجرای ربودن ابوالحسن مجتهدزاده از اعضای #سازمان_مجاهدین_خلق در سال ۱۳۶۷ از مشهورترین آنهاست؛سپاه پلیس ترکیه را با خبر کرد؛ ماموران ترکیه مجتهدزاده را از صندوق عقب خودروی یک دیپلمات جمهوری اسلامی و پیش از انتقال به ایران نجات دادند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمانها و پرسنل دیگر واحدهای اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شود.
تا پیش از تشکیل وزارت، اطلاعات سپاه همه کاره اطلاعات کشور بود. بعد بنابر قانون قرار شد تمام امکانات و پرسنل به وزارت اطلاعات منتقل شود. اولین جایی که دعوا شکل گرفت ساختمان #ساواک در پاسداران بود که ستاد مرکزی سپاه بود.
از طرفی چون آن زمان سپاه ماموریتهای اطلاعاتی داخلی داشت، دستگاههای شنود و خودروهای مدل بالا و بیسیمهای دیجیتالی هم خریده بود. اما تمام این امکانات را از سپاه گرفتند و به وزارت دادند. یکباره سپاه خشک شد و این به شکل یک عقده تاریخی در بچههای سپاه ماند.
مشکل اصلی سپاه در این مقطع در واقع از دست دادن ماموریتهای محوله بود. به عبارت دیگر، کوتاه شدن دست سپاه از حضور و نفوذ در مهمترین عرصه قدرت یعنی اطلاعات.
سپاه به تجربه دریافته بود که اطلاعات یعنی قدرت، یعنی حضور در عرصه تاثیرگذاری بر وقایع. بنابراین حاضر نبودند به راحتی از آن بگذرند از طرف دیگر، داشتن وظیفه و ماموریت در این زمینه امکانات زیادی به سپاه میداد و از دست رفتن این امکانات هم خوشایند نبود. مجموع تمام این از دست رفتنها یعنی از دست رفتن ماموریت، وظایف، بودجه و امکانات موجب سرخوردگی و تشنج میشد و نه صرفا گرفتن تعدادی خودرو و یا بیسیم و ساختمان.
تنزل این درگیریها بین سپاه و وزارت به چند خودرو و بیسیم شاید اهمیت مسئله را کاهش دهد.
رقابتهای سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حدی رسید که شایعاتی مبنی بر خنثیسازی و خرابکاری در عملیاتهای خارجی دو طرف منتشر شده بود.
وزارت اطلاعات جاسازی بمب در ساک حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۵ را به پلیس عربستان لو میدهد.
منابع نزدیک به #آیت_الله_منتظری مسئولیت این بمبگذاری را به سپاه پاسداران منتسب میکردند.
سپاه پاسداران نیز عملیات وزارت اطلاعات را لو میدهد: ماجرای ربودن ابوالحسن مجتهدزاده از اعضای #سازمان_مجاهدین_خلق در سال ۱۳۶۷ از مشهورترین آنهاست؛سپاه پلیس ترکیه را با خبر کرد؛ ماموران ترکیه مجتهدزاده را از صندوق عقب خودروی یک دیپلمات جمهوری اسلامی و پیش از انتقال به ایران نجات دادند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4
ایران بریفینگ
قسمت بیست و سوم / دانستیم که در سال ۱۳۶۲، با تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس و شورای نگهبان، نزاع تاریخی میان #وزارت_اطلاعات و سپاه آغاز شد . بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمانها و پرسنل دیگر واحدهای اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات…
قسمت بیست وچهار/ افول جایگاه وزارت اطلاعات از همان ابتدا آغاز شد ، وزارت اطلاعات دو دشمن عمده داشت #چپهای_اسلامی که در واقع موسسان اصلی آن بودند؛ آنها از همان ابتدا خمینی را در راس همه امور گذاشتند چون خمینی با آنها همراه بود، اما با نظم یافتن همه امور سال ۶۷ خمینی فوت کرد و قدرت به دست خامنهای از تبار راستها افتاد.
عامل دیگر افول وزارت اطلاعات هم سپاه پاسداران بود و هست، سپاه معتقد بود و هست که اصولا سیستم وزارتی کار اطلاعاتی باعث رخنه و نفوذ میشود، چرا که جایگزینیهای هر چهار سال یکبار را به صلاح نمیداند.
البته این درگیریها فقط به دهه ۶۰ و ۷۰ مربوط نمیشود و حتی در یکی دو سال اخیر نیز به حدی رسید که دستکم در چهار پرونده حساس امنیتی ابتکار عمل به سازمان اطلاعات سپاه واگذار شد و نظر صریح وزارت اطلاعات نقض شد.
موازیکاری امنیتی روندی بود که اگر چه از دهه ۶۰ آغاز شد اما از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی شدت گرفت. به مرور معاونت اطلاعات سپاه نقش پررنگتری پیدا کرد تا سر انجام در سال ۱۳۸۸، از نظر سازمانی به استقلال رسید و سازمان اطلاعات سپاه را تأسیس کرد.
این درگیری در سالهای اخیر شدت بیشتری هم به خود گرفت و حتی به رسانهها نیز کشیده شد. از جمله پس از بازداشت #فعالان_محیط_زیست موسسه میراث حیات وحش پارسیان و همچنین دستگیری #عبدالرسول_دری_اصفهانی عضو تیم مذاکرات هستهای.
وزارت اطلاعات بر خلاف نظر اطلاعات سپاه، به صراحت اعلام کرد که این افراد جاسوس نیستند،سپاه اما نظر دیگری داشت و حتی کار درگیری این دو به ساخت فیلم و سریال هم کشیده شد، سپاه #گاندو ساخت و وزارت اطلاعات فیلمهایی همچون «محرمانه تهران»، «پایان نامه»، «سریال پازل»و «روباه» در تمامی این فیلم و سریالها یکدیگر طرف مقابل را کاهل ،بی لیاقت و یا حتی خائن معرفی میکردند.
در پرونده متهمان به ترور جاسوسان هستهای نیز مازیار ابراهیمی که با دریافت وجه قابل اعتنایی به عنوان «دیه و خسارت» از زندان توسط وزارت اطلاعات آزاد شده بود و حتی به او پاسپورت هم دادند فاش کرد که چطور اختلاف سپاه پاسداران و #وزارت_اطلاعات در نهایت به نفع پرونده او تمام شد.
به گفته #مازیار_ابراهیمی، مامور اطلاعات سپاه پس از بازجویی از او متوجه میشوند که او در حقیقت زیر فشار و شکنجه مجبور به اعتراف شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
عامل دیگر افول وزارت اطلاعات هم سپاه پاسداران بود و هست، سپاه معتقد بود و هست که اصولا سیستم وزارتی کار اطلاعاتی باعث رخنه و نفوذ میشود، چرا که جایگزینیهای هر چهار سال یکبار را به صلاح نمیداند.
البته این درگیریها فقط به دهه ۶۰ و ۷۰ مربوط نمیشود و حتی در یکی دو سال اخیر نیز به حدی رسید که دستکم در چهار پرونده حساس امنیتی ابتکار عمل به سازمان اطلاعات سپاه واگذار شد و نظر صریح وزارت اطلاعات نقض شد.
موازیکاری امنیتی روندی بود که اگر چه از دهه ۶۰ آغاز شد اما از دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی شدت گرفت. به مرور معاونت اطلاعات سپاه نقش پررنگتری پیدا کرد تا سر انجام در سال ۱۳۸۸، از نظر سازمانی به استقلال رسید و سازمان اطلاعات سپاه را تأسیس کرد.
این درگیری در سالهای اخیر شدت بیشتری هم به خود گرفت و حتی به رسانهها نیز کشیده شد. از جمله پس از بازداشت #فعالان_محیط_زیست موسسه میراث حیات وحش پارسیان و همچنین دستگیری #عبدالرسول_دری_اصفهانی عضو تیم مذاکرات هستهای.
وزارت اطلاعات بر خلاف نظر اطلاعات سپاه، به صراحت اعلام کرد که این افراد جاسوس نیستند،سپاه اما نظر دیگری داشت و حتی کار درگیری این دو به ساخت فیلم و سریال هم کشیده شد، سپاه #گاندو ساخت و وزارت اطلاعات فیلمهایی همچون «محرمانه تهران»، «پایان نامه»، «سریال پازل»و «روباه» در تمامی این فیلم و سریالها یکدیگر طرف مقابل را کاهل ،بی لیاقت و یا حتی خائن معرفی میکردند.
در پرونده متهمان به ترور جاسوسان هستهای نیز مازیار ابراهیمی که با دریافت وجه قابل اعتنایی به عنوان «دیه و خسارت» از زندان توسط وزارت اطلاعات آزاد شده بود و حتی به او پاسپورت هم دادند فاش کرد که چطور اختلاف سپاه پاسداران و #وزارت_اطلاعات در نهایت به نفع پرونده او تمام شد.
به گفته #مازیار_ابراهیمی، مامور اطلاعات سپاه پس از بازجویی از او متوجه میشوند که او در حقیقت زیر فشار و شکنجه مجبور به اعتراف شده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍2🤬2
ایران بریفینگ
قسمت بیست وچهار/ افول جایگاه وزارت اطلاعات از همان ابتدا آغاز شد ، وزارت اطلاعات دو دشمن عمده داشت #چپهای_اسلامی که در واقع موسسان اصلی آن بودند؛ آنها از همان ابتدا خمینی را در راس همه امور گذاشتند چون خمینی با آنها همراه بود، اما با نظم یافتن همه امور سال…
قسمت بیست و پنجم / در آن سالها نهادهای متفاوت امنیتی نه تنها همچون ابزار یک جریان سیاسی به شمار میآمدند، بلکه گاهی با یکدیگر رقابت نیز میکردند.
در یکی از مشهورترین موارد اطلاعات کمیته که در مسائل داخلی متمرکز بود، پس از #انفجار_نخست_وزیری و کشتهشدن #محمد_علی_رجایی شماری از کارکنان دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری را، که گمان میرفت #مسعود_کشمیری با آنها همکاری داشته است بازداشت کرد و به سپاه پاسداران هم اطلاعاتی داد که افرادی همچون #بهزاد_نبوی ، #محسن_سازگارا و #خسرو_تهرانی را بازداشت کنند چون مدعی بود در کمیته این قدرت وجود ندارد.
همین موضوع در مورد سپاه پاسداران نیز تکرار شد که دست کم در اولین سالهای پس از انقلاب بیش از ارتش مورد اعتماد آیت الله خمینی و بیت او بود. این نیرو نیز به سرعت واحد اطلاعات ویژه خود را راه انداخت و از قضا در جریان دستگیری عوامل کودتای نوژه ابتکار عمل را در دست گرفت و در رأس کمیتهای قرار گرفت که کمیته بهارستان و کمیته ستاد مشترک ارتش در آن قرار داشت.
ابوالقاسم مصباحی، از اعضای وزارت اطلاعات که در سال ۱۳۷۵ از ایران فرار کرد و به عنوان شاهد و منبع مطلع در دادگاه رسیدگی به ترور رهبران حزب دموکرات کردستان (میکونوس) شهادت داد، درباره موازیکاریهای امنیتی در آن سالها میگوید: «مثلاً برای قتل پسر خواهر دو قلوی شاه در پاریس، تعقیب بنی صدر و رجوی پنج تیم مستقل از یکدیگر در عملیات شرکت داشتند و برای برنامه قتل هادی خرسندی در تابستان ۱۹۸۵ نیز در لندن دو تیم مختلف شرکت داشتند»
در حقیقت قرار بود تأسیس وزارت اطلاعات در مرداد ۱۳۶۳ پایانی باشد بر همین پراکندگی و موازیکاری چند نهاد اطلاعاتی-امنیتی.
هر چند ادغام نیروهای امنیتی به قیمت آن تمام شد که تمام رقابتها و درگیریهای بیرونی برای سالها در درون وزارت اطلاعات کشیده و برای سالها ادامه یابد اما کشمکشهای داخلی در وزارت اطلاعات در ۳۹ سالی که از عمر این نهاد میگذرد به افشای اسناد محرمانه و همین طور چند موج تصفیه انجامیده است.
موسسان #وزارت_اطلاعات قبای وزارت را برای خودشان دوخته بودند، در واقع #سعید_حجاریان هنگامی که اساسنامه وزارت را مینوشت تنها فقط مانده بود که در بخش شرائط وزیر بنویسد که «نامش هم محمد_محمدی_ری_شهری باشد» #چپهای_اسلامی در واقع سنگ بنایی را گذاشتند که جمهوری اسلامی تا ابد محتاج تفکر آنها بماند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در یکی از مشهورترین موارد اطلاعات کمیته که در مسائل داخلی متمرکز بود، پس از #انفجار_نخست_وزیری و کشتهشدن #محمد_علی_رجایی شماری از کارکنان دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری را، که گمان میرفت #مسعود_کشمیری با آنها همکاری داشته است بازداشت کرد و به سپاه پاسداران هم اطلاعاتی داد که افرادی همچون #بهزاد_نبوی ، #محسن_سازگارا و #خسرو_تهرانی را بازداشت کنند چون مدعی بود در کمیته این قدرت وجود ندارد.
همین موضوع در مورد سپاه پاسداران نیز تکرار شد که دست کم در اولین سالهای پس از انقلاب بیش از ارتش مورد اعتماد آیت الله خمینی و بیت او بود. این نیرو نیز به سرعت واحد اطلاعات ویژه خود را راه انداخت و از قضا در جریان دستگیری عوامل کودتای نوژه ابتکار عمل را در دست گرفت و در رأس کمیتهای قرار گرفت که کمیته بهارستان و کمیته ستاد مشترک ارتش در آن قرار داشت.
ابوالقاسم مصباحی، از اعضای وزارت اطلاعات که در سال ۱۳۷۵ از ایران فرار کرد و به عنوان شاهد و منبع مطلع در دادگاه رسیدگی به ترور رهبران حزب دموکرات کردستان (میکونوس) شهادت داد، درباره موازیکاریهای امنیتی در آن سالها میگوید: «مثلاً برای قتل پسر خواهر دو قلوی شاه در پاریس، تعقیب بنی صدر و رجوی پنج تیم مستقل از یکدیگر در عملیات شرکت داشتند و برای برنامه قتل هادی خرسندی در تابستان ۱۹۸۵ نیز در لندن دو تیم مختلف شرکت داشتند»
در حقیقت قرار بود تأسیس وزارت اطلاعات در مرداد ۱۳۶۳ پایانی باشد بر همین پراکندگی و موازیکاری چند نهاد اطلاعاتی-امنیتی.
هر چند ادغام نیروهای امنیتی به قیمت آن تمام شد که تمام رقابتها و درگیریهای بیرونی برای سالها در درون وزارت اطلاعات کشیده و برای سالها ادامه یابد اما کشمکشهای داخلی در وزارت اطلاعات در ۳۹ سالی که از عمر این نهاد میگذرد به افشای اسناد محرمانه و همین طور چند موج تصفیه انجامیده است.
موسسان #وزارت_اطلاعات قبای وزارت را برای خودشان دوخته بودند، در واقع #سعید_حجاریان هنگامی که اساسنامه وزارت را مینوشت تنها فقط مانده بود که در بخش شرائط وزیر بنویسد که «نامش هم محمد_محمدی_ری_شهری باشد» #چپهای_اسلامی در واقع سنگ بنایی را گذاشتند که جمهوری اسلامی تا ابد محتاج تفکر آنها بماند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍2🤬2
ایران بریفینگ
قسمت بیست و پنجم / در آن سالها نهادهای متفاوت امنیتی نه تنها همچون ابزار یک جریان سیاسی به شمار میآمدند، بلکه گاهی با یکدیگر رقابت نیز میکردند. در یکی از مشهورترین موارد اطلاعات کمیته که در مسائل داخلی متمرکز بود، پس از #انفجار_نخست_وزیری و کشتهشدن #محمد_علی_رجایی…
قسمت بیست و شش / ۱۵ دیماه ۱۳۷۷، در اتفاقی بیسابقه،صدا و سیما،ساعت ۲ بعد از ظهر، بیانیهای از وزارت اطلاعات درباره تحولات این نهاد قرائت کرد.
در این بیانیه تاریخی، قتلهای زنجیرهای نویسندگان و فعالان سیاسی در آذرماه ۱۳۷۷، به شماری از نیروهای “مسئولیتناشناس، کجاندیش و خودسر” وزارت اطلاعات نسبت داده شده بود.
انتشار این اطلاعیه، همچون جرقهای، آتش اختلافات جناحی و درون تشکیلاتی وزرات اطلاعات را شعله ور ساخت. این اختلافات که دستکم از زمان تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ از افکار عمومی پنهان مانده بود، حالا به رسانهها و حتی تلویزیون درز پیدا میکرد.
یکسوی این درگیری، محافظه کارانی بودند که آن روزها #روح_الله_حسینیان به نحوی سخنگویشان به شمار میآمد.
آنها کمیته تحقیق سه نفره محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت را تحت نفوذ “جناح چپ” یا همان #چپهای_اسلامی وزارت میدانستند که قصد داشتند #وزارت_اطلاعات را در دست بگیرند.
افشاگریها تا آنجا ادامه یافت که فیلمهایی به شدت محرمانه از شکنجه شماری از اعضای وزارت اطلاعات به دست دیگر اعضای این وزارتخانه به دست مخالفان حکومت بیفتد.
حسینیان میگوید جناح منتسب به #سعید_حجاریان و #علی_ربیعی، مشاور وقت محمد خاتمی “نیروهای مذهبی و مخلص وزارت اطلاعات قلع و قمع کردند” و تا جایی پیش رفتند که “بهترین افراد این وزارتخانه دستگیر شوند”.
بعدها #محمد_نیازی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح که مسئول رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیرهای سیاسی شد، گفت در این پرونده دستکم ۲۳ نفر تحت تعقیب قرار گرفتهاند و ۳۳۰ نفر نیز به عنوان مطلع و گواه احضار شدهاند.
در آن سالها، تصفیه و بازداشت اعضای این سازمان به حدی رسیده بود که حسینیان در مصاحبهای گفت “هر وزارتخانه دیگری بود، به کلی متلاشی شده بود”.
از آن تاریخ به بعد، وزارت، دیگر تنها صحنهگردان مسائل امنیتی در ایران به شمار نمیآید؛هرچه از وزن وزارت کاسته میشد، معاونت اطلاعات سپاه، از جایگاه ویژهای برخوردار میشود.
اکنون که غبار تصفیه #قتلهای_زنجیره_ای فرو نشسته است میشود تا حدی به اصالت گفتههای حسینیان ایمان آورد ؛ اگر چه کسی منکر دست داشتن #سعید_امامی و جناح راست نیز در قتلها نیست اما وقوع این فتلها فرصتی طلایی را برای #چپهای_امنیتی پدید آورد تا بیش از دو هزار نفر از پرسنل غیر همسویشان در وزارت اطلاعات را حذف و تصفیه کردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در این بیانیه تاریخی، قتلهای زنجیرهای نویسندگان و فعالان سیاسی در آذرماه ۱۳۷۷، به شماری از نیروهای “مسئولیتناشناس، کجاندیش و خودسر” وزارت اطلاعات نسبت داده شده بود.
انتشار این اطلاعیه، همچون جرقهای، آتش اختلافات جناحی و درون تشکیلاتی وزرات اطلاعات را شعله ور ساخت. این اختلافات که دستکم از زمان تشکیل وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ از افکار عمومی پنهان مانده بود، حالا به رسانهها و حتی تلویزیون درز پیدا میکرد.
یکسوی این درگیری، محافظه کارانی بودند که آن روزها #روح_الله_حسینیان به نحوی سخنگویشان به شمار میآمد.
آنها کمیته تحقیق سه نفره محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت را تحت نفوذ “جناح چپ” یا همان #چپهای_اسلامی وزارت میدانستند که قصد داشتند #وزارت_اطلاعات را در دست بگیرند.
افشاگریها تا آنجا ادامه یافت که فیلمهایی به شدت محرمانه از شکنجه شماری از اعضای وزارت اطلاعات به دست دیگر اعضای این وزارتخانه به دست مخالفان حکومت بیفتد.
حسینیان میگوید جناح منتسب به #سعید_حجاریان و #علی_ربیعی، مشاور وقت محمد خاتمی “نیروهای مذهبی و مخلص وزارت اطلاعات قلع و قمع کردند” و تا جایی پیش رفتند که “بهترین افراد این وزارتخانه دستگیر شوند”.
بعدها #محمد_نیازی، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح که مسئول رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیرهای سیاسی شد، گفت در این پرونده دستکم ۲۳ نفر تحت تعقیب قرار گرفتهاند و ۳۳۰ نفر نیز به عنوان مطلع و گواه احضار شدهاند.
در آن سالها، تصفیه و بازداشت اعضای این سازمان به حدی رسیده بود که حسینیان در مصاحبهای گفت “هر وزارتخانه دیگری بود، به کلی متلاشی شده بود”.
از آن تاریخ به بعد، وزارت، دیگر تنها صحنهگردان مسائل امنیتی در ایران به شمار نمیآید؛هرچه از وزن وزارت کاسته میشد، معاونت اطلاعات سپاه، از جایگاه ویژهای برخوردار میشود.
اکنون که غبار تصفیه #قتلهای_زنجیره_ای فرو نشسته است میشود تا حدی به اصالت گفتههای حسینیان ایمان آورد ؛ اگر چه کسی منکر دست داشتن #سعید_امامی و جناح راست نیز در قتلها نیست اما وقوع این فتلها فرصتی طلایی را برای #چپهای_امنیتی پدید آورد تا بیش از دو هزار نفر از پرسنل غیر همسویشان در وزارت اطلاعات را حذف و تصفیه کردند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3
ایران بریفینگ
قسمت بیست و شش / ۱۵ دیماه ۱۳۷۷، در اتفاقی بیسابقه،صدا و سیما،ساعت ۲ بعد از ظهر، بیانیهای از وزارت اطلاعات درباره تحولات این نهاد قرائت کرد. در این بیانیه تاریخی، قتلهای زنجیرهای نویسندگان و فعالان سیاسی در آذرماه ۱۳۷۷، به شماری از نیروهای “مسئولیتناشناس،…
پرونده قتلهای زنجیرهای اولین تنش درونی این وزارتخانه نبود.
پیشتر دانستیم که در سالهای آخر دهه شصت ۱۰۷ تن از نیروهای ارشد #وزارت_اطلاعات یا همان چپهای_امنیتی از این وزارتخانه به #مرکز_تحقیقات_استراتژیک رفتند تا دولت بعدی و به روایتی #جمهوری_دوم را رقم بزنند، نیروهایی که برخی از آنها،سمتهایی چون مدیرکلی و معاونت وزارت فعالیت میکردند.
در واقع سالهای ۶۸ تا ۷۲ تنها سالهای قدرت گیری جناح راست در وزارت اطلاعات است،!
واقعهای که هرگز حتی اکنون نیز که تمام صدر تا ذیل حکومت در اختیار یک جناح است دیگر اتفاق نیفتاد!
در این سالها، #علی_فلاحیان ریاست وزارت اطلاعات را میگیرد، محمد یزدی به ریاست #قوه_قضائیه میرسد و در مجلس نیز از سال ۱۳۷۱ #علی_اکبر_ناطق_نوری و جناح موسوم به راست قدرت را به دست میگیرند.
فلاحیان اما اولین انتخاب #علی_اکبر_هاشمی_رفسنجانی نبود #حسن_روحانی، نخستین کسی بود که هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ به او پیشنهاد داد وزیر اطلاعات شود.
علت این پیشنهاد، شاید بیشتر از سوابق امنیتی در تصفیههای ارتش و مذاکرات #مک_فارلین ، به این بر میگشت که روحانی در سال ۱۳۶۲، در سمت نماینده مجلس، مسئول کمیسیون تدوین قانون تأسیس وزارت اطلاعات بود.
روحانی اما پیشنهاد وزارت اطلاعات را نپذیرفت و به جای آن به عنوان نماینده خامنهای برای تأسیس نهاد امنیتی دیگری قدم پیش گذاشت: #شورای_عالی_امنیت_ملی .
در تمام آن سالهایی که جمهوری اسلامی با رسوایی مداخله نهادهای امنیتی در ترور فعالان سیاسی خارج کشور همچون میکونوس و قتلهای زنجیرهای روشنفکران دست و پنجه نرم میکرد، روحانی برای ۱۶ سال دبیر شورای عالی امنیت ملی ماند و هر بار هم توانست به هوشمندی جمهوری اسلامی را از گردابها در اروپا نجات دهد.
با توجه به چنین سابقهای بود که وقتی روحانی در سال ۱۳۹۲ به ریاست جمهوری رسید، انتظارات گستردهای برای سازماندهی دوباره وزارت اطلاعاتی مطرح شد به ویژه آنکه در دوران احمدینژاد کشمکشها و تصفیههای درون وزارت و شایعات بیرون کشیدن اطلاعات محرمانه سران نظام، این وزارتخانه را با بحران مواجه کرد،روحانی #چپهای_امنیتی را بازگرداند و بار دیگر وزارت اطلاعات حیات خلوت چپها شد آنسان که نه #سعید_حجاریان بازگشت حتی #مصطفی_کاظمی نیز به این وزارتخانه بازگشت، دهه سوم نیز باز دهه جولان چپها در نظام امنیتی جمهوری اسلامی شد.
با وقوع #قتلهای_زنجیره_ای اطلاعاتیهای چپ دوگانه سوز در حالی که خود در وزارت اطلاعات در مظان اتهام بودند با روی دیگر و پوشش عیان خود در #روزنامه_های_زنجیره_ای در مقام مدعی برآمدند!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پیشتر دانستیم که در سالهای آخر دهه شصت ۱۰۷ تن از نیروهای ارشد #وزارت_اطلاعات یا همان چپهای_امنیتی از این وزارتخانه به #مرکز_تحقیقات_استراتژیک رفتند تا دولت بعدی و به روایتی #جمهوری_دوم را رقم بزنند، نیروهایی که برخی از آنها،سمتهایی چون مدیرکلی و معاونت وزارت فعالیت میکردند.
در واقع سالهای ۶۸ تا ۷۲ تنها سالهای قدرت گیری جناح راست در وزارت اطلاعات است،!
واقعهای که هرگز حتی اکنون نیز که تمام صدر تا ذیل حکومت در اختیار یک جناح است دیگر اتفاق نیفتاد!
در این سالها، #علی_فلاحیان ریاست وزارت اطلاعات را میگیرد، محمد یزدی به ریاست #قوه_قضائیه میرسد و در مجلس نیز از سال ۱۳۷۱ #علی_اکبر_ناطق_نوری و جناح موسوم به راست قدرت را به دست میگیرند.
فلاحیان اما اولین انتخاب #علی_اکبر_هاشمی_رفسنجانی نبود #حسن_روحانی، نخستین کسی بود که هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۶۸ به او پیشنهاد داد وزیر اطلاعات شود.
علت این پیشنهاد، شاید بیشتر از سوابق امنیتی در تصفیههای ارتش و مذاکرات #مک_فارلین ، به این بر میگشت که روحانی در سال ۱۳۶۲، در سمت نماینده مجلس، مسئول کمیسیون تدوین قانون تأسیس وزارت اطلاعات بود.
روحانی اما پیشنهاد وزارت اطلاعات را نپذیرفت و به جای آن به عنوان نماینده خامنهای برای تأسیس نهاد امنیتی دیگری قدم پیش گذاشت: #شورای_عالی_امنیت_ملی .
در تمام آن سالهایی که جمهوری اسلامی با رسوایی مداخله نهادهای امنیتی در ترور فعالان سیاسی خارج کشور همچون میکونوس و قتلهای زنجیرهای روشنفکران دست و پنجه نرم میکرد، روحانی برای ۱۶ سال دبیر شورای عالی امنیت ملی ماند و هر بار هم توانست به هوشمندی جمهوری اسلامی را از گردابها در اروپا نجات دهد.
با توجه به چنین سابقهای بود که وقتی روحانی در سال ۱۳۹۲ به ریاست جمهوری رسید، انتظارات گستردهای برای سازماندهی دوباره وزارت اطلاعاتی مطرح شد به ویژه آنکه در دوران احمدینژاد کشمکشها و تصفیههای درون وزارت و شایعات بیرون کشیدن اطلاعات محرمانه سران نظام، این وزارتخانه را با بحران مواجه کرد،روحانی #چپهای_امنیتی را بازگرداند و بار دیگر وزارت اطلاعات حیات خلوت چپها شد آنسان که نه #سعید_حجاریان بازگشت حتی #مصطفی_کاظمی نیز به این وزارتخانه بازگشت، دهه سوم نیز باز دهه جولان چپها در نظام امنیتی جمهوری اسلامی شد.
با وقوع #قتلهای_زنجیره_ای اطلاعاتیهای چپ دوگانه سوز در حالی که خود در وزارت اطلاعات در مظان اتهام بودند با روی دیگر و پوشش عیان خود در #روزنامه_های_زنجیره_ای در مقام مدعی برآمدند!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3
ایران بریفینگ
پرونده قتلهای زنجیرهای اولین تنش درونی این وزارتخانه نبود. پیشتر دانستیم که در سالهای آخر دهه شصت ۱۰۷ تن از نیروهای ارشد #وزارت_اطلاعات یا همان چپهای_امنیتی از این وزارتخانه به #مرکز_تحقیقات_استراتژیک رفتند تا دولت بعدی و به روایتی #جمهوری_دوم را رقم بزنند،…
قسمت بیست و نهم / سال ۱۳۷۶، وقتی #سید_محمد_خاتمی، به #دری_نجف_آبادی پیشنهاد کرد وزیر اطلاعات دولت اصلاحات شود، او برای مشورت سراغ #علی_اکبر_ولایتی رفت، ولایتی نیز در جواب به دری نجف آبادی هشدار داده بود که این وزارتخانه مانند شهر هزار دروازهای است که با گرایشها و رویکردهای مختلف اداره میشود.
نشانههایی هست که اختلاف این جناحها تا امروز ادامه پیدا کرده، تا جایی که فروردین ماه امسال، زمانی که علی خامنهای، در دیدار با جمعی از کارکنان وزارت اطلاعات گفت:«جناح بازی در وزارت اطلاعات گناه است»
#علی_فلاحیان، از بنیانگذاران و وزیر پیشین اطلاعات نیز معتقد است پراکندگی درون وزارت اطلاعات پیش از هر چیز به خاستگاه نیروهای تشکیل دهنده آن باز میگردد.
میدانیم که وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ از تجمیع نیروهای چند واحد اطلاعاتی تشکیل شده بود: دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری، واحد اطلاعات کمیته انقلاب اسلامی، واحد اطلاعات سپاه پاسداران و تشکیلات اطلاعاتی دادستانی.
این تعدد نهادهای امنیتی در شش سال نخست انقلاب در حالی پیش آمده بود که در ابتدا شورای انقلاب تصویب کرده بود که برای مسائل امنیتی داخلی یک سازمان در وزارت کشور و برای مسائل خارجی یک سازمان در وزارت خارجه تشکیل شود.
اما با درگیریها و سرکوب سیاسی پس از انقلاب، به ویژه پس از کودتای نوژه، نه تنها این طرح مسکوت ماند بلکه در جمهوری اسلامی تراکم نهادهای امنیتی به وجود آمد.
دوران وزارت علی فلاحیان آرامترین مقطع وزارت است، چرا که فلاحیان شاید تنها کسی باشد که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را فهمیده ومیشناسد، او اگر جه در #اطلاعات_نخست_وزیری نبود وکار اطلاعاتی را از کمیته آغاز کرد اما از اولین روز تاسیس وزارت اطلاعات در کنار چپها که شاکله و اصلیترین عناصر وزارت بودند همزیستی مسالمت آمیز را آموخته بودند، اصل تساوی جناح در دوران وزارت فلاحیان رعایت شد، او اگر چه از تندترین افراد #راستهای_امنیتی است اما هیچگاه مخالف #چپهای_امنیتی نبود، شاید بالاترین آمار قتل و ترورهای امنیتی، عملیات موفق برون مرزی و کنترل و #سرکوب_فراگیر در این دوره از همین رو باشد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نشانههایی هست که اختلاف این جناحها تا امروز ادامه پیدا کرده، تا جایی که فروردین ماه امسال، زمانی که علی خامنهای، در دیدار با جمعی از کارکنان وزارت اطلاعات گفت:«جناح بازی در وزارت اطلاعات گناه است»
#علی_فلاحیان، از بنیانگذاران و وزیر پیشین اطلاعات نیز معتقد است پراکندگی درون وزارت اطلاعات پیش از هر چیز به خاستگاه نیروهای تشکیل دهنده آن باز میگردد.
میدانیم که وزارت اطلاعات در سال ۱۳۶۳ از تجمیع نیروهای چند واحد اطلاعاتی تشکیل شده بود: دفتر اطلاعات و تحقیقات نخست وزیری، واحد اطلاعات کمیته انقلاب اسلامی، واحد اطلاعات سپاه پاسداران و تشکیلات اطلاعاتی دادستانی.
این تعدد نهادهای امنیتی در شش سال نخست انقلاب در حالی پیش آمده بود که در ابتدا شورای انقلاب تصویب کرده بود که برای مسائل امنیتی داخلی یک سازمان در وزارت کشور و برای مسائل خارجی یک سازمان در وزارت خارجه تشکیل شود.
اما با درگیریها و سرکوب سیاسی پس از انقلاب، به ویژه پس از کودتای نوژه، نه تنها این طرح مسکوت ماند بلکه در جمهوری اسلامی تراکم نهادهای امنیتی به وجود آمد.
دوران وزارت علی فلاحیان آرامترین مقطع وزارت است، چرا که فلاحیان شاید تنها کسی باشد که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی را فهمیده ومیشناسد، او اگر جه در #اطلاعات_نخست_وزیری نبود وکار اطلاعاتی را از کمیته آغاز کرد اما از اولین روز تاسیس وزارت اطلاعات در کنار چپها که شاکله و اصلیترین عناصر وزارت بودند همزیستی مسالمت آمیز را آموخته بودند، اصل تساوی جناح در دوران وزارت فلاحیان رعایت شد، او اگر چه از تندترین افراد #راستهای_امنیتی است اما هیچگاه مخالف #چپهای_امنیتی نبود، شاید بالاترین آمار قتل و ترورهای امنیتی، عملیات موفق برون مرزی و کنترل و #سرکوب_فراگیر در این دوره از همین رو باشد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4
ایران بریفینگ
قسمت بیست و نهم / سال ۱۳۷۶، وقتی #سید_محمد_خاتمی، به #دری_نجف_آبادی پیشنهاد کرد وزیر اطلاعات دولت اصلاحات شود، او برای مشورت سراغ #علی_اکبر_ولایتی رفت، ولایتی نیز در جواب به دری نجف آبادی هشدار داده بود که این وزارتخانه مانند شهر هزار دروازهای است که با گرایشها…
قسمت سی / از دیگر دلایل افول وزارت اطلاعات، فعالیتهای اقتصادی گسترده این وزارت خوانده میشود. اگرچه بعدتر این فعالیتها تا حدی محدود شد.
این فعالیتهای اقتصادی هم امکانی بود برای پوشش اطلاعاتی و هم راهی برای جبران کسری بودجه و پرداخت پاداش نیروها.
با این حال در آن مقطع مشکل این است که دیگر مشخص نبود که کار اطلاعاتی برای نیروها اولویت است یا فعالیت اقتصادی.
نیروهای وزرات به مرور زمان با توجه به نوع کار طبقهای را ایجاد کردند که خصوصا از سطح مدیران میانی به بالا حالت تجملی و اشرافی داشت. یعنی سبک خاصی از زندگی مرفه که اصولا در میان نیروهای سپاه تا مدتها بعد جایی نداشت.
این تجمل ناشی از امتیازاتی بود که به آنها واگذار میشد. مثلا در مقطعی برای جلوگیری از استفاده شخصی خودروهای وزارت آنها را به مدیران این وزارتخانه به قیمت نازل واگذار کردند به این شرط که از آنها برای مقاصد کاری هم استفاده کنند اما این ایده در عمل شکست خورد و نه تنها از آنها برای کار استفاده نشد بلکه وزارتخانه مجبور شد تا خودروهای جدید خریداری کند. یا تمام منازل اطراف وزارت اطلاعات به بهانههای امنیتی بتدریج خریداری و به کادرهای بالای وزارت داده شد.
در سالهای بعد به دنبال ترورهای برون مرزی ، تحریم و قطع روابط با دیگر کشورها، روابط و تبادل اطلاعاتی با دیگر سرویسهای اطلاعاتی نیز به شدت محدود شد. این موضوع برای وزارت اطلاعات به عنوان نهاد رسمی امنیتی ایران ضربهای جدی تلقی میشد.
وزارت اطلاعات در دهه نخست فعالیتش به عنوان نهادی قدرتمند جا افتاد،سرویسهای اطلاعاتی کشورهای دیگر هم این وزارتخانه را به عنوان نهادی پذیرفتند که قواعد بازی را میشناسد و با آن تبادل اطلاعاتی داشتند.این جایگاه اما در سالهای گذشته یعنی بعد از ریاست ریشهری و فلاحیان از دست رفت”.
پس از ریاست ریشهری و فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند من جمله علوی که خود به صراحت در مصاحبهای اعلام کرد تا پیش از دولت یازدهم هرگز سابقه کار اطلاعاتی نداشت.
در دوره ریاست جمهوری خاتمی هم به دنبال درگیریهای داخلی ناشی از قتلهای سیاسی زنجیرهای، شمار زیادی از معاونان و نیروهای زیر دست این وزارتخانه به تشکیلات تازه تاسیس اطلاعاتی بیت رهبری پیوستند.
در این دوران نه رهبری و نه خاتمی - هر یک به دلایل خود- اعتمادی به کار این وزاتخانه نداشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این فعالیتهای اقتصادی هم امکانی بود برای پوشش اطلاعاتی و هم راهی برای جبران کسری بودجه و پرداخت پاداش نیروها.
با این حال در آن مقطع مشکل این است که دیگر مشخص نبود که کار اطلاعاتی برای نیروها اولویت است یا فعالیت اقتصادی.
نیروهای وزرات به مرور زمان با توجه به نوع کار طبقهای را ایجاد کردند که خصوصا از سطح مدیران میانی به بالا حالت تجملی و اشرافی داشت. یعنی سبک خاصی از زندگی مرفه که اصولا در میان نیروهای سپاه تا مدتها بعد جایی نداشت.
این تجمل ناشی از امتیازاتی بود که به آنها واگذار میشد. مثلا در مقطعی برای جلوگیری از استفاده شخصی خودروهای وزارت آنها را به مدیران این وزارتخانه به قیمت نازل واگذار کردند به این شرط که از آنها برای مقاصد کاری هم استفاده کنند اما این ایده در عمل شکست خورد و نه تنها از آنها برای کار استفاده نشد بلکه وزارتخانه مجبور شد تا خودروهای جدید خریداری کند. یا تمام منازل اطراف وزارت اطلاعات به بهانههای امنیتی بتدریج خریداری و به کادرهای بالای وزارت داده شد.
در سالهای بعد به دنبال ترورهای برون مرزی ، تحریم و قطع روابط با دیگر کشورها، روابط و تبادل اطلاعاتی با دیگر سرویسهای اطلاعاتی نیز به شدت محدود شد. این موضوع برای وزارت اطلاعات به عنوان نهاد رسمی امنیتی ایران ضربهای جدی تلقی میشد.
وزارت اطلاعات در دهه نخست فعالیتش به عنوان نهادی قدرتمند جا افتاد،سرویسهای اطلاعاتی کشورهای دیگر هم این وزارتخانه را به عنوان نهادی پذیرفتند که قواعد بازی را میشناسد و با آن تبادل اطلاعاتی داشتند.این جایگاه اما در سالهای گذشته یعنی بعد از ریاست ریشهری و فلاحیان از دست رفت”.
پس از ریاست ریشهری و فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند من جمله علوی که خود به صراحت در مصاحبهای اعلام کرد تا پیش از دولت یازدهم هرگز سابقه کار اطلاعاتی نداشت.
در دوره ریاست جمهوری خاتمی هم به دنبال درگیریهای داخلی ناشی از قتلهای سیاسی زنجیرهای، شمار زیادی از معاونان و نیروهای زیر دست این وزارتخانه به تشکیلات تازه تاسیس اطلاعاتی بیت رهبری پیوستند.
در این دوران نه رهبری و نه خاتمی - هر یک به دلایل خود- اعتمادی به کار این وزاتخانه نداشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍2
ایران بریفینگ
قسمت سی / از دیگر دلایل افول وزارت اطلاعات، فعالیتهای اقتصادی گسترده این وزارت خوانده میشود. اگرچه بعدتر این فعالیتها تا حدی محدود شد. این فعالیتهای اقتصادی هم امکانی بود برای پوشش اطلاعاتی و هم راهی برای جبران کسری بودجه و پرداخت پاداش نیروها. با این…
قسمت سی و یکم / محمود علوی میگفت وقتی پیشنهاد وزارت اطلاعات را از حسن روحانی گرفت در نقاشی و بازیگریِ تئاترهای کمدی بیشتر تجربه داشت تا کارهای امنیتی!
در همان سال نخست انتخاب روحانی به عنوان رئیس جمهور، #سعید_حجاریان از بنیانگذاران وزارت اطلاعات، از روحانی خواست در این وزارتخانه «اصلاحاتی اساسی» انجام دهد.
حجاریان در آن سال گفته بود «روحانی خودش وزیر را انتخاب کرده و دیگر نمیتوان گفت که نگذاشتند»
اشاره حجاریان به انتخاب #محمود_علوی ، در سمت وزیر اطلاعات بود؛ وزیری که قرار بود بار سنگین این مأموریت را بر دوش بکشد اما به قول خودش هیچ «سابقه و آوردهای» در امور امنیتی نداشت.
انتخاب محمود علوی کمتجربهدر حالی صورت میگرفت که در گمانهزنیهای اولیه، چهرههایی با سابقه امنیتی مطرح بودند: احمد شفیعی، معاون پیشین وزارت اطلاعات و علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات.
در نهایت، اما روحانی، علوی بی تجربه را برگزید، گزینهای که هم در جناحبندیهای سیاسی حساسیت ایجاد نکند و هم با او هماهنگ باشد.
شاید حسن روحانی امید داشت خلاء کمتجربگی علوی را با کابینهای پر کند که شمار زیادی از اعضایش سابقه امنیتی داشتند.
اما چهار سال پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، علی مطهری، از حامیان دولت و نایب رئیس مجلس به طور علنی اعلام کرد علوی “صلابت و صراحت” لازم را برای دفاع از اختیارات وزارت اطلاعات ندارد؛ در آن زمان، مطهری به طوری علنی نگرانیاش را از گسترش فعالیتهای سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرد.
روحانی با نصب علوی که حتی دوستان و هواداران دولتش هم وی را «بیخاصیت ترین وزیر» خواندند عملا اگر چه حساسیت را از روی وزارت اطلاعات برداشت و خیال جریان رقیب یا همان #اطلاعات_موازی را راحت کرد اما در عمل با بازگرداندن #چپهای_امنیتی به وزارت اطلاعات زیر ساختی را بنیان نهاد که حتی خطیب در دولت ابراهیم رئیسی هم نتوانست دسترسی آنها را قطع کند.
روحانی در حالی به سپاه میتاخت که «هم اسلحه دارید هم رسانه هم پول هم قدرت» اما راه را برای بازگرداندن حزب فولکسی به سلطه امنیتی کشور باز کرد، حالا #چپهای_اسلامی هم رسانه داخلی دارند ، هم رسانه خارجی،هم اسلحه دارند و هم قدرت و هم اینکه بازی را در عرصههایسیاسی در اپوزیسیون هم برای دیگران سخت تر کردهاند!
سه سال ماه عسل امنیتیها در دولت رئیسی پایان یافت ، حالا گزینه پزشکیان برای اطلاعات حدسش چندان سخت نیست نه به بی رنگی علوی و نه به پررنگی روحانی ، پزشکیان قطعا دنبال فردی است به میانه رویی یونسی ، بازی امنیتی این بار در حوزه قومیتهاست.
پایان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در همان سال نخست انتخاب روحانی به عنوان رئیس جمهور، #سعید_حجاریان از بنیانگذاران وزارت اطلاعات، از روحانی خواست در این وزارتخانه «اصلاحاتی اساسی» انجام دهد.
حجاریان در آن سال گفته بود «روحانی خودش وزیر را انتخاب کرده و دیگر نمیتوان گفت که نگذاشتند»
اشاره حجاریان به انتخاب #محمود_علوی ، در سمت وزیر اطلاعات بود؛ وزیری که قرار بود بار سنگین این مأموریت را بر دوش بکشد اما به قول خودش هیچ «سابقه و آوردهای» در امور امنیتی نداشت.
انتخاب محمود علوی کمتجربهدر حالی صورت میگرفت که در گمانهزنیهای اولیه، چهرههایی با سابقه امنیتی مطرح بودند: احمد شفیعی، معاون پیشین وزارت اطلاعات و علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاحات.
در نهایت، اما روحانی، علوی بی تجربه را برگزید، گزینهای که هم در جناحبندیهای سیاسی حساسیت ایجاد نکند و هم با او هماهنگ باشد.
شاید حسن روحانی امید داشت خلاء کمتجربگی علوی را با کابینهای پر کند که شمار زیادی از اعضایش سابقه امنیتی داشتند.
اما چهار سال پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، علی مطهری، از حامیان دولت و نایب رئیس مجلس به طور علنی اعلام کرد علوی “صلابت و صراحت” لازم را برای دفاع از اختیارات وزارت اطلاعات ندارد؛ در آن زمان، مطهری به طوری علنی نگرانیاش را از گسترش فعالیتهای سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرد.
روحانی با نصب علوی که حتی دوستان و هواداران دولتش هم وی را «بیخاصیت ترین وزیر» خواندند عملا اگر چه حساسیت را از روی وزارت اطلاعات برداشت و خیال جریان رقیب یا همان #اطلاعات_موازی را راحت کرد اما در عمل با بازگرداندن #چپهای_امنیتی به وزارت اطلاعات زیر ساختی را بنیان نهاد که حتی خطیب در دولت ابراهیم رئیسی هم نتوانست دسترسی آنها را قطع کند.
روحانی در حالی به سپاه میتاخت که «هم اسلحه دارید هم رسانه هم پول هم قدرت» اما راه را برای بازگرداندن حزب فولکسی به سلطه امنیتی کشور باز کرد، حالا #چپهای_اسلامی هم رسانه داخلی دارند ، هم رسانه خارجی،هم اسلحه دارند و هم قدرت و هم اینکه بازی را در عرصههایسیاسی در اپوزیسیون هم برای دیگران سخت تر کردهاند!
سه سال ماه عسل امنیتیها در دولت رئیسی پایان یافت ، حالا گزینه پزشکیان برای اطلاعات حدسش چندان سخت نیست نه به بی رنگی علوی و نه به پررنگی روحانی ، پزشکیان قطعا دنبال فردی است به میانه رویی یونسی ، بازی امنیتی این بار در حوزه قومیتهاست.
پایان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7
در طول مجموعه ۳۱ قسمتی «امنیتیها» بارها از فردی به نام جواد مادرشاهی نام برده شد:
…وجود #جواد_مادر_شاهی در #اطلاعات_نخست_وزیری این فرصت را به آنها داد تا مدارک مربوط به خودشان را از میان پروندهها بیرون بکشند.»
مادر شاهی خط قرمز ، علی خامنهای است، نه صداوسیما و نه رسانههای داخلی به دستور مستقیم دفتر خامنهای «مجاز نمیباشند» از وی نامیببرند، تنها یکبار وی در طول تمام ۴۵ سال جمهوری اسلامی چهرهاش در تلویزیون نمایش داده شد، آنهم به واسطهای که شایع شده بود وی به روسیه گریخته است سال ۱۳۹۸، وی در نیمه شعبان به برنامهای دعوت شد ، مجری از او خواست خودش را معرفی کند و سمتش را بگوید، مادر شاهی در پخش زنده گفت:« من جواد مادرشاهی هستم پدر سه فرزند وپدر بزرگ دو نوه همین به سمت من کاری نداشته باشید!»
تنها کسی که در جمهوری اسلامی جرات کرده و در مورد او نوشته است عزت شاهی است.
عزتالله شاهی یا عزتالله مطهری یا عزت شاهی،یکی از کهنه کاران امنیتی در جمهوری اسلامی است از او به عنوان سرحلقه شیرین در سپهر امنیتی جمهوری اسلامی یاد می شود.
عزت شاهی در کتابش بدون آنکه نام «سید علی خامنهای » را بیاورد به تلمیح اشاره می کند که در پشت مادرشاهی خامنهای است.
عزت شاهی ماموریت مادر شاهی را «سند سوزی» و از بین بردن اسناد همکاری #انجمن_حجتیه و تودهای ها و جاسوسهای شوروی میخواند :« دیدم نامه اثر نمی کند به #شورای_انقلاب رفتم و پرونده ای را نشان دادم که بر اثر اعترافات یکی از کارکنان ساواک تشکیل شده بود و حتی نوار صحبتهایش را هم ضبط کرده بودم برای آقایان پخش کردم که می گفت در کدام ساختمان چه اسنادی موجود است و ما به آن ساختمان رفته بودیم اما هیچ سندی نبود الا پتو و وسایل خواب مشخص بود خانه امنیتی #ساواک است از همسایه ها پرس و جو کردیم گفتند چند روزی است افرادی مسلح به این خانه رفت و آمد داشتند خلاصه از طریق کمیته محل و انقلابیون پرس و جو کردیم رسیدیم به آقای جواد مادرشاهی، حدسمان درست بود، ما از قبل فکر میکردیم کار اوست، رفتیم و گفتیم ما اسناد این خانه را می خواهیم به ما گفتند «محرمانه است» نمی شود به شما بدهیم.
گفتیم بگذارید فقط بخوانیم تا این شبکه را شناسایی کنیم گفتند از شورای انقلاب حکم داریم به کسی نشان ندهیم»
#عزت_شاهی در واقع بجای آوردن نام خامنهای از شورای انقلاب استفاده می کند چرا که تنها فردی که حامی #جواد_مادر_شاهی از همان روزها تا بحال است خامنه ای است .
در مورد مادرشاهی مفصلا به زودی خواهیم نوشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
…وجود #جواد_مادر_شاهی در #اطلاعات_نخست_وزیری این فرصت را به آنها داد تا مدارک مربوط به خودشان را از میان پروندهها بیرون بکشند.»
مادر شاهی خط قرمز ، علی خامنهای است، نه صداوسیما و نه رسانههای داخلی به دستور مستقیم دفتر خامنهای «مجاز نمیباشند» از وی نامیببرند، تنها یکبار وی در طول تمام ۴۵ سال جمهوری اسلامی چهرهاش در تلویزیون نمایش داده شد، آنهم به واسطهای که شایع شده بود وی به روسیه گریخته است سال ۱۳۹۸، وی در نیمه شعبان به برنامهای دعوت شد ، مجری از او خواست خودش را معرفی کند و سمتش را بگوید، مادر شاهی در پخش زنده گفت:« من جواد مادرشاهی هستم پدر سه فرزند وپدر بزرگ دو نوه همین به سمت من کاری نداشته باشید!»
تنها کسی که در جمهوری اسلامی جرات کرده و در مورد او نوشته است عزت شاهی است.
عزتالله شاهی یا عزتالله مطهری یا عزت شاهی،یکی از کهنه کاران امنیتی در جمهوری اسلامی است از او به عنوان سرحلقه شیرین در سپهر امنیتی جمهوری اسلامی یاد می شود.
عزت شاهی در کتابش بدون آنکه نام «سید علی خامنهای » را بیاورد به تلمیح اشاره می کند که در پشت مادرشاهی خامنهای است.
عزت شاهی ماموریت مادر شاهی را «سند سوزی» و از بین بردن اسناد همکاری #انجمن_حجتیه و تودهای ها و جاسوسهای شوروی میخواند :« دیدم نامه اثر نمی کند به #شورای_انقلاب رفتم و پرونده ای را نشان دادم که بر اثر اعترافات یکی از کارکنان ساواک تشکیل شده بود و حتی نوار صحبتهایش را هم ضبط کرده بودم برای آقایان پخش کردم که می گفت در کدام ساختمان چه اسنادی موجود است و ما به آن ساختمان رفته بودیم اما هیچ سندی نبود الا پتو و وسایل خواب مشخص بود خانه امنیتی #ساواک است از همسایه ها پرس و جو کردیم گفتند چند روزی است افرادی مسلح به این خانه رفت و آمد داشتند خلاصه از طریق کمیته محل و انقلابیون پرس و جو کردیم رسیدیم به آقای جواد مادرشاهی، حدسمان درست بود، ما از قبل فکر میکردیم کار اوست، رفتیم و گفتیم ما اسناد این خانه را می خواهیم به ما گفتند «محرمانه است» نمی شود به شما بدهیم.
گفتیم بگذارید فقط بخوانیم تا این شبکه را شناسایی کنیم گفتند از شورای انقلاب حکم داریم به کسی نشان ندهیم»
#عزت_شاهی در واقع بجای آوردن نام خامنهای از شورای انقلاب استفاده می کند چرا که تنها فردی که حامی #جواد_مادر_شاهی از همان روزها تا بحال است خامنه ای است .
در مورد مادرشاهی مفصلا به زودی خواهیم نوشت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3🤬2
Forwarded from ایران بریفینگ
#نگاه_روز / اسوتلانا الکسیویچ، نویسنده و برنده #نوبل_ادبیات در کتاب «روزگار رفته آخرین سرخ ها» ترجمه فروغ پوریاوری از زندگی عمومی مردم شوروی در آن دوره یک مثال جالبی دارد میگوید : «در شوروی نبردی دائمی بین یخچال و تلویزیون در جریان است»
تلویزیون دائماً از پروپاگاندای رفاه زندگی شهروندان در شوروی تحت سیطره حزب کمونیست میگوید ولی یخچال از واقعیت تلخ زندگی آنها و فقر و نداری. او در آخر پیشبینی میکند که یخچال بر تلویزیون پیروز خواهد شد.
در زندگی مردم ایران نیز ۴۴ سال است دقیقا همین #پروپاگاندا با همین شیوه و چاشنی دیده میشود.
به ادعای علی خامنه ای و رسانههای سپاه پاسداران همچون #خبرگزاری_فارس تمام غرب به خاک مذلت و خواری افتادهاند و جمهوری اسلامی روز به روز در حال فتح قلههای پیشرفت!
اما آن چیزی که در یخچال ها و زندگی روزمره مردم و فکر و ذهن نخبه گان میگذرد، حکایت دیگری را نشان می دهد.
#خامنه_ای_عامل_ویرانی #دروغگویان_حاکم_بر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
تلویزیون دائماً از پروپاگاندای رفاه زندگی شهروندان در شوروی تحت سیطره حزب کمونیست میگوید ولی یخچال از واقعیت تلخ زندگی آنها و فقر و نداری. او در آخر پیشبینی میکند که یخچال بر تلویزیون پیروز خواهد شد.
در زندگی مردم ایران نیز ۴۴ سال است دقیقا همین #پروپاگاندا با همین شیوه و چاشنی دیده میشود.
به ادعای علی خامنه ای و رسانههای سپاه پاسداران همچون #خبرگزاری_فارس تمام غرب به خاک مذلت و خواری افتادهاند و جمهوری اسلامی روز به روز در حال فتح قلههای پیشرفت!
اما آن چیزی که در یخچال ها و زندگی روزمره مردم و فکر و ذهن نخبه گان میگذرد، حکایت دیگری را نشان می دهد.
#خامنه_ای_عامل_ویرانی #دروغگویان_حاکم_بر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8
#امروز_در_تاریخ / سرگذشت محمد کچوئی یکی از اسرار آمیزترین حوادث امنیتی سالهای ابتدایی جمهوری اسلامی است .
#محمد_کچوئی سال ۱۳۲۹ در حاجیآباد قم به دنیا آمد.
تحصیلات را تا ششم ابتدایی ادامه داد و به کار در بازار روی آورد، در کارگاه صحافی با #محمد_بخارائی از اعضای #حزب_موتلفه_اسلامی ، آشنا شد.
در ارتباط با همین محافل مذهبی سنتی کچویی در سال ۱۳۵۱ به اتهام ترور محمد مناقبی روحانی کاخ سعدآباد دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما یک سال بعد با تعهد به همکاری با ساواک آزادشد.
کچوئی، در ۲۰ تیر ۱۳۵۱، با اعتراف حسین جوانبخت دستگیر میشود.
ساواک میخواست تا از طریق او اطلاعاتی دربارهٔ عزت شاهی، که شاگرد مغازهٔ کچوئی بود، به دست بیاورد، اما ناکام ماند.
کچوئی که به حبس ابد محکوم شده بود مشروط به همکاری با ساواک، پس از یک سال از زندان آزاد میشود.
او در آذر ۱۳۵۳ دوباره دستگیر شد و اینبار به اعدام محکوم میشود اما باز در سال ۱۳۵۶ مجددا با تائید شهبانو فرح مورد عفو آریامهری قرار گرفت و آزاد شد.
محسن چشمی در کتاب «آن روز عصر زندان اوین » نوشته است :« یکی از بستگان کچویی در آشپزخانه کاخ نیاوران کار میکرد، روزی از فرصت استفاده میکند و از فرح پهلوی میخواهد محمد کچویی را عفو کنند، فرح چند روز بعد به ساواک پیشنهاد میدهد نام او را در لیست عفو شدگان قرار دهد»
کچویی از آنجا که در دوران پیش از انقلاب و در زندان با اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح مخالف آشنا بود، پس از انقلاب در دادستانی به دستگیری و بازجویی از مخالفین مشغول شد و از تیر ماه ۱۳۵۸ با حکم #اسدالله_لاجوردی زندان اوین شد.
او اما اگرچه حمایت قاطع لاجوردی و عزت شاهی را داشت اما همواره از سوی امنیتی های اطلاعات نخست وزیری و سپاه پاسداران به طاغوتی بودن و ساواکی بودن متهم می شد.
کچویی نیز از جمله افرادی است که ساعتی پس از انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی محل جلسه را ترک میکند اما کمتر از این حرکت او یاد میشود.
یک روز بعد از انفجار سرچشمه در اقدامی جنون آمیز محمد محمدی گیلانی رئیس و اسدالله لاجوردی دادستان دادگاه انقلاب در حیاط زندان اوین یک دادگاه تشکیل میدهند تا چند تن از زندانیان عضو سازمان مجاهدین را که قبلا محاکمه شده و در حال تحمل حبس بودند را در انتقام انفجار حزب جمهوری محاکمه و اعدام کنند.
محمد کچویی به درون بندها می رود و با سلیقه شخصی چند نفر را انتخاب و به محوطهٔ زندان اوین کنار استخر می آورد تا همانجا بار دیگر محاکمه و اعدام شوند.
کاظم افجهای، از نیروهای امنیتی زندان اوین که بعدها جمهوری اسلامی بدون ارائه مستندی او را عضو سازمان مجاهدین خلق معرفی کرد و پیشتر نیز لاجوردی و کچویی را به مرگ تهدید کرده بود،بعد از این اقدام کچویی، محمد کچوئی را با اسلحهٔ کمری ترور کرد.
افجهای پس از ترور به داخل ساختمان دادیاری زندان میرود و دقایقی بعد از طبقه سوم ساختمان به پایین پرت میشود. او پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد.
جمهوری اسلامی معتقد است افجهای پس از ترور اقدام به خودکشی کرده است در حالیکه در مقابل عدهای معتقدند او اگر قصد خودکشی داشت همان لحظه با سلاح کمریاش خودکشی میکرد.
سازمان مجاهدین نیز همسو با جمهوری اسلامی بسیار سعی کرده این ترور و #کاظم_افجه_ای را به خود منتسب اما #افجه_ای خود نیز از اعضای #موتلفه بود و اتفاقا بر این گمان بود که #کچویی از اعضای ساواک و طاغوتی است و باید از میان برداشته شود چرا که با زندانیان مماشات میکند.
جمهوری اسلامی برای تجلیل از کچویی زندانی در کرج را به نام او نامگذاری و به دلیل نقش وی در توابسازی زندانیان سیاسی، از او به عنوان پدر توابین یاد میکند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#محمد_کچوئی سال ۱۳۲۹ در حاجیآباد قم به دنیا آمد.
تحصیلات را تا ششم ابتدایی ادامه داد و به کار در بازار روی آورد، در کارگاه صحافی با #محمد_بخارائی از اعضای #حزب_موتلفه_اسلامی ، آشنا شد.
در ارتباط با همین محافل مذهبی سنتی کچویی در سال ۱۳۵۱ به اتهام ترور محمد مناقبی روحانی کاخ سعدآباد دستگیر و به حبس ابد محکوم شد اما یک سال بعد با تعهد به همکاری با ساواک آزادشد.
کچوئی، در ۲۰ تیر ۱۳۵۱، با اعتراف حسین جوانبخت دستگیر میشود.
ساواک میخواست تا از طریق او اطلاعاتی دربارهٔ عزت شاهی، که شاگرد مغازهٔ کچوئی بود، به دست بیاورد، اما ناکام ماند.
کچوئی که به حبس ابد محکوم شده بود مشروط به همکاری با ساواک، پس از یک سال از زندان آزاد میشود.
او در آذر ۱۳۵۳ دوباره دستگیر شد و اینبار به اعدام محکوم میشود اما باز در سال ۱۳۵۶ مجددا با تائید شهبانو فرح مورد عفو آریامهری قرار گرفت و آزاد شد.
محسن چشمی در کتاب «آن روز عصر زندان اوین » نوشته است :« یکی از بستگان کچویی در آشپزخانه کاخ نیاوران کار میکرد، روزی از فرصت استفاده میکند و از فرح پهلوی میخواهد محمد کچویی را عفو کنند، فرح چند روز بعد به ساواک پیشنهاد میدهد نام او را در لیست عفو شدگان قرار دهد»
کچویی از آنجا که در دوران پیش از انقلاب و در زندان با اعضای سازمان مجاهدین خلق و دیگر گروههای مسلح مخالف آشنا بود، پس از انقلاب در دادستانی به دستگیری و بازجویی از مخالفین مشغول شد و از تیر ماه ۱۳۵۸ با حکم #اسدالله_لاجوردی زندان اوین شد.
او اما اگرچه حمایت قاطع لاجوردی و عزت شاهی را داشت اما همواره از سوی امنیتی های اطلاعات نخست وزیری و سپاه پاسداران به طاغوتی بودن و ساواکی بودن متهم می شد.
کچویی نیز از جمله افرادی است که ساعتی پس از انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی محل جلسه را ترک میکند اما کمتر از این حرکت او یاد میشود.
یک روز بعد از انفجار سرچشمه در اقدامی جنون آمیز محمد محمدی گیلانی رئیس و اسدالله لاجوردی دادستان دادگاه انقلاب در حیاط زندان اوین یک دادگاه تشکیل میدهند تا چند تن از زندانیان عضو سازمان مجاهدین را که قبلا محاکمه شده و در حال تحمل حبس بودند را در انتقام انفجار حزب جمهوری محاکمه و اعدام کنند.
محمد کچویی به درون بندها می رود و با سلیقه شخصی چند نفر را انتخاب و به محوطهٔ زندان اوین کنار استخر می آورد تا همانجا بار دیگر محاکمه و اعدام شوند.
کاظم افجهای، از نیروهای امنیتی زندان اوین که بعدها جمهوری اسلامی بدون ارائه مستندی او را عضو سازمان مجاهدین خلق معرفی کرد و پیشتر نیز لاجوردی و کچویی را به مرگ تهدید کرده بود،بعد از این اقدام کچویی، محمد کچوئی را با اسلحهٔ کمری ترور کرد.
افجهای پس از ترور به داخل ساختمان دادیاری زندان میرود و دقایقی بعد از طبقه سوم ساختمان به پایین پرت میشود. او پس از انتقال به بیمارستان جان سپرد.
جمهوری اسلامی معتقد است افجهای پس از ترور اقدام به خودکشی کرده است در حالیکه در مقابل عدهای معتقدند او اگر قصد خودکشی داشت همان لحظه با سلاح کمریاش خودکشی میکرد.
سازمان مجاهدین نیز همسو با جمهوری اسلامی بسیار سعی کرده این ترور و #کاظم_افجه_ای را به خود منتسب اما #افجه_ای خود نیز از اعضای #موتلفه بود و اتفاقا بر این گمان بود که #کچویی از اعضای ساواک و طاغوتی است و باید از میان برداشته شود چرا که با زندانیان مماشات میکند.
جمهوری اسلامی برای تجلیل از کچویی زندانی در کرج را به نام او نامگذاری و به دلیل نقش وی در توابسازی زندانیان سیاسی، از او به عنوان پدر توابین یاد میکند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5🤬2
خالد پیرزاده زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین تهران، که دو روز پیش در حرکتی اعتراضی اقدام به خودسوزی با آبجوش در زندان کرده بود، از ناحیه دست، صورت و سینه دچار ۱۵ درصد سوختگی درجه دو شده است.
این زندانی سیاسی پس از وخامت حالش در بیمارستان بهشتی تهران و عدم رسیدگی مناسب صبح امروز با هزینه شخصی به بیمارستان مطهری تهران منتقل شده شده و روز گذشته (۱۹ تیر) تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
خالد پیرزاده زندانی سیاسی مشروطه خواه در زندان اوین، در اعتراض به ممنوعیت بیش از هفتاد روزه از حق تلفن و ملاقات اقدام به خودسوزی نموده.
این زندانی سیاسی بیش از هفتاد روز است که از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود محروم مانده است.
#خالد_پیرزاده دوران محکومیت خود را هم اکنون در #زندان_اوین سپری میکند و با محرومیت ملاقات و تماس مواجه است.
آقای پیرزاده از بیماری قلبی رنج میبرد، وی از تاریخ سی فروردین ماه، به دلیل ساختن یک تابلو نوشته برای جمعی از خانواده های دادخواه، از امکان برقراری تماس تلفنی با خانوادهاش محروم شده است.
مقامات #زندان_اوین خالد (کوشان) پیرزاده را از ۳۰ فروردین به دلیل ساختن یک تابلو نوشته برای جمعی از خانوادههای دادخواه، از برقراری تماس با خانوادهاش محروم کردهاند.
بر روی این تابلو نوشته که با چوب ساخته شده، نوشته شده است: «چو ایران نباشد تن من مباد.»
محرومیت این زندانی سیاسی از حق تماس با نزدیکانش در حالی است که او دچار بیماری قلبی است و این وضعیت «نگرانیهای نزدیکان و بستگان او را در پی داشته است.
خالد (کوشان) پیرزاده آخرین بار شهریور ۱۴۰۲ توسط مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در اهواز بازداشت شد.
خالد پیرزاده، قهرمان سابق بدنسازی ایران، نخستین بار در خرداد ۱۳۹۸ به دست نیروهای حکومتی بازداشت شد. او در بهمن همان سال به اتهام «اجتماع و تبانی» و «توهین به رهبری»، به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد و در دوره حبس به بیماریهای متعدد مبتلا شد، به طوری که توان حرکتی و حتی کنترل دفع خود را از دست داد.
در حالی که این زندانی سیاسی بهمن ۱۴۰۱ آزاد شده بود، بار دیگر در شهریور سال جاری هنگام سفر به ترکیه بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر میبرد.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این زندانی سیاسی پس از وخامت حالش در بیمارستان بهشتی تهران و عدم رسیدگی مناسب صبح امروز با هزینه شخصی به بیمارستان مطهری تهران منتقل شده شده و روز گذشته (۱۹ تیر) تحت عمل جراحی قرار گرفته است.
خالد پیرزاده زندانی سیاسی مشروطه خواه در زندان اوین، در اعتراض به ممنوعیت بیش از هفتاد روزه از حق تلفن و ملاقات اقدام به خودسوزی نموده.
این زندانی سیاسی بیش از هفتاد روز است که از برقراری تماس تلفنی با خانواده خود محروم مانده است.
#خالد_پیرزاده دوران محکومیت خود را هم اکنون در #زندان_اوین سپری میکند و با محرومیت ملاقات و تماس مواجه است.
آقای پیرزاده از بیماری قلبی رنج میبرد، وی از تاریخ سی فروردین ماه، به دلیل ساختن یک تابلو نوشته برای جمعی از خانواده های دادخواه، از امکان برقراری تماس تلفنی با خانوادهاش محروم شده است.
مقامات #زندان_اوین خالد (کوشان) پیرزاده را از ۳۰ فروردین به دلیل ساختن یک تابلو نوشته برای جمعی از خانوادههای دادخواه، از برقراری تماس با خانوادهاش محروم کردهاند.
بر روی این تابلو نوشته که با چوب ساخته شده، نوشته شده است: «چو ایران نباشد تن من مباد.»
محرومیت این زندانی سیاسی از حق تماس با نزدیکانش در حالی است که او دچار بیماری قلبی است و این وضعیت «نگرانیهای نزدیکان و بستگان او را در پی داشته است.
خالد (کوشان) پیرزاده آخرین بار شهریور ۱۴۰۲ توسط مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در اهواز بازداشت شد.
خالد پیرزاده، قهرمان سابق بدنسازی ایران، نخستین بار در خرداد ۱۳۹۸ به دست نیروهای حکومتی بازداشت شد. او در بهمن همان سال به اتهام «اجتماع و تبانی» و «توهین به رهبری»، به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد و در دوره حبس به بیماریهای متعدد مبتلا شد، به طوری که توان حرکتی و حتی کنترل دفع خود را از دست داد.
در حالی که این زندانی سیاسی بهمن ۱۴۰۱ آزاد شده بود، بار دیگر در شهریور سال جاری هنگام سفر به ترکیه بازداشت شد و از آن زمان در زندان به سر میبرد.
#اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤯3❤1🔥1
#امروز_در_تاریخ / برگزاری مانور شهری «تهران امن» در تهران ۲۰ تا ۲۲ تیرماه ۱۳۵۷، هفت ماه بعد سلسله پهلوی فرو پاشید.
فرماندهان #ارتش_شاهنشاهی حاضر در آغاز مانور:
از راست سرلشکر کاظم ریاحی فرمانده لشکر پیاده گارد ، سرلشکر پرویز امینی افشار رئیس اداره دوم ستاد بزرگارتشتاران ، سرلشکر علی نشاط فرمانده گارد جاویدان ، سرلشکر محمد امین بیگلری جانشین فرمانده گارد شاهنشاهی ، سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران ، سپهبد عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی
هفت ماه بعد این امرای ارتش سرنوشتهایی دگرگون داشتند؛
-سرلشکر کاظم ریاحی در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در درگیری های میدان فوزیه با انقلابیون کشته شد.
-سرلشکر پرویز امینی در ۱ اسفند ۱۳۵۷ در پشت بام #مدرسه_رفاه تیرباران شد و دو برادر دیگر وی سرتیپ ایرج امینی افشار در ۱۳۵۸ و سپهبد بیوک امینی افشار ۱۳۶۱ اعدام شدند.
-سرلشکر علی نشاط در ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر اعدام شد.
-سرلشکر محمد امین بیگلری در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در ستاد #نیروی_زمینی_ارتش ترور شد.
-سپهبد مهدی رحیمی در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ در پشت بام مدرسه رفاه تیرباران شد.
-سپهبد عبدالعلی بدرهای در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در ستاد نیروی زمینی توسط یک ژنرال آمریکایی و #یوسف_کلاهدوز افسر #گارد_شاهنشاهی ترور شد.
از میان این افراد کشته شده اما این سئوال همچنان مطرح است که چرا باید یک مستشار آمریکایی در کوران وقوع انقلاب آیت اللهها فرمانده نیروی زمینی را ترور کند، فردی که بسیاری از فرماندهان ارتش از وی تبعیت میکردند؟
#تیمسار_بدره_ای به عنوان فرمانده مهم ترین بخش ارتش یعنی نیروی زمینی تمام فرماندهان ارتش را در یک جلسه تهدید و اعلام میکند ارتش باید تا آخرین لحظه به سلطنت وفادار باشد درغیر اینصورت با تکاوران ارتش تک تک فرماندهان خائن را خواهد کشت.
وی اما ساعتی بعد از جلسه در اتاق کارش در ستاد نیروی زمینی ارتش توسط یک مستشار و ژنرال آمریکایی و یک درجه دار ایرانی که به روایتی گفته میشود #صیاد_شیرازی بوده ترور میشود.
بلافاصله پس از ترور و مرگ #عبدالعلی_بدره_ای ارتش اعلام بی طرفی میکنه و در فاصله کمی، حکومت شاهنشاهی در ایران به اتمام میرسد.
بسیاری همچنان بر این باور هستند #سقوط_پهلوی و انفعال ارتش در زمان انقلاب با هماهنگی #جیمی_کارتر رئیس جمهور آمریکا و #ژنرال_هایزر فرستاده نظامی وی به ایران بوده است.
#فتنه۵۷ #تاریخ_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
فرماندهان #ارتش_شاهنشاهی حاضر در آغاز مانور:
از راست سرلشکر کاظم ریاحی فرمانده لشکر پیاده گارد ، سرلشکر پرویز امینی افشار رئیس اداره دوم ستاد بزرگارتشتاران ، سرلشکر علی نشاط فرمانده گارد جاویدان ، سرلشکر محمد امین بیگلری جانشین فرمانده گارد شاهنشاهی ، سپهبد مهدی رحیمی فرماندار نظامی تهران ، سپهبد عبدالعلی بدرهای فرمانده نیروی زمینی شاهنشاهی
هفت ماه بعد این امرای ارتش سرنوشتهایی دگرگون داشتند؛
-سرلشکر کاظم ریاحی در ۲۱ بهمن ۱۳۵۷ در درگیری های میدان فوزیه با انقلابیون کشته شد.
-سرلشکر پرویز امینی در ۱ اسفند ۱۳۵۷ در پشت بام #مدرسه_رفاه تیرباران شد و دو برادر دیگر وی سرتیپ ایرج امینی افشار در ۱۳۵۸ و سپهبد بیوک امینی افشار ۱۳۶۱ اعدام شدند.
-سرلشکر علی نشاط در ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر اعدام شد.
-سرلشکر محمد امین بیگلری در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در ستاد #نیروی_زمینی_ارتش ترور شد.
-سپهبد مهدی رحیمی در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ در پشت بام مدرسه رفاه تیرباران شد.
-سپهبد عبدالعلی بدرهای در ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ در ستاد نیروی زمینی توسط یک ژنرال آمریکایی و #یوسف_کلاهدوز افسر #گارد_شاهنشاهی ترور شد.
از میان این افراد کشته شده اما این سئوال همچنان مطرح است که چرا باید یک مستشار آمریکایی در کوران وقوع انقلاب آیت اللهها فرمانده نیروی زمینی را ترور کند، فردی که بسیاری از فرماندهان ارتش از وی تبعیت میکردند؟
#تیمسار_بدره_ای به عنوان فرمانده مهم ترین بخش ارتش یعنی نیروی زمینی تمام فرماندهان ارتش را در یک جلسه تهدید و اعلام میکند ارتش باید تا آخرین لحظه به سلطنت وفادار باشد درغیر اینصورت با تکاوران ارتش تک تک فرماندهان خائن را خواهد کشت.
وی اما ساعتی بعد از جلسه در اتاق کارش در ستاد نیروی زمینی ارتش توسط یک مستشار و ژنرال آمریکایی و یک درجه دار ایرانی که به روایتی گفته میشود #صیاد_شیرازی بوده ترور میشود.
بلافاصله پس از ترور و مرگ #عبدالعلی_بدره_ای ارتش اعلام بی طرفی میکنه و در فاصله کمی، حکومت شاهنشاهی در ایران به اتمام میرسد.
بسیاری همچنان بر این باور هستند #سقوط_پهلوی و انفعال ارتش در زمان انقلاب با هماهنگی #جیمی_کارتر رئیس جمهور آمریکا و #ژنرال_هایزر فرستاده نظامی وی به ایران بوده است.
#فتنه۵۷ #تاریخ_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬8👍2🔥2😁1
#خبرفوری / خواهر #زهره_دادرس، از انتقال او به زندان بهدست نیروهای حفاظت اطلاعات سپاه خبر داده است.
خانم دادرس میگوید خواهرش را بدون هیچ اطلاع و ابلاغیه قبلی از خانه به زندان بردهاند و عنوان کردهاند که «بیم آن دارند به خارج از کشور بگریزد»
زهره دادرس یکی از کنشگران حقوق زنان در گیلان است که در مجموع به ۶۰ سال زندان محکوم شدهاند. گزارشها از احضار دیگر فعالان زن در گیلان برای اجرای حکم حکایت دارند.
مأموران امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای ۲۵ و ۲۶ مرداد سال ۱۴۰۱، دوازده تن از فعالان حقوق زنان و فعالان مدنی ساکن استان گیلان را در شهرهای رشت، فومن، انزلی و لاهیجان بازداشت کردند.
این فعالان به «بیش از ۶۰ سال حبس» محکوم شدند، که این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
#فعالان_مدنی #اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خانم دادرس میگوید خواهرش را بدون هیچ اطلاع و ابلاغیه قبلی از خانه به زندان بردهاند و عنوان کردهاند که «بیم آن دارند به خارج از کشور بگریزد»
زهره دادرس یکی از کنشگران حقوق زنان در گیلان است که در مجموع به ۶۰ سال زندان محکوم شدهاند. گزارشها از احضار دیگر فعالان زن در گیلان برای اجرای حکم حکایت دارند.
مأموران امنیتی جمهوری اسلامی در روزهای ۲۵ و ۲۶ مرداد سال ۱۴۰۱، دوازده تن از فعالان حقوق زنان و فعالان مدنی ساکن استان گیلان را در شهرهای رشت، فومن، انزلی و لاهیجان بازداشت کردند.
این فعالان به «بیش از ۶۰ سال حبس» محکوم شدند، که این حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.
#فعالان_مدنی #اخبار_زندانیان_سیاسی_عقیدتی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥2😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام #سیاوش_محمودی از جانباختگان خیزش ملی ایران با انتشار ویدئویی از تخریب سنگ مزار فرزند جاویدنامش خبر داد.
در طی این دوسال این تخریب برای بار هشتم صورت گرفته است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در طی این دوسال این تخریب برای بار هشتم صورت گرفته است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب در واقع یک باند در جمهوری اسلامی محسوب میشوند و در سرکوب و کشتار قیامکنندگان، مردم و دانشجویان همدست و همراه یکدیگرند و در این رابطه هیچ تفاوت و اختلافی با هم ندارند.
اظهارات سرلشکر فیروز آبادی رئیس ستاد فرماندهی کل قوا در باره سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، این ثابت میکند همه مزدوران خامنهای بدون رعایت سازمان و وظیفه ملزم به سرکوب #اعتراضات_سراسری هستند.
فیروزآبادی برای شرح آنچه در کوی دانشگاه صورت گرفته ، در حین اعترافات خود همکاری با خاتمی و اصلاح طلبان را نیز افشا میکند. سرکوب بدون همکاری همهی نهادهای موثر پیش نمیرود.
#حمله_به_کوی_دانشگاه #سرکوب_فراگیر
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اظهارات سرلشکر فیروز آبادی رئیس ستاد فرماندهی کل قوا در باره سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، این ثابت میکند همه مزدوران خامنهای بدون رعایت سازمان و وظیفه ملزم به سرکوب #اعتراضات_سراسری هستند.
فیروزآبادی برای شرح آنچه در کوی دانشگاه صورت گرفته ، در حین اعترافات خود همکاری با خاتمی و اصلاح طلبان را نیز افشا میکند. سرکوب بدون همکاری همهی نهادهای موثر پیش نمیرود.
#حمله_به_کوی_دانشگاه #سرکوب_فراگیر
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬10👍1😁1
Forwarded from ایران بریفینگ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر دو جناح اصولگرا و اصلاحطلب در واقع یک باند در جمهوری اسلامی محسوب میشوند و در سرکوب و کشتار قیامکنندگان، مردم و دانشجویان همدست و همراه یکدیگرند و در این رابطه هیچ تفاوت و اختلافی با هم ندارند
اظهارات خاتمی در باره سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸
#حمله_به_کوی_دانشگاه #سرکوب_فراگیر
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اظهارات خاتمی در باره سرکوب دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸
#حمله_به_کوی_دانشگاه #سرکوب_فراگیر
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6👍3