دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
◾️[سفرنامه مازندران شرح خاطراتی از رضاشاه پهلوی]-|۴۵|-{از قصر گلستان "تهران" تا بنادر "خلیج فارس" همه جا خراب است. در همه جا خرابه هایی است که روی خرابه های دیگر انباشته شده(...) خزانه مملکت تهی‌ و اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است، هیچ‌کس به وظیفه خود آشنا نیست(...) اما من تصمیم گرفته‌ام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیده‌ام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفته‌ام و تغییر پذیر نیست.}


◼️۲۴ اسپند، فرخنده زادروز؛ منجی بزرگ ایران رضا شاه پهلوی، پدر ایران نوین بر همه ایران دوستان خجسته باد.

🏴@ISLIE
1
📃 | من از این ایرانیان شگفت دارم، هزاران سال سلطنت کردند و یک ساعت به ما محتاج نشدند، درصورتی‌که ما صد سال است حکومت می‌کنیم و یک ساعت از آنان بی‌نیاز نیستیم!


❃ با شکست ایرانیان از تازیان و پس از آن، از غلامان ترک، این امر روشن شده بود که ایرانیان نیروی پایداری نظامی در برابر مهاجمان بیگانه را از دست داده‌اند، اما از سوی دیگر، تازیان و ترکان در همه‌ی سده‌های فرمانروایی خود، چنان‌که سلیمان بن عبدالملک درباره‌ی عربان گفته بود، حتی یک روز هم از ایرانیان بی‌نیاز نشدند و این امر به‌ویژه در زمان سلجوقیان با خواجه واقعیت پیدا کرد. عمادالدین در این‌باره با اشاره‌ای به سخن سلیمان بن عبدالملک می‌نویسد:

▪️[در اداره‌ی کشور، آن‌چه سلیمان بن عبدالملک درباره‌ی ایرانیان گفته بود، با وجود نظام‌الملک به صدق پیوست. گفته بود: "من از این ایرانیان شگفت دارم. هزاران سال سلطنت کردند و یک ساعت به ما محتاج نشدند، در صورتی که ما صد سال است حکومت می‌کنیم و یک ساعت از آنان بی‌نیاز نیستیم.] (عمادالدین، ص ۵٩؛ ترجمه‌ی فارسی ص ۶۶)

❃ اما نیروی پایداری فرهنگی ایرانیان، چنان‌که از این پس در فصل دوم نیز خواهد آمد، تا یورش مغولان استوار ماند و به عامل عمده‌ی تنش تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران تبدیل شد، تنشی که تا کشتن واپسین وزیر بزرگ ایرانی، امیرکبیر تداوم پیدا کرد. تنش میان نظام قبیله‌ای ترکان و اندیشه‌ی سیاسی ایرانشهری مبتنی بر تمرکز و قدرت مطلق، تنشی نبود که به‌آسانی بتوان راه‌حلی برای آن یافت و به تقریب حدود هزار سال ادامه پیدا کرد. در شرایطی که برتری یکی از آن دو بر دیگری ناممکن بود، در نهایت، هر دو نیرو به‌تدریج به یکسان دست‌خوش زوال و به موجودی بی‌یال و دم و اشکم تبدیل شد که تاریخ دوره‌ی متاخر ایران تا فراهم آمدن مقدمات جنبش مشروطه‌ خواهی عرصه‌ی تاخت‌وتاز آن است.

❃ خواجه نظام‌الملک طوسی و بازپرداخت او از اندیشه‌ی ایرانشهری، از این حیث، نخستین بازتاب اساسی این رویارویی بنیادین و به اعتباری واپسین کوشش جدّی در راه سازش دادن اندیشه‌ی سیاسی ایرانشهری با عمل و نظر غلامان ترکی است که بر ایران‌زمین چیره شدند.

❃ در سیاست‌نامه، خواجه به تمرکز و قدرت مطلق شاه در تعارض آن با قدرت نامتمرکز و قبیله‌ای ترکان اشاره و کوشش می‌کند تا شیوه‌ی فرمانروایی سلجوقیان را به سرمشق ایرانشهری آن و اسوه‌ی «رسم مَلِکانِ عالم عجم» نزدیک کند. (سیاست‌نامه، فصل ۱۱، ص ٩۷ و بعد) تاکید خواجه بر کاردانی و کارایی کارگزاران دولتی و چگونگی بخشیدن القاب، نشان‌دهنده‌ی بهره‌گرفتن نیکو از عُمّال دولتی و حفظ مراتب آنان است و این امر خود مبیّن قدرت و نشان شکوه پادشاه است که خواجه در سیاست‌نامه، به هر مناسبت، اشاره‌ای به آن را مغتنم شمرده است.

❃ البته، خواجه مانند همه‌ی سیاست‌نامه‌ نویسان به این نکته پی برده بود که زمانه‌ی او با وضع مطلوب فاصله‌ی بسیاری دارد و از این‌رو، با تاکید بر این امر که به‌هرحال، برای بهبود بخشیدن به اوضاع و برای بقای فرمانروایی سلجوقیان، وحدت میان ترکان و خراسانیان اهل سنت ضروری است، برخی از نابسامانی‌های زمانه‌ی خود را برجسته می‌کند.

📓 | جواد طباطبایی، خواجه نظام‌الملک طوسی: گفتار در تداوم فرهنگی ایران، تبریز، ستوده، ۱۳٨۴، صصص ۴۷ و ۴۸ و ۴۹

#ایران #ایرانشهر #خواجه_نظام‌الملک
#ایران_بزرگ_فرهنگی #شاهنشاهی_ایران #اندیشه_سیاسی #سیاست‌نامه‌نویسی

🏴@ISLIE
▪️در اداره‌ی کشور، آن‌چه سلیمان بن عبدالملک درباره‌ی ایرانیان گفته بود، با وجود نظام‌الملک باری دیگر به صدق پیوست، وی گفته بود:

◼️[تاریخ سلسله سلجوقی: زبدة النصره و نخبة العصره]-|۶۶|-{"من از این ایرانیان شگفت دارم. هزاران سال سلطنت کردند و یک ساعت به ما محتاج نشدند، در صورتی که ما صد سال است حکومت می‌کنیم و یک ساعت از آنان بی‌نیاز نیستیم.}

🏴@ISLIE
💢 امام اول شیعیان٬ شهوترانی که تا دم مرگ با هفده کنیزش مجامعت می کرد

▪️{أما بعد فان ولائدي اللائي أطوف عليهن السبعة عشر منهن أمهات أولاد معهن أولادهن ومنهن حبالى ومنهن من لا ولد له فقضاي فيهن إن حدث بي حدث أنه من كان منهن ليس لها ولد وليست...} [منبع: الكافی(الشيخ الكليني) - ج۷ - ص۵۰]

◾️[اما بعد از من کنیزان فرزند دار من که اکنون با آنها هستم ۱۷ نفرند که برخی صاحب فرزندند و فرزندشان همراهشان هست برخی فرزند ندارند حکم من درباره آنان چنین است که اگر اتفاقی برای من افتاد هر کدام از آنان که نه فرزند دارند نه باردارند به خاطر وجه الله آزاد شوند و هیچ کس تسلطی بر انها نخواهد داشت و هر کس که فرزند دارد به خاطر فرزندش نگهش میدارند و از سهم فرزندش خواهد بود پس اگر فرزند از دنیا برود وی نیز آزاد خواهد بود] #حکم_حدیث: صحیح [منبع: مرآة العقول(العلامة المجلسي) - ج۲۳ - ص۸۳]

🏴 @ISLIE
●بى‌خردى پيامبر اعراب، و ضرر زدن به كشاورزان...

▪️[صحیح مسلم ج۴ ص۹۳]-|۲۳۶۲|-{رافع بن خدیج روایت کرد که: پیامبر به مدینه رفت؛ در حالی که آنان درختان نخل را بارور می کردند. رسول گفت: «چه کار می کنید؟» گفتند: درختان را بارور می‌کنیم. گفت: «شاید اگر چنین نکنید، بهتر باشد». آنان نیز از آن عمل دست کشیدند در آن سال میوه‌ی درختان ریخت یا ناقص شد(...)}

◼️مطابق این سند، پیامبر فردی کاملا جاهل به امور دنیوی ساده بوده، وی ۵۰ سال کنار مردمی زندگی کرد که هر سال نخل ها را تلقیح و گرده ‌ریزی می‌نمودند. با این حال حتی نسبت به این امر ساده هم جاهل بوده و با نهی کردن از این کار باعث شد به کشاورزان صدمه اقتصادی بزرگی وارد آید. آیا تقلید برخی در قرن ٢۱ از کسی که از امور روزگار جاهلی خود نیز مطلع نبوده عقلانی است؟

🏴@ISLIE
●بى‌خردى پيامبر اعراب، و ضرر زدن به كشاورزان


✍🏻یکی از دلایلی که ثابت می‌کند محمد فردی مدعی نبوت بود و پیامبر الهی نبود، نااگاهی او در ساده‌ترین امور بدیهی دنیا است.

✍🏻در این قسمت با سند صحیح نشان می‌دهیم که چگونه پیامبر نا‌آگاه اسلام به کشاورزان صدمه می‌زند.

#متن_عربی: حدثنا قتيبة بن سعيد الثقفي وأبو كامل الجحدري وتقاربا في اللفظ وهذا حديث قتيبة قالا حدثنا أبو عوانة عن سماك عن موسى بن طلحة عن أبيه قال مررت مع رسول الله صلى الله عليه وسلم بقوم على رؤوس النخل فقال ما يصنع هؤلاء فقالوا يلقحونه يجعلون الذكر في الأنثى فيلقح فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم ما أظن يغني ذلك شيئا قال فأخبروا بذلك فتركوه فأخبر رسول الله صلى الله عليه وسلم بذلك فقال إن كان ينفعهم ذلك فليصنعوه فإني إنما ظننت ظنا فلا تؤاخذوني بالظن ولكن إذا حدثتكم عن الله شيئا فخذوا به فإني لن اكذب على الله عز وجل .

#منبع: کتاب صحيح مسلم، جلد ۴ صفحه ۱۸۳۵، حدیث ۲۳۶۱
ترجمه صحیح مسلم، جلد ۴، صفحه ۹۳

#ترجمه: از پدر موسی بن طلحه روایت است که گفت: همراه رسول الله بر گروهی گذشتیم که بر بالای درختان نخل بودند، رسول الله گفت: آنان چه کار می کنند؟ گفتند: درختان را بارور می کنند، گرد درختان نر را بر درختان ماده می پاشیم. رسول الله گفت: گمان نمی‌کنم که آن مفید واقع شود، خبر آن به مردم رسید، در نتیجه پیوند و تلقیح درختان را ترک کردند. ماجرا برای رسول الله توضیح داده شد(که درختان خرما در اثر عدم تلقیح بارور نمی‌گردند) پس رسول الله گفت: اگر این عمل(تلقیح) آنان را سود می‌رساند، پس آن را انجام دهند. این گمان من بود، مرا به خاطر گمانم بازخواست نکنید. اما هرگاه از خداوند چیزی را به شما ابلاغ کردم، آن را بپذیرید، زیرا هرگز بر الله دروغ نمی بندم.

✍🏻این سند صحیح، ثابت می‌کند که پیامبر اسلام فردی کاملا نااگاه به امور دنیوی ساده است.

✍🏻محمد پنجاه سال در کنار مردمی زندگی کرده که هر سال درختان خرما را تلقیح و گرده‌ریزی می‌نمودند. با این حال چگونه او از این امر واضح اطلاعی نداشته و از این کار نهی کرده‌است؟

✍🏻طبق این سند صحیح، پیامبر اسلام فردی مدعی نبوت بوده و پیامبر الهی نبوده وگرنه به کشاورزان چنین صدمه بزرگی نمی‌زد.
🏴@islie
◼️[از پدر موسی بن طلحه روایت است که گفت: همراه رسول بر گروهی گذشتیم که بر بالای درختان نخل بودند، رسول گفت: آنان چه کار می کنند؟ گفتند: درختان را بارور می کنند، گرد درختان نر را بر درختان ماده می پاشیم. رسول گفت: گمان نمی‌کنم که آن مفید واقع شود، خبر آن به مردم رسید، در نتیجه پیوند و تلقیح درختان را ترک کردند. ماجرا برای رسول توضیح داده شد(که درختان خرما در اثر عدم تلقیح بارور نمی‌گردند)پس رسول گفت: اگر این عمل آنان را سود می‌رساند، پس آن را انجام دهند. این گمان من بود، مرا به خاطر گمانم بازخواست نکنید. اما هرگاه از الله چیزی را به شما ابلاغ کردم، آن را بپذیرید، زیرا هرگز بر الله دروغ نمی بندم.]

⚡️این سند صحیح، ثابت میکند که پیامبر اسلام فردی کاملا نااگاه به امور دنیوی ساده است.

⚡️محمد پنجاه سال در کنار مردمی زندگی کرده که هر سال درختان خرما را تلقیح و گرده‌ریزی می‌نمودند. با این حال چگونه او از این امر واضح اطلاعی نداشته و از این کار نهی کرده‌است؟

⚡️طبق این سند صحیح، پیامبر اسلام فردی مدعی نبوت بوده و پیامبر الهی نبوده وگرنه به کشاورزان چنین صدمه بزرگی نمی‌زد.

🏴@ISLIE
●بى‌خردى پيامبر اعراب، و ضرر زدن به كشاورزان

#قسمت_دوم

✍🏻یکی از دلایلی که ثابت می‌کند محمد فردی مدعی نبوت بود و پیامبر الهی نبود، نااگاهی او در ساده‌ترین امور بدیهی دنیا است.

✍🏻در قسمت قبل با سند صحیح نشان دادیم که چگونه پیامبر نا‌آگاه اسلام به کشاورزان صدمه زد و در این قسمت نیز سند دیگری را نشان می دهیم.

#متن_عربی: (۲۳۶۲)حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ الرُّومِيِّ الْيَمَامِيُّ، وَعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْعَظِيمِ الْعَنْبَرِيُّ، وَأَحْمَدُ بْنُ جَعْفَرٍ الْمَعْقِرِيُّ، قَالُوا: حَدَّثَنَا النَّضْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، حَدَّثَنَا عِكْرِمَةُ وَهُوَ ابْنُ عَمَّارٍ، حَدَّثَنَا أَبُو النَّجَاشِيِّ، حَدَّثَنِي رَافِعُ بْنُ خَدِيجٍ، قَالَ: قَدِمَ نَبِيُّ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَدِينَةَ، وَهُمْ يَأْبُرُونَ النَّخْلَ، يَقُولُونَ يُلَقِّحُونَ النَّخْلَ، فَقَالَ: «مَا تَصْنَعُونَ؟» قَالُوا: كُنَّا نَصْنَعُهُ، قَالَ: «لَعَلَّكُمْ لَوْ لَمْ تَفْعَلُوا كَانَ خَيْرًا» فَتَرَكُوهُ، فَنَفَضَتْ أَوْ فَنَقَصَتْ، قَالَ فَذَكَرُوا ذَلِكَ لَهُ فَقَالَ: «إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ، إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ مِنْ دِينِكُمْ فَخُذُوا بِهِ، وَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِشَيْءٍ مِنْ رَأْيِي، فَإِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ» قَالَ عِكْرِمَةُ: أَوْ نَحْوَ هَذَا.
#منبع: کتاب صحيح مسلم، جلد ۴ صفحه ۱۸۳۵، حدیث ۲۳۶۲
ترجمه صحیح مسلم، جلد ۴، صفحه ۹۴

#ترجمه:  از رافع بن خدیج روایت است که گفت: رسول الله به مدینه رفت؛ در حالی که آنان درختان نخل را بارور می کردند. رسول الله گفت: «چه کار می کنید؟» گفتند: درختان را بارور می‌کنیم. گفت: «شاید اگر چنین نکنید، بهتر باشد». آنان نیز از آن عمل دست کشیدند در آن سال میوه‌ی درختان ریخت یا ناقص شد. راوی می‌گوید: قضیه را برای رسول الله توضیح دادند. پیامبر گفت: «من هم بشرم؛ هرگاه چیزی در مورد دینتان را به شما امر کردم، آن را بپذیرید و هرگاه مطابق رأی و نظر خویش چیزی را به شما گفتم؛ بدانید که من نیز بشری هستم مانند شما. عکرمه گفت: یا مشابه این سخن را گفت.
✍🏻این سند صحیح، ثابت می‌کند که پیامبر اسلام فردی کاملا نااگاه به امور دنیوی ساده است.
✍🏻محمد پنجاه سال در کنار مردمی زندگی کرده که هر سال درختان خرما را تلقیح و گرده‌ریزی می‌نمودند. با این حال چگونه او از این امر واضح اطلاعی نداشته و از این کار نهی کرده‌است؟
✍🏻طبق این سند صحیح، پیامبر اسلام فردی مدعی نبوت بوده و پیامبر الهی نبوده وگرنه به کشاورزان چنین صدمه بزرگی نمی‌زد.
@islie
ترجمه صحیح مسلم جلد ۴ صفحه ۹۳
حدیث ۲۳۶۲
از رافع بن خدیج روایت است که گفت: رسول الله به مدینه رفت؛ در حالی که آنان درختان نخل را بارور می کردند. رسول الله گفت: «چه کار می کنید؟» گفتند: درختان را بارور می‌کنیم. گفت: «شاید اگر چنین نکنید، بهتر باشد». آنان نیز از آن عمل دست کشیدند در آن سال میوه‌ی درختان ریخت یا ناقص شد. راوی می‌گوید: قضیه را برای رسول الله توضیح دادند. پیامبر گفت: «من هم بشرم؛ هرگاه چیزی در مورد دینتان را به شما امر کردم، آن را بپذیرید و هرگاه مطابق رأی و نظر خویش چیزی را به شما گفتم؛ بدانید که من نیز بشری هستم مانند شما. عکرمه گفت: یا مشابه این سخن را گفت.

✍🏻این سند صحیح، ثابت می‌کند که پیامبر اسلام فردی کاملا نااگاه به امور دنیوی ساده است.
✍🏻محمد پنجاه سال در کنار مردمی زندگی کرده که هر سال درختان خرما را تلقیح و گرده‌ریزی می‌نمودند. با این حال چگونه او از این امر واضح اطلاعی نداشته و از این کار نهی کرده‌است؟
✍🏻طبق این سند صحیح، پیامبر اسلام فردی مدعی نبوت بوده و پیامبر الهی نبوده وگرنه به کشاورزان چنین صدمه بزرگی نمی‌زد.
@islie
💢 امام علی: از ازدواج با آفریقایی ها حذر کنید چون زشت اند!

▪️عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : إِيَّاكُمْ وَ نِكَاحَ اَلزِّنْجِ فَإِنَّهُ خَلْقٌ مُشَوَّهٌ. [منبع: الکافی-ج۱۰-ص۶۴۵]
◾️امام صادق: امير المؤمنين فرمود: شما را از ازدواج با زنجيان (آفريقايى‌ها) برحذر مى‌دارم؛ چون اينها مخلوقاتى زشت‌اند [ #حکم_حدیث: صحيح على الظاهر (منبع: مرآة العقول-ج۲۰-ص۵۵) ]

⚡️به راستی آیا چنین شخصیتی که افراد را از ازدواج با زنان آفریقایی٬ آن هم به خاطر زشت بودنشان منع می کند٬ لیاقت الگوی اخلاقی بودن را دارد؟
🏴@ISLIE
دروغ‌ها و خرافات اسلام
📃 | من از این ایرانیان شگفت دارم، هزاران سال سلطنت کردند و یک ساعت به ما محتاج نشدند، درصورتی‌که ما صد سال است حکومت می‌کنیم و یک ساعت از آنان بی‌نیاز نیستیم! ❃ با شکست ایرانیان از تازیان و پس از آن، از غلامان ترک، این امر روشن شده بود که ایرانیان نیروی…
📃اشرافیت و خودکامگی؛ زوال اشرافیت در ایران پس از اسلام | جواد طباطبایی


❃به نظر جامعه‌شناس معاصر آلمانی نوربرت الیاس، سبب این‌که [روند تمدن] در مغرب‌زمین یگانه و منحصربه‌فرد است، جز این نیست که، در آن تقسیم وظایف و عملکردها چنان پیشرفته، استقرار انحصار و برقراری نظم و مالیه چنان استوار و تعمیم وابستگی متقابل و رقابت در فضاهای چنان گسترده‌ای صورت گرفته است که در تاریخ بشریت نمونه‌ی دیگری برای آن نمی‌توان پیدا کرد.

❃با توجه به توضیحات الیاس می‌توان به اهمیت تأکیدی که در همه‌ی سفرنامه‌ های اروپاییان بر فقدان اشرافیت در ایران آمده پی برد. بدیهی است که در نوشته‌های فارسی، واژه‌ی «اشراف» درباره‌ی بزرگان و اعیان دوره‌ی گذار به کار رفته است، اما واژه‌ی «اشرافیت» در زبان فارسی کنونی را نباید با معادل آن در زبان‌های اروپایی به‌عنوان مثال aristocracy و nobility در زبان انگلیسی اشتباه کرد.

❃رافائل دُومان، راهب یسوعی فرانسوی، با آشنایی دقیقی که با نظام اجتماعی فرانسه و نیز ایران داشت، به نکته‌ای روشنگر برای تاریخ ایران اشاره می‌کند. او می‌نویسد: «در نزد ایرانیان اشرافیت نَسَبی وجود ندارد. اینجا اشرافیت به مال و منال و منصب است و ایرانیان توجهی به قدمت خانوادگی و اشرافیت خاندان (noblesse due sang) ندارند. وقتی فقر و درماندگی آنان را ببینند، آنان را در زمره‌ی طبقات پایین قرار می‌دهند. اینجا نام ویژه‌ای برای «پرنس»، «دوک»، «مارکی»، «بارون» و غیره وجود ندارد و این واژه‌ها را نمی ‌توان به فارسی برگرداند و بیشتر از آن فهماند.»

❃دُومانِ یسوعی، مانند نوربرت الیاسِ جامعه ‌شناس دربار، از این اشاره‌ی مقدماتی نتیجه می‌گیرد که در فقدان اشرافیتی که بتواند تعادلی در قدرت سیاسی ایجاد کند، اقتدار پادشاه به قدرت مطلق میل می‌کند و این قدرت سیاسی مطلق و خودکامه موجب می‌شود که خاندان‌های اعیان یا بزرگان ایرانی تداوم پیدا نکنند و به اشرافیت به معنای دقیق کلمه تبدیل نشوند.

❃دُومان، در فقره‌ای که از نظر تاریخِ اندیشه و نیز جامعه‌ شناسی تاریخی ایران دارای اهمیت است، می‌نویسد: {حکومت کشور، که فرمان پادشاه به‌طور مطلق بر همه‌ی قلمرو آن، بر رعیت و جان و مال آنان رواست، بی‌آنکه واهمه‌ای از شورش و خروج داشته باشد، خودکامه یا سلطنتی است. این را سبب آن است که همه‌ی این بزرگان را که نخستین و برحسب معمول واپسین فرد خاندان خود هستند، شاه به همان آسانی بر می‌کشد و باز بر زمین می‌زند.} سبب این‌که «اعیان»، در دوره‌ی گذار تاریخ ایران، «اشراف» نیستند، این است که اغلب، بزرگانْ نخستین و، در عین حال، واپسین فرد خاندان خود هستند و در واقع در ایران خاندان‌های اعیان، وجودی مستقل از اقتدار سیاسی مطلقه‌ی پادشاه که به دلخواه خود آن‌ها را برمی‌کشد و به هر بهانه‌ای نیز خاندانی را نابود می‌کند، ندارند.

❃قدرت مطلق پادشاه تنها وجهی از نظام فرمانروایی ایران بود، اما بیشتر شاهان ایران، اگرچه در عالم نظر سلطنت مطلقه داشتند، ولی به‌هرحال در عمل چنین نبود. تأکید سفرنامه ‌نویسان بر ایرادهای آموزش و پرورش شاهزادگان و این واقعیت که دربار ایران آنان را برای فرمانروایی آماده نمی‌کند، مبیّن این نکته است که روی دیگر سکه‌ی فرمان روایی خودکامه، ضعف نهاد سلطنت و سستْ‌ عنصری پادشاه بود.

❃با فروپاشی نظام پادشاهی دوره‌ی باستان و از میان رفتن خاندان‌های بزرگ ایرانی و نیز دهقانان، در دوره‌ی اسلامی ایران، سلطنت به انحصار سران قبیله‌ها و اقوامی در آمد که در دوره‌هایی به ایران مهاجرت کرده بودند و از آنجاکه خاستگاه فرمانروایی جز زور نبود و فرمانروایان «خربنده»هایی بودند که امارت یافته بودند و یا چنان‌که از باب ذمِّ شبیه به مدح درباره‌ی نادرشاه گفته‌اند «فرزند شمشیر» بودند، تنها بنیادگذاران و یا جانشینان بلافصل آنان می‌توانستند انسجامی نِسبی و تعادلی ناپایدار میان گروه‌های مختلف و نیروهای گریز از مرکز ایجاد کنند. با مرگ فرمانروای بنیادگذار یا جانشین بلافصل او شالوده‌ی انسجام حکومت رو به سستی می‌نهاد و با بر آمدن «فرزند شمشیر» دیگری یکسره از میان می‌رفت. با استفاده از تعبیر ابن خلدون می‌توان گفت که «عصبیت» پیشین تا زمانی استوار می‌ماند که «عصبیتی» جدید پدید نیامده باشد و، در سده‌های متأخر تاریخ ایران، از سویی، عصبیت‌ها بسیار زود فرسوده می‌شدند و، از سوی دیگر، عصبیت‌های جدید به آسانی سر بر می‌آوردند. ... ناظر آگاه تاریخ دوره‌ی اسلامی، ابن خلدون، با توجه به این واقعیت، به‌درستی، عمر متوسط سلسله‌ها در کشورهای اسلامی را سه نسل دانسته است.

📓 | تأملی درباره‌ ایران؛ جلد نخست، صص ۲۵۸-۲۶۳

#اشرافیت #پادشاهی #سلطنت
#اندیشه_سیاسی #ایران #ایرانشهر
#آزادی #خودکامگی #استبداد

🏴@ISLIE
💢 دستور به اجرای حکم اسلامیِ «میل داغ به چشم کشیدن»؛ جلوه ای از رحمت و عطوفت مولای متقیان امام علی!

▪️رفع إلى أمير المؤمنين عليه‌السلام ثلاثة نفر واحد منهم أمسك رجلا وأقبل الآخر فقتله ، والآخر يراهم ، فقضى في صاحب الرؤية أن تسمل عيناه. وقضى في الذي أمسك أن يسجن حتى يموت كما أمسكه ، وقضى في الذي قتل أن يقتل [ منبع: من لا يحضره الفقيه-ج۴-ص۱۱۸ ]

◾️ترجمه: نزد امام علی مرافعه‌اى آوردند كه سه تن همدست شده بقتل كسى اقدام كردند يكى آن كس را نگاه داشت و ديگرى او را كشت و سوّمى ديده‌بانى ميكرد، حكم فرمود: چشمان ديده‌بان را با ميل گداخته از حدقه بيرون آورند، و نگهدارنده را به زندان برند تا عمرش سر آيد (چنان كه او با مقتول چنين كرد) و مباشر قتل را اعدام كنند. [ #حکم_حدیث: رواه الشيخان في #القوي... (منبع: روضه المتقین-ج۱۰-ص۳۵۲) ]

🏴@ISLIE
اسلام بعد از حکومت اسلامی
فایل صوتی:
تلویزیون میهن

موضوع:
اسلام بعد از حکومت اسلامی

▪️مهمانان/ آقایان جهانشاه رشیدیان و ایمان سلیمانی امیری "اساتید مجموعه‌ء نقد اسلام"

اين فايل صوتى زيبا را به دوستان و اعضاى خانواده محترمتان هديه دهيد.

🏴@islie
💢اندر حکایات رفتار تبعیض آمیز محمد با همسرانش

▫️بر خلاف ادعای دکانداران دین که محمد را شخصیتی متعالی و متمایز توصیف میکنند٬ در جای جای کتب تاریخ زندگانی محمد٬ نکاتی یافت می شود که ثابت می کند به معنای واقعی کلمه «محمد هم مانند یک انسان عادی تحت تاثیر هواهای نفسانی خود٬ از مسیر اعتدال خارج میشده است».
به عنوان نمونه:
محمد وقتی می بینید دو تن از زنانش به نام عایشه و صفیه با هم درگیر شده اند و به یکدیگر فحاشی می کنند٬ به جای آنکه هر دو را از این کار منع کند٬ تنها به صفیه تذکر می دهد.🔻🔻🔻
▪️عایشه می گفته است: من و صفیه یکدیگر را دشنام می دادیم؛ من پدرش را دشنام دادم و او هم پدرم را دشنام داد و رسول خدا آن را شنید و فرمود: «ای صفیه! آیا ابوبکر را دشنام می دهی؟! آیا ابوبکر را دشنام می دهی!؟» [ #منبع: طبقات-ج۸-ص۸۱ ]
(اسکن از این صفحه ضمیمه ی پست شده است)

⚡️شاید این تبعیض و بی عدالتی محمد٬ ناشی از چشمگیر تر بودن جاذبه های جنسی عایشه نسبت به صفیه بوده باشد٬ آنچنان که خود محمد معترف شده است: [ ای عایشه تو برای من محبوب تر از سرشیر امیخته با خرمایی (منبع: طبقات واقدی،ج٬۸ ص۸۰) ]
⚡️شاید هم این تبعیض ناشی از نگاه نژادپرستانه ی محمد نسبت به طایفه ی قریش بوده باشد (عایشه از قریش بود٬ در حالی که صفیه یک یهودی زاده بود):
▪️[ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : خَيْرُ نِسَاءٍ رَكِبْنَ اَلرِّحَالَ نِسَاءُ قُرَيْشٍ... #ترجمه: پیامبر فرمود: بهترين زنانى كه به خانۀ شوهر رفته‌اند زنان قريش هستند... (منبع: الكافي-ج۵-ص۳۲۶) ]
⚡️به هر صورت٬ دلیل این رفتار تبعیض آمیز هرچه که باشد٬ قدر متیقّن می دانیم محمد درست مانند یک انسان عادی از صراط عدالت خارج شده و بین زنانش تبعیض قائل می شود.
🏴@ISLIE
▪️[صحيح بخاری، ص۷۰، الوضوء]-|باب٧۰|-{قَالَ عُرْوَةُ، عَنِ المِسْوَرِ، وَمَرْوَانَ خَرَجَ النَّبِيُّ زَمَنَ حُدَيْبِيَةَ فَذَكَرَ الحَدِيثَ: «وَمَا تَنَخَّمَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نُخَامَةً، إِلَّا وَقَعَتْ فِي كَفِّ رَجُلٍ مِنْهُمْ، فَدَلَكَ بِهَا وَجْهَهُ وَجِلْدَهُ»}

◼️[عروه از مسرور و مروان روایت کرده است که: محمد پیامبر اسلام در غزوه حدیبیه، خلط بینی خود را بر کتف یکی از حاضران ریخت، سپس وی آن را بر صورت و بدن خود مالید.]

▫️#کثافت_دراسلام_بی_انتهاست

🏴@ISLIE