دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
◾️️از ابوالفرج اصفهانی روایت میکند: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند.]

◼️سرکوب فرهنگی و تحقیر نژادی سیستماتیک مردم مناطق تحت اِشغال حکومت اسلامی توسط ایشان سبب گشت؛ جنبش های آزادىخواه و روشنگران ایرانى جهت نمایاندن برتری خود و عظمت نیاکانشان اشعار و کتاب های مختلفی بسرایند و بنویسند که در آینده با بسیاری از این نوشتجه جات آشنا خواهیم شد.

🏴@ISLIE
◾️[مسند علىبن ابراهیم القمی]-|۶۰٣٩|-{مُحَمَّدُ بْنُ‌ يَعقُوبَ‌ عَنْ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ إبْرٰاهِيمَ‌ عَنْ‌ أبِيهِ‌ عَنْ‌ ابْنِ‌ أبِي عُمَيْرٍ عن هشام بن سالم وحماد عن زرارة عن أبي عبد الله في تزويج أم كلثوم فقال: إن ذلك فرج غصبناه.}

◾️[۶۰٣٩: امام صادق درباره ازدواج ام کلثوم فرمود: 👈🏿او آلت تناسلی زنانه ای بود👉🏿 که به زور از ما گرفته شد.!]

◼️سوال ما اینست که آیا نامیدن دخترفاطمه به یک "آلت تناسلی زنانه" حاکی از رفتارهای پرخاشگرانه جنسی وی در شهرخود بوده است یا اینکه دلیل دیگری اعم از اجبار و فریب داشته؟ به نظر شما علت گفتن این سخن توسط امام صادق در مورد دخترفاطمه زهرا چیست؟

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌📄نقش زنان در تاریخ عرب | نوال السعداوی

❃من هربار که به مطالعه تاریخ پیش از اسلام پرداخته ام، از تعداد "شخصیت هاىزن" که در جامعه قبایلی آن روزگار نقش مهمی داشته اند، و جای برجسته ای که در ادب، فرهنگ، هنر، عشق، روابط جنسی و زندگىاجتماعی و اقتصادی مردمشان اشغال کرده اند، به حیرت فرومىروم. در آن دوران حتی زنانی بوده اند که به خاطر شرکت فعال و مهمشان در مبارزات سیاسی، جنگ ها و نبردهای معروف مشهور شده اند. (....) در مقابل محمد زنانىبودند که در جنگ ها و نبردهای علیه محمد شرکت داشتند. یکی از آنان هندبنت ربیعه، زن ابوسفیان بود. او در غزوه احد زره و کلاه خود جنگی پوشیده بود و شمشیرش را در هوا جولان مىداد، ویکی پس از دیگرى در سینه دشمن فرومىبرد. (عبدالرحمن الشرقاوی، محمد رسول الحرّیه | کتاب الهلال قاهره،۱٩۶٧ ص ٢۱٧)

❃هند زنىعرب بود که بر آزادىخویش و آزادى تصمیم گیری در زندگىشخصی اصرار داشت. او یکبار به پدرش گفت:"من زنىهستم که اختیار زندگىام را خود در دست دارم."(محمد بن سعد، الطقات جلد٨ص۱٧۱) هند در قدرت منطق و حاضر جوابی در برابر محمد شهره بود. او با عده اى از زنان در برابر پیامبر ایستاده بودند تا اسلام بیاورند. محمد اصول اسلامىرا یک به یک بر آنان مىخواند: وقتىکه محمد گفت "فرزندان خود را نکشید" هند گفت: "این شما بودید که فرزندان ماراکشتید" در غزوه بدر که بین مسلمین و قریش روی داد، هند سه مرد از خانواده اش را از دست داده بود: پدرش عتبه ابن ربیعه، عمویش شیبه و برادرش ولید بن عتبه. پس از این غزوه، هند سوگند خورد که انتقام آنان را بگیرد؛ و تا آنگاه از استعمال خطر و نزدیکی با شوهرش خودداری کند. او در غزوه احد که قریشىها بر مسلمانان پیروز شدند به سوگند خویش وفا کرد

❃(....) در آن زمان موقعیت مهمىکه برخی از خدایان مونث اشغال کرده بودند نمایانگر حیثیت بالاترى بود که زنان در جامعه قبیله اى عرب احراز کرده و از جامعه مادرسالار که هنوز در برخی از قبایل حیات داشت نشان مىآورد این وجوه مادرسالاری احتمالا بتواند نقش نسبتا مهمی را که زنان در جامعه ایفا میکردند و در بسیاری از زنان با شخصیت قوی، قدرت استدلال و منطق، برخورد مثبت با مشکلات زندگی خصوصی و اجتماعی منعکس بود، توضیح دهد. برخی از آنان در رشته هاىتولید، تجارت و خریدو فروش نیز فعال بودند و به ایشان قدرت آزادی عملکرد میداد. قبل از اسلام حتی یک زن مىتوانست شیوه چندشوهرى پیشه گیرد و به بیش از یک مرد ازدواج کند. این شیوه ازدواج را "زواج المشارکه" مىنامیدند همینگونه "زواج الهبه" که به موجب آن زن به مرد مىگفت: {من خود را به تو هبه مىکنم} به این معنی که ازدواج بدون قید و شرط است و هیچ حقی بر گردن همدیگر ندارند و...

❃زن در ادبیات حماسی عرب نیز نقش برجسته ای داشت. یکی از داستان های معروف، "سیره امیرة ذات الهمّه" است که "فاطمه بن مظلوم" قهرمان اصلی آن به شمار مىرود. زنان قهرمان این داستان همگی سواران دلاوری هستند که در آوردگاه از قهرمانان مرد گوی سبقت را مىربایند. از قهرمان اصلی داستان غالبا به صفت "قتالة الشجعان" ياد مىشود و همو در جنگ با شمشیر بر دلاورترین مردان پیروز مىشود و جز با مردی که بتواند در برابر قدرت سلاح او مقاومت کند همبستر نمیگردد که داستان تولد وی تا قیام و زندگىاش بی شک شاهکاری در ادبیات محسوب میگردد که این قبیل حماسه ها بدون تردید بیانگر موقعیت زن عرب در جامعه آن روز بوده است .

🏴@ISLIE
❃سیزدهمین امام شیعیان تلگرامی حضرت گوستاو لوبون نیز به زنبارگی محمد چنین اعتراف میکند:

[اگر از پیغمبر بتوان انتقادی کرد فقط همان علاقه مفرطی است که به زن داشته ولی اینرا هم نباید از نظر انداخت که این محبت فقط در قسمت اخیر زندگانی در وی پیدا شده بود (...) پیغمبر به سن زنان خود چندان اهمیت نمیداد زیرا عایشه را وقتیکه به نکاح خود در آورد سنش زیاده از ۱۰ سال نبود]

◼️امام لوبون میگوید پس از رسیدن محمد به قدرت وی به شهوترانی با زنان میپرداخته و در سن ۵٣-۵۴ سالگی وقتی عایشه تنها ۱۰ ساله بوده به وی دخول نموده است. پاسخ به شبهه مترجم در اینجا

🏴@ISLIE
❃حضرت گوستاو لوبون؛ سیزدهمین امام شیعیان تلگرامی اینبار به ماجرای لخت دیدن زن زید توسط پیامبر اشاره میکند:

[علاقه پیغمبر به زن تا ایندرجه بود که یکروزی اتفاقی چشمش 👈🏿به زن پسرخوانده وی افتاد که بدون لباس بود، میلی در وی پیدا شد،👉🏿 وقتیکه زید مطلع گردید او را طلاق داده و بعد بحباله نکاح پیغمبر درآمد و این مطلب در میان مردم انعکاس بدی بخشید...]]

◼️امام گوستاو میگوید پیامبر زن پسرخوانده خود را در حالی که لخت بود دید و عاشق وی شد که در نهایت با او ازدواج کرد!!!!

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۱-٩] | اسماعیل بن یسارنسائی

❃نخستین اقدام آزادیخواهانه ایرانیان -همانطور که قبلتر نیز اشاره کردیم- جنبش ادبی بود. همچنانکه عرب، به شعر و ادب و حفظ انساب مباهات میکرد، ایرانیان نیز شروع به سرودن شعر عربىکردند و فخر به انساب را در اشعار خود جاىدادند، چنانچه حماسیات شعرای ایرانی به زبان تازى، از جمله دلکش ترین آثار فکر ایرانى و نماینده حسیات عالى وطن پرستی ایرانیان آن روزگار است. در این بین نخستین کسى که این صدا را بلند کرد و قائد نهضت ادبىایرانیان در عصر بنىامیه به شمار آمد، اسماعیل فرزند یسار نسائی{متوفی ۱۱۵ هجری} بود.

❃ابوالفرج اصفهانی روایت میکند: [(...) اسماعیل بن یسار گفت: ما مروان را دشمن میداریم، زنم مطلقه باد اگر دروغ بگویم که؛ مادرم همه روز بامداد به جای نیایش و تسبیح، مروان را لعن میکند؛ و به پدرم به هنگام سپردن جان گفتند، بگو: (لااله الاالله) گفت: (خدا مروان لعنت کند) و محض رضای خدا نفرین را عوض کلمه توحید به زبان آورد زیرا لعن مروان را مانند کلمه توحید میدانست.] این خود نمونه اىاز احساس ایرانیان نسبت به حکومت اسلامی وقت بود و بر این قیاس، نوع ایرانیان در آن زمان، حکام و خلفای اسلامی-اموی- را دشمن مىداشتند و در نتیجه نخستین جنبش خود را به صورت مفاخرت برعرب آشکار ساختند. حکومت وقت به هر وسیله که میشد این صداهای حق طلبانه را با قهر و فشار و آزار خاموش مىکردند و گلوی صاحبان این نغمه ها را بیرحمانه مىفشردند. چنانچه اسماعیل و برادرانش محمد و ابراهیم که هر سه شاعر و دارای غرور ملی بودند: همواره با بیچارگی زندگى مىکردند و مصون از تعقیب و تعذیب خلافت اسلامی نبودند.

❃ابوالفرج مىنویسد: [روزی اسماعیل بن یسار، بر هشام بن عبدالملک وارد شد و این قصیده را که در مفاخر نسبی خود سروده بود و دلایل مجد و عظمت ایران را دربرداشت، براىاو خواند: {انی ما عودی بذی خور / عندالحافظ و لاحوضی بمهدوم \ اصلی کریم و مجدی لایقاس به \ و لی لسان کحدالسیف مسموم \ احمی به مجد اقوام ذوی حسب \ من کل قوم بتاج المل» معموم \ جحاجح سادة بلج مرازبةجرد عتاق مسامیح مطاعیم \ من مثل کسری و سابورالجنود معا \ و الهرمزان لفخر او لتعظیم ....}

#ترجمه_شعر:(...) کسی قادر نیست جایگاه و منزلم را ویران کند نژادمن نیکو و عظمت قوم من با مفاخر اقوام دیگر قابل مقایسه نیست، زبانی دارم که مانند شمشیر زهرآگین است و با همین زبان از عظمت ملت خودکه سراسر کرامت است دفاع مىکنم و پادشاهىرا که همه تاجدار و کشورگشا هستند با زبان حفظ میکنم. آنها کریم و آقا، سفیدرو و مرزبان ، نجیب و چابک، سخی و مهمان نواز بودند، آیا کسی در عظمت و مفاخرت مانند خسرو و شاپور لشکر کش و هرمزان هست؟ آنها به هنگام ستیز اگر حمله کنند به سان شیران لشکرند. آنجاست که اگر بپرسىبه تو خبر دهند که دارای اصل و نژادی هستیم که عزت تمام نژاد هارو پایمال کرده است.

❃ هشام از شنیدن این اشعار به خشم شد و گفت: (بر من مفاخرت مىکنی و مدایح و مناقب نیاکان خویش را در حضور من مىخوانی؟) پس فرمان داد که اورا در برکه اى انداختند به طوری که نزدیک بود خفه شود؛ آنگاه امر کرد وی را بیرون کشیدند و به حجاز تبعیدش کردند. اسماعیل بن یسار، مانند این اشعار همه جا مىسرود و بدون پروا، شرافت حسب و نسب خود را ذکر مىکرد و آشکارا عرب را تحقیر مىنمود. ابوالفرج در مورد او مىنویسد: [انه کان مبتلی بالعصبیه العجم والفخر بهم فکان لایزال مضروبا، محروما، مطرودا (اغانی ج۴؛ص۱٢۱] -

◼️ترجمه: { اسماعیل به تعصب و ایراندوستی و تفاخر و مباهات بر ایرانیان مشهور بود، تفاخر او موجب آوارگی و ضرب و طرد او (توسط حکومت اسلامی) شده بود }

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #اسماعیل #اسماعیل_بن_یسار_نسائی

🏴@ISLIE
❃ یکی از اشعار آزادىخواه ایرانی اسماعیل بن یسار نسائی {متوفی ۱۱۵ هجری} در دوران پس از سقوط دولت ساسانیان :

▪️[تاريخ مدينة دمشق ابن عساکر]-|٩٧٣٣|:{(...)- یا امام علینا و اترکی الجور - و انطقی بالصواب و اسألی ان جهلت عناو عنکم - کیف کنا فی سالف الاحقاب - اذ نُرَبّی بناتنا و تُدَسّو- ن سفاهاً بناتکم فی التراب}

◼️ترجمه: لفظ فوارس [سواران] بدین علت از ماده فرس گرفته شد تا با انتساب به نژاد ارجمند ما برتری یابند. اینک (...) به راستی سخن بگو، اگرهم از گذشته ما و شما در روزگارهای پیش بىخبری بپرس تا بدانى ما و شما چگونه بودیم: ما دختران خود را تربیت و شما دختران خود را زنده به گور مىکردید

#پس_از_سقوط #اسماعیل_بن_یسار_نسائی

🏴@ISLIE
◾️[الدر المنثور في طبقات ربات الخدور]-|٥٢|-{مقبلة ومدبرة محطوطة المتنين عظيمة العجيزة ممتلئة الترائب نقية الثغر وصفحة الوجه فرعاء الشعر لفاء الفخذين ممتلئة الصدر،خميصة البطن ذات عكن ضخمة السرة مسرولة الساق يرتج مابين أعلاها الى قدميها وفيها عيبان أما أحدهما فيواريه الخمار وأما الآخر فيواريه الخف عظم القدم والأذن وكانت عائشة كذلك}

◼️|۵٢|- (...) او کمری باریک، کتف هايی صاف و هموار؛ همچنین #باسن_بزرگی داشت #پستان هایش سفت و بزرگ بود (دارای) دندان زیبا، رانهای تپل و پرچرب صورت سفید و موى بلندی بود. سینه اش پر گوشت شکمی صاف با ساق های سفید و بلند و وقتی راه میرفت، از بالا تا پایین بدنش میلرزید عایشه دختر ابوبکر نیز اینچنین بود.

#بدن_عایشه #ویژگی_های_ظاهری #مادر_مومنان #علماىاسلام #الدرالمنثور

🏴@ISLIE
💢شیعه شدن مردم ایران به زور شمشیر

◼️شاه اسماعیل صفوی که تصور می‌کرد برای گسترش مذهب شیعه دوازده امامی وظیفه ای الهی بر عهده‌ی او گذاشته شده و او می‌باید به هر قیمتی که شده مردم ایران را شیعه کند٬ پس از فتح تبریز٬ خواست خطبه ای را به نام دوازده امام بخواند٬ اما یارانش به او یادآور شدند که از سیصد هزار تن مردم تبریز٬ دویست هزارتن آنان سنی مذهب هستند و اگر خطبه ای به نام دوازده امام خوانده‌شود مردم شورش خواهند‌کرد. اما شاه اسماعیل در پاسخ گفت:

◾️«خدای عالم با حضرت٬ همراه من‌اند و من از هیچ‌کس باک ندارم به توفیق الله تعالی٬ اگر رعیت هم حرفی بگویند٬ شمشیر از غلاف می‌کشم و به عون خدا‌ (یعنی به مدد خدا‌) یک کس را زنده نمی گذارم!»

◾️فلذا شاه اسماعیل در روزی که خطبه را خواند٬ شورش و اعتراض مردم تبریز را با زور شمشیر خاموش کرد و اعلام کرد هرکس از مذهب تسنن تبری نجوید کشته ‌خواهد شد. مردم نیز از ترس جان خود چنین کردند.

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٢-٩] | بشار بن برد طخارستانی

❃ بشاربن برد بن یرجوخ از مردم طخارستان و از بزرگان شعرای تازیگوی سده دوّم هجری است. ابن قتیبه اورا از موالی بنی عقیل مىداند و کنیه اورا ابومعاذ و لقبش را مرعث ذکر مىکند و اورا در زمره زندیقان مىشمارد. [هو مولی لبني غقيل ويقال مولی لبنی سدوس ویکنی ابامعاذ و یلقب المرعث و المرعث الذی جعل فی اذنیه الرعاث و هی قرطه و یرمی بالزندقه] درباره مرگ او گویند: چون وی را به زندقه منسوب کردند، به فرمان مهدی عباسی و به وسیله حمدویه صاحب الزنادقه ٧۰ تازیانه به او زده شد که بر اثر همین ضرب دارفانی وداع گفت. [أمرالمهدی عبدالجبار صاحب الزنادقه فضرب بشارا، ...]

❃ وی آتش را که عنصری محترم نزد ایرانیان بود بر خاک که عنصر مقدس مسلمین است برتری میداد و در اشعاری ابلیس را نیز بر آدم چنین برتری میدهد: [ ابلیس خیرمن ابیکم آدم / فتنبهوا یا معشرالفجار /ابلیس من نار و آدم طینه / والارض لاتمسوا سموالنار] بشار قصاید و اشعار بسیاری در مدح ایرانیان و تفضیل عجم بر عرب و مذمت حکومت اسلامی سروده که اغلب آنها توسط حکومت وقت از میان رفته و تنها مختصری از دیوان وی در کتاب وفیات الاعیان و الاغانی دیده میشود. با این حال بشار به ایرانی بودن خود افتخار مىکرد و درحقیقت مبارزه اسماعیل ابن یسار نسائی را دنبال مىنمود. وی در هجو و مذمت فردی که خود را بر ایرانیان برتری میداد چنین میگوید: [أحین کسیت بعدالعری خزا/ ونادمت الکرام علی العقار(....)تریغ بخطبه کسرالموالی/وینسیک المکارم فی ولغ الاطار/ وتغدو للقنافذ تدریها/ ولم تعقل بدراج الدیار (...)]

◼️ترجمه شعر:[ آنگاه که پس ازلختی و برهنگی خز پوشیدی و با آزادگان در باده گساری ندیم و جلیس شدی، اصل خود را فراموش کردی، و آغاز تفاخر با آزادگان نمودی. ای شبان زاده! تورا همین ننگ و خسران بس باشد. با حیله و نیرنگ مىخواهی عظمت موالی را درهم شکنی، در حالی که شکار موش مکرمت و نیکی را از یاد تو برده است. تو با سگ در یک ظرف آب مینوشیدی و هنگام بامداد به شکار خارپشتان مىپرداختی، و عقلت به شکار دراج نمىرسید پوشش تو باد شمال و کارت بزچرانی و گله دارىدر بیابان فقر بود]

❃ بشار، هموطنان ایرانی خودرا به ترک موالات و پیوستگی با اعراب و بازگشت به ملیت خود دعوت و تشویق مىکرد، چنانچه ابوالفرج اصفهانی مىنویسد: {مردی از بنىزید به او گفت: ای بشار تو مارا کوچک میکنی و موالی را بر ما میشورانی که ترک ولاء ما بگویند و به اصل و نسب ایرانی خود برگردند، در حالی که تو خود نژاد پاک و اصلی معروف نداری. بشار گفت: به خدا سوگند، نژاد من از زر ناب پاکتر و بهتر است و اصلم از کردار نیکان و پرهیزکاران پاکیزه تر است. روی زمین سگی نیست که آرزوی پیوستن به نژاد تورا داشته باشد.} وی را سرانجام پس از سالها تلاش و کوشش برای بازگرداندن هویت و غرور ایرانی در سال ۲۱۶ ه.ق به اتهام زندقه به ضرب تازیانه به قتل رساندند.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #بشار #بشار_بن_برد_طخارستانی

🏴@ISLIE
◾️[منتقيات أدباء العرب]-|۱٢|{... يا بشّارقد أفسدت علينا موالينا، تدعوهم إلى الانتفاء منّا وترغّبهم في الرّجوع إلى أصولهم وترك الولاء، وأنت غير زاكي الفرع ولا معروف الأصل؛ فقال له بشار: ولله لأصلي أكرم من الذّهب، ولفرعي أزكى من عمل الأبرار، وما في الأرض كلب يودّ أنّ نسبك له بنسبه،}

◾️[مردی از بنىزید به بشار گفت: ای بشار تو مارا کوچک میکنی و موالی را میشورانی که ترک ولاء بگویند و به اصل و نسب ایرانی خود برگردند، در حالی که تو خود نژاد پاک و اصلی معروف نداری. بشار گفت: به خدا سوگند، نژاد من از زر ناب پاکتر و بهتر و اصلم از کردار نیکان و پرهیزکاران پاکیزه تر است. روی زمین سگی نیست که آرزوی پیوستن به نژاد تورا داشته باشد....]

#پس_از_سقوط #بشار_بن_برد_طخارستانی

🏴@ISLIE
🔴 قابل توجه عزاداران حسینی:
مطابق عقاید تشیع، حسین بن علی رجعت می‌کند و با هند و روم به جنگ میپردازد تا هر کافری را که اسلام نپذیرفت به قتل رساند و سپس تمام حیوانات حرام گوشت را از بین ببرد!!!
آیا چنین جانیِ متوحشی ارزش عزا گرفتن دارد؟!

{در اخبار معتبره وارد شده... چنانچه قطب راوندی روایت کرده که امام حسین گفت: ... پس هرکه دشمن خدا باشد خونش را بریزم و هر بتی را که بیابم بسوزانم، لشکری به سوی بلاد روم بفرستد که آنها را فتح کنند. پس هر حیوان حرام گوشت که باشد را بکشم تا آنکه بغیر طیب و نیکو بر روی زمین نباشد و جزیه را برطرف کنم و یهود و نصاری و سایر ملل را مخیر کنم بین اسلام و شمشیر پس هرکه مسلمان شود بر او منت گذارم و هرکه اسلام را نخواهد خونش را بریزم}
📓منبع: کشف الحق / تألیف محمدصادق خاتون آبادی / ص۲۲۵

🟪 کانال دروغ‌ها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٣-٩] | ابونواس حکمی

❃حسن بن هانی حکمی معروف به "ابونواس" در اهواز به دنیا آمد، وی از شعرای مشهور عصر عباسیان است که در لهو و لعب اسراف میکرد تا جایی که "شاعرالخمره" لقب یافت. او در سرودن غزل مهارت فراوان داشت، چنانکه در وصف محبوبه خود گوید: [للحسن فی وجناته بدع/ ماان یمل الدرس قاریها-|ترجمه|: در چهره او از زیبایی ها بدایعی وجود دارد که خواننده آنها از تلقی درس این حسن خسته و ملول نمىشود.] ابونواس نقش مهمی در انتقال اسلوب آوازها و نغمات قدیم ایران به عرب در دوره عباسیان دارد و بدین صورت عنصر مهمی جهت حفظ ادبیات ایرانی در دوران پس از سقوط محسوب میگردد.

❃دکتر دیل مک گاون میگوید: [داستاني از امامي گفته ميشود كه آغاز به خواندن قرآن در مسجدي ميكند. هنگامي كه امام به اين خط ميرسد، «اي كافران!» #ابونواس ندا ميزند «بله، جانم!» اين سخن اثر خودش را گذاشت. يك آدم بيسروپاي خشمگين او را كشان كشان به محكمه برد.] ابوالعلا معری مىگوید: "صاحب کتاب الورقه از جماعتی از شاعران نام برده است که در طبقه ابونواس و دیگرانی که مثل بوده اند، قرار دارند و آنها را جزء زنادقه دانسته است" با این حال ابونواس با اینکه فریاد آزادىخواهی را سرمیداد و چندین بار به اتهام زندقه زندانی شد، لکن هرگز مراتب احتیاط را رها نکرد و حتی در اینباره چنین سروده است:([هذا زَمانُ القُرودِ فَاخضَع / وَکُن لهم سامعا مطیعا.]-|ترجمه|: این روزگار بوزینگان است، خضوع پیشه دار و از ایشان بشنو و اطاعت کن..)

❃احمد امین مىنویسد: [ابونواس در مورد ایرانیها متعصب بود؛ ابوعبیده را بر اصمعی مقدم میداشت] ابوعبیده از آزادىخواهان و بزرگان علمی قرن ٣هجری بود و کتابهای زیادی در مذمت اعراب مىنوشت و رقیب اصمعی محسوب میگردید که دفاع ابونواس در مورد او پرده از تفکرات و امیال ابونواس در جهت احیای شکوه و تمدن ایرانی برمیدارد. همینطور ابونواس در جهت شناساندن تمدن ایران به ایرانیان و نشان دادن عظمت گذشته اشعار بسیاری سروده است وی در قصیده ای به مقایسه بین تمدن ایران و اعراب میپردازد و چنین به ایرانیان افتخار میکند: ([اَلم ترما بنی کسری / وسابور لمن غبرا]-|ترجمه|:آیا نمىبینی که کسری و شاپور برای گذشتگان چه چیزها ساختند؟) سپس تا آنجا پیش میرود که در پایان قصیده تمامی اعراب بیابانی، چه زن و چه مرد را سرزنش و نکوهش میکند. شعر او بر عشق و علاقه اش به تاریخ ایرانیان و تمدن درخشان آن دلالت دارد و نمودار تنفر او نسبت به زندگی بیابانی است که شاعران قدیم به آن افتخار میکردند و درباره آن شعر مىسرودند. به عنوان نمونه قصیده زیر را میتوان شاهد آورد:

◼️([عاج الشقی علی رسم یسائله/وعجت أسال عن خمّاره البلد/لایرقی الله عینی من بکی حجرا/ ولاشقی وجد من یصبو الی وتد / قالوا ذکرت دیارالحی من أسد/لادر درک! قل لی من بنواسد/ و من تمیم و مندقیس و اخوتهم/ لیس الا عاریب عندالله من احد]-| #ترجمه|: آن شاعر نگون بخت تمایل دارد از ویرانه خانه یار سخن بگوید. و من تمایل دارم که از مىفروش شهر سخن برانم / خداوند اشک چشمی را که به خاطر یک سنگ گریه مىکند خشک نسازد و اندوه کسىرا که به میخ چادر و خیمه عشق میورزد شفا ندهد / گفتند که از سرزمین بنىاسد سخن رانده ای! خدا خیرت ندهد. به من بگو بنىاسد کیست؟/ قبایل تمیم و قیس و دیگر قبایل هم پیمان آنها به چه مىارزند. اصلا کل عرب ها نزد خداوند به چیزی نمىارزند.)

❃از دیگر قصایدی که دلالت برتمایل او به فرهنک ایرانى و عدم علاقه به فرهنگ عربی دارد قصیده ای بائیه است که در آن چنین مىگوید: [دع الاطلال تسفیها الجنوب/وتنبلی عهد جدتها الخطوب/وخل لراکب الوجناء ارضا/تخب بها النجیبه و النجیب/ ......| #ترجمه|:( آثار بجامانده از خانه یار را رها کن تا باد جنوب آنرا بپوشاند و حوادث روزگار کهنه اش گرداند. و راه شتر سواری را بازگذار تا شتران در آن سریع حرکت کنند. آنجا سرزمینی است که گیاه آن بته و خار است و بیش ترین شکار أن کفتار و گرگ ! زندگی کردن و خوشگذرانی را از عرب یادمگیر چون زندگی آنها یک زندگی خشک و خالی است) سپس زندگی اعراب را به زندگی باصفای ایرانیان چنین مقایسه میکند: [فهذا العیش لاخیم البوادی/ وهذا العیش لااللبن الحلیب/فأین البدو من ایوان الکسری/و أین من المیادین الزروب]

◾️این زندگی واقعىاست نه خیمه هاىبیابان و این زندگی آرمانی است نه دوغ و شیر. عرب بیابان گرد کجا و ایوان کسری کجا، میدان هاىشهر کجا و آغل چهارپایان کجا

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابونواس #ابونواس_حکمی

🏴@ISLIE
❃علی احمد سعید إسبر از برجسته‌ترین شعرای عرب دوره مدرن در مورد ابونواس میگوید:

{ابونواس شاعر گناه است، زیرا شاعر آزادی است. آنجا که دروازه هاىآزادی بسته است گناه مقدس مىشود. ابونواس(گرایی) از آن ننگ دارد که جز به حرام، آن هم خوش ترین حرام خرسند شود. (....) برای او در چهارچوب زندگی خاص خود، گناه ضرورتی بود برخاسته از بودن، زیرا نماد آزادی بود؛ نماد عصیان و نجات..}

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابونواس #ابونواس_حکمی

🏴@ISLIE
[روحانیون نیز که مردم را در طول شیوع وبا با روضه خوانی و سینه زنی و رفتن به مصلی سرگرم می کردند، و بعنوان درمان خوردن تربت سیدالشهدا را تجویز مینمودند، به هنگام مصیبت در اعتقاد خودشان سستی پیدا میشد و زودتر از دیگران میدان را خالی مىکردند. گوبینو شاهد بود در تهران برخی روحانیون ثروتمند قبل از همه فرار نمودند. اهل قم دیدند که وبا بکلی رفع شده بود، اما حاکم و آقای متولی از ترس جان به شهر نمی آمدند...]

📓 | تاثیر اجتماعی و اقتصادی بیماری وبا در دوره قاجار ص۵۱

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۴-٩] | ابواسحاق اسماعیل بن قاسم

❃ایرانیان پس از سقوط با هر آنچه در توان داشتند برای بهتر کردن اوضاع کشور و رسیدن به حکومت ملی میکوشیدند. در این بین طیف کثیری از منتقدین حکومت تا مصلحین دینی و مروجین انقلابىگری را شاهد هستیم، که ابواسحاق اسماعیل بن قاسم {ابوالعتاهیه (۱۵٨-٢۱٣)} را بایستی جزو منتقدین سرسخت حکومت اسلامی قلمداد کرد، او در کوفه نشو و نمو یافت و از انتساب به قوم عرب دورى میگزید. طرفدار ایرانیان بود و به نژاد خود مباهات مىکرد وی در شعری به انتقاد از وضع اقتصادی موجود مىپردازد و مىگوید: [من مبلغ عنىالاما/ مَ نصائحا متوالیه/ اِنی اری الاسعار راسع/رالسرعیه غالبه/(.....)]

◾️کیست که اندرزهای پیاپى مرا به خلیفه برساند؟ قیمتها را بسیار گران و کسبها را کم و کاسد و نیازمندیها را همه گیر و فراوان میبینم. غمهای روزگار صبح و شام میرسند و یتیمان و بیوه زنان، در خانه های تهی به سر میبرند

❃به واسطه انتقادهاىشدید ابوالعتاهیه ازفساد حکومت اسلامی و بىعدالتی هایی که نسبت به مردم مىشد، هارون او را به زندان افکند و کسىرا مأمور کرد تا گفتار و کردار اورا زیر بنظر بگیرد و به خلیفه گزارش کند. روزی به هارون اطلاع داده شد که ابوالعتاهیه، اشعاری روىدیوار زندان نگاشته که ترجمه اش این است: [ستمگری زشت است و ستمگر همیشه سرزنش میشود. بزودی نزدکردگار دادرسی خواهیم شد] هارون پس از شنیدن این شعر فرمان داد تا وی آزاد شود. ابوالعتاهیه با سستی ایرانیان زمان خویش نیز به جنگ برخواسته بود به عنوان مثال در مورد والبه بن حباب اسدی که از موالی ایرانی بود و دعوی انتساب به عرب مىکرد، انتقاد میکرد درباره اش چنین گفت: [ اوالب انت فی العرب / کمثل الشیص فی الرطب/ هلم الی الموالی الصید/فی سعه و فی رحب/ فانت بما لعمرالله اشبه بسالعرب ]-| #ترجمه|: ای والبه! تودر میان عرب مانند خرمای نارس در میان رطب هستی. نزدموالی که بزرگوار و اصیلند بیا، تا در آسایش باشی. به خدا سوگند تو به ما شبیه تری تا به عرب)

❃ابوالعتاهیه به فساد اخلاقی جامعه و دین نیز آگاه بود و در این شعر به گستردگی فساد در شهر بغداد اشاره میکند: [قل لمن اظهر التنسک فی الناس / و امی یعد فی الزهاد/ الزم الثغر والتواضع فیه/ لیس بغداد منزل العباد/.....]-| #ترجمه|: بگو آن راکه در میان مردم به پارسایی شناخته شده و درشمار زاهدان به حساب است، کناری را بگزین و درآنجا به عبادت بپرداز که بغداد جای عابدان نیست. بغداد جایگاه خلفا و اقامتگاهی است برای قرآن خوانانی که آن کتاب را وسیله صید مردم قرار داده اند) ابوالفرج اضفهاني در آغانی روایت کرده که:( وی را به زندقه متهم کردند [وروى صاحب الاغاني ان ابا العتاهية كان يُرمى بالزندقة]). با این حال اگرچه به لحاظ سیاسی با زندیقان همسویی در اقوال و گفتار داشت ولی به لحاظ عقیدتی مشکل بتوان وی را زندیق نامید. وی در سال ٢۱٣ چشم از جهان فروبست.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابوالعتاهیه #ابواسحاق_اسماعیل_بن_قاسم

🏴@ISLIE
🖋عمامه به سران خائن با سانسور واقعیات تاریخی و نشر مطالب خرافی و جعلی حسین بن علی رو فردی متفاوت از آنچه بوده است معرفی میکنند در تاریخ پیرامون ادب حسین بن علی چنین میخوانیم:
=========================
🔴امام حسین گفت: 👈🏿ای فلان، اگر آنچه را به تو می گویم از سوی من به مروان ابلاغ نکنی " #چوچوله[بخشی از آلت تناسلی زنان ] فلان مادرت را خورده باشی"؛ به او [مروان] بگو آنچه گفته ای نثار "خودت" و "پدرت" و "خویشاوندانت" باد.👉🏿

⚡️آیا ادبیات یک امام الهی میتواند اینچنین بیشرمانه و وقیح باشد؟
========================
🚯 @ISLIE
◽️[تفسیر النسائي ج٢ص٣٥]-|٤٦۰|:{النَّبِيَِّ: إِنَّ عِفْرِيتًا مِنَ الجِنِّ تَفَلَّتَ البَارِحَةَ لِيَقْطَعَ عَلَيَّ صَلاَتِي، فَأَمْكَنَنِي اللَّهُ مِنْهُ فَأَخَذْتُهُ، فَأَرَدْتُ أَنْ أَرْبُطَهُ علي ساريه من سواري المَسْجِدِ حَتَّى تَنْظُرُوا إِلَيْهِ كُلُّكُمْ،(...)}

◾️|٤٦۰|-محمد گفت: [عفریتی از نوع دیو دیشب بر من آمد تا نماز مرا قطع کند، خداوند بر وی مرا مسلط گردانید و او را گرفتم و قصد کردم که او را به یکی از ستونهای مسجد ببندم تا همه شما به سوی وی بنگرید،(...)]"اخرجه البخاري في الصحيحه" [متن کامل ]

◼️پیامبر دروغگو و متوهم مسلمین برای فریب دادن مسلمانان ادعا میکند که با دیوها و جنیان کشتی میگرفته!!

🏴@ISLIE
The word god is for me nothing more than the expression and product of human weaknesses

◼️واژه‌ی خدا برای من چیزی نیست جز نمود و نتیجه‌ی ضعف بشر

آلبرت اینشتین٬ نامه به خدا

🏴@ISLIE