دروغ‌ها و خرافات اسلام
22.4K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram

نومیدکننده‌ترین ننگ‌ها، ننگ آن نادانی است که گمان می‌کند همه چیز را می‌داند و در نتیجه به خودش اجازه «آدم‌کشی» می‌دهد!


✍️ آلبر_کامو

@ISLIE
شاه به قاضی شارع :
شرع براین موضوع چه حکمی دارد؟

قاضی شارع :
شاه را چه خوش آید؟ شرعیات آنقدر فرعیات دارد که هرآنچه ما گوییم عوام قبول کنند...

سربداران
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➌】

💠حمله به قبايل كوچک و قتل و غارت آنان

🔹محمد پس از عقد قرارداد صلح با مکه، بلافاصله دست به اجرای بخش دوم نقشه خود زده، حمله به قبايل کوچک و قتل و غارت بی سابقه و وحشيانه آنان را آغاز می کند.

در ربيع الخر همين سال (سال ششم) "عُكّاشة بن مُحصَن" را با چهل نفر براى غارت مردم سوى "غَمرَه" ميفرستد که قوم مزبور خبردار شده و به کوهها فرارى مى شوند، و عكاشه "طليه داران به هر سو فرستاد که يكى از خبرگيران دشمن را بياوردند که چهارپايان قوم را نشان داد ودويست شتر يافتند و سوى مدينه آوردند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1129.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:416.

در ربيع الاول همان سال "محمد بن مَسلَمه" را با ده نفر به جنگ قبيله "قُرَطاء" ميفرستد که همه کشته و خود وی نيز زخمی می شود. در ربيع الخر، "عُبَيدة بن جَرّاح" را با ۴٠تن به سوی "ذُوَالقَصَه" ميفرستد که مردم بيچاره به کوهها فرار می کنند و مهاجمين با تعدادی شتر و کالهای ديگر و مردی که از ترس اسلام آورده و او را رها کرده بودند،
بازميگردند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:417.

در همين سال، "زَيدبن حارِثه" را به سفر جنگى سوى جَموم از بنی سليم ميفرستد، و او "يكى از زنان "بنى مرينه" را که حليمه نام داشت بگرفت که او آنها را به محل احشام قبيله راهنمايى کرد "و تعدادى گوسفند و بز و اسير بگرفتند و شوهر حليمه از جمله اسيران بود و پيمبر او را به حليمه بخشيد".
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:421.

همان سال زيدبن حارثه نيز به سوى "عيص"(Is) رفت و کاروان "اَبوالعاص بن ربيع" را با اموال آن غارت کرد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:418.

همچنين، "در جمادى الاخر اين سال زيدبن حارثه با پانزده کس به سفر جنگى سوى "طرِف" رفت که قوم "بَنى تَعلَبه" آنجا بودند و بدويان بگريختند که بيم داشتند پيمبر سوى آنها آمده باشد و بيست شتر از آنها بگرفت" .
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1130-1129 .
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:420.

ادامه دارد ...
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
تعصبات به ندرت از طریق استدلال از

بین می‌روند. آن‌ها از طریقی عقلانی

شکل نگرفته‌اند که با منطق بتوان

از بین‌شان برد.

تایرون ادواردز
@ISLIE

مردم حقيقت را نمى پذيرند ،

چون نمى خواهند به تخيلاتى كه تمام عمر بر اساس آن زندگى كرده اند ،
آسيبى وارد شود ...!

نيچه

@ISLIE
درود دوستان عزیز 🌷

مدتی است که در مورد #جنگ_های_محمد چندین مطلب از کتب تاریخی خود مسلمانان گذاشته ایم و تا همینجا اثبات شده که اسلام بر پایه #غارت و #سرکوب شکل گرفته

باوجود #تحدی های ما دوستان مسلمان هیچ جوابی نداشته اند ، تنها انتقادی #نامعقولی که به مطالب، در مورد اعتبار منابع ماست

🔅بارها در بحث با مسلمانان ( اغلب شیعیان ) دیده و شنیده میشود که به روایات نقل شده از تاریخ طبری ایراد گرفته و آنها را فاقد اعتبار میدانند . سخن این عزیزان متاثر از قول خود طبری است که در ابتدای کتابش خود را « حاطب اللیل » معرفی کرده و بیان داشته که به مانند کسی ست که در تاریکی شب هیزم جمع میکند و ممکن است در میان این هیزمها ماری را اشتباها برداشته باشد ..

🔅شیعیان همچنین پیروی طبری از مذهب اهل تسنن را هم به ایراد قبلی افزوده و با بیان این گفتار که « ما تواریخ اهل تسنن را قبول نداریم » از پذیرفتن روایات طبری شانه خالی میکنند .

💠اما حقیقت چیست ؟

🔹حقیقت این است که بصورت کلی تاریخ چیزی جز موردی که طبری به آن اشاره کرده نیست و عملا هیچ مورخی نمیتواند ادعا کند تمام آنچه که در اثر خود نوشته ، قطعا صحیح و مطابق با واقعیت تاریخی اتفاق افتاده در فلان دوران و برهه است .
پس در واقع مورخ کبیر ابن جریر طبری با بیان این نکته در ابتدای اثر گرانبها و گران سنگش « تاریخ الرسل و الملوک » ، وجدان و شرافت علمی خود را به نمایش گذاشته و باب تحقیق و پژوهش را بروی مخاطبین کتابش نبسته و صادقانه بیان کرده که ممکن است در بین آنچه او جمع آوری کرده ، روایات نا صحیحی هم وجود داشته باشد و قضاوت درباره منقولات را به عهده خواننده گذاشته است تا در صورت تشکیک در اعتبار هر روایتی ، با تفحص و تحقیق بتواند از صحت و سقم آن مطمئن بشود

👈اما در ادامه باید نکته ای مطرح کرد .
حضراتی که این چنین بر تاریخ طبری میتازند چطور تا به امروز هیچ کوششی نکردند تا حداقل در بخش های سیره و مغازی مشخص کنند دقیقا کدام قسمت از روایات این برهه حساس از تاریخ را فاقد اعتبار و کدام قسمت را معتبر میدانند ؟

♨️البته شاید پاسخی که ما حدس میزنیم درست باشد .
مسلمانان و بویژه شیعیان در مواجهه با بسیاری از مسایل برخورد و رفتار « شتر مرغی » دارند .‌
میگیم بار ببر میگن من مرغم !
میگیم تخم بذار میگن من شترم !
اینگونه رندانه برخورد کردن با تاریخ و باری به جهت بودن و هر جا به نفعمان بود آن را پذیرفتن و هر جا به نفعمان نبود آن را رد کردن ... روشی غیر علمی و نا درست است .
نمیشود که هر جا خواستید زیبایی های زندگی محمد را جار بزنید از همین طبری روایت بیاورید و‌هر جا ما خواستیم جنایات اسلام را بازگو کنیم ، نقلش را از طبری نپذیرید .
یا ضعیف و صحیح طبری را بر اساس یک منهج علمی مشخص کنید . یا طبری را بپذیرید یا کلا نپذیرید .
مگر میشود که طبری ان روایاتی که مطابق میل شماست را از منابع و روات ثقه و صدوق و معتبر اخذ کرده باشد و روایاتی که مورد پسند شما نیست را از کذابین و جعال ؟!

🔹و سخن آخر اینکه اگر حضرات اعتبار طبری را نمیپذیرند حداقل یکی دیگر از تواریخ معتبر را بیاورند تا مقایسه ای انجام بدهیم
بالاخره ادعای بی پایه که نمیشود کرد . وقتی مدعی هستید بخشی از روایات طبری ضعیف و خلاف واقعیت است لطف کنید مجموعه ای از تواریخ را بگذارید یک طرف و طبری را یک طرف .‌
برگ به برگ ورق بزنیم تا ببینیم روایات طبری واقعا چه اختلافی با سایر تواریخ اسلام دارن که شما با سوء استفاده از صداقت و وجدان علمی طبری ، ارزش و اعتبار اثرش را مخدوش میکنید

🎯اما بهتر است باز از کتب خود مسلمانان جواب انها را بدهیم 👇🏻👇🏻👇🏻
👆
علامه ابن اثیر : امام طبری و کتابش تاریخ طبری مورد اعتماد است نزد همه ما.

@ISLIE
تصریح امام احمد بر اینکه روایات تاریخی جنگ و تفسیر نیازی به سند و بررسی سندی ندارد

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➏➌】

💠حمله به قبایل کوچک و قتل و غارت آنان (قسمت دو)

در شعبان همان سال دوباره "زيدبن حارثه" را به سوى "وادى اَلقُرى" بر سر "بنى فََزاره" ميفرستد که بسياری از آنها را بقتل رسانده زن و فرزندان آنها را به اسارت به مدينه می آورد.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، 1082.

در شعبان همان سال محمد "عبدالرحمن بن عوف" را بسوى "دُومَةُ الجَندل" ميفرستد و به او ميگويد: "اگر قوم به اطاعت تو در آمدند دختر پادشاهشان را به زنى بگير". که قوم مزبور تسليم شده و زن رئيسشان را بزنى ميگيرد.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1130.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:424
@ISLIE
در رمضان همان سال حارثه را دوباره سوى "اُمّ قِرفَه" ميفرستد. زيد، "اُمَ قِرفَه" و دختر او را دستگير میکند و دو پاى "ام قرفه" را که پيرمرد فرتوتى بود، به "دو شتر بستند و براندند تا به دو نيمه شد .” طبرى مى گويد:
📜"اُمَ قِرفَه" شريف قوم خويش بود و عربان بمَثَل مى گفتند: اگر شريفتر از اُمَ قِرفَه بودى، بيشتر از اين نبودى".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1131.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:428

🔆اينها بخشی از جنايات نابخشودنی است که محمد و مسلمانان بر عليه مردم بيچاره و صلح جوی عرب مرتکب می شوند. محمد در مجموع، در مدت يکسال پس از صلح با قريش، دست به ٣٨حمله به قبايل و طوايف کوچک ميزند، و پس از قتل و غارت و اسير کردن زنان و کودکانِ آنها، بيشترشان را به اطاعت خود در می آورد.🔅

💠همچنین ترور های زیادی هم در این زمان اتفاق افتاد

ازجمله ترورهايی که در اين زمان انجام ميدهد ترور ابو عَفَک پيرمرد شاعر است که بر عليه محمد شعر می گفته و مردم قبايل اوس و خَزرَج را از دنباله روی از ديکتاتوری او نهی می نمود . محمد
سالِم بن عًمَير را مامور قتل وی می کند.
📗 ابن هشام، جلد سوم، ص 1091.

همچنين در همين زمان عُمَير بن عَدیّ را به ماموريت ترور عًصماء دختر مروان که علیه محمد شعر میگفته می فرستد. ابن هشام می گويد:
📜"وی زن فصيحه ای بود و شعر گفتی و عيب مسلمانان کردی و آنِ دين اسلام، و بعد از آن حکايت کردند در خدمت پيغمبر، عليه السلام، و عُمَير بن عَدیّ را که هم از قوم وی بود بفرمود تا برفت و آن زن بقتل آورد. و عمير هم در شب برفت و آن زن را بقتل آرود، و روز ديگر بخدمت پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت : يا رسول الله ، عصماء را بقتل آوردم. سيد، عليه السلام، وی را گفت: "ای عمير نصرتِ خدای و پيغمبر کردی بکشتن عصماء. جَزاه ُ الله خيراٌ.”
📗 ابن هشام، جلد سوم، ص 1091.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
👍1
#حقیقت را بگویید و مردم را آگاه سازید ، هرچند یقین داشته باشید که کشته خواهید شد .


فرانسوا_ولتر

@ISLIE
افسردگی به انسان فرصت #اندیشیدن نمیدهد؛

بنابراین برای اینکه انسان نادان بماند، باید اندوهگینش ساخت ...

فریدریش_نیچه
#شیعه #عزا
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➌】

💠حمله به قبایل کوچک و قتل و غارت انان(قسمت اخر)

🔹آنچه که در اين جا (دو پست قبل) به چشم می خورد اينست که محمد که اکنون خاطرش از جانب قريش آسوده گشته است، در آزادی کامل و با دست باز، به قتل و غارت قبايل کوچک می پردازد، و هر قبيله ای را که تسليم او نشده و به اسلام تن در نميداد، مورد کشتار و اسارت قرار داده و در يک کلام نابود می سازد.

🔅بطوريکه ديگر حتی ظاهر سازی های اوليه وی بعنوان کسی که از جانب خدا برای هدايت مردم آمده نيز بکناری رفته و هدف واقعی وی که غارت مردم و در آوردن مردم تحت کنترل شخصی و مطلقه وی بوده است بيش از هر زمان
ديگری برای آنان برملا می گردد.
@ISLIE
در واقعيت امر نيز تاخت و تازهای محمد به جان و ناموس مردم در اين زمان به حدی بود که براحتی ميتوان تصور کرد که مردم عرب، در چنين شرايطی ، به محمد، در عمل و عليرغم مدعياتش، جز بعنوان فردی جرار و خون آشام که با باندهای مسلح خود بجان مردم بيگناه افتاده، در صورت عدم اطاعت، مردان آنان را به قتل رسانده، اموالشان را به يغما برده و زن و فرزندانشان را مورد تجاوز سپاهيان خود قرار داده، به اسارت خود در می آورد، فکر نمی کردند.

🔰بنابراين، آنها چگونه می توانستند بطور داوطلبانه به خدايی که با چنين وحشيگری و قصاوتی بندگان خود را بدست فرستاده اش سلاخی می کرده، دو پای آنها را به شتر بسته، بدنشان را از هم ميدرانده، و زنان و دختران کوچک و بزرگ و در يک کلام جگر گوشه های آنان را به طرز موهن و رقت آوری مورد تجاوز خود و سپاهيانش قرار ميداده، عقيده بياورند. خودِ نام اسلام نيز که معنايی جز تسليم وفرمانبرداری کورکورانه (از خدا و پيغمبرش) نداشته، بيجهت به روی اين مذهب گذارده نشده بوده است.
📚- اَلسلام: از مصدر س- ل- م: اًسلَمَ :انقياد، تسليم، فرهنگ المنجد؛ تسليم شدن، گردن نهادن،فرمان برداری، فرهنگ عربی به فارسی المعجم العربی الحديث، دكتر خليل جُر.

🔹در واقع نيز، محمد همه جا و از همان ابتدا، همه را تهديد به اين ميکرد که در صورتی که با قبول اسلام به اطاعت وی و خدای او در نيايند به عذاب و قهر وی گرفتار خواهند شد. و اين دقيقا همان عذابی بود که محمد از مدتها پيش، اعراب را به آن تهديد کرده بود و اکنون پس از ١٩سال آنرا به مرحله اجرا ميگذارد. اين عذاب، لازمۀ استقرار
ديکتاتوری مطلقه ای بود که محمد به منظوری جز آن مبعوث نشده بود، و خود نيز در ابتدای دعوتش، چه از طريق آيات قران و چه در ملقات خود با سران قريش، به آن اعتراف نموده بود، و اکنون که اعراب پس از ١٩سال، بجز نفراتی که عمدتا بخاطر غارت اموال به او پيوسته بودند، همچنان از پيوستن به وی سر باز ميزدند، بقيه تنها به ضرب شمشير و زور بود که تسليم او شده مسلمان ميشدند.

🎯در همه جا نظام جديد از طريق سرکوب و خون و شمشير بود که ديکتاتوری خود را بر ويرانه های دمکراسی بدویِ نظامهای ماقبل خود بر پا کرد. محمد نيز کاری جز اين ننمود

پست بعد : جنگ خيبر و قلع و قمع باقيمانده قبايل يهود
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
سالهای سال تصور میکردم که
مى انديشم و انتخاب میکنم
بعدها متوجه شدم که دقیقا به چیزی
می اندیشم که آنها برایم انتخاب
کرده اند ، این جا نقطه ى آغاز خود آگاهیم بود

@ISLIE

وجود مظلوم همواره چنین تعدیل و توجیه می‌شد که در دنیای خیالی و رؤیایی پس از مرگ، همه چیز جبران خوهد شد.

جرج_اورول

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑➌】

💠جنگ خيبر و قلع و قمع باقيمانده قبايل يهود

🔆باقرارداد صلح حُدَيبيِه، اتحاد قبلی ميان قريش، يهود، و قبايل بدوی بنی غََطَفان و بنی فََزاره که در جنگ خندق بر عليه محمد بسته شده بود، بکلی باطل ميگردد. چون بنابر مواد توافق، دو طرف نمی توانستند با قبايل ديگر بر عليه هم عقد اتحاد ببندند. از اينرو، قرارداد حُدَيبيه برای محمد بهترين فرصت را برای حمله به دشمنان سابق و انتقام از آنان فراهم آورده بود. بخصوص که يهوديان خيبر که عمدتا به کار کشاورزی و نخل داری اشتغال داشتند از ثروت خوبی برخوردار بودند.
@ISLIE
🔅خييبر در نود مايلی شمال مدينه قرار داشت و در کنار آن ۵قلعه بنامهای "حِصن"، "قََمُوص"، "صَعب بن مُعاذ"، "وَطيع" و "سُللِم" قرار داشت که اين قلعه ها بطور پراکنده در ميان باغ های خرما و مزارع کشاورزی اهالی آن قرار گرفته بودند. اين مزارع طی ساليان دراز، در اثر کوشش و تلش پيگير و دلسوزانه يهوديان کشاورز بوجود آمده بودند، بطوريکه زندگی آنان بطور عمده از قِبَل بهره برداری از آنها می گذشت. آنها در طی روز در اين مزارع به کار پرداخته و هنگام شب، به قلعه های خود که از امنيت بيشتری برخوردار بودند، پناه می بردند.

🔅اهالی هر قلعه يک جمع مستقل و خود ران را تشکيل ميدادند. ولی از آنجا که بکار کشاورزی اشتغال داشتند، نسبت به اقوام بدوی دامدار که با جنگ و درگيری نظامی بيشتر سر و کار داشتند، از قدرت و چيرگی نظامی چندانی برخوردار نبودند. از اينرو، قلعه های مزبور، نه تنها فاقد يک اتحاد نظامی سازمان يافته ميان خود در برابر حملات خارجی بودند، بلکه معمول با پرداخت سهمی از محصول خود به قبايل بدوی، هم از تعرضات احتمالی آنها مصون می ماندند و هم طبق قراردادی آنها را متعهد به حمايت نظامی از خود می نمودند. از اينرو، هنگاميکه محمد ، آنها را تحت محاصره خود ميگيرد، مردم هر قلعه، با ابتکار خود، بشکلی خودبخودی و از نظر نظامی سازمان نيافته ، و بدون ارتباط و هماهنگی با قلعه های ديگر بدفاع از خود می پردازند. مضاف بر اين، آنها که اکنون بيش از هر زمان ديگری به کمک قبايل ديگر نياز داشته اند، بطور نااميد کننده ای، زير محاصره نيروهای محمد کامل تنها می مانند. نه تنها قريش، بخاطر قرارداد صلح حديبيه به کمک آنها نمی آيند، بلکه قبايل بدوی ديگری نيز که متحد و يا مسئول حمايت از آنان بودند جز غطفانيان ، چه از روی ترس و چه بخاطر پول بيشتری که احتمال محمد به آنها پيشنهاد کرده بود، خود را کنار کشيده، هيچ اقدامی در کمک به آنها نمی نمايند.

🔅غطفانيان نيز راه کمکشان به خيبريان توسط نيروهای محمد سد ميشود. در چنين شرايطی است که محمد، در بازگشت از حديبيه، پس از يک توقف دو ماهه در مدينه، در آواخر ماه محرمِ سال هفتم هجرت، با ١۶٠٠نفر از افراد جرار و کارآزموده خود راهی خيبر شده، مردم بيگناه و کشاورز آنرا در فلعه هايشان تحت محاصره خود در می آورد.


👈📜رسم محمد در حمله به قبايل ديگر اين بود که چون بدون اطلاع قبلی و بطور غافلگيرانه به آنها حمله ميکرد، از اينرو، برای آنکه بداند که آيا آنها تهديد عمومی او به پيوستن به اسلام را جدی گرفته اند يا نه، نيروهای خود را مخفيانه به نزديکی آنها گسيل داشته، شب را در نزديکی آنان اطراق می کرد، و بهنگام صبح آگر بانگ نماز را از جانب آنان نمی شنيد، آنها را مورد حمله خود قرار ميداد، و آگر "بانگ نماز از ميان ايشان بشنيدی، دست از ايشان بداشتی و غارت نفرمودی." و چون بانگ نماز بگوش محمد نرسيد، به اصحاب خود گفت: "خراب شد خيبر، و ما چون بساحت قومی از کفار فرود آمديم، وای بر ايشان." اين نيز خود، خصلت اجباری و نه اعتقادی پيوستن اعراب به اسلام را نشان ميدهد.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 822.

🎯در اين زمان مردم خيبرکه در مزارع خود بودند، با ديدن لشکر غارتگرمحمد از دور با شتاب و در حاليکه بانگ ميزدند که محمد و لشگرش آمدند، بدرون قلعه های خود فرار می کنند.

📜ابن اسحاق ميگويد: "آنجا فرود آمد تا ميان اهل خيبر و قوم غطفانيان حايل شود که غطفانيانِِ،ِخيبريان را بر ضد پيغمبر کمک ندهند و چون غطفانيان از آمدن پيمبر خبر يافتند فراهم آمدند تا به کمک يهودان شتابند و چون روان شدند از کار اموال و کسان خود خود نگران شدند و پنداشتند مسلمانان بدانجا حمله برده اند و باز گشتند و در جاى خويش بماندند و پيمبر را با خيبريان واگذاشتند.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1145.

پست بعد :فتح قلعه ها و شکنجه و تجاوز
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜

در سیاره کوچک ما، عقاید بیش از طاعون و زلزله، موجب بلایا شده است.

ولتر
@ISLIE
كهكشان هاى بسيارى وجود دارد
كه خدا بايد به آنها رسيدگى كند،
اما او به شدت مشتاق اين است كه
بداند ما وقتى برهنه ايم چه مى كنيم

👤 #سم_هریس
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➌】

💠جنگ خیبر و قلع وقمع باقیمانده قبایل یهود(قسمت دو)

اولين قلعه ای که پس از مقاومتی کوتاه باز می شود، قلعه "ناعم" است که در جريان فتح آن "محمود بن مَسلَمه" بضرب سنگ آسيابی که يک زن يهودی از بالای ديوار قلعه بر سر وی می اندازند، بقتل ميرسد.

قلعه دوم، قموص است که با فتح آن زنان و کودکان بيگناه زيادی به اسارت مسلمانان در می آيند.

🔹🔅از جملۀ اسرا، "صَفيّه" دختر بسيار زيبای "حُيَیِ بن اَخطََب" رئيس قوم بنی نضير بود که پس از بيرون راندن آنان توسط محمد، به خيبر کوچ کرده و در ميان قلعه های آنها تقسيم شده بودند. ما ديديم که چگونه "حُيِِّی بن اخطب" بنا بهقولی که به رئيس بنی قُرَيظه داده بود داوطلبانه بميان آنان، هنگاميکه در محاصره مسلمانان بودند، ميرود و شجاعانه بدست محمد گردن زده می شود.

🔸اکنون محمد چنگ بر زن و فرزندان او انداخته و از همان اول دست روی صفيه می گذارد و زن بيگناه را پس از آنکه شوهرش "کَنانَة بن رَبيع"، رئيس يهوديان را، بجرم افشا نکردن محل گنج های امانتی مردم، گردن می زند، برای
کامروائی به چادر خود ميفرستد.
@ISLIE
🔅#داستان_قهرمانانه_کنانه از اينقرار بوده است که او در برابر اصرار محمد در افشای محل اموال و دارائی هايی که مردم به امانت نزد او گذارده بودند تا آخرين لحظه مقاومت می کند و اساسا منکر وجود چنين چيزی می شود. تا اينکه يکی از يهوديان خرابه ای را که کنانه دارائی و پولهای مردم را در آن مخفی نموده بود به محمد نشان داده و محمد مقداری از آنها را از زير خاک در می آورد. آنگاه محمد مجددا کنانه را برای افشای محل بقيه دارائيها به نزد خود آورده از او سئوال می کند. کنانه طبق معمول انکار می نمايد. محمد مجددا دستور شکنجۀ او را می دهد و به "زُبَِير بن اَلعَوام" ميگويد:"تا او را عذاب دهد تا آنوقت که اقرار بکند. و زبير او را عقوبت [شکنجه] ميکرد و هيچ اقراری نمی کرد. پس سيد، عليه السلام، او را به محمد بن مَسلَمه داد تا وی را بعوض برادر خود "محمود بن مَسلَمه" باز کشد. پس مَسلمه برخاست و وی را در حال گردن بزد."
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 831
📘ترجمه تاریخ طبری جلد سوم ص 1147
📕ترجمه الکامل فی التاریخ جلد هفتم . ص 254
@ISLIE
بخاری نيز شرح ماجرا را اينطور تعريف ميکند:
📜"پيامبر در مورد شکنجه کنانه به زبير دستور داد و گفت: او را آنقدر شکنجه بده تا آنچه را که دارد از او در آوری و بيرون بکشی. لذا زبير روی سينۀ کنانه آتشی روشن کرد، و آنرا با چوب کبريت پخش کرد تا کنانه به حال مرگ افتاد. آنگاه پيامبر او را به مَسلمه داد تا سر از تنش جدا کند".
📗Tabari VIII:122; Ibne Ushaq, The life of Muhammad, English, p. 515.

🔅باين ترتيب، کنانه، بدست محمدی که در آيه های قران مکررا ديگران را به امانت داری تشويق و ترغيب ميکرد، بخاطر همين خصوصيت، شکنجه و به قتل ميرسد.

🔅جالب است که صفيه را "دِحبَة بن خليفَة اََلکَلبی" از اصحاب محمد می خواسته است، ولی محمد وی را به او نمی دهد. ابن عشاق می گويد:
📜"وقتی دحبَه که خواستار نگهداری صفيه برای خودش بوده اعتراض می کند، پيامبر بجای صفيه دو دختر عموی او را به دحبه می دهد".
📗Ibne Ishaq, p. 511.

🔆پس از آن، بقيه زنان خيبر ميان مسلمانان تقسيم می شوند. اما محمد در کام گرفتن از صفيه آنچنان بی تاب می شود که در کمال بی پروائی قوانين قرآنی خود را نيز زير پا ميگذارد. چرا که طبق قاعده اسلامی و مردسالرانه عدّه، که خود محمد آنرا تاييد کرده بود ، مسلمانان نمی توانستند با زنی که شوهر داشته و بواسطه طلاق يا هر دليل ديگری در تملک آنها قرار گرفته، بلافاصله و بدون رعايت مدت چند ماهه عده، هم خوابگی کنند. ولی محمد که در زير پا گذاردن قوانين خدائیِِ ! خود بوقت ضرورت سابقه درخشانی داشته است، تحمل چنين انتظاری را نداشته، و در همان راه بازگشت، در ميانه راه، از زن بيچاره و عزادار کام دل می گيرد.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:540
📘ترجمه الکامل فی التاریخ جلد هفتم . ص 382
📕البدایه و النهایه ابن کثیر الجزء السادس «۶»سنة سبع من الهجره غزوة خیبرفتح رسول الله حصون خیبر - قصه صفیه ص 278 - 295

محمد در این زمان 60 سال و صفیه 16 سال داشت

🎯با اين حال، به تدريج که قدرت محمد بيشتر می شد مطلق العنانی وی در اعمال ش، و بموازات آن ترس از انتقاد از وی نيز در ميان مسلمانان افزايش مييافت. بهمين دليل، بر عکس گذشته که بعضی از پيروانش گهگاه تخلفات او را مورد انتقاد قرار ميدادند، هرچه جلوتر ميرويم کمتر نغمه مخالفت و انتقادی بگوشمان ميرسد. در اينمورد نيز کسی چيزی بر عليه او نمی گويد.

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
‏آنها مذهب را اختراع کردند
تا کارگر بجای اعتراض، دعا کند

@ISLIE
خدایا،خالقا بس کن جنایت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمی‌کردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمی‌کردی
جهانی را چنین غوغا نمی‌کردی

کارو
@ISLIE