⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊】
🏵به دلیل درخواست های مکرر اعضای محترم کانال از این پس جنگهای محمد و روند شکل گیری اسلام را مورد برسی قرار میدهیم .
✍محمد پس از ۱۴ سال تبليغ و ترويج مسالمت آميز و تقریبا بی نتیجه، کار خويش را با حمله و غارت کاوران ها آغاز کرد
🔅او در مکه، بدون نيرو و بی دفاع، در چنگال پرتوان قريش قرار داشت و با کوچکترين حرکت تعرضی بر عليه قريش ممکن بود که بکلی از ميان برداشته شود. ولی اکنون او در شرايط کاملا جديدی قرار گرفته بود.
⇒ @ISLIE ⇐
🔅او پس از حدود يکسال که در مدينه نيروهای خود را متشکل نموده، با عقد قراردادهای گوناگون با قبايل ديگر موقعيت خود را مستحکم کرده بود
ولی از دو ضعف بزرگ رنج می برد: 🔹اول آنکه هنوز قدرت نظاميش به حد رويارويی با قريش نرسيده بود، و 🔹دوم آنکه حداقل نيمی از پيروانش در مدينه بخاطر آنکه در جريان مهاجرت خانه و اموال خود را در مکه رها کرده بودند، در مسکنت شديد بسر برده و از جمله بی چيزترين ساکنين مدينه بشمار می رفتند. اين افراد معيشت خود را به سختی تامين می نمودند، بطوری ممکن بود حداقل بعضی از آنها زير فشار مالی، محمد را رها کرده بر سر کار و زندگی خود در مکه باز گردند
☑️ تحت چنين شرايطی محمد مجبور بود در قدم اول دست به رفع اين موانع و ضعف های نيروی خود بزند. چرا که بدون رفع اين موانع نه تنها قادر به حمله و جنگ با قريش و قبايل ديگر برای به زانو در آوردنشان نبود، بلکه تضمينی برای ادامه بقای خودش هم وجود نداشت. با يک چنين ارزيابی از اوضاع و احوالی بود که حمله به کاروان های مکه و #غارت آنها را تنها راه ممکن برای رسيدن به مقاصد خود تشخيص داد. با اينکار يعنی غارت کاروان ها اول، ميتوانست ضعف اقتصادی مسلمانان و نيروی خود را بر طرف نمايد. ثانيا، ميتواست با ناامن کردن راه های تجاری مکه که از اطراف مدينه عبور می کردند به دشمن اصلی خود ضربه اقتصادی مهلکی وارد آورد.
⏪ پست بعدی : حمله به کاروان ها
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
🏵به دلیل درخواست های مکرر اعضای محترم کانال از این پس جنگهای محمد و روند شکل گیری اسلام را مورد برسی قرار میدهیم .
✍محمد پس از ۱۴ سال تبليغ و ترويج مسالمت آميز و تقریبا بی نتیجه، کار خويش را با حمله و غارت کاوران ها آغاز کرد
🔅او در مکه، بدون نيرو و بی دفاع، در چنگال پرتوان قريش قرار داشت و با کوچکترين حرکت تعرضی بر عليه قريش ممکن بود که بکلی از ميان برداشته شود. ولی اکنون او در شرايط کاملا جديدی قرار گرفته بود.
⇒ @ISLIE ⇐
🔅او پس از حدود يکسال که در مدينه نيروهای خود را متشکل نموده، با عقد قراردادهای گوناگون با قبايل ديگر موقعيت خود را مستحکم کرده بود
ولی از دو ضعف بزرگ رنج می برد: 🔹اول آنکه هنوز قدرت نظاميش به حد رويارويی با قريش نرسيده بود، و 🔹دوم آنکه حداقل نيمی از پيروانش در مدينه بخاطر آنکه در جريان مهاجرت خانه و اموال خود را در مکه رها کرده بودند، در مسکنت شديد بسر برده و از جمله بی چيزترين ساکنين مدينه بشمار می رفتند. اين افراد معيشت خود را به سختی تامين می نمودند، بطوری ممکن بود حداقل بعضی از آنها زير فشار مالی، محمد را رها کرده بر سر کار و زندگی خود در مکه باز گردند
☑️ تحت چنين شرايطی محمد مجبور بود در قدم اول دست به رفع اين موانع و ضعف های نيروی خود بزند. چرا که بدون رفع اين موانع نه تنها قادر به حمله و جنگ با قريش و قبايل ديگر برای به زانو در آوردنشان نبود، بلکه تضمينی برای ادامه بقای خودش هم وجود نداشت. با يک چنين ارزيابی از اوضاع و احوالی بود که حمله به کاروان های مکه و #غارت آنها را تنها راه ممکن برای رسيدن به مقاصد خود تشخيص داد. با اينکار يعنی غارت کاروان ها اول، ميتوانست ضعف اقتصادی مسلمانان و نيروی خود را بر طرف نمايد. ثانيا، ميتواست با ناامن کردن راه های تجاری مکه که از اطراف مدينه عبور می کردند به دشمن اصلی خود ضربه اقتصادی مهلکی وارد آورد.
⏪ پست بعدی : حمله به کاروان ها
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
درود دوستان عزیز 🌷
مدتی است که در مورد #جنگ_های_محمد چندین مطلب از کتب تاریخی خود مسلمانان گذاشته ایم و تا همینجا اثبات شده که اسلام بر پایه #غارت و #سرکوب شکل گرفته
باوجود #تحدی های ما دوستان مسلمان هیچ جوابی نداشته اند ، تنها انتقادی #نامعقولی که به مطالب، در مورد اعتبار منابع ماست
🔅بارها در بحث با مسلمانان ( اغلب شیعیان ) دیده و شنیده میشود که به روایات نقل شده از تاریخ طبری ایراد گرفته و آنها را فاقد اعتبار میدانند . سخن این عزیزان متاثر از قول خود طبری است که در ابتدای کتابش خود را « حاطب اللیل » معرفی کرده و بیان داشته که به مانند کسی ست که در تاریکی شب هیزم جمع میکند و ممکن است در میان این هیزمها ماری را اشتباها برداشته باشد ..
🔅شیعیان همچنین پیروی طبری از مذهب اهل تسنن را هم به ایراد قبلی افزوده و با بیان این گفتار که « ما تواریخ اهل تسنن را قبول نداریم » از پذیرفتن روایات طبری شانه خالی میکنند .
💠اما حقیقت چیست ؟
🔹حقیقت این است که بصورت کلی تاریخ چیزی جز موردی که طبری به آن اشاره کرده نیست و عملا هیچ مورخی نمیتواند ادعا کند تمام آنچه که در اثر خود نوشته ، قطعا صحیح و مطابق با واقعیت تاریخی اتفاق افتاده در فلان دوران و برهه است .
پس در واقع مورخ کبیر ابن جریر طبری با بیان این نکته در ابتدای اثر گرانبها و گران سنگش « تاریخ الرسل و الملوک » ، وجدان و شرافت علمی خود را به نمایش گذاشته و باب تحقیق و پژوهش را بروی مخاطبین کتابش نبسته و صادقانه بیان کرده که ممکن است در بین آنچه او جمع آوری کرده ، روایات نا صحیحی هم وجود داشته باشد و قضاوت درباره منقولات را به عهده خواننده گذاشته است تا در صورت تشکیک در اعتبار هر روایتی ، با تفحص و تحقیق بتواند از صحت و سقم آن مطمئن بشود
👈اما در ادامه باید نکته ای مطرح کرد .
حضراتی که این چنین بر تاریخ طبری میتازند چطور تا به امروز هیچ کوششی نکردند تا حداقل در بخش های سیره و مغازی مشخص کنند دقیقا کدام قسمت از روایات این برهه حساس از تاریخ را فاقد اعتبار و کدام قسمت را معتبر میدانند ؟
♨️البته شاید پاسخی که ما حدس میزنیم درست باشد .
مسلمانان و بویژه شیعیان در مواجهه با بسیاری از مسایل برخورد و رفتار « شتر مرغی » دارند .
میگیم بار ببر میگن من مرغم !
میگیم تخم بذار میگن من شترم !
اینگونه رندانه برخورد کردن با تاریخ و باری به جهت بودن و هر جا به نفعمان بود آن را پذیرفتن و هر جا به نفعمان نبود آن را رد کردن ... روشی غیر علمی و نا درست است .
نمیشود که هر جا خواستید زیبایی های زندگی محمد را جار بزنید از همین طبری روایت بیاورید وهر جا ما خواستیم جنایات اسلام را بازگو کنیم ، نقلش را از طبری نپذیرید .
یا ضعیف و صحیح طبری را بر اساس یک منهج علمی مشخص کنید . یا طبری را بپذیرید یا کلا نپذیرید .
مگر میشود که طبری ان روایاتی که مطابق میل شماست را از منابع و روات ثقه و صدوق و معتبر اخذ کرده باشد و روایاتی که مورد پسند شما نیست را از کذابین و جعال ؟!
🔹و سخن آخر اینکه اگر حضرات اعتبار طبری را نمیپذیرند حداقل یکی دیگر از تواریخ معتبر را بیاورند تا مقایسه ای انجام بدهیم
بالاخره ادعای بی پایه که نمیشود کرد . وقتی مدعی هستید بخشی از روایات طبری ضعیف و خلاف واقعیت است لطف کنید مجموعه ای از تواریخ را بگذارید یک طرف و طبری را یک طرف .
برگ به برگ ورق بزنیم تا ببینیم روایات طبری واقعا چه اختلافی با سایر تواریخ اسلام دارن که شما با سوء استفاده از صداقت و وجدان علمی طبری ، ارزش و اعتبار اثرش را مخدوش میکنید
🎯اما بهتر است باز از کتب خود مسلمانان جواب انها را بدهیم 👇🏻👇🏻👇🏻
مدتی است که در مورد #جنگ_های_محمد چندین مطلب از کتب تاریخی خود مسلمانان گذاشته ایم و تا همینجا اثبات شده که اسلام بر پایه #غارت و #سرکوب شکل گرفته
باوجود #تحدی های ما دوستان مسلمان هیچ جوابی نداشته اند ، تنها انتقادی #نامعقولی که به مطالب، در مورد اعتبار منابع ماست
🔅بارها در بحث با مسلمانان ( اغلب شیعیان ) دیده و شنیده میشود که به روایات نقل شده از تاریخ طبری ایراد گرفته و آنها را فاقد اعتبار میدانند . سخن این عزیزان متاثر از قول خود طبری است که در ابتدای کتابش خود را « حاطب اللیل » معرفی کرده و بیان داشته که به مانند کسی ست که در تاریکی شب هیزم جمع میکند و ممکن است در میان این هیزمها ماری را اشتباها برداشته باشد ..
🔅شیعیان همچنین پیروی طبری از مذهب اهل تسنن را هم به ایراد قبلی افزوده و با بیان این گفتار که « ما تواریخ اهل تسنن را قبول نداریم » از پذیرفتن روایات طبری شانه خالی میکنند .
💠اما حقیقت چیست ؟
🔹حقیقت این است که بصورت کلی تاریخ چیزی جز موردی که طبری به آن اشاره کرده نیست و عملا هیچ مورخی نمیتواند ادعا کند تمام آنچه که در اثر خود نوشته ، قطعا صحیح و مطابق با واقعیت تاریخی اتفاق افتاده در فلان دوران و برهه است .
پس در واقع مورخ کبیر ابن جریر طبری با بیان این نکته در ابتدای اثر گرانبها و گران سنگش « تاریخ الرسل و الملوک » ، وجدان و شرافت علمی خود را به نمایش گذاشته و باب تحقیق و پژوهش را بروی مخاطبین کتابش نبسته و صادقانه بیان کرده که ممکن است در بین آنچه او جمع آوری کرده ، روایات نا صحیحی هم وجود داشته باشد و قضاوت درباره منقولات را به عهده خواننده گذاشته است تا در صورت تشکیک در اعتبار هر روایتی ، با تفحص و تحقیق بتواند از صحت و سقم آن مطمئن بشود
👈اما در ادامه باید نکته ای مطرح کرد .
حضراتی که این چنین بر تاریخ طبری میتازند چطور تا به امروز هیچ کوششی نکردند تا حداقل در بخش های سیره و مغازی مشخص کنند دقیقا کدام قسمت از روایات این برهه حساس از تاریخ را فاقد اعتبار و کدام قسمت را معتبر میدانند ؟
♨️البته شاید پاسخی که ما حدس میزنیم درست باشد .
مسلمانان و بویژه شیعیان در مواجهه با بسیاری از مسایل برخورد و رفتار « شتر مرغی » دارند .
میگیم بار ببر میگن من مرغم !
میگیم تخم بذار میگن من شترم !
اینگونه رندانه برخورد کردن با تاریخ و باری به جهت بودن و هر جا به نفعمان بود آن را پذیرفتن و هر جا به نفعمان نبود آن را رد کردن ... روشی غیر علمی و نا درست است .
نمیشود که هر جا خواستید زیبایی های زندگی محمد را جار بزنید از همین طبری روایت بیاورید وهر جا ما خواستیم جنایات اسلام را بازگو کنیم ، نقلش را از طبری نپذیرید .
یا ضعیف و صحیح طبری را بر اساس یک منهج علمی مشخص کنید . یا طبری را بپذیرید یا کلا نپذیرید .
مگر میشود که طبری ان روایاتی که مطابق میل شماست را از منابع و روات ثقه و صدوق و معتبر اخذ کرده باشد و روایاتی که مورد پسند شما نیست را از کذابین و جعال ؟!
🔹و سخن آخر اینکه اگر حضرات اعتبار طبری را نمیپذیرند حداقل یکی دیگر از تواریخ معتبر را بیاورند تا مقایسه ای انجام بدهیم
بالاخره ادعای بی پایه که نمیشود کرد . وقتی مدعی هستید بخشی از روایات طبری ضعیف و خلاف واقعیت است لطف کنید مجموعه ای از تواریخ را بگذارید یک طرف و طبری را یک طرف .
برگ به برگ ورق بزنیم تا ببینیم روایات طبری واقعا چه اختلافی با سایر تواریخ اسلام دارن که شما با سوء استفاده از صداقت و وجدان علمی طبری ، ارزش و اعتبار اثرش را مخدوش میکنید
🎯اما بهتر است باز از کتب خود مسلمانان جواب انها را بدهیم 👇🏻👇🏻👇🏻
#شکست_رم_و_سقوط_امپراطوری_ساسانی_بدست_مسلمانان ...... 🔗بخش هشتم
💠جنگ بُويَب
🔹ايرانيان با شکست سختی که در جنگ پل بر مسلمانان وارد می سازند برای اولين بار بر آنان پيروز می شوند. ولى اين پيروزى ادامه نمی يابد، چرا که سپاه ايرانيان که کاملا قدرت اين را داشته که پيشروی نموده سپاه مثنی را بکلی از ميان برداشته و مناطق اشغالی را باز پس گيرد، در اثر اختلاف ميان رستم و فيروزان، و شورش يکی بر عليه ديگری در مدائن، ناچار به بازگشت شده فرصت گرانبهائی را که بدست آمده بود برای هميشه از دست ميدهد. در اين کشمکش فهلوجيان طرفداری از رستم ميکنند و پارسيان به طرفداری از فيروزان بر ميخيزنند
🔅مثنی نيز از فرصت استفاده کرده چه از طريق جمع آوری نيرو های جديد از منطقه، منجمله مسيحيان بنی ثِغلَب، و چه از طريق نيروهای تازه ای که عمر از مدينه بسوی آنها روانه می کند، خود را آماده جنگ بعدی می نمايد. بطوری که وقتی رستم و فيروزان آشتی کرده مهران را برای جنگ راهی حيره می نمايند، مثنی نيروی زيادی را در اطراف خود گرد آورده بوده است. جنگ در ماه رمضان از سال سيزدهم هجرت (۶٣۴م). در کنار فرات در می گيرد و بنفع مسلمانان تمام می شود.
🔹ايرانيان در سه صف پياده که در پشت هر صف يک فيل قرار داته، در برابر مسلمانان صف آرائی می کنند و سرود خوانان بسوی سپاه مسلمانان براه افتاده با آن درگير می شوند . جنگ بُوَيب بسيار سخت و خونين بوده و تلافات زيادی بجا می گذارد. بخصوص ايرانيان که به پيشنهاد مسلمانان برای جنگ به اين سوی فرات می آيند پس از شکست و فرار، از آنجائيکه پل روی فرات بدست مسلمانان بسته می شود در کنار فرات گير کرده و تعداد زيادی از آنها کشته می شوند. اين همان وضعی بوده است که قبلا مسلمانان در جنگ پل که به آنسوی فرات رفته بودند دچار آن شده بودند.
📎 @ISLIE
🔅نقل است که تعداد کشتگان بحدی بوده است که تا ساليان سال هر بار که آنجا را می کندند از زير خاک انبوهی از استخوانهای سربازان کشته شده بيرون می آمده است.
🔸با پيروزی در اين جنگ، عراق بدست مسلمانان می افتد و آنها بر مناطق بيشتری تا اين سوی دجله دست می يابند. آنها همه مناطق جديد را مورد #تاراج و #غارت خود قرار ميدهند. ابتدا به بازار خناقس که قبايل رَبيعه و قُضاعَه از آن محافظت می کرده اند، حمله نموده آنرا غارت می کنند . سپس خود را به بغداد رسانده به بازارهای اطراف آن حمله می نمايند، و پس از #کشت و #کشتار مردم، آنها را غارت می نمايند. مثنی به سپاه خود می گويد که "جز طلا و نقره چيزی نگيريد، و از کالا چندان بگيريد که بر مرکب خويش توانيد برد".
☠آنگاه به بعضی طوايف تِغلَب و نمر که در صفين بودند حمله ميکنند. بطوريکه قبل از رسيدن به صفين "مردم صفين گریزان شدند و از فرات عبور کردند و آنجا حصاری شدند." سپس به کاروانی از مردم دبا و حوران برخورد کرده آنهارا مورد حمله قرار ميدهند و غارتشان ميکنند. سپس به قبيلۀ آنان که قوم بنی رويحله بودند حمله کرده "مردان را بکشتند و زن و فرزند اسير کردند و ... چندان که خواستند شتر گرفتند و به هر يک از آنها پنج شتر و پنج اسير رسيد." ولی "مردم رَبيعه که در اردوی مسلمانان بودند باسهم غنيمت خود اسيران را خريدند و آزاد کردند و چنان بود که مردم رَبيعه در ايام جاهليت اسير نمی گرفتند". سپس به صفين که مردم نمر و تَغلِب آنجا بودند حمله بردند جمعی از آنها را در آب ريخته غرق کردند.
☠آنگاه مثنى بازار بغداد را غارت ميكند و اموال زيادى را بدست می آورد. مسلمانان پس از اين پيروزى شروع به حمله به قبايل و نقاط مختلف در عراق کرده کشتارها و غارت هاى زيادى از مردم به عمل می اورند. منجمله سابات و تكريت را به تصرف خود در مي آورند. به اين ترتيب عراق به تصرف کامل مسلمانان در آمده سپاه آنان به خودِ سرزمين پارس می رسد.
📗 طبری ، جلد چهارم، فارسی، صص ۱۶۲۳-۱۶۲۸
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۰۰-۲۰۵
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ بُويَب
🔹ايرانيان با شکست سختی که در جنگ پل بر مسلمانان وارد می سازند برای اولين بار بر آنان پيروز می شوند. ولى اين پيروزى ادامه نمی يابد، چرا که سپاه ايرانيان که کاملا قدرت اين را داشته که پيشروی نموده سپاه مثنی را بکلی از ميان برداشته و مناطق اشغالی را باز پس گيرد، در اثر اختلاف ميان رستم و فيروزان، و شورش يکی بر عليه ديگری در مدائن، ناچار به بازگشت شده فرصت گرانبهائی را که بدست آمده بود برای هميشه از دست ميدهد. در اين کشمکش فهلوجيان طرفداری از رستم ميکنند و پارسيان به طرفداری از فيروزان بر ميخيزنند
🔅مثنی نيز از فرصت استفاده کرده چه از طريق جمع آوری نيرو های جديد از منطقه، منجمله مسيحيان بنی ثِغلَب، و چه از طريق نيروهای تازه ای که عمر از مدينه بسوی آنها روانه می کند، خود را آماده جنگ بعدی می نمايد. بطوری که وقتی رستم و فيروزان آشتی کرده مهران را برای جنگ راهی حيره می نمايند، مثنی نيروی زيادی را در اطراف خود گرد آورده بوده است. جنگ در ماه رمضان از سال سيزدهم هجرت (۶٣۴م). در کنار فرات در می گيرد و بنفع مسلمانان تمام می شود.
🔹ايرانيان در سه صف پياده که در پشت هر صف يک فيل قرار داته، در برابر مسلمانان صف آرائی می کنند و سرود خوانان بسوی سپاه مسلمانان براه افتاده با آن درگير می شوند . جنگ بُوَيب بسيار سخت و خونين بوده و تلافات زيادی بجا می گذارد. بخصوص ايرانيان که به پيشنهاد مسلمانان برای جنگ به اين سوی فرات می آيند پس از شکست و فرار، از آنجائيکه پل روی فرات بدست مسلمانان بسته می شود در کنار فرات گير کرده و تعداد زيادی از آنها کشته می شوند. اين همان وضعی بوده است که قبلا مسلمانان در جنگ پل که به آنسوی فرات رفته بودند دچار آن شده بودند.
📎 @ISLIE
🔅نقل است که تعداد کشتگان بحدی بوده است که تا ساليان سال هر بار که آنجا را می کندند از زير خاک انبوهی از استخوانهای سربازان کشته شده بيرون می آمده است.
🔸با پيروزی در اين جنگ، عراق بدست مسلمانان می افتد و آنها بر مناطق بيشتری تا اين سوی دجله دست می يابند. آنها همه مناطق جديد را مورد #تاراج و #غارت خود قرار ميدهند. ابتدا به بازار خناقس که قبايل رَبيعه و قُضاعَه از آن محافظت می کرده اند، حمله نموده آنرا غارت می کنند . سپس خود را به بغداد رسانده به بازارهای اطراف آن حمله می نمايند، و پس از #کشت و #کشتار مردم، آنها را غارت می نمايند. مثنی به سپاه خود می گويد که "جز طلا و نقره چيزی نگيريد، و از کالا چندان بگيريد که بر مرکب خويش توانيد برد".
☠آنگاه به بعضی طوايف تِغلَب و نمر که در صفين بودند حمله ميکنند. بطوريکه قبل از رسيدن به صفين "مردم صفين گریزان شدند و از فرات عبور کردند و آنجا حصاری شدند." سپس به کاروانی از مردم دبا و حوران برخورد کرده آنهارا مورد حمله قرار ميدهند و غارتشان ميکنند. سپس به قبيلۀ آنان که قوم بنی رويحله بودند حمله کرده "مردان را بکشتند و زن و فرزند اسير کردند و ... چندان که خواستند شتر گرفتند و به هر يک از آنها پنج شتر و پنج اسير رسيد." ولی "مردم رَبيعه که در اردوی مسلمانان بودند باسهم غنيمت خود اسيران را خريدند و آزاد کردند و چنان بود که مردم رَبيعه در ايام جاهليت اسير نمی گرفتند". سپس به صفين که مردم نمر و تَغلِب آنجا بودند حمله بردند جمعی از آنها را در آب ريخته غرق کردند.
☠آنگاه مثنى بازار بغداد را غارت ميكند و اموال زيادى را بدست می آورد. مسلمانان پس از اين پيروزى شروع به حمله به قبايل و نقاط مختلف در عراق کرده کشتارها و غارت هاى زيادى از مردم به عمل می اورند. منجمله سابات و تكريت را به تصرف خود در مي آورند. به اين ترتيب عراق به تصرف کامل مسلمانان در آمده سپاه آنان به خودِ سرزمين پارس می رسد.
📗 طبری ، جلد چهارم، فارسی، صص ۱۶۲۳-۱۶۲۸
📘تاريخ كامل بزرگ اسلام و ايران/ ترجمه، ج ۸، ص: ۲۰۰-۲۰۵
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜