⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➊】
💠ترور و كشتار مخالفين
✔️در پی غارت بنی قَينُقاع و اخراج آنها از مدينه، محمد بلافاصله بسراغ مخالقين سياسی خود در مدينه ميرود و ماشين ترور و سرکوب خود را در وهله اول متوجه شعرا می کند. اين که چرا او در اولين قدم دست به ترور شعرا ميزند، برای آنست که شعر چنانکه قبل گفته شد، از جايگاهی بس بلند در ميان اعراب بدوی برخوردار بوده است، بطوريکه بعنوان شکل اصلی بيان فعل و انفعالت نظری و عاطفی جامعه بکار ميرفت و از نفوذ بی اندازه زيادی در ميان توده مردم برخوردار بود.
🔅بموازات آن، خود شعرا نيز، بعنوان وجدان سياسی - ادبی و حتی عاطفی قبيله و جامعه، از مقام روشنفکرانه و اجتماعی بالائی در ميان مردم عرب برخوردار بودند. آنها حافظه تاريخی قبيله و پاسداران ادبی افتخارات و غرور قبيله بشمار ميرفتند.
🔅همچنانکه در جامعه امروزی، جرايد و مطبوعات منعکس کننده حوادث مهم، نظرات سياسی و انتقادی جامعه می باشند، در آنزمان اشعارِ شعرا نيزچنين نقشی را ايفا می کردند . از اينرو، بريدن زبان شاعر که در دمکراسی بدوی سابقه نداشت، چيزی معادل بستن و تعطيل جرايد و مطبوعات و در يک کلم سرکوب و خفه ساختن آزادی بيان در جامعه بود. به اين خاطر بود که محمد همينکه صاحب قدرت می شود، در اولين قدم به جنگ شعرا بر می خيزد.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵 #ترور ابورافع
📜 يکی از يهوديان مخالف محمد، "ابو رافع سَلام بن اَبى الحَقيق" بود . محمد يک گروه هشت نفره که قدم پيش گذارده بودند، مامور اينکار ميکند. از جمله "ابوقَتاده"، "عبداا بن عَتيك"، "مسعود بن سِنان"، "اَسوَد بن خزاعى" و "عبدالله بن اَنيس" در ميان آنان بودند. آنها وقتى به خانه ابن رافع می رسند، او را صدا می زنند. زن او از پشت در سؤال می کند: شما کيستيد؟ جواب می آيد که ما "از مردم عربيم و آذوقه مى خواهيم" زن می گويد: "اينجاست در آييد. " آنگاه آنها وارد مى شوند و ناجوانمردانه ابن رافع را که در خانه بوده به قتل ميرسانند.
⚠️جالب است که قاتلان "ابو رافع" هنگاميكه به نزد محمد ميرسند هر يك سعى در معرفی خود به عنوان قاتل و گرفتن پاداش می کند، و اين نشان ميدهد که اينها آنطور که خود در مورد خود می گويند چندان هم با انگيزه ايمان عمل نمی کرده اند و اين قتل و جنايات را بيشتر بخاطر پول و پاداش انجام می داده اند و دروغگويی و اعمال ناجوانمردانه نيز در ميان آنان اموری رايج بوده است. چنانكه ديديم خود محمد نيز از اين دروغگويى ها تا زمانيکه در جهت منافع اش بوده، نه ناراحت و نه متعجب می شده است. براى همين، در مورد قاتلين ابو رافع نيز خيلى راحت به شمشيرهاى آنها نگاه ميكند و چون شمشير ابن انيس را که يهودى هم بوده است مى بيند ميگويد: "اين او را کشته است که نشان استخوان را در آن می بينم". بی آنکه ديگران را بخاطر ادعای دروغشان سرزنش کند.
📗طبری ، جلد سوم، فارسی، ص ۱۰۱۲
📘سیره ابن هشام . جلد ۲ .ص ۱۸۶
⏪ پست بعد :ترور کعب بن اشرف
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور و كشتار مخالفين
✔️در پی غارت بنی قَينُقاع و اخراج آنها از مدينه، محمد بلافاصله بسراغ مخالقين سياسی خود در مدينه ميرود و ماشين ترور و سرکوب خود را در وهله اول متوجه شعرا می کند. اين که چرا او در اولين قدم دست به ترور شعرا ميزند، برای آنست که شعر چنانکه قبل گفته شد، از جايگاهی بس بلند در ميان اعراب بدوی برخوردار بوده است، بطوريکه بعنوان شکل اصلی بيان فعل و انفعالت نظری و عاطفی جامعه بکار ميرفت و از نفوذ بی اندازه زيادی در ميان توده مردم برخوردار بود.
🔅بموازات آن، خود شعرا نيز، بعنوان وجدان سياسی - ادبی و حتی عاطفی قبيله و جامعه، از مقام روشنفکرانه و اجتماعی بالائی در ميان مردم عرب برخوردار بودند. آنها حافظه تاريخی قبيله و پاسداران ادبی افتخارات و غرور قبيله بشمار ميرفتند.
🔅همچنانکه در جامعه امروزی، جرايد و مطبوعات منعکس کننده حوادث مهم، نظرات سياسی و انتقادی جامعه می باشند، در آنزمان اشعارِ شعرا نيزچنين نقشی را ايفا می کردند . از اينرو، بريدن زبان شاعر که در دمکراسی بدوی سابقه نداشت، چيزی معادل بستن و تعطيل جرايد و مطبوعات و در يک کلم سرکوب و خفه ساختن آزادی بيان در جامعه بود. به اين خاطر بود که محمد همينکه صاحب قدرت می شود، در اولين قدم به جنگ شعرا بر می خيزد.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵 #ترور ابورافع
📜 يکی از يهوديان مخالف محمد، "ابو رافع سَلام بن اَبى الحَقيق" بود . محمد يک گروه هشت نفره که قدم پيش گذارده بودند، مامور اينکار ميکند. از جمله "ابوقَتاده"، "عبداا بن عَتيك"، "مسعود بن سِنان"، "اَسوَد بن خزاعى" و "عبدالله بن اَنيس" در ميان آنان بودند. آنها وقتى به خانه ابن رافع می رسند، او را صدا می زنند. زن او از پشت در سؤال می کند: شما کيستيد؟ جواب می آيد که ما "از مردم عربيم و آذوقه مى خواهيم" زن می گويد: "اينجاست در آييد. " آنگاه آنها وارد مى شوند و ناجوانمردانه ابن رافع را که در خانه بوده به قتل ميرسانند.
⚠️جالب است که قاتلان "ابو رافع" هنگاميكه به نزد محمد ميرسند هر يك سعى در معرفی خود به عنوان قاتل و گرفتن پاداش می کند، و اين نشان ميدهد که اينها آنطور که خود در مورد خود می گويند چندان هم با انگيزه ايمان عمل نمی کرده اند و اين قتل و جنايات را بيشتر بخاطر پول و پاداش انجام می داده اند و دروغگويی و اعمال ناجوانمردانه نيز در ميان آنان اموری رايج بوده است. چنانكه ديديم خود محمد نيز از اين دروغگويى ها تا زمانيکه در جهت منافع اش بوده، نه ناراحت و نه متعجب می شده است. براى همين، در مورد قاتلين ابو رافع نيز خيلى راحت به شمشيرهاى آنها نگاه ميكند و چون شمشير ابن انيس را که يهودى هم بوده است مى بيند ميگويد: "اين او را کشته است که نشان استخوان را در آن می بينم". بی آنکه ديگران را بخاطر ادعای دروغشان سرزنش کند.
📗طبری ، جلد سوم، فارسی، ص ۱۰۱۲
📘سیره ابن هشام . جلد ۲ .ص ۱۸۶
⏪ پست بعد :ترور کعب بن اشرف
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
زیاد درفکر خدایت که نمیدانی خواست او چیست نباش
بلکه خدمت مردمی باش که میدانی مشکلاتان چیست
و چه میخواهند..!
✍کنفسیوس
➬ @ISLIE
بلکه خدمت مردمی باش که میدانی مشکلاتان چیست
و چه میخواهند..!
✍کنفسیوس
➬ @ISLIE
از این نترسید که
دیدگاهی عجیب داشته باشید،
چرا که
هر عقیده ای امروز ما پذیرفته ایم،
زمانی عجیب بوده است.
✍برتراند_راسل
➬ @ISLIE
دیدگاهی عجیب داشته باشید،
چرا که
هر عقیده ای امروز ما پذیرفته ایم،
زمانی عجیب بوده است.
✍برتراند_راسل
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➊】
💠ترور ناجوان مردانه ی كعب بن اشرف شاعر بنی نضير
✔️کعب از مخالفين سرسخت محمد بود، و همه جا در اشعارش بر عليه نيات او انتقاد و افشاگری می کرد. حتی پس از جنگ بدر چند روزی به مکه رفته مرگ سران قريش در جنگ بدر را به آنان تسليت ميگويد. پس هنگاميکه از سفر مکه باز ميگردد، محمد از هواداران خود می پرسد: "کی باشد که شرِ کعب بن اشرف از مسلمانان باز دارد؟" محمد بن مَسلَمه از انصار داوطلب اين کار می شود و برای انجام آن از حضور محمد خارج می شود.
📜ابن هشام می گويد محمد بن مَسلَمه " سه روز هيچ نخورد از انديشه آن که چه کند و بچه طريق کعب بن اشرف را بقتل آورد، و اين کعب در ميان قوم خود سخت شريف و محترم بود. و چون سه روز گذشته بود، باز پيش پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت: يا رسول الله، اين کار بحيلت از پيش توان برد، لابد دروغی چند ببايد گفت و عداوت تو با وی ظاهر بايد کردن. سيد، عليه السلام، گفت: ترا از قِبَلِ من بحِلی و هر چه خواهی می گوی".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 638
🔆در اينجا معلوم نيست که چرا "محمد بن مَسلَمه" برای دروغ گفتن و بکار بردن حيله در قتل کعب در عذاب بوده و از محمد اجازه می خواهد. آيا علت اين بوده است که در سنت عرب بدوی، قتل ناجوان مردانه ديگران از طريق حيله و دروغ کاری بسيار زشت و نا پسند بوده است؟ يا تبليغات قبلی و عوام فريبانه محمد در دعوت مسلمين به راستگويی و پرهيز از دروغ منجر به اجازه خواهی مَسلَمه ميگردد؟
🔰👆دليل اين امر هر آنچه که بوده، اجازه محمد به دروغگويی، يک بار ديگر نشان ميدهد که او برای رسيدن به مقاصد جاه طلبانه خود، همچنان که در مورد زدن کاروان در ماه حرام نيز ديديم، پايبند به هيچگونه اخلاقياتی نبوده و برای پيشبرد مقصود خود بهر کاری، حتی اگر بر خلف سنت های والی اخلاقی و حتی گفته های قبلی خود وی نيز بوده باشد، دست می زده است.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب است که مَسلََمه "با ديگران قرار ميگذارد و براى آنكه با همدستانش بخانه کعب راه يابد، ابو نائله را که او نيز شاعر بوده بهمراه خود برده و ابتدا وی را برای آنکه کعب به مقصد واقعی آنها شک نبرد پيش انداخته او را به نزد وى ميفرستند.
🔸ابونائله به او ميگويد: "اى ابن شرف ! من به حاجتى پيش تو آمده ام آنرا نهان دار".
🔹گفت ":چنين کنم"
🔸گفت ":آمدن اين مرد بليه اى بود، که عربان به دشمنى ما برخاستند و بر ضد ما همسخن شدند و راهها بسته شد و نانخوران ما به سختى افتادند وهمه به محنت افتاده ايم".
🔹کعب گفت: "مرا پسر اشرف مى گويند، از پيش به تو گفته بودم که عاقبت کار چنين مى شود".
🔸ابو نائله گفت ":خواهم که آذوقه اى بما بفروشى . مرا يارانى هست که همرأی منند، مى خواهم آنها را پيش تو آرم که آذوقه به آنها دهى و نيكى کنى و ما سلاح به وثيقه تو دهيم".
🔅مى خواست که وقتى کسان با سلاح پيش کعب مى شوند وى بد گمان نشود. کعب موافقت آرد". و او نيز باز گشته داستان را برای مسلمه بازگو می کند و مسلمه و يارانش اسلحه برداشته برای رفتن به ماموريت نزد محمد ميروند.
"آنگاه همگان پيش پيمبر فراهم آمدند و پیمبر آنها را روانه آرد و گفت ":بنام خدا برويد" و دعا کرد و گفت ":خدايا کمكشان کن."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 638 .
🔅بهرحال آنها روانه قلعه کعب مى شوند و ابونائله از بيرون او را صدا ميزند. زنِ کعب که تازه عروس بوده است از رفتن شوهرش جلوگيرى بعمل می آورد و ميگويد:
📜"به خدا در صداى وى (ابونائله) نشان شَر مى بينم" ولى کعب توجه نميكند و با رشادت و نترسى مى گويد":اگر مرد را به سوى ضربت خوانند، اجابت کند." "آنگاه فرود آمد و ساعتى با آمدگان سخن کرد که بدو گفتند: "بيا به دره عجو شويم و باقى شب را به صحبت بگذرانيم". کعب گفت":چنانكه خواهيد" و به راه افتادند و ساعتى برفتند . آنگاه ابونائل دست به موهاى سر کعب کشيد و ببوييد و گفت ":هرگز عطرى چنين خوشبو نديده ام." پس از آن ساعتى برفت و باز چنان کرد تا کعب اطمينان يافت و ساعتى بعد باز چنان کرد و موهاى سراو را بگرفت و گفت: "دشمن خدا را بزنيد". و شمشيرها بر او فرود آمد اما کارى نساخت. محمدبن مَسلَمه گويد":وقتى ديدم از شمشيرها کارى برنيامد و دشمن خدا فرياد زد و برهمه قلعه ها آتش افروخت، شمشير باريكى را که در نيام داشتم به ياد آوردم و به سينه او نهادم و فشار دادم تا به تهيگاهش رسيد و دشمن خدا بيفتاد".
📘ابن هشامِ، صص .632-642
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1005-1004
⏪پست بعد :سرکوب و خفقان در مدینه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور ناجوان مردانه ی كعب بن اشرف شاعر بنی نضير
✔️کعب از مخالفين سرسخت محمد بود، و همه جا در اشعارش بر عليه نيات او انتقاد و افشاگری می کرد. حتی پس از جنگ بدر چند روزی به مکه رفته مرگ سران قريش در جنگ بدر را به آنان تسليت ميگويد. پس هنگاميکه از سفر مکه باز ميگردد، محمد از هواداران خود می پرسد: "کی باشد که شرِ کعب بن اشرف از مسلمانان باز دارد؟" محمد بن مَسلَمه از انصار داوطلب اين کار می شود و برای انجام آن از حضور محمد خارج می شود.
📜ابن هشام می گويد محمد بن مَسلَمه " سه روز هيچ نخورد از انديشه آن که چه کند و بچه طريق کعب بن اشرف را بقتل آورد، و اين کعب در ميان قوم خود سخت شريف و محترم بود. و چون سه روز گذشته بود، باز پيش پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت: يا رسول الله، اين کار بحيلت از پيش توان برد، لابد دروغی چند ببايد گفت و عداوت تو با وی ظاهر بايد کردن. سيد، عليه السلام، گفت: ترا از قِبَلِ من بحِلی و هر چه خواهی می گوی".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 638
🔆در اينجا معلوم نيست که چرا "محمد بن مَسلَمه" برای دروغ گفتن و بکار بردن حيله در قتل کعب در عذاب بوده و از محمد اجازه می خواهد. آيا علت اين بوده است که در سنت عرب بدوی، قتل ناجوان مردانه ديگران از طريق حيله و دروغ کاری بسيار زشت و نا پسند بوده است؟ يا تبليغات قبلی و عوام فريبانه محمد در دعوت مسلمين به راستگويی و پرهيز از دروغ منجر به اجازه خواهی مَسلَمه ميگردد؟
🔰👆دليل اين امر هر آنچه که بوده، اجازه محمد به دروغگويی، يک بار ديگر نشان ميدهد که او برای رسيدن به مقاصد جاه طلبانه خود، همچنان که در مورد زدن کاروان در ماه حرام نيز ديديم، پايبند به هيچگونه اخلاقياتی نبوده و برای پيشبرد مقصود خود بهر کاری، حتی اگر بر خلف سنت های والی اخلاقی و حتی گفته های قبلی خود وی نيز بوده باشد، دست می زده است.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب است که مَسلََمه "با ديگران قرار ميگذارد و براى آنكه با همدستانش بخانه کعب راه يابد، ابو نائله را که او نيز شاعر بوده بهمراه خود برده و ابتدا وی را برای آنکه کعب به مقصد واقعی آنها شک نبرد پيش انداخته او را به نزد وى ميفرستند.
🔸ابونائله به او ميگويد: "اى ابن شرف ! من به حاجتى پيش تو آمده ام آنرا نهان دار".
🔹گفت ":چنين کنم"
🔸گفت ":آمدن اين مرد بليه اى بود، که عربان به دشمنى ما برخاستند و بر ضد ما همسخن شدند و راهها بسته شد و نانخوران ما به سختى افتادند وهمه به محنت افتاده ايم".
🔹کعب گفت: "مرا پسر اشرف مى گويند، از پيش به تو گفته بودم که عاقبت کار چنين مى شود".
🔸ابو نائله گفت ":خواهم که آذوقه اى بما بفروشى . مرا يارانى هست که همرأی منند، مى خواهم آنها را پيش تو آرم که آذوقه به آنها دهى و نيكى کنى و ما سلاح به وثيقه تو دهيم".
🔅مى خواست که وقتى کسان با سلاح پيش کعب مى شوند وى بد گمان نشود. کعب موافقت آرد". و او نيز باز گشته داستان را برای مسلمه بازگو می کند و مسلمه و يارانش اسلحه برداشته برای رفتن به ماموريت نزد محمد ميروند.
"آنگاه همگان پيش پيمبر فراهم آمدند و پیمبر آنها را روانه آرد و گفت ":بنام خدا برويد" و دعا کرد و گفت ":خدايا کمكشان کن."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 638 .
🔅بهرحال آنها روانه قلعه کعب مى شوند و ابونائله از بيرون او را صدا ميزند. زنِ کعب که تازه عروس بوده است از رفتن شوهرش جلوگيرى بعمل می آورد و ميگويد:
📜"به خدا در صداى وى (ابونائله) نشان شَر مى بينم" ولى کعب توجه نميكند و با رشادت و نترسى مى گويد":اگر مرد را به سوى ضربت خوانند، اجابت کند." "آنگاه فرود آمد و ساعتى با آمدگان سخن کرد که بدو گفتند: "بيا به دره عجو شويم و باقى شب را به صحبت بگذرانيم". کعب گفت":چنانكه خواهيد" و به راه افتادند و ساعتى برفتند . آنگاه ابونائل دست به موهاى سر کعب کشيد و ببوييد و گفت ":هرگز عطرى چنين خوشبو نديده ام." پس از آن ساعتى برفت و باز چنان کرد تا کعب اطمينان يافت و ساعتى بعد باز چنان کرد و موهاى سراو را بگرفت و گفت: "دشمن خدا را بزنيد". و شمشيرها بر او فرود آمد اما کارى نساخت. محمدبن مَسلَمه گويد":وقتى ديدم از شمشيرها کارى برنيامد و دشمن خدا فرياد زد و برهمه قلعه ها آتش افروخت، شمشير باريكى را که در نيام داشتم به ياد آوردم و به سينه او نهادم و فشار دادم تا به تهيگاهش رسيد و دشمن خدا بيفتاد".
📘ابن هشامِ، صص .632-642
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1005-1004
⏪پست بعد :سرکوب و خفقان در مدینه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
خدایا،خالقا بس کن جنایت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
کار قانون اثبات صحتِ عقاید نیست،
کار قانون حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تک تک افراد در برابر عقاید است.
✍جان_لاک
➬ @ISLIE
کار قانون حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تک تک افراد در برابر عقاید است.
✍جان_لاک
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➏➊】
💠 سرکوب و خفقان مخالفان محمد در مدینه
✔️به ترتيب که گفته شد ، کعب بن اشرف، شاعر بنی نضير، بجرم مخالفت با محمد، بدست پيروان وی، بطرز ناجوانمردانه و فجيعی به قتل ميرسد. قتل کعب، اعلام رسمی سرکوب و خفقان سياسی در مدينه، و سايه حکومت ترور و وحشت اسلامی بر سر يهوديان بود. چرا که اگر بهانه محمد در غارت بنی قَينُقاع يک مرافعه شخصی بود، ولی ترور کعب که به جرم مخالفت سياسی با محمد به قتل ميرسيد، اعلام صريح دشمنی با آزادی بيان و دمکراسی بدوی بود. برای همين موجب ترس و وحشت نه تنها يهوديان بلکه حتی افرادغير يهودی شد. طبری از قول ابو جعفر طبری می گويد:
"صبحگاهان يهودان ازکشته شدن دشمن خدا (کعب) هراسان شدند و هيچ يهودى نبود که بر جان خويش بيمناك نباشد. پيغمبر گفت: به هر يک از مردان يهود دست يافتيد خونش را بريزيد. و بعد از آن صحابه روی در نهادند و هر جا جهودی می ديدند می کشتند"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1006.
⇒ @ISLIE ⇐
☠از جمله "مُحَيصَة بن مسعود"، بر "ابن سُنَينَه" که يك تاجر يهودى بود و تا آنزمان با هم داد و ستد و رفت و آمد دوستانه داشتند تاخت و او را در دم بكشت. داستان بنقل از ابن هشام از اينقرار بود:
📜 "مُحَيصَه و حُوَيصَه هر دو برادر بودند و محيصه مسلمان بود و حويصه کافر... ودر ميان يهود مردی بود مُحتشم بازرگان (ابن سنيه) و او را يدِ منَت بر همه يهود بود، علی الخصوص بدين دو برادر محيصه و حويصه که ايشان هم از قوم يهود بودند و با وی همسايه بودند و پيوسته احسان ها از وی بديشان می رسيد و پرورده نعمت وی بودند ... چون سيد، عليه السلم، بفرمود تا يهود بکشند، اتفاق افتاد و محيصه بر سر آن بازرگان افتاد که در حق وی و برادر وی احسان بسيار کرده بود، و بدان يدِ منَت که بر وی داشت هيچ ابقا نکرد و هم در حال وی را بکشت؛ و برادرش حويصه او را بديد که اين چنين حرکت بکرد، دشنام بسيار بداد و سخنهای سخت به وی گفت، و گفت که: پوست و گوشت تو که بر اندام رسته است از نعمت وی بود و شرم نداشتی که وی را همی کشتی؟ محيصه گفت که: آن کس که مرا فرمود که وی را بکشم اگر فرمايد که ترا بکشم هيچ تاخير نکنم و اگر چه برادر منی"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 643.
🔅حويصه در برابر تعصب و غضبی که در برادر خود مشاهده می کند از روی ترس مسلمان می شود. البته، ابن هشام نمی گويد که حويصه در آن محيط رعب و هراسی که نه تنها يهوديان بلکه حويصه کافر را نيز در بر ميگيرد، از ترس جدی جانش بود که مسلمان شد. بالعکس، او از قول راوی مسلمانِ خبر نقل ميکند که مشاهده صلابت برادر در دين اش که بخاطر آن حتی حاضر به قتل برادر خود بود، باعث پيوستن او به اسلام شد.
🎯بهرحال، اين داستان بخوبی نشان ميدهد که محمد و هوادارانش بدنبال پيروزی در جنگ بدر، و بموازات اين که بر قدرتشان افزوده می گردد، چگونه به نيروی مهيب و سرکوبگری که عربستان تا کنون بخود نديده بوده است تبديل میشوند.
⏪پست بعد :غارت کاروان عراق و...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠 سرکوب و خفقان مخالفان محمد در مدینه
✔️به ترتيب که گفته شد ، کعب بن اشرف، شاعر بنی نضير، بجرم مخالفت با محمد، بدست پيروان وی، بطرز ناجوانمردانه و فجيعی به قتل ميرسد. قتل کعب، اعلام رسمی سرکوب و خفقان سياسی در مدينه، و سايه حکومت ترور و وحشت اسلامی بر سر يهوديان بود. چرا که اگر بهانه محمد در غارت بنی قَينُقاع يک مرافعه شخصی بود، ولی ترور کعب که به جرم مخالفت سياسی با محمد به قتل ميرسيد، اعلام صريح دشمنی با آزادی بيان و دمکراسی بدوی بود. برای همين موجب ترس و وحشت نه تنها يهوديان بلکه حتی افرادغير يهودی شد. طبری از قول ابو جعفر طبری می گويد:
"صبحگاهان يهودان ازکشته شدن دشمن خدا (کعب) هراسان شدند و هيچ يهودى نبود که بر جان خويش بيمناك نباشد. پيغمبر گفت: به هر يک از مردان يهود دست يافتيد خونش را بريزيد. و بعد از آن صحابه روی در نهادند و هر جا جهودی می ديدند می کشتند"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1006.
⇒ @ISLIE ⇐
☠از جمله "مُحَيصَة بن مسعود"، بر "ابن سُنَينَه" که يك تاجر يهودى بود و تا آنزمان با هم داد و ستد و رفت و آمد دوستانه داشتند تاخت و او را در دم بكشت. داستان بنقل از ابن هشام از اينقرار بود:
📜 "مُحَيصَه و حُوَيصَه هر دو برادر بودند و محيصه مسلمان بود و حويصه کافر... ودر ميان يهود مردی بود مُحتشم بازرگان (ابن سنيه) و او را يدِ منَت بر همه يهود بود، علی الخصوص بدين دو برادر محيصه و حويصه که ايشان هم از قوم يهود بودند و با وی همسايه بودند و پيوسته احسان ها از وی بديشان می رسيد و پرورده نعمت وی بودند ... چون سيد، عليه السلم، بفرمود تا يهود بکشند، اتفاق افتاد و محيصه بر سر آن بازرگان افتاد که در حق وی و برادر وی احسان بسيار کرده بود، و بدان يدِ منَت که بر وی داشت هيچ ابقا نکرد و هم در حال وی را بکشت؛ و برادرش حويصه او را بديد که اين چنين حرکت بکرد، دشنام بسيار بداد و سخنهای سخت به وی گفت، و گفت که: پوست و گوشت تو که بر اندام رسته است از نعمت وی بود و شرم نداشتی که وی را همی کشتی؟ محيصه گفت که: آن کس که مرا فرمود که وی را بکشم اگر فرمايد که ترا بکشم هيچ تاخير نکنم و اگر چه برادر منی"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 643.
🔅حويصه در برابر تعصب و غضبی که در برادر خود مشاهده می کند از روی ترس مسلمان می شود. البته، ابن هشام نمی گويد که حويصه در آن محيط رعب و هراسی که نه تنها يهوديان بلکه حويصه کافر را نيز در بر ميگيرد، از ترس جدی جانش بود که مسلمان شد. بالعکس، او از قول راوی مسلمانِ خبر نقل ميکند که مشاهده صلابت برادر در دين اش که بخاطر آن حتی حاضر به قتل برادر خود بود، باعث پيوستن او به اسلام شد.
🎯بهرحال، اين داستان بخوبی نشان ميدهد که محمد و هوادارانش بدنبال پيروزی در جنگ بدر، و بموازات اين که بر قدرتشان افزوده می گردد، چگونه به نيروی مهيب و سرکوبگری که عربستان تا کنون بخود نديده بوده است تبديل میشوند.
⏪پست بعد :غارت کاروان عراق و...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
فروشِ جهانِ آخرت برای فروشنده
معاملهای بدونِ شکست است ؛
که در آن اگر کالایی به
دسـت خـریـدار نرسید ،
او هرگز نمیتواند درخواست
بـرگـرداندن پـولـش را بکند !
✍ #ویکتور_جان_استنگر
➬ @ISLIE
فروشِ جهانِ آخرت برای فروشنده
معاملهای بدونِ شکست است ؛
که در آن اگر کالایی به
دسـت خـریـدار نرسید ،
او هرگز نمیتواند درخواست
بـرگـرداندن پـولـش را بکند !
✍ #ویکتور_جان_استنگر
➬ @ISLIE
مسلمان مومن دوآتشه کسی است
که به امید لذتهای موهوم شهوانی
و شکمپرستی آن دنیا با فقر و فلاکت
و بدبختی عمر را به سر بَرد و وسائل
عیش و نوش نمایندگان مذهبش
را فراهم بیاورد .
✍ #صادق_هدایت
➬ @ISLIE
مسلمان مومن دوآتشه کسی است
که به امید لذتهای موهوم شهوانی
و شکمپرستی آن دنیا با فقر و فلاکت
و بدبختی عمر را به سر بَرد و وسائل
عیش و نوش نمایندگان مذهبش
را فراهم بیاورد .
✍ #صادق_هدایت
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➊】
💠غارت كاروان عراق و حركت مكه برای سركوب محمد
✔️با پيروزی مسلمانان در بدر، اکنون، محمد به يک خطر جدی برای امنيت راه تجاری ميان مکه و سوريه که مهمترين راه تجاری برای مکيان بود و مسير آن از نزديکی مدينه می گذشت، تبديل شده بود. مکيان که قسمت قريب به تمام درآمدشان از ارسال کاروانهای تجاری تامين می شد، حتی يکبار نيز سعی ميکنند تا اينبار، برای محفوظ ماندن از حمله محمد، کاروان خود را از راه عراق و بين النهرين عبور دهند.
🔅خبر حرکت اين کاروان که در جمادی الاخر با نزديک به صدهزار درهم وسائل و ظروف نقره و کالهای ديگر مکه را ترک ميکند به محمد ميرسد.
🔅بلافاصله، يک گروه ١٠٠نفره به فرماندهی زيد بن حارثه، شوهر سابق زينب و غلام سابق محمد که پس از آزادی به ناپسری وی پذيرفته شده بود، برای غارت کاروان اعزام می گردد. سهم محمد از اموال غارتی ٢٠هزار درهم می شود. "فرات بن حيان" که در جريان غارت کاروان اسير شده بود، نزد محمد تهديد به مرگ می شود که با قبول اسلام آزاد می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🌀دو ماه بعد، محمد که قبل در مدينه محتاج غذای روزانه اش بود و زندگی روزمره اش از صدقات ناچيز انصار تامين می شد، اکنون با ثروتی که از غارت کاروانهای تجاری بهم زده است، سومين زن "حَفصَه" را که دختر عمر و ١٨سال بيشتر نداشت به عقد خود در می آورد. زن اول او بعد از خديجه "سوده" بود که او را در مکه و بلفاصله پس از مرگ خديجه به عقد خود در آورده بود و زن دومش عايشه دختر ابوبکر بود که او را نيز در مکه (سه سال قبل از هجرت) به عقد خود در آورده، بگفته طبری در هفت سالگی با او زفاف کرده بود و اکنون با زن سوم خود ازدواج ميکرد. با غارت کاروان عراق، تقريبا همه راههای تجاری مکه به بيرون قطع و برای مکيان جز جنگ راهی برای باز کردن آنها باقی نمی ماند نه تنها باز کردن اين راههای تجاری، بلکه انتقام از کشته شدگان جنگ بدر که بسياری از بزرگان مکه در ميان آنها بودند، باضافه تجديد اعتبار قريش در ميان قبايل ديگر که اکنون با شکست در جنگ بدر به خطر افتاده بود، همگی، جنگ جديدی را از جانب قريش بر عليه محمد ضروری و اجتناب ناپذير می کرد. رهبری اين جنگ اينبار با "ابوسفيان بن حرب" از خاندان بنی اميه، از کلان بنی شمس بود که با کشته شدن رهبران مکه رياست شورای شهر نيز به او منتقل شده بود
✔️در اولين قدم، ابو سفيان پيشنهاد می کند که تمام سود حاصل از کاروانی که در بدر محمد در پی غارت آن بود برای تدارک جنگ کنار گذارده شود. سپس، برای نمايش قدرت، و نوعی رجز خوانی قبل از جنگ، با يک نيروی ٢٠٠الی ۴٠٠نفره تا نزديکی مدينه رانده در اطراف آن تاخت و تاز ميکند، و در حاليکه چندين نخل از مزارع اهل مدينه را به آتش ميکشد، ٢تن از انصار را درمزارع مدينه بقتل ميرساند و سپس بسوی مکه باز ميگردد.
🔅محمد نيز بلافاصله پس از مطلع شدن از واقعه، با تعدادی از افراد خود، ظاهرا برای مقابله و گوشمالی آنان ولی به نوبه خود برای رجز خوانی و نمايش متقابل قدرت ، در پی آنها، از مدينه خارج شده، ولی پس از اطلاع از بازگشت آنان، به مدينه باز ميگردد. اين نيز البته بطور مسخره ای بعداً از جانب مسلمانان از جمله يکی از غزوات محمد محسوب شده تحت عنوان جنگ "سويق" نام گذاری می شود. چرا که در آن، محمد قول خدا را به دادن پاداشی برابر، با شرکت در يک جنگ واقعی، نصيب همراهان خود ميکند.
🎯در حاليکه اين رجزخوانيها و نمايش قدرت ها به تشنج ميان مکه و محمد دامن ميزند، مشکل بسته بودن راههای تجاری نيز در ادامه خود هر روز برای مکيان تحمل ناپذيرتر می شود، تا جائی که سرانجام، مکيان را به تدارک جدی جنگ واميدارد.
⏪پست بعد : جنگ احد و شکست مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠غارت كاروان عراق و حركت مكه برای سركوب محمد
✔️با پيروزی مسلمانان در بدر، اکنون، محمد به يک خطر جدی برای امنيت راه تجاری ميان مکه و سوريه که مهمترين راه تجاری برای مکيان بود و مسير آن از نزديکی مدينه می گذشت، تبديل شده بود. مکيان که قسمت قريب به تمام درآمدشان از ارسال کاروانهای تجاری تامين می شد، حتی يکبار نيز سعی ميکنند تا اينبار، برای محفوظ ماندن از حمله محمد، کاروان خود را از راه عراق و بين النهرين عبور دهند.
🔅خبر حرکت اين کاروان که در جمادی الاخر با نزديک به صدهزار درهم وسائل و ظروف نقره و کالهای ديگر مکه را ترک ميکند به محمد ميرسد.
🔅بلافاصله، يک گروه ١٠٠نفره به فرماندهی زيد بن حارثه، شوهر سابق زينب و غلام سابق محمد که پس از آزادی به ناپسری وی پذيرفته شده بود، برای غارت کاروان اعزام می گردد. سهم محمد از اموال غارتی ٢٠هزار درهم می شود. "فرات بن حيان" که در جريان غارت کاروان اسير شده بود، نزد محمد تهديد به مرگ می شود که با قبول اسلام آزاد می گردد.
⇒ @ISLIE ⇐
🌀دو ماه بعد، محمد که قبل در مدينه محتاج غذای روزانه اش بود و زندگی روزمره اش از صدقات ناچيز انصار تامين می شد، اکنون با ثروتی که از غارت کاروانهای تجاری بهم زده است، سومين زن "حَفصَه" را که دختر عمر و ١٨سال بيشتر نداشت به عقد خود در می آورد. زن اول او بعد از خديجه "سوده" بود که او را در مکه و بلفاصله پس از مرگ خديجه به عقد خود در آورده بود و زن دومش عايشه دختر ابوبکر بود که او را نيز در مکه (سه سال قبل از هجرت) به عقد خود در آورده، بگفته طبری در هفت سالگی با او زفاف کرده بود و اکنون با زن سوم خود ازدواج ميکرد. با غارت کاروان عراق، تقريبا همه راههای تجاری مکه به بيرون قطع و برای مکيان جز جنگ راهی برای باز کردن آنها باقی نمی ماند نه تنها باز کردن اين راههای تجاری، بلکه انتقام از کشته شدگان جنگ بدر که بسياری از بزرگان مکه در ميان آنها بودند، باضافه تجديد اعتبار قريش در ميان قبايل ديگر که اکنون با شکست در جنگ بدر به خطر افتاده بود، همگی، جنگ جديدی را از جانب قريش بر عليه محمد ضروری و اجتناب ناپذير می کرد. رهبری اين جنگ اينبار با "ابوسفيان بن حرب" از خاندان بنی اميه، از کلان بنی شمس بود که با کشته شدن رهبران مکه رياست شورای شهر نيز به او منتقل شده بود
✔️در اولين قدم، ابو سفيان پيشنهاد می کند که تمام سود حاصل از کاروانی که در بدر محمد در پی غارت آن بود برای تدارک جنگ کنار گذارده شود. سپس، برای نمايش قدرت، و نوعی رجز خوانی قبل از جنگ، با يک نيروی ٢٠٠الی ۴٠٠نفره تا نزديکی مدينه رانده در اطراف آن تاخت و تاز ميکند، و در حاليکه چندين نخل از مزارع اهل مدينه را به آتش ميکشد، ٢تن از انصار را درمزارع مدينه بقتل ميرساند و سپس بسوی مکه باز ميگردد.
🔅محمد نيز بلافاصله پس از مطلع شدن از واقعه، با تعدادی از افراد خود، ظاهرا برای مقابله و گوشمالی آنان ولی به نوبه خود برای رجز خوانی و نمايش متقابل قدرت ، در پی آنها، از مدينه خارج شده، ولی پس از اطلاع از بازگشت آنان، به مدينه باز ميگردد. اين نيز البته بطور مسخره ای بعداً از جانب مسلمانان از جمله يکی از غزوات محمد محسوب شده تحت عنوان جنگ "سويق" نام گذاری می شود. چرا که در آن، محمد قول خدا را به دادن پاداشی برابر، با شرکت در يک جنگ واقعی، نصيب همراهان خود ميکند.
🎯در حاليکه اين رجزخوانيها و نمايش قدرت ها به تشنج ميان مکه و محمد دامن ميزند، مشکل بسته بودن راههای تجاری نيز در ادامه خود هر روز برای مکيان تحمل ناپذيرتر می شود، تا جائی که سرانجام، مکيان را به تدارک جدی جنگ واميدارد.
⏪پست بعد : جنگ احد و شکست مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بیچاره شیطان که در کره خاک بدنام شده. زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست و ما برای آنکه خود را تبرئه کنیم تمام کینه و دشمنی ها و بیرحمی های خود را در وجود شیطان جا داده ایم.
✍مترلینگ
➬ @ISLIE
✍مترلینگ
➬ @ISLIE
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
#محمد_در_قران
♨️تعدادی از ایاتی که محمد برای تامین جاه ، مال و تامین جنسی خود نازل کرده
♨️با استفاده از لینک مربوط به عنوان ها پست ها را در کانال پیدا کنید .
① محمد انسانی شبیه انسان های دیگر است
🔗 https://t.me/islie/1733
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②ایه نازل میکند که با محمد با صدای بلند صحبت نکنید
🔗 https://t.me/islie/1741
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③ محمد ولايت خود را نسبت به مردم از ولايت هرانسان بر خودش هم برتر می داند.
🔗 https://t.me/islie/1750
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④ایات تامین جنسی محمد
🔗 https://t.me/islie/1760
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤تصاحب همسر ديگران؛ زينب بنت جحش
🔗 https://t.me/islie/1770
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥ بی عدالتی بین همسران برای محمد جایز است
🔗 https://t.me/islie/1779
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦تحریم ماریه قبطیه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧داستان افک و عایشه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨موارد ديگرِ ذكر زنان محمد در قرآن
🔗 https://t.me/islie/1818
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑩ایات تامین مال برای محمد؛ خمس
🔗 https://t.me/islie/1827
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
①①ایات تامین مال برای محمد؛ فی
🔗 https://t.me/islie/1839
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②①ایات تامین مال برای محمد؛ انفال
🔗 https://t.me/islie/1849
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
💡حتمی مطالعه کنید
♨️تعدادی از ایاتی که محمد برای تامین جاه ، مال و تامین جنسی خود نازل کرده
♨️با استفاده از لینک مربوط به عنوان ها پست ها را در کانال پیدا کنید .
① محمد انسانی شبیه انسان های دیگر است
🔗 https://t.me/islie/1733
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②ایه نازل میکند که با محمد با صدای بلند صحبت نکنید
🔗 https://t.me/islie/1741
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③ محمد ولايت خود را نسبت به مردم از ولايت هرانسان بر خودش هم برتر می داند.
🔗 https://t.me/islie/1750
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④ایات تامین جنسی محمد
🔗 https://t.me/islie/1760
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤تصاحب همسر ديگران؛ زينب بنت جحش
🔗 https://t.me/islie/1770
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥ بی عدالتی بین همسران برای محمد جایز است
🔗 https://t.me/islie/1779
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦تحریم ماریه قبطیه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧داستان افک و عایشه
🔗 https://t.me/islie/1795
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨موارد ديگرِ ذكر زنان محمد در قرآن
🔗 https://t.me/islie/1818
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑩ایات تامین مال برای محمد؛ خمس
🔗 https://t.me/islie/1827
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
①①ایات تامین مال برای محمد؛ فی
🔗 https://t.me/islie/1839
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②①ایات تامین مال برای محمد؛ انفال
🔗 https://t.me/islie/1849
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
💡حتمی مطالعه کنید
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑➊】
💠جنگ احد مسلمانان شكست می خورند
✔️ قريشيان پس از شكست بدر اينبار در سال ۶٢۵ميلادی، با آمادگی و جديت بيشتر روانه جنگ با محمد می شوند و بر عکس جنگ بدر که در آن از کمک گرفتن از متحدين خود انصراف و حتی پيشنهاد آنها را رد کرده بودند، اينبار، همراه با عده کثيری منجمله حبشيان، بنى آِنانه و اهل تِهامه، متحدين حول و خوش خود، عازم مدينه می شوند. در اين جنگ نيز قريشيان مانند جنگ بدر با نيروی ٣٠٠٠ نفره خود با هفتصد زره و دويست اسب بر نيروی ٧٠٠نفره مسلمانان با تنها يکصد زره و دو اسب از لحاظ نفرات و تجهيزات برتری کامل داشتند.
🔅سپاهيان قريش در شب روز پنجشنبه، پنجم شوال سال سوم هجرت (٢١ مارس ۶٢۵ ) به کوه احد در نزديکی مدينه ميرسند، و در حاليکه در آنجا اردو ميزنند، اسبان و شتران خود را برای چرا به ميان مزارع اطراف مدينه، که زير کشت جو و از جمله حاصلخيزترين زمين ها بوده اند، رها می سازند.
📜روز بعد، مسلمانان با گرد همايی در خانه محمد، بر سر تدوين يک نقشه جنگی به بحث و رايزنی می پردازند اُبَیّ میگوید با ماندن در مدينه و دست زدن به يک جنگ تدافعی، برتری نظامی قريش را جبران نمايند. چرا که فکر می کنند که اگر در خانه های خود که بصورت مجتمع ها و محلات جداگانه ای که هر کدام به يکی از کلانهای مدينه تعلق داشته، و با ديوارهای سنگیِِ موجود در حدِ فاصل خود، حکم مجموعه ای از دژها و قلعه های پراکنده و کوچک ولی مرتبط بهم را داشتند، بدفاع در برابر مهاجمين بپردازند، می توانند برتری دوگانه قريش از لحاظ نفرات و نيروی سوار را جبران نمايند. باين معنا که در پشت ديوارهای خانه های خود، هم سواره نظام دشمن را متوقف نموده از تحرک و کارآئی بياندازند، و هم با استفاده از نيروی کمکی زنان و کودکان برتری نفراتی آنرا خنثی کنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹اما در اين ميان، و پس از آنکه همگی با نقشه جنگی فوق موافقت می کنند، يک گروه از مسلمانان که در جنگ بدر شرکت نکرده و اکنون شايد با تند روی خود قصد جبران آنرا داشتند، با نظريه جمع به مخالفت ميپردازند. آنها چه بخاطر غرور و غِره شدن از پيروزی بدر و اطمينان به ياری انکارناپذير الله به مسلمانان در جنگ، خرافه ای که محمد آنانرا دچار آن ساخته بود، و شايد هم برای جبران سرشکستگی قبلی و محروميت خود از غنايم جنگیِِ پيشين، با ماندن در مدينه مخالفت می کنند.
🔹باين ترتيب، محمد نيز مصمم به خروج از مدينه می شود، و در پايان همان روز نيروی 1000 نفره مسلمانان، پس از برگزاری نماز عصر، عازم کوه احد می شود. ولی هنوز اندکی از مدينه خارج نشده، در ميانه راه، بين نيروهای محمد انشعاب رخ ميدهد، و يک سوم آن يعنی ٣٠٠تن از مسلمانان به رهبری عبدالله بن اُبَیّ در مخالفت با جنگ در خارج از مدينه تصميم به بازگشت می گيرند، و بنابر نقشه مورد توافق اوليه، در حاشيه شهر مدينه برای دفاع از شهر موضع می گيرند.
🔹باين ترتيب، محمد و پيروانش بی اعتنا به پيشنهاد خردمندانه اُبَیّ، و غِرِه از پيروزی بدر، با اطمينان بيش از اندازه به نيروی خود در جنگ با قريش، دچار همان خطايی می شوند که قريشيان در جنگ بدر مرتکب شده بودند.
🔆محمد، در اين جنگ نيز همان تاکتيک گذشته را بکار می بندد. باين معنا که از نيروی پياده نظام خود می خواهد که در صورتی که قريش حمله را شروع کردند، در جای خود باقی مانده مقدمتا آنها را تيرباران کنند. در ضمن، "عبدالله بن جُبَير" و گروه ۵٠نفره تيراندازان وی را به حفاظت از باريکه بالی کوه، جائی که ممکن بود سپاه قريش او را از آنجا و از عقب مورد حمله قرار دهد، می گمارد، و به آنها سفارش می کند که تا پايان کامل جنگ در جای خود باقی مانده از آن مدخل محافظت نمايند.
🔆 قريش نيز که از نیروی قبایل همپیمان استفاده نمیکند با نیروی 1000 نفره برای حفظ تحرک و امکان تاخت و تاز سواره نظام خود در فضای باز و بامانع دشت مقابلِ آن صف آرائی مينمايد
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1001و 1016
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654
⏪پست بعد ادامه ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ احد مسلمانان شكست می خورند
✔️ قريشيان پس از شكست بدر اينبار در سال ۶٢۵ميلادی، با آمادگی و جديت بيشتر روانه جنگ با محمد می شوند و بر عکس جنگ بدر که در آن از کمک گرفتن از متحدين خود انصراف و حتی پيشنهاد آنها را رد کرده بودند، اينبار، همراه با عده کثيری منجمله حبشيان، بنى آِنانه و اهل تِهامه، متحدين حول و خوش خود، عازم مدينه می شوند. در اين جنگ نيز قريشيان مانند جنگ بدر با نيروی ٣٠٠٠ نفره خود با هفتصد زره و دويست اسب بر نيروی ٧٠٠نفره مسلمانان با تنها يکصد زره و دو اسب از لحاظ نفرات و تجهيزات برتری کامل داشتند.
🔅سپاهيان قريش در شب روز پنجشنبه، پنجم شوال سال سوم هجرت (٢١ مارس ۶٢۵ ) به کوه احد در نزديکی مدينه ميرسند، و در حاليکه در آنجا اردو ميزنند، اسبان و شتران خود را برای چرا به ميان مزارع اطراف مدينه، که زير کشت جو و از جمله حاصلخيزترين زمين ها بوده اند، رها می سازند.
📜روز بعد، مسلمانان با گرد همايی در خانه محمد، بر سر تدوين يک نقشه جنگی به بحث و رايزنی می پردازند اُبَیّ میگوید با ماندن در مدينه و دست زدن به يک جنگ تدافعی، برتری نظامی قريش را جبران نمايند. چرا که فکر می کنند که اگر در خانه های خود که بصورت مجتمع ها و محلات جداگانه ای که هر کدام به يکی از کلانهای مدينه تعلق داشته، و با ديوارهای سنگیِِ موجود در حدِ فاصل خود، حکم مجموعه ای از دژها و قلعه های پراکنده و کوچک ولی مرتبط بهم را داشتند، بدفاع در برابر مهاجمين بپردازند، می توانند برتری دوگانه قريش از لحاظ نفرات و نيروی سوار را جبران نمايند. باين معنا که در پشت ديوارهای خانه های خود، هم سواره نظام دشمن را متوقف نموده از تحرک و کارآئی بياندازند، و هم با استفاده از نيروی کمکی زنان و کودکان برتری نفراتی آنرا خنثی کنند.
⇒ @ISLIE ⇐
🔹اما در اين ميان، و پس از آنکه همگی با نقشه جنگی فوق موافقت می کنند، يک گروه از مسلمانان که در جنگ بدر شرکت نکرده و اکنون شايد با تند روی خود قصد جبران آنرا داشتند، با نظريه جمع به مخالفت ميپردازند. آنها چه بخاطر غرور و غِره شدن از پيروزی بدر و اطمينان به ياری انکارناپذير الله به مسلمانان در جنگ، خرافه ای که محمد آنانرا دچار آن ساخته بود، و شايد هم برای جبران سرشکستگی قبلی و محروميت خود از غنايم جنگیِِ پيشين، با ماندن در مدينه مخالفت می کنند.
🔹باين ترتيب، محمد نيز مصمم به خروج از مدينه می شود، و در پايان همان روز نيروی 1000 نفره مسلمانان، پس از برگزاری نماز عصر، عازم کوه احد می شود. ولی هنوز اندکی از مدينه خارج نشده، در ميانه راه، بين نيروهای محمد انشعاب رخ ميدهد، و يک سوم آن يعنی ٣٠٠تن از مسلمانان به رهبری عبدالله بن اُبَیّ در مخالفت با جنگ در خارج از مدينه تصميم به بازگشت می گيرند، و بنابر نقشه مورد توافق اوليه، در حاشيه شهر مدينه برای دفاع از شهر موضع می گيرند.
🔹باين ترتيب، محمد و پيروانش بی اعتنا به پيشنهاد خردمندانه اُبَیّ، و غِرِه از پيروزی بدر، با اطمينان بيش از اندازه به نيروی خود در جنگ با قريش، دچار همان خطايی می شوند که قريشيان در جنگ بدر مرتکب شده بودند.
🔆محمد، در اين جنگ نيز همان تاکتيک گذشته را بکار می بندد. باين معنا که از نيروی پياده نظام خود می خواهد که در صورتی که قريش حمله را شروع کردند، در جای خود باقی مانده مقدمتا آنها را تيرباران کنند. در ضمن، "عبدالله بن جُبَير" و گروه ۵٠نفره تيراندازان وی را به حفاظت از باريکه بالی کوه، جائی که ممکن بود سپاه قريش او را از آنجا و از عقب مورد حمله قرار دهد، می گمارد، و به آنها سفارش می کند که تا پايان کامل جنگ در جای خود باقی مانده از آن مدخل محافظت نمايند.
🔆 قريش نيز که از نیروی قبایل همپیمان استفاده نمیکند با نیروی 1000 نفره برای حفظ تحرک و امکان تاخت و تاز سواره نظام خود در فضای باز و بامانع دشت مقابلِ آن صف آرائی مينمايد
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1001و 1016
📗 ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654
⏪پست بعد ادامه ...
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➊】
💠شکست مسلمانان
🔆سپاه قريش به فرماندهی ابوسفيان، اما اينبار، با يک نقشه جنگی دقيق وارد عمل می شوند. باين ترتيب که در جائی، "در پيش خود"، بر سر راه مسلمانان، چاله هايی حفر نموده، سر آن را با خاک و خاشاک می پوشانند تا در صورت عقب نشينی، آنها را در جريان تعقيب خويش، در چاله های مزبور گير انداخته،
🔅بعلاوه، ابوسفيان همه جوانب ديگر جنگ و جزئيات آنرا در نظر گرفته به تدارک آن می پردازد. تا جائيکه، حتی قبل از جنگ، به نزد علمداران خود رفته نقش مهم آنان در جنگ را به آنها گوشزد ميکند. در واقع نيز علمداران قريش در حين جنگ نهايت فدا کاری و از خود گذشتگی را برای بر پا داشتن آن از خود بخرج دادند. چنانکه ابن هشام می گويد:
📜"زنی بود که عَلَمِ کفار بر افراشت، نام وی "عَمره بنت عَلقََمه" بود، و پيش از آن عَلَمِ ايشان بدست غلامی بود که نام وی صُواب بود، و مسلمانان اول دست راستش بيفگندند و بدست چپ علَم نگاه می داشت، و بعد از آن دست چپش بيفگندند و علَم بر افتاد و بسينه نگاه داشت، و بعد از آن سرش بيفگندند و علَم در افتاد..".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654.
⇒ @ISLIE ⇐
✔️در چنين شرايطی است که جنگ ميان دو دسته در روز شنبه در دامنه کوه احد با حمله قريش به مسلمانان آغاز می شود. در گرماگرم جنگ، حمزه، جنگجوی با ارزش و پر قدرت مسلمانان، بدست وحشی که زوبينش بر سينه وی نشسته از پشتش بدر می آيد، بر زمين می افتد. عَلَم دارِ قريش نيز با وجود ابراز شجاعت و پيگيری بی نظير و شگفت انگيزی که برای حفظ عَلَم از خود نشان ميدهد، سرانجام بدست مسلمانان از پا در آمده به خاک می افتد، بلافاصله يکی از زنان جنگجوی قريش جای او را ميگيرد. علمدار مسلمانان نيز در چند متری محمد با ضربه يکی از جنگجويان قريش به قتل ميرسد که جای او را علی ميگيرد. ابو عامر راهب، يکتاپرستی که در مخالفت با محمد با پيروان خود از مدينه به مکه مهاجرت کرده بود نيز، در آغاز جنگ، پس از آنکه از دعوت قبيله خود به رها کردن محمد و پيوستن به او نتيجه ای نميگيرد، با ۵٠تن از پيروان خود بر عليه مسلمانان شمشير می زند.
🔰مسلمانان ادعا می کنند که در اين مرحله از جنگ قريشيان شکست خورده پا به فرار می گذارند که آنچه که مسلمانان بدروغ شکست قريشيان مينامند، در واقع امر، عقب نشينی طبق يک نقشه حساب شده برای گير انداختن مسلمانان در چاههای سرپوشيده ای بوده که بنا به گفته خودِ مورخين و راويان اسلامی، آنها را برای اين منظور و طبق نقشه قبلی حفر کرده بودند.👇🏿
📜"کافران از پيش خود گََوها و گورها کنده بودند و سر آن بريگ و رمل پوشيده بودند تا ، چون مسلمانان حمله برند، در آن چاهها افتند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 667.
مسلمانان که گمان میکنند دشمن شکست خورده در تعقيب شان دست به غارت اردوگاه آنان ميزنند، و چون گروه ۵٠نفری کمانداران جُبَیر برای شرکت در غارت، عليرغم دستور محمد، محل خود در عقبه سپاه را ترک ميکنند، سواران قريش بفرماندهی خالد بن وليد از فرصت استفاده کرده مسلمانان را از عقب مورد حمله قرار داده آنها را شکست ميدهند.
📜"و چون دو گروه روبرو شدند هزيمت در مشرکان افتاد تا آنجا که زنان پوشش ساقهای خويش را بالا بردند و خلخالهايشان نمايان شد وتيراندازان همی گفتند: غنيمت! غنيمت"!
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1021
❓سئوال مطروحه در اين رابطه اينست که زنان قريش برای چه پوشش ساقهای خود را بال ميزنند؟ جز برای جلب توجه سربازان دشمن و کشاندن آنها بسوی خود؟ ولی آنها برای چه بايد سربازان دشمن را بسوی خود بکشند؟ جز برای تشويق آنان به ترک محل خود؟ بخاری نيز به اينکه زنان در حال فرار خلخال های پاهای شان را نمايان می کنند اشاره می کند.
📜"بخدا، ما ديديم که زنان مکه در حال دويدن اند، و خلخال های پای شان را نمايان می کنند. لذا، ما هم فرياد بر آورديم، غنيمت! مسلمانان، غنيمت! ياران ما پيروز شدند. معطل چه هستيم؟ به خدا! ما سوی پادگان ها ميرويم و سهم خود را از غنائم باز می گيريم".
📘- َAl Bukhari mohamad ibn e ismael, Sahih Bukhari:V4B52N276.
💥بنابر این مسلمانان به خاطر سهل انگاری و طمع غنیمت شکست میخوردن
📜"ابوجعفر ميگويد: وقتى از پشت سر به مسلمانان حمله شد عقب نشستند و مشرآان از آنها بكشتند و چون بليه در مسلمانان افتاد سه قسمت بودند: قسمتى آشته شدند و قسمتی زخمى شدند و قسمتى هزيمت شدند و چنان فرومانده بودند آه نمى دانستند چه آنند. دندان پيمبر آسيب ديد و لب وى بدريد و صورت و پيشانيش زخمدار شد و ابن قميشه با شمشير به پهلوى او زد و عتبه بن ابى وقاص او را زخم زده بود".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1027.
⏪ادامه پست بعد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠شکست مسلمانان
🔆سپاه قريش به فرماندهی ابوسفيان، اما اينبار، با يک نقشه جنگی دقيق وارد عمل می شوند. باين ترتيب که در جائی، "در پيش خود"، بر سر راه مسلمانان، چاله هايی حفر نموده، سر آن را با خاک و خاشاک می پوشانند تا در صورت عقب نشينی، آنها را در جريان تعقيب خويش، در چاله های مزبور گير انداخته،
🔅بعلاوه، ابوسفيان همه جوانب ديگر جنگ و جزئيات آنرا در نظر گرفته به تدارک آن می پردازد. تا جائيکه، حتی قبل از جنگ، به نزد علمداران خود رفته نقش مهم آنان در جنگ را به آنها گوشزد ميکند. در واقع نيز علمداران قريش در حين جنگ نهايت فدا کاری و از خود گذشتگی را برای بر پا داشتن آن از خود بخرج دادند. چنانکه ابن هشام می گويد:
📜"زنی بود که عَلَمِ کفار بر افراشت، نام وی "عَمره بنت عَلقََمه" بود، و پيش از آن عَلَمِ ايشان بدست غلامی بود که نام وی صُواب بود، و مسلمانان اول دست راستش بيفگندند و بدست چپ علَم نگاه می داشت، و بعد از آن دست چپش بيفگندند و علَم بر افتاد و بسينه نگاه داشت، و بعد از آن سرش بيفگندند و علَم در افتاد..".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 654.
⇒ @ISLIE ⇐
✔️در چنين شرايطی است که جنگ ميان دو دسته در روز شنبه در دامنه کوه احد با حمله قريش به مسلمانان آغاز می شود. در گرماگرم جنگ، حمزه، جنگجوی با ارزش و پر قدرت مسلمانان، بدست وحشی که زوبينش بر سينه وی نشسته از پشتش بدر می آيد، بر زمين می افتد. عَلَم دارِ قريش نيز با وجود ابراز شجاعت و پيگيری بی نظير و شگفت انگيزی که برای حفظ عَلَم از خود نشان ميدهد، سرانجام بدست مسلمانان از پا در آمده به خاک می افتد، بلافاصله يکی از زنان جنگجوی قريش جای او را ميگيرد. علمدار مسلمانان نيز در چند متری محمد با ضربه يکی از جنگجويان قريش به قتل ميرسد که جای او را علی ميگيرد. ابو عامر راهب، يکتاپرستی که در مخالفت با محمد با پيروان خود از مدينه به مکه مهاجرت کرده بود نيز، در آغاز جنگ، پس از آنکه از دعوت قبيله خود به رها کردن محمد و پيوستن به او نتيجه ای نميگيرد، با ۵٠تن از پيروان خود بر عليه مسلمانان شمشير می زند.
🔰مسلمانان ادعا می کنند که در اين مرحله از جنگ قريشيان شکست خورده پا به فرار می گذارند که آنچه که مسلمانان بدروغ شکست قريشيان مينامند، در واقع امر، عقب نشينی طبق يک نقشه حساب شده برای گير انداختن مسلمانان در چاههای سرپوشيده ای بوده که بنا به گفته خودِ مورخين و راويان اسلامی، آنها را برای اين منظور و طبق نقشه قبلی حفر کرده بودند.👇🏿
📜"کافران از پيش خود گََوها و گورها کنده بودند و سر آن بريگ و رمل پوشيده بودند تا ، چون مسلمانان حمله برند، در آن چاهها افتند".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 667.
مسلمانان که گمان میکنند دشمن شکست خورده در تعقيب شان دست به غارت اردوگاه آنان ميزنند، و چون گروه ۵٠نفری کمانداران جُبَیر برای شرکت در غارت، عليرغم دستور محمد، محل خود در عقبه سپاه را ترک ميکنند، سواران قريش بفرماندهی خالد بن وليد از فرصت استفاده کرده مسلمانان را از عقب مورد حمله قرار داده آنها را شکست ميدهند.
📜"و چون دو گروه روبرو شدند هزيمت در مشرکان افتاد تا آنجا که زنان پوشش ساقهای خويش را بالا بردند و خلخالهايشان نمايان شد وتيراندازان همی گفتند: غنيمت! غنيمت"!
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1021
❓سئوال مطروحه در اين رابطه اينست که زنان قريش برای چه پوشش ساقهای خود را بال ميزنند؟ جز برای جلب توجه سربازان دشمن و کشاندن آنها بسوی خود؟ ولی آنها برای چه بايد سربازان دشمن را بسوی خود بکشند؟ جز برای تشويق آنان به ترک محل خود؟ بخاری نيز به اينکه زنان در حال فرار خلخال های پاهای شان را نمايان می کنند اشاره می کند.
📜"بخدا، ما ديديم که زنان مکه در حال دويدن اند، و خلخال های پای شان را نمايان می کنند. لذا، ما هم فرياد بر آورديم، غنيمت! مسلمانان، غنيمت! ياران ما پيروز شدند. معطل چه هستيم؟ به خدا! ما سوی پادگان ها ميرويم و سهم خود را از غنائم باز می گيريم".
📘- َAl Bukhari mohamad ibn e ismael, Sahih Bukhari:V4B52N276.
💥بنابر این مسلمانان به خاطر سهل انگاری و طمع غنیمت شکست میخوردن
📜"ابوجعفر ميگويد: وقتى از پشت سر به مسلمانان حمله شد عقب نشستند و مشرآان از آنها بكشتند و چون بليه در مسلمانان افتاد سه قسمت بودند: قسمتى آشته شدند و قسمتی زخمى شدند و قسمتى هزيمت شدند و چنان فرومانده بودند آه نمى دانستند چه آنند. دندان پيمبر آسيب ديد و لب وى بدريد و صورت و پيشانيش زخمدار شد و ابن قميشه با شمشير به پهلوى او زد و عتبه بن ابى وقاص او را زخم زده بود".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1027.
⏪ادامه پست بعد
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
بر دیوار یکی از سلول های آشویتس نوشته شده بود:
"اگر خدایی وجود داشته باشد
باید برای بخشش به دست و پایم بیوفتد"
➬ @ISLIE
"اگر خدایی وجود داشته باشد
باید برای بخشش به دست و پایم بیوفتد"
➬ @ISLIE