کشکول|محسن مهدیان
2.65K subscribers
484 photos
185 videos
6 files
279 links
روزنامه نگارم.
@mohsen_mahdian
اینجا هم از فعالیت های گروه جهادی محبین می نویسم.
@jahadi_mohebin
دغدغه رسانه ایم:
#خبرخوب
Download Telegram
🔷پایان خبرنگاری

#عصر_روایت‌گری
#پساحقیقت
#post_truth

دوران خبرنگاری به شکل سنتی آن گذشته است. اساسن دیگر خبر اهمیت گذشته را ندارد.
یکبار با خودتان مرور کنید. آخرین خبری که توجهتان را جلب کرد منبعش کجا بود؟ احتمالن خاطر ندارید. مثلن حقوق نجومی را چه کسی و کجا منتشر کرد؟ اساسن برایتان مهم نبوده است.

دوران #منبع_خبر گذشته است؛ امروز دوران #توزیع_خبر است. آنهم نه خود خبر بلکه روایت خبر.

دوران #نزاع_فکت‌ها ی خبری گذشته است؛ امروز دوران #نزاع_روایت‌هاست.

🔷یعنی چی؟

امروز در عرصه رسانه "هرم قدرت" تغییر یافته است و "پایین هرم" وزن بیشتری در قدرت سازی خبری دارد.
کف هرم، قدرت خودش را از شبکه های اجتماعی می گیرد و راس هرم را هم جهت می دهد.

#مخاطبین_سنتی دو دهه پیش، با شکل گیری سایت ها و بعد هم شکبه های اجتماعی شبیه فیس بوک به #کاربرانی تبدیل شدند که نامشان #شهروند_خبرنگار بود. اما امروز همان کاربران شهروند خبرنگار نیز به پشتوانه شبکه های اجتماعی نوین، تولید کننده خبرند و نامشان #شهروند_رسانه است؛ یعنی خودشان رسانه اند.

البته رسانه به معنای جدیدش که حرف اول و آخر را نه #صدق و #کذب خبر می زند و نه #سرعت و #دقت خبر؛ بلکه تنها و تنها #روایت_خبر می زند.

🔹بیشتر توضیح دهیم؛

در این دوران #حق با #واقعیت‌ها نیست، بلکه حق با روایتی است که یک فرد از واقعیت می کند و البته می تواند توجه بیشتری از #اکثریت را جلب کند.

اساسن معنی صدق و کذب هم تغییر کرده است چون روایت در بیشتر مواقع کذب نیست بلکه یک #برداشت_شخصی است که می تواند "همه" حقیقت را نبیند و صرفن برداشتی از واقع باشد.

دوران روایت خبر، دوران #پلورالیزم_خبری است؛ دوران #قرائت‌های_مختلف از خبرست که همه شان هم می تواند درست باشد اما هیچکدام همه واقعیت نباشد.

روایت خبر هیچ ارتباطی به خبر صادق ندارد بلکه صرفن براساس برداشتی است که فرد از خبر دارد. برداشت فرد از خبرنیز کاملا بر اساس گرایش و سلیقه و اعتقادات و احساسات و آگاهی های وی شکل می گیرد.

ممکن است سوال شود که پیشتر هم خبرنگار هنگام تهیه خبر براساس برداشت خودش رفتار می کرد و این نیز همان رفتار خبرنگار است؛ اما اینطور نیست.
مساله اینجاست که در شبکه اجتماعی، ملاک، روایتی است که بیشتر دست به دست شود و ریشیر و روتوئیت و لایک و غیره می گیرد نه اینکه به واقعیت نزدیک تر باشد. در مدل سنتی خبرنگاری، خبرنگار با هر گرایشی تلاش می کرد صادق باشد، اما امروز کاربر شبکه اجتماعی تلاش می کند بیشتر دیده شود؛ دقیتر اینکه بیشتر، #خود ش و آنچه می بیند مهم است نه واقعیت و آنچه هست.

 به سخن روشنتر در عصر جدید کاربر تلاش می کند خودش باشد، چون مخاطبینش "او" را می خواهند و برداشت "او" را می پسندد نه آنچه حقیقت دارد و بیرون از "او" وجود دارد. بر همین اساس در شبکه های اجتماعی ویژگی های شخصیتی افراد و حوزه علائق شان و تفریحات و سرگرمی ها و غیره خیلی کلیدی است. چون افراد با ویژگی های کاملا شخصی یکدیگر به هم جذب می شوند.

شبکه اجتماعی براساس پیوند روانی و عاطفی افراد است که قدرت می گیرد و افراد زمانی با هم پیوند می خورند که به جهت گرایشی و سلیقه ای بهم نزدیک باشند. براین اساس ذائقه  ها چنین شکل می گیرد که خبر درست، خبری است که از زبان نزدیک ترین فرد به جهت گرایشی و سلیقه ای بیان شود؛  به تعبیر دیگر از طرف یک کاربر شبیه خودمان بیان شود. اینجاست که روایت #ملاک است.

🔹اما روایت چطور عمل می کند.

روایت برخلاف خبر، تنها #ذهن_مخاطب را درگیر نمی کند بلکه حوزه# عواطف و #احساسات مخاطب را هم بکار می گیرد و حوزه احساسات وزن بیشتری دارد. به همین دلیل است که در شبکه های اجتماعی بیشتر از استدلال کردن، هنرمندانه حرف زدن موثر است. کسی هم که هنر ندارد با #طعنه و #کنایه تلاش می کند حوزه احساسات و هیجان مخاطب را درگیر کند. لذا در روایت گری #جان و #روان فرد باید درگیر شود نه صرفن ذهنش.

🔹اما کدام #روایت_غالب می شود؟

روایتی که بیشتر از دیگر روایت ها احساسات و عواطف مخاطب را درگیر کند؛ درنتیجه روایت یک نفر به #روایت_اکثریت تبدیل شود. چنین روایتی، می شود روایت غالب که واقعیت خبر را تصویر می سازد.

🔷پ.ن: در دوران #پسا_حقیقت قرار داریم. پسا حقیقت در سال 2016 کلمه سال دیکشنری آکسفورد معرفی شد. توجهات جامعه بین الملل به پسا حقیقت زمانی بود که علیرغم حقایق واقعی و علمی درباره مشکلات شخصیتی و روانی #ترامپ، جامعه به این اخبار و فکت های بی تفاوت است.

دراین باره باید بسیار نوشت.

🔴تذکر: این متن صرفن در مقام توصیف وضع موجودست نه قضاوت. درباره چه باید کرد هم خواهم نوشت.

 🔸آدرس کشکول در آی‌گپ
 https://iGap.net/mahdian_mohsen
🔸
🔹آدرس کشکول در سروش
http://sapp.ir/mahdian
🔸
 http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
"چه باید کرد" برای "پایان خبرنگاری"
🎦روایتگری...

تا حالا دقت کردید؛
دقیق ترین استدلال ها را درباره حجاب می آورید اما اقبال ندارد؟ چرا؟ مخالفان، استدلال قوی تری دارند؟ احتمالن می گوئید خیر.
محکم ترین استدلال ها را درباره حصر طرح می کنید اما اصل شبهه جابجا نمی شود؟ چرا؟ منتقدین استدلال محکم تری دارند؟ احتمالن می گویید حاضریم برای استدلال قوی تر جایزه قرار دهیم. پس چرا استدلال شما نمی گیرد؟
در اغتشاشات، شهر را بهم ریختند، حسینیه آتش زدند و 25 نفر آدم کشتند؛ اما همچنان مدعی اند. با کدام ابزار چنین می کنند؟

📶ماجرا #پایان_روزنامه‌نگاریست. باید #ابزارمان را تغییر دهیم.
در یادداشت #قبلی مختصر توضیح دادم که پایان خبرنگاری یا پایان روزنامه نگاری یعنی چی
👈خیلی زمان نمی گیرد؛ مطالعه کنید:👇
https://t.me/mahdian_mohsen/452

اما خیلی ها اشکال کردند که یادداشت فوق " #چه_باید_کرد" نداشت.
در این یادداشت از "چه باید کرد" می نویسم .

در دوره #پسا_حقیقت، #واقعیت‌ها رنگ میبازند و #روایت‌ها هستند که جای واقعیت ها قرار می گیرند. پسا حقیقت، پایان خبرنگاری و آغاز روایت گری در عصر شبکه های اجتماعیست.

همانطور که دوره خبرنگاری گذشته است؛ دوره #صدق و #کذب خبر هم گذشته است. به طریق اولی دوره "تکذیب خبر" و "توضیح خبر" هم گذشته است. این روایت ما از خبر است که می تواند نزدیک به واقعیت باشد یا نباشد.

نکته بسیار مهم اینست که روایت خبر معمولا صدق و کذب ندارد. روایت، روایت است. هر فردی بر اساس فهم و سلیقه و اطلاعات خودش روایت می کند.

در دوران روایت محوری، #مرجع_خبر، الزاما #منبع_خبر نیست، بلکه #راوی_خبرست. برای همین در شبکه های اجتماعی کسی به منبع خبر کار ندارد. مهم اینست که خبر را از کسی بشنود که بیشترین #شباهت را با او دارد.
#اعتماد به خبر با #همزادپنداری با راوی خبر رابطه بسیار تنگاتنگ دارد.

حال به #مخاطب چه #آموزش دهیم؟
بهترین کار برای کسانی که درجریان روایت دیگران قرار گرفته اند، آموزش صدق و کذب خبر نیست بلکه وظیفه ما آموزش #تحلیل_روایت است. باید به مردم آموزش داد که عناصر تحلیل یک روایت چیست؟

اما خودمان چه کنیم؟
وظیفه راوی چیست؟

اسم راوی می آید ذهنتان کجا می رود؟ درست است. #راویان_اردوهای_جنوب؛ البته راویان اصلی که از نزدیک جنگ را دیده اند نه راویان بعد جنگ و آموزش دیده. برای روایت گری اول باید مشاهده کرد، با آموزش کسی راوی نمی شود.

راوی اردوی جبهه های جنوب چه می کرد؟ مخاطب را سر #صحنه می برد؛ به چه نحو؟ فقط #ذهن مخاطب را درگیر نمی کرد. #احساسات و #عواطف او را هم بکار می گرفت.
کار اصلی روایت گری، " #نشان_دادن" به مخاطب است " نه #گفتن و #بیان_کردن". #جان مخاطب باید درگیر شود نه صرفا #ذهنش.

🔴بنابراین روایتی مسلط است که چند ویژگی داشته باشد.
1⃣یکم. #قلب_گرائی.
قلب را باید هدف گرفت نه صرفن ذهن. لذا ذهن و احساسات را توامان باید درگیر کند.

2⃣دوم. #کثرت_گرائی
#تکرارپذیری و ضریب دست به دست شدنش میان مخاطب بالا باشد. "روایت من" باید "روایت همه" شود. بنابراین باید متناسب با #ذائقه_مخاطب باشد.

3⃣سوم. #دربرگیرندگی
#عوام_فهم و #خواص_پسند باشد. دربرگیرندگی بالا داشته باشد.

4⃣چهارم. #برانگیختگی
نقطه کانونی در برانگیختگی مخاطب داشته باشد. هر موضوعی به یک نقطه کلیدی برای درگیر کردن مخاطب نیاز دارد تا او را برانگیزد.

5⃣پنجم و از همه مهمتر
#اعتمادپذیری
برای مخاطب راوی خبر مهم است. باید اعتماد مخاطب را کسب کرد که ما کنار اوئیم. دلسوز و رفیق اوئیم. #صمیمیت اعتماد می سازد.
اما مگر در شبکه اجتماعی می توان صمیمیت ساخت؟ بله. یکی از راه های نزدیکی، واکنش های بهنگام و همراه با ذائقه و احساسات و مطالبات جامعه نسبت به موضوعات مختلف است.

🆗راوی جنگ چنین می کرد که موثر بود. چنین می کرد که از زاویه او عملیات جنگی را مشاهده و در خاطراتش با او سفر می کردید. و چنان تاثیر می گرفتید که تا چند هفته یا ماه در یک خاطره اش متوقف می شدید.

امروز به روایت گری نیاز داریم. روایت گری #هنر می خواهد.
تلاش کردم بگویم #ابزار_مبارزه تغییر کرده است. #سربازان این عرصه هم متفاوتند.

http://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
Forwarded from اتچ بات
☑️من و شما در جنگ روایت ها

"مارگزیده" از "ریسمون سیاه و سفید" می ترسد.
این گزاره دو بخش دارد. "مارگزیده" و "ریسون سیاه و سفید. مارگزیده #ابرروایت است. ریسمون سیاه و سفید #روایت ما از ریسمون است که آنرا مار می پنداریم.
هر روایتی متشکل از همین دو بخش است. در اصل این ابر روایت ها هستند که روایت ها را می سازند. پس اگر ابر روایت درست ساخته نشود، فاصله گرفتن از حقیقت و ریسمون را مار پنداشتن، طبیعی است.
ما در مواجه رسانه ای با ضدانقلاب در دو ساحت می جنگیم.
یکی ابر روایت ها و دوم خرده روایت ها. ابرروایت، مفهوم کلان است و خرده روایت، مصادیق.
حکومت ها و گروه های مرجع و رسانه های رسمی نقش بالایی در ساخت ابرروایت دارند. اگر گروه های مرجع، ابر روایت را نسازند و کم کاری کنند، دیگران از جمله دشمن جای خالی آنرا پر می کند. آنکه ابرروایت می سازد، قدرت پیدا می کند ذهن ها را به گروگان بگیرد و خرده روایت ها را مطابق میلش تفسیر کند.
بعد از ابرروایت، نوبت خرده روایت می رسد. خرده روایت وقتی موثر است که تبدیل به روایت غالب شود . روایتی قدرت سلطه می یابد که "قدرت برانگیختگی" و "توزیع شوندگی" بالاتری داشته باشد؛ به تعبیر ساده تر "قدرت دست به دست شدن" بیشتری پیدا کند. روایتی بیشتر دست به دست می شود که به غیر از ذهن مخاطب، قلب و احساسات و هیجان او را نیز درگیر کند.
دوران ما، دوران #پساحقیقت است. دوران دور شدن از حقیقت. چون بجای صدق و کذب اخبار، این "قدرت روایت" است که جای حقیقت می نشیند.
اما این دوران نیز روزهای گذار است؛ برخلاف تصور رایج، ما درنهایت ما به سمت حقیقت حرکت می کنیم. اگر هنوز در عصر شبکه های اجتماعی گرفتار پسا حقیقت هستیم، چون با اختلال جریان قدرت مواجهیم. قدرت های سیاسی و قدرت ها تخدیری مثل سلبریتی ها و غیره. چه انکه خبر هر میزان مردمی تر شود و از چنبره قدرت فاصله بگیرد به حقیقت نزدیک تر می شود.
بنابراین نقش جریان انقلابی اتفاقا در همین دوران گذار است که برجسته و تعریف می شود.
جریان انقلابی باید 2 کار همزمان انجام دهد. اولا با تکیه بر عقلانیت و شناخت دقیق از زمان و نیاز مخاطب، ابرروایت حقیقی را در ذهن جامعه بسازد و دوم خرده روایت های منطبق بر حقیقت را به روایت غالب تبدیل کند .
برای تبدیل خرده روایت به روایت غالب یک اصل کلیدی و بسیار حائز اهمیت وجود دارد و آن اینکه هرکس، خودش را سرباز عرصه روایت گری فرض کنند تا حقیقت روایت شود.همه و همه؛ زن خانه دار یا محصل و دانشجو و کارگر و طلبه و غیره. حتا یک لایک و ریشیر ساده و کامنت نیز در مسلط ساختن روایت سهم دارد.
سربازان عصر امروز رسانه، تنها خبرنگاران نیستند، بلکه راویانی هستند که مسئولیت تاریخی شان درعصر روایت گری را فهم کردند.
@mahdian_mohsen