🔷تفاوت مدیر #تکنوکرات با مدیر #جهادی؟!
تا سالها پیش خیلی ها قالیباف را یک مدیر تکنوکرات می دانستند. اما با روی کار آمدن این دولت، تکنوکرات ها #نمود واقعی پیدا کردند. حالا تفاوت های یک #تکنوکرات_کارگزارانی با یک #تکنوکرات_جهادی محسوس است.
💠فاصله ایندو مدیریت در سه بخش است؛
1⃣یکم. #انگیزه_فردی
انگیزه مدیر تکنوکرات در بهترین حالت "#کارایی" است. اما در مدیریت جهادی کارایی تنها یکی از انگیزه هاست. اصل مهمتر انگیزه های دینی و فرامادی است. مدیری که شغلش را جهت الهی می بخشد، #کار را #عبادت می داند نه صرفا منبع درآمد.
آثار این تفاوت انگیزشی در حوزه نتایج بسیار معنادار است. مهترین اختلاف را باید در بزنگاه ها مشاهده کرد. وقتی انگیزه فرا زمینی است، می توان انتظار داشت یک کار بحرانی خارج از بستر طبیعی اش به سرانجام برساند.
👈و #نتیجه اینکه؛
وقتی به دولت پول نفت نمی رسد دهها پروژه عمرانی اش نیمه تمام رها می شود.
و شهرداری با اینکه بودجه مترو را دولت نمی دهد اما اجازه نمی دهد کار زمین بماند.
2⃣دوم. #آثار_اجتماعی
مدیریت تکنوکرات به کارایی خلاصه می شود و دیگر آثار آن مورد توجه نیست. اما مدیر جهادی اثر اجتماعی و سیاسی یک تصمیم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهد. مثلا برای او اهمیت دارد که اثر فرهنگی یک تصمیم خدماتی چیست. اثر اعتقادی یک سیاست عمرانی تا کجاست.
به همین جهت مدیر جهادی برای کار عمرانی اش نیز به فکر #پیوست فرهنگی و اعتقادی است.
👈و #نتیجه اینکه
همین مدیریت جهادی است که یک سازمان خدماتی را تبدیل به یک نهاد اجتماعی می کند.
3⃣سوم. #شایسته_سالاری
مدیرتکنوکرات هیچ گاه نمی تواند یک مدیر جهادی را بکار بگیرد چون از عهده مواجه شدن با انگیزه های ارزشی و فرا تکنیکی این مدیر جهادی برنمی آید، اما یک مدیر جهادی قدرت بکارگیری دهها مدیرتکنوکرات را دارد؛ چراکه می تواند از توانایی افراد برای هدایت کار به سمت هدف اصلی اش بهره ببرد.
👈و #نتیجه اینکه
مدیرتکنوکرات در گزینش نیرو بسیار #قبیله گرا و #جناحی است
و مدیرجهادی از همه ظرفیت های نظام بهره می برد.
✅ #خلاصه اینکه مدیریت جهادی به کار #روح و #معنا می بخشد؛ حال آنکه مدیریت تکنوکرات خالی از چنین محتوایی است.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
تا سالها پیش خیلی ها قالیباف را یک مدیر تکنوکرات می دانستند. اما با روی کار آمدن این دولت، تکنوکرات ها #نمود واقعی پیدا کردند. حالا تفاوت های یک #تکنوکرات_کارگزارانی با یک #تکنوکرات_جهادی محسوس است.
💠فاصله ایندو مدیریت در سه بخش است؛
1⃣یکم. #انگیزه_فردی
انگیزه مدیر تکنوکرات در بهترین حالت "#کارایی" است. اما در مدیریت جهادی کارایی تنها یکی از انگیزه هاست. اصل مهمتر انگیزه های دینی و فرامادی است. مدیری که شغلش را جهت الهی می بخشد، #کار را #عبادت می داند نه صرفا منبع درآمد.
آثار این تفاوت انگیزشی در حوزه نتایج بسیار معنادار است. مهترین اختلاف را باید در بزنگاه ها مشاهده کرد. وقتی انگیزه فرا زمینی است، می توان انتظار داشت یک کار بحرانی خارج از بستر طبیعی اش به سرانجام برساند.
👈و #نتیجه اینکه؛
وقتی به دولت پول نفت نمی رسد دهها پروژه عمرانی اش نیمه تمام رها می شود.
و شهرداری با اینکه بودجه مترو را دولت نمی دهد اما اجازه نمی دهد کار زمین بماند.
2⃣دوم. #آثار_اجتماعی
مدیریت تکنوکرات به کارایی خلاصه می شود و دیگر آثار آن مورد توجه نیست. اما مدیر جهادی اثر اجتماعی و سیاسی یک تصمیم اقتصادی را مورد توجه قرار می دهد. مثلا برای او اهمیت دارد که اثر فرهنگی یک تصمیم خدماتی چیست. اثر اعتقادی یک سیاست عمرانی تا کجاست.
به همین جهت مدیر جهادی برای کار عمرانی اش نیز به فکر #پیوست فرهنگی و اعتقادی است.
👈و #نتیجه اینکه
همین مدیریت جهادی است که یک سازمان خدماتی را تبدیل به یک نهاد اجتماعی می کند.
3⃣سوم. #شایسته_سالاری
مدیرتکنوکرات هیچ گاه نمی تواند یک مدیر جهادی را بکار بگیرد چون از عهده مواجه شدن با انگیزه های ارزشی و فرا تکنیکی این مدیر جهادی برنمی آید، اما یک مدیر جهادی قدرت بکارگیری دهها مدیرتکنوکرات را دارد؛ چراکه می تواند از توانایی افراد برای هدایت کار به سمت هدف اصلی اش بهره ببرد.
👈و #نتیجه اینکه
مدیرتکنوکرات در گزینش نیرو بسیار #قبیله گرا و #جناحی است
و مدیرجهادی از همه ظرفیت های نظام بهره می برد.
✅ #خلاصه اینکه مدیریت جهادی به کار #روح و #معنا می بخشد؛ حال آنکه مدیریت تکنوکرات خالی از چنین محتوایی است.
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔹ویژه آرای گفتمانی
🔷ساخت و ساز تهران چطور فرهنگی شد؟!
🔸وقتی می گوییم شهر فرهنگی شد یعنی چی؟ یعنی تغییر تابلوها؟ تغییر کار ویژه فرهنگسراها؟ یعنی کمک کردن به تشکل های فرهنگی؟ اصلا چطور یک نهاد عمرانی و خدماتی می تواند فرهنگی شود؟
⚡️مدیریت شهری تهران طی دو دهه گذشته 4 دوره را پشت سر گذاشته است.
👈بیائید مرور کنیم.
1⃣نگاه اول ؛ شهرسازی به مثابه یک نهاد عمرانی
پرسابقه ترین رویکرد به مجموعه شهرسازی، مدیریت شهری به مثابه یک نهاد صرفا عمرانی است. به تعبیری هیچ نسبتی میان فرهنگ و عمران دیده نشده است و اساسا حوزه فرهنگ را نامرتبط به مقوله شهرسازی دیده اند.
حاکمیت این نگاه بیشتر در دوره مدیریت جناب #کرباسچی به عنوان شهردار تهران است. بهترین مثال از این رویکرد #بزرگراه_نواب است که بزرگترین پروژه شهری آن ایام است. این پروژه کمترین ملاحظه زیستی و اجتماعی و محلی را داشت و الان یکی از آسیب زاترین پروژه های عمرانی شهر محسوب می شود.
2⃣نگاه دوم؛ عمران به انضمام فرهنگ
رویکرد دوم، بیشتر یک نگاه ترکیبی است. نگاهی که معقتد است نهاد عمرانی مقوله ای نامرتبط به نهاد فرهنگی است و هرکدام باید به وظیفه خودش بپردازد.
با این حال این نگاه برخلاف مدل گذشته معتقد است شهرسازی نمی تواند تهی از توجهات فرهنگی باشد و بخشی از شهرسازی را همین ملاحظات فرهنگی شهر تشکیل می دهد. مدل و روش این گروه برای فرهنگی سازی شهر، جمع کردن فرهنگ و عمران در کنار هم است.
پیشنهاد این گروه اجرایی کردن برخی برنامه های فرهنگی و اجتماعی در شهر در کنار فعالیت های خدماتی و عمرانی است.
شاید بتوان تمرکز این بخش مدیریتی را بیشتر در #دوره_اول آقای #قالیباف در کسوت شهردار تهران تحلیل کرد. تغییر کار ویژه فرهنگسراها و توجه به نهادهای فرهنگی شهر با این رویکرد اتخاذ شده است.
3⃣نگاه سوم؛ فرهنگ به عنوان پیوست عمران
سومین تلقی از رابطه فرهنگ و عمران، پیوست فرهنگی برای پروژه های عمرانی است.
⚡️این نگاه فرهنگی معتقد است هرتصمیم عمرانی و خدماتی باید پیوستی فرهنگی داشته باشد تا مشخص شود هر پروژه تا چه سطح آثار فرهنگی خواهد داشت و خلاصه اینکه در نگاه سوم هر تصمیم عمرانی با ملاحظات فرهنگی مورد توجه قرار می گیرد.
این نگاه پیشرفته در #اواسط مدیریت قالیباف مورد توجه قرار گرفت.
🚩تا حالا حدود 840 پروژه عمرانی دارای #پیوست_اجتماعی و فرهنگی است. این اتفاق برای #اولین_بار در پروژه های عمرانی کشور رخ داده است.
نمونه اثر این رویکرد جلوگیری از تخریب #پل_ری و یا انتقال بی آر تی از #بلوار_کشاورز است. همچنین اجرای پروژه عمرانی دریاچه #چیتگر در قالب یک مجموعه فرهنگی.
4⃣نگاه چهارم؛ عمران در درون یک نقشه فرهنگی
نگاه چهارم مربوط به #اواخر دوره قالیباف است که معتقد است شهر نیازمند یک مهندسی فرهنگی و نقشه فرهنگی است و عمران درون این نقشه فرهنگی باید تعریف شود. مطابق این نگاه هر پروژه عمرانی جزئی از یک پازل فرهنگی است که نقشه حرکت جامعه را بسوی یک آرامنشهر فرهنگی تکمیل می سازد.
مطابق این برداشت سیستمی، هرپروژه عمرانی باید دارای ماموریت فرهنگی مشخص و منسجم با دیگر پروژه های خدماتی و عمرانی باشد و همه آنها نیز به سمت یک هدف روشن در حال حرکت باشند.
این نوع برنامه ریزی فرهنگی فعلا در مرحله تدوین است. اما برخی از پروژه های صرفا عمرانی و کالبدی که امکان تغییر کارکرد به پروژه فرهنگی را داشته اند ماموریت شان فرهنگی شده است. مثل #برج_میلاد و #اراضی_عباس_آباد و پروژه #هزار_و_یک_شب.
✅چرا قالیباف؟ . بخش دهم👆
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw
🔷ساخت و ساز تهران چطور فرهنگی شد؟!
🔸وقتی می گوییم شهر فرهنگی شد یعنی چی؟ یعنی تغییر تابلوها؟ تغییر کار ویژه فرهنگسراها؟ یعنی کمک کردن به تشکل های فرهنگی؟ اصلا چطور یک نهاد عمرانی و خدماتی می تواند فرهنگی شود؟
⚡️مدیریت شهری تهران طی دو دهه گذشته 4 دوره را پشت سر گذاشته است.
👈بیائید مرور کنیم.
1⃣نگاه اول ؛ شهرسازی به مثابه یک نهاد عمرانی
پرسابقه ترین رویکرد به مجموعه شهرسازی، مدیریت شهری به مثابه یک نهاد صرفا عمرانی است. به تعبیری هیچ نسبتی میان فرهنگ و عمران دیده نشده است و اساسا حوزه فرهنگ را نامرتبط به مقوله شهرسازی دیده اند.
حاکمیت این نگاه بیشتر در دوره مدیریت جناب #کرباسچی به عنوان شهردار تهران است. بهترین مثال از این رویکرد #بزرگراه_نواب است که بزرگترین پروژه شهری آن ایام است. این پروژه کمترین ملاحظه زیستی و اجتماعی و محلی را داشت و الان یکی از آسیب زاترین پروژه های عمرانی شهر محسوب می شود.
2⃣نگاه دوم؛ عمران به انضمام فرهنگ
رویکرد دوم، بیشتر یک نگاه ترکیبی است. نگاهی که معقتد است نهاد عمرانی مقوله ای نامرتبط به نهاد فرهنگی است و هرکدام باید به وظیفه خودش بپردازد.
با این حال این نگاه برخلاف مدل گذشته معتقد است شهرسازی نمی تواند تهی از توجهات فرهنگی باشد و بخشی از شهرسازی را همین ملاحظات فرهنگی شهر تشکیل می دهد. مدل و روش این گروه برای فرهنگی سازی شهر، جمع کردن فرهنگ و عمران در کنار هم است.
پیشنهاد این گروه اجرایی کردن برخی برنامه های فرهنگی و اجتماعی در شهر در کنار فعالیت های خدماتی و عمرانی است.
شاید بتوان تمرکز این بخش مدیریتی را بیشتر در #دوره_اول آقای #قالیباف در کسوت شهردار تهران تحلیل کرد. تغییر کار ویژه فرهنگسراها و توجه به نهادهای فرهنگی شهر با این رویکرد اتخاذ شده است.
3⃣نگاه سوم؛ فرهنگ به عنوان پیوست عمران
سومین تلقی از رابطه فرهنگ و عمران، پیوست فرهنگی برای پروژه های عمرانی است.
⚡️این نگاه فرهنگی معتقد است هرتصمیم عمرانی و خدماتی باید پیوستی فرهنگی داشته باشد تا مشخص شود هر پروژه تا چه سطح آثار فرهنگی خواهد داشت و خلاصه اینکه در نگاه سوم هر تصمیم عمرانی با ملاحظات فرهنگی مورد توجه قرار می گیرد.
این نگاه پیشرفته در #اواسط مدیریت قالیباف مورد توجه قرار گرفت.
🚩تا حالا حدود 840 پروژه عمرانی دارای #پیوست_اجتماعی و فرهنگی است. این اتفاق برای #اولین_بار در پروژه های عمرانی کشور رخ داده است.
نمونه اثر این رویکرد جلوگیری از تخریب #پل_ری و یا انتقال بی آر تی از #بلوار_کشاورز است. همچنین اجرای پروژه عمرانی دریاچه #چیتگر در قالب یک مجموعه فرهنگی.
4⃣نگاه چهارم؛ عمران در درون یک نقشه فرهنگی
نگاه چهارم مربوط به #اواخر دوره قالیباف است که معتقد است شهر نیازمند یک مهندسی فرهنگی و نقشه فرهنگی است و عمران درون این نقشه فرهنگی باید تعریف شود. مطابق این نگاه هر پروژه عمرانی جزئی از یک پازل فرهنگی است که نقشه حرکت جامعه را بسوی یک آرامنشهر فرهنگی تکمیل می سازد.
مطابق این برداشت سیستمی، هرپروژه عمرانی باید دارای ماموریت فرهنگی مشخص و منسجم با دیگر پروژه های خدماتی و عمرانی باشد و همه آنها نیز به سمت یک هدف روشن در حال حرکت باشند.
این نوع برنامه ریزی فرهنگی فعلا در مرحله تدوین است. اما برخی از پروژه های صرفا عمرانی و کالبدی که امکان تغییر کارکرد به پروژه فرهنگی را داشته اند ماموریت شان فرهنگی شده است. مثل #برج_میلاد و #اراضی_عباس_آباد و پروژه #هزار_و_یک_شب.
✅چرا قالیباف؟ . بخش دهم👆
https://telegram.me/joinchat/AAAAADvUg2MEk7p60toRIw