کانال محمدکاظم کاظمی
2.82K subscribers
2.03K photos
314 videos
99 files
951 links
کانال‌های مرتبط:
آثار (شعرها و نوشته‌های آموزشی)
@asarkazemi
پادکست شعر پارسی
https://castbox.fm/va/5426223
صفحۀ اینستاگرام:
instagram.com/mkazemkazemi
سایت:
www.mkkazemi.com
Download Telegram
ثبت‌نام ترم پاییز «آموزش شیوه‌ها و شگردهای داستان‌نویسی»
کانال «کلید در باز» ویژۀ شعر بیدل دوباره فعال شد، با شرح غزلی زیبا از این شاعر. 👇
✳️ به نام خدا

مژگان به کارخانۀ حیرت گشوده‌ایم
در دست ما کلید در باز داده‌اند
🔸
این کانال، ویژۀ میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. مطالب این کانال برآمده از گروه تلگرامی «کلید در باز» و حاصل ذوق و کوشش دوستان آن گروه خواهد بود.
مدیریت این کانال به صورت جمعی است و عزیزانی که نکته‌ای یا پیشنهادی دارند، در گروه مطرح کنند.
پیوند عضویت گروه «کلید در باز» را در قسمت مشخصات این کانال درج کرده‌ایم.
مدیریت گروه و کانال «کلید در باز»
@bidelkelid
🔹حدیث نگفتن
🔺قسمت اول
شرحی بر غزلی از میرزا عبدالقادر بیدل
حاصل گروه تلگرامی «کلید در باز»

🔸یادداشت
در تابستان ۱۳۹۶ و در این گروه، با همراهی جمعی از عزیزان، یکی از غزل‌های زیبای بیدل شرح شد. در شرح این غزل این دوستان حضور داشته‌اند: شهرام میرزایی، مرتضی آخرتی، مهدی شعبانی، مرتضی بیک بیاتی، مصطفی پورکریمی، محسن حسن‌بیگی، مجید عزیزی، امیر علی‌زاده، سعید مبشر و محمدکاظم کاظمی،
مطالب در نهایت به وسیلۀ محمدکاظم کاظمی جمع‌بندی شده و به نگارش درآمده است، به گونه‌ای که در آن، نظرهای جمع دوستان گردآمده است، هرچند بدون ذکر نام.

🔸 متن غزل
با هیچ کس حدیث نگفتن نگفته‌ام‌
در گوش خویش گفته‌ام و من نگفته‌ام‌

زان نور بی‌زوال که در پردۀ دل است‌،
با آفتاب آن‌همه روشن نگفته‌ام‌

این دشت و در به ذوق‌ِ چه خمیازه می‌کشد؟
رمز جهان جَیب‌، به دامن نگفته‌ام‌

گلها به خنده هرزه گریبان دریده‌اند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفته‌ام‌

موسی اگر شنید هم از خود شنیده است‌
«انّی انا الله»ی که به اَیمَن نگفته‌ام‌

آن نفخه‌ای کز او دَم عیسی گشود بال‌،
بوی کنایه داشت‌، مبرهن نگفته‌ام‌

پوشیده‌دار آنچه به فهمت رسیده است‌
عریان مشو که جامه‌دریدن نگفته‌ام‌

ظرف غرور نخل‌، ندارد نیاز بید
با هر کسی همین خم گردن نگفته‌ام‌

در پردۀ خیال‌ِ تعین ترانه‌هاست‌
شیخ آنچه بشنود، به برهمن نگفته‌ام‌

هرجاست بندگی و خداوندی آشکار
جز شبهۀ خیال معین نگفته‌ام‌

افشای بی‌نیازی مطلب چه ممکن است‌؟
پُر گفته‌ام‌، ولی به شنیدن نگفته‌ام‌

این انجمن هنوز ز آیینه غافل است‌
حرف زبان شمعم و روشن نگفته‌ام‌

افسانۀ رموز محبّت جنون‌نواست‌
هر چند بی ‌لباسِ نهفتن نگفته‌ام‌

این ما و من که شش جهت از فتنه‌اش پُر است‌،
بیدل‌! تو گفته‌باشی اگر من نگفته‌ام‌

گفتنی است که این متن بر اساس نسخۀ غزلیات بیدل چاپ کابل نقل شده و در یکی دو مورد کوچک به کمک دیوان خطی بیدل نسخۀ کتابخانۀ رامپور مقابله شده است. در پست بعدی دیکلمۀ این غزل را نیز خواهید شنید.

🔸 کلیات
این غزل، یک غزل رازآمیز بیدل است، یعنی هم در یک ابهام و رازگونگی کلی قرار دارد و هم دشواری‌هایی در بعضی بیت‌هایش هست. گاهی اینها رازهای این جهان است که شاعر از درکشان عاجز است و گاهی رازهای مگویی است که نباید به کسی گفته شود.
غزل از راز مگویی می‌گوید که به هیچ کس گفته نشده است، حتی به پیامبران اولوالعزم. و آن‌ها ادراک خود را به پروردگار منتسب کرده‌اند وگرنه اصل کلام و بیان الهی به هیچ عنوان قابل شنیدن نیست. ولی با این که این راز به هیچ کس شنوانده نشده، خیلی‌ها به زعم خود آن را شنود کرده‌اند. بیدل بارها از این تبرّا استفاده کرده و نشنیدن را شنیدن دانسته است:
یاران فسانه‌های تو و من شنیده‌اند
دیدن ندیده و نشنیدن شنیده‌اند
ارجاعات برون متنی این غزل نیز در راستای رازداری و خاموشی است که دومی از آداب طریقت است. این که شاعر خود را به این رازداری مقیّد می‌داند، به نوعی امانت‌داری در باب کنترل نفس هم هست، توأم با تواضع و فروتنی.
اما راز در عرفان تقریباً به دو بخش تقسیم می‌شود: الف، لطیفه. ب، معنی. گروهی از عرفا راز را سرّ موقعیت عینی می‌دانستند و بر عینیت و مشاهدۀ آن از طرف صاحب راز واقف بودند. گروهی نیز آن را از معانی مستور بین خدا و بنده دانسته اند.
یکی از نقاط قوتی که در وهلۀ اول به چشم می‌خورد، جدا از وزن، موسیقی کلمات و هم آوایی حروف هست و هم‌چنین ردیف «نگفته‌ام» که مکمل تمام این زیبایی است. این ردیف از جانبی به گفتن راز ارتباط دارد و از طرفی یک تازگی خاص دارد. هم چنین «گفتن» در ردیف این شعر یک توسّع معنایی یافته و در مواردی به جای «عمل کردن» آمده است.
یکی از موضوعات مهم این غزل تفاوت گذاشتن بین ظاهر و باطن عالم است در مقایسۀ اشیا:
نور بی زوال دل - آفتاب روشن
رمز جیب - دامن
لب تو -گل‌ها
می‌خواهد بگوید این ظواهر، باطن‌های شدیدتری دارند.
موضوعی که در ابتدا ابهام‌آفرین می‌شود، این است که در اینجا گویندۀ سخن چه کسی است، یعنی بیدل از زبان که سخن می‌گوید؟ خودش یا خدا؟ از یک جانب به نظر می‌رسد که گوینده بیدل نیست، چون سخنی که موسی شنیده و گوینده آن را فاش نکرده، باید از مرجعی کامل‌تر و غنی‌تر از موسی صادر شود، که کسی جز خداوند نیست. اما از جانبی دیگر، می‌شود تصور کرد که گوینده خود شاعر است، چون بیدل در این غزل عارفی واصل است که به مقام وحدت رسیده، و اگر گوینده خودش باشد، عدم تطابق ردیف «گفته‌ام» با تغییر گوینده حل می‌شود.
وزن غزل، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» است که از وزن‌های معروف شعر فارسی است و بیدل هم در این وزن چند غزل بسیار زیبا دارد. البته به نظر می‌رسد که بهترین غزل او در این وزن، همین باشد. از پست‌های بعدی به سراغ شرح غزل خواهیم رفت.

#شرح_غزل
#حدیث_نگفتن
@bidelkelid
Forwarded from خانهٔ آینه
امروز با بیدل
🔹 جهان خون‌ریز بنیاد است، هشدار
🔹 سر سال از محرّم آفریدند
این بیت بیدل تفسیر شاعرانۀ زیبایی است از این که سال قمری با ماه محرّم آغاز می‌شود. گویا هر سال، شروع یک سلسله خون‌ریزی در این جهان است. و دریغ که همیشه نیز چنین بوده است.
بیدل از معدود شاعران غیرشیعه است که در جای‌جای آثارش اشارات جالبی به واقعۀ عاشورا دارد. گاهی این اشاره به نوعی است که گویی سخنی دیگر را بیان می‌کند و در عین حال به عاشورا نیز اشاره‌ای دارد، مثل همین بیت بالا. اما در موارد بسیاری سخن شاعر یک موضع بسیار روشن انقلابی دارد از جمله آنجا که می گوید
کیست در این انجمن محرم عشق غیور؟
ما همه بی‌عبرتیم، آینه در کربلاست*
می‌گوید آن عشق غیور را فقط کسانی خاص توانستند درک کنند، آن‌هایی که راهی به کربلا یافتند. و دیگر آدم‌هایی که دم از این عشق می‌زنند، ول معطل هستند.
این نگاه به واقعۀ عاشورا، در آن زمان کم‌سابقه بوده است، چون بیشتر شاعران این واقعه را از منظر مظلومیت و سوگ می‌نگریسته‌اند. این موضع‌گیری بیدل از این نظر هم جالب است.
این هم چند بیت کربلایی دیگر از بیدل
بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه می‌کند
از هجوم اشک در گرد ستم خوابیده‌ام‌
جیب و دامانم ز جوش این شهیدان کربلاست‌
در اینجا باز سخن از جنس وام‌گیری از واقعۀ کربلا، برای بیان وضعیت شاعر است، این که قطرات اشک خود را به شهیدان کربلا تشبیه کرده است.
...................
*. گفتنی است که این مصراع در دیوان بیدل چاپ کابل و دیگر دیوان‌های اقتباس‌شده از آن، به صورت «ما همه بی‌غیرتیم...» آمده است. ولی چنان که در تصحیح آقای دکتر سید مهدی طباطبایی آمده است، «بی‌عبرتیم» درست است.
....................
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
🔷 نرگسانه
معلم نرگس: بچه ها من تو خونه هاتون دوربین می ذارم ببینم کی مسواک می زنه کی نمی زنه.
نرگس: خانم این کار نفوذ به اطلاعات شخصی افراد نیست؟ 😉
معلم نرگس:😳😳😳
#معلم
#نرگس
@zaynabbayat
🔴 یا حسین، یا حسین
یک قوالی مذهبی از نصرت فتح‌علی خان

از احمد شهریار، شاعر گرانقدر پاکستانی به خاطر این ترجمه سپاسگزارم.

شہیدِ کربلا کی مومنو جب یاد آتی ہے
تڑپ جاتی ہے دنیا خون کے آنسو بہاتی ہے
(ای مومنان! هنگامی که به یاد شهید کربلا می افتد
دنیا مضطرب شده و خون گریه می کند)

شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دین‌پناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لااله است حسین

سجدے میں سر کٹانے کو آخر کٹا دیا
لیکن خدا کے نام کا ڈنکا بجا دیا
(هرچند اجازه داد سرش در سجده بریده شود
اما نامِ خدا را (در دنیا) عام کرد.)

دین کی گر تلاش ہے سر کو جھکا نماز میں
دل سے خودی کو دور کر، خود کو مٹا نماز میں
آئے گا تجھ کو تب نظر روئے خدا نماز میں
پہلے حسین کی طرح سر کو کٹا نماز میں
(اگر دنبال دین هستی، سرت را در نماز خم کن
خودبینی را از دلت دور کن و خودت را در نماز فنا کن
آن وقت است که در نمازت لقای خدا را خواهی دید
(پس) اول مانند حسین باید سرت در نماز بریده شود.)

کس کی مجال اے حسین، کس کی ہو تجھ سے ہمسری
باپ اگر امام تھے، نانا کے گھر پیمبری
شکل حسین دیکھ کر حق بھی کہے گا حشر میں
اے مرے مصطفی کے لال امت مصطفی بری
(ای حسین! چه کسی جرائت همانندی تو را دارد
اگر پدرت امام بود، خانۀ جدت پیغبری داشت
در روز حشر با دیدن روی حسین خدا خواهد گفت:
ای نورِ دیدۀ مصطفی! (به خاطر تو) امتِ مصطفی آزاد است.)

سلامی کربلا میں کیا قیامت کی گھڑی ہوگی
چھری شبیر کی گردن پہ جس دم چل رہی ہوگی
(ای سلامی! در کربلا چه محشری برپا بوده باشد
هنگامی که بر گردن حسین خنجر کشیده می شد)

کلیجا تھام کر پیرِ فلک بھی رہ گیا ہوگا
کلیجے پر علی اکبر کے برچھی جب لگی ہوگی
(شاید پیرِ فلک نیز دستش را بر جگر گذاشته باشد
زمانی که دشنه بر جگر علی اکبر خورده باشد)

مجھے جانے دو پانی بھر کے یہ عباس کہتے تھے
کئی دن کی پیاسی ہے سکینہ رو رہی ہوگی
(هنگام پر کردن (مشک) آب، عباس می‌گفت: «بگذار برویم»
سکینه چند روز است که تشنه است، شاید دارد گریه می کند)

لٹی ہے جیسے دنیا کربلا میں ابن حیدر کی
کسی مظلوم کی دنیا نہ دنیا میں لٹی ہوگی
(آن گونه که دنیای ابن حیدر در کربلا به غارت رفت
دنیای هیچ مظلومی در این دنیا به آن صورت برباد نشده است)

(در اینجا قدری راگ‌خوانی دارد. دقیقۀ ۹)

محمد کے نواسے نے جو کی تیغوں کے سائے میں
بشر تو کیا فرشتوں سے نہ ایسی بندگی ہوگی
(آن گونه بندگی‌ای که نوۀ محمد در زیر تیغ انجام داد
بشر که بماند، فرشته ها از عهدۀ آن برنخواهند آمد)

ہمارے خون کے بدلے میں امت بخش دے یارب
خدا سے حشر میں یہ التجا شبیر کی ہوگی
(خدایا! به حق خون ما، این امت را ببخش!
در روز جزا، حسین از خدا این التجا را خواهد کرد)
@mkazemkazemi
مرثیه‌خوانی افغان
میر فخرالدین آقا
مرثیه‌خوانی‌ای قدیمی از میرفخرالدین آقا،منقب‌خوانان اهل سنت افغانستان
کانال محمدرضا جلایی پور
♦️اصالت شعر و صداقت لحن و اجرا در مقایسه با مداحی های نامتعارف امروزی عجیب به دل می نشیند @sahandiranmehr
Style Word-03.pdf
804 KB
🔹استایل‌بندی متن در ورد
یک جزوۀ آموزشی مفید برای همه کاربران ورد
نوشتۀ محمدکاظم کاظمی
با این آموزش، کارهای متنی با این نرم‌افزار آسان و سریع خواهد شد.
#ورد
#استایل_بندی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Style ID-03.pdf
1007 KB
🔹استایل‌بندی متن در این‌دیزاین
یک جزوۀ آموزشی مفید برای کاربران برنامۀ صفحه‌آرایی این‌دیزاین.
نوشتۀ محمدکاظم کاظمی
#این_دیزاین
#استایل_بندی
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
🔴
دو جزوۀ مختصر دربارۀ استایل‌بندی برای کاربران ورد و این دیزاین 👆
نیاز پیوستۀ بعضی دوستان مبتدی به بحث استایل‌بندی، مرا بر آن واداشت که دو جزوۀ آموزشی مختصر برای استایل‌بندی در "ورد" و "این دیزاین" آماده کنم. عزیزانی که با این برنامه‌ها کار می‌کنند، اگر با استایل‌بندی آشنا نیستند حتماً این جزوه‌ها را بخوانند و به کار بندند تا رستگار شوند.
در نظر داشته باشید که برای کاربران این دیزاین نیز خواندن جزوۀ استایل‌بندی ورد ضرور است، چون بعضی مطالب اساسی فقط در آنجا گفته شده است.
#محمدکاظم_کاظمی
#استایل_بندی
#استایل_بندی_در_ورد
#استایل_بندی_در_این_دیزاین
@mkazemkazemi
🔹 اقبال لاهوری و عاشورا
محمدکاظم کاظمی
(برشی از مقالۀ بلند «کربلا و عاشورا در شعر فارسی»، منتشر شده در روزنامۀ شهرآرا)

ریگ عراق منتظر، کشت حجاز تشنه‌کام‌
خون حسین باز ده کوفه و شام خویش را
دوش به راهبر زند، راه یگانه طی کند
می‌ندهد به دست کس عشق زمام خویش را

این بیتها از علاّ مه اقبال لاهوری شاعر بزرگ عصر است و نشانگر نگاه نوینی که این شاعر پس از قرن‌ها رکود و یکنواختی، به واقعۀ عاشورا داشته است. حقیقت این است که در اواخر دورۀ صفوی و سپس دوره قاجاری، نبودن یک جریان عمیق فکری در جامعۀ اسلامی‌، زمینۀ نوآوری و اندیشه‌ورزی در شعر را نیز از میان برده‌بود و شاعران آن دوره‌، علی‌رغم دلبستگی به مفاهیم مذهبی‌، از یکنواختی و بی‌مضمونی بسیار رنج می‌بردند و لاجرم به تکرار و تقلید کشانیده می‌شدند.
با نهضتهای فکری‌، سیاسی و اجتماعی یکی دو قرن اخیر، تحرّک تازه‌ای در جامعۀ اسلامی پدید آمد و متفکران اسلامی در این دوره کوشیدند به جای کاوش در جزئیات واقعه و شرح مصایب آن‌، به فلسفۀ این قیام و نتایج و ثمرات آن در جامعۀ اسلامی بپردازند و از این مهم‌تر، به آموزندگی این واقعه برای مسلمانان امروز توجه کنند. علامه اقبال لاهوری یکی از این اندیشمندان است‌.
اقبال‌، بیش از آن که یک شاعر حرفه‌ای باشد، یک مصلح اجتماعی‌، زعیم سیاسی و متفکر دینی بود و به همین لحاظ، شعرهایش از یک پشتوانۀ عمیق فکری برخوردار است‌. نگاه او به واقعۀ کربلا نیز یک نگاه عمیق و اندیشمندانه است‌. اگر شاعران قبل‌، می‌کوشیدند با شرح جزئیات این واقعه و بیان جوانب عاطفی آن‌، خواننده را در اندوه فروبرند، او می‌کوشد با تشریح ویژگیهای معرفتی این قیام‌، این خواننده را به تأمل و تفکر وادارد و یک تحرّک عملی را در او سبب شود.
اقبال در کتاب «رموز بیخودی‌» خویش‌، مثنوی‌ای دارد دربارۀ حادثۀ کربلا که کاملاً با سوگنامه‌های شاعرانی چون قاآنی و وصال و حتی محتشم متفاوت است‌. در این شعر، هم از انگیزه‌های این قیام سخن به میان می‌آید، هم از اهداف سیدالشهدا و هم از نتایج و ثمرات واقعۀ کربلا. ما فقط به تناسب مجال، چند بیت اول آن را نقل می‌کنیم و خوانندگان گرامی را به اصل آن مثنوی ارجاع می‌دهیم:

آن امام عاشقان‌، پور بتول‌
سرو آزادی ز بستان رسول‌
خاست آن سرجلوۀ خیرالامم‌
چون سحاب قبله‌باران در قدم‌
بر زمین کربلا بارید و رفت‌
لاله در ویرانه‌ها کارید و رفت‌
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد...

#اقبال_لاهوری
#عاشورا
#محمدکاظم_کاظمی
@mkazemkazemi
Forwarded from خانهٔ آینه
امروز با بیدل

🔻آن را که ز درد دینش افسونی هست،
🔺در یاد حسین، داغ مدفونی هست
🔻هر گاه ز خاک کربلا سبحه کنند،
🔺در گردش آن، چکیدن خونی هست

بیدل شعر عاشورایی بسیار ندارد. از آن شاعرانی نیست که دهها قصیده و ترکیب‌بند برای عاشورا دارند. ولی همان چند شعر اندکی که دارد، همه حاوی معانی عمیقی است که در آن روزگار کمتر سابقه داشته است. مثلاً در آن روزگاری که غالب شاعران فقط بر شهیدان کربلا نوحه‌های بی‌ثمر می‌کنند، او احساس مذهبی نسبت به واقعۀ عاشورا را به «درد دین» نسبت می‌دهد، یعنی یک پشتوانۀ فکری برایش مطرح می‌کند. جالب است که سنایی هم در آن قصیدۀ معروف خویش، آنجا که به واقعۀ عاشورا اشاره می‌کند، از «درد دین» می‌گوید:

در یکی صف، کشتگان بینی به تیغی چون حسین
در دگر صف، خستگان بینی به زهری چون حسن
دردِ دین خود بلعجب دردی است، کاندر وی چو شمع
چون شوی بیمار، بهتر گردی از گردن‌زدن

تشابه جالب را ببینید که سنایی هم قرن‌ها قبل از بیدل، کشته شدن در راه حق را بهترین علاجِ درد دین می‌داند.
نکتۀ دیگر در این رباعی بیدل، اشاره به جاودانگی اثرات واقعۀ عاشوراست. شاعر می‌گوید تا هر زمان که از خاک کربلا تسبیح بسازند، از آن تسبیح خون می‌چکد. به واقع این خون همیشه می‌جوشد و انسان‌های همۀ تاریخ را به خونخواهی می‌خواهد. این همان مفهومی است که در تفکر عاشورایی متفکران امروز هم دیده می‌شود. بیدل در بیتی دیگر از غزلیات خود هم مضمونی شبیه همین رباعی آورده است، آنجا که می‌گوید:

گل‌ریزی اشک، بوی خون داشت‌
این سبحه ز خاک کربلا بود

#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
مرثیه‌خوانی افغانستانی
میر فخرالدین آقا
🔹 امسال مرثیه‌خوانی میر فخرالدین آقا دست به دست می‌گردد. شاید چون خیلی‌ها دلشان برای مرثیه‌خوانی‌های ساده، پرمحتوا و مؤثر تنگ شده است. به راستی کسی نیست که این سبک‌های اصیل را احیا کند؟
@mkazemkazemi
Ramz Dowom Telegram 02.pdf
218.6 KB
🔴 ایمن‌سازی تلگرام از دسترس دیگران، با روش تأیید دومرحله‌ای، یا انتخاب رمز ابری.
تلگرام قابل هک شدن است. اگر نگران این موضوع هستید این فایل پی دی اف را ببینید.
#تلگرام
#رمز_ابری
#رمز_دوم
@mkazemkazemi
با سپاس از دوستان پرتلاش دفتر منطقه‌ای خبرگزاری تسنیم. 👇
✔️ما را در اینستاگرام دنبال کنید
📡 https://instagram.com/_u/tasnim_afg_indiansub
Forwarded from خبرهای شعر خراسان (محمدکاظم کاظمی)
جلسۀ شعر آفتابگردان‌های مشهد.
با نکوداشت مجید نظافت یزدی.
چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۶
مشهد، بولوار مدرس، مدرس ۴، حسینیۀ هنر
@sherkhorasan