چنان که من اطلاع یافتهام، این دوستان مورد اعتماد هستند.
شماره کارت را به صورت متنی هم درج میکنم
6037997361432918
به اسم ریحانه کشتکاران
👆
شماره کارت را به صورت متنی هم درج میکنم
6037997361432918
به اسم ریحانه کشتکاران
👆
🔹 آخرین مراحل تجدید چاپ «شعر پارسی»
بالاخره بعد از سالها تأخیر و تعلل، کتاب «شعر پارسی» به آستانۀ تجدید چاپ رسید. این کتاب در سال ۱۳۷۹ اول بار چاپ شد و از آن پس چهارده سال در محاق بود. در سال ۱۳۹۱ با پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران به تجدید چاپ آن در این انتشارات تصمیم گرفتیم و اینک پس از پنج سال، توانستهام بازبینی و بازنویسیاش را به سامان رسانم.
هم اکنون آخرین مراحل صفحهآرایی را انجام دادم. اینک توپ را به میدان ناشر محترم میاندازم و منتظر انتشار آن میمانم.
این کتاب گزیدهای از شعر پارسی از آغاز تا امروز است، همراه با یک سیر اجمالی بر سرگذشت صوری و محتوایی آن. کتاب در نزدیک به ششصد صفحه تدوین شده و آثاری از یکصد شاعر را در خود دارد.
@mkkazemi
بالاخره بعد از سالها تأخیر و تعلل، کتاب «شعر پارسی» به آستانۀ تجدید چاپ رسید. این کتاب در سال ۱۳۷۹ اول بار چاپ شد و از آن پس چهارده سال در محاق بود. در سال ۱۳۹۱ با پیشنهاد جناب عابس قدسی مدیر انتشارات سپیدهباوران به تجدید چاپ آن در این انتشارات تصمیم گرفتیم و اینک پس از پنج سال، توانستهام بازبینی و بازنویسیاش را به سامان رسانم.
هم اکنون آخرین مراحل صفحهآرایی را انجام دادم. اینک توپ را به میدان ناشر محترم میاندازم و منتظر انتشار آن میمانم.
این کتاب گزیدهای از شعر پارسی از آغاز تا امروز است، همراه با یک سیر اجمالی بر سرگذشت صوری و محتوایی آن. کتاب در نزدیک به ششصد صفحه تدوین شده و آثاری از یکصد شاعر را در خود دارد.
@mkkazemi
Forwarded from کانال بصیر احمد حسین زاده
گزارش فارس از پاتوق شاعران ایران و افغانستان در محفل آفتابگردانهای مشهد👇
http://af.farsnews.com/culture/news/13960625001155
@hosinzadee
http://af.farsnews.com/culture/news/13960625001155
@hosinzadee
Farsnews
پاتوق شاعران ایران و افغانستان در محفل آفتابگردانهای مشهد - FarsNews Agency
The description of my page
گزارش جناب بصیراحمد حسینزاده از جلسۀ آفتابگردانهای مشهد که هر هفته در مشهد برگزار میشود. 👆
🔹 شهریار
دو قطعه از امید مهدینژاد و محمدکاظم کاظمی در پیوند با روز ملی شعر و ادب، با این عنایت که خیلیها عقیده دارند که روز ملی شعر و ادب باید به نام شاعری دیگر میبود.
🔸 امید مهدینژاد:
آمدی جانم به قربانت، ولی اینجا چرا؟
در محل کار ما را میکنی رسوا چرا؟
جان من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را خاک کردی، آمدی بالا چرا؟
... آمدی، در مقدمت شور قیامت شد بهپا
میزنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا؟
گفتی «اینجا جای من بودهست و بس»، گفتم «به چشم...»
با زبان خوش بگو پا میشوم، تیپا چرا؟
🔸 محمدکاظم کاظمی:
در همین ایام «روز ملی شعر و ادب»
این چنین رفتارها با شهریار ما چرا؟
یک نفر میگفت روز ملی شعر و ادب
مال فردوسی نشد یا مال مولانا چرا
یا همان شاعر که روی سر در کاخ ملل
گفته در شعرش «بنی آدم همه اعضا...» چرا؟
یا همان رندی که در آغاز دیوان گفته است
«ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» چرا؟
بنده اهل نوگرایی نیستم در هیچ وجه
ور نه میگفتم نشد سهراب یا نیما چرا؟
۲۹ شهریور ۱۳۹۰
دو قطعه از امید مهدینژاد و محمدکاظم کاظمی در پیوند با روز ملی شعر و ادب، با این عنایت که خیلیها عقیده دارند که روز ملی شعر و ادب باید به نام شاعری دیگر میبود.
🔸 امید مهدینژاد:
آمدی جانم به قربانت، ولی اینجا چرا؟
در محل کار ما را میکنی رسوا چرا؟
جان من، محبوب من، گفتم همان پایین بمان
حرف من را خاک کردی، آمدی بالا چرا؟
... آمدی، در مقدمت شور قیامت شد بهپا
میزنی در را، بزن، آخر ولی با پا چرا؟
گفتی «اینجا جای من بودهست و بس»، گفتم «به چشم...»
با زبان خوش بگو پا میشوم، تیپا چرا؟
🔸 محمدکاظم کاظمی:
در همین ایام «روز ملی شعر و ادب»
این چنین رفتارها با شهریار ما چرا؟
یک نفر میگفت روز ملی شعر و ادب
مال فردوسی نشد یا مال مولانا چرا
یا همان شاعر که روی سر در کاخ ملل
گفته در شعرش «بنی آدم همه اعضا...» چرا؟
یا همان رندی که در آغاز دیوان گفته است
«ایها الساقی ادر کأساً و ناولها» چرا؟
بنده اهل نوگرایی نیستم در هیچ وجه
ور نه میگفتم نشد سهراب یا نیما چرا؟
۲۹ شهریور ۱۳۹۰
Forwarded from تسنیم افغانستان
🔹آخرین پیگیریهای تسنیم از وضعیت «کودکان کار» افغانستانی
🔸گزارش اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران در برابر کودکان مهاجر افغانستانی/چهارشنبه موعد تعیین تکلیف کودکان کار در اردوگاه
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇پس از پیگیریهای تسنیم در ارتباط با اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران و انتقال بیش از ۱۰۰ کودک کار افغانستانی به اردوگاه عسگرآباد ورامین، یک مقام مسئول در اداره اتباع تهران گفت: وضعیت این کودکان چهارشنبه در وزارت کشور تعیین تکلیف میشود.
📌 http://tn.ai/1523121
🔸گزارش اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران در برابر کودکان مهاجر افغانستانی/چهارشنبه موعد تعیین تکلیف کودکان کار در اردوگاه
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇پس از پیگیریهای تسنیم در ارتباط با اقدام قبیح بهزیستی و شهرداری تهران و انتقال بیش از ۱۰۰ کودک کار افغانستانی به اردوگاه عسگرآباد ورامین، یک مقام مسئول در اداره اتباع تهران گفت: وضعیت این کودکان چهارشنبه در وزارت کشور تعیین تکلیف میشود.
📌 http://tn.ai/1523121
Forwarded from تسنیم افغانستان
معاون اداره اتباع تهران در گفتوگو با تسنیم:
۲۰۰ کودک کار مهاجر افغانستانی از «عسگرآباد» به خانوادههایشان تحویل داده شد/ هیچ کودکی در اردوگاه باقی نمانده است
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇 معاون اداره اتباع تهران گفت: تمام کودکان کار افغانستانی که به اردگاه عسگرآباد منتقل شده بودند امروز تحویل خانوادههایشان داده شد و هیچ کودکی در اردوگاه باقی نمانده است.
📌 http://tn.ai/1524157
۲۰۰ کودک کار مهاجر افغانستانی از «عسگرآباد» به خانوادههایشان تحویل داده شد/ هیچ کودکی در اردوگاه باقی نمانده است
📸 https://newsmedia.tasnimnews.com/Tasnim/Uploaded/Image/1396/06/27/1396062716232599211958134.jpg
🖇 معاون اداره اتباع تهران گفت: تمام کودکان کار افغانستانی که به اردگاه عسگرآباد منتقل شده بودند امروز تحویل خانوادههایشان داده شد و هیچ کودکی در اردوگاه باقی نمانده است.
📌 http://tn.ai/1524157
سپاس از همه کسانی که در این جریان تلاش و پیگیری کردند. امید که دیگر شاهد چنان صحنههای غیرانسانیای نباشیم. 👆
Forwarded from 💠 طعم شعر 💠
#اطلاع_رسانی
#نشست_تخصصی
💢
نقد و بررسی شعر حوزه های علمیه ی خراسان
💢
باحضور :
استاد #محمد_کاظم_کاظمی
استاد #امیر_مهدی_حکیمی
💢
جمعه 31 شهریور
ساعت 16:30
#پردیس_هویزه
🆑 @sheretollab
#نشست_تخصصی
💢
نقد و بررسی شعر حوزه های علمیه ی خراسان
💢
باحضور :
استاد #محمد_کاظم_کاظمی
استاد #امیر_مهدی_حکیمی
💢
جمعه 31 شهریور
ساعت 16:30
#پردیس_هویزه
🆑 @sheretollab
کانال «کلید در باز» ویژۀ شعر بیدل دوباره فعال شد، با شرح غزلی زیبا از این شاعر. 👇
Forwarded from کانال کلید در باز🔸 این گروه خاص میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. 🔸 گلچین مطالب گروه در «کانال کلید در باز» هم منتشر میشود: @b
✳️ به نام خدا
مژگان به کارخانۀ حیرت گشودهایم
در دست ما کلید در باز دادهاند
🔸
این کانال، ویژۀ میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. مطالب این کانال برآمده از گروه تلگرامی «کلید در باز» و حاصل ذوق و کوشش دوستان آن گروه خواهد بود.
مدیریت این کانال به صورت جمعی است و عزیزانی که نکتهای یا پیشنهادی دارند، در گروه مطرح کنند.
پیوند عضویت گروه «کلید در باز» را در قسمت مشخصات این کانال درج کردهایم.
مدیریت گروه و کانال «کلید در باز»
@bidelkelid
مژگان به کارخانۀ حیرت گشودهایم
در دست ما کلید در باز دادهاند
🔸
این کانال، ویژۀ میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. مطالب این کانال برآمده از گروه تلگرامی «کلید در باز» و حاصل ذوق و کوشش دوستان آن گروه خواهد بود.
مدیریت این کانال به صورت جمعی است و عزیزانی که نکتهای یا پیشنهادی دارند، در گروه مطرح کنند.
پیوند عضویت گروه «کلید در باز» را در قسمت مشخصات این کانال درج کردهایم.
مدیریت گروه و کانال «کلید در باز»
@bidelkelid
Forwarded from کانال کلید در باز🔸 این گروه خاص میرزا عبدالقادر بیدل و شعر اوست. 🔸 گلچین مطالب گروه در «کانال کلید در باز» هم منتشر میشود: @b
🔹حدیث نگفتن
🔺قسمت اول
شرحی بر غزلی از میرزا عبدالقادر بیدل
حاصل گروه تلگرامی «کلید در باز»
🔸یادداشت
در تابستان ۱۳۹۶ و در این گروه، با همراهی جمعی از عزیزان، یکی از غزلهای زیبای بیدل شرح شد. در شرح این غزل این دوستان حضور داشتهاند: شهرام میرزایی، مرتضی آخرتی، مهدی شعبانی، مرتضی بیک بیاتی، مصطفی پورکریمی، محسن حسنبیگی، مجید عزیزی، امیر علیزاده، سعید مبشر و محمدکاظم کاظمی،
مطالب در نهایت به وسیلۀ محمدکاظم کاظمی جمعبندی شده و به نگارش درآمده است، به گونهای که در آن، نظرهای جمع دوستان گردآمده است، هرچند بدون ذکر نام.
🔸 متن غزل
با هیچ کس حدیث نگفتن نگفتهام
در گوش خویش گفتهام و من نگفتهام
زان نور بیزوال که در پردۀ دل است،
با آفتاب آنهمه روشن نگفتهام
این دشت و در به ذوقِ چه خمیازه میکشد؟
رمز جهان جَیب، به دامن نگفتهام
گلها به خنده هرزه گریبان دریدهاند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفتهام
موسی اگر شنید هم از خود شنیده است
«انّی انا الله»ی که به اَیمَن نگفتهام
آن نفخهای کز او دَم عیسی گشود بال،
بوی کنایه داشت، مبرهن نگفتهام
پوشیدهدار آنچه به فهمت رسیده است
عریان مشو که جامهدریدن نگفتهام
ظرف غرور نخل، ندارد نیاز بید
با هر کسی همین خم گردن نگفتهام
در پردۀ خیالِ تعین ترانههاست
شیخ آنچه بشنود، به برهمن نگفتهام
هرجاست بندگی و خداوندی آشکار
جز شبهۀ خیال معین نگفتهام
افشای بینیازی مطلب چه ممکن است؟
پُر گفتهام، ولی به شنیدن نگفتهام
این انجمن هنوز ز آیینه غافل است
حرف زبان شمعم و روشن نگفتهام
افسانۀ رموز محبّت جنوننواست
هر چند بی لباسِ نهفتن نگفتهام
این ما و من که شش جهت از فتنهاش پُر است،
بیدل! تو گفتهباشی اگر من نگفتهام
گفتنی است که این متن بر اساس نسخۀ غزلیات بیدل چاپ کابل نقل شده و در یکی دو مورد کوچک به کمک دیوان خطی بیدل نسخۀ کتابخانۀ رامپور مقابله شده است. در پست بعدی دیکلمۀ این غزل را نیز خواهید شنید.
🔸 کلیات
این غزل، یک غزل رازآمیز بیدل است، یعنی هم در یک ابهام و رازگونگی کلی قرار دارد و هم دشواریهایی در بعضی بیتهایش هست. گاهی اینها رازهای این جهان است که شاعر از درکشان عاجز است و گاهی رازهای مگویی است که نباید به کسی گفته شود.
غزل از راز مگویی میگوید که به هیچ کس گفته نشده است، حتی به پیامبران اولوالعزم. و آنها ادراک خود را به پروردگار منتسب کردهاند وگرنه اصل کلام و بیان الهی به هیچ عنوان قابل شنیدن نیست. ولی با این که این راز به هیچ کس شنوانده نشده، خیلیها به زعم خود آن را شنود کردهاند. بیدل بارها از این تبرّا استفاده کرده و نشنیدن را شنیدن دانسته است:
یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
دیدن ندیده و نشنیدن شنیدهاند
ارجاعات برون متنی این غزل نیز در راستای رازداری و خاموشی است که دومی از آداب طریقت است. این که شاعر خود را به این رازداری مقیّد میداند، به نوعی امانتداری در باب کنترل نفس هم هست، توأم با تواضع و فروتنی.
اما راز در عرفان تقریباً به دو بخش تقسیم میشود: الف، لطیفه. ب، معنی. گروهی از عرفا راز را سرّ موقعیت عینی میدانستند و بر عینیت و مشاهدۀ آن از طرف صاحب راز واقف بودند. گروهی نیز آن را از معانی مستور بین خدا و بنده دانسته اند.
یکی از نقاط قوتی که در وهلۀ اول به چشم میخورد، جدا از وزن، موسیقی کلمات و هم آوایی حروف هست و همچنین ردیف «نگفتهام» که مکمل تمام این زیبایی است. این ردیف از جانبی به گفتن راز ارتباط دارد و از طرفی یک تازگی خاص دارد. هم چنین «گفتن» در ردیف این شعر یک توسّع معنایی یافته و در مواردی به جای «عمل کردن» آمده است.
یکی از موضوعات مهم این غزل تفاوت گذاشتن بین ظاهر و باطن عالم است در مقایسۀ اشیا:
نور بی زوال دل - آفتاب روشن
رمز جیب - دامن
لب تو -گلها
میخواهد بگوید این ظواهر، باطنهای شدیدتری دارند.
موضوعی که در ابتدا ابهامآفرین میشود، این است که در اینجا گویندۀ سخن چه کسی است، یعنی بیدل از زبان که سخن میگوید؟ خودش یا خدا؟ از یک جانب به نظر میرسد که گوینده بیدل نیست، چون سخنی که موسی شنیده و گوینده آن را فاش نکرده، باید از مرجعی کاملتر و غنیتر از موسی صادر شود، که کسی جز خداوند نیست. اما از جانبی دیگر، میشود تصور کرد که گوینده خود شاعر است، چون بیدل در این غزل عارفی واصل است که به مقام وحدت رسیده، و اگر گوینده خودش باشد، عدم تطابق ردیف «گفتهام» با تغییر گوینده حل میشود.
وزن غزل، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» است که از وزنهای معروف شعر فارسی است و بیدل هم در این وزن چند غزل بسیار زیبا دارد. البته به نظر میرسد که بهترین غزل او در این وزن، همین باشد. از پستهای بعدی به سراغ شرح غزل خواهیم رفت.
#شرح_غزل
#حدیث_نگفتن
@bidelkelid
🔺قسمت اول
شرحی بر غزلی از میرزا عبدالقادر بیدل
حاصل گروه تلگرامی «کلید در باز»
🔸یادداشت
در تابستان ۱۳۹۶ و در این گروه، با همراهی جمعی از عزیزان، یکی از غزلهای زیبای بیدل شرح شد. در شرح این غزل این دوستان حضور داشتهاند: شهرام میرزایی، مرتضی آخرتی، مهدی شعبانی، مرتضی بیک بیاتی، مصطفی پورکریمی، محسن حسنبیگی، مجید عزیزی، امیر علیزاده، سعید مبشر و محمدکاظم کاظمی،
مطالب در نهایت به وسیلۀ محمدکاظم کاظمی جمعبندی شده و به نگارش درآمده است، به گونهای که در آن، نظرهای جمع دوستان گردآمده است، هرچند بدون ذکر نام.
🔸 متن غزل
با هیچ کس حدیث نگفتن نگفتهام
در گوش خویش گفتهام و من نگفتهام
زان نور بیزوال که در پردۀ دل است،
با آفتاب آنهمه روشن نگفتهام
این دشت و در به ذوقِ چه خمیازه میکشد؟
رمز جهان جَیب، به دامن نگفتهام
گلها به خنده هرزه گریبان دریدهاند
من حرفی از لب تو به گلشن نگفتهام
موسی اگر شنید هم از خود شنیده است
«انّی انا الله»ی که به اَیمَن نگفتهام
آن نفخهای کز او دَم عیسی گشود بال،
بوی کنایه داشت، مبرهن نگفتهام
پوشیدهدار آنچه به فهمت رسیده است
عریان مشو که جامهدریدن نگفتهام
ظرف غرور نخل، ندارد نیاز بید
با هر کسی همین خم گردن نگفتهام
در پردۀ خیالِ تعین ترانههاست
شیخ آنچه بشنود، به برهمن نگفتهام
هرجاست بندگی و خداوندی آشکار
جز شبهۀ خیال معین نگفتهام
افشای بینیازی مطلب چه ممکن است؟
پُر گفتهام، ولی به شنیدن نگفتهام
این انجمن هنوز ز آیینه غافل است
حرف زبان شمعم و روشن نگفتهام
افسانۀ رموز محبّت جنوننواست
هر چند بی لباسِ نهفتن نگفتهام
این ما و من که شش جهت از فتنهاش پُر است،
بیدل! تو گفتهباشی اگر من نگفتهام
گفتنی است که این متن بر اساس نسخۀ غزلیات بیدل چاپ کابل نقل شده و در یکی دو مورد کوچک به کمک دیوان خطی بیدل نسخۀ کتابخانۀ رامپور مقابله شده است. در پست بعدی دیکلمۀ این غزل را نیز خواهید شنید.
🔸 کلیات
این غزل، یک غزل رازآمیز بیدل است، یعنی هم در یک ابهام و رازگونگی کلی قرار دارد و هم دشواریهایی در بعضی بیتهایش هست. گاهی اینها رازهای این جهان است که شاعر از درکشان عاجز است و گاهی رازهای مگویی است که نباید به کسی گفته شود.
غزل از راز مگویی میگوید که به هیچ کس گفته نشده است، حتی به پیامبران اولوالعزم. و آنها ادراک خود را به پروردگار منتسب کردهاند وگرنه اصل کلام و بیان الهی به هیچ عنوان قابل شنیدن نیست. ولی با این که این راز به هیچ کس شنوانده نشده، خیلیها به زعم خود آن را شنود کردهاند. بیدل بارها از این تبرّا استفاده کرده و نشنیدن را شنیدن دانسته است:
یاران فسانههای تو و من شنیدهاند
دیدن ندیده و نشنیدن شنیدهاند
ارجاعات برون متنی این غزل نیز در راستای رازداری و خاموشی است که دومی از آداب طریقت است. این که شاعر خود را به این رازداری مقیّد میداند، به نوعی امانتداری در باب کنترل نفس هم هست، توأم با تواضع و فروتنی.
اما راز در عرفان تقریباً به دو بخش تقسیم میشود: الف، لطیفه. ب، معنی. گروهی از عرفا راز را سرّ موقعیت عینی میدانستند و بر عینیت و مشاهدۀ آن از طرف صاحب راز واقف بودند. گروهی نیز آن را از معانی مستور بین خدا و بنده دانسته اند.
یکی از نقاط قوتی که در وهلۀ اول به چشم میخورد، جدا از وزن، موسیقی کلمات و هم آوایی حروف هست و همچنین ردیف «نگفتهام» که مکمل تمام این زیبایی است. این ردیف از جانبی به گفتن راز ارتباط دارد و از طرفی یک تازگی خاص دارد. هم چنین «گفتن» در ردیف این شعر یک توسّع معنایی یافته و در مواردی به جای «عمل کردن» آمده است.
یکی از موضوعات مهم این غزل تفاوت گذاشتن بین ظاهر و باطن عالم است در مقایسۀ اشیا:
نور بی زوال دل - آفتاب روشن
رمز جیب - دامن
لب تو -گلها
میخواهد بگوید این ظواهر، باطنهای شدیدتری دارند.
موضوعی که در ابتدا ابهامآفرین میشود، این است که در اینجا گویندۀ سخن چه کسی است، یعنی بیدل از زبان که سخن میگوید؟ خودش یا خدا؟ از یک جانب به نظر میرسد که گوینده بیدل نیست، چون سخنی که موسی شنیده و گوینده آن را فاش نکرده، باید از مرجعی کاملتر و غنیتر از موسی صادر شود، که کسی جز خداوند نیست. اما از جانبی دیگر، میشود تصور کرد که گوینده خود شاعر است، چون بیدل در این غزل عارفی واصل است که به مقام وحدت رسیده، و اگر گوینده خودش باشد، عدم تطابق ردیف «گفتهام» با تغییر گوینده حل میشود.
وزن غزل، «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلات» است که از وزنهای معروف شعر فارسی است و بیدل هم در این وزن چند غزل بسیار زیبا دارد. البته به نظر میرسد که بهترین غزل او در این وزن، همین باشد. از پستهای بعدی به سراغ شرح غزل خواهیم رفت.
#شرح_غزل
#حدیث_نگفتن
@bidelkelid
Forwarded from خانهٔ آینه
☘ امروز با بیدل
🔹 جهان خونریز بنیاد است، هشدار
🔹 سر سال از محرّم آفریدند
این بیت بیدل تفسیر شاعرانۀ زیبایی است از این که سال قمری با ماه محرّم آغاز میشود. گویا هر سال، شروع یک سلسله خونریزی در این جهان است. و دریغ که همیشه نیز چنین بوده است.
بیدل از معدود شاعران غیرشیعه است که در جایجای آثارش اشارات جالبی به واقعۀ عاشورا دارد. گاهی این اشاره به نوعی است که گویی سخنی دیگر را بیان میکند و در عین حال به عاشورا نیز اشارهای دارد، مثل همین بیت بالا. اما در موارد بسیاری سخن شاعر یک موضع بسیار روشن انقلابی دارد از جمله آنجا که می گوید
کیست در این انجمن محرم عشق غیور؟
ما همه بیعبرتیم، آینه در کربلاست*
میگوید آن عشق غیور را فقط کسانی خاص توانستند درک کنند، آنهایی که راهی به کربلا یافتند. و دیگر آدمهایی که دم از این عشق میزنند، ول معطل هستند.
این نگاه به واقعۀ عاشورا، در آن زمان کمسابقه بوده است، چون بیشتر شاعران این واقعه را از منظر مظلومیت و سوگ مینگریستهاند. این موضعگیری بیدل از این نظر هم جالب است.
این هم چند بیت کربلایی دیگر از بیدل
بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از هجوم اشک در گرد ستم خوابیدهام
جیب و دامانم ز جوش این شهیدان کربلاست
در اینجا باز سخن از جنس وامگیری از واقعۀ کربلا، برای بیان وضعیت شاعر است، این که قطرات اشک خود را به شهیدان کربلا تشبیه کرده است.
...................
*. گفتنی است که این مصراع در دیوان بیدل چاپ کابل و دیگر دیوانهای اقتباسشده از آن، به صورت «ما همه بیغیرتیم...» آمده است. ولی چنان که در تصحیح آقای دکتر سید مهدی طباطبایی آمده است، «بیعبرتیم» درست است.
....................
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
🔹 جهان خونریز بنیاد است، هشدار
🔹 سر سال از محرّم آفریدند
این بیت بیدل تفسیر شاعرانۀ زیبایی است از این که سال قمری با ماه محرّم آغاز میشود. گویا هر سال، شروع یک سلسله خونریزی در این جهان است. و دریغ که همیشه نیز چنین بوده است.
بیدل از معدود شاعران غیرشیعه است که در جایجای آثارش اشارات جالبی به واقعۀ عاشورا دارد. گاهی این اشاره به نوعی است که گویی سخنی دیگر را بیان میکند و در عین حال به عاشورا نیز اشارهای دارد، مثل همین بیت بالا. اما در موارد بسیاری سخن شاعر یک موضع بسیار روشن انقلابی دارد از جمله آنجا که می گوید
کیست در این انجمن محرم عشق غیور؟
ما همه بیعبرتیم، آینه در کربلاست*
میگوید آن عشق غیور را فقط کسانی خاص توانستند درک کنند، آنهایی که راهی به کربلا یافتند. و دیگر آدمهایی که دم از این عشق میزنند، ول معطل هستند.
این نگاه به واقعۀ عاشورا، در آن زمان کمسابقه بوده است، چون بیشتر شاعران این واقعه را از منظر مظلومیت و سوگ مینگریستهاند. این موضعگیری بیدل از این نظر هم جالب است.
این هم چند بیت کربلایی دیگر از بیدل
بیدل به هر کجا رگ ابری نشان دهند
در ماتم حسین و حسن گریه میکند
از هجوم اشک در گرد ستم خوابیدهام
جیب و دامانم ز جوش این شهیدان کربلاست
در اینجا باز سخن از جنس وامگیری از واقعۀ کربلا، برای بیان وضعیت شاعر است، این که قطرات اشک خود را به شهیدان کربلا تشبیه کرده است.
...................
*. گفتنی است که این مصراع در دیوان بیدل چاپ کابل و دیگر دیوانهای اقتباسشده از آن، به صورت «ما همه بیغیرتیم...» آمده است. ولی چنان که در تصحیح آقای دکتر سید مهدی طباطبایی آمده است، «بیعبرتیم» درست است.
....................
#امروز_با_بیدل
#محمدکاظم_کاظمی
@khanehayeneh
Forwarded from کانال زینب بیات
🔷 نرگسانه
معلم نرگس: بچه ها من تو خونه هاتون دوربین می ذارم ببینم کی مسواک می زنه کی نمی زنه.
نرگس: خانم این کار نفوذ به اطلاعات شخصی افراد نیست؟ 😉
معلم نرگس:😳😳😳
#معلم
#نرگس
@zaynabbayat
معلم نرگس: بچه ها من تو خونه هاتون دوربین می ذارم ببینم کی مسواک می زنه کی نمی زنه.
نرگس: خانم این کار نفوذ به اطلاعات شخصی افراد نیست؟ 😉
معلم نرگس:😳😳😳
#معلم
#نرگس
@zaynabbayat
🔴 یا حسین، یا حسین
یک قوالی مذهبی از نصرت فتحعلی خان
از احمد شهریار، شاعر گرانقدر پاکستانی به خاطر این ترجمه سپاسگزارم.
شہیدِ کربلا کی مومنو جب یاد آتی ہے
تڑپ جاتی ہے دنیا خون کے آنسو بہاتی ہے
(ای مومنان! هنگامی که به یاد شهید کربلا می افتد
دنیا مضطرب شده و خون گریه می کند)
شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دینپناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لااله است حسین
سجدے میں سر کٹانے کو آخر کٹا دیا
لیکن خدا کے نام کا ڈنکا بجا دیا
(هرچند اجازه داد سرش در سجده بریده شود
اما نامِ خدا را (در دنیا) عام کرد.)
دین کی گر تلاش ہے سر کو جھکا نماز میں
دل سے خودی کو دور کر، خود کو مٹا نماز میں
آئے گا تجھ کو تب نظر روئے خدا نماز میں
پہلے حسین کی طرح سر کو کٹا نماز میں
(اگر دنبال دین هستی، سرت را در نماز خم کن
خودبینی را از دلت دور کن و خودت را در نماز فنا کن
آن وقت است که در نمازت لقای خدا را خواهی دید
(پس) اول مانند حسین باید سرت در نماز بریده شود.)
کس کی مجال اے حسین، کس کی ہو تجھ سے ہمسری
باپ اگر امام تھے، نانا کے گھر پیمبری
شکل حسین دیکھ کر حق بھی کہے گا حشر میں
اے مرے مصطفی کے لال امت مصطفی بری
(ای حسین! چه کسی جرائت همانندی تو را دارد
اگر پدرت امام بود، خانۀ جدت پیغبری داشت
در روز حشر با دیدن روی حسین خدا خواهد گفت:
ای نورِ دیدۀ مصطفی! (به خاطر تو) امتِ مصطفی آزاد است.)
سلامی کربلا میں کیا قیامت کی گھڑی ہوگی
چھری شبیر کی گردن پہ جس دم چل رہی ہوگی
(ای سلامی! در کربلا چه محشری برپا بوده باشد
هنگامی که بر گردن حسین خنجر کشیده می شد)
کلیجا تھام کر پیرِ فلک بھی رہ گیا ہوگا
کلیجے پر علی اکبر کے برچھی جب لگی ہوگی
(شاید پیرِ فلک نیز دستش را بر جگر گذاشته باشد
زمانی که دشنه بر جگر علی اکبر خورده باشد)
مجھے جانے دو پانی بھر کے یہ عباس کہتے تھے
کئی دن کی پیاسی ہے سکینہ رو رہی ہوگی
(هنگام پر کردن (مشک) آب، عباس میگفت: «بگذار برویم»
سکینه چند روز است که تشنه است، شاید دارد گریه می کند)
لٹی ہے جیسے دنیا کربلا میں ابن حیدر کی
کسی مظلوم کی دنیا نہ دنیا میں لٹی ہوگی
(آن گونه که دنیای ابن حیدر در کربلا به غارت رفت
دنیای هیچ مظلومی در این دنیا به آن صورت برباد نشده است)
(در اینجا قدری راگخوانی دارد. دقیقۀ ۹)
محمد کے نواسے نے جو کی تیغوں کے سائے میں
بشر تو کیا فرشتوں سے نہ ایسی بندگی ہوگی
(آن گونه بندگیای که نوۀ محمد در زیر تیغ انجام داد
بشر که بماند، فرشته ها از عهدۀ آن برنخواهند آمد)
ہمارے خون کے بدلے میں امت بخش دے یارب
خدا سے حشر میں یہ التجا شبیر کی ہوگی
(خدایا! به حق خون ما، این امت را ببخش!
در روز جزا، حسین از خدا این التجا را خواهد کرد)
@mkazemkazemi
یک قوالی مذهبی از نصرت فتحعلی خان
از احمد شهریار، شاعر گرانقدر پاکستانی به خاطر این ترجمه سپاسگزارم.
شہیدِ کربلا کی مومنو جب یاد آتی ہے
تڑپ جاتی ہے دنیا خون کے آنسو بہاتی ہے
(ای مومنان! هنگامی که به یاد شهید کربلا می افتد
دنیا مضطرب شده و خون گریه می کند)
شاه است حسین، پادشاه است حسین
دین است حسین، دینپناه است حسین
سر داد و نداد دست در دست یزید
حقا که بنای لااله است حسین
سجدے میں سر کٹانے کو آخر کٹا دیا
لیکن خدا کے نام کا ڈنکا بجا دیا
(هرچند اجازه داد سرش در سجده بریده شود
اما نامِ خدا را (در دنیا) عام کرد.)
دین کی گر تلاش ہے سر کو جھکا نماز میں
دل سے خودی کو دور کر، خود کو مٹا نماز میں
آئے گا تجھ کو تب نظر روئے خدا نماز میں
پہلے حسین کی طرح سر کو کٹا نماز میں
(اگر دنبال دین هستی، سرت را در نماز خم کن
خودبینی را از دلت دور کن و خودت را در نماز فنا کن
آن وقت است که در نمازت لقای خدا را خواهی دید
(پس) اول مانند حسین باید سرت در نماز بریده شود.)
کس کی مجال اے حسین، کس کی ہو تجھ سے ہمسری
باپ اگر امام تھے، نانا کے گھر پیمبری
شکل حسین دیکھ کر حق بھی کہے گا حشر میں
اے مرے مصطفی کے لال امت مصطفی بری
(ای حسین! چه کسی جرائت همانندی تو را دارد
اگر پدرت امام بود، خانۀ جدت پیغبری داشت
در روز حشر با دیدن روی حسین خدا خواهد گفت:
ای نورِ دیدۀ مصطفی! (به خاطر تو) امتِ مصطفی آزاد است.)
سلامی کربلا میں کیا قیامت کی گھڑی ہوگی
چھری شبیر کی گردن پہ جس دم چل رہی ہوگی
(ای سلامی! در کربلا چه محشری برپا بوده باشد
هنگامی که بر گردن حسین خنجر کشیده می شد)
کلیجا تھام کر پیرِ فلک بھی رہ گیا ہوگا
کلیجے پر علی اکبر کے برچھی جب لگی ہوگی
(شاید پیرِ فلک نیز دستش را بر جگر گذاشته باشد
زمانی که دشنه بر جگر علی اکبر خورده باشد)
مجھے جانے دو پانی بھر کے یہ عباس کہتے تھے
کئی دن کی پیاسی ہے سکینہ رو رہی ہوگی
(هنگام پر کردن (مشک) آب، عباس میگفت: «بگذار برویم»
سکینه چند روز است که تشنه است، شاید دارد گریه می کند)
لٹی ہے جیسے دنیا کربلا میں ابن حیدر کی
کسی مظلوم کی دنیا نہ دنیا میں لٹی ہوگی
(آن گونه که دنیای ابن حیدر در کربلا به غارت رفت
دنیای هیچ مظلومی در این دنیا به آن صورت برباد نشده است)
(در اینجا قدری راگخوانی دارد. دقیقۀ ۹)
محمد کے نواسے نے جو کی تیغوں کے سائے میں
بشر تو کیا فرشتوں سے نہ ایسی بندگی ہوگی
(آن گونه بندگیای که نوۀ محمد در زیر تیغ انجام داد
بشر که بماند، فرشته ها از عهدۀ آن برنخواهند آمد)
ہمارے خون کے بدلے میں امت بخش دے یارب
خدا سے حشر میں یہ التجا شبیر کی ہوگی
(خدایا! به حق خون ما، این امت را ببخش!
در روز جزا، حسین از خدا این التجا را خواهد کرد)
@mkazemkazemi