@rahenow
566 subscribers
15.8K photos
10.4K videos
352 files
2.92K links
#راه_نو
انسان‌ها تا آگاه نشده‌اند هیچ‌گاه عصیان نمی‌کنند و تا عصیان نکنند نمیتوانند آگاه شوند.
Download Telegram
@rahenow🗿👈
وحشیِ بافقی منم که منم!
شور، آتش گرفته در بدنم
من که «گاو» و «کلید» مش حسنم!!
سیم آخر کجاست تا بزنم؟!

توی مغزم بزن بزن شده ام
عاشق چند تا وطن شده ام!

قصّه ام شرحی از پریشانی ست
گریه ی دختری خیابانی ست
کیف یک بچّه ی دبستانی ست
متن دعوای چند زندانی ست

مانده ام با خودم چه کار کنم!
قصد دارم به «تو» فرار کنم

به تو که حالتِ «فقط» داری
صبح تا شب قرارِ چت داری!
نه تمایل به خال و خط داری
نه به سمت کسی جهت داری!

تو که درمانی و خودِ دردی
داخل خانه لُخت می گردی!

تو که از گریه ات کبودتری
غرق سیگارهات و دودتری
از هر آنچه که بود، بودتری
مالکیّت تر از حسودتری!!

تو که در چشم هات خشم و غم است
تو که دیوانگیت محترم است!

تو که با اشک هام همدستی
که شکستی و باز نشکستی
تو که هوشیار هستی و مستی
متناقض تر از خودت هستی!

باز لبخند می زدی از درد
چند زن در تو زندگی می کرد؟!

تو که توی قطار تجربه کرد
در شب انتظار، تجربه کرد
قبل و بعد ناهار تجربه کرد!
تو که دیوانه وار تجربه کرد

باز هم توی چشم هاش غم است
باز دیوانه وار عاشقم است

تو که در پشت ابری و ماهی!
تو که می خواهی و نمی خواهی
تو که در انتهای هر راهی
تو که دلتنگ می شوی گاهی

چقدر تو! تو! تو! تو!... خسته شدم!
باز برگشت می کنم به خودم

مثل یک گنده لات شاشیدم!
وسط چشم هات شاشیدم!
بر خطوط صدات شاشیدم!
توی هر ارتباط شاشیدم!

رنگ شاشی زدم به کلّ شبم!
فکر کردی چقدر بی ادبم!!

وحشیِ بافقی تر از ادبم
که رسیده ست زندگی به لبم
از خودم که نبوده ام عقبم
عکس خورشید را بزن به شبم!

تا کمی فکر شور و حال کنم
تا که امّید را خیال کنم

پُرِ دیوانگی و تردیدم
حسرت خانه توی تبعیدم
کاش این روز را نمی دیدم
کاش این روز را نمی دیدم

خانه ای داشتیم و سبز نشد
کاش را کاشتیم و سبز نشد

عقده ها وا نمی شوند گُلم!
بند کفش مرا ببند گلم
ما که گاویم و گوسفند گلم!
بغلم کن! فقط بخند گلم

تا کمی تندتر زمان برود
تا که این درد یادمان برود...

#سید_مهدی_موسوی

@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
یک روز صبح زود و فقط گریه
سیگار بود و دود و فقط گریه
با گونه ای کبود و فقط گریه
پشت موبایل بود و فقط گریه...
امّا کسی ندید... و من دیدم!

معتادهای آن طرف تصویر
در چارراه، دستفروشی پیر
مأمورهای گشتیِ بی تأثیر
فریاد اعتراض و صدای تیر
امّا کسی ندید... و من دیدم!

میدان منفجر شده ی اعدام
تا خودکشی ِ واقعی ِ الهام
تا دیش های مخفی ِ پشتِ بام
تا بچّه ای که باز نخورده شام
امّا کسی ندید... و من دیدم!

کابوس های پیرزنی تنها
امنیّت نداشته ی زن ها
موج کلاغ ها جلوی ون ها
در هر اداره رشوه گرفتن ها
امّا کسی ندید... و من دیدم!

ردّ قمه به فرق عزاداران
آمار رشد کرده ی بیکاران
در هر کجا فروختن یاران
تا قطره های خون وسط باران
امّا کسی ندید... و من دیدم!

مردم به فکر رابطه ای تازه
تریاک و ماهواره و خمیازه
یا ازدواج های به اندازه
یا توپ های داخل دروازه
من سال هاست گوشه ی زندانم
من سال هاست گوشه ی زندانم...

#سید_مهدی_موسوی
@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
📌سفینه پایین آمد، نشست روی زمین
نگاه کرد:

سر کوچه یک زن غمگین

دو دزد، منتظر کیف کارمند جوان
جلوی مدرسه یک مشت بچّه ی نگران

هزار زندانی فکر راه های خروج
فرار دختری از دست لات های لجوج

دو تا پسر وسط ارتباط قایمکی
پلیس خسته سر یک تصادف الکی

صدای گریه ی یک مرد با لب خاموش
پیاده روی پر از دختران دستفروش

سه کارمند چروکیده در اتاقی سرد
بریدن سرها توی جبهه های نبرد

شکنجه کردن مظنون تازه با لبخند
گلایه ی پدری پیر از زن و فرزند

سقوط کارگری از فشار بی خوابی
فروشگاهِ پر از جنس های قلابی!

شیوع هذیان، افسردگی حاد، جنون
دروغ گفتنِ اخبارگوی تلویزیون

سکوت و خودکشی شاعر از فشار زیاد
جلوی مدرسه ی بچّه ها فروش مواد

گرفتن دو، سه بچّه به علّت شادی!
خراب کردن میدان پیر آزادی

طلاق های غیابی درون هر چمدان
بریدن سرِ صدها درخت سبز جوان

کبوترانِ سرِ بام و چیدن پرها
کنار پنجره دلواپسی مادرها

تقلّب ِ تاریخی و جعل، در موزه
صدای بوق و ترافیک و دود هر روزه

شبانه گریه ی سربازهای اجباری
نماد هوش معاصر: کلاهبرداری!

هزار حادثه ی غیر قابل تغییر
گرسنگی هزاران هزار کودک و پیر

درست کردن چندین و چند بمب اتم
و ایستادن مردم مقابل مردم...

نگاه مرد فضایی به شهر و آدم ها
سفینه رفت دوباره به دوردست فضا


#سید_مهدی_موسوی

@rahenow🗿👈
‌ ‌
من رودخانه ای را میشناسم؛
که با دریا قهر کرد...
و عاشقانه
به فاضلاب ریخت....!

#سید_مهدی_موسوی
https://telegram.me/joinchat/DKOOND4RvkA6HSDtHHMhog
#روسری
@rahenow🗿👈

تسلیم باد و رفتن ناموس باغ ها
آواز دسته جمعی و شاد کلاغ ها
جنگل به خون نشست... درختان تبر شدند
و بار می برند کماکان الاغ ها

لعنت به ساده لوحیت و آن دل خرت
بهتت زده شکسته در این شهر باورت
به دست دوست یا که به آغوش امن عشق
این بار اعتماد کنی... خاک بر سرت

از یاد می برند مرا دیگری کنند
از دستمال گریه من روسری کنند
در کل شهر خاله زنک ها نشسته اند
درباره زنی که منم داوری کنند
چشم تو را که اسم شبش آفتاب بود
با ابرهای غمزده خاکستری کنند
ما درد می کشیم که جوجه فسیل ها
در وصف عشق و زیر کمر شاعری کنند

از بحث روزنامه سر کارمزد ها
از بوی دست های تو در جیب دزد ها
از انحراف من وسط مستقیم ها
از عشق جاودانه ما پشت سیم ها
از هر که مثل تو از ماه آمده ست
از این همه بپرس چرا حال من بد است
...
از یاد می برند مرا دیگری کنند
از دستمال گریه من روسری کنند
در کل شهر خاله زنک ها نشسته اند
درباره زنی که منم داوری کنند
چشم تو را که اسم شبش آفتاب بود
با ابرهای غمزده خاکستری کنند
ما درد می کشیم که جوجه فسیل ها
در وصف عشق و زیر کمر داوری کنند

#سید_مهدی_موسوی

@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
حق با تو بود این آسمان ها مال ما نیست
وقتی توان پر زدن در بال ما نیست

حق با تو بود آیینه ها مشکوک هستند
بیخود نگاه سنگ ها دنبال ما نیست

پشت در این قلعه ی متروکه جز مرگ
آغوش کس بی تاب استقبال ما نیست

تاروت،قهوه،شمع یا...فرقی ندارد
جز درد چیز دیگری در فال ما نیست

از روی ناچاری است می تابد وگرنه
خورشید فکر میوه های کال ما نیست

آه ای بهار مرده روی دست تقویم
امسال هم از تو چه پنهان سال ما نیست...

#سید_جعفرعزیزی

@rahenow🗿👈
@rahenow🗿👈
ما طرفداری از #عمامه نمی‌کنیم. ما طرفداری از #اسلام می‌کنیم. این اسلام پیش شما باشد معظم هستید. پیش هرکس باشد معظم است. عمل نکردن به اسلام و خیانت کردن به اسلام [از] معمم باشد بدتر است از آن کسی که غیرمعمم باشد؛ برای اینکه ضررش به اسلام بیشتر از دیگران است.

#امام
#سید_روح_الله_موسوی_خمينی
#صحیفه_امام ؛ ج۱۰؛ ص۲۷۹ | #قم ؛ ۳۰مهر ۱۳۵۸.

#راه_نو
رهایی با شکستن زندان درون آغاز میشود،
تنها بنیان رهایی آگاهیست....آگاهی
https://telegram.me/rahenow
مقایسه کوتاه آماری سال اول و سال آخر ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد برای کسانی که دوست ندارند خودشان را به کوری بزنند ... ارقام استفاده شده همه آمارهای رسمی کشور هستند :

@rahenow 🗿👈
🇮🇷 میزان_جمعیت کل کشور
١٣٨٤ : ٦٩ میلیون نفر
١٣٩١ : ٧٧ میلیون نفر
افزایش : ١,١٦ برابر شده است

🇮🇷 قیمت متوسط #دلار
١٣٨٤ : ٩٠٤ تومان
١٣٩١ : ٣٨٠٠ تومان
افزایش : ۴,٢ برابر شده است

🇮🇷 قیمت یک لیتر #بنزین
١٣٨٤ : ٨٠ تومان
١٣٩١ : ٧٠٠ تومان
افزایش : ٨,٧ برابر شده است

🇮🇷 حداقل #دستمزد_یک_کارگر
١٣٨٤ : ١٤٠ هزار تومان
١٣٩١ : ٣٨٩ هزار تومان
حداقل دستمزد : ٣,١٧ برابر شده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🇮🇷 قیمت #سکه_بهار_آزادی
١٣٨٤ : ١٠٦ هزار تومان
١٣٩١ : یک میلیون و ۴٧۵ هزار تومان
افزایش : ١٤ برابر شده است

🇮🇷 قدرت خرید #سکه توسط کارگر
١٣٨٤ : ١,١٦ عدد سکه
١٣٩١ : ٠,٢٦ عدد سکه
قدرت خرید : ٣.۵ برابر نزول کرده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🇮🇷 قیمت یک عدد #نان_لواش
١٣٨٤ : ١۵ تومان
١٣٩١ : ١۶٠ تومان
افزایش : ١٠,٧ برابر شده است

🇮🇷 قدرت خرید #نان توسط کارگر
١٣٨٤ : ١٦٣٩ عدد
١٣٩١ : ٢٤۶ عدد
قدرت خرید : ۵.۴ برابر نزول کرده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🇮🇷 قیمت یک_کیلو #گوشت_گاوی
١٣٨٤ : ٤٧۵٠ تومان
١٣٩١ : ٢٣۴۵٠ تومان
افزایش : ٤,٧ برابر شده است

🇮🇷 قدرت خرید #گوشت توسط کارگر
١٣٨٤ : ٢٦ کیلو
١٣٩١ : ١٨ کیلو
قدرت خرید : ٠,۵ برابر نزول کرده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🇮🇷 قیمت قبر در بهشت زهرا
١٣٨۴ : ١١٠ هزار تومان
١٣٩١ : یک میلیون و پنجاه هزار تومان
میزان افزایش : ٨,٧ برابر شده است

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

🇮🇷 در آمد نفتی کشور
#میرحسین_موسوی : ١٠٣ میلیارد دلار
#هاشمی_رفسنجانی : ١٢٣ میلیارد دلار
#سید_محمد_خاتمی : ١۵٧ میلیارد دلار
در مجموع : ٣٨٣ میلیارد دلار در ٢۴ سال

🚨 #محمود_احمدی_نژاد : ۵٨٧ میلیارد دلار

۵٧٨,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ میلیارد دلار کجا رفته است ؟
@rahenow 🗿👈
در شهر لندن که حدود ١٦ کرور جمعیت دارد
((هر کرور برابر با نیم‌میلیون نفر)) ده سالی هست که نرخ نان به یک قیمت مانده و این مطلب به این واسطه است که آنها از روی علم کار می‌کنند اما در اینجا نمی‌توانند برای شش ماه نان را به یک قیمت بفروشند ، یکی میگوید تقصیر از شاطر است یکی میگوید از دولت است اما نه این‌طور نیست ، آفت این مملکت فقط بی‌علمی است ...

#سید_جمال_الدین_اسد_آبادی
@rahenow 🗿👈
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"دختران روستا"
کاری از #سید_حسن_آقامیری
همراه با کمی التماس تفکر ...

 @rahenow 🗿👈
@rahenow 🗿👈

برای آنکس که مدرسه ی خوب برای بچه ش نیافت مدرسه ی خوب برای بچه ش ساخت.

روزی از روزها مادری بچه ی دردانه اش را به مدرسه برد. بچه آبنبات رنگی به دست وارد مدرسه شد.ناگهان آبنبات ش را به زمین زد وشروع کرد به لِنگَک زدن و داد و هوار که نمخام نمخام من به این مردسه نمی رم ؛این که مردسه نیس به طویله می مونه، بخاری نفتی داره بچه هاش فیشّواند، کله شون شپش داره، با کفش لاستیکی میان پاشون بومیده، نمخام نمخام من این مردسه رو نمیخام . مامان جان بچه، دستی به کاکل نازدونه ش کشید و گفت گریه نکن برات یه آبنبات دیگه می خرم. خودم برات یه مدرسه بسازم چل ستون چل پنجره. راست به خانه آمد و از زیر بالش حاجی یک برگ پانصد تمنی برداشت و مدرسه ای ساخت چه مدرسه ای! مامانی و کار درست! چرا باید بچه ناز نازی یک استاد دانشگاه، شاعر، رییس فرهنگستان، رییس مجلس، عضو شورای آموزش و پرورش، نویسنده ی کتاب تعلیم و تربیت، عضو شورای انقلاب فرهنگی با چنان پشتوانه ی علمی و فرهنگی و ادبی؛ آن هم بچه ای که می خواهد بعدا عضو شورای سیما و چند مجله ی دیگر باشد، بیخ یک بچه فیشّوی بو گندو، توی یه مدرسه دولتی 42 نفره دو شیفته بنشیند؟ تازه بقول حاج خانم هرچه آدم ضعیف بی استعداد پرت«لا یعلم هر،‌ من البر»به همین رشته علوم انسانی می آیند. این بود که یک باب مدرسه ی خوب با استادان ممتاز و فضای مناسب و با تعداد استاندارد دانش آموز دست اول گلچین شده، بقول فضلا « به منصه ظهور رسید».و چه بچه هایی! که امروز آوازه ی تربیت و علمشان در همه جا پیچیده. اصلا حاج خانم از حاج آقا که یکی از بزرگان برنامه ریزهای فرهنگی کشور بوده اند نپرسید که کی مقصر است ؟یا به حاج آقا نفرمود که مدرسه ها ی علوم انسانی را اصلاح کنید تا در پای «کلم ما کدو های دیگر» هم آب بخورند. نه نیازی نبود. ما که رفتیم نگران ...دگران ! استاد از دکارت آموخته اند که:« من مدرسه خوب می خواهم پس می سازم» .اما اینکه این که این قدر مدرسه های علوم انسانی پر است از بچه های پخمه ی ضعیف بی استعداد نه آموزش و پرورش نه مجلس نه شورای انقلاب فرهنگی نه هیچ کس دیگر مقصر نیست. مقصر منم که بد املا گفته ام و انشاهای خوب نگفته ام باید به جای موضوع انشاهای علم بهتراست یا ثروت، می گفتم فایده ی گاو را بنویسند. ضعف علوم انسانی همین ما معلم های املا انشا هستیم و خلاص!
اما تاسیس یک باب مدرسه دلخواه برای یک بچه ی ناز نازی،که قرار است در آینده به فرهنگ و ادب بچه بو گندو ها خدمت کند، امری لازم بوده است. به تاریخ هم که نگاه کردم دیدم این که هرکس هرچیز خوب که می خواهد خودش بسازد، در قدیم الایام هم بوده است.مثلا انسان روستای نئاندرتال وقتی هوس شیرتازه ی گاو می کرد؛ به جای منت کشی از همسایه و گاو بو گندویش، راست بینی اش را می گرفت و می رفت ازکنار رودخانه شاخ یک راس گاو میش پرواری را می گرفت و به حیاط غارشان می آورد تا بچه ها شیر تازه بخورند. یا اگر می خواست گردو برای زمستان بخرد، تبرش را برمی داشت و یک درخت تناور گردو را می انداخت و کشال می داد، و به غار می آورد، تا بانو جانش آسوده و پاکیزه گردوهایش را از روی زمین بچیند. و چیزهای دیگری که در تاریخ هست و حالا یادم نیست. من هم دیدم ای دل غافل عجب طرح خوبی! چرا من تقلید نکنم. الان که دخلم شده نوزده خرج بیست و بازنشستگی و بی پولی و تقاضاهای ریز و درشت همسر جان و فرزندان نازنین دست به دست هم داده چرا با این سابقه فرهنگی بروم مسافرکشی ؟ کافی است بگویم من پول می خواهم و دارم. راست بروم یک دهنه بانک خوب تاسیس کنم و پولدار شوم. یا مثلا بجای این که در یک آپارتمان کوچک عمرم را تلف کنم بروم دور یک هکتار زمین را در یک جای خوب خط بکشم و با اعتبار همان بانک خودم یک ماهه قصری بسازم چل ستون چل پنجره. یاد مَثَل برد سکنی بخیر که گفت نگا به دست ننه کن مثل ننه غربیله کن. رفتم چنان کنم که بزرگان کردند!

#سید_محمد_عبداللهیان

@rahenow 🗿👈
🔴 پذیرش وکالت بدون دریافت حق‌الوکاله از معترضان بازداشت شده

#سید_علی_مجتهدزاده، حقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در توییتی که با استقبال گسترده کاربران مواجه شد، نوشت:

‏بنده برای پذيرش وکالت بدون دريافت حق الوکاله کسانی که در جريان #اعتراضات دستگير شده‌اند به نوبه خود و در حد توان اعلام آمادگی ميکنم.
@rahenow 🗿👈
🔻چهار دلیل برای عدم مشارکت در انتخابات مجلس!

#سید_هادی_آیت

🔸اول بگویم که #عدم_مشارکت نظر و تصمیم قطعی من نیست! تحلیل این روزهام است! شاید شما هم دلایلی داشته باشید که نظرم را عوض کند یا مصمم ترم کند! فعلا درحال همفکری هستیم

دلیل اول: #مجلس زینت الحکومت است! به در خواست #حسن_روحانی (اختیارات ویژه) رهبری شورای #سران_قوا را تشکیل دادند و همه تصمیمات کشور توسط ایشان اتخاذ میشود و مجلس حق هیچ دخالتی ندارد. مثلا گرانی #بنزین یکی از دویست مصوبه این شورا بود. حتی مجلس حق نظارت و بررسی این مصوبات یا عملکرد دولتمردان راهم ندارد! مثلا ر.ج: تذکر به مجلس برای عدم ورود به مسئله بنزین

دومین دلیل: #شورای_نگهبانی بی مسئولیت!! شورای نگهبان مسئولیت #تایید_صلاحیت ها و #ردصلاحیت هایش را به عهده نمیگیرد! افراد ذی صلاح را به بهانه های واهی رد میکند و افراد مورد نظرش را تایید!!! بعد که افتضاحی مثل حسن روحانی بار آمد ، مدام تکرار میکند که تقصیر مردم است که رای دادند! مردم مقصرند! نتیجه انتخاب است و غیره! اگر قرار است شورای نگهبان مسئولیت نپذیرد و همه کاسه کوزه ها را سر مردم بشکند ، بهتر است رای ندهیم!

نکته: هفت نفر از هیات اجرایی منصوب شورای نگهبانند ، یک نفر قوه ق ، دونفر وزارت کشور

سومین دلیل: تنبیه متقابل! همه میدانیم که بسیاری از تصمیمات کشور برای تنبیه مردم است! مثلا بعد از پایان #اعتراضات مردمی و سراسری ده روز #اینترنت قطع میماند! و برخی در کنایه هم اقرار میکنند که تنبیه است! به تصمیم ما اعتراض کردید؟! غلط کردید! تنبیه تان میکنیم تا بفهمید شما هیچی نیستید! خب حالا ما هیچ ها چرا رای بدهیم؟

چهارمین دلیل: انتصابات یا #انتخابات !؟ روند تاید و ردصلاحیت ها نشان میدهد که دوباره با یک مهندسی انتخابات طرفیم (یاد جناب سعیدی بخیر) جوری طیف ها روبروی هم چیده میشوند که هم اکثریت و هم شخص رئیس مجلس از الان مشخص باشد!؟ مگر ما بازیچه ایم که صف پرکن فیلم آنها شویم! اصلا ما چکاره ایم که در این انتصابات دخالت کنیم!

پ.ن: این نظر و دلایل اولیه من بود برای عدم مشارکت در #انتخابات_مجلس ، خیلی دوست دارم نظر و دلایل شما رو هم بدونم!

پ.ن۲: یکسری خرده دلیل هم هست که از کنارش میگذریم . مثل اینکه شورای نگهبان برای گند قبلی اش در ریاست جمهوری ، هنوز عذرخواهی نکرده! نظام برای تحقیر مردم هرکاری که توانسته انجام داده! مثلا افزایش ناگهانی قیمت بنزین و تمسخر مردم بعد از آن! و دها ها خورده دلیل دیگر که میگذریم! این چهارتا مهم تر است!
@rahenow 🗿👈
وقتی یک مسلمان مبتلا به کرونا می میرد
و هیچ روحانی حاضر نیست در دفنش حضور یابد
مثل این است که پزشکان برای درمان یک بیمار کرونائی
به دلیل ابتلا به بیماری، حاضر نشوند.

*کدام خطرناک تر است؟حضور در قبرستان یا در بیمارستان؟*

دیدم که پزشکان همت کردند و حتی جان باختند
معلوم شد که پزشکان و پرستاران از شما مسلمان تر و انسان تر هستند.


فردا كه #بحران_كرونا تمام شود ، و امن و امان حاصل گردد، نبينيم عده اى اعلام کنند، که به کمک دعا و نماز، فلان #سید، یا به برکت یک بارگاهی و ضریحی یا مثلاً آیت اللهی در خواب فلان پیامبر و امام و خاصه #صاحب_الزمان، و یا به واسطه #نذر آش و پلوی فلان حاجی و مشهدی این بلا و گرفتاری برطرف شده!

از همین حالا میگم ؛
اگه راه کار دارید اعلام بفرمایید، زیرا شکست و عقب نشینی شما برای همه محرز و ثابت گردیده، و اماکن دینی شما که فقط و فقط نقش یک صندوق مالی در جهت منافع تان انجام وظیفه می نمودند کاری خاصی نداشته و ندارند.

رونوشت: به تمام حوزه‌ها دینی

وقتی یک مسلمان مبتلا به کرونا می میرد و هیچ روحانی حاضر نیست در دفنش حضور یابد
مثل این است که پزشکان برای درمان یک بیمار کرونائی به دلیل ابتلا به بیماری، حاضر نشوند.

کدام خطرناک تر است؟
حضور در قبرستان یا در بیمارستان ؟

دیدم که پزشکان همت کردند و حتی جان باختند.
معلوم شد که پزشکان و پرستاران از شما مسلمان تر و انسان تر هستند.

اینها را فراموش نمیکنیم، بخصوص وقتی اوضاع عادی شد و شما دوباره معرکه گیری و فریبکاری را در قبرستانها و منابر و نمازهای جمعه و تلویزیون و سخنرانی هایی که با آن ملت را گول میزنید، از سر می گیرید و فریاد #نوعدوستی و #انسانیت و #حقوق_بشر [ از نوع خاص خودتان ] سر می دهید.

هرگز فراموش نخواهیم کرد.

در حیرتم از کسانی‌ که #کار نمیکنند!
#سربازی نمیروند!
#مالیات نمیدهند!
از #دسترنج دیگران میخورند!
و خود را " روحانی " و مردم را " جسمانی " می نامند!
و حیرت انگیزتر آنکه خود را #مرجع_تقلید هم میدانند!
و توقع دارند #کارگران زحمتکش از آنها تقلید کنند.

من در دنیا هیچ کاری ناجوانمردانه تر از پول گرفتن، به خاطر #نماز ندیده ام.
این که شما جلو بایستی و نماز بخوانی و دیگران به تو اقتدا بکنند و تو به خاطر همان نمازی که #نماز_یوميه خودت نیز هست، از مردم پول بگیری! وحشتناکست.
#دین_فروشی است.

اگر از همین فردا اعلام شود که هیچ روحانی اجازه ی پول گرفتن ندارد و سخن خدا را باید مجانی و بخاطر خدا در اختیار مردم بگذارد ، می خواهم ببینم چند نفر روحانی باقی می ماند که این لباس را حفظ کند !؟

اینست #استحمار یعنی "خر کردن مردم"

هرگز فراموش نخواهیم کرد

نشر در هر گرو وظیفه هر ایرانی است

@rahenow 🗿👈
سال هاست
نان خشکی‌ها
از محله‌ی ما نمی‌گذرند
زیرا از نانِ خالی این همه سفره
چیزی برای پرندگان حتی
باقی نمی‌ماند،

فقط می‌ماند بعضی شب‌ها
که پدر
دستِ خالی به خانه برمی‌گردد.
هر وقت پدر
دستِ خالی به خانه برمی‌گردد
من می‌فهمم
پنهانی دارد با خودش چه می‌گوید،
همه چیز... همه چیز گران شده‌است

قند، چای، نان، چراغ، چه کنم، زهرمار ...
همه چیز گران شده است.

و من هر شب آرزو می کنم
ای کاش صمد بهرنگی زنده بود هنوز
هنوز ماهیِ سیاهِ کوچولو
به دریا نرسیده است.
و من هر شب خواب می‌بینم
دست‌هایم دارند بزرگ می‌شوند:

خشت، کوره، آجر
سنگ، بیجه، محمد!
زورم به هیچ کدام نمی‌رسد
آجرِ همه‌ی برج‌ های جهان
از خواب و خاکسترِ من است
زورم به هیچ کدام نمی‌رسد
من باید بزرگ شوم
من مجبورم بزرگ شوم.

ما حق نداریم گرسنه شویم
ما حق نداریم حرف بزنیم
ما حق نداریم سرما بخوریم
ما نان نداریم
خانه نداریم
پناه نداریم
شناسنامه نداریم
شب نداریم
روز نداریم
رویا نداریم

اینجا
ما هر چه داشته فروخته‌ایم
جز گنجِ بزرگِ پنهانی
که پدر به آن شرف می‌گوید
اسمم شرف است
پسر زارعبدالله
از پیاده‌های پاکدشتِ ورامین‌ام
از پیاده‌های پاکدشتِ بَم، بامیان، کرج، کوفه، آسیا!

و ما حق نداریم بمیریم
کَفن و دَفنِ درماندگان گران است
مزار و مجلس و گریه گران است
ما اشتباه به دنیا آمده‌ایم

دنیا
جای دزدانِ بی شرفی‌ست
که پرندگان را برای مٌردن
از قفس آزاد می‌کنند.


👤 #سید_علی_صالحی

@rahenow 🗿👈