#بەنامخدا
" #بزرگداشت آرام جان ها #حافظشیرازی "
" #تاببنفشه میدهد #طرەیمُشکسای تو
پرده ی #غنچه میدرد خنده ی #دلگشای تو"
ظرافت #قلم به تمنای از تو #سرودن ،
لال و گُنگ می ماند.#موجگیسوان بید
بر انگشتان شب تابیده است تا #شعر
و شور و شیدایی به #شمیم بادها،
به #توصیف ات پهلو زند.هرچند قطبی
ناهمگون است #کلکی که تو را آنچنان
شایستگی توست به وصف نشیند.
#نگاه روزگاران ، #خیره به انعکاس غزل هایت، #موجی از دلخوشی هایی ست
که بر جان #شاخەنبات ، آویخته ی جان جانان است. سکوت #شب پیرهن تنپوش
#غزل به گیسوان ماه بر آبشار #باران زده ی
شانه هایت شانه می کند.#سکوت تلخ تنهایی را می شکنی، روح صیقل خورده ی #غزلهایت، #همنشین شب های تنهایی
به تفال #دیوانحافظ، دلخستگان را
شوقی مدور به سراچه ی #دل می نشاند.شب و #سکوت زیبایش، گوشه ای
از برق غزل هایت به #رنگینکمان دل
می آراید.شکوه #رقصقلم، ترسیم
نقش شعر به آسمان #خیال بر کلک
خوشنویسان #جهان ، نام تو را به دفتر
شعر مزین است.#عطریاس غزل هایت،
وزیدن نسیمی ست تا #باران و ترانه
بر ذهن عریان بغلتاند.#چراغ یادت،
روشنی بخش #قلبهایی ست که
#لعلدرخشان نام بزرگ آوازه ات
درخشیدن گیرد.فروزندگی کلبه ی #دل،
به شب های تار، بر #صبحفلق ایستاده
پا برجاست . #شبشعر سرشار از
#چشمبصیرت می شود. قامت رعنای #دلشدگان به جادوی لسان الغیب #حافظ
#حلقەنشین ، به حلقه ی وصف
کمالند.تا بزمگاهی از #چکامەی سخن
به زبان خامه بگشایند. نگاه نهفته به شبنم دیدگان، بر تفال #حافظ فال و حال
را به #نرگسشیراز شکفتن است.آغاز هر ماجرا، سنجاق شده به #دیوان پر #گهر توست تا #دل رمیده
آرام گیرد.پایان نیز تویی به غایت #دل گسستن ها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۰ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" #بزرگداشت آرام جان ها #حافظشیرازی "
" #تاببنفشه میدهد #طرەیمُشکسای تو
پرده ی #غنچه میدرد خنده ی #دلگشای تو"
ظرافت #قلم به تمنای از تو #سرودن ،
لال و گُنگ می ماند.#موجگیسوان بید
بر انگشتان شب تابیده است تا #شعر
و شور و شیدایی به #شمیم بادها،
به #توصیف ات پهلو زند.هرچند قطبی
ناهمگون است #کلکی که تو را آنچنان
شایستگی توست به وصف نشیند.
#نگاه روزگاران ، #خیره به انعکاس غزل هایت، #موجی از دلخوشی هایی ست
که بر جان #شاخەنبات ، آویخته ی جان جانان است. سکوت #شب پیرهن تنپوش
#غزل به گیسوان ماه بر آبشار #باران زده ی
شانه هایت شانه می کند.#سکوت تلخ تنهایی را می شکنی، روح صیقل خورده ی #غزلهایت، #همنشین شب های تنهایی
به تفال #دیوانحافظ، دلخستگان را
شوقی مدور به سراچه ی #دل می نشاند.شب و #سکوت زیبایش، گوشه ای
از برق غزل هایت به #رنگینکمان دل
می آراید.شکوه #رقصقلم، ترسیم
نقش شعر به آسمان #خیال بر کلک
خوشنویسان #جهان ، نام تو را به دفتر
شعر مزین است.#عطریاس غزل هایت،
وزیدن نسیمی ست تا #باران و ترانه
بر ذهن عریان بغلتاند.#چراغ یادت،
روشنی بخش #قلبهایی ست که
#لعلدرخشان نام بزرگ آوازه ات
درخشیدن گیرد.فروزندگی کلبه ی #دل،
به شب های تار، بر #صبحفلق ایستاده
پا برجاست . #شبشعر سرشار از
#چشمبصیرت می شود. قامت رعنای #دلشدگان به جادوی لسان الغیب #حافظ
#حلقەنشین ، به حلقه ی وصف
کمالند.تا بزمگاهی از #چکامەی سخن
به زبان خامه بگشایند. نگاه نهفته به شبنم دیدگان، بر تفال #حافظ فال و حال
را به #نرگسشیراز شکفتن است.آغاز هر ماجرا، سنجاق شده به #دیوان پر #گهر توست تا #دل رمیده
آرام گیرد.پایان نیز تویی به غایت #دل گسستن ها.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۲۰ مهرماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
#بەنامخدا
" غم مخور جانا در این #عالم که عالم هیچ نیست.
نیست #هستی جز دمی ناچیز و آن دم هیچ نیست "
" زاد روز #ملکـالشعرایـبهار "
#فصل شعرهایت، بر پرچین واژگان خیمه زده است تا خرمن پُر بار الفاظ #حکیمانه
خوشه چین اندیشه ی #گهربار تو گردد.
طنین شعرهایت هم #آواز روزهای مهر و #مدرسه و دفتر کاهگلی را به مشام می پراکند و برای هیچ #دانش آموخته ای
بی خاطره نمی شود ،##خاطرەایی از نام
بامسمای تو که بر #زبان کودکانه ی تمامی
#کودکان سرزمینم ، یاد آور روزهای خوب
خدا بود.
شکوفه ی سکوت #غزل بر قافیه ی نگین چشم قلم، آویخته ی #طنین موسیقی ست تا از دست چین الفاظ ادیبانه، پشت پلک های روشن #فلق، اندوه نادیده به آغوش هزاران #فروغ به اندیشه ی نگاهت جاریست ، #بهار گیج لبخند توست
. #حجم اندوه در قدم های تردید به کوچه های تاریک خاطره های #شب، قطره قطره می چکد تا چتری از #باران طراوت گلواژه ها بر عاشقانه هایت شکوفه دهد. #بهار ادبیات ملک الشعرا در #مکتب نوین و تازه ای به نظم و نثر ، هیجانی وصف ناپذیر به بلندای #قلم روان است. قصیده های #دلنشینش، روحی تازه به تلفظ واژه های متون #ادبیست. ترجمه ی آثارش جانی دوباره به کالبد نوشتار می بخشد. انگشت #حیرت لب گزه ی لبانی ست که جهانی از #عطر متبرک کلمات بر هجای تخیل و #احساس و اندیشه اش، آهنگی موزون به #شبستان آغوش گشای لحد تمدن دارد. دروازه های #جهان ادیبانه باز یافتن فریاد گمشده ات به مستی #احساس واژه های #فصیح پیوند می زند. کلمات بی روح از خاکستر خویش بر می خیزد تا #جهان مه آلود، شور و شیدایی را به #قلم زرین ات در دایره ی #پرگار به نقطه ی اوج رساند. نام بی بدیل ات تا ابدالدهر بر #چکامەی سخن به نسبت تکلم همان #بهار متخلص، مختص توست.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۹ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌
" غم مخور جانا در این #عالم که عالم هیچ نیست.
نیست #هستی جز دمی ناچیز و آن دم هیچ نیست "
" زاد روز #ملکـالشعرایـبهار "
#فصل شعرهایت، بر پرچین واژگان خیمه زده است تا خرمن پُر بار الفاظ #حکیمانه
خوشه چین اندیشه ی #گهربار تو گردد.
طنین شعرهایت هم #آواز روزهای مهر و #مدرسه و دفتر کاهگلی را به مشام می پراکند و برای هیچ #دانش آموخته ای
بی خاطره نمی شود ،##خاطرەایی از نام
بامسمای تو که بر #زبان کودکانه ی تمامی
#کودکان سرزمینم ، یاد آور روزهای خوب
خدا بود.
شکوفه ی سکوت #غزل بر قافیه ی نگین چشم قلم، آویخته ی #طنین موسیقی ست تا از دست چین الفاظ ادیبانه، پشت پلک های روشن #فلق، اندوه نادیده به آغوش هزاران #فروغ به اندیشه ی نگاهت جاریست ، #بهار گیج لبخند توست
. #حجم اندوه در قدم های تردید به کوچه های تاریک خاطره های #شب، قطره قطره می چکد تا چتری از #باران طراوت گلواژه ها بر عاشقانه هایت شکوفه دهد. #بهار ادبیات ملک الشعرا در #مکتب نوین و تازه ای به نظم و نثر ، هیجانی وصف ناپذیر به بلندای #قلم روان است. قصیده های #دلنشینش، روحی تازه به تلفظ واژه های متون #ادبیست. ترجمه ی آثارش جانی دوباره به کالبد نوشتار می بخشد. انگشت #حیرت لب گزه ی لبانی ست که جهانی از #عطر متبرک کلمات بر هجای تخیل و #احساس و اندیشه اش، آهنگی موزون به #شبستان آغوش گشای لحد تمدن دارد. دروازه های #جهان ادیبانه باز یافتن فریاد گمشده ات به مستی #احساس واژه های #فصیح پیوند می زند. کلمات بی روح از خاکستر خویش بر می خیزد تا #جهان مه آلود، شور و شیدایی را به #قلم زرین ات در دایره ی #پرگار به نقطه ی اوج رساند. نام بی بدیل ات تا ابدالدهر بر #چکامەی سخن به نسبت تکلم همان #بهار متخلص، مختص توست.
✍#فروزندەـشفیعیـزرنە
۹ آبانماه ۹۹
@Salam_bar_zarneh #سلام_بر_زرنه❌