من راه خانهی تو را گم کردهام
در کنار دریا میمانم
سالیان است
که من قطرهقطره
دریا را از یاد میبرم
راستی
پارچههای آغشته به دریا را
در ستایش ابر
در خانهی تو گم میکنم
راستی
خانهی تو در بیداری کجاست؟
#احمدرضا_احمدی
♦️@seemorghbook
در کنار دریا میمانم
سالیان است
که من قطرهقطره
دریا را از یاد میبرم
راستی
پارچههای آغشته به دریا را
در ستایش ابر
در خانهی تو گم میکنم
راستی
خانهی تو در بیداری کجاست؟
#احمدرضا_احمدی
♦️@seemorghbook
❤7👍5❤🔥1
☕️ قطعهای از کتاب
اجداد ما به خوبی خودمان بودند؛ کینهای ، رام ، بیعصمت ، درب و داغون ، ترسو و نامرد، حقا که به خوبی خودمان بودند! ماها عوض نمیشویم ؛ نه جورابمان عوض میشود و نه اربابهامان، و نه عقایدمان. وقتی هم میشود آنقدر دیراست که به زحمتش نمیارزد. ما ثابتقدم به دنیا آمدهایم و ثابتقدم هم ریغ رحمت را سر میکشیم ؛ سرباز بیجیره و مواجب، قهرمانهایی که سنگ دیگران را به سینه میزنند، بوزینههای ناطقی که از حرفهاشان رنج میبرند. ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم . او صاحب اختیار ماست. باید هوای کاردستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم. این که نشد زندگی...
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
اجداد ما به خوبی خودمان بودند؛ کینهای ، رام ، بیعصمت ، درب و داغون ، ترسو و نامرد، حقا که به خوبی خودمان بودند! ماها عوض نمیشویم ؛ نه جورابمان عوض میشود و نه اربابهامان، و نه عقایدمان. وقتی هم میشود آنقدر دیراست که به زحمتش نمیارزد. ما ثابتقدم به دنیا آمدهایم و ثابتقدم هم ریغ رحمت را سر میکشیم ؛ سرباز بیجیره و مواجب، قهرمانهایی که سنگ دیگران را به سینه میزنند، بوزینههای ناطقی که از حرفهاشان رنج میبرند. ماها آلت دست عالیجناب نکبتیم . او صاحب اختیار ماست. باید هوای کاردستمان باشد که لااقل بشود غذایی بلنبانیم. این که نشد زندگی...
📕#سفر_به_انتهای_شب
✍#لویی_فردینان_سلین
♦️@seemorghbook
👍15
در ﻣﻴﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﻣﺎﻥ ﻫﺎی ﺳﻴﺎسی، ﺁن که ﺍﺩﻋﺎی ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﺟﺎﻣﻌﻪ بشری ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ، ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک تر ﺍﺳﺖ.
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت ﺑﺮ زمین همیشه جهنم به بار آورده...
#کارل_پوپر
♦️@seemorghbook
ﺗﻼﺵ ﺑﺮﺍی ﺑﺮﭘﺎیی بهشت ﺑﺮ زمین همیشه جهنم به بار آورده...
#کارل_پوپر
♦️@seemorghbook
❤28👍10🥰1
📕#امیرکبیر_و_ایران
✍#فریدون_آدمیت
كتابِ «اميركبير و ايران» مربوط است به هر آنچه در مورد اميركبير است. فريدون آدميت در اين كتاب به شرح زندگانی اميركبير از بدو تولد تا زمان مرگ او ميپردازد. اقدامات سياسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی اميركبير و اصلاحات و تفكرات اين بزرگمرد از مهمترين بخشهای اين كتاب است. در مقدّمهی كتاب، اميركبير را تنها فردي كه بهدرستی ميتوان اشرفِ مخلوقات ناميد تعريف كرده است. برای شناخت اميركبير، اين كتاب، بهترين منبع موثق است.
♦️@seemorghbook
✍#فریدون_آدمیت
كتابِ «اميركبير و ايران» مربوط است به هر آنچه در مورد اميركبير است. فريدون آدميت در اين كتاب به شرح زندگانی اميركبير از بدو تولد تا زمان مرگ او ميپردازد. اقدامات سياسی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی اميركبير و اصلاحات و تفكرات اين بزرگمرد از مهمترين بخشهای اين كتاب است. در مقدّمهی كتاب، اميركبير را تنها فردي كه بهدرستی ميتوان اشرفِ مخلوقات ناميد تعريف كرده است. برای شناخت اميركبير، اين كتاب، بهترين منبع موثق است.
♦️@seemorghbook
👍12❤4
❤12
زنجیرهای عادت سبکتر از آن هستند که بتوان متوجهشان شد، تا زمانی که ناگهان آنقدر سنگین میشوند که نمیتوان از آنها رها شد.
#وارن_بافت
♦️@seemorghbook
👍6❤4💯1
ﺷﮕﻔﺘﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﺁﻧﺎﻥ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﮐﻤﺘﺮﯾﻦ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ...
#ﺭﺍﺑﺮﺕ_ﮔﺮﯾﻦ_ﺍﯾﻨﮕﺮﺳﻮﻝ
♦️@seemorghbook
#ﺭﺍﺑﺮﺕ_ﮔﺮﯾﻦ_ﺍﯾﻨﮕﺮﺳﻮﻝ
♦️@seemorghbook
👍28❤2
💠💠💠💠💠💠💠💠💠💠
آهن و فولاد
از یک کوره می آیند برون
آن یکی شمشیر گردد،
دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان
بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند،
قعر دریا گوهر است...
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
آهن و فولاد
از یک کوره می آیند برون
آن یکی شمشیر گردد،
دیگری نعل خر است
گر ببینی ناکسان
بالا نشینند صبر کن
روی دریا کف نشیند،
قعر دریا گوهر است...
#صائب_تبریزی
♦️@seemorghbook
👍25❤2
🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻
📖#حکایت
آورده اند چون عبدالله خان ازبک ، خراسان را تصرف کرد بر سر قبر رستم آمد و این بیت را خواند :
سر از خاک بردار و ایران ببین
بکام دلیران توران ببین
وزیر او گفت :
رستم جوابی دارد که اگر اجازه دهید آن را بگویم ..؟
گفت : بگو
فرمود رستم در جواب می گوید :
چو بیشه تهی ماند از نره شیر
شغالان به بیشه درآید دلیر
چوبیشه ز شیران تهی یافتند
سگان فرصت روبهی یافتند ...
♦️@seemorghbook
📖#حکایت
آورده اند چون عبدالله خان ازبک ، خراسان را تصرف کرد بر سر قبر رستم آمد و این بیت را خواند :
سر از خاک بردار و ایران ببین
بکام دلیران توران ببین
وزیر او گفت :
رستم جوابی دارد که اگر اجازه دهید آن را بگویم ..؟
گفت : بگو
فرمود رستم در جواب می گوید :
چو بیشه تهی ماند از نره شیر
شغالان به بیشه درآید دلیر
چوبیشه ز شیران تهی یافتند
سگان فرصت روبهی یافتند ...
♦️@seemorghbook
👍35❤3👏3👎1
صبح آمده تا که عشق ابراز کنی
لبخندزنان پنجره را باز کنی
هرروزِتو یک منظره از زیباییست
با نام خدا صبح که آغاز کنی
♦️@seemorghbook
لبخندزنان پنجره را باز کنی
هرروزِتو یک منظره از زیباییست
با نام خدا صبح که آغاز کنی
♦️@seemorghbook
👍6❤2
ای دل
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
♦️@seemorghbook
چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
زآن سوی او چندان وفا ، زین سوی تو چندین جفا
چندان دعا كن در نهان چندان بنال اندر شبان
كز گنبد هفت آسمان ، در گوش توآید صدا
بانگ شعیب و ناله اش وآن اشك همچون ژاله اش
چون شد ز حد ، از آسمان آمد سحرگاهش ندا :
" گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت ، خامش! رها كن این دعا "
گفتا:" نه این خواهم نه آن ، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود ، من درروم بهر لقا "
چون هركسی در خورد خود یاری گزیدازنیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بهر " لا "
#مولوی
♦️@seemorghbook
👍12❤2
☕ قطعهای از کتاب
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است.
مردان، انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند، اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...
📕#آتش_بدون_دود
✍#نادر_ابراهیمی
♦️@seemorghbook
دختر سیاسی، بهتر از پسر سیاسی است.
مردان، انگار که برای حضور در معرکهی سیاست به دنیا میآیند، اما زنان، بر این میدان منت میگذراند که پا در آن مینهند.
هر جا زنی هست که به خاطر عدالت میجنگد، آنجا عطری پیچیده است شیرین و شورانگیز و بهشتی.
ما بدون زنان خوب، مردان کوچکیم...
📕#آتش_بدون_دود
✍#نادر_ابراهیمی
♦️@seemorghbook
👍32👏4
آقای مجری به خدا کشور خوبی داریما
خرج جنگ سه تا کشور و سی تا گروه مسلح رو میدیم ، این همه دزدی و اختلاس هم میکنیم
هنوزم پول هست برای مسئولین!
♦️@seemorghbook
خرج جنگ سه تا کشور و سی تا گروه مسلح رو میدیم ، این همه دزدی و اختلاس هم میکنیم
هنوزم پول هست برای مسئولین!
♦️@seemorghbook
👍62😭5🥰3❤2😁2😢1
📕#کوروش_خورشید_ایران_زمین
✍#گی_راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
♦️@seemorghbook
✍#گی_راشه
گی راشه، نویسندۀ فرانسوی این رمان، که کوروش را بزرگترین سدار و بزرگوارترین شهریار عالم میخواند، سالهای عمر خود را با جهانگردی و تحقیق دربارۀ تاریخ مصر و یونان گذرانده، و چندین کتاب معتبر در زمینۀ باستان شناسی و تاریخ مصر و یونان باستان تالیف کرده است، و در کتاب کوروش، تاریخ و افسانه و خیالپردازی را به هم آمیخته، و اثری زنده و پویا و جذاب به وجود آورده است. در این رمان راوی داستان که در زمان خشایارشاه زندگی می کند، همراه کاروانی از سارد به شوش میرود، و هر شب قسمتی از داستان تاریخی کوروش بزرگ را برای گروهی از کاروانیان حکایت میکند، و شنوندگان را مشتاقانه در انتظار میگذارد که شب بعد دنبالۀ داستان را بشنوند. و این طرز داستان سرایی، داستانهای شب رادیو ایران را به یاد میآورد، که مترجم این کتاب در ایام جوانی، ده بیست سالی از نویسندگان آن برنامه بوده است. نویسندۀ این رمان در مقدمۀ کتاب خود مینویسد: «بخشی از وقایع داستان را از هرودوت گرفته ام، که به زمان کوروش نزدیکتر بوده، و به اکبالتن -همدان- و شوش هم سفر کرده است، و بخشی دیگر را از گزنفون، که در پایان قرن پنجم پیش از میلاد میزیسته است.»
نویسنده نه تنها آثار هرودوت و گزنفون، بلکه هر کتاب و نوشته ای را که دربارۀ کوروش بزرگ و اوضاع و احوال آن روزگار نکته ای یا اشارهای داشته، مطالعه کرده و در داستان پردازی خود در نظر داشته است.
♦️@seemorghbook
👍21❤🔥6👎2❤1
جرات میخواست شبیه به من بودن!
جرات میخواست با بالهای شکسته، پرواز کردن!
جرات میخواست با ریشههای بیرون زده از خاک، سبز ماندن و ایستادن و سایبان شدن!
جرات میخواست بیپناه بودن و پناه شدن!
جرات میخواست با قایق شکسته دل را به دریا زدن و از عمق آب نهراسیدن...
جرات میخواست من باشی و شیشه باشی و ناگزیر به مقابله با سپاهی از آهن باشی...
جرات میخواست!
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
جرات میخواست با بالهای شکسته، پرواز کردن!
جرات میخواست با ریشههای بیرون زده از خاک، سبز ماندن و ایستادن و سایبان شدن!
جرات میخواست بیپناه بودن و پناه شدن!
جرات میخواست با قایق شکسته دل را به دریا زدن و از عمق آب نهراسیدن...
جرات میخواست من باشی و شیشه باشی و ناگزیر به مقابله با سپاهی از آهن باشی...
جرات میخواست!
#نرگس_صرافیان
♦️@seemorghbook
👍19❤5