ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند
زین بیخردانِ سِفله بِستان
دادِ دل مردمِ خردمند
#ملکالشعرا_بهار
♦️@seemorghbook
ای گنبد گیتی ای دماوند
زین بیخردانِ سِفله بِستان
دادِ دل مردمِ خردمند
#ملکالشعرا_بهار
♦️@seemorghbook
❤28👍10
ای ایران ، برای همۀ آنانی که به تو عشق میورزند ،
شکیبا باش.
با سینهای ستبر و قامتی استوار،
با بازوانی قوی و شانههایی که خمیدگی را نمیشناسد،
مهربان و صبور، فقط بمان.
میدانم دردها در دل داری و کوهها حرف برای گفتن.
اما امروز، هنگام شکیبایی است و بس.
♦️@seemorghbook
شکیبا باش.
با سینهای ستبر و قامتی استوار،
با بازوانی قوی و شانههایی که خمیدگی را نمیشناسد،
مهربان و صبور، فقط بمان.
میدانم دردها در دل داری و کوهها حرف برای گفتن.
اما امروز، هنگام شکیبایی است و بس.
♦️@seemorghbook
❤29👏5
📕#خدا_و_فیزیک_مدرن
✍#پل_دیویس
کتاب حاضر، ناشی از تبحر نویسنده در ساده سازی مفاهیم پیچیده علمی است که آنها را برای جمع بسیاری از علاقمندان غیر متخصص نیز جذاب کرده است. فصولی از کتاب مزبور هم که استاد علی اندیشه از ترجمه آلمانی اثر به فارسی برگرداندهاند این ویژگی را به روانی با خود دارد.
این کتاب کاملا بی طرفانه و در نهایت صراحت و صداقت نوشته شده است که از روحیه حقیقت جویی نویسنده خبر میدهد. روانی مطالب و سبکی سبک در نگارش نیز از امتیازات دیگر کتاب است. در ترجمه هم سعی شده است جملات و مفاهیم با همان روش به فارسی برگردانده شود و پیچیدگی طبیعی مطالب، که خواه ناخواه در خود موضوع سنگین کتاب نهفته است، افزایش نیابد و نقض غرض نشود.
در کتاب «خدا و فیزیک مدرن» درباره دین صحبت نمیشود، بلکه درباره مسائلی که دین در گذشته با آنها درگیر بوده است، گفتوگو به میان میآید. با این وجود این کتاب، کتاب ساده علوم طبیعی نیست، بلکه درباره علوم طبیعی و تمام مسائل پیوسته بدان است.
مخاطب این کتاب در درجه اول خواننده ای است که هیچ گونه اطلاعاتی در زمینه علوم طبیعی ندارد، خواه مذهبی باشد یا نباشد. محور اصلی مطالب کتاب در چهار سوال مهم مربوط به حیات تشکیل میدهد که عبارتند از اینکه چرا قوانین طبیعی همان گونه که ما آنها را فهمیدهایم هستند؟ چرا جهان از همان ماده اولیه شکل دهندهاش تشکیل شده است؟ این ماده اولیه چگونه به وجود آمده است؟ نظم و نظام موجود در جهان از کجاست و چگونه پیدا شده است؟
و در پایان کتاب نیز، اولین پاسخهای ملموسی که متکی بر درک فیزیک دانان از طبیعت است، به سوال های فوق داده شده است..
♦️@seemorghbook
✍#پل_دیویس
کتاب حاضر، ناشی از تبحر نویسنده در ساده سازی مفاهیم پیچیده علمی است که آنها را برای جمع بسیاری از علاقمندان غیر متخصص نیز جذاب کرده است. فصولی از کتاب مزبور هم که استاد علی اندیشه از ترجمه آلمانی اثر به فارسی برگرداندهاند این ویژگی را به روانی با خود دارد.
این کتاب کاملا بی طرفانه و در نهایت صراحت و صداقت نوشته شده است که از روحیه حقیقت جویی نویسنده خبر میدهد. روانی مطالب و سبکی سبک در نگارش نیز از امتیازات دیگر کتاب است. در ترجمه هم سعی شده است جملات و مفاهیم با همان روش به فارسی برگردانده شود و پیچیدگی طبیعی مطالب، که خواه ناخواه در خود موضوع سنگین کتاب نهفته است، افزایش نیابد و نقض غرض نشود.
در کتاب «خدا و فیزیک مدرن» درباره دین صحبت نمیشود، بلکه درباره مسائلی که دین در گذشته با آنها درگیر بوده است، گفتوگو به میان میآید. با این وجود این کتاب، کتاب ساده علوم طبیعی نیست، بلکه درباره علوم طبیعی و تمام مسائل پیوسته بدان است.
مخاطب این کتاب در درجه اول خواننده ای است که هیچ گونه اطلاعاتی در زمینه علوم طبیعی ندارد، خواه مذهبی باشد یا نباشد. محور اصلی مطالب کتاب در چهار سوال مهم مربوط به حیات تشکیل میدهد که عبارتند از اینکه چرا قوانین طبیعی همان گونه که ما آنها را فهمیدهایم هستند؟ چرا جهان از همان ماده اولیه شکل دهندهاش تشکیل شده است؟ این ماده اولیه چگونه به وجود آمده است؟ نظم و نظام موجود در جهان از کجاست و چگونه پیدا شده است؟
و در پایان کتاب نیز، اولین پاسخهای ملموسی که متکی بر درک فیزیک دانان از طبیعت است، به سوال های فوق داده شده است..
♦️@seemorghbook
❤9👍4
اگر پول از دست بدهی ،
چیزی را از دست نداده ای
اگر سلامتی ات ا از دست بدهی ،
چیزی را از دست داده ای
اما اگر شخصیت خودت را از دست بدهی ،
همه چیز خود را از دست داده ای ...
♦️@seemorghbook
چیزی را از دست نداده ای
اگر سلامتی ات ا از دست بدهی ،
چیزی را از دست داده ای
اما اگر شخصیت خودت را از دست بدهی ،
همه چیز خود را از دست داده ای ...
♦️@seemorghbook
👍20❤8👏8
کسانی که در برابر ظلم و ستم متحد نمیشوند
در زندانهای ظالم یکدیگر را
ملاقات خواهند کرد...
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
در زندانهای ظالم یکدیگر را
ملاقات خواهند کرد...
#برتولت_برشت
♦️@seemorghbook
👍42❤3
🔵 ﻭﺻﻴﺖ ﺳﮓ؛
ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﺮث ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ!
ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺨﺎﻙ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﻰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ؛
ﺍﻯ ﻗﺎﺿﻰ، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!
ﻗﺎﺿﻰ ﭘﺮﺳﻴﺪ؛ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ؛ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ و ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ!
ﺍﻳﻨﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ!
ﻗﺎﺿﻰ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﺮ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﮔﻔﺖ؛
ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بــدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
ﺳﮓ ﮔﻠﻪ ﺍﻯ ﺑﻤﺮﺩ ، ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺧﻴﻠﻰ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﻣﻘﺎﺑﺮث ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺩﻓﻦ ﻛﺮﺩ!
ﺧﺒﺮ ﺑﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﺭﺳﻴﺪ و ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺣﻀﺎﺭ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺴﻮﺯﺍﻧﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﺳﮓ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺑﺨﺎﻙ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻭﻗﺘﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﻛﺮﺩﻧﺪ، ﻭ ﻧﺰﺩ ﻗﺎﺿﻰ ﺁﻭﺭﺩﻧﺪ، ﮔﻔﺖ؛
ﺍﻯ ﻗﺎﺿﻰ، ﺍﻳﻦ ﺳﮓ ﻭﺻﻴﺘﻰ ﻛﺮﺩﻩ ﻛﻪ ﻣﻰﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻋﺮﺽ ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺮ ﺫﻣﻪ ﻣﻦ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺎﻗﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ!
ﻗﺎﺿﻰ ﭘﺮﺳﻴﺪ؛ﻭﺻﻴﺖ ﭼﻴﺴﺖ؟
ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ؛ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺳﮓ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﻮﺕ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩﻡ ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖ، ﭘﺲ ﻭﺻﻴﺖ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻪ ﻛﺴﻰ ﺑﺪﻫﻢ؟ و ﺳﮓ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﻗﺎﺿﻰ ﺷﻬﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ!
ﺍﻳﻨﻚ ﮔﻠﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﺣﺎﺿﺮ ﻭ ﺁﻣﺎﺩﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺍﺳﺖ!
ﻗﺎﺿﻰ ﺑﺎ ﺗﺎﺛﺮ ﻭ ﺗﺎﺳﻒ ﮔﻔﺖ؛
ﻋﻠﺖ ﻓﻮﺕ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﺳﮓ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﻳﺎ ﺑﻪ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻭﺻﻴﺖ ﻧﻜﺮﺩ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺎﺕ ﺍﺧﺮﻭﻯ ﺑﺮ ﺍﻭ ﻣﻨﺖ ﻧﻬﺪ ﻭ ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺮﻭ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺁﻥ ﻣﺮﺣﻮﻡ ﻭﺻﺎﻳﺎﻯ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﺗﺎ بــدان ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﻢ!
#عبید_زاکانی
♦️@seemorghbook
😁43👍10❤7👏4👎2
☕️قطعهای از کتاب
برای مردم زندگی نکن!
تباه میشوی.
غمگینترین آدمها کسانی هستند
،که برداشتِ دیگران برایشان زیادی مهم است.
📕#ساعت_شوم
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
♦️@seemorghbook
برای مردم زندگی نکن!
تباه میشوی.
غمگینترین آدمها کسانی هستند
،که برداشتِ دیگران برایشان زیادی مهم است.
📕#ساعت_شوم
✍#گابریل_گارسیا_مارکز
♦️@seemorghbook
❤18👏4
«حکومت ِخودکامه در پی کنترل افکار منفی نیست، بلکه خواهانِ سرکوب افکار مثبت است. تمام نکته همینجاست»
- جورج اورول (ادبیات و توتالیتاریسم)
میگوید دیکتاتوران خودکامه بهدقت میدانند که برای بقا، باید جامعه را روانگسیخته کرده و زندگی اجتماعی و طبیعی مردم را، مصنوعی کنند.
در “سدهای راه ادبیات” مینویسد؛ برخلاف ادعای رهبران ِچنین حکومتی، این طلوعِ عصر ایمان نیست، بلکه دوران اسکیزوفرنی و روانپریشی جامعه است و سرانجامش چنین است:
«طبقه حاکم نیروی کارکردی خود را از دست داده اما همزمان و به هر قیمت، با نیرنگ و ارعاب به قدرت چنگ میزند.
چنین حکومتی هر چقدر هم دوام بیاورد هرگز قادر نیست اهل تساهل و انعطاف شود»
میگوید در چنین فضای روانپریش و مسمومی، صحبت از «صمیمیت عاطفی و ثبت واقعیات» سم است و مرگآور.
و از همینروست که فرهنگ، با تمام توان سرکوب میشود و آفرینش ادبی اجازه نمییابد تا از حقیقت ِزندگی بگوید.
چند سالی پیش از مرگش در ۴۷ سالگی، در “شرح کوتاهی از زندگی من” از همه چیز گفت تا آن جملهی پایانی؛
از دوران سخت کودکی و تجربهی خبرنگاری، تا حضور در جنگ و زخمی شدنش به حد مرگ،
از نبردش علیه فاشیستها در اسپانیا، تا دیدن
دهشت ِاستالین که به اندازهی هیتلر نفرتآور بود،
از خسته نشدنش از خواندن شکسپیر، دیکنز، زولا، فلوبر، جویس، لاورنس و الیوت، تا دلبستگیش به موسیقی، به باغبانی، به شراب خوب و به سلیقهی ادبی و زندگی همسرش،
از اینکه روزگاری عضو حزب کارگر بود و امروز با وجود دلبستگی به آرمانهای اخلاقی چپ، عضو هیچ حزب و مرامی نیست.
زیرا نیک میداند که آتش ِتنور هر آرمانشهری در ریشهکن کردنِ درخت آرزوها و سوزاندن آزادی انسانهاست.
و در انتها آورد:
«از سلامت و تندرستی برخوردار نیستم اما این نقص و ناتوانی نتوانسته مرا از انجام کارهای مورد علاقهام باز دارد.
اینک داستانی در دست نوشتن ندارم، زیرا جنگ توان و حوصلهای، باقی نگذاشته است. هرچند به فکر نوشتن رمانی هستم در سه بخش با عنوان زندگان و مردگان»
هرگز فرصت نوشتن آن رمان را نیافت. پیش از آن “مزرعه حیوانات را نوشت و شش ماه قبل از مرگ، نامش را با نوشتن رمان ۱۹۸۴ جاودان کرد.
او که در فراز پایانی زندگینامهاش نوشته بود:
«هر آنچه که گفتهام واقعیت است جز اینکه نام من جورج ارول نیست»
#اریک_آرتور_بلر، ملقب به جورج اورول
♦️@seemorghbook
- جورج اورول (ادبیات و توتالیتاریسم)
میگوید دیکتاتوران خودکامه بهدقت میدانند که برای بقا، باید جامعه را روانگسیخته کرده و زندگی اجتماعی و طبیعی مردم را، مصنوعی کنند.
در “سدهای راه ادبیات” مینویسد؛ برخلاف ادعای رهبران ِچنین حکومتی، این طلوعِ عصر ایمان نیست، بلکه دوران اسکیزوفرنی و روانپریشی جامعه است و سرانجامش چنین است:
«طبقه حاکم نیروی کارکردی خود را از دست داده اما همزمان و به هر قیمت، با نیرنگ و ارعاب به قدرت چنگ میزند.
چنین حکومتی هر چقدر هم دوام بیاورد هرگز قادر نیست اهل تساهل و انعطاف شود»
میگوید در چنین فضای روانپریش و مسمومی، صحبت از «صمیمیت عاطفی و ثبت واقعیات» سم است و مرگآور.
و از همینروست که فرهنگ، با تمام توان سرکوب میشود و آفرینش ادبی اجازه نمییابد تا از حقیقت ِزندگی بگوید.
چند سالی پیش از مرگش در ۴۷ سالگی، در “شرح کوتاهی از زندگی من” از همه چیز گفت تا آن جملهی پایانی؛
از دوران سخت کودکی و تجربهی خبرنگاری، تا حضور در جنگ و زخمی شدنش به حد مرگ،
از نبردش علیه فاشیستها در اسپانیا، تا دیدن
دهشت ِاستالین که به اندازهی هیتلر نفرتآور بود،
از خسته نشدنش از خواندن شکسپیر، دیکنز، زولا، فلوبر، جویس، لاورنس و الیوت، تا دلبستگیش به موسیقی، به باغبانی، به شراب خوب و به سلیقهی ادبی و زندگی همسرش،
از اینکه روزگاری عضو حزب کارگر بود و امروز با وجود دلبستگی به آرمانهای اخلاقی چپ، عضو هیچ حزب و مرامی نیست.
زیرا نیک میداند که آتش ِتنور هر آرمانشهری در ریشهکن کردنِ درخت آرزوها و سوزاندن آزادی انسانهاست.
و در انتها آورد:
«از سلامت و تندرستی برخوردار نیستم اما این نقص و ناتوانی نتوانسته مرا از انجام کارهای مورد علاقهام باز دارد.
اینک داستانی در دست نوشتن ندارم، زیرا جنگ توان و حوصلهای، باقی نگذاشته است. هرچند به فکر نوشتن رمانی هستم در سه بخش با عنوان زندگان و مردگان»
هرگز فرصت نوشتن آن رمان را نیافت. پیش از آن “مزرعه حیوانات را نوشت و شش ماه قبل از مرگ، نامش را با نوشتن رمان ۱۹۸۴ جاودان کرد.
او که در فراز پایانی زندگینامهاش نوشته بود:
«هر آنچه که گفتهام واقعیت است جز اینکه نام من جورج ارول نیست»
#اریک_آرتور_بلر، ملقب به جورج اورول
♦️@seemorghbook
❤30👍3👎1
جنگ نشانمان داد
انسان امروزچنان تنهاست
وچنان تک بُعدی
ومادی جهان رامیکاود
که گویی از غاری افسانه ای
بیرون جهیده تاانواع سلاحش را
برتن کودکی خویش بیازماید.
وقتی در برهه ای از جهان ایستاده ایم که
تراژدی خونبارجنگ نشانه شجاعت و
فراخی سینه رابرخ کشیدن نیست.
...جنگ میگوید
روح من ناتوان وخرد
ومجروح است.
آنقدر زخمی
که حتی به بلندای
پرواز پروانه ای آرزو
ندارد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
انسان امروزچنان تنهاست
وچنان تک بُعدی
ومادی جهان رامیکاود
که گویی از غاری افسانه ای
بیرون جهیده تاانواع سلاحش را
برتن کودکی خویش بیازماید.
وقتی در برهه ای از جهان ایستاده ایم که
تراژدی خونبارجنگ نشانه شجاعت و
فراخی سینه رابرخ کشیدن نیست.
...جنگ میگوید
روح من ناتوان وخرد
ومجروح است.
آنقدر زخمی
که حتی به بلندای
پرواز پروانه ای آرزو
ندارد.
#صبا_پورنگار
♦️@seemorghbook
❤11👍4💯2🥰1👏1
📕#جغرافیای_نظامی_ایران
✍#علی_رزم_آرا
مولف این کتاب، حاجعلی رزمآرا در فروردین 1280 در تهران متولد شد. چون تولدش در شب عید قربان بود، کلمهی حاج را به اسم او اضافه کردند. پدرش نظامی بود و فرزندش را نیز وارد مدرسهی نظام کرد. بعدها حاج علی وارد بریگاد قزاق شد و در سرکوب نهضت جنگل (گیلان) و اسماعیل سیمیتقو (کردستان) نقش ایفا نمود. بهخاطر همین اقدامات یکی از نفرات منتخبی بود که برای تحصیل علوم نظامی عازم فرانسه گردید. در بازگشت به ایران، و پس از سرکوب عشایر شورشی لرستان با مسئولیت فرمانده تیپ لرستان، در ادارهی جغرافیای ارتش مشغول به کار شد و در همین سالها بود که با انورالملوک هدایت (خواهر صادق هدایت) ازدواج کرد. در سالهای بعد، هنگام یورش متفقین، ازجمله افسرانی بود که به رضاشاه ترک مخاصمه را پیشنهاد کرد. پس از شهریور بیست و بر تخت نشستن محمدرضا پهلوی، حاج علی رزمآرا به ترتیب به عنوان فرمانده لشکر یک مرکز، ریاست دانشکده افسری و با درجهی سرلشکری به ریاست ستاد ارتش منصوب گردید. در وقایع آذربایجان در سال 1325، محمدرضا پهلوی به رزمآرا دستور سرکوب فرقهی دموکرات را داد و او در این مورد جدیتی تام به عمل آورد. در وقایع مربوط به ملی شدن صنعت نفت، رزمآرا به یکی از موثرترین مهرههای سیاسی – نظامی مبدل شده بود. ظاهرا بنا بر قولی که محمدرضاشاه در وقایع مربوط به فرقه دموکرات، به رزمآرا داده بود، به تاریخ 5 تیر 1329، به جای مرحوم مصدق، حکم نخست وزیری را دریافت کرد. وی در دوران کوتاه نخست وزیری خود، قصد داشت لایحهی الحاقی معروف به گس – گلشائیان را از تصویب مجلس بگذراند. اما مخالفتهای مردم، جبهه ملی، گروههای سیاسی و در راس همه، مرحوم دکتر مصدق موجب گردید وی بالاجبار این لایحه را پس بگیرد. جدیت رزمآرا برای تامین منافع شرکت نفت انگلیس و نیز مخالفت علنی وی با ملی شدن صنعت نفت، موجب شد تا وی در اذهان عمومی مهرهیی انگلوفیل (طرفدار انگلستان) شناخته شده و نتیجتا دشمنیهای بسیاری را از جانب طیف وسیعی از افراد و جریانها بر علیه خود برانگیزد. سرانجام در 16 اسفند 1329، در مسجدشاه تهران، ظاهرا به دست خلیل طهماسبی از اعضای فدائیان اسلام ترور شد. درمورد ترور رزمآرا ابهامات و تشکیکهایی صورت گرفته که امید است با گذشت زمان و کشف اسناد مربوط، چنین واقعهیی شفاف شود.
و اما تالیفات رزمآرا خاصه در جغرافیای نظامی ایران، یکی از منابع ارزنده در جغرافی ایران بوده و خواهد بود.
♦️@seemorghbook
✍#علی_رزم_آرا
مولف این کتاب، حاجعلی رزمآرا در فروردین 1280 در تهران متولد شد. چون تولدش در شب عید قربان بود، کلمهی حاج را به اسم او اضافه کردند. پدرش نظامی بود و فرزندش را نیز وارد مدرسهی نظام کرد. بعدها حاج علی وارد بریگاد قزاق شد و در سرکوب نهضت جنگل (گیلان) و اسماعیل سیمیتقو (کردستان) نقش ایفا نمود. بهخاطر همین اقدامات یکی از نفرات منتخبی بود که برای تحصیل علوم نظامی عازم فرانسه گردید. در بازگشت به ایران، و پس از سرکوب عشایر شورشی لرستان با مسئولیت فرمانده تیپ لرستان، در ادارهی جغرافیای ارتش مشغول به کار شد و در همین سالها بود که با انورالملوک هدایت (خواهر صادق هدایت) ازدواج کرد. در سالهای بعد، هنگام یورش متفقین، ازجمله افسرانی بود که به رضاشاه ترک مخاصمه را پیشنهاد کرد. پس از شهریور بیست و بر تخت نشستن محمدرضا پهلوی، حاج علی رزمآرا به ترتیب به عنوان فرمانده لشکر یک مرکز، ریاست دانشکده افسری و با درجهی سرلشکری به ریاست ستاد ارتش منصوب گردید. در وقایع آذربایجان در سال 1325، محمدرضا پهلوی به رزمآرا دستور سرکوب فرقهی دموکرات را داد و او در این مورد جدیتی تام به عمل آورد. در وقایع مربوط به ملی شدن صنعت نفت، رزمآرا به یکی از موثرترین مهرههای سیاسی – نظامی مبدل شده بود. ظاهرا بنا بر قولی که محمدرضاشاه در وقایع مربوط به فرقه دموکرات، به رزمآرا داده بود، به تاریخ 5 تیر 1329، به جای مرحوم مصدق، حکم نخست وزیری را دریافت کرد. وی در دوران کوتاه نخست وزیری خود، قصد داشت لایحهی الحاقی معروف به گس – گلشائیان را از تصویب مجلس بگذراند. اما مخالفتهای مردم، جبهه ملی، گروههای سیاسی و در راس همه، مرحوم دکتر مصدق موجب گردید وی بالاجبار این لایحه را پس بگیرد. جدیت رزمآرا برای تامین منافع شرکت نفت انگلیس و نیز مخالفت علنی وی با ملی شدن صنعت نفت، موجب شد تا وی در اذهان عمومی مهرهیی انگلوفیل (طرفدار انگلستان) شناخته شده و نتیجتا دشمنیهای بسیاری را از جانب طیف وسیعی از افراد و جریانها بر علیه خود برانگیزد. سرانجام در 16 اسفند 1329، در مسجدشاه تهران، ظاهرا به دست خلیل طهماسبی از اعضای فدائیان اسلام ترور شد. درمورد ترور رزمآرا ابهامات و تشکیکهایی صورت گرفته که امید است با گذشت زمان و کشف اسناد مربوط، چنین واقعهیی شفاف شود.
و اما تالیفات رزمآرا خاصه در جغرافیای نظامی ایران، یکی از منابع ارزنده در جغرافی ایران بوده و خواهد بود.
♦️@seemorghbook
❤18👍1
«گفتم: این پرچم ماست.
پلگِرینی گفت: پرچم من نیست. آدم مُرده، پرچم آدم زنده نیست.
گفتم: برویم و تدفیناش را ببینیم...
پلگِرینی گفت: این پرچم من نیست. بر پرچم من نوشته شده است؛
خدا. آزادی. عدالت»
#کورتزیو_مالاپارته (پوست)
♦️@seemorghbook
پلگِرینی گفت: پرچم من نیست. آدم مُرده، پرچم آدم زنده نیست.
گفتم: برویم و تدفیناش را ببینیم...
پلگِرینی گفت: این پرچم من نیست. بر پرچم من نوشته شده است؛
خدا. آزادی. عدالت»
#کورتزیو_مالاپارته (پوست)
♦️@seemorghbook
👏14❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر قرار است خوشبخت باشی،
همین امروز شروع کن...
منتظرِ هیچ معجزهی عجیب و غریبی نباش!
رویِ پایِ خودت بایست و
لحظههایت را زیباتر از همیشه بساز!
آدمهایِ بیهمت و منفعل،
همیشه "شانس" را بهانه میکنند،
اجازه نده با بهانههایشان نااُمیدت کنند،
به قلهی خوشبختیات که رسیدی،
برایشان دست تکان بده،
آدمهایی که از ارتفاع میترسند،
هیچ وقت به قله نخواهند رسید!
♦️@seemorghbook
همین امروز شروع کن...
منتظرِ هیچ معجزهی عجیب و غریبی نباش!
رویِ پایِ خودت بایست و
لحظههایت را زیباتر از همیشه بساز!
آدمهایِ بیهمت و منفعل،
همیشه "شانس" را بهانه میکنند،
اجازه نده با بهانههایشان نااُمیدت کنند،
به قلهی خوشبختیات که رسیدی،
برایشان دست تکان بده،
آدمهایی که از ارتفاع میترسند،
هیچ وقت به قله نخواهند رسید!
♦️@seemorghbook
❤10👍5👎1💯1
☕️قطعهای از کتاب
اینکه چرا حاضریم به سرعت به سراغ نتیجهگیریهای خشمگینانه برویم و وجود دسیسههایی را برای توهین و آزار خودمان فرض بگیریم، بیشتر بخاطر پدیدهای روانشناختی رقتانگیز است: نفرت از خویشتن.
هرچه کمتر خودمان را دوست داشته باشیم، بیشتر به نظرمان میآید که هدف مناسبی برای تمسخر و آزار دیگران هستیم.
📕#درباره_خوب_بودن
✍#آلن_دو_باتن
♦️@seemorghbook
اینکه چرا حاضریم به سرعت به سراغ نتیجهگیریهای خشمگینانه برویم و وجود دسیسههایی را برای توهین و آزار خودمان فرض بگیریم، بیشتر بخاطر پدیدهای روانشناختی رقتانگیز است: نفرت از خویشتن.
هرچه کمتر خودمان را دوست داشته باشیم، بیشتر به نظرمان میآید که هدف مناسبی برای تمسخر و آزار دیگران هستیم.
📕#درباره_خوب_بودن
✍#آلن_دو_باتن
♦️@seemorghbook
👍12❤5🤩2
«بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند»
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی
♦️@seemorghbook
#علی_اکبر_سعیدی_سیرجانی
♦️@seemorghbook
❤🔥38❤18👏5💯4🤝1