Forwarded from کانال معاونین فناوری مدارس
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✳️ درج نام کاربری کانال بر ویدئو بهکمک نرمافزار هندبریک
📥 زیرنویس بهکاررفته در آموزش
📥 نرمافزار هندبریک
| #هندبریک | #زیرنویس | #نام_کاربری | #Hand_Brake |
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
✳️ درج نام کاربری کانال بر ویدئو بهکمک نرمافزار هندبریک
📥 زیرنویس بهکاررفته در آموزش
📥 نرمافزار هندبریک
| #هندبریک | #زیرنویس | #نام_کاربری | #Hand_Brake |
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
📚 واژهپرداز وُرد 📚
Video
▫️ویدئو برگرفته از: واجنوشت | 🆔 @VajNevesht
«ریشه در خاک»
▫️نوسنده: سایه اقتصادینیا
▫️سایهسار | 🆔 @Sayehsaar
چه توفیقی برای شاعر بالاتر از آن است که شعرش زمزمۀ مردم روزگارش شود؟ بیگمان هیچ. هیچچیز همسنگ آن نیست که شاعری در زمان حیات خودش ببیند و بشنود که شعرش را میخوانند. هیچ جایزهای از هیچ دستی قدر آن ندارد که یک سطر، تنها یک سطر از شعرت را هنگام عبور از زیر پنجرهای بشنوی. هیچ نقدی، حتی از بلندمرتبهترین منتقدان، همارز آن نیست که وقتی در مجلسی شعر میخوانی مردم را ببینی که کلمات تو را از حفظ دارند و با تو همخوانی میکنند. این توفیق نصیب هر شاعری نمیشود، و فریدون مشیری بحق آن را نصیب برده بود.
از میان اشعار ماندگار او در جان ایرانیان معاصر بیگمان «کوچه» جایگاهی بیهمتا و دستنیافتنی دارد و چه بهتر که رتبۀ نخست همیشه از آن عشق باشد. «ریشه در خاک» هم یکی دیگر از قطعاتی است که سطرهایی از آن مثل سائر شده و هرچند گرد گرم اندوه بر تاروپودش نشسته، اما صدای شاعرِ آن صلای امید است و نوید بِه شدن حالِ این دل غمدیده. شعر در سال۱۳۵۳ سروده شده و بر پیشانینوشت آن آمده:
«در پاسخ دوستی آزادیخواه و ایراندوست که در سال۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن مینمود.»
اما شعر نه در سال۱۳۵۳، که پس از انقلاب۱۳۵۷ شهرتی همهگیر یافت؛ وقتی که بسیاری چون همان دوستان «آزادیخواه»، که با دلار هفت تومانی و پاسپورت معتبر ایرانی به غرب رفته بودند، دیگر نمیخواستند یا نمیتوانستند به ایران بازگردند. شعر «ریشه در خاک» که با ایمان و صدق کمنظیر شاعری دلبستۀ میهن سروده شده بود، آنگاه گل کرد که درهای ایران، از داخل و خارج، به روی فرزندانش بسته شد. آنگاه که «نه در رفتن حرکت بود، نه در ماندن سکونی.» حتی فریدون مشیری این شعر را در سال ۱۳۵۶ در شب ششم از ده شب انستیتو گوته هم خوانده بود، اما عاطفۀ ملّی او در میان شعر و شعار چپها و سخنرانیهای تند انتقادی چندان توجهی برنینگیخته بود.
محمود طلوعی در فصل «نقش روشنفکران» از کتاب «بازیگران عصر پهلوی» در گزارش ده شب مینویسد: «سخنان گویندگان در زمینۀ انتقاد از اوضاع روز و شکایت از اختناق و سانسور و اشعار شاعران بیشتر بودار و انقلابی بود. در جمع این شاعران فقط یک نفر (فریدون مشیری) ایران را از یاد نبرد و دو قطعه شعر میهنی خواند. شعر بلند او تحت عنوان «خروش فردوسی» فریاد وطنخواهی و خروش ایران از زبان این شاعر بزرگ هزار سال پیش ایران بود و شعر دیگرش «ریشه در خاک» که در آن روزهای غمانگیز مسابقۀ فرار از ایران سروده شده بود.»
روایت فرزانه طاهری از آن شب نشاندهندۀ اوج بیمهری روشنفکران به انسان نازنینی چون مشیری است؛ روایتی که، حتی عیانتر از گفتۀ طلوعی، آشکارا نشان میدهد اندیشه و عاطفۀ ملی در میان روشنفکران انقلابی جایی نداشت: «شب ششم نوبت گلشیری بود که مشیری هم جزء آن جمع بود... گفتند حالا آقای فریدون مشیری شعر بخواند. خدا رحمتش کند اما ما خیلی دوستش نداشتیم چون اشعارش عاشقانه بود. فریدون مشیری اتفاقاً از جلوی من رد شد، وقتی که خواست برود بالا همه میخواستند آنجا را ترک کنند، مشیری ناراحت شد و وقتی میخواست برگردد همه میگفتند گلشیری، گلشیری و او فکر کرد که میگویند مشیری، مشیری... بالاخره گلشیری بالا رفت.»
اما گردش تاریخ به «ریشه در خاک» اعتباری مضاعف بخشید و آن را چون شرابی تلخ به جام یادها بازگرداند. در سال۱۳۷۷ مشیری در شعرخوانیاش در امریکا شعر را خواند و شأن نزول آن را کاملتر تعریف کرد:
«ریشه در خاک یک داستان مختصری دارد، یکوقت خداینکرده بعضیها به خودشان نگیرند که چون به دلایلی به هر حال وطن عزیزشان را ترک کردهاند، من قصد ملامتی دارم به آنها، ابداً همچنین چیزی نیست. دوست عزیزی که دیشب در منزلش بودیم در سیاتل، همان کسی است که بیستودو سال پیش، با دورنمای بسیار زیبا و فریبندهای از غرب، که آمریکا باشد، از من میخواست که با خانوادهام، مثل او که قصد کوچ از ایران را داشت، من هم کوچ کنم و بیایم. و شبی تا پاسی از نیمهشب در این زمینه سخن گفتیم و به هر حال آنچه او میخواست، شاید بسیار منطقی، زیبا، فریبنده، همهچیز از این قبیل بود. من ازش مهلت خواستم که تا فردا صبح بیندیشم و جوابی بهش بدهم. جوابی که من به او دادم همین شعر «ریشه در خاک» است.»
طرز نگاه مشیری به مسئلۀ مهاجرت از ایران با همدلی و رواداری و عطوفتی همراه است که چهبسا امروز نایاب باشد. او رفتگان از ایران را ملامت نمیکند، مقصر نمیپندارد، به آنها تندی نمیکند، خشم نمیورزد و مؤاخذهشان نمیکند. همینطور، ماندن خودش در ایران را انتخابی عاشقانه میداند، نه اجبار و نکبتی که بر گردنش نهادهاند. مشیری داخلنشین و خارجنشین نمیکند. او برای ایراندوستی و ایرانیدوستی شرط و مرزی نمیگذارد.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
«ریشه در خاک»
▫️نوسنده: سایه اقتصادینیا
▫️سایهسار | 🆔 @Sayehsaar
چه توفیقی برای شاعر بالاتر از آن است که شعرش زمزمۀ مردم روزگارش شود؟ بیگمان هیچ. هیچچیز همسنگ آن نیست که شاعری در زمان حیات خودش ببیند و بشنود که شعرش را میخوانند. هیچ جایزهای از هیچ دستی قدر آن ندارد که یک سطر، تنها یک سطر از شعرت را هنگام عبور از زیر پنجرهای بشنوی. هیچ نقدی، حتی از بلندمرتبهترین منتقدان، همارز آن نیست که وقتی در مجلسی شعر میخوانی مردم را ببینی که کلمات تو را از حفظ دارند و با تو همخوانی میکنند. این توفیق نصیب هر شاعری نمیشود، و فریدون مشیری بحق آن را نصیب برده بود.
از میان اشعار ماندگار او در جان ایرانیان معاصر بیگمان «کوچه» جایگاهی بیهمتا و دستنیافتنی دارد و چه بهتر که رتبۀ نخست همیشه از آن عشق باشد. «ریشه در خاک» هم یکی دیگر از قطعاتی است که سطرهایی از آن مثل سائر شده و هرچند گرد گرم اندوه بر تاروپودش نشسته، اما صدای شاعرِ آن صلای امید است و نوید بِه شدن حالِ این دل غمدیده. شعر در سال۱۳۵۳ سروده شده و بر پیشانینوشت آن آمده:
«در پاسخ دوستی آزادیخواه و ایراندوست که در سال۱۳۵۲ از این سرزمین کوچ کرد و مرا نیز تشویق به رفتن مینمود.»
اما شعر نه در سال۱۳۵۳، که پس از انقلاب۱۳۵۷ شهرتی همهگیر یافت؛ وقتی که بسیاری چون همان دوستان «آزادیخواه»، که با دلار هفت تومانی و پاسپورت معتبر ایرانی به غرب رفته بودند، دیگر نمیخواستند یا نمیتوانستند به ایران بازگردند. شعر «ریشه در خاک» که با ایمان و صدق کمنظیر شاعری دلبستۀ میهن سروده شده بود، آنگاه گل کرد که درهای ایران، از داخل و خارج، به روی فرزندانش بسته شد. آنگاه که «نه در رفتن حرکت بود، نه در ماندن سکونی.» حتی فریدون مشیری این شعر را در سال ۱۳۵۶ در شب ششم از ده شب انستیتو گوته هم خوانده بود، اما عاطفۀ ملّی او در میان شعر و شعار چپها و سخنرانیهای تند انتقادی چندان توجهی برنینگیخته بود.
محمود طلوعی در فصل «نقش روشنفکران» از کتاب «بازیگران عصر پهلوی» در گزارش ده شب مینویسد: «سخنان گویندگان در زمینۀ انتقاد از اوضاع روز و شکایت از اختناق و سانسور و اشعار شاعران بیشتر بودار و انقلابی بود. در جمع این شاعران فقط یک نفر (فریدون مشیری) ایران را از یاد نبرد و دو قطعه شعر میهنی خواند. شعر بلند او تحت عنوان «خروش فردوسی» فریاد وطنخواهی و خروش ایران از زبان این شاعر بزرگ هزار سال پیش ایران بود و شعر دیگرش «ریشه در خاک» که در آن روزهای غمانگیز مسابقۀ فرار از ایران سروده شده بود.»
روایت فرزانه طاهری از آن شب نشاندهندۀ اوج بیمهری روشنفکران به انسان نازنینی چون مشیری است؛ روایتی که، حتی عیانتر از گفتۀ طلوعی، آشکارا نشان میدهد اندیشه و عاطفۀ ملی در میان روشنفکران انقلابی جایی نداشت: «شب ششم نوبت گلشیری بود که مشیری هم جزء آن جمع بود... گفتند حالا آقای فریدون مشیری شعر بخواند. خدا رحمتش کند اما ما خیلی دوستش نداشتیم چون اشعارش عاشقانه بود. فریدون مشیری اتفاقاً از جلوی من رد شد، وقتی که خواست برود بالا همه میخواستند آنجا را ترک کنند، مشیری ناراحت شد و وقتی میخواست برگردد همه میگفتند گلشیری، گلشیری و او فکر کرد که میگویند مشیری، مشیری... بالاخره گلشیری بالا رفت.»
اما گردش تاریخ به «ریشه در خاک» اعتباری مضاعف بخشید و آن را چون شرابی تلخ به جام یادها بازگرداند. در سال۱۳۷۷ مشیری در شعرخوانیاش در امریکا شعر را خواند و شأن نزول آن را کاملتر تعریف کرد:
«ریشه در خاک یک داستان مختصری دارد، یکوقت خداینکرده بعضیها به خودشان نگیرند که چون به دلایلی به هر حال وطن عزیزشان را ترک کردهاند، من قصد ملامتی دارم به آنها، ابداً همچنین چیزی نیست. دوست عزیزی که دیشب در منزلش بودیم در سیاتل، همان کسی است که بیستودو سال پیش، با دورنمای بسیار زیبا و فریبندهای از غرب، که آمریکا باشد، از من میخواست که با خانوادهام، مثل او که قصد کوچ از ایران را داشت، من هم کوچ کنم و بیایم. و شبی تا پاسی از نیمهشب در این زمینه سخن گفتیم و به هر حال آنچه او میخواست، شاید بسیار منطقی، زیبا، فریبنده، همهچیز از این قبیل بود. من ازش مهلت خواستم که تا فردا صبح بیندیشم و جوابی بهش بدهم. جوابی که من به او دادم همین شعر «ریشه در خاک» است.»
طرز نگاه مشیری به مسئلۀ مهاجرت از ایران با همدلی و رواداری و عطوفتی همراه است که چهبسا امروز نایاب باشد. او رفتگان از ایران را ملامت نمیکند، مقصر نمیپندارد، به آنها تندی نمیکند، خشم نمیورزد و مؤاخذهشان نمیکند. همینطور، ماندن خودش در ایران را انتخابی عاشقانه میداند، نه اجبار و نکبتی که بر گردنش نهادهاند. مشیری داخلنشین و خارجنشین نمیکند. او برای ایراندوستی و ایرانیدوستی شرط و مرزی نمیگذارد.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
Telegram
حکایتِ سرایشِ «ریشه در خاک» چه بود؟
فریدون از آن شاعرانی بود که ایرانیهایِ بسیاری به عیارِ این ویژهسرودهاش دیر پی بردند.
▫️برگرفته از: واجنوشت | 🆔 @VajNevesht
فریدون از آن شاعرانی بود که ایرانیهایِ بسیاری به عیارِ این ویژهسرودهاش دیر پی بردند.
▫️برگرفته از: واجنوشت | 🆔 @VajNevesht
📚 واژهپرداز وُرد 📚
این وبینار رایگان شد😎 https://eseminar.tv/wb150006 چی شد؟ امروز متوجه شدم که ۲۳ دی دو روز قبل از روز پدره؛ بنابراین تصمیم گرفتم برای شادی روح پدرم این کار رو انجام بدم🕊 این وبینار برای خریداران پکیج جامع رایگان بود اما سایر دوستانی که بلیت خریده بودن میتونن…
با توجه به اتمام ظرفیت ۱۵۰نفرهٔ قبلی، ظرفیت جدید و #رایگان از سه روز قبل باز شده است:
🌐 eseminar.tv/wb150006
ضمناً بهدلیل روشهایی که تازه بهشون دست یافتم و باید تستشون کنم و مطمئن بشم و همچنین همزمانیِ این موضوع با ترافیک کاری شدید، این وبینار به یکشنبه ۳۰ دی ساعت ۱۹ منتقل شد
از صبوری و همراهیتون سپاسگزارم🙏🪴
از ایدهها به دیدهها برسیم
🔤Videomarketing(+AI)
با توجه به اتمام ظرفیت ۱۵۰نفرهٔ قبلی، ظرفیت جدید و #رایگان از سه روز قبل باز شده است:
🌐 eseminar.tv/wb150006
ضمناً بهدلیل روشهایی که تازه بهشون دست یافتم و باید تستشون کنم و مطمئن بشم و همچنین همزمانیِ این موضوع با ترافیک کاری شدید، این وبینار به یکشنبه ۳۰ دی ساعت ۱۹ منتقل شد
از صبوری و همراهیتون سپاسگزارم🙏🪴
از ایدهها به دیدهها برسیم
🔤Videomarketing(+AI)
🔹گاهی اوقات در فشردهسازی ویدئو با نرمافزار هندبریک، نمایشِ فریم ابتدایی ویدئوی بارگذاریشده سیاه میشود (ویدئوی ۱).
🔸برای رفع این اشکال، زمان یا فریمِ شروعِ ویدئو را مقداری جلوتر میبریم (ویدئوی ۲).
📌نکته: معمولاً در ویدئوهایی که کاور چندثانیهای ابتدایشان باشد چنین مشکلی پیش نمیآید.
▫️ویدئوی استفادهشده
📥 نرمافزار هندبریک
| #هندبریک | #کاور_ویدئو | #Hand_Brake |
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
🔹گاهی اوقات در فشردهسازی ویدئو با نرمافزار هندبریک، نمایشِ فریم ابتدایی ویدئوی بارگذاریشده سیاه میشود (ویدئوی ۱).
🔸برای رفع این اشکال، زمان یا فریمِ شروعِ ویدئو را مقداری جلوتر میبریم (ویدئوی ۲).
📌نکته: معمولاً در ویدئوهایی که کاور چندثانیهای ابتدایشان باشد چنین مشکلی پیش نمیآید.
▫️ویدئوی استفادهشده
📥 نرمافزار هندبریک
| #هندبریک | #کاور_ویدئو | #Hand_Brake |
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
نویسنده: #محمدرضا_شعبانعلی
با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی 🆔 @bamotamem
در زندگی همهمون بزرگانی هستند که همیشه به شاگردی اونها افتخار میکنیم. دکتر #علینقلی_مشایخی برای من یکی از همین بزرگان هستند. و واقعاً بخت یارم بوده که تونستم خدمتشون باشم و شاگردیشون رو بکنم.
بسیاری از کسانی هم که مستقیم افتخار شاگردی ایشون رو نداشتهاند، غیرمستقیم از زحمات و ثمرات این استاد بزرگ بهره بردهاند. چون دانشکده مدیریت دانشگاه شریف رو بنیانگذاری کردند و مروج دورههای مدیریت MBA در ایران بودهاند.
ما از دکتر مشایخی، تفکر سیستمی، دینامیک سیستمها و سیستمهای کنترل مدیریتی یاد گرفتیم.
دکتر مشایخی در صحبتی که دیشب (۲۲ دیماه ۱۴۰۳) در برنامهٔ شیوه داشتند، به مسئلهی نقش شوراها در کاهش کارایی ساختار اجرایی و عملیاتی کشور اشاره کردند (و البته نکات بسیار مهم دیگری هم گفتند).
من هم چند هفته پیش، در همین کانال مطلبی به اسم شورای خوب، شورای خوبتر نوشته بودم که احتمالاً خوندید و گفتم که شوراها عملاً دارن کار اجرایی انجام میدن (شوراها ریشهٔ مشکلات کشور ما نیستن. اما نشون میدن ریشهٔ مشکلات کشور ما کجاست. چون میوهٔ یک تفکر ناکارآمد هستن).
ما شاگردها، وقتی میبینیم در یک موضوع، نگاهمون شبیه استادمون شده، حس میکنیم توی امتحان نمرهٔ خوب گرفتیم. لذت کمی نیست.
دستشون رو میبوسم. ❤️
———————————-
📥فایل صوتی مناظره
🔻منبع ویدئو: شیوه | ۲۲ دی ۱۴۰۳
tv4.ir/episodeinfo/445705
مناظره با موضوع «چالشهای نظری و عملی توسعۀ اقتصادی» با حضور سید احسان خاندوزی و علینقی مشایخی
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
با متمم | هایلایت | محمدرضا شعبانعلی 🆔 @bamotamem
در زندگی همهمون بزرگانی هستند که همیشه به شاگردی اونها افتخار میکنیم. دکتر #علینقلی_مشایخی برای من یکی از همین بزرگان هستند. و واقعاً بخت یارم بوده که تونستم خدمتشون باشم و شاگردیشون رو بکنم.
بسیاری از کسانی هم که مستقیم افتخار شاگردی ایشون رو نداشتهاند، غیرمستقیم از زحمات و ثمرات این استاد بزرگ بهره بردهاند. چون دانشکده مدیریت دانشگاه شریف رو بنیانگذاری کردند و مروج دورههای مدیریت MBA در ایران بودهاند.
ما از دکتر مشایخی، تفکر سیستمی، دینامیک سیستمها و سیستمهای کنترل مدیریتی یاد گرفتیم.
دکتر مشایخی در صحبتی که دیشب (۲۲ دیماه ۱۴۰۳) در برنامهٔ شیوه داشتند، به مسئلهی نقش شوراها در کاهش کارایی ساختار اجرایی و عملیاتی کشور اشاره کردند (و البته نکات بسیار مهم دیگری هم گفتند).
من هم چند هفته پیش، در همین کانال مطلبی به اسم شورای خوب، شورای خوبتر نوشته بودم که احتمالاً خوندید و گفتم که شوراها عملاً دارن کار اجرایی انجام میدن (شوراها ریشهٔ مشکلات کشور ما نیستن. اما نشون میدن ریشهٔ مشکلات کشور ما کجاست. چون میوهٔ یک تفکر ناکارآمد هستن).
ما شاگردها، وقتی میبینیم در یک موضوع، نگاهمون شبیه استادمون شده، حس میکنیم توی امتحان نمرهٔ خوب گرفتیم. لذت کمی نیست.
دستشون رو میبوسم. ❤️
———————————-
📥فایل صوتی مناظره
🔻منبع ویدئو: شیوه | ۲۲ دی ۱۴۰۳
tv4.ir/episodeinfo/445705
مناظره با موضوع «چالشهای نظری و عملی توسعۀ اقتصادی» با حضور سید احسان خاندوزی و علینقی مشایخی
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
Telegram
Forwarded from واجنوشت
در این ویدئو، زندهیاد استاد دکتر محمدرضا باطنی در نشستی، دربارۀ «ضعفهایِ خطِ فارسی» با دیگران هماندیشی میکنند. این نشست ۲۵ شهریورِ ۱۳۹۱ در سالنِ شهرداریِ نورتیورک، تورنتویِ کانادا برگزار شد.
@LinguisticsBookshelf
https://t.me/LinguisticsBookshelf/4953
@LinguisticsBookshelf
https://t.me/LinguisticsBookshelf/4953
Telegram
📚 the Linguistics Bookshelf 📖
🎬 ویدئوی آموزشی: درسگفتار «تغییر خط فارسی، آری یا نه؟»
🎤 ارائهدهنده: زندهیاد استاد دکتر محمدرضا باطنی
🗓 تاریخ ارائه: شنبه، 25 شهریور 1391
📍 محل ارائه: سالن شهرداری نورت یورک، تورنتو، کانادا
🔹 از سلسله نشستهای کانون کتاب تورنتو
🆔 @LinguisticsBookshelf
🎤 ارائهدهنده: زندهیاد استاد دکتر محمدرضا باطنی
🗓 تاریخ ارائه: شنبه، 25 شهریور 1391
📍 محل ارائه: سالن شهرداری نورت یورک، تورنتو، کانادا
🔹 از سلسله نشستهای کانون کتاب تورنتو
🆔 @LinguisticsBookshelf
Forwarded from واجنوشت
✍️ دکتر نازنینِ خلیلیپور
۱۴۰۳/۱۰/۲
شادروان دکتر محمدرضا باطنی، زبانشناس ایرانی، استاد جسور دانشگاه تهران که بهناحق از آنجا اخراج شد، نقشی مؤثر در حفظ زبان فارسی داشته است، از جمله سرپرستی و تألیف فرهنگ انگلیسی به فارسی پویا و نیز فرهنگ همایندها که باید سپاسگزارش باشیم که آثار خوبی برای ما به یادگار گذاشته است.
اخیراً فیلمی از وی مربوط به سال ۱۳۹۱ دستبهدست میشود و چنانکه در فیلم میبینیم، او معتقد است خط فارسی باید لاتین شود تا دانشآموزان مشکل املا نداشته باشند. افزون بر این، دکتر باطنی با اشاره به مشکل نبودِ سه واکۀ a/e/o در خط فارسی معتقد است، فقدان این واکهها در خط مشکل نحوی ایجاد میکند و همین مشکلات باعث کندخوانیِ ایرانیان شده است. حتی در بخشی از فیلم، او میگوید در نوشتنِ «ساعت سهئه» برای همسرش مشکل دارد و مجبور است بنویسد «ساعت سه است». جالب اینجاست که خود وی در همین فیلم به مشکلات خطهای دیگر همچون فرانسوی و دشواریهای آنها نیز اشاره میکند، با این حال، بر این نظر است که کشورهایی همچون ترکیه بسیار پیشرو بوده و از تغییر خط سود برده و همین نکته باعث پیشرفتشان هم شده است.
خوب که به سخنان ایشان فکر کردم، ایرادهایی منطقی به خط فارسی وارد کرده بودند، اما پاسخهایی که داده بودند من را قانع نکرد و سؤالهای بیشمار دیگری را برانگیخت.
اولین نکته اینکه ما فارسیزبانان، با همین خط، هزار سال است خواندهایم و نیاکانمان شاهکار آفریدهاند، چطور میتوان خطاهای خوانداریِ نسل امروز را که برآمده از نظام آموزشی ناکارآمد و حتی کاهلی همین نسل است بر دوش خط فارسی گذاشت؟ چرا عدهای فکر میکنند علامتهای فتحه و کسره و ضمه جزو خط نیست و کاربردی ندارد؟ حتی عدهای از حضار در این فیلم فکر میکنند چون منشأ خطمان عربی است باید آن را عوض کنیم!
منشأ بیشترِ خطهای ایران پیش از اسلام نیز آرامی بود. خط بیشترِ اروپا و امریکا هم لاتین است و هر کشوری آن خط را با نیاز آوایی زبانِ خودش متناسب کرده و کسی نمیگوید چرا ما که زبانمان لاتین نیست باید به الفبای لاتین بنویسیم. حتی پاکستان با افزودن چند نشانه، خط عربی را با زبان خود متناسب کرده است.
فرض بگیریم کسی بلد نباشد برای همسرش شکستهنویسی کند و بنویسد «ساعت سهئه»، آیا باید قواعدی برای شکستهنویسی تبیین کرد یا خط کل ایرانیها را عوض کرد؟ امروز پس از گذشت دوازده سال از سخنرانی دکتر باطنی به بسیاری از این سؤالها پاسخ داده شده است.
اینکه ترکیه از تغییر خط آسیب دیده یا ندیده و اینکه رو به جلو بوده یا نبوده چطور اندازهگیری شده است؟ با این استدلال، کره و ژاپن و چین با آن خط پیچیدهشان چطور پیشرفت کردهاند؟ کمتر کسی است که امروز نداند چشمبادامیها بدون اینکه خطشان را تغییر بدهند با سامسونگ و الجی و هیوندای و هوندا و تویوتا و ... دنیا را قبضه کردهاند.
نکتهای که در سخنان دکتر باطنی مغفول واقع میشود این است که اساساً زبان حاصل اندیشیدن است و خط نمود آن. آن چیزی که کشورها را به توسعه و پیشرفت میرساند زبان و خط بهخودیِخود نیست، بلکه حاصل سیاستگذاری و سیاست است و سیاست هر سرزمین نیز زاییدۀ اندیشۀ مردمان آن است. اندیشه در زبان میبالد و زبان را توسعه میدهد و این دو پا به پای هم رشد میکنند. آیا ما ایرانیان میتوانیم همۀ مشکلات توسعهنیافتگی و ناکارآمدیمان را به خط و زبانمان نسبت دهیم؟
گیریم خط را لاتین کردیم، چطور گنجینۀ ادبی فارسی را به لاتین آوانویسی کنیم؟ تاجیکستان که هنوز نتوانسته. به حرف آسان است، اما درعمل هزار مشکل دیگر پیش میآید. با تلفظِ کدام گونۀ زبانیِ ایران این گنجینه را آوانویسی کنیم؟
جالب آن آقایی بود که در همین فیلم میگفت بچههایی که در خارج بزرگ میشوند نمیتوانند خط فارسی را بخوانند و اگر مثل ترکیه خط را عوض کنیم، مشکل ارتباط آنها با فرهنگ ایرانی برطرف میشود!
یعنی یک ملت خطش را عوض کند و ارتباطش را با فرهنگ گذشتهاش از دست بدهد که کودکان مهاجر ایرانی راحت بخوانند؟ چه چیزی را بخوانند؟ در کشور بیگانه نهایتاً کتاب حافظ را شب یلدا بخواهند باز کنند...
نکتۀ دیگری که در این فیلم برجسته است، این سخن دکتر باطنی است که «ما یا باید گذشته را انتخاب کنیم یا آینده را».
پرسشم این است که این خط چه مانعی برای توسعۀ ایران و آیندهاش ایجاد کرده است؟ چرا باید سیاستگذاریهای غلط اقتصادی را به دوش خط بگذاریم. خط میراثی است که به ما رسیده و گنجینهای از متون ادبی، تعلیمی، فلسفی را به ما انتقال داده. همه میدانیم گذشته میراثی است که هر انسانی باید برای ساخت آینده از آن بهره گیرد و حتی اگر بهرۀ خاصی هم نتواند فعلاً از آن ببرد، آن را دور نمیاندازد، بلکه در اصلاحش میکوشد. آینده از گذشته شروع میشود و تا گذشته را نفهمیم، آیندهای هم نخواهیم داشت.
#خط #دبیره #واج@vajnevesht
۱۴۰۳/۱۰/۲
شادروان دکتر محمدرضا باطنی، زبانشناس ایرانی، استاد جسور دانشگاه تهران که بهناحق از آنجا اخراج شد، نقشی مؤثر در حفظ زبان فارسی داشته است، از جمله سرپرستی و تألیف فرهنگ انگلیسی به فارسی پویا و نیز فرهنگ همایندها که باید سپاسگزارش باشیم که آثار خوبی برای ما به یادگار گذاشته است.
اخیراً فیلمی از وی مربوط به سال ۱۳۹۱ دستبهدست میشود و چنانکه در فیلم میبینیم، او معتقد است خط فارسی باید لاتین شود تا دانشآموزان مشکل املا نداشته باشند. افزون بر این، دکتر باطنی با اشاره به مشکل نبودِ سه واکۀ a/e/o در خط فارسی معتقد است، فقدان این واکهها در خط مشکل نحوی ایجاد میکند و همین مشکلات باعث کندخوانیِ ایرانیان شده است. حتی در بخشی از فیلم، او میگوید در نوشتنِ «ساعت سهئه» برای همسرش مشکل دارد و مجبور است بنویسد «ساعت سه است». جالب اینجاست که خود وی در همین فیلم به مشکلات خطهای دیگر همچون فرانسوی و دشواریهای آنها نیز اشاره میکند، با این حال، بر این نظر است که کشورهایی همچون ترکیه بسیار پیشرو بوده و از تغییر خط سود برده و همین نکته باعث پیشرفتشان هم شده است.
خوب که به سخنان ایشان فکر کردم، ایرادهایی منطقی به خط فارسی وارد کرده بودند، اما پاسخهایی که داده بودند من را قانع نکرد و سؤالهای بیشمار دیگری را برانگیخت.
اولین نکته اینکه ما فارسیزبانان، با همین خط، هزار سال است خواندهایم و نیاکانمان شاهکار آفریدهاند، چطور میتوان خطاهای خوانداریِ نسل امروز را که برآمده از نظام آموزشی ناکارآمد و حتی کاهلی همین نسل است بر دوش خط فارسی گذاشت؟ چرا عدهای فکر میکنند علامتهای فتحه و کسره و ضمه جزو خط نیست و کاربردی ندارد؟ حتی عدهای از حضار در این فیلم فکر میکنند چون منشأ خطمان عربی است باید آن را عوض کنیم!
منشأ بیشترِ خطهای ایران پیش از اسلام نیز آرامی بود. خط بیشترِ اروپا و امریکا هم لاتین است و هر کشوری آن خط را با نیاز آوایی زبانِ خودش متناسب کرده و کسی نمیگوید چرا ما که زبانمان لاتین نیست باید به الفبای لاتین بنویسیم. حتی پاکستان با افزودن چند نشانه، خط عربی را با زبان خود متناسب کرده است.
فرض بگیریم کسی بلد نباشد برای همسرش شکستهنویسی کند و بنویسد «ساعت سهئه»، آیا باید قواعدی برای شکستهنویسی تبیین کرد یا خط کل ایرانیها را عوض کرد؟ امروز پس از گذشت دوازده سال از سخنرانی دکتر باطنی به بسیاری از این سؤالها پاسخ داده شده است.
اینکه ترکیه از تغییر خط آسیب دیده یا ندیده و اینکه رو به جلو بوده یا نبوده چطور اندازهگیری شده است؟ با این استدلال، کره و ژاپن و چین با آن خط پیچیدهشان چطور پیشرفت کردهاند؟ کمتر کسی است که امروز نداند چشمبادامیها بدون اینکه خطشان را تغییر بدهند با سامسونگ و الجی و هیوندای و هوندا و تویوتا و ... دنیا را قبضه کردهاند.
نکتهای که در سخنان دکتر باطنی مغفول واقع میشود این است که اساساً زبان حاصل اندیشیدن است و خط نمود آن. آن چیزی که کشورها را به توسعه و پیشرفت میرساند زبان و خط بهخودیِخود نیست، بلکه حاصل سیاستگذاری و سیاست است و سیاست هر سرزمین نیز زاییدۀ اندیشۀ مردمان آن است. اندیشه در زبان میبالد و زبان را توسعه میدهد و این دو پا به پای هم رشد میکنند. آیا ما ایرانیان میتوانیم همۀ مشکلات توسعهنیافتگی و ناکارآمدیمان را به خط و زبانمان نسبت دهیم؟
گیریم خط را لاتین کردیم، چطور گنجینۀ ادبی فارسی را به لاتین آوانویسی کنیم؟ تاجیکستان که هنوز نتوانسته. به حرف آسان است، اما درعمل هزار مشکل دیگر پیش میآید. با تلفظِ کدام گونۀ زبانیِ ایران این گنجینه را آوانویسی کنیم؟
جالب آن آقایی بود که در همین فیلم میگفت بچههایی که در خارج بزرگ میشوند نمیتوانند خط فارسی را بخوانند و اگر مثل ترکیه خط را عوض کنیم، مشکل ارتباط آنها با فرهنگ ایرانی برطرف میشود!
یعنی یک ملت خطش را عوض کند و ارتباطش را با فرهنگ گذشتهاش از دست بدهد که کودکان مهاجر ایرانی راحت بخوانند؟ چه چیزی را بخوانند؟ در کشور بیگانه نهایتاً کتاب حافظ را شب یلدا بخواهند باز کنند...
نکتۀ دیگری که در این فیلم برجسته است، این سخن دکتر باطنی است که «ما یا باید گذشته را انتخاب کنیم یا آینده را».
پرسشم این است که این خط چه مانعی برای توسعۀ ایران و آیندهاش ایجاد کرده است؟ چرا باید سیاستگذاریهای غلط اقتصادی را به دوش خط بگذاریم. خط میراثی است که به ما رسیده و گنجینهای از متون ادبی، تعلیمی، فلسفی را به ما انتقال داده. همه میدانیم گذشته میراثی است که هر انسانی باید برای ساخت آینده از آن بهره گیرد و حتی اگر بهرۀ خاصی هم نتواند فعلاً از آن ببرد، آن را دور نمیاندازد، بلکه در اصلاحش میکوشد. آینده از گذشته شروع میشود و تا گذشته را نفهمیم، آیندهای هم نخواهیم داشت.
#خط #دبیره #واج@vajnevesht
Forwarded from واجنوشت
هیچکس عتیقهجاتی که برایش به ارث رسیده به بهانۀ کهنه بودن دور نمیاندازد!
خلاصه اینکه شاید تعجب کنید که سخنان آقای دکتر باطنی را در زمینۀ تغییر خط بسیار مفید میدانم، زیرا فرصت فکر کردن به تکتک ماها میدهد. موضوع خوبی مطرح کرده است، گرچه با راهحلهای وی مخالفم.
او صرفاً از دریچۀ جهان خودش به موضوع نگریسته که ممکن است نگاهی جامع نباشد و قرار هم نیست همه همنظر باشند. اما مهم است صداهای مخالف را بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و در نهایت راهحلهای خودمان را ارائه کنیم.
#خط #دبیره #واج@vajnevesht
خلاصه اینکه شاید تعجب کنید که سخنان آقای دکتر باطنی را در زمینۀ تغییر خط بسیار مفید میدانم، زیرا فرصت فکر کردن به تکتک ماها میدهد. موضوع خوبی مطرح کرده است، گرچه با راهحلهای وی مخالفم.
او صرفاً از دریچۀ جهان خودش به موضوع نگریسته که ممکن است نگاهی جامع نباشد و قرار هم نیست همه همنظر باشند. اما مهم است صداهای مخالف را بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و در نهایت راهحلهای خودمان را ارائه کنیم.
#خط #دبیره #واج@vajnevesht
🔹فرهنگستان را «نقد» کنیم، نه «ریشخند»!
▫️نویسنده: #علیرضا_حیدری
🌐 کانال تلگرام: زین قند پارسی| @Qande_Parsi
▫️روزنامهٔ خراسان شماره ۲۱۶۸۳
در ماههای گذشته فرهنگستان زبان و ادب فارسی چند جایگزین فارسی را به جامعه معرفی کرد که تازهترین آنها، «تصدانه» بهجای پیکسل، «پادپخش» به جای پادکست، «موجپز» بهجای مایکروویو، «گرایه» بهجای ترند و «هفتگ» بهجای تیک بود. چنانکه گمان میرفت، این برساختها با بازتابهایی همراه با شوخی و گاه طعنگونه و حتی توهینآمیز در فضای مجازی روبهرو شد.
متأسفانه گاه دیده میشود که در برنامههای رسمی ازجمله در صداوسیما هم شاهد چنین اتفاقات ناسنجیده ـ هرچند ممکن است به شوخی ـ هستیم! تمسخر فرهنگستان، تمسخر زبان فارسی هم هست. زبان فارسی پایه هویتی ماست و مهمترین تکیهگاه فرهنگی و تاریخی ما همین زبان است که رسانهها باید با احتیاط با آن روبهرو شوند و اگر قرار است نقدی انجام شود (که حتماً هست)، ادیبانه و مؤدبانه باشد. ازاینرو، یادآوری چند نکته را ضروری دانستم.
بیگمان در همین آغاز باید گفت که بیشتر این بازتابهای مجازی و نه حقیقی! رنگوبوی سیاسی دارد؛ به این معنا که شکوههای سیاسی گاه در یک موضوع ـ حتی بیربط ـ خودش را نشان میدهد. بنابراین، برخی این فرصت را، مغتنم میشمارند و بهنوعی دست به اعتراض سیاسی میزنند، اما از نوعی دیگر و با تمسخر نهادی حکومتی، به نام فرهنگستان!
از طرفی، گاهی در جامعه برساختههایی ساختگی و جعلی منتشر میشود که بوی تمسخر نیز از آنها به مشام میرسد و آنها را به فرهنگستان نسبت میدهند، حال آن که این واژهها هیچ ربطی به مصوبههای این نهاد ندارد. این که به روند و شیوه برابرسازی واژهها میتوان انتقادهایی داشت، کاملاً پذیرفته است و مهمترین آن، این است که فرهنگستان در برابرسازی معمولاً دیرهنگام عمل میکند و خود این ضعف باعث میشود واژه بیگانه جاگیر شود و تغییر آن دشوار باشد.
یکی از تصورات نادرست درباره فرهنگستان این است که گمان میرود این نهاد تنها کاری که برعهده دارد، واژهگزینی است؛ ازاینرو، بودجهٔ سالانهٔ آن را به تعداد واژههای مصوب تقسیم میکنند و کار این نهاد را به ریشخند میگیرند. حال آنکه واژهگزینی تنها یکی از کوششهای این نهاد است و کارگروههای دیگری در این نهاد فعالیتهای علمی دارند؛ همچون کارگروههای فرهنگنویسی، آموزش، زبان و گویشها، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی در شبهقارهٔ هند، دستور خط، زبان و رایانه و انتشارات.
اما نکتهٔ مهمتری که بنا دارم در این یادداشت به آن اشاره کنم، این است که این انتقادها و اعتراضات و تمسخرها تازگی ندارد.
در «شرح زندگانی من» عبدا… مستوفی میخوانیم که در اعتراض به مصوبات فرهنگستان گفته بود: «آقایان! هرقدر میخواهید باد به بیرق لغت «عدلیه» بکنید، مردم «عدلیه» را برای اختصارش ترک نمیکنند و «دادگستری» شما، با وجود این که وضعشده فرهنگستان هم هست، روی کاغذ خواهد ماند... .»؛ ولی نهتنها دادگستری، که خواهان (مدعی) و بازپرس (مستنطق) و دادنامه (ورقه حکمیه) و دادگاه (محکمه) و آیین دادرسی (اصول محاکمات) و خواسته (مدعی به) و… ماند و امروز مردم آنها را به کار میبرند.
از صادق هدایت یادی کنیم که وقتی واژههایی مانند «پزشک» جایگزین «طبیب» شد و «پایاننامه» بهجای «تز»، در مقالهٔ «فرهنگ فرهنگستان» خود، فرهنگستان را مسخره کرد و به باد طنز گرفت.
به گفتهٔ دکتر عباس اقبال آشتیانی، از نویسندگان بنام کشورمان که اتفاقاً خودش عضو فرهنگستان اول بود، استناد کنیم که میگفت چه کسی بهجای «اونیورسیته» میگوید «دانشگاه» یا بهجای «طلبه» میگوید «دانشآموز» و «دانشجو».
در کنار اینها صدها واژه دیگر هم میتوان نام برد که در آغاز با مخالفت روبهرو شد، اما سرمایه زبان فارسی شد: «اطفائیه» شد: آتشنشانی، «آژان» شد: پاسبان، «میزانالحراره» شد: دماسنج، «فاکولته» شد: دانشکده، «SMS» شد: پیامک، «سوبسید» شد: یارانه، «ATM» شد: خودپرداز، «دیتا» شد: داده، «ادیت» شد: ویرایش، «لود» شد: بارگذاری و… .
فراموش نکنیم که نباید شکوه زبان فارسی، این میراث تمدنی را پیش چشم نسل روزگارمان سست کنیم؛ پس ریشخند را با انتقاد جابهجا نکنیم.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
🔹فرهنگستان را «نقد» کنیم، نه «ریشخند»!
▫️نویسنده: #علیرضا_حیدری
🌐 کانال تلگرام: زین قند پارسی| @Qande_Parsi
▫️روزنامهٔ خراسان شماره ۲۱۶۸۳
در ماههای گذشته فرهنگستان زبان و ادب فارسی چند جایگزین فارسی را به جامعه معرفی کرد که تازهترین آنها، «تصدانه» بهجای پیکسل، «پادپخش» به جای پادکست، «موجپز» بهجای مایکروویو، «گرایه» بهجای ترند و «هفتگ» بهجای تیک بود. چنانکه گمان میرفت، این برساختها با بازتابهایی همراه با شوخی و گاه طعنگونه و حتی توهینآمیز در فضای مجازی روبهرو شد.
متأسفانه گاه دیده میشود که در برنامههای رسمی ازجمله در صداوسیما هم شاهد چنین اتفاقات ناسنجیده ـ هرچند ممکن است به شوخی ـ هستیم! تمسخر فرهنگستان، تمسخر زبان فارسی هم هست. زبان فارسی پایه هویتی ماست و مهمترین تکیهگاه فرهنگی و تاریخی ما همین زبان است که رسانهها باید با احتیاط با آن روبهرو شوند و اگر قرار است نقدی انجام شود (که حتماً هست)، ادیبانه و مؤدبانه باشد. ازاینرو، یادآوری چند نکته را ضروری دانستم.
بیگمان در همین آغاز باید گفت که بیشتر این بازتابهای مجازی و نه حقیقی! رنگوبوی سیاسی دارد؛ به این معنا که شکوههای سیاسی گاه در یک موضوع ـ حتی بیربط ـ خودش را نشان میدهد. بنابراین، برخی این فرصت را، مغتنم میشمارند و بهنوعی دست به اعتراض سیاسی میزنند، اما از نوعی دیگر و با تمسخر نهادی حکومتی، به نام فرهنگستان!
از طرفی، گاهی در جامعه برساختههایی ساختگی و جعلی منتشر میشود که بوی تمسخر نیز از آنها به مشام میرسد و آنها را به فرهنگستان نسبت میدهند، حال آن که این واژهها هیچ ربطی به مصوبههای این نهاد ندارد. این که به روند و شیوه برابرسازی واژهها میتوان انتقادهایی داشت، کاملاً پذیرفته است و مهمترین آن، این است که فرهنگستان در برابرسازی معمولاً دیرهنگام عمل میکند و خود این ضعف باعث میشود واژه بیگانه جاگیر شود و تغییر آن دشوار باشد.
یکی از تصورات نادرست درباره فرهنگستان این است که گمان میرود این نهاد تنها کاری که برعهده دارد، واژهگزینی است؛ ازاینرو، بودجهٔ سالانهٔ آن را به تعداد واژههای مصوب تقسیم میکنند و کار این نهاد را به ریشخند میگیرند. حال آنکه واژهگزینی تنها یکی از کوششهای این نهاد است و کارگروههای دیگری در این نهاد فعالیتهای علمی دارند؛ همچون کارگروههای فرهنگنویسی، آموزش، زبان و گویشها، دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی در شبهقارهٔ هند، دستور خط، زبان و رایانه و انتشارات.
اما نکتهٔ مهمتری که بنا دارم در این یادداشت به آن اشاره کنم، این است که این انتقادها و اعتراضات و تمسخرها تازگی ندارد.
در «شرح زندگانی من» عبدا… مستوفی میخوانیم که در اعتراض به مصوبات فرهنگستان گفته بود: «آقایان! هرقدر میخواهید باد به بیرق لغت «عدلیه» بکنید، مردم «عدلیه» را برای اختصارش ترک نمیکنند و «دادگستری» شما، با وجود این که وضعشده فرهنگستان هم هست، روی کاغذ خواهد ماند... .»؛ ولی نهتنها دادگستری، که خواهان (مدعی) و بازپرس (مستنطق) و دادنامه (ورقه حکمیه) و دادگاه (محکمه) و آیین دادرسی (اصول محاکمات) و خواسته (مدعی به) و… ماند و امروز مردم آنها را به کار میبرند.
از صادق هدایت یادی کنیم که وقتی واژههایی مانند «پزشک» جایگزین «طبیب» شد و «پایاننامه» بهجای «تز»، در مقالهٔ «فرهنگ فرهنگستان» خود، فرهنگستان را مسخره کرد و به باد طنز گرفت.
به گفتهٔ دکتر عباس اقبال آشتیانی، از نویسندگان بنام کشورمان که اتفاقاً خودش عضو فرهنگستان اول بود، استناد کنیم که میگفت چه کسی بهجای «اونیورسیته» میگوید «دانشگاه» یا بهجای «طلبه» میگوید «دانشآموز» و «دانشجو».
در کنار اینها صدها واژه دیگر هم میتوان نام برد که در آغاز با مخالفت روبهرو شد، اما سرمایه زبان فارسی شد: «اطفائیه» شد: آتشنشانی، «آژان» شد: پاسبان، «میزانالحراره» شد: دماسنج، «فاکولته» شد: دانشکده، «SMS» شد: پیامک، «سوبسید» شد: یارانه، «ATM» شد: خودپرداز، «دیتا» شد: داده، «ادیت» شد: ویرایش، «لود» شد: بارگذاری و… .
فراموش نکنیم که نباید شکوه زبان فارسی، این میراث تمدنی را پیش چشم نسل روزگارمان سست کنیم؛ پس ریشخند را با انتقاد جابهجا نکنیم.
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 خواندن قسمتی از شعر محمدکاظم کاظمی شاعر افغانستانی
+ علی زارعان، کارشناس ادبیات
▫️صبحانه ایرانی @sobhaneye_irani
🌐 #محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi
@mkazemkazemi
www.mkkazemi.com
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
+ علی زارعان، کارشناس ادبیات
▫️صبحانه ایرانی @sobhaneye_irani
🌐 #محمدکاظم_کاظمی
@asarkazemi
@mkazemkazemi
www.mkkazemi.com
🆔 @VajehPardaz |#واژهپرداز🔹
Forwarded from فرهنگستان زبان و ادب فارسی
شورای واژهگزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، نوواژۀ «فرسته» را در معنای هرگونه محتوایی (متن، عکس، ویدئو) که در فضای مجازی و پیامرسانهای اجتماعی همرسانی میشود، تصویب کرده است.
فرهنگستان، واژهٔ «پست» را در معنای آشنای آن (ادارهٔ پست) پذیرفته و برای آن برابری تصویب نکرده است.
روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll
فرهنگستان، واژهٔ «پست» را در معنای آشنای آن (ادارهٔ پست) پذیرفته و برای آن برابری تصویب نکرده است.
روابط عمومی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
@theapll
▪️ هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد!
▫️ سیف فرغانی ـ #بهروز_رضوی
هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد
هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد
وین بومِ مِحنت از پیِ آن تا کند خراب
بر دولتآشیانِ شما نیز بگذرد
بادِ خزانِ نکبتِ ایام ناگهان
بر باغ و بوستانِ شما نیز بگذرد
آبِ اجل که هست گلوگیرِ خاص و عام
بر حلق و بر دهانِ شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزیِ سِنانِ شما نیز بگذرد
چون دادِ عادلان به جهان در بقا نکرد
بیدادِ ظالمانِ شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرشِ شیران گذشت و رفت
این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گَردِ سُمِ خرانِ شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدانِ شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروانِ شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالعِ مسعودِ خویشتن
تأثیرِ اخترانِ شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسانِ شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود ازآنِ دگرکسان
بعد از دو روز ازآنِ شما نیز بگذرد
بر تیرِ جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختیِ کمانِ شما نیز بگذرد...
📚 دیوانِ سیفالدین محمدِ فَرغانی، به کوششِ ذبیحالله صفا، تهران: انتشاراتِ دانشگاهِ تهران، ۱۳۴۱، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸.
▫️شعر: گزینگویهها (t.me/gozinguye/15914)
▫️ویدئو: ART CHANNEL (t.me/artchanel/18118)
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
▪️ هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد!
▫️ سیف فرغانی ـ #بهروز_رضوی
هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد
هم رونقِ زمانِ شما نیز بگذرد
وین بومِ مِحنت از پیِ آن تا کند خراب
بر دولتآشیانِ شما نیز بگذرد
بادِ خزانِ نکبتِ ایام ناگهان
بر باغ و بوستانِ شما نیز بگذرد
آبِ اجل که هست گلوگیرِ خاص و عام
بر حلق و بر دهانِ شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزیِ سِنانِ شما نیز بگذرد
چون دادِ عادلان به جهان در بقا نکرد
بیدادِ ظالمانِ شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرشِ شیران گذشت و رفت
این عوعوِ سگانِ شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گَردِ سُمِ خرانِ شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدانِ شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروانِ شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالعِ مسعودِ خویشتن
تأثیرِ اخترانِ شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسانِ شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود ازآنِ دگرکسان
بعد از دو روز ازآنِ شما نیز بگذرد
بر تیرِ جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختیِ کمانِ شما نیز بگذرد...
📚 دیوانِ سیفالدین محمدِ فَرغانی، به کوششِ ذبیحالله صفا، تهران: انتشاراتِ دانشگاهِ تهران، ۱۳۴۱، ج۱، ص۲۱۷-۲۱۸.
▫️شعر: گزینگویهها (t.me/gozinguye/15914)
▫️ویدئو: ART CHANNEL (t.me/artchanel/18118)
بازنشر: 🔹#واژهپرداز|🆔 @VajehPardaz
Telegram
Forwarded from خانهٔ ویراستار
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Videomarketing(+AI)
۴ تا وبینار جدید در ایسمینار برای بهمن و اسفند گذاشتم:
https://www.eseminar.tv/t/2362
"دنبال میکنم" رو بزن و به ۱۹۰ نفری که از وبینارهام زودتر از دیگران مطلع میشن ملحق شو😉
ثبت نام وبینار گاما از ساعت ۱۴ شروع میشه و تا ساعت ۲۴ امشب فرصت ثبت نام رایگان داره😎
امّا یه پیشنهاد بهتر👇
میتونی ویدیوی وبینار گامای قبلی رو از اینجا تهیه کنی و کد تخفیف ۱۰۰٪ی این وبینار گامای ۱۱ بهمن رو بخاطرش دریافت کنی. اینطوری هم با یک پرداخت ۲تا وبینار با ۵۰٪ مطالب متفاوت نصیبت میشه و هم عضویت در گروه "دنیای جدید با AI" و هم ازم حمایت کردی 😉
ضمنا وبینار گامای ۱۱ بهمن برای شرکت کنندگان قبلی (وبینار ۹ دی) و خریداران ویدیوش و خریداران پکیج ۱۲ ساعته که الان شده ۱۵ ساعته، #رایگانه چون باز هم آپدیت حساب میشه (لطفا پیام بدین و اسم و ایمیلی که باهاش شرکت کرده بودین رو بفرستین تا کد تخفیف ۱۰۰٪ تقدیم بشه)
امکان ثبت نام برای خرید پکیج ۱۵ ساعته رو هم بدون افزایش قیمت در بلیتهای همین وبینار ۱۱ بهمن فراهم کردم🙏
اگر کسی هم به هر دلیلی بخشهایی از پکیج مذکور رو دریافت کرده و باقیشو مثلا ۵ ویدیوی ماشین محتوا رو میخواد پیام بده
امیدوارم با مقایسه قیمت و کیفیت با خیلی از دورههای مشابه، ازین فرصتهای رایگان و ارزون که نمیدونم تا کی میتونم ادامهشون بدم استفاده کنی💝
از ایدهها به دیدهها برسیم
🔤 Videomarketing(+AI)
https://www.eseminar.tv/t/2362
"دنبال میکنم" رو بزن و به ۱۹۰ نفری که از وبینارهام زودتر از دیگران مطلع میشن ملحق شو
ثبت نام وبینار گاما از ساعت ۱۴ شروع میشه و تا ساعت ۲۴ امشب فرصت ثبت نام رایگان داره
امّا یه پیشنهاد بهتر👇
میتونی ویدیوی وبینار گامای قبلی رو از اینجا تهیه کنی و کد تخفیف ۱۰۰٪ی این وبینار گامای ۱۱ بهمن رو بخاطرش دریافت کنی. اینطوری هم با یک پرداخت ۲تا وبینار با ۵۰٪ مطالب متفاوت نصیبت میشه و هم عضویت در گروه "دنیای جدید با AI" و
ضمنا وبینار گامای ۱۱ بهمن برای شرکت کنندگان قبلی (وبینار ۹ دی) و خریداران ویدیوش و خریداران پکیج ۱۲ ساعته که الان شده ۱۵ ساعته، #رایگانه چون باز هم آپدیت حساب میشه (لطفا پیام بدین و اسم و ایمیلی که باهاش شرکت کرده بودین رو بفرستین تا کد تخفیف ۱۰۰٪ تقدیم بشه)
امکان ثبت نام برای خرید پکیج ۱۵ ساعته رو هم بدون افزایش قیمت در بلیتهای همین وبینار ۱۱ بهمن فراهم کردم
اگر کسی هم به هر دلیلی بخشهایی از پکیج مذکور رو دریافت کرده و باقیشو مثلا ۵ ویدیوی ماشین محتوا رو میخواد پیام بده
امیدوارم با مقایسه قیمت و کیفیت با خیلی از دورههای مشابه، ازین فرصتهای رایگان و ارزون که نمیدونم تا کی میتونم ادامهشون بدم استفاده کنی💝
از ایدهها به دیدهها برسیم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ایسمینار - وبینار برگزار کنید، وبینار شرکت کنید
رضا مازندرانی
رضا مازندرانی برای برگزاری وبینار از ایسمینار استفاده کرده است. تمام وبینارهای رضا مازندرانی، مدیامارکتر را در ایسمینار ببینید