💫
بالاتر از آنی که بگویم چون کن
خواهی جگرم بسوز و خواهی خون کن
من صورتم، از خویش ندارم خبری
نقاش تویی، عیب مرا بیرون کن
#اوجی_نطنزی
@AdabSar
بالاتر از آنی که بگویم چون کن
خواهی جگرم بسوز و خواهی خون کن
من صورتم، از خویش ندارم خبری
نقاش تویی، عیب مرا بیرون کن
#اوجی_نطنزی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
#مجید
در پارسی پاک، بهجای سن، سنین و .. که واژههایی عربی هستند، میتوانیم واژهی پارسی "سال/سالگی" را بهكار ببریم:
كم سنّ (طفل)= كم سال، خردسال
سن متوسط = میانسال
مسن = بزرگسال
خیلی مسن = کهنسال
سنتون چنده؟ = چند سالهاید؟
در سنین جوانی = درسالهای جوانی
در سن سی سالگی = در سی سالگی
سنّ و سال = سال و روز
اسم و سنتونو بنویسید= نام و سالمندیتان را بنویسید، نام و سالگیتان را بنویسید، نام و سالتان را بنویسید
سنّ و سالی از ما گذشته = سالها بر ما (یا از ما) گذشته.
#پارسی_پاک
@AdabSar
در پارسی پاک، بهجای سن، سنین و .. که واژههایی عربی هستند، میتوانیم واژهی پارسی "سال/سالگی" را بهكار ببریم:
كم سنّ (طفل)= كم سال، خردسال
سن متوسط = میانسال
مسن = بزرگسال
خیلی مسن = کهنسال
سنتون چنده؟ = چند سالهاید؟
در سنین جوانی = درسالهای جوانی
در سن سی سالگی = در سی سالگی
سنّ و سال = سال و روز
اسم و سنتونو بنویسید= نام و سالمندیتان را بنویسید، نام و سالگیتان را بنویسید، نام و سالتان را بنویسید
سنّ و سالی از ما گذشته = سالها بر ما (یا از ما) گذشته.
#پارسی_پاک
@AdabSar
@AdabSar
دليل گريه و اين بغض بىبهانه منم
آهاى موىپريشان بيا كه شانه منم
اگر تو گاهبهگاهى حماقتى كردى
ریيس مكتب افكار احمقانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكاندهندهترين شعر عاشقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
رهايىِ تو كجا و غم رهايىِ من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
#تقی_سیدی
@AdabSar
دليل گريه و اين بغض بىبهانه منم
آهاى موىپريشان بيا كه شانه منم
اگر تو گاهبهگاهى حماقتى كردى
ریيس مكتب افكار احمقانه منم
براى آنكه جدا مانده عاشقانه نخوان
تكاندهندهترين شعر عاشقانه منم
براى من كه پرم از فراق قصه نگو
اگر كتاب تو باشى كتابخانه منم
رهايىِ تو كجا و غم رهايىِ من
تو گير يك گرهى و هزار شانه منم
#تقی_سیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
دَمساز به من چرخِ بدآموز نشد
این سفلهنوازِ کینهاندوز نشد
یک صبح به کامِ خاطر ما ندمید
یک شب به مراد دل ما روز نشد!
#محشری_خوانساری
@AdabSar
دَمساز به من چرخِ بدآموز نشد
این سفلهنوازِ کینهاندوز نشد
یک صبح به کامِ خاطر ما ندمید
یک شب به مراد دل ما روز نشد!
#محشری_خوانساری
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قدیم= پیشتر، پیشین، گذشته، کهن، دیرباز، دیرین، دیرینه، باستان
🔻قدیمالایام= پیشترها، از دیرباز، روزگار پیشین، روزگار دیرینه
🔻قدیمقدیمها/قدیما= آن زمانها، گذشتهها
🔻قدیمندیما= گذشتهها
🔻قدیمی= کهن، کهنه، باستانی، پارینه، دیرین، دیرینه
🔻قدیمیان= گذشتگان، پیشینیان
🔻قدیمی مسلک= کهنهروش
🔻از قدیم= از دیرباز
🔻در قدیم= پیشترها
🔻زمان قدیم= زمان پیشتر، گذشته
🔻عصر حجر قدیم= زمان پارینه سنگی، دورَک پارینه سنگی
🔻قدمت= دیرینگی، دیرینه، پیشینه، پیشینگی، کهنگی، پایندگی، کـَهوانی
🔻با قدمت= دیرین، دیرینه
🔻پر قدمت= دیرین، دیرینه
🔻قُدَما= پیشینیان، گذشتگان، دیرینگان، دیرینهها
🔻قِدَم= دیرینگی، پیشینهداری، بیآغازی، جاودانگی
✍نمونه:
🔺از قدیمالایام همینطور بوده=
از دیرباز همینگونه بوده است
🔺این منزل قدیمی دیگر کلنگی شده=
این خانهی کهنه دیگر کلنگی شده است
🔺این خرابهی قدیمی بدرد سکونت نمیخورد=
این ویرانهی کهن بهدرد زیستن نمیخورد
🔺در زمان قدیم هر دلار چند ریال بود؟=
در گذشته هر دلار چند ریال بود؟
🔺این لباس قدیمی را بیانداز دور=
این جامهی کهنه را دور بینداز
🔺ریال واحد پول قدیم پرتغال بود=
ریال یکان پول پیشین پرتغال بود
🔺قاجاریه قدیمیتر از پهلوی است=
قاجارها پیشتر از پهلوی بودند
🔺عالَم قدیم است یا حادث؟=
جهان بیآغاز است یا آغازمند؟
🔺قدمت دنیا را اَحَدی نمیداند=
دیرینگی جهان را کسی نمیداند
🔺در هندِ قدیم آشوکا حاکم بود=
در هندِ باستان آشوکا فرمان میراند
🔺قدما معتقد بودند که زمین روی شاخ گاو قرار دارد=
پیشینیان بر این باور بودند که زمین روی شاخ گاو است
🔺در اون قدیمندیما مَلِکجمشید با الهاک دیو مبارزه میکرد=
در آن گذشتهها جمشیدشاه با الهاک دیو جنگ میکرد
🔺یکی از ملکههای قدیمی مصر به اسم «نهفر تیتی» خیلی وجیه بود=
یکی از شهبانوان باستانی مسر بهنام «نهفر تیتی» بسیار زیباروی بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#قدیم #قدیمی #قدمت #قدما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻قدیم= پیشتر، پیشین، گذشته، کهن، دیرباز، دیرین، دیرینه، باستان
🔻قدیمالایام= پیشترها، از دیرباز، روزگار پیشین، روزگار دیرینه
🔻قدیمقدیمها/قدیما= آن زمانها، گذشتهها
🔻قدیمندیما= گذشتهها
🔻قدیمی= کهن، کهنه، باستانی، پارینه، دیرین، دیرینه
🔻قدیمیان= گذشتگان، پیشینیان
🔻قدیمی مسلک= کهنهروش
🔻از قدیم= از دیرباز
🔻در قدیم= پیشترها
🔻زمان قدیم= زمان پیشتر، گذشته
🔻عصر حجر قدیم= زمان پارینه سنگی، دورَک پارینه سنگی
🔻قدمت= دیرینگی، دیرینه، پیشینه، پیشینگی، کهنگی، پایندگی، کـَهوانی
🔻با قدمت= دیرین، دیرینه
🔻پر قدمت= دیرین، دیرینه
🔻قُدَما= پیشینیان، گذشتگان، دیرینگان، دیرینهها
🔻قِدَم= دیرینگی، پیشینهداری، بیآغازی، جاودانگی
✍نمونه:
🔺از قدیمالایام همینطور بوده=
از دیرباز همینگونه بوده است
🔺این منزل قدیمی دیگر کلنگی شده=
این خانهی کهنه دیگر کلنگی شده است
🔺این خرابهی قدیمی بدرد سکونت نمیخورد=
این ویرانهی کهن بهدرد زیستن نمیخورد
🔺در زمان قدیم هر دلار چند ریال بود؟=
در گذشته هر دلار چند ریال بود؟
🔺این لباس قدیمی را بیانداز دور=
این جامهی کهنه را دور بینداز
🔺ریال واحد پول قدیم پرتغال بود=
ریال یکان پول پیشین پرتغال بود
🔺قاجاریه قدیمیتر از پهلوی است=
قاجارها پیشتر از پهلوی بودند
🔺عالَم قدیم است یا حادث؟=
جهان بیآغاز است یا آغازمند؟
🔺قدمت دنیا را اَحَدی نمیداند=
دیرینگی جهان را کسی نمیداند
🔺در هندِ قدیم آشوکا حاکم بود=
در هندِ باستان آشوکا فرمان میراند
🔺قدما معتقد بودند که زمین روی شاخ گاو قرار دارد=
پیشینیان بر این باور بودند که زمین روی شاخ گاو است
🔺در اون قدیمندیما مَلِکجمشید با الهاک دیو مبارزه میکرد=
در آن گذشتهها جمشیدشاه با الهاک دیو جنگ میکرد
🔺یکی از ملکههای قدیمی مصر به اسم «نهفر تیتی» خیلی وجیه بود=
یکی از شهبانوان باستانی مسر بهنام «نهفر تیتی» بسیار زیباروی بود
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#قدیم #قدیمی #قدمت #قدما
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
بیا رفیق که بیاختیار گریه کنیم
بیا که با دلکی بیقرار گریه کنیم
خزان رسیده و ما داغدار و یخزدهایم
بیا بیا که چون ابر بهار گریه کنیم
بیا به خانهی من شعری از «نزار» بخوان
که در هوای غمش زار زار گریه کنیم
به سرزمین غمانگیز من خوش آمدهای
بیا به لعنت این روزگار گریه کنیم
بیا رفیق سر بیکسی سلامت باد
خدا نخواست در آغوش یار گریه کنیم
#محمد_میرزایی
@AdabSar
بیا رفیق که بیاختیار گریه کنیم
بیا که با دلکی بیقرار گریه کنیم
خزان رسیده و ما داغدار و یخزدهایم
بیا بیا که چون ابر بهار گریه کنیم
بیا به خانهی من شعری از «نزار» بخوان
که در هوای غمش زار زار گریه کنیم
به سرزمین غمانگیز من خوش آمدهای
بیا به لعنت این روزگار گریه کنیم
بیا رفیق سر بیکسی سلامت باد
خدا نخواست در آغوش یار گریه کنیم
#محمد_میرزایی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
گفته بودی با قطار اینبار خواهم رفت و من
ماندهام باید چطور این چرخ را پنچر کنم!
#احسان_پرسا
@AdabSar
گفته بودی با قطار اینبار خواهم رفت و من
ماندهام باید چطور این چرخ را پنچر کنم!
#احسان_پرسا
@AdabSar
💫
بی آنکه به کس رسید زوری از ما
یا گشت پریشان دلِ موری از ما
ناگاه برآورد بدین رسوایی
شوریده سرِ زلفِ تو شوری از ما
#عمیدالملک_کندری
@AdabSar
بی آنکه به کس رسید زوری از ما
یا گشت پریشان دلِ موری از ما
ناگاه برآورد بدین رسوایی
شوریده سرِ زلفِ تو شوری از ما
#عمیدالملک_کندری
@AdabSar
@AdabSar
کارت ای یار به من غیر ستمکاری نیست
مگرت با من آزرده سر یاری نیست
نی خطا گفتم از این جور و جفا دست مدار
که جفای تو به جز عین وفاداری نیست
چه غم ار خوار جهانی شدم اندر طلبت
بهر همچون تو گلی خارشدن خواری نیست
بستهی دام تو از هر دو جهان آزاد است
اوفتادن به کمند تو گرفتاری نیست
هرچه خواهی ز عجایب ز فلک بتوان ديد
نیست نقشی که در این پردهی زنگاری نیست
هر گنه میکنی آزار دل خلق مكن
که بتر هیچ گناهی ز دلآزاری نیست
به یکی تیر مژه صید دوصد دل کردی
تا نگویند خدنگ مژهات کاری نیست
ای خوشا مستی و مدهوشی و آسودهدلی
که به جز غصه و غم حاصل هشیاری نیست
دوش میگفت کسی زردی رخسار «صغیر»
چارهاش هیچ بهجز بادهی گلزاری نیست
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
کارت ای یار به من غیر ستمکاری نیست
مگرت با من آزرده سر یاری نیست
نی خطا گفتم از این جور و جفا دست مدار
که جفای تو به جز عین وفاداری نیست
چه غم ار خوار جهانی شدم اندر طلبت
بهر همچون تو گلی خارشدن خواری نیست
بستهی دام تو از هر دو جهان آزاد است
اوفتادن به کمند تو گرفتاری نیست
هرچه خواهی ز عجایب ز فلک بتوان ديد
نیست نقشی که در این پردهی زنگاری نیست
هر گنه میکنی آزار دل خلق مكن
که بتر هیچ گناهی ز دلآزاری نیست
به یکی تیر مژه صید دوصد دل کردی
تا نگویند خدنگ مژهات کاری نیست
ای خوشا مستی و مدهوشی و آسودهدلی
که به جز غصه و غم حاصل هشیاری نیست
دوش میگفت کسی زردی رخسار «صغیر»
چارهاش هیچ بهجز بادهی گلزاری نیست
#صغیر_اصفهانی
@AdabSar
💫
چو میدانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن بِه نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
چو میدانستی افتادن به ناچار
نبایستی چنین بالا نشستن
به پای خویش رفتن بِه نبودی
کز اسب افتادن و گردن شکستن؟
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🍂🍂🌻🍃🍂🌾
🍂 @AdabSar
🍂🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂🍂 جشن پاییزانه
🍁🍁 در گذشتههای دور، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر وَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.
🌾🌾 »جشن پاییزانه» یا «جشن میانه پاییز» که گفته میشود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی میرسد، یکی از این جشنهاست. در میانهی پاییز دامها(گاو و گوسپند) از چراگاههای تابستانی بازمیگشتند.
امروز نیز در سلطانیهی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان میبندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دامها را به چرا میبرند و هنگام نخستین برف که همزمان با نیمههای پاییز است، دام را بازمیگردانند. ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اجغار» میگفتند.
🎍🎍گفته میشود جشنهای گاهنباری(گاه+بار) یا گاهانباری همان جشنهای آغاز-پایان و میانهی فِرشیم بودند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، جشنهای گاهنباری، بهجامانده از کهنترین گاهشماری(تقویم) ایرانی، در ایران باستان هشت جشن بودند که ما اکنون تنها شش جشن از آنها را میشناسیم. پژوهشگران داویدهاند(ادعا کردهاند) که موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن، دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی هماهنگ گردد. با زدودهشدن دو جشن و دگرگونیهای گاهشماری(تقویم) ایران، زمان جشن «گاهنبار ایاسرم» در پیوند با میانهی پاییز به دههی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان "گاهنبار ایاسرم"، زمان آفرینش گیاهان بوده و به مانَـک(معنی) «آغاز سرما» است. هرچند که به باوری هم دیدگاههای آفرینش ششگانه زمین، آسمان، جانوران، گیاهان، آدمی و آب، پیوندی با گاهنبارها ندارد و موبدان ساسانی این باور را به جشنهای گاهنباری افزودهاند.
برای آشنایی با گاهنبار ایاسرم بخوانید:
T.me/AdabSar/8840
🍂🍂 همچنین بیشتر جشنهای ایرانی، زنجیرهی پیوستهای بودند و زمانبندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونیهای آبوهوایی و زمان کشتوکار یاری میرساند. چنانکه برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی جشن میانهی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز میدانند و شماری آن را درست در میانهی پاییز میپندارند.
🌻🌻 ویژگی جشنهای گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانیها بود. در این جشنها هرکس به اندازهی تواناییاش در برگزاری جشن و آمادهکردن خوراک میکوشید، همهی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) مینشستند، از یک خوراک میخوردند و این را نشانهی همبستگی میدانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانهی نیازمندان روانه میشد.
🍁🍁 از آیینهای دیگر این جشن دستبهدستهمدادن و نیایشکردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دستبهدستهمدادن نشانهی همپیمان شدن بود. زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمینلرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی بود.
🎍🎍جشنهای گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار میشد و بر پایهی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان میرسید.
🌾🌾 اکنون آیینی در میانهی پاییز میان «اهل حق» کرمانشاه برگزار میشود که گفته میشود بهجامانده از جشن پاییزانه است.
آنها در این آیین نیایش میکنند و به شمار فرزندان خانواده خروس میپزند.
✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
________________
📚 برگرفته از:
۱- زمستان #انجوی_شیرازی
۲- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۳- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
________________
آشنایی با جشنهای میانه زمستان
t.me/AdabSar/5978
میانه بهار
t.me/AdabSar/6969
میانه تابستان
t.me/AdabSar/8008
جشنهای گاهنباری:
t.me/AdabSar/8501
t.me/AdabSar/8008
t.me/AdabSar/6969
t.me/AdabSar/6564
________________
#فرهنگ_ایران #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز
🍂 @AdabSar
🍂🌾🍂🌺🍂🍁
🍂 @AdabSar
🍂🍂 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍂🍂 جشن پاییزانه
🍁🍁 در گذشتههای دور، ایرانیان برای بخشبندی سال، یک سال را به چهار وَرشیم(فصل) بخش میکردند و هر وَرشیم را با برگزاری جشنی در میانهی آن به دو بخش میکردند و این بخشبندی، راهکاری ساده ولی باریکبینانه برای شمارش روزها و آگاه شدن از آغاز و پایان سال بود.
🌾🌾 »جشن پاییزانه» یا «جشن میانه پاییز» که گفته میشود دیرینگی آن به زمان جمشید، پادشاه پیشدادی میرسد، یکی از این جشنهاست. در میانهی پاییز دامها(گاو و گوسپند) از چراگاههای تابستانی بازمیگشتند.
امروز نیز در سلطانیهی زنجان دامداران و کشاورزان در آغاز سال با چوپانان پیمان میبندند و چوپانان در برابر دستمزد یا گندم، دامها را به چرا میبرند و هنگام نخستین برف که همزمان با نیمههای پاییز است، دام را بازمیگردانند. ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» نوشته است که ایرانیان نیمهی هر فَرشیم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن «اجغار» میگفتند.
🎍🎍گفته میشود جشنهای گاهنباری(گاه+بار) یا گاهانباری همان جشنهای آغاز-پایان و میانهی فِرشیم بودند. چنانچه این دیدگاه درست باشد، جشنهای گاهنباری، بهجامانده از کهنترین گاهشماری(تقویم) ایرانی، در ایران باستان هشت جشن بودند که ما اکنون تنها شش جشن از آنها را میشناسیم. پژوهشگران داویدهاند(ادعا کردهاند) که موبدان ساسانی با دستبَری(تحریف) آیینهای کهن، دو جشن را زدودهاند تا جشنهای گاهنباری ششگانه شود و با شش گام آفرینش در باورهای مزدیسنایی هماهنگ گردد. با زدودهشدن دو جشن و دگرگونیهای گاهشماری(تقویم) ایران، زمان جشن «گاهنبار ایاسرم» در پیوند با میانهی پاییز به دههی سوم مهر جابجا شده است. به باور ایرانیان "گاهنبار ایاسرم"، زمان آفرینش گیاهان بوده و به مانَـک(معنی) «آغاز سرما» است. هرچند که به باوری هم دیدگاههای آفرینش ششگانه زمین، آسمان، جانوران، گیاهان، آدمی و آب، پیوندی با گاهنبارها ندارد و موبدان ساسانی این باور را به جشنهای گاهنباری افزودهاند.
برای آشنایی با گاهنبار ایاسرم بخوانید:
T.me/AdabSar/8840
🍂🍂 همچنین بیشتر جشنهای ایرانی، زنجیرهی پیوستهای بودند و زمانبندی روشنی داشتند که به گاهشماری و شناخت زمان دگرگونیهای آبوهوایی و زمان کشتوکار یاری میرساند. چنانکه برخی کارشناسان گاهشماری کهن ایرانی جشن میانهی پاییز را ۲۱۰ روز پس از نوروز میدانند و شماری آن را درست در میانهی پاییز میپندارند.
🌻🌻 ویژگی جشنهای گاهانباری، دستگیری از نیازمندان و برابری در بزم و مهمانیها بود. در این جشنها هرکس به اندازهی تواناییاش در برگزاری جشن و آمادهکردن خوراک میکوشید، همهی باشندگان(حاضران) فرمانروا، مردم، تهیدست، دارا، زن، مرد و کودک بر یک خوان(سفره) مینشستند، از یک خوراک میخوردند و این را نشانهی همبستگی میدانستند. بخشی از خوراک مهمانی نیز به سوی خانهی نیازمندان روانه میشد.
🍁🍁 از آیینهای دیگر این جشن دستبهدستهمدادن و نیایشکردن و سپاسگزاری از ایزد بود. دستبهدستهمدادن نشانهی همپیمان شدن بود. زیرا ایستادگی در برابر رویدادهایی چون تندآبه(سیل) و زمینلرزه با پشتیبانی یکدیگر شدنی بود.
🎍🎍جشنهای گاهنباری پنج روز بودند و واپسین روز آن جشن بزرگی برگزار میشد و بر پایهی باورها، آن گام آفرینش در روز پنجم به پایان میرسید.
🌾🌾 اکنون آیینی در میانهی پاییز میان «اهل حق» کرمانشاه برگزار میشود که گفته میشود بهجامانده از جشن پاییزانه است.
آنها در این آیین نیایش میکنند و به شمار فرزندان خانواده خروس میپزند.
✍🏻 گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
________________
📚 برگرفته از:
۱- زمستان #انجوی_شیرازی
۲- جشنهای ایرانی #پرویز_رجبی
۳- جشنهای ایران باستان #محمدحسین_موسوی
________________
آشنایی با جشنهای میانه زمستان
t.me/AdabSar/5978
میانه بهار
t.me/AdabSar/6969
میانه تابستان
t.me/AdabSar/8008
جشنهای گاهنباری:
t.me/AdabSar/8501
t.me/AdabSar/8008
t.me/AdabSar/6969
t.me/AdabSar/6564
________________
#فرهنگ_ایران #جشن_پاییزانه #آبانگان #جشن_میانه_پاییز
🍂 @AdabSar
🍂🌾🍂🌺🍂🍁
@AdabSar
کم به دست آوردمت افزون ولی انگاشتم
بیش از اینها از دعای خود توقع داشتم
بید مجنون کاشتم فکر تو بودم خشک شد
زرد میشد مطمئنا کاج اگر میکاشتم
آن که زد با تیغ مکرش گردنم را خود شمرد
چند گامی سوی تو بیسر قدم برداشتم
ای شکاف سقفِ بر روی سرم ویران شده
کاش از آن اول تو را کوچک نمیپنداشتم
آهِ من دیشب به تنگ آمد دوید از سینهام
داشت میآمد بسوزاند تو را نگذاشتم
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
کم به دست آوردمت افزون ولی انگاشتم
بیش از اینها از دعای خود توقع داشتم
بید مجنون کاشتم فکر تو بودم خشک شد
زرد میشد مطمئنا کاج اگر میکاشتم
آن که زد با تیغ مکرش گردنم را خود شمرد
چند گامی سوی تو بیسر قدم برداشتم
ای شکاف سقفِ بر روی سرم ویران شده
کاش از آن اول تو را کوچک نمیپنداشتم
آهِ من دیشب به تنگ آمد دوید از سینهام
داشت میآمد بسوزاند تو را نگذاشتم
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
💫
کارِ گل زار شود گر تو به گلزار آیی
نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی
ماه در ابر رود چون تو برآیی لب بام
گل کم از خار شود چون تو به گلزار آیی
#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
کارِ گل زار شود گر تو به گلزار آیی
نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آیی
ماه در ابر رود چون تو برآیی لب بام
گل کم از خار شود چون تو به گلزار آیی
#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بروز= نمایان شدن، پدیدار شدن، پدیداری، آشکار شدن، آشکار شدگی، نمایش، نشان دادن، پیدایی، پیدایش، نمود، بیرون آمدن، بیرون آوردن، زُهاوِش
🔻بروز داد= آشکاراند، نمایاند، برون آورد، زُهاوید
🔻بروز دادن= آشکار کردن، خَستویدَن(خستو شدن، اعتراف کردن، اقرار کردن)، لو دادن، نمودن، زُهاویدن، بهزبانآوردن
🔻بروز دِه= بِنمای، نمایان کن، آشکار کن، برون آر، بِزُهاو، لو بده، خَستو شو(اعتراف کن)
🔻بروز کردن= آشکار گشتن، نمایان شدن، پدیدار شدن، پیداشدن، پیدایش، بیرون آمدن، زُهاوِش
🔻بروز ندادن= آشکار نکردن، نمایان نکردن، نَنِمودن، لو ندادن، خَستو نشدن(اعتراف نکردن)، نَزُهاویدن
✍نمونه:
🔺محبتش را بروز نمیداد
مهربانیاش را نمایان نمیکرد/نمینمایاند
مهرش را آشکار نمیکرد/نمیآشکاراند/ نمیزُهاوید
🔺سارق محل اموال مسروقه را بروز نمیداد=
دزد جای کالاهای دزدیدهشده را نمینمایاند
دزد جای دزدیدهها را لو نمیداد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بروز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔻بروز= نمایان شدن، پدیدار شدن، پدیداری، آشکار شدن، آشکار شدگی، نمایش، نشان دادن، پیدایی، پیدایش، نمود، بیرون آمدن، بیرون آوردن، زُهاوِش
🔻بروز داد= آشکاراند، نمایاند، برون آورد، زُهاوید
🔻بروز دادن= آشکار کردن، خَستویدَن(خستو شدن، اعتراف کردن، اقرار کردن)، لو دادن، نمودن، زُهاویدن، بهزبانآوردن
🔻بروز دِه= بِنمای، نمایان کن، آشکار کن، برون آر، بِزُهاو، لو بده، خَستو شو(اعتراف کن)
🔻بروز کردن= آشکار گشتن، نمایان شدن، پدیدار شدن، پیداشدن، پیدایش، بیرون آمدن، زُهاوِش
🔻بروز ندادن= آشکار نکردن، نمایان نکردن، نَنِمودن، لو ندادن، خَستو نشدن(اعتراف نکردن)، نَزُهاویدن
✍نمونه:
🔺محبتش را بروز نمیداد
مهربانیاش را نمایان نمیکرد/نمینمایاند
مهرش را آشکار نمیکرد/نمیآشکاراند/ نمیزُهاوید
🔺سارق محل اموال مسروقه را بروز نمیداد=
دزد جای کالاهای دزدیدهشده را نمینمایاند
دزد جای دزدیدهها را لو نمیداد
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#بروز
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارىام
نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارىام
تو آن نگاه خیرهاى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمىگذارىام
تو خستهاى و خستهتر منم که هرز مىروم
تو از همه فرارى و من از خودم فرارىام
زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مىکشد به جرم رازدارىام
شناختند عامیان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت، مرا به بىقرارىام
چقدر غصه مىخورم که هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ندارىام
#تقی_سیدی
@AdabSar
نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارىام
نه لایقم به دشمنى نه آن که دوست دارىام
تو آن نگاه خیرهاى در انتظار آمدن
من آن دو پلک خسته که به هم نمىگذارىام
تو خستهاى و خستهتر منم که هرز مىروم
تو از همه فرارى و من از خودم فرارىام
زمانه در پى تو بود و لو ندادمت ولى
مرا به بند مىکشد به جرم رازدارىام
شناختند عامیان من و تو را به این نشان
تو را به صبر کردنت، مرا به بىقرارىام
چقدر غصه مىخورم که هستى و ندارمت
مدام طعنه میزند به بودنم ندارىام
#تقی_سیدی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar
چنان دلبستهام کردی که با چشم خودم دیدم
خودم میرفتم اما سایهام با من نمیآمد!
#بنیامین_دیلم
@AdabSar