ادب‌سار
12.7K subscribers
5.04K photos
125 videos
21 files
873 links
آرمان ادب‌سار
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی

instagram.com/AdabSar

گردانندگان:
بابک
مجید دُری @MajidDorri
پریسا امام‌وردیلو @New_View

فروشگاه ادبسار: @AdabSar1
Download Telegram
نماهنگ ایران - شاهکار بینش‌پژوه.mp4
107.9 MB
📽 نماهنگ زیبا و باشکوه "ایران"
شاهکاری از "شاهکار بینش‌پژوه"

#روز_کوروش
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

سوم اَرهشامنو از گاشمار بابلی(گاشمار بابل باستان؛ رویدادنامه نِبونَیید) برابر با بیست‌ونهم اکتبر سال پانسدو بیست‌ونه پیش از زایش(میلاد)،برابر با آبان ماه ایرانی است.
روزی است که پدر ایران زمین، کوروش، بی‌جنگ و پیکار و با سازش، دوستی و مهربانی به بابیر(بابیروش، بابل باستان) درآمد و مردم بابیر با فرخندگی گام نهادن او به سرزمینشان، پیش پایش شاخه‌های سبز گستراندند و به او درود و خوش‌آمد می‌گفتند.
کوروش با شکست واپسین پادشا بابیر، نبونیید، مردم ستمدیده بابیر به‌ویژه یهودیان را که در روزگار پادشاهی بَخت‌خسرو (نِبوکد نچر، بخت‌نصر) دربند بودند، رهایی داد. سپس برای ارج گذاشتن به مردمان بابیر و برای به دست آوردن دل آنان، جامه پادشاهی بابیر را بر تن کرد و در برابر پیکر خدای بزرگ آنان مردوک سر فرود آورد.
او فرمان آزادی خود را بر اَکدی بر روی سُتونکی گِلی (اُستوانه گلی) مانند گِل نبشته‌های آن سرزمین به مایه سنایش (احترام) به آیین مردم میان‌رودان (بین‌النهرین)نوشت.
او برده‌داری را باز داشت و به مردم پیرو شاهنشاهی خود آزادی، جا، کیش و اندیشه داد.
این روز را مردم بابیر در رویدادنامه نِبونَیید به یادگار گذاشتند تا به جهانیان نشان دهند پدر ایران زمین در نزدیک به دوهزار و پانسد و خُرده‌ای سالِ پیش با کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک واژه هُومَنگرایی (انسانیت) را به همگان آموخت.
ما فرزندان امپراتوری پارسیا نیز بر روان پاک آرامیده‌ی پاسارگاد، نخستین نگارنده‌ی برابری، کورُش بزرگ درودی از سر مهر داریم.

فرستنده: #سورن
#روز_کوروش

فرتور پیوست: سنگ‌نبشته‌ی نبونیید goo.gl/1Y1u8J
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🔸آمیزشِ چامه‌ی حافظ و نسیم تسنیم
بندهای نخستین از حافظ و دومین از نسیم تسنیم


گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد(حافظ)
بسوخت دل که کشد جرعه‌ای به کام و نشد(نسیم)

بلا بگفت شبی میر مجلس تو شوم
امیر بزم تو گردم، حریف جام و نشد

پیام داد که خواهم نشست با رندان
چو رند جام کشیدم به سر، تمام و نشد

رواست در بر اگر می‌تپد کبوتر دل
شکسته‌پر شده‌ام در کمند دام و نشد

بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل
رهم به مستی ازین کید ننگ و نام و نشد

به کوی عشق منه بی‌دلیل راه قدم
نخواستم که دلیلی کشد لگام و نشد

فغان که در طلب گنج‌نامه‌ی مقصود
به کنج خانه نشستم چه صبح و شام و نشد

دریغ و درد که در جستجوی گنج حضور
ز خویش گشته‌ام غائب، دهد زمام و نشد

هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر
عمود حیله فرو ریخت از نظام و نشد

فرستنده و سراینده #صمدی(نسیم تسنیم)
@AdabSar
💫

تو
سکوتِ لابلای حرف‌های منی
از حرف‌هایم
آنچه نمی‌گویم
تویی...

#علیرضا_روشن
@AdabSar
💫

بزن که سوز دل من به ساز می‌گویی
ز ساز دل چه شنیدی که باز می‌گویی

کنون که راز دل ما ز پرده بیرون شد
بزن که در دل این پرده راز می‌گویی

#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود و مهر بر شما

نگهبانی و پاسداشت زبان و فرهنگ بیش از آنکه بودجه و سرمایه‌گذاری بخواهد، انگیزه‌ی همگانی می‌خواهد.
کار فرهنگستان هرچند با ارزش است ولی به این همه سرمایه نیاز نیست، اگر آموزش ما در آموزشگاه‌ها خردمندانه باشد.

آموزش زبان پارسی، نیاز به یادگیری دستور زبان پارسی، یادگیری ریشه‌ی واژه‌ها و یادگیری همه پیشوندها و پسوندها در آموزشگاه‌هایمان دارد.
اگر با ریشه‌ها، پیشوندها و پسوندهای زبان فارسی آشنا شویم از توانایی این زبان به شگفتی خواهیم افتاد.

اندوخته‌ی زایشی یا ژنتیک همه جانداران گوناگون در این زمین خاکی تنها و تنها با چهار باز آلی (آدنین، گوانین، سیتوزین و اوراسیل) پدید آمده است.
اکنون با دستور کار روان و گویایی که زبان پارسی دارد و با این همه واژه، پسوند و پیشوند، چه کارهایی که نمی‌شود کرد. چه سازه‌ها و سازهایی که نمی‌توان آفرید.

اگر با دستور زبان و سپس با ریشه‌شناسی واژه‌ها و پسوندها و پیشوندهای زبان پارسی آشنا شویم و آن‌ها خوب آموزش داده شوند، دیگر نیازی به هدر دادن سرمایه کشور نیست.
زبان و ادب دانش آموخته‌های ما به اندازه‌ای پیشرفت خواهد کرد که هر کسی با کمی کوشش واژه‌ساز خواهد شد.
هر کس مانند جویباری کوچک، چندین واژه ساخته و رها کرده که در کشور به رودخانه‌ای بزرگ و خروشان دگرگون می‌شود که توان رویارویی با هر تازشی را خواهد داشت.
ولی اکنون کدام انگیزه‌ای در این کار است؟ چه آموزشی داده می‌شود؟
دانشجوی ما هنوز درست‌نویسی و درست خواندن زبان خودمان را یاد نگرفته است که در پی یادگیری نوشتارهای ادبی با ساختار ویژه که امروز کاربردی ندارد، فرستاده می‌شود.
نثر مسجع مرصع مردف موخر که در یک دوره‌ای رواگ داشته است تا چه اندازه نیاز امروزین ما را پاسخ می‌دهد؟
بله یادگیری آن خوب است ولی یادگیری درست نوشتن و درست گفتن بسیار مهندتر است.
یادگیری چم و مانک یک واژه‌ی دورافتاده و کم‌کاربرد تازی و اربیک تا چه اندازه پاسخگوی نیاز ما است؟ مایی که هنوز با توانایی‌های زبان خودمان آشنا نشده‌ایم! مایی که هنوز با سازه‌ها و سازواره‌های زبان خودمان آشنا نشده‌ایم!!
این که اکنون آموزش می‌بینیم الفارسی است و برای آنکه آن را درست بیاموزیم نیاز است که بر هر دو زبان پارسی و تازی که ریشه و ساختار بیگانه‌ای با هم دارند آشنا شویم. دو چیزی که تنها کارشناسان زبان می‌توانند آن‌ها را درست کنار هم به‌کار ببرند.
اگر در زمانی به نادرستی کاربرد زبان اَرَبیک در نوشتارها و سروده‌های پارسی ارزش بود و کاربردی داشت؛ امروز نه ارزش است و نه کاربردی دارد.
امروز همه به این پایه از آگاهی رسیده‌ایم که اینکار تا چه اندازه نادرست است و پیامد بد دارد.
اگر در زمانی، کسانی مانند مولوی، سعدی، بوعلی سینا، رازی، انصاری و مانند آن‌ها و به‌ویژه "حافظ" برای به‌رخ کشیدن دانش و توانایی خود و گاهی دریافت دستمزد و پاداش این کار نادرست را کردند، امروز نیازی به آن همه تلاش و سرمایه‌گذاری نادرست نیست.
امروز می‌دانیم که به‌دست آوردن این "توانایی‌های نادرست" چه اندازه سرمایه و زمان می‌خواهد.
امروز به کسی که در نوشتار خود زبان بیگانه را به‌کار ببرد پاداش نمی‌دهند.
سخن من خرده‌گیری بر بودجه فرهنگستان ادب نیست؛ زیرا اگر این بودجه در آنجا به‌کار نرود، جایی دیگر به‌کار خواهد رفت! سخن من ناتوانی ما مردم در درست نوشتن و سخن گفتن است.
سخن من درست نیاموختن ساختار، واژه‌ها، پیشوندها و پسوندهای زبان خودمان در آموزشگاه‌هایمان است.
تا آن‌ها را بخوبی نیاموخته‌ایم، چرا به نادرستی بر یادگیری زبان بیگانه و تازی پافشاری و سرمایه‌گذاری می‌شود.
برای برخی از رشته‌ها، آن هم به گونه‌ای فشرده، شاید به آن سرمایه‌گذاری نیاز باشد، ولی نه به این گستردگی.
بودجه فرهنگستان در برابر سرمایه بزرگی که در آموزشگاه‌های کشور برای توانمندی ما در آموزش دو زبان ناهمخوان می‌شود، بسیار ناچیز است.
کاربرد این بودجه دارایی‌هامان را هدر می‌دهد، ولی آن شیوه آموزش، گذشته از دارایی‌ها، مغز، زمان و اندیشه جوانان ما را تباه می‌کند.
ای کاش ما به "توانایی‌های نادرست" گذشتگان می‌رسیدیم، ولی اینگونه نیست. ما دو رج نوشته‌ای درست را نمی‌توانیم بنویسیم. زیرا هنوز به درستی زبان خودمان را نیاموخته‌ایم. زیرا زبان خودمان را درست آموزش نمی‌دهیم.

فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادب‌سار
@AdabSar

پیِ دلجویی خاطر، سرِ راهی گاهی
سوی من نیز توان کرد نگاهی گاهی

دلق را چاک کن و پیرهن عیش بپوش
بهتر از رنج ثواب است گناهی گاهی

می‌شود رفت به معراج، اگر بنده شویم
می‌شود بارِ گرانی پَرِ کاهی گاهی

یوسفی کُن ز مسیحایی اگر خسته شدی
از بلندای فلک تا بُنِ چاهی گاهی

خانه‌ی توست دل ما، قدمی رنجه نما
لحظه‌ای، ساعتی و هفته و ماهی، گاهی

جای حرفی، سخنی نیست به هر حال که نیست
عشق، محتاج به سوگند و گواهی گاهی

#نقی_عباس_کیفی
@AdabSar
💫

مگو چه‌سان گذرد روزگار من به غم او

کسی که در غم یار است روزگار ندارد

#زرگر_اصفهانی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
💫

ای گشته من از غمِ فراوان تو پست
شد قامت من ز درد هجران تو شَست

ای شُسته من از فریب و دستان تو دست
خود هیچ‌کسی به سیرت و سانِ تو هست؟

#ابوشکور_بلخی
@AdabSar
🌬🌧🌱🌿
@AdabSar

آشنایی با جشن‌های ایرانی
آبانگان؛ جشن پاسداشت آب

🛁🛀 هرودت نوشته است که ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان و بینی نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمی‌پذیرند و به رودخانه ارج می‌نهند. استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود. آن‌ها در آب روان مردار و هرچه ناپاک است، نمی‌اندازند!

ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون آبانگان، خوردادگان، تیرگان، آبریزگان، آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. جشن آبان‌گان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود. واژه‌ی "آبان" نماد آب‌های پاک و به چم آب‌های پاک و هنگام آب و باران است.

☔️☔️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته می‌شود تیرداد اشکانی برای جنگ با رومیان، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.

🌊🌊 ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش می‌کردند. پس از پیدایش کیش زرتشتی، خواندن سروده‌ی "آبان‌یشت" یا "آب‌زور" برای ارج نهادن به آب به آیین‌های این جشن افزوده شد.

💧💧 در باور ایرانیان باستان، آب دومین پیشکش خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این‌رو آب و آناهیتا نمادهای پاکی تن و روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی نوشته‌های نسک پهلوی بندهش، گل نیلوفر آبی یا سوسن خورآیی(شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.

🌦🌦 یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی جنگ‌های دراز ایران و توران، افراسیاب تورانی دستور داد تا کاریزها و نهرهای ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، پسر تهماسب که "زو" نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هشت سال خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

☔️☔️ ایرانیان با ساختن کاریزها، آب‌انبار، پالایشگر آب زیگورات چغازنبیل و ده‌ها آب‌بند(سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب به کار بستند.

جشن آبان‌گان، روز پاسداشت آب‌های پاک و بزرگداشت ایزدبانوی آب "آناهیتا"، در روز آبان از ماه آبان برابر با دهم آبان در گاهشمار باستانی ایران برگزار می‌شد.

🌧🌱 در فرهنگ سرزمین ما، در جشن‌های گوناگون، مردم بر پاسداشت زیست‌‌بوم گواهی می‌دادند؛ ارزش و جایگاه آب (این پیشکش بی‌مانند هستی) را می‌دانستند؛ سرسبزی، زندگی، پاره‌های پرهام (عناصر طبیعت) و پیشکش‌های گیتی را می‌ستودند و برای بالندگی خاک ایران می‌کوشیدند و نام‌های فراوانی که برگرفته از سرسبزی و آبادنی زمین بود، برای فرزندان خود برمی‌گزیدند.

goo.gl/Fc44PQ
______________
برگرفته از:
۱- از نوروز تا نوروز #کورش_نیکنام
۲- اساتیر و فرهنگ ایران #رحیم_عفیفی
۳- جشن‌های ایران باستان #هاشم_رضی
۴- هفته نامه‌ی "امرداد"
______________
#فرهنگ_ایران #جشن_آبانگان #آبانگان
@AdabSar
🌬☔️🌱
Forwarded from ادب‌سار
💫

عمر به پایان رسید در هوس روی دوست
برگ صبوری که‌راست بی رخ نیکوی دوست

گر همه عالم شوند منکر ما، گو شوید
دور نخواهیم شد ما ز سر کوی دوست

قبله‌ی اسلامیان کعبه بود در جهان
قبله‌ی عشاق نیست جز خم ابروی دوست

ای نفس صبحدم، گر نهی آنجا قدم
خسته‌دلم را بجو در شکن موی دوست

جان بفشانم ز شوق در ره باد صبا
گر برساند به ما صبحدمی بوی دوست

روز قیامت که خلق روی به هر سو کنند
خسرو مسکین نکرد میل به جز سوی دوست

#امیرخسرو_دهلوی
@AdabSar
Forwarded from ادب‌سار
💫

یک فرق بزرگ بین من با او بود

من دیده‌ی تر داشتم و او تردید!


#احسان_افشاری
@AdabSar
💫

بر درِ او که نشد دل شَودم شاد آنجا
شاد باد آنکه کند گاه ز من یاد آنجا

خوش بهشتی‌ست چمن، خوش‌تر از این بودی اگر
باز بودی دری از خانه‌ی صیاد آنجا

#عذری_بیگدلی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹پایه‌های آرمان پارسایی

پاک باش به جامه و تن و خانه و زندگی و به اندیشه و به گفتار و به کردار و به دل و جان.
نیک‌اندیش باش. در کارهایت بیندیش و از پندار بد بپرهیز.
اندیشه گرامی‌ترین و برترین آفریده‌های جهان است. برآیند و دستاورد رسایی هر کس رسایی اندیشه‌ی اوست.
کار آفریده‌ی اندیشه است. با کار اندیشه‌ات را بگستران و توانا کن. اندیشه‌ی آدمی چون زمین است که با کار شیار می‌خورد و پرورده و بارور می‌گردد.
بر خود چیره باش. به همان اندازه که چیره‌ای توانایی و به همان اندازه که توانایی پیروزی.
اندوه کشنده‌ی زندگی است. هر دمی را که با اندوه می‌گذرانی زندگی مشمار. اندوه سایه‌ی مرگ است. از اندیشه‌های غم‌گستر بگریز. همچنان که از آوای کفتار می‌گریزی.
مرگ‌اندیش مباش و از هرچه که تو را به جهان پس از مرگ بکشاند بپرهیز.
خندان و گشاده‌رو باش و زندگی را با شادمانی شکوفا کن.
پیمان نشکن و از پیمان شکستن بپرهیز و گفته‌ات را بکار بند. آنکه گفته‌اش را بکار نبندد ارجش(ارزشش) کاسته می‌گردد.
در راه رسایی و بالندگی خود بکوش و در یک‌جا درنگ نکن و نایست.
خشمگین نشو و بر خشمت چیره باش. خشم سرچشمه‌ی تبهکاری و مایه‌ی پشیمانی است. ای بسا تبهکاری‌های بزرگ که از خشمی کوچک برخاسته است.
به دیگران رشک نبر که اگر چنین کنی پیوسته در آتشی که از درونت برمی‌خیزد می‌سوزی. رشک دل را تیره و زندگی را نابود می‌کند.
از خواسته‌ی خود نیازمندان را بهره‌مند ساز. کار کن و نانی بخور که از کار شایسته برآمده. از در یوزگی(گدایی) بپرهیز که آنکه با تنِ درست گدایی کند سزاوار هزار تازیانه است.
بردبار باش و در سختی‌ها خودت را نباز. با بستگان و خویشان خود مهربان باش و با آنها نیکی کن.
در جوانی زناشویی کن. آنکه تنها و بی همسر بسر می‌برد زندگی‌اش چون زمینی خشک و بی‌کشت می‌گردد که در آن چیزی جز خار نروید. تنهایی و بی‌همسری روان را از سامان و رفتار را از هنجار بیرون کند.
زن را گرامی بدار و هرگز رفتار ناشایست با زن نکن و هر کشور که زن در آن گرامی‌تر است پیشرفته‌تر است.
با همسر خود مهربان باش و در بزرگداشت او بکوش. زندگی را برای همسر و فرزندت آرام و خوش و فراخ دار.

#حسین_وحیدی
(از نبیگ هنجار هفت‌گانه هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar

بهارِ با تو بودن‌ها چه شد پاییزِ دلتنگی‌ست
کجایی صبح من شامِ ملال‌انگیزِ دلتنگی‌ست

کجایی ماهیِ آرام در آغوشِ اقیانوس
به من برگرد این دریایِ غم لبریزِ دلتنگی‌ست

اگر چیزی به دست آورده‌ام از عشق می‌بخشم
غزل‌هایی که خود سرمایه‌ی ناچیزِ دلتنگی‌ست

در آن دنیا برای دیدنت شاید مجالی شد
همانا مرگ پایانِ سرورآمیزِ دلتنگی‌ست

نسیمی شاخه‌هایم را شکست و با خودم خواندم
بهارِ با تو بودن‌ها چه شد پاییزِ دلتنگی‌ست

#سجاد_سامانی
@AdabSar
💫

ز عشق* زادم و عشقم بکشت زار و دریغ

خبر نداد به رستم کسی که سهرابم

#صفیری_جونپوری
#چکامه_پارسی

*اِشغ
@AdabSar
💫

گرفتم این‌که گشایند پای بسته‌ی ما
چه می‌کنند به بال و پر شکسته‌ی ما؟

گواه اینکه نه رند و نه زاهدیم این است
پیاله‌ی تهی و سبحه‌ی گسسته‌ی ما

#اسیری_اصفهانی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🎋 "تیرماه سیزده‌شو" از کهن‌ترین جشن مازندرانی‌ها

🎋 جشن تیرگان که در زبان محلی مازندرانی‌ها به «تیرماه سیزده‌شو» معروف است، همان جشن معروف ایرانیان باستان است که در تاریخ باستانی تبری در شامگاه دوازدهم آبان برگزار می‌شود. درباره تاریخچه جشن تیرگان نیز روایات مختلفی وجود دارد؛ برخی پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان را مبنای جشن می‌دانند و برخی از مردم پرتاب تیر از کوه دماوند توسط آرش شیواتیر و تعیین مرز ایران و توران پس از دوازده سال محاصره ایرانیان در کوهستان‌های رویان توسط افراسیاب را مبنای جشن می‌دانند. برخی مردم معتقدند که تیرگان شب تولد حضرت علی (ع) است ولی برخی نیز معتقدند که جشن "تیرماه سیزده‌شو" یکی از کهن‌ترین جشن ایرانیان و مردم استان مازندران است که پیش از ظهور اسلام وجود داشت.

🎋 این جشن پیش از اسلام نیز در ایران رواج داشت. این مراسم با برپایی آیین‌های ویژه و آماده کردن خوراکی‌های سیزده‌گانه جشن گرفته می‌شود. خانواده‌ها کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب را با خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها می‌گذرانند. در گذشته، در غروب روز سیزده، جوانان هم با در دست داشتن چند ترکه‌ بلند با کیسه‌ای که به انتهای آن بسته شده است، همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سروصدا و کوبیدن چوب به در خانه‌ها و لال‌بازی و شعر « لال بیَمو، لال بیَمو، پارسال و پیرار بیَمو، چِل بَزِن دیگه بَزِن، لال اِنِه لالَک اِنِه، سالو ماه ارزون بوه، لال مار رسوا نَوِ، لال اِنِه لالَک اِنِه، پار بورده امسال انه» را سر داده و از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند و صاحب خانه نیز اغلب به آن‌ها پول، میوه و شیرینی می‌دهد.

🎋 در این شب افزون بر خوراک‌هایی که مناسب مهمانی است، بنا بر رسم، خوراکی‌های ویژه‌ای نیز تدارک دیده می‌شود و برخی نیز برای این جشن خوراکی‌هایی همچون کاچی، شیرینی "پِتی بَزه نون" و کماج تهیه می‌کنند و افراد خانواده با جمع شدن در کنار یکدیگر، گردو، سنجد، شیرینی، میوه و چای می‌خورند.

🎋 شگون چوب خوردن از لال نیز از دیگر برنامه‌های مخصوص این جشن است، به گونه‌ای که در این شب شخصی با لباس مبدل، دستمالی به سر بسته و صورتش را سیاه می‌کند و مانند لال‌ها با کسی حرف نمی‌زند. این شخص که او را لال، لال مار و لال شیش می‌گویند با همراهی چند نفر وارد خانه‌های محل می‌شود و با چوب و ترکه‌ای که در دست دارد، ضربه‌ای به ساکنان خانه می‌زند.

🎋 مازندرانی‌ها، آمدن لال را به خانه و کاشانه خود به فال نیک می‌گیرند و باور دارند که «لال» هر کس را بزند، آن فرد تا سال دیگر بیمار نمی‌شود! اگر چه امروزه این جشن و جشن‌های مشابه در حال فراموش شدن هستند ولی به‌صورت پراکنده در بعضی از نقاط مازندران اجرا می شود.

فرستنده: #فرشاد
#فرهنگ_ایران #آبانگان #تیرما_سیزده_شو

goo.gl/nBdEmD
پی‌نوشت: سال تبری دوازده ماه است. با فردینه‌ما از ۲ مردادماه هجری خورشیدی آغاز می‌شود و هر ماه ۳۰ روزه دارد. مانند تقویم باستانی دارای پنجه است که «پیتک» نام دارد و با پنج روز اول فروردین هجری خورشیدی برابر است و در سال‌های کبیسه ۳۰ اسفند با روز کبیسه «شیشک» برابر است.

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar

🎋 جشن تیره‌ماه سیزده‌شو تبری برابر با دوازدهم آبان ماه و آیین‌های بومی آن

🎋 پذیرایی ویژه شب تیره‌ماه سیزده‌شو: در شب تیرما سیزده، خانواده‌ها، دوستان و خویشاوندان نزدیک، گردهم جمع می‌شوند و بنا بر رسم محل آجیل و میوه‌هایی مانند انار، پرتقال، خربزه، هندوانه، ازگیل، سنجد، انگور، نیشکر، تخمه، بشتی‌زیک و گردو دور سفره می‌چینند و با هم می‌خورند. همچنین نان و شیرینی‌های محلی همچون کماج و بادونه هم در این شب پخته و در پذیرایی‌ها استفاده می‌شد.

🎋 آیین لال‌زن شو: در این شب بنا بر سنت پیشینیان آیین «لال‌زنِ شو» یا کتک خوردن از لال برگزار می‌شود. نحوه انجام بازی در گذشته بدین صورت بود که سر شب چند نفر از جوانان روستا دور هم جمع می‌شدند، یک تن را به عنوان لال که نمی‌بایست حرف بزند، انتخاب می‌کردند و «شیش» یا چوب بلندی را به دستش می‌دادند. این جوانان به همراه فرد لالی که چوب بلندی در دست داشت، در روستا می‌گشتند و در خانه‌های روستایی را می‌کوبیدند. هنگامی صاحب خانه از در بیرون می‌آمد، این لال با شیش (چوب) به صاحب خانه می‌زد و فرار می‌کرد و دوستانش پشت سرش می‌رفتند و آوازهای محلی سر می‌دادند و صاحب خانه هم مقداری میوه، پول یا برنج به همراهان لال می‌داد.

🎋 اهالی بر این باورند که لال هرکسی را بزند، آن فرد تا سال دیگر مریض نمی‌شود. این زدن را شگون درستی می‌دانند یا اگر صاحب خانه هوشیار باشد و قسمتی از چوب را می‌گیرد و می‌شکند؛ زیرا به باور آن‌ها شگون دارد. بیشتر مواقع لال سراغ زنان نازا، افراد دم‌بخت، حیوانات نازا و درختان بی‌میوه می‌رود. در هنگام زدن، کسی پادرمیانی می‌کند و با قول و ضمانت جلوی زدن لال را می‌گیرد. صاحب خانه هم ترکه چوب را در بین چوب‌های سقف می‌گذارد و معتقد است که برکت می‌آورد.

🎋 آواز محلی جوانان در جشن تیرماه سیزده‌شو این بود:
لال اِنه لال اِنه
پار بورده امسال اِنه
پار بورده امسال اِنه
مهمانِ پارسال اِنه
سرخانِ سوار اِنه
مه مارِ برار اِنه

🎋 فال گوش ایستادن زنان: یکی از آیین‌های جشن تیره‌ماه سیزده‌شو «فال گوش ایستادن زنان» بود. زنان در هنگام غروب چادر بر سر خود می‌کردند و در کوچه می‌ایستادند و به نخستین سخنانی که از رهگذران کوچه می‌شنیدند، توجه می‌کردند و با خود آن را می‌سنجیدند. اگر حرف بدی بود برای آن متاسف می‌شدند و اگر هم سخن خوبی می‌شنیدند، آن را به فال نیک می‌گرفتند.

🎋 ترساندن درختان بی‌بار: از دیگر کارهای این شب این بود که اگر درختی مثل درخت گردو، پرتقال یا آلوچه که در سال میوه نمی داد یا کم میوه می داد با تبر حمله می کردند تا آن را قطع کنند و در این میان یک نفر پادرمیانی می کرد و مانع از قطع کردن درخت می شد. این عمل به گونه ای ترساندن درخت برای بارور شدن بود.

🎋 جشن و پایکوبی: جشن و پایکوبی بخش دیگری از این مراسم است که معمولا نوازندگان محلی با سورنا می‌نوازند و مردم به شادمانی و پایکوبی می‌پردازند.

🎋 گردو شکستن: از آیین‌های دیگر جشن تیره‌ما سیزده‌شو که بسیار مرسوم بود،شکستن گردو بود. به باور مردم منطقه، هرکسی اگر گردویی را می‌شکست و مغز آن پربار و تمیز بود، عقیده داشتند که برای آن فرد خوب است و سال خوشی در انتظار است اما اگر پوچ یا خراب بود، سال آن فرد بد بود.

🎋 امیری خوانی: از دیگر رسم‌هایی که در این شب برگزار می‌شد، جمع شدن اهالی روستا در یک محیط بود و در هنگام برپایی جشن تیره‌ماسیزده، امیری‌خوانی انجام می‌شد.

فرستنده: «فرشاد»
#فرهنگ_ایران #آبانگان #تیرماه_سیزده_شو

بیشتر بخوانید: http://www.mazandnume.com/fullcontent/65716/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B3%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88/

@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🌺🍀🌸🌿🌹🍃🌷🌱🌼🍁🌻

«بپرسيد کسری که: از کهتران
که را باشد اندازه‌ی مهتران؟

چنين گفت کآن‌کس که داناتر است
به هر آرزو بَر، تواناتر است

کدام است دانا؟ بدو شاه گفت:
که دانش بود مرد را در نِهفت

چنين گفت: کآن‌کو به فرمانِ ديو
نبرّد دل از راه ِکيهان‌ْخديو»
#فردوسی

و در این هفته:
«ز پیروزگر آفرینِ بر تو باد
سرِ نامداران زمین تو باد»

فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
🍁🌻🌼🌱🌷🍃🌹🌿🌸🍀🌺🍁