🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#پرسش_و_پاسخ
درباره پیام https://telegram.me/AdabSar/12072
پرسش #میلاد_فرخ_وند
استاد ملایری واژهی «مانگ»(اوستایی) را برابر «قمر» برنهاده است و به جای قمری نیز میتوان از واژهی «مانگی» بهره برد.
آرتاباز ارجمند واژهی "ماهشیدی" را به جای واژهی «قمری» به کار برده است. واژهی زیبایی است ولی چمار رُشمند(دقیق) «ماهشید»، «پرتو/نور ماه» است نه خود «ماه/قمر».
برابر های پارسی قایق «بَلَم، کَرَجی، ناو، کَلَک» است. واژهی لاکمه را نخستین بار است که میشنوم، شاید از یک گویش ایرانی وام گرفته شده است. بهتر است از برابر های آشناتر اَیاتیده/یادشده بهره گرفت.
پاسخ #آرتاباز
درود بر شما
ما در کوهستانهای مازندران نیز به ماه « مونگ» می گوییم,
شید= فراوانی_برکت،
و نگرش دوستمان در بکارگیری مونگ درستتر بگمان میآید. هرچند که زبان بزرگ ایرانی را خوشههای فراوانیست.
سپاس از یاد آوری👌🌷
لاکمه، به بلم کوچک میگویند.
در مازندران بیشتر لاکمه و «نو» گفته میشود. (واژه یاب-پرتو),
سپاس فراوان از شما
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
#پرسش_و_پاسخ
درباره پیام https://telegram.me/AdabSar/12072
پرسش #میلاد_فرخ_وند
استاد ملایری واژهی «مانگ»(اوستایی) را برابر «قمر» برنهاده است و به جای قمری نیز میتوان از واژهی «مانگی» بهره برد.
آرتاباز ارجمند واژهی "ماهشیدی" را به جای واژهی «قمری» به کار برده است. واژهی زیبایی است ولی چمار رُشمند(دقیق) «ماهشید»، «پرتو/نور ماه» است نه خود «ماه/قمر».
برابر های پارسی قایق «بَلَم، کَرَجی، ناو، کَلَک» است. واژهی لاکمه را نخستین بار است که میشنوم، شاید از یک گویش ایرانی وام گرفته شده است. بهتر است از برابر های آشناتر اَیاتیده/یادشده بهره گرفت.
پاسخ #آرتاباز
درود بر شما
ما در کوهستانهای مازندران نیز به ماه « مونگ» می گوییم,
شید= فراوانی_برکت،
و نگرش دوستمان در بکارگیری مونگ درستتر بگمان میآید. هرچند که زبان بزرگ ایرانی را خوشههای فراوانیست.
سپاس از یاد آوری👌🌷
لاکمه، به بلم کوچک میگویند.
در مازندران بیشتر لاکمه و «نو» گفته میشود. (واژه یاب-پرتو),
سپاس فراوان از شما
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷🔶🔹🔸
🔹راستی
راست باش
راست بگوی
راست بیندیش
و گامی جز راستی برندار
راه در جهان یک است و آن راه راستی است.
راست باش تا شرمنده نگردی
راست باش تا پریشان نگردی
راست باش تا درمانده نگردی
که راستی کلید رستگاری است.
از دروغ بپرهیز که دروغگو دشمن خداست.
همانگونه که راستی نشانهی استواری و درستی روان و منش است، دروغ نشانهی سستی و شکستگی است.
دروغ نشانهی ترس و راستی نشانهی دلیری است.
دروغ از زبونی و پستی برمیخیزد و راستی از توانایی و بزرگی.
دروغ سرپوش گناه است و راستی آیینهی درستکاری.
راستی تنها به گفتار نیست، اندیشه و کردار هم باید راست باشد و دروغ مایهی شکست و راستی مایهی پیروزی است.
از دروغگو بپرهیز چنانکه از مار و کژدم میپرهیزی.
نشانهی یک کشور تباه(ویران) گسترش دروغ در آن است، کشوری که راه دروغ در پیش گرفت فرجام آن نابودی است.
راستی را در میان مردم بپراکنید تا زندانها را ببندید.
راستگو را گرامی دارید و دروغگو را نکوهش کنید.
نیکخواهِ تو آن است که به تو راست بگوید نه اینکه بد و خوبت را درست بنماید.
#حسین_وحیدی
(از نبیگ هنجار هفتگانهی هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🔹راستی
راست باش
راست بگوی
راست بیندیش
و گامی جز راستی برندار
راه در جهان یک است و آن راه راستی است.
راست باش تا شرمنده نگردی
راست باش تا پریشان نگردی
راست باش تا درمانده نگردی
که راستی کلید رستگاری است.
از دروغ بپرهیز که دروغگو دشمن خداست.
همانگونه که راستی نشانهی استواری و درستی روان و منش است، دروغ نشانهی سستی و شکستگی است.
دروغ نشانهی ترس و راستی نشانهی دلیری است.
دروغ از زبونی و پستی برمیخیزد و راستی از توانایی و بزرگی.
دروغ سرپوش گناه است و راستی آیینهی درستکاری.
راستی تنها به گفتار نیست، اندیشه و کردار هم باید راست باشد و دروغ مایهی شکست و راستی مایهی پیروزی است.
از دروغگو بپرهیز چنانکه از مار و کژدم میپرهیزی.
نشانهی یک کشور تباه(ویران) گسترش دروغ در آن است، کشوری که راه دروغ در پیش گرفت فرجام آن نابودی است.
راستی را در میان مردم بپراکنید تا زندانها را ببندید.
راستگو را گرامی دارید و دروغگو را نکوهش کنید.
نیکخواهِ تو آن است که به تو راست بگوید نه اینکه بد و خوبت را درست بنماید.
#حسین_وحیدی
(از نبیگ هنجار هفتگانهی هستی)
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
🌺🍀🌷🌿🌹🍃🌼🌱🌸
«سخن مشنو از مَرد افزونْمَنِش
که با جانِ روشن بود بدکنش
چو خستو نیاید به ديگر سرای
هم ايدر پر از درد مانَد به جای
کزين بگذری سفله آن را شناس
که از پاکْيزدان ندارد سپاس
دريغ آيدش بهرهی تن ز تن
شود ز آرزوها، ببندد دهن
همان، بهرِ جانش که دانش بود
نداند، نه از دانشی بشنود»
#فردوسی
و در این هفته امید:
«که چشم بد از فرّ ِتو، دور باد
همهْروزگارانِ تو سور باد»
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍁🌻🌸🌱🌼🍃🌹🌿
«سخن مشنو از مَرد افزونْمَنِش
که با جانِ روشن بود بدکنش
چو خستو نیاید به ديگر سرای
هم ايدر پر از درد مانَد به جای
کزين بگذری سفله آن را شناس
که از پاکْيزدان ندارد سپاس
دريغ آيدش بهرهی تن ز تن
شود ز آرزوها، ببندد دهن
همان، بهرِ جانش که دانش بود
نداند، نه از دانشی بشنود»
#فردوسی
و در این هفته امید:
«که چشم بد از فرّ ِتو، دور باد
همهْروزگارانِ تو سور باد»
فرستنده #جعفر_جعفرزاده
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🌺🍁🌻🌸🌱🌼🍃🌹🌿
Forwarded from ادبسار
💫
من را بگذار عشق٭ زمینگیر کند
این زخم سراسیمه مرا پیر کند
من را بگذارید به پایان برسد
شاید لَتوپارَم به خیابان برسد
#علیرضا_آذر
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
من را بگذار عشق٭ زمینگیر کند
این زخم سراسیمه مرا پیر کند
من را بگذارید به پایان برسد
شاید لَتوپارَم به خیابان برسد
#علیرضا_آذر
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
ادبسار
🔷💠🔹🔹 @AdabSar #پرسش_و_پاسخ درباره پیام https://telegram.me/AdabSar/12072 پرسش #میلاد_فرخ_وند استاد ملایری واژهی «مانگ»(اوستایی) را برابر «قمر» برنهاده است و به جای قمری نیز میتوان از واژهی «مانگی» بهره برد. آرتاباز ارجمند واژهی "ماهشیدی" را به جای…
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود
در زبان تپوری (مازندرانی) به ماه مونگ میگویند و به چوب لاک.
لاکمه هم به بَـلَـم چوبی گفته میشود. به آوندهای چوبی هم لاک میگویند.
از تشت چوبی برای نواختن به کار میگرفتند مانند : لاک سر سِما.
پایکوبی ناب مازندرانی(سما) با نواختن و به سِدا(صدا) در آوردن لاک.
فرستنده: مهران گلستانی ماچکپشتی
درود.
"لاکمه" در زبان مازندرانی به قایقی گفته میشود که با خالی کردن تنه درخت ساخته میشود. اما "نو" به قایقی گفته میشود که با چوبهای تراشخورده و صنعتی ساخته میشود. واژهی نو همان ناو پارسی میباشد.
فرستنده: فرشاد
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
🔅پیام شما
درود
در زبان تپوری (مازندرانی) به ماه مونگ میگویند و به چوب لاک.
لاکمه هم به بَـلَـم چوبی گفته میشود. به آوندهای چوبی هم لاک میگویند.
از تشت چوبی برای نواختن به کار میگرفتند مانند : لاک سر سِما.
پایکوبی ناب مازندرانی(سما) با نواختن و به سِدا(صدا) در آوردن لاک.
فرستنده: مهران گلستانی ماچکپشتی
درود.
"لاکمه" در زبان مازندرانی به قایقی گفته میشود که با خالی کردن تنه درخت ساخته میشود. اما "نو" به قایقی گفته میشود که با چوبهای تراشخورده و صنعتی ساخته میشود. واژهی نو همان ناو پارسی میباشد.
فرستنده: فرشاد
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
آپانگان (آبانگان) از جشنهای یکی شدن روز و ماه در ایران باستان میباشد، برای ستایش ایزدبانوی آبهای روان و چنگنواز آسمانها،اناهیتَ (آناهیتا:پاک و بیآلایش) برگزار میشده است.
این جشن چهارم آبان ماه برابر دهم آبان ماه از گاهشمار ایران باستان میباشد.
ایرانیان در جشن آبانگان برای پاسداشت آب به پیرامون چشمهها میرفتند و بخشی از نیایش اَوستا به نام آپزور (آبزور) را میخواندند. در افسانههای ایرانی آمده است که در این روز زَو پادشاه بر افراسیاب پیروز میشود و او را از سرزمین خویش میراند و همچنین در این روز پس از گذشت پنج خواه هفت سال خشکی باران آمده است.
بایست یاداور شد که ایزدبانو آناهیتَ در باور ایرانیان باستان مادر ایزد میترَ (مهر، دلدادگی، دوستی و خوش پیمانی) بوده است و میترَ نیز نماد خورشید، روشنایی و نیرومندی بوده است.
با آرزوی پیروزی وسربلندی ایرانیان راستین در این روز فرخنده.
#آبانگان #جشن_آبانگان
فرستنده: #سورن
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
آپانگان (آبانگان) از جشنهای یکی شدن روز و ماه در ایران باستان میباشد، برای ستایش ایزدبانوی آبهای روان و چنگنواز آسمانها،اناهیتَ (آناهیتا:پاک و بیآلایش) برگزار میشده است.
این جشن چهارم آبان ماه برابر دهم آبان ماه از گاهشمار ایران باستان میباشد.
ایرانیان در جشن آبانگان برای پاسداشت آب به پیرامون چشمهها میرفتند و بخشی از نیایش اَوستا به نام آپزور (آبزور) را میخواندند. در افسانههای ایرانی آمده است که در این روز زَو پادشاه بر افراسیاب پیروز میشود و او را از سرزمین خویش میراند و همچنین در این روز پس از گذشت پنج خواه هفت سال خشکی باران آمده است.
بایست یاداور شد که ایزدبانو آناهیتَ در باور ایرانیان باستان مادر ایزد میترَ (مهر، دلدادگی، دوستی و خوش پیمانی) بوده است و میترَ نیز نماد خورشید، روشنایی و نیرومندی بوده است.
با آرزوی پیروزی وسربلندی ایرانیان راستین در این روز فرخنده.
#آبانگان #جشن_آبانگان
فرستنده: #سورن
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
ستایش کنم پاک پروردگار
بلندآسمان آفرین کردگار
خداوند ایمان و دین بِهین
اهورا نگهدار ایرانزمین
خداوند زرتشت و دین و نماز
خداوند فردوسی سرفراز
خداوند جمشید و کاووسکی
خداوند کیخسرو نیکپی
همان کو که بر شهریاران سزاست
خداوند روزیدِهِ رهنماست
همان کو که بهر شکوه زمین
ز مرز فریدون و هم آبتین
از آن نامداران و گردنکشان
دلیران ملک و درفش کیان
فروهر شکوفای بختآفرید
شهنشاه کورش به تخت آفرید
ورا گفت ای کورش پاکزاد
گرامی شهنشاه مردمنهاد
بزرگی و هم دادخواهی توراست
سرآغاز و سرفصل شاهی توراست
تو را آفریدم که افزون شوی
نکونام همچون فریدون شوی
غلاف از سپر باز کن پر هنر
دلاور شهنشاه والاگهر
به من ده مسیحا کنون دست راست
جهانداریات بَخشم این را سزاست
به رزم اهرمن را تو درگیر کن
نبوکد نذر را سرازیر کن
خداوند سازنده گردونسپهر
فروزنده کیهان و ناهید و مهر
مسیحای کورش شهنشاه ماست
مر این گونه تقدیر مارا سزاست
ـ ـ ـ
#انوشیروان
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
Forwarded from ادبسار
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/86Xg0b
کوروش خواهد آمد و مرا رهایی خواهد داد. (دانیال پیامبر)
و او آمد
کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی.
او که پیشوای خِرد بود و پیامآور خوشی و پاکی و پارسایی
او که برایش پیر به خانه، چوپان به کوه، دبیر به کُنِشت و سوار به دشت یکی بود، همه خانومانش بودند!
او که فرستادهی روشنایی آسمان و زمین بود و رهاوردی جز رهایی در سر نداشت
او که آزادی اندیشه را آزادی آدمی میدانست
او که پیامآور رهایی و رازدار روشنایی بود
او که آمد تا آزاردهندگان و زورگویان به آرامش نرسند
تا زنآزارانِ تاریکیپرست به پندار خویش نرسند
تا آزادی زنان را نگاهبان باشد
تا مردمان به آزادی سخن بگویند!
او که آمد تا بگوید:
من
کوروش هخامنش
از میان شما برآمدم و از شما شدم
دیگر از وزیدن بادهای بیبنیاد نترسید، من در کنار شما نشستهام
خنیاگران بخوانند، خاموشان شادی کنند
دیگر دردی نیست، دروغی نیست، هراسی نیست
من برای رهایی و رستگاری آمدهام
من برای آسایش و آرامش آمدهام
من برای دوستی و دانایی آمدهام
با درفش هخامنش در دو دست!
هماو که به شادمانی سپیدهدم سوگند خورد و به پاکی ستاره
به رویای روشنایی و به رستاخیز آلاله
به لبخند پگاه و به بانوی شادیآور آسمان
و به کیوان، به واژه، به کوه و به زیبایی زنان،
سوگند خورد
که پاسدار زنان و زندگیبخش بینایان باشد
که آورندهی آزادی مردمان باشد
که بهترین راستیها را برای مردمش فراهم آورد
که جز آتشِ آزادی، هیچ چراغِ روشنی بر این پهنه نَپاید
که هرگز کسی را برای آیین و باورش به بند نکشد
که شکوه آدمی را به او باز رساند
که تنها ترانه و شادمانی باشد...
همین و دیگر هیچ!
و امروز، روزیست که او آمد
او که نخستین سردار آزادی و دادگری بود
او که از میان ما برآمده بود و از ما بود
او که "کوروش" بود
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی!
«هفتم آبانماه، روز کوروش گرامی باد»
#مجید_دری
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
goo.gl/86Xg0b
کوروش خواهد آمد و مرا رهایی خواهد داد. (دانیال پیامبر)
و او آمد
کوروش
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی.
او که پیشوای خِرد بود و پیامآور خوشی و پاکی و پارسایی
او که برایش پیر به خانه، چوپان به کوه، دبیر به کُنِشت و سوار به دشت یکی بود، همه خانومانش بودند!
او که فرستادهی روشنایی آسمان و زمین بود و رهاوردی جز رهایی در سر نداشت
او که آزادی اندیشه را آزادی آدمی میدانست
او که پیامآور رهایی و رازدار روشنایی بود
او که آمد تا آزاردهندگان و زورگویان به آرامش نرسند
تا زنآزارانِ تاریکیپرست به پندار خویش نرسند
تا آزادی زنان را نگاهبان باشد
تا مردمان به آزادی سخن بگویند!
او که آمد تا بگوید:
من
کوروش هخامنش
از میان شما برآمدم و از شما شدم
دیگر از وزیدن بادهای بیبنیاد نترسید، من در کنار شما نشستهام
خنیاگران بخوانند، خاموشان شادی کنند
دیگر دردی نیست، دروغی نیست، هراسی نیست
من برای رهایی و رستگاری آمدهام
من برای آسایش و آرامش آمدهام
من برای دوستی و دانایی آمدهام
با درفش هخامنش در دو دست!
هماو که به شادمانی سپیدهدم سوگند خورد و به پاکی ستاره
به رویای روشنایی و به رستاخیز آلاله
به لبخند پگاه و به بانوی شادیآور آسمان
و به کیوان، به واژه، به کوه و به زیبایی زنان،
سوگند خورد
که پاسدار زنان و زندگیبخش بینایان باشد
که آورندهی آزادی مردمان باشد
که بهترین راستیها را برای مردمش فراهم آورد
که جز آتشِ آزادی، هیچ چراغِ روشنی بر این پهنه نَپاید
که هرگز کسی را برای آیین و باورش به بند نکشد
که شکوه آدمی را به او باز رساند
که تنها ترانه و شادمانی باشد...
همین و دیگر هیچ!
و امروز، روزیست که او آمد
او که نخستین سردار آزادی و دادگری بود
او که از میان ما برآمده بود و از ما بود
او که "کوروش" بود
پسر ماندانا و کمبوجیه
شــــهریار روشــــناییها
و پادشاه پهناورترین سرزمینهای آدمی!
«هفتم آبانماه، روز کوروش گرامی باد»
#مجید_دری
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
❤1
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹کوروش
سراینده: #هما_ارژنگی
در یک غروب کهنه و بی رونق و تار
در حسرت یک پنجره تا روشنایی
در جستوجوی روزنی سوی رهایی
در آرزوی فرصت دیدار انسان
هی میکنم من توسن اندیشهام را
هر سو شتابان!
در زیر چتر آسمان هرجا که پویم
جز درد و اندوه و ستم چیزی بهجا نیست
در چارسوی این رباط کهنه گویی
مردی و رادی و وفا فرمانروا نیست
دژخیم ایام با داس خونآلودهی درندهخویی
در کار بیداد و جنون ترکتازیست
پندار آدم پندار ظلم و پیشهاش ویرانهسازیست
تنخسته از اندیشههای زندگیسوز
در آرزوی دیدن روزی دلافروز
در حسرت دیدار انسان
آنسان که باید، آنسان که شاید
یکبار دیگر، کافور غم از جسم و جانم میتکانم
دل را ز چنگ ناامیدی میرهانم
پژواک فریادم هوا را میشکافد
آخر کجایی روشنایی؟
ناگه بهیکبار
از لابلای ابرهای سرد و غمبار
گل میکند خورشید زَرتار
با رنگهای روشن و شاد
در چهرهی پاک ابرمردی امرداد
مردی که از ژرفای تاریکی درخشید
جوشید و کوشید
مردی که بنیان ستم زیر و زبر کرد
چون جویباری نرم و آرام
بانگ نوای مهرخیزش
در گوشهایم مینشیند:
«کورش منم، شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم کشوررَهانَ دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
در گرمگرمِ ظلم و تاراج
در روزگار بردهداری
آنگه که ددخویان خونریز، با سرفرازی
فرزند آدم را به آتش میکشیدند
مست جنون و شهوت و خون
گوش و زبانش میبریدند
هرجا که رفتم، هرجا که بودم
از چهر گیتی ننگ دژخویی زدودم
من مهر را در سینهی هستی نشاندم
مهر گیای من در این دنیای تاریک
از ژرفنای دشمنیها سر برآورد
از آن هزاران بوتهی زرینه رویید
هر بوته گل کرد
در روزگارانی که هر کشورگشایی
شهر و دیار مردمان ویرانه میکرد
وقتی که بوتیمار اندوه
در هر سرایی لانه میکرد
هرجا رسیدم
ویرانهها را سربهسر آباد کردم
در سایهی تدبیر و رایم
گسترده شد گیتی همه در زیر پایم
آشور و ماد و بابل و لیدی سرایم
من رامش و مهر و خرد بنیاد کردم
در باور من
انسان نماد راستینی از خدا بود
بر هستی و بر جان خود فرمانروا بود
آزادگی گنجینهای بس پربها بود
پس بندهای بردهداری را بریدم
وان بندگان از بند غم آزاد کردم
آنگه به آرام
هرکس به فرمان خدای خویش خرسند
هرکس به آیین و مرام خویش پابند
من مردمان سوتهدل را شاد کردم»
آوای کورش
آن دلنشین چاووش جانبخش رهایی
پیک سرور و روشنایی
بر بالهای باد شبگرد، تا بیکرانها میشتابد
شب سایههای مبهمی پاشیده بر دشت
بر جلگهی پارس
روی کهنآرامگاهی ساکت و سرد
سر مینهم بر سنگهای گور خاموش
از بغض سنگینی دل و جانم لبالب
زان سوی تاریکی بهناگاه
با بالهای نورباران، تندیس کورش رخ مینماید
اشکم به روی گونهها میغلتد آرام
فریاد خاموشی درونم میخروشد
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
اینک تو بنگر، بر روزگار تیره و غمبار انسان
شاید ندانی سفرهی چرکین دنیا
امروز هم پا تا به سر رنگین ننگ است
شاید ندانی سینهی گستردهی خاک
امروز هم بازیچهی آشوب و جنگ است
حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارد
حالا سر بازار آدم میفروشند
آزادی و آزادگی افسانه گشته
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
ناگه غریو همسرایان شبانه
پژواک فریاد مرا درمیرباید
گویی زمین و آسمان سر داده با درد
بر بالهای باد شبگرد، این نالهی سرد
آخر کجایی روشنایی؟
آخر کجایی روشنایی؟
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔹کوروش
سراینده: #هما_ارژنگی
در یک غروب کهنه و بی رونق و تار
در حسرت یک پنجره تا روشنایی
در جستوجوی روزنی سوی رهایی
در آرزوی فرصت دیدار انسان
هی میکنم من توسن اندیشهام را
هر سو شتابان!
در زیر چتر آسمان هرجا که پویم
جز درد و اندوه و ستم چیزی بهجا نیست
در چارسوی این رباط کهنه گویی
مردی و رادی و وفا فرمانروا نیست
دژخیم ایام با داس خونآلودهی درندهخویی
در کار بیداد و جنون ترکتازیست
پندار آدم پندار ظلم و پیشهاش ویرانهسازیست
تنخسته از اندیشههای زندگیسوز
در آرزوی دیدن روزی دلافروز
در حسرت دیدار انسان
آنسان که باید، آنسان که شاید
یکبار دیگر، کافور غم از جسم و جانم میتکانم
دل را ز چنگ ناامیدی میرهانم
پژواک فریادم هوا را میشکافد
آخر کجایی روشنایی؟
ناگه بهیکبار
از لابلای ابرهای سرد و غمبار
گل میکند خورشید زَرتار
با رنگهای روشن و شاد
در چهرهی پاک ابرمردی امرداد
مردی که از ژرفای تاریکی درخشید
جوشید و کوشید
مردی که بنیان ستم زیر و زبر کرد
چون جویباری نرم و آرام
بانگ نوای مهرخیزش
در گوشهایم مینشیند:
«کورش منم، شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم کشوررَهانَ دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
در گرمگرمِ ظلم و تاراج
در روزگار بردهداری
آنگه که ددخویان خونریز، با سرفرازی
فرزند آدم را به آتش میکشیدند
مست جنون و شهوت و خون
گوش و زبانش میبریدند
هرجا که رفتم، هرجا که بودم
از چهر گیتی ننگ دژخویی زدودم
من مهر را در سینهی هستی نشاندم
مهر گیای من در این دنیای تاریک
از ژرفنای دشمنیها سر برآورد
از آن هزاران بوتهی زرینه رویید
هر بوته گل کرد
در روزگارانی که هر کشورگشایی
شهر و دیار مردمان ویرانه میکرد
وقتی که بوتیمار اندوه
در هر سرایی لانه میکرد
هرجا رسیدم
ویرانهها را سربهسر آباد کردم
در سایهی تدبیر و رایم
گسترده شد گیتی همه در زیر پایم
آشور و ماد و بابل و لیدی سرایم
من رامش و مهر و خرد بنیاد کردم
در باور من
انسان نماد راستینی از خدا بود
بر هستی و بر جان خود فرمانروا بود
آزادگی گنجینهای بس پربها بود
پس بندهای بردهداری را بریدم
وان بندگان از بند غم آزاد کردم
آنگه به آرام
هرکس به فرمان خدای خویش خرسند
هرکس به آیین و مرام خویش پابند
من مردمان سوتهدل را شاد کردم»
آوای کورش
آن دلنشین چاووش جانبخش رهایی
پیک سرور و روشنایی
بر بالهای باد شبگرد، تا بیکرانها میشتابد
شب سایههای مبهمی پاشیده بر دشت
بر جلگهی پارس
روی کهنآرامگاهی ساکت و سرد
سر مینهم بر سنگهای گور خاموش
از بغض سنگینی دل و جانم لبالب
زان سوی تاریکی بهناگاه
با بالهای نورباران، تندیس کورش رخ مینماید
اشکم به روی گونهها میغلتد آرام
فریاد خاموشی درونم میخروشد
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
اینک تو بنگر، بر روزگار تیره و غمبار انسان
شاید ندانی سفرهی چرکین دنیا
امروز هم پا تا به سر رنگین ننگ است
شاید ندانی سینهی گستردهی خاک
امروز هم بازیچهی آشوب و جنگ است
حالا نژاد و رنگ حرفی تازه دارد
حالا سر بازار آدم میفروشند
آزادی و آزادگی افسانه گشته
ای برترین آزاده ای ماناترین مرد
ناگه غریو همسرایان شبانه
پژواک فریاد مرا درمیرباید
گویی زمین و آسمان سر داده با درد
بر بالهای باد شبگرد، این نالهی سرد
آخر کجایی روشنایی؟
آخر کجایی روشنایی؟
#روز_کوروش
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
هما ارژنگی - کوروش
@AdabSar
کورش منم، شاه جهان، شاه پیَمبر
کورش منم کشوررَهان دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
سرودهای برای «کوروش» با آوای سراینده: #هما_ارژنگی
#روز_کوروش
☀️🌍 @AdabSar
کورش منم کشوررَهان دادگستر
آزادهای پویای راه روشنایی
دلبستهی آیین مهر و پارسایی
سرودهای برای «کوروش» با آوای سراینده: #هما_ارژنگی
#روز_کوروش
☀️🌍 @AdabSar
📽 @AdabSar
🎞 توژ(فیلم): مردان ایکس - روزهای سپریشدهی آینده
X-MEN Days of Future Past 2014
✍🏻 زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش ارزشمند
م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگسازی زیرنویس)
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
🎁 پیشکش پاییزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان🎁
🎞 شناسنامهی توژ:
🗽 مردان ایکس- روزهای سپریشدهی آینده
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۴
⏳ زمان: ۱۳۱ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن): ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: برایان سینگر
📝 نویسندگان: جین گولدمن، سیمون کینبرگ، متیو وان
🎭 بازیگران: هیو جکمن، جیمز مکآووی، نیکولاس هولت، مایکل فاسبندر، هلی بری، آنا پاکوین، جنیفر لارنس، الن پیج و ...
چکیدهی داستان: در سال ۲۰۲۳ ماشینهایی نیرومند به نام میرشکار فَرنِه(=قصد) نابودی گروه مردان ایکس را دارند از این روی ولوورین به گذشته بازمیگردد تا مَنیشار(=پرفسور) ژاویر و مگنیتو را با هم بَر پاد دشمن یکپارچه سازد...
#پاییز #توژ
📽 @AdabSar
🎞 توژ(فیلم): مردان ایکس - روزهای سپریشدهی آینده
X-MEN Days of Future Past 2014
✍🏻 زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای #پارسی_پاک
🎓 به کوشش ارزشمند
م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگسازی زیرنویس)
🇮🇷 سازگار با فرهنگ ایرانی
🎁 پیشکش پاییزی #ادبسار، بزرگترین رسانهی تلگرامی پارسیگرایان جهان به هموندان و پارسیدوستان🎁
🎞 شناسنامهی توژ:
🗽 مردان ایکس- روزهای سپریشدهی آینده
🎥 ساخت کشور آمریکا– سال ۲۰۱۴
⏳ زمان: ۱۳۱ دم(دقیقه)
🖥 واکافتگی(رزولوشن): ۵۳۶×۱۲۸۰
🎬 کارگردان: برایان سینگر
📝 نویسندگان: جین گولدمن، سیمون کینبرگ، متیو وان
🎭 بازیگران: هیو جکمن، جیمز مکآووی، نیکولاس هولت، مایکل فاسبندر، هلی بری، آنا پاکوین، جنیفر لارنس، الن پیج و ...
چکیدهی داستان: در سال ۲۰۲۳ ماشینهایی نیرومند به نام میرشکار فَرنِه(=قصد) نابودی گروه مردان ایکس را دارند از این روی ولوورین به گذشته بازمیگردد تا مَنیشار(=پرفسور) ژاویر و مگنیتو را با هم بَر پاد دشمن یکپارچه سازد...
#پاییز #توژ
📽 @AdabSar
مردان_ایکس_روزهای_سپریشدهی_آینده.mkv
1.1 GB
«ادبسار» بزرگترین رسانه تلگرامی پارسیگرایان جهان، شما را به دیدن توژ «مردان ایکس- روزهای سپریشدهی آینده» فرامیخواند
زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای پارسی
به کوشش م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگسازی زیرنویس)
پیشکش پاییزی ادبسار به پارسیدوستان
#پاییز #توژ
@AdabSar
زیرنویس با بیشترین واژگان نوین و شیوای پارسی
به کوشش م.ت(برگردان و زیرنویس)
#میلاد_فرخ_وند(هماهنگسازی زیرنویس)
پیشکش پاییزی ادبسار به پارسیدوستان
#پاییز #توژ
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگرچه هیچ نذری عهدهدار وصل نیست
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
یکزمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر میشد، قریب پنج دیوان داشتم
بعدِ تو، بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!
ساده از «من بی تو میمیرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جملهی خود، سخت ایمان داشتم
لحظهی تشییع من، از دور بویت میرسید
تا دو ساعت بعد دَفنم همچنان جان داشتم!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگرچه هیچ نذری عهدهدار وصل نیست
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
یکزمان پیشآمدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر میشد، قریب پنج دیوان داشتم
بعدِ تو، بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!
ساده از «من بی تو میمیرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جملهی خود، سخت ایمان داشتم
لحظهی تشییع من، از دور بویت میرسید
تا دو ساعت بعد دَفنم همچنان جان داشتم!
#کاظم_بهمنی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن¹ تو گوش هوش نداری که بشنوی
دل در جهان مبند که دوران روزگار
هر روز بر سری نهد این تاج² خسروی
#سعدی
#چکامه_پارسی
۱: بِیک، ولی
۲: تاگ
@AdabSar
هر دم زبان مرده همی گوید این سخن
لیکن¹ تو گوش هوش نداری که بشنوی
دل در جهان مبند که دوران روزگار
هر روز بر سری نهد این تاج² خسروی
#سعدی
#چکامه_پارسی
۱: بِیک، ولی
۲: تاگ
@AdabSar
کورش منم؛ شاه جهان، شاه پیمبر
کورش منم؛ کشور رهانِ دادگستر!
#هما_ارژنگی
فرتور(عکس): نگارهی کوروش
نگارگر: شادروان #رسام_ارژنگی
#روز_کوروش
✨ @AdabSar
کورش منم؛ کشور رهانِ دادگستر!
#هما_ارژنگی
فرتور(عکس): نگارهی کوروش
نگارگر: شادروان #رسام_ارژنگی
#روز_کوروش
✨ @AdabSar
Audio
📡 گفتوگوی موشکافانهی رادیو مهستان با
شاهین سپنتا، پژوهشگر بَرماند(میراث) فرهنگی
علیرضا افشاری، روزنامهنگار
شروین وکیلی، هازمان(جامعه)شناس
برای #روز_کوروش آبان ۱۳۹۷
✨ @AdabSar
شاهین سپنتا، پژوهشگر بَرماند(میراث) فرهنگی
علیرضا افشاری، روزنامهنگار
شروین وکیلی، هازمان(جامعه)شناس
برای #روز_کوروش آبان ۱۳۹۷
✨ @AdabSar