Forwarded from ادبسار
💫
آنها که دل از عشق* بپردازندت
واندر دل و دیده جای میسازندت
در دست چو گل گرفتهاندت شب و روز
ترسم که ببویند و بیندازندت!
#اثیر_اومانی
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
آنها که دل از عشق* بپردازندت
واندر دل و دیده جای میسازندت
در دست چو گل گرفتهاندت شب و روز
ترسم که ببویند و بیندازندت!
#اثیر_اومانی
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود گرامیان
۲۸ مهر، سالروز پیروزی ایرانیان بر اَربهای مسلمان در جنگ پل؛
نبرد پل یا نبرد «جَسر» از نبردهای میان ساسانیان و مسلمانان اَرَب در نزدیکی رود فرات بود. جنگ پل در ۲۲شعبان ۱۳ماهشیدی(قمری) برابر با ۲۰ اکتبر ۶۳۴ زایش(میلادی) و در روز ۲۸ مهر ماه رخ داد. نبرد پل یگانه جنگ با تازیان بود که با پیروزی سنگین ایرانیان پایان یافت. چون اربها از لاکمهها (قایقها)بر روی فرات پلی ساخته بودند به نبرد پل زبانزد شده است.
ابوعبید مسعود ثقفی که سرکردهی لشکر اَرَب بود، دستور داد تا پلی از بَلَمها (قایقها)ساخته و برای جنگ با ایرانیان از فرات بگذرند. پیلهای جنگی که در ارتش ایران بودند، شُوَند (باعث) هراس اسبهای اَرب شدند، بگونهای که آنها از فرمان سواران خود سرپیچیدند و اربها ناگزیر شدند پیاده بجنگند.
ابوعبید که براستی دلاوری بود، به پیل سپیدی آفند (حمله) برده و او را زخمی کرد و پیل او را در زیر پای خود گرفت و هلاک کرد. پس از آن بهرهمندی با ایرانیان شد و سرکردگان لشکر ارب کشته شدند. در این زمان اَربی فریاد زد: «یا باید همه کشته شویم یا پیروز گردیم» و تناب پیوند لاکمهها را برید و لاکمهها را در آب رها ساخت تا امید برگشت و واپسنشینی را از جنگجویان ارب ببرد. چون این کار او بیرویه و آسیبرسان بود، مثنیبنحارث شیبانی همراه با بخشی از سپاه ارب به ردهی نخستین سپاه ایرانیان یورش آوردند و بخشی دیگر به نیساری (تعمیر) پلِ لاکمهای و نگهبانی آن شتافتند تا اربها بتوانند با شتاب واپسنشینند.
در این جنگ شمار نیروهای ایرانی پیرامون ۱۰هزار تن و همچنین شمار نیروهای ارب مسلمان با ایرانیان برابر بود. کشتگانِ اَرَبها 7هزار تن بود که یا به دست سپاه ایران کشته شدند، یا در رودخانه فرات فرو رفته و تَکابیده (غرق) شدند و 3هزار تن از آنان نیز گریختند. شوربختانه آرتش نیرومند ایران ساسانی که همهی سپاهیانِ توانمند و استوار جهان آن روزگار را درهم میکوبید، با کودتاهای پیاپی و کشته شدنِ سران و اسپهپدانِ بزرگ ایران در پیِ هر کودتا، پس از سه سال آنچنان تهی از اسپهبدان کارآزموده و جنگ دیده شد که در نبرد کادوسی (قادسیه) آن شد که همه می دانیم.
به امید پیروزی دوباره فرزندان ایران بر اهریمنان بیگانه پرست.
پاینده ایران سرافراز
فرستنده: #آرتاباز
#روزشمار_نیاکان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود گرامیان
۲۸ مهر، سالروز پیروزی ایرانیان بر اَربهای مسلمان در جنگ پل؛
نبرد پل یا نبرد «جَسر» از نبردهای میان ساسانیان و مسلمانان اَرَب در نزدیکی رود فرات بود. جنگ پل در ۲۲شعبان ۱۳ماهشیدی(قمری) برابر با ۲۰ اکتبر ۶۳۴ زایش(میلادی) و در روز ۲۸ مهر ماه رخ داد. نبرد پل یگانه جنگ با تازیان بود که با پیروزی سنگین ایرانیان پایان یافت. چون اربها از لاکمهها (قایقها)بر روی فرات پلی ساخته بودند به نبرد پل زبانزد شده است.
ابوعبید مسعود ثقفی که سرکردهی لشکر اَرَب بود، دستور داد تا پلی از بَلَمها (قایقها)ساخته و برای جنگ با ایرانیان از فرات بگذرند. پیلهای جنگی که در ارتش ایران بودند، شُوَند (باعث) هراس اسبهای اَرب شدند، بگونهای که آنها از فرمان سواران خود سرپیچیدند و اربها ناگزیر شدند پیاده بجنگند.
ابوعبید که براستی دلاوری بود، به پیل سپیدی آفند (حمله) برده و او را زخمی کرد و پیل او را در زیر پای خود گرفت و هلاک کرد. پس از آن بهرهمندی با ایرانیان شد و سرکردگان لشکر ارب کشته شدند. در این زمان اَربی فریاد زد: «یا باید همه کشته شویم یا پیروز گردیم» و تناب پیوند لاکمهها را برید و لاکمهها را در آب رها ساخت تا امید برگشت و واپسنشینی را از جنگجویان ارب ببرد. چون این کار او بیرویه و آسیبرسان بود، مثنیبنحارث شیبانی همراه با بخشی از سپاه ارب به ردهی نخستین سپاه ایرانیان یورش آوردند و بخشی دیگر به نیساری (تعمیر) پلِ لاکمهای و نگهبانی آن شتافتند تا اربها بتوانند با شتاب واپسنشینند.
در این جنگ شمار نیروهای ایرانی پیرامون ۱۰هزار تن و همچنین شمار نیروهای ارب مسلمان با ایرانیان برابر بود. کشتگانِ اَرَبها 7هزار تن بود که یا به دست سپاه ایران کشته شدند، یا در رودخانه فرات فرو رفته و تَکابیده (غرق) شدند و 3هزار تن از آنان نیز گریختند. شوربختانه آرتش نیرومند ایران ساسانی که همهی سپاهیانِ توانمند و استوار جهان آن روزگار را درهم میکوبید، با کودتاهای پیاپی و کشته شدنِ سران و اسپهپدانِ بزرگ ایران در پیِ هر کودتا، پس از سه سال آنچنان تهی از اسپهبدان کارآزموده و جنگ دیده شد که در نبرد کادوسی (قادسیه) آن شد که همه می دانیم.
به امید پیروزی دوباره فرزندان ایران بر اهریمنان بیگانه پرست.
پاینده ایران سرافراز
فرستنده: #آرتاباز
#روزشمار_نیاکان
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
❤1
Forwarded from ادبسار
🍁🌻🍂🌾
@AdabSar
🍁 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 جشن گاهنباری "ایاسرم"
🍃🍂 روزهای پایانی مهر همزمان است با یکی دیگر جشنهای ششگانهی گاهنباری که در پنج روز برگزار میشد و واپسین روز آن همراه با جشنی بزرگ بود.
🍃🍂 گاهشمار(تقویم) گاهنباری، کهنترین سامانهی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به جا مانده از گاهشماری ساده و باریکبینانهای باشد که سال را به چهار موسم و چهار نیمهی موسم بخش میکرد و جشنهای گاهنباری در هر یک از موسمها و میانهی آنها برگزار میشد. نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. اکنون نیز در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده میشود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار پیشتر از هخامنشیان و پیدایش کیش زرتشتی سخن میگوییم و فردید(منظور) زمانی است که هیچچیز رویدادنگاری نمیشد.
🍃🍂 پس از آن، بیستوپنجم تا سیام مهر(اشتادروز تا انارام روز) با چهارمین جشن گاهنباری که گاهنبار/گاهانبار "ایاسرم" نام دارد، برابری کرد. "ایاسرم" به مانک آغاز سرما و میانهی پاییز است که بر پایهی باورهای کهن گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
🍃🍂 ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" نوشته است که ایرانیان نیمهی هر موسم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن "اجغار" میگفتند.
🍃🍂 گمان میرود که جشنهای گاهانباری هشتگانه بودند ولی از جشنهای پایان بهار و نیمهی زمستان نشانی دیده نمیشود. از اینرو گفته میشود که ساسانیان در کهننگاریها، در آیینهای کهن دستبَری(تحریف) کردهاند، باور به آفرینش ششگانه را به آن افزودند، برای هماهنگی با گاهشمار مزدیسنایی دو گاهنبار را زدودهاند و هماهنگی و زمانبندی آن را برهم زدهاند.
با این دیدگاه، دربارهی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته میشود که باید آن را همزمان با جشن میانهی پاییز یا پاییزانه در نیمهی آبان بدانیم.
🍃🍂 برای آشنایی با جشنهای گاهنباری دیگر به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/8501
t.me/AdabSar/8008
t.me/AdabSar/6969
t.me/AdabSar/6564
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
___________________
برگرفته از:
۱- جشنهای ایرانی
نویسنده: #پرویز_رجبی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
__________________
#فرهنگ_ایران #گاهنبار_ایاسرم #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🌾🍁🍂🌻
@AdabSar
🍁 آشنایی با جشنهای ایرانی
🍁 جشن گاهنباری "ایاسرم"
🍃🍂 روزهای پایانی مهر همزمان است با یکی دیگر جشنهای ششگانهی گاهنباری که در پنج روز برگزار میشد و واپسین روز آن همراه با جشنی بزرگ بود.
🍃🍂 گاهشمار(تقویم) گاهنباری، کهنترین سامانهی گاهشماری ایران بود که گمان شده است خود به جا مانده از گاهشماری ساده و باریکبینانهای باشد که سال را به چهار موسم و چهار نیمهی موسم بخش میکرد و جشنهای گاهنباری در هر یک از موسمها و میانهی آنها برگزار میشد. نخستین روز تابستان نیز آغاز سال نو بود. اکنون نیز در میان کشاورزان و روستاییان شمارشی همچون چهلم بهار، بیست روز به تابستان و... دیده میشود. در نگر داشته باشید که در اینجا از زمانی بسیار پیشتر از هخامنشیان و پیدایش کیش زرتشتی سخن میگوییم و فردید(منظور) زمانی است که هیچچیز رویدادنگاری نمیشد.
🍃🍂 پس از آن، بیستوپنجم تا سیام مهر(اشتادروز تا انارام روز) با چهارمین جشن گاهنباری که گاهنبار/گاهانبار "ایاسرم" نام دارد، برابری کرد. "ایاسرم" به مانک آغاز سرما و میانهی پاییز است که بر پایهی باورهای کهن گامه(مرحله)ی چهارم از شش گام آفرینش در این روزها رخ داد و گیاهان آفریده شدند.
🍃🍂 ابوریحان بیرونی در "آثارالباقیه" نوشته است که ایرانیان نیمهی هر موسم(فصل) را بسیار مَهَند(مهم) میشمردند و در خوارزم به آن "اجغار" میگفتند.
🍃🍂 گمان میرود که جشنهای گاهانباری هشتگانه بودند ولی از جشنهای پایان بهار و نیمهی زمستان نشانی دیده نمیشود. از اینرو گفته میشود که ساسانیان در کهننگاریها، در آیینهای کهن دستبَری(تحریف) کردهاند، باور به آفرینش ششگانه را به آن افزودند، برای هماهنگی با گاهشمار مزدیسنایی دو گاهنبار را زدودهاند و هماهنگی و زمانبندی آن را برهم زدهاند.
با این دیدگاه، دربارهی زمان گرامیداشت گاهنبار ایاسرم گفته میشود که باید آن را همزمان با جشن میانهی پاییز یا پاییزانه در نیمهی آبان بدانیم.
🍃🍂 برای آشنایی با جشنهای گاهنباری دیگر به این پیوندها بنگرید:
t.me/AdabSar/8501
t.me/AdabSar/8008
t.me/AdabSar/6969
t.me/AdabSar/6564
گردآوری و نگارش: #پریسا_امام_وردی
___________________
برگرفته از:
۱- جشنهای ایرانی
نویسنده: #پرویز_رجبی
۲- جشنهای ایران باستان
نویسنده: #محمدحسین_موسوی
۳- راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ملی
نویسنده: #رضا_مرادی_غیاث_آبادی
__________________
#فرهنگ_ایران #گاهنبار_ایاسرم #جشن_گاهنباری
@AdabSar
🌾🍁🍂🌻
@AdabSar
مُلک سنگستان و ما بیسنگریم
سر به سر سردار و ما بیسروریم
پنبه در گوشیم ما و رهبران
چون که ما خلقان پنبهپروریم
فخر ما ساید سر بام جهان
خاک بر سرمان که بی بام و دَریم
صاحب سرچشمهایم و تشنهایم
صاحب گنجینهایم و اَبتریم
کانِ فرهنگیم و هنگیمان نماند
فخر تاریخیم و بی پا و سریم
کاوه کو و کورهی آهنگریش؟
مانده مشتی نیمهجان سوزنگریم
دیگری گیرد گریبان فلک
ما گریبان خودی را میدَریم
دیگران بر غاصبان زور آورند
ما فقط بر اصل خود زورآوریم
پیش نصرانی مسلمانیم اگر
از نگاه مسلمین ما کافریم
روز و شب بیدار شمسِ خاوران
ما ز خوابآلودگانِ خاوریم
حضرت اقبال بر ما بد مگیر
ما اگر در خواب سکته اندریم
«خيز از خواب گران» گفتی ولی
در سمرقند آنچنان بیمنبریم
در بخارایی كه درگاه دَریست
با دَریگفتار بیرون از دَریم
نیست ملت را ز بس یکپارچگی
پاره پاره لقمهی شور و شریم
ریزه ریزه شرحه شرحه جسم و جان
بار ملت را کجا هم میبریم؟
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟
ما در این دنیا كه از یک مادریم
#لایق_شیرعلی(سرایندهی تاجیک)
@AdabSar
مُلک سنگستان و ما بیسنگریم
سر به سر سردار و ما بیسروریم
پنبه در گوشیم ما و رهبران
چون که ما خلقان پنبهپروریم
فخر ما ساید سر بام جهان
خاک بر سرمان که بی بام و دَریم
صاحب سرچشمهایم و تشنهایم
صاحب گنجینهایم و اَبتریم
کانِ فرهنگیم و هنگیمان نماند
فخر تاریخیم و بی پا و سریم
کاوه کو و کورهی آهنگریش؟
مانده مشتی نیمهجان سوزنگریم
دیگری گیرد گریبان فلک
ما گریبان خودی را میدَریم
دیگران بر غاصبان زور آورند
ما فقط بر اصل خود زورآوریم
پیش نصرانی مسلمانیم اگر
از نگاه مسلمین ما کافریم
روز و شب بیدار شمسِ خاوران
ما ز خوابآلودگانِ خاوریم
حضرت اقبال بر ما بد مگیر
ما اگر در خواب سکته اندریم
«خيز از خواب گران» گفتی ولی
در سمرقند آنچنان بیمنبریم
در بخارایی كه درگاه دَریست
با دَریگفتار بیرون از دَریم
نیست ملت را ز بس یکپارچگی
پاره پاره لقمهی شور و شریم
ریزه ریزه شرحه شرحه جسم و جان
بار ملت را کجا هم میبریم؟
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟
ما در این دنیا كه از یک مادریم
#لایق_شیرعلی(سرایندهی تاجیک)
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
از زندگانیام گله دارد جوانیام
شرمندهی جوانی از این زندگانیام
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق*
داده نوید زندگی جاودانیام
#شهریار
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
از زندگانیام گله دارد جوانیام
شرمندهی جوانی از این زندگانیام
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق*
داده نوید زندگی جاودانیام
#شهریار
#چکامه_پارسی
*= اِشغ
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹واژهی بیگانهی "فضا" در پارسی به چند چم بهکار میرود:
١ـ Space/Weltall= اسپاش← فضای بین ستارگان= اِسپاش میان ستارگان
٢ـ Cosmos، Universe/Kosmos= کیهان← فضانورد= کیهاننورد
۳ـ Room/Raum= (مکان)، جا، جایگاه، فراخنا، فراخی← فضای سبز= فراخی سبز
۴ـ Ambience/Ambiente = (جو، اتمسفر)، پیرامون، هوا، سپهر← فضای تاریک این منزل= سپهر تاریک این خانه
۵ـ Place/Platz = میدان، جا، گنجا← فضایی برای هنرمندان واقعی نیست= میدانی برای هنرمندان راستین نیست
🔻فضا= اِسپاش(Spatium در لاتینی، «Spsce» در انگلیسی و «Espace، Spacieux» در فرانسوی نیز برگرفته از این واژهی پهلوی میباشند)، سِپاش، کیهان، فراسو، فرامون، وای(=هوا)، دَروای، پهنه آسمان، هوا، فراسپهر، فراخی، فراخنای، گشاده، پَهن، پیرامون
🔻فضاپیما= اِسپاشه، وایپیما، کیهانپیما
🔻فضانورد= کیهاننورد، هوانورد، دَروانَوَرد
🔻فضای آزاد= Free space، اِسپاش آزاد
🔻فضای بَرهَم کُنش= Interaction space، اِسپاش برهم کنش
🔻فضای خالی= اِسپاشِ آزاد، تُهیکی
🔻فضای سبز= فَراخی سبز، فراخنای سبز
🔻فضای ضرب داخلی= اِسپاش یکانی
🔻فضای مجازی= اِسپاشِ ویرآگین، سِپاش ویرآگین، سپاش انگاری، رایاسِپاش، پَرامونِ ناآشکار، فَرامونِ هستنما
🔻فضای مرده/بیکار= اِسپاش مرده، گَتَک خاموش
🔻فضای نرمال= Normal space، اِسپاش هَنجار
🔻فضای وارون= Reciprocal space، اِسپاش وارون
🔻فضای وسیع= دَرَندَشت
🔻فضای هِرمیتی= Hermitian space، اِسپاش یکانی
🔻فضایی= فراسپهری، کیهانی، اِسپاشیک، دَرواییک
🔻فضای یکانی= Unitary - innerproduct space، اِسپاش یکانی
🔻سفینهی فضایی= کشتی کیهانی، اسپاشناو، کیهانپیما
🔻موجودات فضایی = باشندگان کیهانی، کیهانیان، فَرازَمینیان
✍نمونه:
🔺اوّلین قمر مصنوعی به اسم «اسپوتنیک» را روسیه به فضا فرستاد=
نخستین ماهواره به نام «اسپوتنیک» را روسیه به اِسپاش فرستاد
🔺نور تابع انحنای فضاست=
شید پیروِ خَمشِ اِسپاش است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فضا #فضایی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
🔅پالایش زبان پارسی
🔹واژهی بیگانهی "فضا" در پارسی به چند چم بهکار میرود:
١ـ Space/Weltall= اسپاش← فضای بین ستارگان= اِسپاش میان ستارگان
٢ـ Cosmos، Universe/Kosmos= کیهان← فضانورد= کیهاننورد
۳ـ Room/Raum= (مکان)، جا، جایگاه، فراخنا، فراخی← فضای سبز= فراخی سبز
۴ـ Ambience/Ambiente = (جو، اتمسفر)، پیرامون، هوا، سپهر← فضای تاریک این منزل= سپهر تاریک این خانه
۵ـ Place/Platz = میدان، جا، گنجا← فضایی برای هنرمندان واقعی نیست= میدانی برای هنرمندان راستین نیست
🔻فضا= اِسپاش(Spatium در لاتینی، «Spsce» در انگلیسی و «Espace، Spacieux» در فرانسوی نیز برگرفته از این واژهی پهلوی میباشند)، سِپاش، کیهان، فراسو، فرامون، وای(=هوا)، دَروای، پهنه آسمان، هوا، فراسپهر، فراخی، فراخنای، گشاده، پَهن، پیرامون
🔻فضاپیما= اِسپاشه، وایپیما، کیهانپیما
🔻فضانورد= کیهاننورد، هوانورد، دَروانَوَرد
🔻فضای آزاد= Free space، اِسپاش آزاد
🔻فضای بَرهَم کُنش= Interaction space، اِسپاش برهم کنش
🔻فضای خالی= اِسپاشِ آزاد، تُهیکی
🔻فضای سبز= فَراخی سبز، فراخنای سبز
🔻فضای ضرب داخلی= اِسپاش یکانی
🔻فضای مجازی= اِسپاشِ ویرآگین، سِپاش ویرآگین، سپاش انگاری، رایاسِپاش، پَرامونِ ناآشکار، فَرامونِ هستنما
🔻فضای مرده/بیکار= اِسپاش مرده، گَتَک خاموش
🔻فضای نرمال= Normal space، اِسپاش هَنجار
🔻فضای وارون= Reciprocal space، اِسپاش وارون
🔻فضای وسیع= دَرَندَشت
🔻فضای هِرمیتی= Hermitian space، اِسپاش یکانی
🔻فضایی= فراسپهری، کیهانی، اِسپاشیک، دَرواییک
🔻فضای یکانی= Unitary - innerproduct space، اِسپاش یکانی
🔻سفینهی فضایی= کشتی کیهانی، اسپاشناو، کیهانپیما
🔻موجودات فضایی = باشندگان کیهانی، کیهانیان، فَرازَمینیان
✍نمونه:
🔺اوّلین قمر مصنوعی به اسم «اسپوتنیک» را روسیه به فضا فرستاد=
نخستین ماهواره به نام «اسپوتنیک» را روسیه به اِسپاش فرستاد
🔺نور تابع انحنای فضاست=
شید پیروِ خَمشِ اِسپاش است
گردآوری و نگارش #مجید_دری
#پارسی_پاک
#فضا #فضایی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آرمان «ادبسار»
پالایش زبان پارسی
والایش فرهنگ ایرانی
@AdabSar
🔷🔶🔹🔸
@AdabSar
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی
زیر لب از آن کینهی دیرینه چه گفتی
این دست وفا بود نه دست طلب از دوست
اما تو به این دست پر از پینه چه گفتی
دل اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست
ای آه جگرسوز به آیینه چه گفتی
از بوسهی گلگون تو خون میچکد ای تیر
جان و جگرم سوخت، به این سینه چه گفتی
از رستم پیروز همین بس که بپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی
#فاضل_نظری
@AdabSar
یادت نرود با دلم از کینه چه گفتی
زیر لب از آن کینهی دیرینه چه گفتی
این دست وفا بود نه دست طلب از دوست
اما تو به این دست پر از پینه چه گفتی
دل اهل مکدر شدن از حرف کسی نیست
ای آه جگرسوز به آیینه چه گفتی
از بوسهی گلگون تو خون میچکد ای تیر
جان و جگرم سوخت، به این سینه چه گفتی
از رستم پیروز همین بس که بپرسند
از کشتن سهراب به تهمینه چه گفتی
#فاضل_نظری
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم
خوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیم
با گریهی خونین من و خندهی مهتاب
آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم
#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
مهتاب و سرشکی به هم آمیخته بودیم
خوش روی هم آن شب من و مه ریخته بودیم
با گریهی خونین من و خندهی مهتاب
آب رخی از شبنم و گل ریخته بودیم
#شهریار
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
چرا بدی ها بیشتر از خوبی ها به چشم ما می آیند؟
چرا در یک مهمانی
جشن
کوچه و شهر
کوی، مردم
هتا در یک کس
می نشیند بر چشم کمبود و بدی
از میان این همه آراستگی در میهمانی!
از میان همه ی جنبش جشن
از میان این همه خوبی
در مردم کوچه و شهر
از میان همه ی پاکی کوی
از میان همه ی خوبی او
از میان همه ی خوبی من
از میان همه ی خوبی تو
از میان آنها...
من و تو
با چشم به نگاهی ویژه
می جوییم چیزی که کمبود داریم
براستی چرا چشم می پوشد خود را
به چیزی که نیک باید و هست؟
سهراب گفت: "چشم ها را باید شست.
جور دیگر باید دید". "گل شبدر چه کم از لایه قرمز دارد"
برخی گفتند باز باید کرد
من فریاد کنم: "کور باید کرد"
آنچه گفتند باز باید کرد
#چشم_دل را گویم
کور باید بود هر چشم دلی
سخن از شستن و روفتن نیست
باید شسته شود از هر چیز
چشم دل کور باید بود
دوست من، چشم دگری را باید بود
آن چشم "خرد" است که "خداوند" دارد
در آن جایگه بی نیازی و بزرگی باشد.
نه نیازی باشد، نه دردی به دلی
نه مانده به راهی
نه گرسنه یا تشنه
نه فروافتاده به چاهی
دل نیاز است بر هر چه که کمبود باشد
دل تشنه و تاریک
به پیاش جو باشد
دل هی، ولگرد سرابی باشد
چشمه ی دل سو به سر آبی باشد
چشم دل تا که نیاز است براست
اگر سیراب شود چوُن پیِ آبی باشد؟
پس چشم خردت باز باید بود
اگر این دانه بدانی هنرت خواهد بود
با "#چشم_خرد" چون خدا خواهی شد
با چشم خرد داور ما خواهی شد
می دانم تو خدا خواهی شد
با خرد، بی آز و نیاز، رهنما خواهی شد
این دان بدانی رستگار خواهی شد!
#خردورزی مایه نزدیکی و همگرایی مردمان و #دلورزی مایه دوری و واگرایی آنها می شود.
فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
چرا بدی ها بیشتر از خوبی ها به چشم ما می آیند؟
چرا در یک مهمانی
جشن
کوچه و شهر
کوی، مردم
هتا در یک کس
می نشیند بر چشم کمبود و بدی
از میان این همه آراستگی در میهمانی!
از میان همه ی جنبش جشن
از میان این همه خوبی
در مردم کوچه و شهر
از میان همه ی پاکی کوی
از میان همه ی خوبی او
از میان همه ی خوبی من
از میان همه ی خوبی تو
از میان آنها...
من و تو
با چشم به نگاهی ویژه
می جوییم چیزی که کمبود داریم
براستی چرا چشم می پوشد خود را
به چیزی که نیک باید و هست؟
سهراب گفت: "چشم ها را باید شست.
جور دیگر باید دید". "گل شبدر چه کم از لایه قرمز دارد"
برخی گفتند باز باید کرد
من فریاد کنم: "کور باید کرد"
آنچه گفتند باز باید کرد
#چشم_دل را گویم
کور باید بود هر چشم دلی
سخن از شستن و روفتن نیست
باید شسته شود از هر چیز
چشم دل کور باید بود
دوست من، چشم دگری را باید بود
آن چشم "خرد" است که "خداوند" دارد
در آن جایگه بی نیازی و بزرگی باشد.
نه نیازی باشد، نه دردی به دلی
نه مانده به راهی
نه گرسنه یا تشنه
نه فروافتاده به چاهی
دل نیاز است بر هر چه که کمبود باشد
دل تشنه و تاریک
به پیاش جو باشد
دل هی، ولگرد سرابی باشد
چشمه ی دل سو به سر آبی باشد
چشم دل تا که نیاز است براست
اگر سیراب شود چوُن پیِ آبی باشد؟
پس چشم خردت باز باید بود
اگر این دانه بدانی هنرت خواهد بود
با "#چشم_خرد" چون خدا خواهی شد
با چشم خرد داور ما خواهی شد
می دانم تو خدا خواهی شد
با خرد، بی آز و نیاز، رهنما خواهی شد
این دان بدانی رستگار خواهی شد!
#خردورزی مایه نزدیکی و همگرایی مردمان و #دلورزی مایه دوری و واگرایی آنها می شود.
فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
مستم ز نگاهِ چشمِ مستت امشب
یا زان دو لبِ بادهپرستت امشب
از جام لبت گرفتهام جام دگر
جامی بدهم دوباره دستت امشب
لبهای تو آتش به لبانم زده است
بَرگیر مرا به جانِ مستت امشب
هرچند که بیچاره به کویت شدهام
گفتم به تو من که نازِ شستت امشب
در چشم تو من هزار چون باده خورم
در غمزهی* چشمِ مِیپرستت امشب
آرام نگیرم امشب از دست تو من
تا دست ندهم میان دستت امشب
#ایرج_نصرالهی
#چکامه_پارسی
*غمزه= کرشمه، ناز
@AdabSar
مستم ز نگاهِ چشمِ مستت امشب
یا زان دو لبِ بادهپرستت امشب
از جام لبت گرفتهام جام دگر
جامی بدهم دوباره دستت امشب
لبهای تو آتش به لبانم زده است
بَرگیر مرا به جانِ مستت امشب
هرچند که بیچاره به کویت شدهام
گفتم به تو من که نازِ شستت امشب
در چشم تو من هزار چون باده خورم
در غمزهی* چشمِ مِیپرستت امشب
آرام نگیرم امشب از دست تو من
تا دست ندهم میان دستت امشب
#ایرج_نصرالهی
#چکامه_پارسی
*غمزه= کرشمه، ناز
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
دل خسته و جان فَگار و مُژگان خونریز
رفتم بَرِ آن یار و مَهِ مِهراَنگیز
من جای نکرده گرم گردون به ستیز
زد بانگ که هان چند نشینی، برخیز
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
دل خسته و جان فَگار و مُژگان خونریز
رفتم بَرِ آن یار و مَهِ مِهراَنگیز
من جای نکرده گرم گردون به ستیز
زد بانگ که هان چند نشینی، برخیز
#ابوسعید_ابوالخیر
#چکامه_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود و مهر خدا بر شما
دوست و هم میهن بزرگوار
از اینکه نگاه خوبی به زبان و ادب پارسی دارید و در این راه گام برمی دارید سپاسگزارم.
یک گامِ کوچکِ هرچند نافرجام برداشتن، بهتر از هیچ گام است.
در این راستا کوشش ها بسیار شده است و خود این راه هم بس سخت و ناهموار بوده است.
در هر راهی، گاهی پای رونده خواهد لغزید و به سنگی خواهد خورد. درد آن ما را بخود خواهد آورد اگر مست نباشیم.
در این راه هرچه کار شود کم است، چون سالها وام گرفتن از زبان های دیگر نه تنها بد نبوده است که برخی آن را نشان سخنوری خود دانسته اند و بر آن بالیده اند.
خوب در باره کاربرد واژه های کهنه یا نوین بجای واژه های بیگانه پیشنهادهای بسیاری شده است،
بد نیست یادی کنم از سخن بزرگی که می گفت سپردن کار به فرهنگستان بسنده نیست. همانگونه که پذیرش و پخش واژه های بیگانه را مردم انجام می دهند، ایستادگی در برابر واژه های بیگانه را نیز باید به مردم واگذار کرد. آنها خود آنچه را شایسته تر باشد از میان انبوه واژه های زبان پربار فارسی برخواهند گزید.
به هر گونه، برخی واژه ها اگرچه فراموش شده، سخت و سنگین هستند، ولی می توان در نوشتارها و سخنان خود واژه های آشناتر را بکار برد.
این کار دشواری نیست.
گذشته از آن هرچه و هر واژه ای که سخت و دشوار است تنها برای چند روز نخست سخت و نچسب است. آن را پس از اندک زمانی مانند همه کارهایمان یاد خواهیم گرفت.
همانند دوچرخه سواری بر دو چرخ باریک، از باریک ترین راه ها هم به آسانی خواهیم گذشت. تنها باید بخواهیم و کمی تلاش کنیم.
ببخشید استاد بزرگوار
در برابر بزرگانی مانند شما سخن از ادب پارسی گفتن برای ما آسان نیست و گاهی هم نادرست است.
این کار خواست همگانی می خواهد، ولی شدنی است.
من با تلاش فارسی خواهم گفت و فارسی خواهم نوشت، اگر چه گاهی نادرست باشد.
به زبان خودم نادرست بگویم زودتر نادرستی آن هویدا شده و درست خواهد شد تا اینکه این چنین از زبان بیگانه وام بگیرم که هر واژه ای به هر چمی در هر جایی از گزاره ها(بی آنکه بدانم چه گزاره ای می سازم تنها برای آنچه می خواهم، به شنونده در سخن گفتن و به خواننده در نوشتن، برسانم) به کار برم.
فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
@AdabSar
درود و مهر خدا بر شما
دوست و هم میهن بزرگوار
از اینکه نگاه خوبی به زبان و ادب پارسی دارید و در این راه گام برمی دارید سپاسگزارم.
یک گامِ کوچکِ هرچند نافرجام برداشتن، بهتر از هیچ گام است.
در این راستا کوشش ها بسیار شده است و خود این راه هم بس سخت و ناهموار بوده است.
در هر راهی، گاهی پای رونده خواهد لغزید و به سنگی خواهد خورد. درد آن ما را بخود خواهد آورد اگر مست نباشیم.
در این راه هرچه کار شود کم است، چون سالها وام گرفتن از زبان های دیگر نه تنها بد نبوده است که برخی آن را نشان سخنوری خود دانسته اند و بر آن بالیده اند.
خوب در باره کاربرد واژه های کهنه یا نوین بجای واژه های بیگانه پیشنهادهای بسیاری شده است،
بد نیست یادی کنم از سخن بزرگی که می گفت سپردن کار به فرهنگستان بسنده نیست. همانگونه که پذیرش و پخش واژه های بیگانه را مردم انجام می دهند، ایستادگی در برابر واژه های بیگانه را نیز باید به مردم واگذار کرد. آنها خود آنچه را شایسته تر باشد از میان انبوه واژه های زبان پربار فارسی برخواهند گزید.
به هر گونه، برخی واژه ها اگرچه فراموش شده، سخت و سنگین هستند، ولی می توان در نوشتارها و سخنان خود واژه های آشناتر را بکار برد.
این کار دشواری نیست.
گذشته از آن هرچه و هر واژه ای که سخت و دشوار است تنها برای چند روز نخست سخت و نچسب است. آن را پس از اندک زمانی مانند همه کارهایمان یاد خواهیم گرفت.
همانند دوچرخه سواری بر دو چرخ باریک، از باریک ترین راه ها هم به آسانی خواهیم گذشت. تنها باید بخواهیم و کمی تلاش کنیم.
ببخشید استاد بزرگوار
در برابر بزرگانی مانند شما سخن از ادب پارسی گفتن برای ما آسان نیست و گاهی هم نادرست است.
این کار خواست همگانی می خواهد، ولی شدنی است.
من با تلاش فارسی خواهم گفت و فارسی خواهم نوشت، اگر چه گاهی نادرست باشد.
به زبان خودم نادرست بگویم زودتر نادرستی آن هویدا شده و درست خواهد شد تا اینکه این چنین از زبان بیگانه وام بگیرم که هر واژه ای به هر چمی در هر جایی از گزاره ها(بی آنکه بدانم چه گزاره ای می سازم تنها برای آنچه می خواهم، به شنونده در سخن گفتن و به خواننده در نوشتن، برسانم) به کار برم.
فرستنده #صفری_سنجانی
#پیام_پارسی
@AdabSar
🔷💠🔹🔹
Forwarded from ادبسار
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
آیینه سرنوشت تبارش شکستن است
باغ دل من است و بهارش شکستن است
پاییز اگر که پای چپاول نهد به باغ
تنها نه گل که قسمت خارش شکستن است
در موجخیز عشق کسی برکنار نیست
سهم هرآنکه رفت کنارش شکستن است
آنرا که بار شیشه به همراه میبرد
سنگش مزن که داروندارش شکستن است
گفتم به خویش: دلبر اگر عهد عشق بست
در آن نبند دل که قرارش شکستن است!
دستم نمیرود بدهم دل به دست تو
وقتی که دستهای تو کارش شکستن است
شاعر اگرچه آینهی جاودانگیست
حتی نصیب سنگ مزارش شکستن است
#عباس_کیقبادی
@AdabSar
Forwarded from ادبسار
💫
هیچ دانی که آب دیدهی پیر
از دو چشم جوان چرا نچکد؟
برف بر بام سالخوردهی ماست
آب در خانهی شما نچکد
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar
هیچ دانی که آب دیدهی پیر
از دو چشم جوان چرا نچکد؟
برف بر بام سالخوردهی ماست
آب در خانهی شما نچکد
#سعدی
#چکامه_پارسی
@AdabSar